فیلم سینمایی

بررسی و تحلیل سری فیلم های Harry potter ( هری پاتر )

حکومت جادو

داستان هری پاتر همان داستان قدیمی جنگ بین خیر و شر است که در آن خیر به پیروزی می رسد و بدی نابود می شود .

داستانهای هری پاتر از کتاب هری پاتر و سنگ جادو آغاز می شود که این پسربچه یتیم نزد خویشاوندان بداخلاقش زندگی می کند و پناهگاهش گنجه زیرپله خانه است . اما دریافت نامه ای که هری پاتر را به تحصیل در مدرسه جادوگری دعوت می کند، زندگی او را عوض می کند و آنجاست که می فهمد پدر و مادرش که همواره می پنداشته است در حادثه رانندگی جان باخته اند در واقع قربانیان جادوگری بدجنس به نام لرد ولدمورت بوده اند . لرد ولدمورت در پایان داستان از هری پاتر شکست می خورد و از دست یافتن به سنگی که مایه بقای قدرت اوست بازمی ماند .

در هری پاتر و تالار اسرار که دومین اثر خانم رولینگ است، هری پاتر به راز ورود به تالار اسرار پی می برد و در آنجا با دست یافتن به دفترچه خاطرات یکی از شاگردان پیشین مدرسه جادوگری در می یابد که این دفترچه در واقع به لرد ولدمورت تعلق دارد . این پار پرنده ای افسانه ای به نام ققنوس دامبلدور، هری پاتر را از خطر نجات می دهد و هری پاتر نیز با از میان بردن دفترچه خاطرات لرد ولدمورت بار دیگر او را شکست می دهد .

در کتاب سوم که هری پاتر و زندانی آزکابان نام دارد، هری پاتر در می یابد که مادرش لیلی جان خود را فدای او کرده و به این ترتیب طلسمی محافظ برای او ایجاد کرده است که لرد ولدمورت نمی تواند آن را بشکند .

هری پاتر و جام آتش، چهارمین داستان از سری ماجراهای هری پاتر، حکایت رهایی قربانیان پیشین لرد ولدرموت، از جمله پدر و مادر هری پاتر از بند اوست که به کمک فرزند جادوگرشان می آیند تا دشمن دیرینه را شکست دهد .

در کتاب پنجم حکایت این است که چگونه قهرمان داستانهای او به محفل ققنوس راه می یابد که حلقه ای از جادوگران است .

کتاب ششم جایی که وزیر جادوگری عوض میشود , پس از مدتی نبردی در هاگوارتز رخ میدهد که طی آن دامبلدور کشته میشود .

هری و دوستانش در کتاب هفتم به جهت وظیفه ای که دامبلدور به آنان واگذار کرده دیگر به مدرسه نمیروند و از سوی دیگر ولدمورت وزارتخانه ی جادوگری را تحت کنترل میگیرد و در برخورد با خون ناخالص جادوگری بسیار اهتمام میورزد بالاخره هری برای مبارزه به مدرسه باز میگردد , مدرسه جبهه ی مقاومت میشود و درنهایت جنگ در گرفته و هری مقابل ولدمورت قرار میگیرد , در نهایت هم ولدورت به دست او کشته میشود .

harry potter هری پاتر

داستان هری پاتر یک داستان آخرالزمانی یا آپوکالیپس است. هر چند جاذبه های عوامانه هم به آن افزوده شده ؛ مکاشفه یا آخرالزمانی، داستان هایی هستند که درباره پایان جهان صحبت می کنند .

اعتقاد به آخرالزمان، یک کهن الگو و باور مشترک و دیرینه بشری است. انسان ها فارغ از دین و ایین و نژاد خویش در طول تاریخ، بر این باور بوده اند که عمر جهان روزی به پایان خواهد رسید. براساس این باور، مسیر کلی اتفاقات تاریخ، به یک نقطه پایان می انجامد و آن جا تکلیف همه مسائل روشن خواهد شد. در طول تاریخ و در فرهنگ های مختلف، داستان های آخرالزمانی گوناگونی نگاشته شده که مشهورترین و جذاب ترین آن ها پیشگویی ها بوده اند .

  1. خطری بزرگ همه انسان ها را تهدید می کند .
  2. این خطر، تنها توسط عده معدودی شناخته و درک می شود .
  3. این انسان ها که سیر و سلوک، حکمت و زندگی خاصی دارند، برای نجات کل جهان در برابر آن خطر به پا می خیزند .
  4. یک منجی با حکم الهی به نجات بشر می اید .
  5. رویارویی منجی با خطر جهانی، رویارویی خوبی ها و بدی هاست. در این مواجهه از نیروهای مافوق طبیعی استفاده می شود .
  6. عاقبت، خوبی بر بدی پیروز می شود .

ویژگی هایی هستند که زیر بنای کلی داستان هری پاتر را شکل میدهند، گزارهایی کاملاً آخرالزمانی .

در یک نگاه به مفهوم آخرالزمان میتونیم اون رو به شش طبقه تقسیم کنیم .

  1. آخرالزمان دینی که در آن پیش گویی های کتاب مقدس (با محوریت تورات) به تصویر در می آیند. حتی انجیل هم با نگاه به تورات تصویر می شود
  2. آخرالزمان تکنولوژیک که مربوط به چالش انسان و تکنولوژی ساخت اوست که بر او برتری یافته اند. چه از نوع ماشین های قوی و چه از نوع موجودات زنده ای که با مهندسی ژنتیک خلق شده اند
  3. آخرالزمان علمی ـ تخیلی که در آن جدال گسترده ای بین انسان و موجودات فرازمینی یا بیگانه به تصویر درمی آید
  4. آخرالزمان اسطوره ای که موجودات و مفاهیمی از اعماق افسانه ها و اساطیر به زمان حال حاضر می آیند و شرایط سخت آخرالزمان را برای بشر ایجاد می کنند
  5. آخرالزمان طبیعی که بشر با انواع و اقسام بلایا و مصیبت های طبیعی، مثل سیل ها و زلزله، امراض فراگیر، آتش فشان ها، شهاب سنگ های بزرگ و حشرات و حیوانات عجیب و غریب علیه سلطه افراطی بشر می شورند و بشر در نبرد با این بلایا به شرایط بسیار سختی می رسد که اگر تلاش نکند و در مقابل این ها مقاومت نکند، آخرین نفس های حیات خود را می زند و به پایان جهان می رسد
  6. آخرالزمان متافیزیکی ـ جادویی که ساحران و جادوگران و رمّالان امروزی یا دیروزی، برای به دست آوردن قدرت، عرصه را بر دیگر انسان ها تنگ کرده و اوضاع را به سمت وحشت آفرین روزهای حیات بشری پیش می برند

در تقسیم بندی دیگر، می توان دو نوع کلی از آخرالزمان را در آثار سینمایی هالیوود برشمرد :

الف )  آخرالزمان دینی : که در آن عناصری چون مسیح یا مشیا (ماشیحا ) خدا، فرشتگان و سایر عناصر مسیح ـ یهودی، یاری گر انسان در برابر هیولا یا شیطان و اژدها هستند و بحث هزاره گرایی و دریاچه آتش و زندان هزار ساله و تخت پادشاهی و حق و باطل و ایمان و کفر مطرح است . در چنین آثاری، بشر در آخرین لحظه های غربت و تنهایی جبری و تقدیری اش در برابر سپاهیان شرارت و شیطان مورد حمایت یک نیروی معنوی قدرتمند مسیحیایی قرار می گیرد . بهترین نمونه از این دست آثار، فیلم «اُمگا کد 2» است که ساخته شبکه TBN میباشد .

ب )  آخرالزمان غیر دینی : در این نوع تصویر آخرالزمان، کمتر نامی از خدا و مسیح و (ماشیحا) برده می شود و بشر به تنهایی با اراده قوی خود جبر تقدیر را می شکند و به تنهایی با تکیه بر تکنولوژی و عقل خود بر دشمن شرورش فائق آمده و برتری انسان بر همه چیز و اومانیسم افراطی را به وضوح به تصویر می کشد . در این قبیل آثار به جای قدرت الهی، در برخی موارد قدرت عشق مطرح می شود که قهرمان داستان با عشق خالصانه و صددرصد زمینی به ستاره مؤنث فیلم، جهان را از شرّ شیاطین می رهاند . مانند فیلم « پسر جهنمی « و « ماتریکس « . در برخی موارد نوع دوستی و یا ملی گرایی یا قوم گرایی یا میراث اجدادی یا خانواده یا سرزمین، بت هایی می شوند که قهرمان به خاطر آن ها در مقابل ضد قهرمان ایستادگی و مقاومت می کند. مانند فیلم «هری پاتر» که خانواده و حفظ میراث اجدادی و سرزمین «هاگوارتز» در آن اصالت دارد .

مهم این است که اساطیر صهیونیستی، هم در نوع دینی و هم در نوع غیر دینی به شدت یافت می شوند. انواعی از آخرالزمان غیر دینی هستند که بعضاً ضد دینی می شوند. مانند قسمت چهارم « طالع نحس» که در آن شیطان تمام موانع پیش روی خدا را بر می دارد و دخترک مورد حمایت خود و برادر کوچک ترش «الکساندر» را محافظت می کند تا بتوانند حلقه شیطان پرستان را تشکیل و گسترش دهند. دخترکی که به شدت از علائم مسیحی و کلیسا و کشیش و هر نوع متافیزیکی متنفر است. قابل ذکر است که پس از ساخته شدن قسمت اول طالع نحس اسراعیل نقش مهمی در تولید سایر قسمتهای این فیلم ایفا کرد .

برخی منتقدین مسیحی، «هری پاتر» را هم در این راستا ارزیابی کردند و شیوع خرافه و جادو و کارهای خلافی چون دزدی، پنهان کاری، جادوگری و قانون شکنی توسط قهرمانان داستان را علیه مسیحیت ارزیابی کرده اند .

harry potter هری پاتر

هری پاتر یادآور کهن الگوی چیرگی کودک معصوم، بر طاغوت جبار است. (موسی در آب، عیسی در گهواره، داوود نوجوان در برابر جالوت، انتخاب شموئیل نوجوان، برای رهبری بنی اسرائیل )

ولدمورت هم اهریمن یا چهره منفی فر زمانی است که از کهن الگوی دجال یا آنتی کریست، الهام گرفته شده است .

او فردی غیر اخلاقی، شقی و نژادپرست است . وی خون را مایه برتری می داند و فضلیت های اخلاقی و انسانی را هجو می کند و معتقد است بیش تر مردم دنیا که خلقت و خون اصیل ندارد، لایق مرگ اند . در طول داستان، درمی یابیم که او در دوره های گذشته، با اسامی دیگری ظهور کرده است .

نشان روی پیشانی هری پاتر، اقتباسی صریح از جمله کتاب مکاشفات یوحنا (18 ـ 15: 13) است که دجال نشانه هایی روی پیشانی دشمنان باقی می گذارد .

harry potter هری پاتر

هری پاتر، دانسته یا نادانسته، قصه مقابله نهایی خیر و شر است؛ همان نبردی که در ادبیات مسیحی، به نام «آرماگدون» و در ادبیات یهودی به نام «هرمجدون» می شناسیم .

اندیشیدن به آخرالزمان، مهم ترین دغدغه بشر، در دو دهه اخیر بوده است. . در یک نظر سنجی که در سال 1998، در مجله تایمز به چاپ رسید، نشان داد که 51 درصد مردم امریکا اعتقاد دارند که آخرالزمان فرارسیده است.

هم زمان با نزدیک شدن سال2000، هزاره گرایان( millennialists ) سمینارها و همایش های متعددی برپا کردند. سندرم 2000 فراگیر شد و جامعه شناسان، از ظهور جنون هزاره ای خبر دادند. نقل مکان به مکان های خاص، خودکشی های دسته جمعی و ظهور ده ها مسیح و مهدی ساختگی، در این سال گزارش شد.

مکاتب انتظار ( messianism )، در میان مسیحیان، اقبال یافتند. کارشناسان به جست و جوی دجال و سفیانی و سید حنی و دیگر چهره های آخرالزمان براساس متون یهودی، مسیحی و اسلامی، در میان چهره های سیاسی جهان پرداختند، ده ها فیلم آخرالزمانی دینی و خواه آخرالزمانی های طبیعی، تکنولوژیک، علمی ـ تخیلی و اسطوره ای که پایان جهان را ناشی از حمله موجودات فضایی، مشکلات محیط زیستی یا نافرمانی صنایع بشری می دانند، ساخته شد .

فیلم هایی مثل ماتریکس، ترمیناتور، ارباب حلقه ها، مومیایی، بازگشت مومیایی، عقرب شاه، بیگانه، روز استقلال، گودزیلا، عنصر پنجم، جنگ ستارگان، پایان روزگار، برخورد عمیق، قله دانته و… شاهد انسجام و قدرت یافتن یهودیانی است که چشم به راه ظهور مسیح اند. همین طور مسیحیان راست گرایی که بازگشت مسیح را انتظار می کشند و مسلمانانی که موعود آل محمد را به انتظار نشسته اند و زردشتیان و هندوانی که بنابر باورهای خویش، زمانه را با آن چه درباره آخرالزمان شنیده اند، هماهنگ می یابند. در امریکا اقبال شدید به امور مذهبی مشاهده می شود .

مسئله آخرالزمان، در رسانه ها و گزارش های رسمی کم تر نمود داشته، ولی مسئله اصلی دنیای امروز، به ویژه غرب و به طور خاص امریکاست. برای همین، هری پاتر که در انگلیس، تنها از سوی خوانندگان و مجلات عامه پسند مورد توجه قرار گرفته است، در امریکا مورد توجه شدید منتقدان صاحب نام و جشنواره های دینی و اجتماعی قرار می گیرد و محمل تفاسیر مختلف، از سویه ها و رویه های گوناگون واقع می شود و ده ها سایت اختصاصی هری پاتر ویژه نخبگان و اندیشمندان ایجاد می شود. این که فرق مختلف مسیحی و کلیساهای مختلف، گاهی این کتاب را تحریم کرده اند و گروه هایی مثل برخی کلیساهای پروتستان امریکایی، در مقابل کلیسای انگلیگان، به دفاع از این کتاب پرداخته اند، نشان دهنده ارتباط پنهان، اما عمیق کتاب با باورهای دینی است.

در دانشگاه لورنس در اپلیتون شهر ویسکانسین، قرار بود یک واحد درسی به نام تفکر حول هری پاتر  تدریس شود. استاد این درس، آقای ادموند ام کرن، در این مورد گفت:دانشجویان امروز دیگر مثل دانشجو های گذشته نیستند. آنها این شانس و موقعیت را دارند که به همراه هری پاتر رشد کنند .

هری پاتر داستانی که به تمام معنا یک حماسه است؛ حماسه ای برای انسان امروز که قلبش به او گواهی می دهد که نبرد نهایی خوبی و بدی نزدیک است و انسانی که با همه وجود، مشتاق پیروزی نیکی ها بر زشتی هاست.

harry potter هری پاتر

صحبت کردن از مجموعه داستان های هری پاتر، به دلیل موفقیت های چشمگیری که به دست آورده و استقبال غیر قابل تصوری که از آن شده، بسیار سخت است .

عواملی چون ترجمه گسترده کتاب های هری پاتر در جهان، چاپ و توزیع در بیش از دویست کشور و ساخت بازی های رایانه ای آن و… هر گونه بحث درباره هری پاتر و داستان هایش را تحت شعاع قرار داده است. اگر کسی به نقد یا به عبارت صحیح تر بیان نکات منفی داستان های هری پاتر بپردازد، با بی اعتنایی، ناراحتی و حتی خشم طرف داران او مواجه می شود. در واقع ما در بین دو گروه قرار گرفته ایم، گروهی که هیچ نقد و نظری، غیر از تعریف و تمجید و ابراز علاقه را برنمی تابند و از سوی دیگر، گروهی که این داستان ها را ضد دین، مروج جادوگری، نژاد پرستانه و مضر برای کودکان می دانند و حکم به تکفیر، تحریم و حتی سوزاندن کتاب های هری پاتر می دهند . در واقع هری پاتر دارای نکات مثبت و منفی است و از جنبه های گوناگون می توان آن را بررسی کرد .

حقیقت این است که به نظر نمی رسد اتفاق هری پاتر چندان هم اتفاق باشد. زنی بدون این که قبلاً حتی یک داستان هم نوشته باشد، ناگهان فکری به ذهنش می رسد و در یک سفر چند ساعته با قطار، طرح داستانی هفت جلدی را می ریزد و شروع به نوشتن مجموعه ای می کند که خیلی زود ترجمه و در حدود 200 کشور پخش می شود و هالیود از روی آن ها فیلم هایی می سازد که آن فیلم ها هم با موفقیت روبه رو می شوند و باقی موفقیت ها که شما از آن ها آگاه هستید. در دنیای پیچیده امروز هیچ اثری حتی اگر بزرگ ترین شاهکار جهان باشد، به این سرعت و وسعت معروف نمی شود مگر آن که قدرتی پشت سر خود داشته باشد و مهم ترین مؤلفه قدرت دنیای امروز، تبلیغات است. دارندگان این مؤلفه هم بی جهت برای کسی یا چیزی سرمایه گذاری نمی کنند، مگر این که منافع آن ها را در زمینه های گوناگون مادی، فرهنگی، سیاسی تأمین کنند .

در ادامه نگاهی می اندازیم به بعضی نکات از دنیای هری پاتر که اگر خیلی خوش بین باشیم، باید بگوییم مبهم و سؤال برانگیز است. کاش پاسخی برای آن ها پیدا می شد.

  1. رنگ سبز از هر منظر و هر دیدگاه و هر سلیقه ای که نگاه کنیم، نشانه شادابی، طراوت و نشاط است، حال چرا در این داستان ها به جای سیاهی و مرگ، سمبل و نشانه جادوگران شریر قرار گرفته و لباس گروه اسیتونی که جادوگران مرگ خوار و بد هستند، سبز است. اشعه ای که از چوب دستی ولدمورت برای کشتن یا شکنجه افراد ساطع می شود، سبز است. در جایی از داستان یکی از دوستان هری پاتر از او می پرسد: «ایا از مرگ پدر و مادرت چیزی به یاد داری؟» او در جواب می گوید: « فقط نور سبزی را به یاد دارم که به سوی پدر و مادرم رفت و آن دو را کشت . »
  2. ولدمورت به خاطر این که قدرتش از بین رفته مخفی شده و در واقع دوران غیبتش آغاز شده، ولی همه منتظر آمدنش هستند. او بالاخره می اید و با علامت هایی که به دوستانش می دهد آن ها را به جایی خاص فرامی خواند تا تجدید قوا کند و با علامت هایی که می فرستد، ظهور مجددش را اعلام می کند. جالب این که در همه این زمان ها از او با عنوان اسمش را نبر یا کسی که می دانید، نام می برند.
  3. در جلد اول کتاب، لرد ولدمورت در جسم یکی از معلمین مدرسه پنهان شده و این معلم برای پنهان کردن سر ولدمورت در طول سال تحصیلی از عمامه سیاه استفاده می کند. در ترجمه فارسی، مترجم به جای عمامه از واژه دستار استفاده کرده، اما در فیلم سینمایی آن عمامه سیاه کاملاً مشهود است .
  4. خدا کجاست؟ در این دنیا نه در ظاهر و نه در باطنش خدایی نیست که حکمی براند یا فرشتگانی که گوش به فرمان او باشند، بلکه سحر اینجا حاکم است. خدا مالک نیست بلکه سحر و جادو مالک و موثر در همه موجوداتند. هر سحری که قوی تر باشد کارسازتر است . هری  منجی خدایی نیست منجی داستان ما ساحری است که نه عهدی با خدا دارد و نه عهدی با پیامبران حقیقی. قبله توانایی های او سحر است باید به سحر اقتدا کند. انحراف از این قبله بطلان اعمال اوست. برای تقرب به سحر اعلی راهی جز این نیست .

 

مرگ خدا

مهم ترین مسئله ای که در این داستان ها می توان به آن اشاره کرد و آن را محوری ترین پیام داستان دانست، وجود دنیای بدون خداوند یا به تعبیر دیگری «مرگ خدا» می باشد. این مجموعه در پی اثبات این مطلب است که انسان در این دنیا، بدون وجود هیچ قدرت متعالی و والاتری رها شده است و این وظیفه خود اوست که برای رسیدن به کمال مطلوبش تلاش کند و در این راه از هر وسیله ای استفاده کند. در واقع، از دیدگاه «رولینگ»، هدف وسیله را توجیه می کند و این پیام غلط دیگری است که مجموعه کتاب های هری پاتر به اذهان فرزندان ما القا می کند .

لوگراسمن در 23 جولای سال 2007 در مقاله ای در «مجله تایم» می نویسد: «اگر می خواهید بدانید در هری پاتر چه کسی می میرد، پاسخ آن آسان است: «خدا» . این نکته که یک داستان خوب نباید کاملاً مذهبی یا مسیحی باشد، قابل انکار نیست ؛ امّا باید در مورد این حقیقت کوچک تعمّق کنیم که استعاره کلی و طرح اصلی این مجموعه (جادو و سحر)، فعالیت هایی می باشند که به طور مطلق از سوی خداوند حرام گردیده است. اشباع [ذهن] نسلی از خوانندگان جوان با اخلاقیات و باورهای ظلمانی که به صورت داستانی جذاب در آمده است، آثار طولانی مدتی خواهد داشت. کمترین این آثار، ترویج نسبیت گرایی اخلاقی است که در اقسام فرهنگی، نه تنها به دیکتاتوری نسبیت گرایی اخلاقی تبدیل شده است بلکه در حال تبدیل شدن به اعتیاد نسبیت گرایی اخلاقی است. مانند تمامی اعتیادها، زندگی بدون اعتیاد برای معتاد سخت می باشد و در واقع، ماده ای که به آن معتاد است، به زندگی معتاد تبدیل می شود. بیست و یک جولای، آمد و رفت، و جهان بدون هیچ گونه قدرت جادویی ادامه دارد. این تاریخ، روز انتشار هفتمین و آخرین جلد از کتاب های هری پاتر با نام «هری پاتر و یادگاران مرگ» می باشد. شش جلد قبلی این کتاب تا کنون به 66 زبان ترجمه شده و نزدیک به چهارصد میلیون نسخه فروش داشته است و این رقم تا زمانی که دنیای هری پاتر تکمیل شود، افزایش خواهد یافت. ویرایش های جدید این کتاب؛ مثل ویرایش مخصوص با جلد چرمی، ویرایش جعبه ای، کتاب های صوتی و ویرایش دیجیتال مصور و… نیز در حال انتشار است. علاوه بر این، در یازدهم جولای، پنجمین فیلم هری پاتر پخش شد و بی شک دو فیلم دیگر (و شاید دنباله های دیگری از این فیلم ها) نیز پخش خواهند شد. روی هم رفته، این حادثه ای فراملی، در زمینه حماسی و رزمی تاریخ است که تنها کتاب «بابل» می تواند با آن رقابت کند . »

ویلیام ایندیک ، استاد روانشناسی دانشکده داولینگ در اوکدیل نیویورک در کتاب “سینما، روح بشر” درباره ماموریت مسیحایی ( آخرالزمانی ) هری پاتر می نویسد :

هری مانند عیسی ، فرزند یک شخصیت با قدرت ماورالطبیعه است و مانند وی سرنوشتی از پیش تعیین شده به عنوان نجات دهنده مردم دارد و بر شیطان بزرگ پیروز می شود. هری مانند عیسی بایستی هویت خود را بشناسد و با چالش های بزرگ خود روبه رو شود.او مانند عیسی از نیروی فوق طبیعی برخوردار است و مانند او وسوسه می شود تا به نیروهای شیطانی ملحق گردد ، صرفا برای آنکه دوباره تولد یابد و با روحی قدرتمند تر به میدان بازگردد .

اما ویلیام ایندیک فراموش کرده که حضرت عیسی مسیح (ع) به لطف و خواست الهی ، قدرت ماورالطبیعه یافت که مرده را زنده و کور را شفا می داد. او با قدرت و به اذن خداوند، در آخرالزمان دوباره بازخواهد گشت. اما در مجموعه “هری پاتر” ، اساسا خداوند و تفکرات الهی راهی ندارد و این نیروی جادو و سحر است که تعیین کننده بوده و دو سوی خوب و بد داستان از آن استفاده می کنند. در این فضا یا آدم ها منشاء قدرت و اثر هستند(مشنگ ها) و یا جادوگران و یا زاده ای از آمیزه این دو (دورگه ها) .

واکنش و پاسخ بسیاری از خوانندگان این چنین خواهد بود: «مرگ خدا؟ مطمئناً موضوع را بسیار بزرگ کرده اید! در میان دریایی گسترده از پدیده های فرهنگی، ما تنها در مورد یک پدیده منفرد بحث می کنیم، این گونه نیست؟ آیا ارزش های مثبت بسیاری در این کتاب ها و فیلم ها وجود ندارد که آموزش دهنده و تقویت کننده اهمیت شجاعت و فداکاری می باشد؟ و آیا این مجموعه تماماً در مورد عشق نیست؟» بله ، از یک لحاظ این گونه است. امّا چه نوع عشقی؟ چه نوع گذشتی؟ و به چه نیتی؟ این مجموعه در مورد سودمندی کینه توزی، تفاخر، بداندیشی و بدخواهی نسبت به دشمنان حقیقی و آنان که دشمن انگاشته می شوند، است و در این راه به دنبال استفاده از دانش محرمانه، دروغ، مکر و حیله، اهانت و خوش شانسی محض برای دفاع در مقابل هر آنچه که شما را تهدید می کند و در مقابل خواسته های شما می ایستد، می باشد. این مجموعه یک «کورنوکوپیا» برای پیام غلط دیگری نیز می باشد: «هدف، وسیله را توجیه می کند». هیچ چیز دیگری همچون این پیام دیده نمی شود. به هیچ کسی جز کسانی که شما با آنها احساس راحتی می کنید و از اهداف شما پشتیبانی می کنند و باعث می شوند در مورد خودتان احساس خوب داشته باشید، نمی توان اعتماد کرد. کشتن دیگران در صورتی که شما خوب باشید و دیگران بد باشند، توجیه پذیر است. افراد محافظه کار و متعصب های ضدّ جادو، انسان های واقعاً بدی هستند و لایق هرگونه مجازاتی می باشند. (از این رو، مجازات دور سیلز لذت بخش می باشد.)

اگر دنیایی که در آن زندگی می کنیم، مقدس (روحانی و منزه) نبوده و بلکه پوچ و مرگبار است، آنگاه ما بایستی هر کاری که می توانیم برای تغییر دادن آن انجام دهیم. ظاهراً خدایی وجود ندارد و ما بایستی خدای خودمان باشیم. همان طور که همه کودکان یتیم می دانند، اگر پدری وجود نداشته باشد، ما باید پدر خودمان باشیم. این یک وظیفه و کار دشوار برای هر کسی است، امّا با کمک برخی قدرت های باورنکردنی قابل انجام است .

در کل، این مجموعه نوعی بیانیه ضد مسیح درام، در مورد اخلاق و ایمان می باشد که توسط شخصیت های دوست داشتنی، ستودنی و تخیلی آن تجسم یافته است؛ شخصیت هایی که ویژگی های امروزی بشر دوستی را به آخرین حدّ خود رسانده اند. سراسر این مجموعه در مورد ما انسان ها است. در مورد تمایلات اخیر غرب به «هموساپینس» و انسان به عنوان آگاه و دانای کل؛ به طور دقیق تر، درباره «هموسین دئو» یا انسان بدون خدا. انسانی که برای پیدا کردن هویت خود در پهنه گیتی، بایستی به هر قیمتی به دنبال قدرت و دانش باشد تا مبادا به واسطه نفرین مرگبار به نابودی فرستاده شود. او احساس می کند که تنها و رها شده است و از این رو باید به خودش متکی باشد و تا حدّ زیادی، به کسانی که او را در آشکارسازی و پیشرفت هویت نهانش یاری می کنند، متعهد و ملتزم شود. وقتی او برای دستیابی به هدف نهایی اش تلاش می کند، در بالاترین حدّ خطر قرار دارد و برای زندگی فانی اش مخاطرات بسیاری را پیش رو دارد. در این راه، مرگ های بسیار زیاد و به گونه های مختلف، وجود دارد .

رولینگ در یکی از مصاحبه هایش بیان کرده است که: «کتاب های من عمدتاً در مورد مرگ می باشد. آنها با مرگ والدین هری آغاز می شوند. اشتغال ذهنی و فکر دائم ولدمورت برای تفوق بر مرگ است و تلاش او برای رسیدن به ابدیت، به هر قیمتی، که هدف هر کسی در استفاده از جادو می باشد، در این کتاب وجود دارد. از این رو من دریافتم که چرا ولدمورت خواهان غلبه بر مرگ است. همه ما از مرگ می هراسیم .

در حقیقت، هزاران نوع مرگ خشن در این هفت جلد وجود دارد که معمولاً در اثر نبردهایی است که شامل نفرین، جادو و زهر می باشند. شمار شخصیت های انسانی و دیگر مخلوقاتی که در این مجموعه کشته می شوند، از دست خواننده خارج می شود و تا آنجایی که من می دانم، هیچ یک از آن شخصیت ها به مرگ طبیعی نمی میرند. دنیای پاتر قلمرو مرگ است، پادشاهی مرگ و تنها با استفاده از ابزار مرگ می توان بر حاکمیت ابدی آن برتری یافت. در سراسر این مجموعه، مرگ و قدرت، پیوندی ناگسستنی برقرار کرده اند. علاوه بر این، مرگ تهدید نهایی و راه حل پایانی هر مشکلی است. هری بر شیاطین گوناگونی که با او روبه رو می شوند پیروز می شود، البته او این کار را بدون بخشش و رحم انجام می دهد. ما می بینیم که در حال تشویق او هستیم و سپس یا از روی بی ارادگی این کتاب ها را می پذیریم یا از آنها حمایت می کنیم. اگر ما در دنیایی تنگ و ترسناک حبس شده ایم، چرا راهی که هری به ما نشان داده است را بررسی نکنیم؟ وقتی که ما مثل همه انسان ها و حتی آنهایی که این مطلب را انکار می کنند، آرزو و میل به یک قدرت برتر و مافوق داریم، چرا نباید بنده نیروهای غیر طبیعی ای که به جای آن تعالی اصیل ارائه شده اند شویم؟ بندگی واژه ای است که ممکن است شما را یاد یک واژه قدیمی بیندازد، بردگی. هنگامی که یک برده در زنجیر است، در مورد آزادی خیال بافی و رؤیاپردازی می کند، امّا این خیال های پوچ، زنجیر او را محو نمی کنند . انسان های اسیر شده زمان ما نیز مانند بردگان قدیمی، با هر لذتی که می توانند در ابعاد محدود این دنیا کسب کنند باقی مانده اند و اینها نیز معمولاً با لذّاتی زودگذر و مجهولند، همان طور که در گذشته به وفور در ممالک مشرکین اثبات شده است. آنهایی که اسیر دنیای پاتر می باشند، ممکن است با خوشگذرانی ذهنی و تحریک عواطفشان و ترشح آدرنالین، به واسطه عصبانیت و خون، افسانه و ترس و به وسیله نمایش بی نظیر و ابتکارات هوشمندانه، شاد باشند و توجه شان از شرایط واقعی که دارند دور باشد؛ آزادی حقیقی تنها زمانی ممکن می شود که عشق حقیقی وجود داشته باشد و عشق حقیقی بدون صداقت ممکن نیست. همان طور که تولکین در مقاله ای در مورد ادبیات خیالی بیان کرده است، نویسنده ای که می خواهد تصور و تخیل را به طریقی سالم تغذیه کند، بایستی بدون توجه به اینکه جزئیات یک دنیای خیالی چقدر خارق العاده می تواند باشد، به نظم اخلاقی دنیای واقعی وفادار باشد. نمی توان قانون طبیعی را که خداوند در وجود ما قرار داده است، به کلی ریشه کن کرد، امّا می توان آن را شدیداً تغییر شکل داد تا منجر به انحراف آگاهی، ضمیر و پس از آن اعمال ما شود. اگر خدا یک پدر غایب می باشد ـ یا پدری است که اصلاً وجود ندارد ـ قهرمان و خوانندگان آن با چنین احساساتی تنها مانده اند، با وفاداری منحرفشان و با عشقشان به امیال و آرزوهای سیر نشدنی خود و حس می کنند که انکار اینها، نفرینی مرگبار و تباه کردن خود می باشد. به این دلیل است که بسیاری از مردم به شدت به ارزش های کتاب های پاتر وفادارند و این مسئله را نادیده می گیرند که بسیاری دیگر از ارزش ها در این کتاب ها در حال تحلیل و نابودی می باشند. به این دلیل است که مدافعان دنیای پاتر چنین سرسختی از خود نشان می دهند و بارها علیه منتقدان برافروخته و عصبانی می شوند. به تصور آنها، منتقدان دنیای پاتر، دشمنان آزادی و اصالت می باشند. درست همان طور که لفاظی در مورد آزادی و دموکراسی در حال افزایش است، در حالی که در مورد مسائل مهم دیگر در حال کاهش می باشد، لفاظی در مورد «ارزش ها» نیز در حال افزایش است و مسئله حقیقی تر که همان ایمان و پاک دامنی است، در حال مهجور شدن است.

خواننده وقتی کتاب ها را خواند، تصویری از یک انسان جانی و جادوگر، که بسیار قدرتمند است در ذهنش نقش می بندد ( اسلیترین ) که مشخصه اش رنگ سبز بوده و گفته که نواده من می آید و خواسته های مرا دنبال می کند، و بعد خواننده، تصویری هم از نواده ی وی دارد که فردی قاتل و آدم کش است، اسمی خاص دارد که دیگران می گویند اسمش شوم است و نباید گفت، یارانی دارد و با جبهه ی خیر در جنگ است ؛ مدتی حضور دارد و به ناگاه ضعیف میشود و غایب ؛ و بعد دوباره قدرت میگیرد  و در میان یارانش ظاهر می شود  ( ولدمورت ).

خب تا اینجا این تصویر ساده، و بی هیچ کنایه و اشاره ای در ذهن خواننده به وجود آمده است. در حرکت بعدی فیلم ها ساخته می شود و بر روی آنها تبلیغ می شود. این خواننده، فیلم ها را می بیند، و آن تصویر ذهنی که از ولدمورت داشته، با توجه به جادوی تصویر ( فیلم ) در ذهنش روشن تر می شود، چرا که ظلم و خشونت و قتل عام را حس می کند و خود را با هری پاتر , یکی می بیند و در برابر ولدمورت موضع می گیرد.

حدس زدن شخصیت ولدمورت در دنیای واقعی کار ساده ایست .

 

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫4 نظرها

  1. دمتون گرم….اینقد منتظر بودم..فکر نمی کردم بذارید…تشکر ویژه از اینکه به درخواستای کاربرا احمیت میدید..دمتون گرم

  2. من واقعن معتاد این مجموعه شدم … متاسفانه دیگه عقلو از سر آدم میپرونه 😀 بازم دمتون گرم

  3. خدایی تا وقتی اینو نخوندم نفهمیدم معنی جمله “حدس زدن شخصیت ولدمورت در دنیای واقعی کار ساده ایست .” چیه…واقعا درسته و متاسفانه من تو این 3 سالی که این کتابا و فیلماشو خوندم و دیدم به این موضوع پی نبردم..مرسی که چشمامو باز کردید یه دنیا ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید