سریال

تحلیل و بررسی سریال ضد ایرانی The Handmaid’s Tale (سرگذشت ندیمه)

Iran and Gilead: Two Late-Twentieth-Century Monotheocracies, as Seen Through Diaries

سریال «سرگذشت ندیمه» The Handmaid’s Tale که بر اساس رمانی به همین نام مربوط به سال 1985 نوشته Margaret Atwood نویسنده‌ی کانادایی ساخته شده، سریال تلویزیونی آمریکایی ساخته Bruce Miller و ارائه‌ای از شبکه اینترنتی Hulu می باشد. فصل اول آن‌که پخشش از آوریل ۲۰۱۷ شروع شد شامل ۱۰ اپیزود بود و پخش فصل دوم آن در آوریل ۲۰۱۸ شروع خواهد شد و شامل ۱۳ اپیزود خواهد بود. این مجموعه‌ی بسیار پر افتخار، موفق به کسب 13 نامزدی و 8 جایزه از جشنواره‌ی امی سال ۲۰۱۷ و 3 نامزدی و 2 جایزه از گلدن گلوب 2018 شده و جوایز متفرقه زیادی نیز به آن تعلق گرفته است.

با توجه به جوایز زیادی که یکی پس از دیگری به این سریال تعلق می گرفت و تِم فمنیستی آن که تمِ سال هست و در فیلم های امسال جشنواره ها فراگیر بود (به طور شاخص می توان به فیلم های اسکاری The Shape of Water ,Lady bird ,Three Billboards Outside Ebbing, Missouri و I, Tonya اشاره کرد) و علیرغم صحبت های کاربرانی که از ریتم کند داستان کمی شاکی بودند، شروع به تماشای سریال کردم.

چکیده داستان را شاید بتوان در چند جمله تعریف کرد! ما اتفاقات و تحرکات کوچکی را که می شنیدیم، جدی نگرفتیم و دیدیم که یک دفعه حکومت عوض شد و دیکتاتوری مذهبی کشور را فرا گرفت، الان به شدت پشیمانیم که چرا همان موقع نفهمیدیم چه اتفاقی دارد می افتد و جلویش نایستادیم، حال وقت قیام زنان است!

از ابتدای شروع سریال، جالبترین موضوع برایم این بود که دیالوگ ها، فضای حاکم بر اثر و نمادهای مختلفی که وجود داشت من را به یاد تصویر رسانه ای شدیدا سیاهی که غرب همیشه از کشور مذهبی مثل ایران سعی داشته نمایش دهد، می انداخت. تصور می کردم این اثر و حکومت مذهبی تمامیت‌خواهش به گونه ای به حکومت مذهبی آرمانی پساآخرالزمانی ای مثل آنچه که اسلام باور دارد یا آنچه می توان به حکومت حضرت مسیح پس از بازگشتش تصور کرد رجوع می کند و به نوعی داستان خود را طبق رسم متداول داستان نویسی که به دیرین گونه ها و گونه های واقعی موجود در جهان برای الگو گرفتن ارجاع می دهند، از آنها وام گرفته است. اما سعی داشته به سیاه ترین شکل ممکن با کم و زیاد کردن و وارونه نشان دادن المان هایی، این فضا را مطابق میل خودش بازسازی کند. در واقع این سریال علاوه بر هدف قرار دادن مذهب و کشورهای مذهبی (اسلامی) امروز به نوعی تشکیل هر حکومت آرمانی مذهبی در آینده را نیز سیاه جلوه می دهد. یک موردی که در قسمت های پایانی تر به نظرم آمد این بود که سعی شده فضای تاریک و خفقان آور داستان کمی تلطیف شود، شاید در جهت حداکثری نگاه داشتن دیدِ اعتراضی به چنین حکومت هایی حتی اگر نتوان در دنیای امروز با کار رسانه ای، به سیاه ترین شکل ممکن آنها را نشان داد!

تصویر پوستر اصلی سریال

دو نکته خیلی مهم را می توان با توجه به این اثر توضیح داد:

نکته مهم اول: سیستم کار رسانه های غرب (به عبارتی یهودیان، با توجه به اینکه اساسا رسانه در جهان توسط مالکان یهودی اداره می شوند! که خودش جداگانه جای بحث دارد) طی سالیان دراز به بلوغ رسیده اند و امروز خیلی نظام مند، هماهنگ و کم‌نقص جلو می روند. به این شکل که تئوری ها و دکترین های خود را توسط برترین و نخبه ترین نویسنده ها در عالی ترین شکل هنری به رشته تحریر در می آورند و علاوه بر حمایت رسانه ای شدید در جهت فروش بالای کتاب های نوشته شده، با آوردن آنها به مدیوم سینما و سریال های تلویزیونی، تاثیر و کار رسانه ای برای آنها را تکمیل می کنند. جشنواره ها و پروپاگاندای خبری هم در بهترین شکل در کنار معروف تر شدن این آثارِ استراتژیک نقش ایفا می کنند. و این چرخه‌ی کامل هست که توانسته چنین قدرتی ایجاد کند که ذهن اکثر مردم را کم و زیاد به غرب و سیاست هایش گرایش دهد. (اینجا بهتر است دوباره اشاره کنم که آثار جشنواره ای، برخلاف اظهارات برخی از دوستان فقط به دلایل سیاسی انتخاب نمی شوند و همانطور که توضیح دادم، با سیستم یکپارچه ای طرف هستیم که خروجی آن، آثاری شاهکار برای جشنواره ها در جهت سیاست های آن ها فراهم می آورد)

نکته مهم دوم: اساسا غرب حکومت لیبرال دموکراسی در حال سقوط! (این را از این جهت عرض می کنم که در سال های اخیر کتاب های زیادی در این باره به چاپ رسیده و به بحثی جدی در بین اندیشمندان غربی تبدیل شده. و به نوعی با انتخاب یک رئیس جمهور ضد سیستم، نشانه های این اتفاق هر بار خود را بیشتر نمایان می کند) خود را با تمام نواقصش بهترین نسخه ممکن می داند و در تولیدات رسانه ای خود نیز هر گونه فردی که برای تغییر وضعیت موجود ظهور کند و یا هر طرح و مدل جایگزینی که مطرح شود را سیاه و کثیف به تصویر می کشد (در فیلم های بلاک باستری ابر قهرمانی که روز به روز بیشتر می شوند و همچنین پویانمایی های تولید شده که شاید بتوان بطور شاخص انیمیشن Zootopia و Up را نام برد این امر خیلی واضح قابل رویت هست)

ظاهراً تشابه زیادی در این‌گونه فیلم‌های آخرالزمانی دیده می‌شود و همگی به بشر امروزی القا می‌کنند شما زمانی حسرت زندگی این روزهای خود را می‌خورید و قدر جهان کنونی خود را بدانید. اگر به‌دقت به این مفهوم بنگریم هرگونه تلاش و آرزو برای دنیایی بهتر به چالش کشیده شده و عاقبت آن تاریک به نمایش در می‌آید.

برخی از نمادها و مفاهیمی که در سریال وجود دارند و راهنما و جهت دهنده (چه مستقیم و غیر مستقیم) برای ذهن ببینده می باشند را سعی می کنم لیست کنم:

– حکومتی به شدت مذهبی و ضد مدرنیستی که دستاوردهای غرب (از جمله آزادی های افسارگسیخته جنسی) را زیر پا می گذارد. تمام دیالوگ ها و حتی قوانین و رفتارهای مردم بر اساس کتاب مقدس می باشد (در حدی که میتوان آن را با حکومت های آرمانی الهی پس از ظهور حضرت عیسی در مسیحیت یا در اسلام و یهودیت مقایسه کرد!)

– زنان جامعه، پوشیده و نسبتا تا حد زیادی پوشش شبیه آنچه مربوط به ادیان الهی هست را دارا می باشند.

– همجنسگراها مجازات (اعدام) می شوند (حتی از تیر چراغ برق و با استفاده از جرثقیل شبیه آنچیزی که به انقلاب اسلامی نسبت می دهند و در فیلم هایی مثل آرگو می توانید این را به وضوح ببینید) و شبیه سازی مراسمی مثل سنگسار برای مجازات افراد خاطی از قوانین الهی.

سریال سرگذشت ندیمه - آی‌نقد
در توضیحی که در قسمت اول سریال داده می شود، با گذاشتن کلاه بر سر هر فرد اعدامی، دلیل اجرای این حکم را نشان می دهند و جالب است در صحنه ای گذرا در قسمت دوم و بطور مشخص و با منظور، فردی که نماد ستاره داوود صهیون را روی کلاهش دارد به دارکشیده شده است!

– تشویق (اجبار) به دوری از فاحشگی و همجنسبازی و به جای آن فراخوانده شدن به فرزندآوری.

–  قطع کردن دست به عنوان مجازات، که با مجازاتی که در اسلام مطرح هست مشابهت دارد.

– اشاره به ازدواج موقت! (concubine) و در ادامه از اینکه این موضوع با آموزه های آنها مطابقت دارد نام برده می شود! در اینجا به نوعی شاید از مفهوم ازدواج با کنیزان یا رفتار با زنان بیوه در جنگ ها، آنچنان که در اسلام هست نیز الگو گرفته شده باشد.

– کشت گیاهان بصورت ارگانیک و دوری از تراریخته 🙂

– اشاره به دستگیری دانشمندان و به نوعی قبول نداشتن علوم آکادمیک غربی!

– اشاره زیاد به حملات تروریست ها و اینکه بعد از آن هست که حکومت شدیدا مذهبی حاکم می شود که زن ها را از مالکیت کنار می گذارد و فمنیسم را قبول ندارد!

– اشاره به اینکه چیزی در وجود برخی از مردم (اشاره به یک همجنسگرا) هست که نمیتوانن از آنها بگیرند و آخر سر، کار خود را انجام می دهند. (به نوعی قهرمان جلوه دادن همجنسگرایان و دیگر انحرافات جنسی در کنار ایجاد حس ترحم برای آنان، تم اصلی هست که امروزه توسط هالیوود به شدت عرضه می شود. برای مثال شاید در آثار خواهران! واچووسکی مثل ابر اطلس یا سریال Sense8 این نقش منجی گونه دگرباش ها، خیلی واضح تر قابل مشاهده باشد. متاسفانه امروزه تبلیغ همجنسگرایی به حدی رسیده که در اکثر سریال ها و در بسیاری از فیلم ها مشاهده می شود. فراموش نکنیم امسال سالی بود که فیلم های نامزد اسکار دارای تبلیغ برای همجنسگرایان، از نظر تعداد رکورد تمام دوران ها را شکستند!)

– نوع رفتار کشورهای غربی با پناهنده ها در واقعیت امروز جهان با آن چیزی که از پناهنده های سوری و بقیه کشورهای درگیر با تروریسم سراغ داریم به بدترین شکل ممکن می باشد ولی در قسمت نهایی در یک حالت متناقض می بینید که دولت کانادا به بهترین شکل ممکن از یک پناهنده استقبال می کند و آن را تحویل می گیرد!

– اشاره به اینکه اسم گروهی که میخواهند حاکم شوند “پسران یعقوب Son of Jacob” هست، و استفاده از نماد چشم و استفاده زیاد در دیالوگ ها بطوریکه همه چیز را زیرنظر چشم می دانند (under his eye) اینها را شاید در کنار نمایش نماد ستاره صهیون روی کلاه فرد اعدامی، بتوان جنبه دیگری از داستان دانست!!

سریال سرگذشت ندیمه - آی‌نقد

نمادهای اصلی پرچم و حکومت گیلیاد

در نهایت باید بدانیم که این سریال سفارشی و جوایزی که ثابت شده تا جای ممکن به دلایل سیاسی اهدا می شوند، به زعم بنده (دقت شود همانطور که همیشه گفته ام این قسمت ها برداشت های شخصی بنده می باشد) با حوادث دومینووار ایران مثل تظاهرات به سمت اغتشاش گراییده اخیر یا قضیه دروایش نعمت الهی و تشویق زنان جامعه به قیام که هر چند ریشه های داخلی پر رنگی دارد و فساد و عملکرد ضعیف مسئولین در این سالها به نوعی در آن دخیل است ولی ریشه های محرک بیرونی اش خیلی مشهود و روشن می باشد و با کار شدید رسانه های غربی جلو رفته است و با تکرار هر چند مدت یکبار ایران را در سیکل تنش زایی قرار می دهد، بی ارتباط نبوده و ساخته شدن این سریال در این زمان خاص شاید (فقط شاید!) قسمتی از پازل کار رسانه ای این ماجرا و دستگاه رسانه ای یکپارچه غرب باشد. بویژه اگر بدانیم که توجه ویژه جشنواره های معروف اروپایی و آمریکایی آن هم به شکلی عجیب پشت سر این سریال بوده و اینکه گذشته این جشنواره ها نشان می دهد که چقدر به موقع نقش سیاسی خود را ایفا می کنند! در واقع این سریال به خوبی می تواند برای خبرگزاری های غربی و انتشار اخبار دروغ و یا اغراق شده شان همراهی اذهان عمومی را به ارمغان بیاورد!

 

اگر خدا بخواهد سعی می کنم در آینده آثار دیستوپیایی که در چند سال اخیر ساخته شده را نیز در حد توان تحلیل کنم و با کمک شما دقیق تر این جریانی که در چند سال اخیر خیلی پر رنگ دنبال می شود را بهتر بشناسیم، آثاری که فعلا به ذهنم میرسد چهارگانه Hunger Games، سه گانه Maze Runner و چهارگانه Divergent می باشند، شما هم اگر اثر دیگری یا نکاتی در این راستا به ذهنتان می رسد برایم بنویسید.

برخی از کامنت‌های نوشته شده در وبسایت‌های دیگر:

اسماعیل

شما مذهبیون ذهنتون واقعا خرابه. به نظرم قضیه ایران خیلی تو بورس بود و اینم یک حکومت مذهبی و قیام علیه اونو نشون میده برای همین هم اینقدر جایزه گرفته و طبیعی هم هست و اصلا چیز بزرگی نیست، مثل جایزه های فیلم های فمنیستی و زنانه امسال به خاطر جنبش metoo و یا یکسری مذهبیون با توهم نوشته بودن که جایزه های اسکار امسال بدون استثنا همه ته مایه انتقام و جنگ طلبی داشتن و باید منتظر حرکت های نظامی آمریکا تو سال اخیر باشیم، این یکی ولی خیلی خنده دار بود دیگه

Persian Leopard (زومجی)

وضعیت جامعه تو این سریال برای ما ایرانی ها خیلی هم غریب نیست!

The Good Guy (زومجی)

چقدر این سریال شبیه به جامعه خودمون بود . یعنی قشنگ میشه تک تک جزئیات اون رو به روند رفتاری جامعه و حقوق مدنی/شهروندی و قوانین داخلی نسبت داد . البته بهتره از گفتن نسبت دادن خودداری بشه و باید گفت بطور دقیق همون چیزی است که در واقعیت شاهدش هستیم . البته شاید یک سری جزئیات کوچک باشن که فرق داشته باشن ولی مفهوم کلی و اصلی بسیار شبیه به هم هستن.

farah (زومجی)

تشکر میکنم از نقد بسیار عالی شما ازین سریال
راستش من اینقدر دیدن سریال واسم سخت بود که مجبور بودم وسط بعضی قسمتها فیلم رو متوقف میکردم و بلند میشدم و قدم میزدم تا اروم بشم .شاید چون من هم خانم هستم برای من دیدن این سریال باتوجه به مشابهت وحشتناکش با جامعه ام بیشتر از حد معمول سخت بود

Iran and Gilead: Two Late-Twentieth-Century Monotheocracies, as Seen Through Diaries

جالب اینکه بعد نوشتن متن تحلیلم برای این سریال در جوستجوهای بعدی به جمله بالا در نسخه اصلی کتاب رسیدم. نویسنده بطور مستقیم از ارتباط داستان با انقلاب و حکومت مذهبی ایران سخن به میان آورده است. به نظر می‌آید سفارش و ساخته شدن سریالی بر اساس آن در این زمانِ خاص، همانطور که اشاره کردم، اهداف سیاسی عمیقی را دنبال می کند.

تعریف غرب از فمنیسم، تعریفی تاسف بار است که ظاهری زیبا ولی عمقی سیاه و کثیف دارد!

رشد فزاینده و عجیب آمار تجاوز و خشونت علیه زنان در غرب و تضعیف امنیت زنان در جامعه (با توجه به آمارهای سازمان ملل)، در اصل ناشی از ذات این تمدن لیبرال و نسخه ای است که برای جهان می‌پیچد. اما غول رسانه ای غرب (در صدر آن هالیوود) با چنان قدرتی هیپونیزتم کننده مسائل حاشیه ای را برای مردم برجسته می کند که کسی به اینکه شاید مشکل خیلی ریشه ای تر است فکرش هم خطور نکند یا اگر اینچنین شود هیچ نسخه جایگزینی موجود نباشد، توجه شود که این دستگاه رسانه ای بیشتر از هر چیزی نسخه های جایگزین را قبلا خفه کرده و به سیاه ترین شکل ممکن نمایش داده است تا حتی افرادی که دنبال نسخه جایگزین می گردند نیز دوباره در گرداب رسانه ها غرق شوند. غرب هیچ وقت به ریشه ها نمی پردازد، مثلا برای رشد هرچه بیشتر صنعت پورن تلاش می کند و قاچاق به شدت بالا و تاسف بار دختران جوان و خودکشی های زیادی که در این صنعت رخ می دهد را نادیده می گیرد، سلامت روانی انسان های حاضر در این صنعت و مردم سراسر جهان که تحت تاثیر آن در حال نابودی است را نادیده می گیرد و زمین بازی را با بازوی سحرآمیز رسانه ای خود عوض می کند تا کسی به ریشه ها نپردازد . . .

بنا به کمبود وقت و طولانی شدن این مقاله، اگر خدا بخواهد در آینده در مقاله ای جدید و مفصل، فمنیسم را زیر ذره بین خواهیم برد ولی در حال حاضر توصیه می کنم مستند انقلاب جنسی 1 و 2 که اخیرا منتشر شده را خریداری کرده و ببینید و همچنین می توانید در ادامه به مقاله خیلی خوبی که در این باره قبلا در سایت قرار گرفته نگاهی بیندازید.


بازیگران و کاراکترهای اصلی سریال:
ـ الیزابت ماس Elisabeth Moss در نقش جون آزبرن/ آفرد، یک زن که هنگام تلاش برای فرار از کشور به همراه همسر و دخترش بازداشت شده و حالا تبدیل به یک ندیمه شده.ـ جوزف فاینز Joseph Fiennes در نقش فرمانده فرد واترفورد، یک مقام عالی‌رتبه دولتی و ارباب آفرد. هم او و هم همسرش نقش مهمی در تشکیل گیلاد ایفا کردند.
ـ ایوان استراهوفسکی Yvonne Strahovski در نقش سرنا جوی واترفورد همسر فرد که قبلاً یک فعال فرهنگی بوده.
ـ الکسیس بلدل Alexis Bledel در نقش امیلی/ آفگلن یک ندیمه و دوست و همراهِ خرید آفرد، او قبلاً استاد دانشگاه در رشته زیست‌شناسی سلولی بوده و همسر و یک پسر داشته.
ـ مدلین بروئر Madeline Brewer در نقش جینین/ آفوارن یک ندیمه که هم‌زمان با آفرد وارد رِد سنتر برای آموزش می‌شود و با آفرد دوست می‌شود. به دلیل ناسازگاری چشم راست او را به‌عنوان تنبیه تخلیه می‌کنند و او از لحاظ ذهنی ناپایدار می‌شود.
ـ آن داود Ann Dowd در نقش آنت لیدیا، زنی که مسئول نظارت بر آموزش ندیمه‌هاست. او خشن و بی‌رحم است و ندیمه‌ها را با مجازات بدنی سخت تنبیه می‌کند در عین حال برای ندیمه‌ها اهمیت قائل است و عمیقاً به مأموریت آن‌ها و آموزه‌های گیلاد معتقد است.ـ او تی فگبنل OT Fagbenle در نقش لوک بانکل، همسرِ جون (آفرد) پیش از ظهور گیلاد. چون جون همسر دوم او بوده طبق قانون گیلاد ازدواج آن‌ها باطل محسوب شده و دختر آن‌ها نیز نامشروع محسوب می‌شود. ابتدا جون تصور می‌کند که او کشته شده است اما بعدها معلوم می‌شود که او موفق به فرار به کانادا شده است.
ـ مکس مینگلا Max Minghella در نقش نیک بلین، راننده فرمانده واترفورد. او به آفرد علاقه دارد و بین آن دو رابطه عاطفی برقرار می‌شود. در نهایت معلوم می‌شود که او یک “چشم ” است (جاسوس گیلاد).
ـ سمیرا وایلی Samira Wiley در نقش مویرا، بهترین دوست جون از زمان کالج، او پیش از ورود آفرد در رِد سنتر بوده ولی پیش از فرستاده شدن پیش یک ارباب موفق به فرار می‌شود اما دوباره دستگیر شده و تبدیل به یک جِزبِل (فاحشه) با نام روبی می‌شود.
ـ آماندا بروگل Amanda Brugel در نقش ریتا، یک مارتا (خدمتکار) در خانه واترفورد. او زمانی یک پسر داشته که در سن ۱۹ سالگی در جنگ داخلی کشته می‌شود.

تفاوت سریال با کتاب:
سریال «سرگذشت ندیمه» بسیار به کتاب اصلی وفادار بوده اما تفاوت‌های نیز با آن دارد. یکی از جزئیات اصلی که در سریال تغییر کرده این است تمام ایدئولوژی نژادی گیلاد علیه غیر سفید پوستان که در کتاب بود را حذف کرده. در کتاب، زنان سیاه پوست و دورگه به‌عنوان ندیمه به خدمت گرفته نمی‌شوند؛ در بهترین حالت از آن‌ها به‌عنوان مارتا استفاده می‌شود و در اکثر اوقات آن‌ها را به کلونی‌ها فرستاده می‌شوند تا در حین کار بمیرند؛ اما در سریال ندیمه‌های سیاه پوست نیز دیده می‌شود.‌
یکی دیگر از تفاوت‌های سریال با کتاب این است که در کتاب هرگز اشاره‌ای به نام اصلی آفرد نمی‌شود اما در سریال نام اصلی او در انتهای اپیزود اول مشخص می‌شود. از دیگر تفاوت‌ها سرنوشت همسر و فرزند آفرد است که در کتاب مشخص نیست. دربخش مدرنیزه کردن سریال نسبت به کتاب٬ ندیمه‌ها گشواره‌های با فرستنده جی پی اس دارند که برای ردگیری آنها استفاده می‌شوند. این چیزی است که درداستان کتاب که در سال ۱۹۸۵ نوشته شده وجود ندارد.

در نهایت خلاصه ای از داستان آمده در کتاب را می توانید در زیر بخوانید:

فضای داستان

داستان در شهر کمبریج در ماساچوست ایالات متحدهٔ آمریکا رخ می‌دهد. پس از ترور رئیس‌جمهور آمریکا با گلوله و به رگبار بستن همهٔ اعضای کنگره ایالات متحده، نسبت دادن آن به اسلام‌گرایان تندرو و اعلام وضعیت فوق‌العاده، انقلابی در کشور رخ می‌دهد، قانون اساسی لغو شده و حکومتی تمامیت‌خواه مسیحی به نام جمهوری گیلاد تشکیل می‌شود. در این حکومت جدید آزادی‌های فردی اکثر شهروندان پایمال می‌شود و همهٔ ادیان به جز دین رسمی کشور، ازدواج مجدد، طلاق، سقط جنین، هم‌جنس‌گرایی غیرقانونی اعلام می‌شود. متخلفان مذهبی و سیاسی اگر بخت یارشان باشد به مناطق سمی و خطرناک که کولونی نامیده می‌شوند فرستاده می‌شوند، وگرنه در بیشتر موارد با طناب دار اعدام شده و به «دیوار» (ظاهراً دیوار دانشگاه کمبریج) آویخته می‌شوند تا مایهٔ عبرت بقیه باشند.

در سرزمین گیلاد بیشتر مردم به دلایلی که در مؤخزهٔ داستان می‌آید عقیم هستند، این مسئله بابت فجایع زیست‌محیطی است که بعضی نواحی کشور را غیرقابل سکونت کرده و احتمالاً به حوادثی در نیروگاه‌های هسته‌ای و پایگاه‌های دفع مواد سمی مرتبط است. به همین خاطر زنان بارور که ازدواج نکرده‌اند یا ازدواجشان مورد قبول حکومت نیست، به عنوان «ندیمه» در اختیار خانواده‌های تراز اول قرار می‌گیرند تا شاید برای آنها بچه‌ای بیاورند. زنان مجرد عقیم تبعید می‌شوند. طبق تعبیر حکومت، عقیم بودن مردان ممکن نیست و این مشکل تنها از جانب زنان ممکن است پیش بیاید.

سرویس امنیتی مخوف

فضای جمهوری گیلاد رعب‌آور و پرتنش است، از آنجا که همه از مأموران مخفی حکومت در هراسند. هر لحظه ممکن است کسی نشانه‌ای مبنی بر بی‌اعتقادی یکی از شهروندان به اصول و حقانیت حاکمیت گیلاد ببیند، و ـ از روی اعتقادات شخصی به این اصول یا در اکثر موارد برای خوش‌خدمتی و به دست آوردن امتیازی که شاید آیندهٔ سیاه او را به تعویق بیندازد ـ به سرویس امنیتی-جاسوسی حکومت که چشمان خدا (Eyes of God) نام دارد گزارش کند. این سرویس امنیتی که گسترشی از سازمان سیا است تقریباً اجازهٔ انجام هر کاری را دارد، با اتوموبیل‌های سیاه‌رنگ با شیشه‌های دودی و چراغ گردان هر کسی را که بخواهد بازداشت می‌کند و مورد شکنجه قرار می‌دهد. اعضای بلندپایهٔ حکومت هم با این که معمولاً خود یکی از این چشمان خدا هستند، از آسیب آنها مصون نیستند و نمی‌توانند اعمال آنان را زیر سؤال ببرند.

طبقه‌بندی اجتماعی زنان

یکی از وجوه برجستهٔ حکومت جمهوری گیلاد، تبعیض جنسی شدید در مورد زنان است. حکومت گیلاد با تفسیر انجیل به نفع خود، نظامی تمامیت‌خواه ایجاد کرده که در آن زنان به این طبقات اجتماعی تقسیم می‌شوند:

همسران (Wives): زنان فرمانده‌ها هستند که طبقهٔ حاکم جمهوری گیلاد را تشکیل می‌دهند. لباس همسران آبی است.
دختران (Daughters): دختران طبیعی یا به فرزندی پذیرفته شدهٔ فرماندهان هستند. تا زمان ازدواج (که خیلی زود و حدود ۱۴ سالگی صورت می‌گیرد) لباس سفید می‌پوشند.
خاله‌ها (Aunts): مسئول آموزش و نظارت بر ندیمه‌ها هستند، و نسبت به بقیه زنان کمی اختیار عمل دارند. لباس آنها قهوه‌ای است.
ندیمه‌ها (Handmaids): زنان باروری هستند که وظیفه‌شان تولید بچه برای همسران است. نقش ندیمه‌ها بر اساس داستان زنان یعقوب در سفر پیدایش است که چون خود نمی‌توانستند برای او فرزندی بیاورند، ندیمه‌هایشان را وادار کردند با شوهرشان نزدیکی کند و از هنگام زایمان بچهٔ آنها را تصاحب کرده و فرزند خود خواندند. این زنان به هر فرمانده‌ای که تعلق می‌گیرند، نام او به آنها تعلق می‌گیرد. مانند آفرد Offred (آف فرد Of fred متعلق به فرد) که به فرمانده فرد تعلق دارد. رنگ لباس ندیمه‌ها قرمز است.
مارتاها (Marthas): زنان نابارور مسن‌تری هستند که انجام کارهای خانگی طبقهٔ حاکم را به عهده دارند لباس مارتاها سبز است.
همسران ارزان (Econowives): زنانی هستند که با مردانی از طبقهٔ نازل‌تر ازدواج کرده‌اند و وظایف مختلف زنان یعنی همسری، انجام وظایف خانه‌داری و آوردن بچه را به عهده دارند. لباس آنها هم راه‌راه آبی، قرمز و سبز است.

منبع
اختصاصی iNAGHD.ir (برای نوشتن برخی مشخصات، از ویکیپدیا و بلاگ نماوا کمک گرفته شده است)
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫30 نظرها

  1. سلام
    اول از همه تشکر بابت تحلیل این سریال به شدت زیبا
    با گیلیاد آشنا بشید (جامعه گیلیاد ایرانی نیست بلکه نمونه یک جامعه افراطی مذهبی است که ریشه در یهود دارد)
    به معرفی گیلیاد می پردازم:
    گیلعاد نامی است مردانه که بر روی چند منطقه واقعی و خیالی نامگذاری شده و در کتب مقدس نیز از آن یاد شده است؛
    …………………………………………………………………………………………..
    ۱) در زبان عبری גלעד (Gilad یا Ghil’ad) نامی است برای مردان که از ریشه گیل گرفته شده و گیل (gil גיל) به معنی شادی و آد به معنی همیشگی و ابدی است که در نهایت گیلعاد به معنی شادی ابدی است.
    ((((((((( نقشه اقوام بنی اسرائیل و منطقه گیلیاد را حتما ببینید)))
    ……………………………………………………………………………………………
    ۲) گیلعاد Gilead یا Gilaad به عبری גִּלְעָד منطقه کوهستانی است در شرق رود اردن، درجنوب محدوده قلمرو ماناسه (از نوادگان بنی اسرائیل) و شرق گاد גָּד که بیشتر از قوم گاد در آنجا ساکن شدند. قله کوه گاد به ارتفاع ۱۲۴۶ متر است و باغ های زیتون و تاک در آن فراوان است، آثار دو کلیسای بیزانس و یک سایت و تپه دوره عصر آهن نیز در آن کشف شده است.
    …………………………………………………………………………….
    ۳) شهرک هاوات گیلعاد Havat Gilad شهرکی است در بخش شومرون اسرائیل فعلی و در نهایت پماد گیلعاد Balm of Gilead ، نام پمادی است که از یک گیاه گرفته شده و شفابخش است و نام آن در کتاب مقدس نیز آورده شده، می گویند؛ نام Gilead برای اولین بار در کتاب مقدس ( پیدایش ۳۱: ۲۱-۲۲ ) نوشته شده است.
    ———————————————————————————————————————————-
    در ضمن در این سریال دلبستگی به قوم یهود را نشان را می دهد نه اسلام و ایران را اشتباه نگیرید و اسلام را نشانه نروید جامعه گیلیاد (آمریکا سریال) به دنبال رسیدن به آن است، شاید نه الآن بلکه سال های دیگه چون بستر آن است که چنین جامعه به زودی ظهور کند…

    1. سلام
      ممنون از اطلاعات خوبی که به اشتراک گذاشتید
      نظرتون محترمه، اگر اشتباه نکنم از فصل دوم داستان وابستگیشو به کتاب از دست میده و احتمالا ذهنیات فیلمسازو بهتر میشه شناخت و دنبال کرد. سعی میکنم بعد از تکمیل شدن، فصل دوم رو هم ببینم و مقاله رو تکمیل کنم . . .

  2. این قسمت کپی از سایت دیگری هستش

    چه می‌شد اگر حکومتی که بهتان گفتم تمام زن‌های جوان را جمع می‌کرد، آنها را از بچه‌ها و شوهرهایشان جدا می‌کرد و به عنوان برده به فرمانده‌های دولت می‌داد تا با هدف بچه‌دار شدن و جلوگیری از انقراض نسل بشر، مرتب مورد تعرض قرار بگیرند. چه می‌شد اگر زنان، چیزی بیشتر از اشیا و ابزاری تحت کنترل مردان نبودند. چه می‌شد اگر زنان اجازه‌ی کتاب خواندن هم نداشتند. چه می‌شد اگر وقتی کمی، فقط کمی در مقابل بی‌عدالتی‌ها اعتراض می‌کردید، بلافاصله کارتان به جاهای باریکی می‌کشید. چه می‌شد اگر «آزادی» را اعدام می‌کردند و با شعارهای جلوگیری از گناه و فساد و پایبند ماندن به سنت هر جنایتی که دوست داشتند انجام می‌دادند. چه می‌شد اگر زندگی انسان‌ها، مخصوصا زنان از صبح تا شب شکنجه‌ی روانی و فیزیکی باشد. «سرگذشت ندیمه» ما را به درون چنین جامعه‌ای می‌برد که با سرکوب و محدودیت و وحشت‌افکنی و سانسور و شکنجه حکمرانی می‌کند.

    این که رژیم اسلام خودمونمه از زمان محمد تا الان روش پیاده سازی اسلام همین بوده

    با سنت و اهل بیت و احادیث ثقه هم دشمنی دارید ؟ وقتی در اسلام کنیز و برده داری اشکالی نداره وقتی در اسلام ازدواج با نابالغ اشکالی نداره وقتی در اسلام میشه به زن مردم به جرم کنیز بودن تجاوز کرد شما کی هستید که بگید نشون دادن جامعه اسلامی و چهره واقعیش اشتباهه؟

    با گفتن ضد ایرانی بودن هم احساسات مردم عوام رو تحریک نکنید حداقل بنویسید فیلم ضد اسلامی که مخاطب و دشمنان فیلم مشخص شن بسه آویزون شدن از … ایران به نفع اسلام

    1. در جواب به فرزانه
      مطرح کردن شبهه در مورد اسلام اشکالی ندارد، اما دو مطلب باید رعایت شود:
      1. در جستجوی حقیقت باشیم؛
      2.به عقاید میلیون ها مسلمان که شیفته و فدایی اسلام و قرآن و پیامبرشان هستند توهین نکنیم.
      و اما در مورد برده و کنیز، با یک جستجوی ساده در سایت های پاسخگو، براحتی میتوانید جواب شبهه را دریافت کنید. بطور «خیلی خلاصه» باید عرض کنم: در دوره ای از تاریخ که برده داری امری عادی بود، اسلام به بهترین شیوه ی ممکن برده داری را از بین برد بطوری که اندیشمندان غربی هم این مطلب را قبول دارند(اگر لازم داشتید منابعش را تقدیم میکنم). اصلا در احکام اسلام یکی از مجازات های مقرر برای بعضی از گناهان، آزاد کردن برده است. از طرفی امامان شیعه یکی از کارهایشان تربیت و آزاد کردن برده ها بود. بطوری که نقل شده بعضی از این بزرگواران در طول عمرشان بیش از هزار برده را خریدند و آزاد کردند. بعضی از این بردگان آنقدر از امامان احسان و بزرگواری می دیدند که حاضر نبودند بعد از آزادی هم از جوار شان دور شوند.
      حال مقایسه کنید با برده داری در عصر نوین غرب، در همین 100 تا 200 سال اخیر که دوره ی باصطلاح تمدنشان است:
      لابد میدانید این همه سیاهپوست در اروپا و بخصوص آمریکا از کجا آمده اند؟ ( یا بهتر بگوییم آورده شده اند!) بله این سیاهپوستان فرزندان همان انسانهای مظلومی هستند که از آفریقا و دیگر نقاط جهان به حیوانی ترین شیوه ی ممکن به غرب انتقال داده شدند؛ بدست همین فرنگی هایی که ادعای حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده. (پیشنهاد می کنم کتاب نویسنده ی آمریکایی «هوارد زین» را در مورد تاریخ آمریکا بخوانید تا بدانید پشت چهره ی بظاهر متمدن آمریکا چه هیولایی نهفته.)
      لازم به ذکر است که شیطان مداران و کفرباوران از هیچ اقدامی برای از بین بردن دین فروگذار نمی کنند. یکی از این خیانت های دین ستیزان، جعلِ احادیثِ ساختگی و نسبت دادن آن به پیامبران و امامان است. به همین دلیل است که ما بحثی در اسلام داریم بنام حدیث شناسی، که احادیث صحیح را از تقلبی تشخیص دهیم و بر فرض صحیح بودن معنایش را درک کنیم و دلالتش را بفهمیم. بر همین اساس علم رجال شناسی مطرح شد تا ناقلین راستگو از دروغگویان متمایز شوند. در مورد برده و کنیز هم احادیث ساختگی زیاد است. شما سعی کنید هر دانشی را از حاملان اصلی آن علم دریافت کنید. هیچکس با نسخه های عمه قزی و خاله قزی از مراجعه به طبیب حاذق و متخصص بی نیاز نمی شود. و از طرفی هرکسی صرفا با مطالعه چند کتاب پزشکی، دکتر نمی شود، بلکه سالها باید استاد ببیند و قدم بقدم زحمت بکشد تا بشود یک پزشکِ ماهر.
      مشکل ما این است که ایمان مان ضعیف است. تا یک فرد مغرض و شیطان مدار به درخت تنومند اسلام ضربه و زخمی وارد کرد، ما هم با او هماهنگ می شویم. غافل از اینکه به وعده ی الهی حقایق اسلام جهانشمول خواهد شد، همچنانکه الان هم گرایش غیر مسلمانان را به اسلام شاهدیم.
      مطمئن باشید هر چقدر شما دنبال حقیقت باشید، ده ها برابرش عالمان و جویندگان حقایق اسلامی دنبال حقیقتند تا زندگی دنیا و آخرتشان را بر اساس خیال و وهم و شبهه بنا ننهند.
      ببخشید طولانی شد.

  3. این فیلم دقیقا مصداقی از روند برخورد کشور خودمان با زنان هست. در جامعه ما زنان حقوق نابرابر با مردان دارند و در هیچ جایی صدای آنها شنیده نمی شود. نه حق طلاق دارند و نه حق حضانت فرزند. اگر اعتراض کنی کله ات بر بادت رفته. تشویقی نسیت و در همه جا تنبیه مهیاست تا اعتراضت را سرکوب کند. به نام مذهب همه را مطیع کرده اند و برده

    1. با سلام
      در مورد نظر شما(آتیه) باید بگویم قوانین اسلام بهترین قوانین دنیاست، چون از سرچشمه ی وحی الهی است. با توجه به باز بودن اجتهاد در زمان غیبت، فقهای بزرگ ما بیشترین سعی شان را بکار می گیرند تا در هر موضوعی قوانین مربوطه را مطابق با قرآن و سنت تنظیم کنند.
      شما(آتیه) در چند مورد شما ناعادلانه و بدون تحقیق حرف زده اید:
      1.اگر زنان در جمهوری اسلامی ایران حقوقشان با مردان برابر نیست، پس چرا بیش از 60 درصد قبولی دانشگاه های ما را زنان تشکیل می دهند؟ در کدام زمینه شما سراغ دارید که حکومت اسلامی مانع ورود و پیشرفت خانم ها شده باشد؟ در انواع تخصص های دانشگاهی و فنی و هنری و ورزش که موفقیت های زنان ما را می بینید، در ادارات و نهاد های دولتی و خصوصی و پزشکی هم همینطور. حتی مشاغلی مثل رانندگی پایه یکم(اتوبوس و کامیون)! قدری فکر کنیم و منصف باشیم.
      2.با وجود محدودیت مادر برای حضانت فرزند در قانون مدنی(مصوب قبل از انقلاب اسلامی)، حضرت امام خمینی(ره) در جواب استفتای قضات دادگاه مدنی خاص در سال ۱۳۶۳ اعلام فرموده بودند: «اگر جدا نمودن فرزند از مادر موجب به وجود آمدن عسر و حرج[یعنی سختی و مشقت] برای مادر یا فرزند از نظر روحی شود، دادگاه‌ها نباید فرزند را از مادر جدا نمایند.
      اکنون با اصلاح ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی توسط مجلس شورای اسلامی (که با همت و تلاش خانم‌های نماینده صورت گرفت) و تأیید نهایی از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام حضانت فرزندان چه پسر و چه دختر تا ۷ سالگی به عهده مادر گذاشته شده است و پس از آن نیز، زمانی که حضانت باید به پدر واگذار شود، صلاحدید دادگاه با رعایت مصلحت طفل لازم است و ممکن است دادگاه پس از آن نیز فرزند را به پدر واگذار ننماید.
      3.در مورد حق طلاق:
      طلاق از نکوهیده ترین و بدترین حلال های خداست؛ طلاق عرش خدا را می لرزاند و آخرین راهکار است نه اولین. طلاق اگر چه حلال اما به قدری کراهت دارد که در روایات اسلامی ، شدیدا از آن مذمت شده است و در حدیثی از امام صادق (ع) می ‏خوانیم:«چیزی از امور حلال، در پیشگاه خدا مبغوض تر از طلاق نیست».
      در مورد حق طلاق، شروط 12 گانه ای وجود دارد که بر مبنای آن زن میتواند تقاضای طلاق کند. این شروط را ضمن عقد، مرد امضاء می کند و با تحقق هر کدام از آن شروط، زن میتواند تقاضای طلاق کند، از جمله:
      در صورت خودداری شوهر از دادن خرجی زن و انجام سایر حقوق واجب زن به مدت 6 ماه؛
      بدرفتاری مرد به حدی که ادامه زندگی را برای زن غیرقابل تحمل کند؛
      بیماری خطرناک غیرقابل درمان مرد در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد؛
      اشتغال مرد به کاری که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه بزند؛
      بچه دار نشدن مرد پس از گذشت 5 سال از زندگی مشترک به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر؛
      ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر؛
      ابتلا مرد به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار کند مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد، فروش اثاثیه منزل و وارد نمودن ضرر به سلامت جسمی و روحی زن و فرزند شود…. و شروط دیگری که واقعا مترقی بودن احکام اسلام را می رساند.
      4.حال خود قضاوت کنید، آیا اسلام و جمهوری اسلامی در عصر هجوم رسانه، مظلوم واقع نشده اند؟
      از خداوند می خواهیم که به ما ایمان و تعقل و انصاف عطا بفرماید.

      1. 1.اگر زنان در جمهوری اسلامی ایران حقوقشان با مردان برابر نیست، پس چرا بیش از 60 درصد قبولی دانشگاه های ما را زنان تشکیل می دهند
        واقعا شما به منطق تعریف جدیدی دادین با این جمله
        کلن من چون دو سه سال دارم با شما سرو کله میزنم فهمیدم منطق ندارین همون جنگ بشه بزنیم پرپرتون کنیم راحت شیم
        اینکه فکر میکنین امریکا دشمن ما که درست تو این دنیا همه باهم دشمنن
        ولی اینکه میاین جاش جمهوری اسلامی رو اراىه میدین که خودش بدتر از صدتا امریکاست(کلن نکات مثبت سرمایه داری و کمونیست و ورداشته یه چی ساخته جفت ابرقدرتا تو کفش موندن)این نشون دهنده اهدافتون زیباتونه
        همتون دشمن ملتین

      1. دختر فمنیست ایرانی جوریه که میگه من کارای خونه رو نمیکنم چون بین زن و مرد فرقی نداره ولی بیرون هم کار نمیکنم چون مرد وظیفشه که خرجی بده بعد حق طلاق هم میخوام چون بینمون فرقی نیست ولی به تعداد سال تولدمم سکه ی طلا برای مهریم میخوام.
        اینی که میگین سواستفادست که خب جاعش توش استاده(و بماند این چه ربطی به حرفایه من داشت من دارم درباره منطق نداشتتون_نگاه کردن به مردم مثل برده -ناقص العقل بودن مردم از نگاه شماها که تو این دو مورد چون زورتون به زنا بیشتر میرسیده به اونا رو بیشتر مورد عنایت قرار دادین )وگرنه کلن فمنیست مال ایران نیست که بگیم نحوه تفکر فمنیستای ایران گویای کل اهداف فمینیستای جهان (فقط هم تو ایران زنان مشکل ندارن محض اطلاع) بنابراین هنوز نمیتونین بگین قابل دفاع
        بعدشم بحث ایجاد ترحم نیست این یچیزی که کاملا منطقی که اگه فرد الف یه تفکری به زور به فرد ب غالب کنه دوتا دلیل داره یا طرفو به عنوان برده گیر اورده یا فکر میکنه طرف ناقص العقله ،چه دلیل دیگه ای داره ؟؟
        انقدرم از هولوکاست نگین بود و نبودش به ماربط نداره اگه با ربط می خوای برو کودتای هشتادو هشت رو نگاه کن اون خیلی با ربط تره
        کلن بیا انقدر حرف نزنیم بیا بجنگم یه طرف زنده بمونه زندگیشو بکنه حداقل طرف پیروز اونورو راحت میکنه

        1. سلام عذر میخوام نمیدونم چرا من منظور شما رو متوجه نمیشم فقط از جهت کنجکاوی میپرسم الان شما موافق فمنیسم و اوضاع بد زن در ایرانید یا نه مخالف فمنیسم و قبول دارید در ایران وضع زن ها حداقل بهتر از انچیزی است که یکسری ها قبول دارند

  4. سلام.
    بعضی از مطالبتون رو خوندم…تحلیل های خوبی داشتین
    اگه می تونید تحلیلی هم از سریال خاطرات خون آشام بذارید.

  5. 😂
    هر چند معتقدم پیام های مثبت تو همچین سایت هایی تایید میشه .
    ولی کسی که تحلیل کرده جریان فیلم رو کلا از فیلم فکر کنم سردرنمیاره😁😂هنوز داره خندم میگیره از تفسیر و تحلیل این فیلم.
    ضمنا اگه اون مکان و اون کارها و طرز فکرها شبیه کارهای ایران هستند دلیل بر اینکه ضد ایرانی باشه نداره میتونیم بنویسیم تقریبا زندگینامه زنان ایران چرا از واقعیت میترسید؟😂
    راستی با سهمیه ساندیس هم میشه سایت زد؟

    1. در ابتدا ممنون از کامنت گهربارتون : )
      متاسفانه به دلیل درگیر بودن با امتحانات بنده و چند نفر دیگه ای که روی سایت کمک می کنند نمیرسیم جوابگوی کامنت ها باشیم . . .
      خب همین اول باید بگم که اعتقادتون تو خط اول نوشتتون رد میشه، تا الان به جز دو سه کامنت حاوی فحاشی خیلی رکیک همه کامنتهای کاربران تایید شده، انواع توهین ها هم تایید شده و به همین دلیل هم فعلا برای راحتی بیشتر بدونِ تاییدِ الزامی، قسمت کامنتها رو فعال گذاشته ایم. و اتفاقا خب استقبال ما از کامنت های انتقادی خیلی بیشتر از کامنتهای موافق هست، البته انتظار هم داریم که با منطق و استدلال انتقاد بشه نه مغرضانه شبیه دیدگاهی که شما نوشته اید. اینو هم بگم که اعتقاد شما خیلی بیراه نیست چون رسانه های زیادی هستند که دیدگاه های مخالفشونو بر نمیتابند.
      در مورد سهمیه ساندیس سایت هم خب اینجور تفکر تاریکی که شما دارید جلوی درک و فهم درست و غیر غرض ورزانه رو همیشه ازتون میگیره و خیلی راحت از جلوی بسیاری از تفکرات مخالفتون با زدن برچسب میگذرید.
      این کار رو بنده یک سال و نیم پیش ابتدا با یک وبلاگ شروع کردم و بعد از چند ماه به دلیل علاقه شخصی و استقبال نسبتا خوب روحیه ای که بهم منتقل شد به تحقیق در مورد تبدیل کردن وبلاگ به وبسایت بر اومدم که خود این تحقیقات چند ماهی زمان برد و ارزان ترین و بهترین راه رو پیدا کردم و جالبه بدونید قالب سایت خیلی خوب و دامین و هاست بسیار معمولی تونستم جور کنم (که هاست 50 درصد تخفیف خورده بود اون موقع) که سر جمع تقریبا 80 هزار تومن برام هزینه برداشت و تو این مدت چند نفری رو تونستم پیدا کنم که گهگاهی (البته بعضا دیگه مدت غیبتشون خیلی طولانی میشه) اگر کاری نداشته باشند داوطلبانه برای پیشرفت سایت کمک می کنند، این شروع کار هست و سایت واقعا در حال رشد و افزایش بازدید هست، به امید خدا در آینده به تدریج نیروی داوطلب بیشتری جذب خواهند شد و در کنار کاربران عزیزمون سایت پربار و منسجمی خواهیم داشت.
      در مورد انتقاداتی که در چند کامنت نسبت به تطبیق واقعی این وضعیت با ایران عزیز امروزمون وجود داره و دوستان در چند کامنتی که گذاشتن نوشتن، در مواردی قابل درک هست که چرا اینجور فکر می کنند و نیاز هست وقت بزارم و در حد خودم توضیح بدم در اولین وقت خالی که پیدا کنم (البته شاید حتی یکی دو ماه طول بکشه با وضعیتی که شدیدا برای امتحاناتم و تحقیقات درگیر هستم) در مقاله جدا یا کامنتی مفصل در همین جا در حد توان خودم تحلیل کنم

      در پناه حق، برای همه دوستان آرزوی بهترین ها رو دارم

      1. آقا میشه به اون ساندیس جونتون بگین تو روزِ کنکورِ وامونده ی ما هم بیآد ؟..
        آخه نامردا خشک خشک میگن تستهامونو بزنیم فقط یه ساقه طلایی میدن .
        اونم یعنی خیلی زحمت کشیدن که همینو هم دادن خخ

        1. عزیزم از بطری آب استفاده کن، واقعا چرا اینقد انتظارات لاکچری؟!!!
          این درخواست های سطح بالا رو برو مطالبه کن از رسانه هایی مثل زومجی که کلی تبلیغات و نیرو و دم و دستگاه دارند و انحصار طلب هایی مثل فیلیمو که سر تاینی موویزو بریدن اسپانسرشونه. من بدبخت بیچاره همین سایت درهم برهمو به زور و بلا بالا آوردم (شبیه قی کردن شده یعنی هیچ چیزی سر جای خودش نیست در حال حاضر) یکی از دوستامون باکس آفیس هفتگی میساخت و تریلر ها رو زیرنویس میکرد، الان کل اون بخش خوابیده، عمرا بشه برنامه ریزی کرد برای همچین سایتی هرکی میاد یک هفته هست بعد خیلی راحت خداحافط، یعنی یکی از بزرگترین جوک ها برای من این شده که بری به طرف بگی بیا داوطلب تو کارهای سایت کمک کن
          البته بازم دم چند نفری که کمک کردند تو این چند ماه اخیر گرم، خیلی تغییرات مثبتی تونستیم بدیم، حتما برگردم با امید به آینده خیلی جدی تر جلو میریم . . .

          1. واقعا من این سایت زومجی را درک نمیکنم از هر فیلمی دفاع میکنه طوری که انگار هیچ ایرادی نداره درسته مبحث تحلیلتون باهم فرق داره اما خود آکادمی اسکار هم میخواست مثل این سایت فکر باید به همه فیلماس اسکار میداد

          2. Luv will find Yoou .. . . it has alreay found actually ( love actuelly favorite movie of our Taylor :P ) گفت:

            والا من کلا تو هیچ سایتی عضو نیستم با اینکه فیلم بازم ولی یه بارم پامو تو تاینی نزاشتم … البته دروغ چرا میخواستم بزارم ولی خب دعوتنامه یا اینجور چیزها رو نداشتم که بخوام حتی یه بار هم سر بزنم .
            و اما درموردِ ساییتون از طریقِ فردا دانلود اصلیه آشنا شدم … و خب
            ایشالله تابستون وقتِ همه آزادتر میشه …. همه با هم دست به دستِ مهر از این فوق العاده تر خواهیم ساخت آینده ی این سایتِ زیبا تر از زیبا رو . .
            و راستی … ممنون بابتِ پیشنهاد بطری آب … واقعا بدونِ آب کارم لنگه … :(:

    2. زندگی نامه ی زنان ایران؟!!
      قدری انصاف داشته باشید.
      ضمنا بهتر است تا سخن تان را مزه مزه نکردید، لب باز نکنید چون:
      تا مرد سخن نگفته باشد\ عیب و هنرش نهفته باشد.

  6. در موردِ این اثرِ هنری هم بگم که اگه قُلُوها و مسائلِ ج*ن*س*ی شو فاکتور بگیریم از لحاطِ زورگویی
    کاملا شبیه محدودیتهای زنانِ ایرونِ محروممونه 🙁

  7. سلام، سایت خوبی دارید و قطعاً اثرگذار خواهد بود,ولی بنظرم تحلیل شما ازاین فیلم و ارتباطی که بین حکومت منزجرکننده در فیلم و ایران! داشتید صحیح نیست.(البته من تنها چند قسمت ازین سریال را دیدم)
    لطفاً پس از نظرخواهی از صاحب نظران نسبت به اصلاح متن مربوط به این تحلیل اقدام کنید، تحلیل شما اصلا منصفانه نبوده و زمینه توهین به کشور را ایجاد کردید.

  8. ترس از گسترش اسلام تو جامعه آمریکا باعث شده چنین فیلم هایی زیاد ساخته بشن تا الان که به پختگی هم رسیدن و با شاهکار فاصله چندانی ندارن… ولی از یک طرف با کمپین های فمنیستی و چهارشنبه سفید و از یکطرف با ماهواره و بی بندوباری زن های ایرانی قصد دارن نسل پاک ایرانی رو منقرض کنن…زن های ایرانی باید نشون بدن اونا اشتباه کردن.

    1. در آمریکا از اسلام هراسی ندارند بلکه از اسلام سلفی و افراطی تروریستی هراس دارند که البته حق هم دارند. اسلام سنی که در آمریکا هست خطرناک ترین و ضد بشری ترین و چندش آور ترین پدیده در دنیاست و باید نابود بشه. هزاران مسجد در آمریکا هستند که به مسلمانان درس ترور و شهادت و بمب گذاری میدن.

      1. حرفتون نژادپرستانه هست توهین مسلمانان هست. اسلام اهل سنت با گروه های سلفی تکفیری دو تا مسئله مجزا هستند که در اجلاس بین المللی که همین سال های اخیر بود برگزار شد هم اعلام برائت کردن علمای اهل سنت ازش اما دقیقا اسلام هراسی در بالاترین سطح ممکن داره انجام میشه از اینکه رسانه های غربی القاعده و داعش رو به عنوان نماینده 1.8 میلیارد مسلمان معرفی می کنند کار بجایی رسیده که هر سال تعداد جرم و جنایت و حمله به مسلمانان در جوامع غربی اروپایی چند صد درصد افزایش داره، تعداد اخراج مسلمانان از کارها و مشاغلشون بشدت رو به رشد هست، لیست اسم مسلمانان در شبکه های اجتماعی پخش می شود برای اینکه بهشون حمله بشه، به طور علنی روز اسلام هراسی تحت عنوان punish a muslim day ساخته اند این عکسو ببینید: https://bit.ly/2HzTPfQ بحثش طولانی میشه و منم الان اصلا وقتشو ندارم https://www.aparat.com/v/MpZaO این چند روز هم وقت زیادی رو روی کامنت جواب دادن گذاشتم که ممکنه بعدا ضربه شو بخورم برای امتحاناتم، نقش هالیوود در این اسلام هراسی به شدت گسترده مقاله ای طولانی مفصل میشه خودش
        تناقض فاحشی که الان وجود داره، از یک طرف حجم غیر قابل هضم اسلام هراسی از یک طرف حمایت شدید و مثال زدنی از داعش و عربستانی که تو 11 سپتامبر نقش علنی داشته و میلیارد دلاری برای ساخت مدارس و ترویج اندیشه سلفی گری داره خرج میکنه و تو کشورهای دیگه هم داره مدرسه میسازه و این اندیشه رو تا جایی که بتونه رواج میده. و بعد از سمت غرب و رسانه جادوییش، تروریست دانستن شیعیان که خودشون قربانی این اندیشه هستند رو داریم. بعد از قربانی شدن کلی زن و بچه شیعیان مجبور شدن به مقاومت نظامی دربرابر این گروهای تروریستی روی بیارند. حتی یک همچین سریالی بیشترین نتیجه رو میخواد از ایران بگیره و نه عربستانی که به اصلاحات مطابق با نظر دوستان نزدیک غربی و عبریش روی آورده.
        خب این پدیده تکفیری ها که در خاورمیانه اتفاق افتاد خیلی بازار سو استفاده رسانه ای رو باز کرد، و خب اونطور که اندیشکده ها و استراتژیست های معروف غرب تقریبا اتفاق نظر گفته اند تا الان، این طرح دکترین همان جنگ های 30 ساله ای هست که مسیحیان انجام دادند و باعث زده شدن مردم از مسیحیت شد و دمیدن در این جنگ فرسایشی میتونه سرانجامی مشابه برای اسلام به وجود بیاره که مردم خسته و متنفر بشوند از اسلام. اجماع بین الملی شیعیان برگزار شد و سنیان هم برگزار شد و اعلام برائت کردن از این جریان های تکفیری اما چندان فایده ای نداره وقتی خوراک رسانه ای این دستگاه جادویی بوجود اومده باشه واقعا کسی جلو دارش نیست، تاثیرات رسانه های جادویی غرب رو هیچ جور نمیشه به اندازه کافی پاک کرد . . . بماند میزان بودجه ای که دارند برای کار رسانه ای در ایران خرج می کنند (معادل بودجه نظامی اینکار) و کامنت های مخالفی که برای این نقد میاد کاملا برام قابل درکه که ذهن خیلی ها تحت تاثیر این غول جادویی رسانه ای چه تاثیرات عمیقی که نگرفته البته اشتباه نشه چون عملکرد مسئولین رده بالای پول پرست ایرانی تاثیرشو بیشتر میدونم تا این غول رسانه ای بی شاخ و دم

  9. تنها دلیلی که اینا زن ها و دخترها رو به عنوان ندیمه نگرفتن اینه که مشکل باروری نداریم. والا اگر مثل گیلیاد مشکلات زیست محیطی باعث شده بود 80 درصد مردم نازا بشن اوضاع ما از گیلیاد بدتر هم بود. حداقل در گیلیاد زن ها لباس رنگی می پوشند و موهاشون رو نمی پوشونند، و همسرها موقعیت بالاتری نسبت به ندیمه ها دارند و مدیر خانه هستند و شوهرشون حق دخالت در کارشون رو نداره. و البته فقط فرمانده ها می تونند ندیمه داشته باشند، اون هم فقط یکی و به مدت کوتاه.

  10. اسلام و یهودیت و مسیحیت ….. اینها همه دروغی هستند کا ما بجون هم بیوفتیم

    1. باید بگویم اینجور تفکرات به لطف قدرت سحرآمیز رسانه امروز خیلی رواج یافته. رسانه امروز راحت تر از همیشه حقایق را وارونه می کند. در ایران هم که رسانه های داخلی (که به شدت بدون نظارت و هماهنگی و در هم و برهم کار می کنند، دقیقا برخلاف کشورهای قدرتمند دیگر!) و رسانه های فارسی زبان وابسته‌ی خارجی (دلواپسان خارجیمون)، مجموعا جریانی را ایجاد کرده اند که هیچ کس راه فراری از آنها ندارد. بماند میلیاردها دلاری که کشورهایی مثل عربستان و اسرائیل بجای خرج حملات نظامی خرج آموزش زبان فارسی به افراد خود و کارهای رسانه ای در ایران می کنند، و عجیب ترین چیزی که اخیرا به چشمم خورده هجوم عجیب به سایت ها و تغییر غیر عادی و شدید لایک ها و دیسلایک و نظرات و حتی به طور خیلی مزحکی درباره نظراتی که درباره اسرائیل می باشد!!!
      از بحث قدرت عجیب رسانه که بگذریم باید بگویم اکثر جنگ های عالم هستی که میلیارد میلیارد کشته تا کنون به جای گذاشته است، خارج از دین و بر اساس خیالات فلسفی به ظاهر منطقی تراوش شده از ذهن عده ای مجنون بوده که تا همین الان هم این مکاتب ذهنی-فلسفی که عقل بدون دین را پایه آرامش و نظم جهان می دانند، ابر قدرت هستند و در جهان حکمرانی می کنند و روز به روز پایه های اختلاف و جنگی جدید را طرح ریزی می کنند. حتی جنگ های به ظاهر مذهبی مثل گسترش هدفمند گروه های تکفیری از نتایج فریب و برنامه ریزی بلند مدت همین عاقلان هستی می باشد که هر چند مدت یکبار اعترافات علنی آنها به بیرون درز می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن