سریالفیلم و سریال

نقد و رمزگشایی سریال (-2014) The 100

شبکه اصلی: The CW        امتیاز: 7.8 از 10 – میانگین رای 124,801 نفر        امتیاز کاربران ایرانی: 8.6 از 10 – میانگین رای 2779 نفر

– The 100 ، سریال تلویزیونی در گونه درام تخیلی پسارستاخیزی است، که بر اساس کتابی با همین نام نوشته Kass Morgan ساخته شده است.

– The 100 تقریبا شبیه سریال موفق Lost است ولی از نوع تینیجری اش (CW به ساخت سریال های تینیجری (با محوریت نوجوانان) معروف است).

– The 100 در فصل آغازین تا حدودی ناامید کننده ظاهر می شود و برای تماشاگر کم حوصله کار را مشکل می کند. اما پس از اینکه چند قسمت از این اثر را دنبال کنید و شخصیت های سریال که بسط و گسترش پیدا می کنند را دنبال نمائید، بر جذابیت هایش افزوده می شود. 100 دارای جلوه های ویژه بسیار خوبی است و پیشرفت The 100 در این زمینه در 4 فصلی که از آن گذشته، قابل توجه می باشد و میتوان حدس زد این پیشرفت در هر فصل نیز بیشتر می شود.

– برخلاف اینکه برخی از پربیننده‌ترین سریال‌های این روزهای تلویزیون از جمله «سوپرنچرال»، «اَرو»، «فلش» و «خاطرات خون‌آشام» از این شبکه پخش می‌شوند، اما سی‌.دبیلو همیشه به ساختن سریال‌های تین‌ایجری و سطح‌پایین که روی عناصر داستانی کلیشه‌ای و رومانس‌های دبیرستانی و بازیگران خوش‌تیپ تمرکز می‌کند، بدنام شده است. «The 100» کاملا از قاعده‌ی سریال‌سازی سی‌.دبلیو مستثنا نیست. در اینجا هم قهرمانان داستان دختر و پسرهای جوان هستند و رومانس بخش بزرگی از درام را تشکیل می‌دهد، اما «The 100» با تمام اینها با دیگر ساخته‌های این شبکه فرق می‌کند. یعنی The 100 نه تنها هیجان‌انگیزترین و تاریک‌ترین ساخته‌ی سی‌.دبلیو است، بلکه «The 100» یکی از جذاب‌ترین و بهترین سریال‌های تلویزیون هم است که متاسفانه خیلی از کسانی که از این شبکه خوش‌شان نمی‌آید، آن را هم نادیده می‌گیرند.

«The 100» در چارچوپ تنظیمات داستانی «هانگر گیمز» (Hunger Games) و امثال آن قرار می‌گیرد ولی تمام مواردی که «هانگر گیمز» و امثالش وعده می‌دهند و عمل نمی‌کنند، در «The 100» یافت می‌شوند.

یکی از اولین چیزهایی که خیلی زود درباره‌ی The 100 می‌فهمید و از خوشحالی نفسی راحت می‌کشید، این است که سریال واقعا از ایده‌ی اولیه‌اش استفاده می‌کند. مسئله این است که فیلم و سریال‌های زیادی هستند که پتانسیل‌شان را هدر می‌دهند. مثلا به قسمت اول و دوم «دونده‌ی هزارتو» (Maze Runner) نگاه کنید. بیدار شدن یک عده نوجوان در یک هزارتوی عظیم که هیولایی مکانیکی در راهروهایش آنها را شکار می‌کند، خبر از یک داستان قوی آخرالزمانی می‌دهد، اما کمی بعد همه‌چیز به درون محدوده‌ی کلیشه و تکرار دوربرگردان می‌زند. «۱۰۰» اما سریالی است که ریتم تندش را حفظ می‌کند و ما را به نقاطی که فکرش را نمی‌کردیم می‌برد.

برخی از سریال های معروف تر شبکه The CW (به ترتیب معروفیت و استقبال تماشگران نوشته شده!):

Arrow – The Vampire Diaries – The Flash – Supernatural – The Originals


اگر قرار بود بر اساس نظریات اریک فون دنیکن (Erich von Däniken) فیلمی ساخته شود، مثلاً کتاب ارابه خدایان را در قالب یک داستان به تصویر کشید، بدون شک سریال The 100 بهترین و دقیق ترین اثر تولیدی می شد. ساختار بسیار دقیق و چیدمان هوشمندانه، در کنار تعلیق های بجا و بازیگردانی بی نظیر، از مشخصه های بارز این سریال هستند.

در میان همه حماقت های بشر برای رد و انکار وجود خداوند، نظریه جنبش رائلیان از همه مضحک تر و کودکانه تر است. اعضای این جنبش، بر این باورند که موجوداتی دانشمند به نام “الوهیم” توسط سفینه‌های فضایی که ما آن ها را اشیاء پرنده ناشناخته می دانیم، به روی زمین آمده و از طریق علم ژنتیک حیات را روی کره زمین خلق کرده اند.

الوهیم همانند بشریت روی زمین هستند، اما به لحاظ علمی 25000 سال از ما پیشرفته ترند! الوهیم در زبان عبری کلمه ای جمع و به معنی “کسانی که از آسمان آمدند” است که مفرد آن “الوها” است.

The 100 آی نقد
The 100 آی نقد

الوهیم در سیاره ای پیشرفته، پاک و سرشار از لذات زندگی می کنند و رهبر آن ها “یهوه” یا “الله” یا همان “هورس” خدای یگانه است!!!
در مقابل این مجموعه، “ابلیس” یا “ست” قرار دارد که می خواهد با جمع آوری سند و مدرک از جنگ و خونریزی و جنایات انسان روی کره زمین به یهوه ثابت کند که خلقت انسان کاری اشتباه بوده است.
نکته بسیار جالب در مورد این جنبش و تفکرات آن ها، شباهت آن با دین یهود و به خصوص عرفان کفرآمیز “کابالا” است. شباهت و همپوشانی عجیب این دو مکتب فکری، به وضوح نشان از نقش پر رنگ یهود در شکل گیری چنین رویکردهای انحرافی و کفرآمیز در میان بشریت دارد.
در نظر رائلیان ادیانی مثل یهودیت، مسیحیت، اسلام و بودایی گری هم توسط الوهیم برای تکامل بشر به پیامبران داده شده است! جالب اینجاست که شبیه‌ترین کتاب به آموزه های این جنبش، مکتب فکری-عرفانی کابالا است که این خود گویای همه چیز است.
اما هذیان های ذهن بشری در تلاش برای انکار وجود خداوندی واحد و وجود خدایان فضایی، به همینجا ختم نمی شود و فرضیه فضانوردان باستانی را هم شامل می شود که از سوی نویسنده سوئیسی، اریک فون دنیکن (Erich von Däniken) در سال 1968 مطرح شد و خیلی زود با استقبال گسترده در دنیا مواجه گشت!!!

The 100 آی نقد
The 100 آی نقد

طبق ادعاهای دنیکن، صدها، هزاران وحتی ده ها هزار سال پیش، سفینه های فضایی در میان هاله ای از آتش و دود روی سیاره ما فرود آمدند. از این سفینه ها موجوداتی با لباس های فضانوردی خارج شدند تا احتمالاً از زمین نمونه برداری کنند یا خاک و گیاهان را مورد بررسی و مطالعه قرار دهند. سپس با پایان یافتن مطالعاتشان، به سفینه خود بازگشته و راهی سیاره خود شدند.
در همین حال، در میان بوته ها یا پشت تخت سنگی، یک انسان باستانی مخفی شده بود و بدون اطلاع موجودات فضایی شاهد تمام ماجرا بود. او سپس به محل سکونت خود بازمی گردد تا به دیگران از صحنه بی نظیر “خدایان” و ارابه آتشین آن ها حکایت کند. این انسان باستانی به دیگران خبر از خدایان و فرشتگانی می دهد که با لباسی پوست سیمین (لباس فضانوردی) و سری حباب مانند (کلاه فضانوردی) ابزاری عجیب (گیرنده و فرستنده یا نوعی اسلحه) را حمل می کنند!
این مردم، سپس تلاش می کنند تا تصاویر آنچه را که دیده و شنیده اند را روی دیوار غارها و ظروف سفالی ترسیم کنند. از طرفی هم ماجرا سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد و این خدایان باستانی نیز هر-از-چند گاهی به زمین سرک می کشیدند. پس به مردم مسلم شد که آن ها خدایان آسمانی هستند.
با ابداع نگارش، مردم شرح بازدید شکوهمند خدایان از زمین را ثبت می کردند. نیاکان ما به انتظار بازگشت خدایان می نشستند، همانگونه که ما در انتظار هستیم تا موجودات فضایی روزی به زمین بیایند.
دنیکن با بیان چنین داستان جذابی، سعی دارد تا اذهان عمومی را به گونه ای درگیر این موضوع نماید که نه تنها پاسخ قطعی برای این مدل ادعاها نتوان یافت، بلکه در اثر پیچیدگی و کمبود منابع، تلویحاً آن را به عنوان یه حقیقت انکار ناپذیر پذیرفت.
اما در طول سال های طرح این نظریات، دانشمندان و کارشناسان زیادی دلایل قابل قبول و مستحکمی در رد آن ها ارائه کرده اند که به عنوان مثال می توان به فرضیه “نقش جوهر” در رد ادعاهای دنیکن اشاره نمود.
نقش جوهر در مطالعات روانشناسی، بسیار رایج است و گهگاه این روش مطالعاتی را به نام ابداع کننده آن تست های رورشاخ (Rorschach) نیز می خوانند. مسئله ای که ما در اینجا به آن تکیه داریم، این است که نقش جوهر کاملاً به ذهن بیننده بستگی دارد.
نقوش به خودی خود الگوی به خصوصی ندارند، بلکه همانی هستند که بیننده تشخیص می دهد و می خواهد که باشد. رهیافتی که اریک فون دنیکن در پیش گرفته بود، با تست نقش جوهر قابل مقایسه است. البته او نقوشی را توصیف می کند که واقعاً وجود دارند، اما باید توجه داشت که این نقوش زاییده فرهنگ های دیگرند. بدون شناخت از زمینه مذهبی، هنری یا تاریخی نقوش در چارچوب فرهنگی که آن ها را آفریده، توصیف دنیکن از این نقوش در واقع ذهنیت او را می رساند تا ذهنیت مردمان باستان را.
به عنوان مثال، ماسکی را که دنیکن شکل یک فضانورد با آنتن بیسیم می نامد، در اصل نمای یک شمن یا کاهن با سربندی از شاخ گوزن یا موجودی اسطوره ای است. دنیکن این ماسک را نماد موجودی فضایی می بیند، چون او می خواهد آن را اینگونه ببیند، نه اینکه این ماسک واقعاً نمای یک موجود فضایی است.
حال که تا حدی با کلیات عقاید درباره خدایان فضایی آشنا شدید، در ادامه به بررسی کوتاه و اجمالی سریال The 100، یکی از سریال های موفق سال های اخیر که بر اساس همین تفکرات ساخته شده، می پردازم.
طبق داستان، بشر در اثر یک آرماگدون اتمی، زمین غیر قابل سکونت را ترک کرده و 97 سال را در یک ایستگاه فضایی به نام آرک زندگی می کند.

The 100 آی نقد
The 100 آی نقد

در واقع، ایستگاه آرک، تلفیقی از 12 ایستگاه فضایی از ملل مختلف است که حالا به تنها مکان برای حیات بشر تبدیل شده است. اما زندگی در آرک چندان هم ساده و جذاب نیست و مشکلات و چالش های خاص خود را دارد.
مثلاً قوانین جزایی به حدی سخت و خشن وضع شده اند که تاوان هر جرم، حتی پیش پا افتاده ترین آن ها، مرگی وحشتناک با عنوان “معلق شدن در فضا” است.
اما همه قوانین تا این حد سختگیرانه نیستند و در این بین، قانون خاصی نیز وجود دارد که طبق آن، مجرمان کمتر از 18 سال را تا رسیدن به سن قانونی از مجازات اعدام معاف می کند و آن ها را روانه زندان می کند.
زندگی در آرک طی سال ها رو به سختی نهاده و کمبود اکسیژن به معضلی جدی برای آن ها تبدیل می شود. در این شرایط، رهبران آرک تصمیم می گیرند تا برای رهایی از این وضع نقشه ای که به Plan B معروف شده را آزمایش کنند. طبق این نقشه، آن ها 100 زندانی زیر 18 سال را با استفاده از سفینه ای به زمین می فرستادند تا بدین وسیله از شرایط حال حاضر زمین اطلاع پیدا کنند و ببینند که آیا اتمسفر زمین پس از این همه سال قابل سکونت شده یا همچنان گرفتار تشعشعات اتمی است.
بدین ترتیب، گروه 100 نفره به همراه دستبندهای هوشمند مخصوص (که وضعیت سلامتی آن ها را گزارش می کند) به زمین فرستاده می شوند و در کمال ناباوری متوجه می شوند که اتمسفر زمین کاملاً قابل سکونت بوده و از تشعشعات اتمی هیچ خبری نیست!
اما ماجرا زمانی جذاب تر می شود که این 100 مسافر آسمانی، متوجه می شوند که در زمین تنها نیستند و بازمانده های زیادی نیز در زمین سکونت دارند. افرادی که حالا پس از سال ها تلاش برای زنده ماندن، زندگی کاملاً بدوی داشته و در قالب قبایل مختلف در زمین سکونت دارند.

در ادامه، تقابلی میان انسان های آسمانی و انسان های زمینی درمی گیرد و مشخص می شود که انسان های زمینی به یک ناجی (خدا) که سال ها قبل از آسمان به زمین آمده باور دارند و زندگی او را سرلوحه خود قرار داده اند.
حالا آمدن انسان های آسمانی، به نوعی تهدید مذهب آن ها به شمار رفته و این هجمه عظیم خدایان (البته این تعبیر به وضوح در سریال مطرح نمی شود) روی زمین موجب آشفتگی آن ها شده است. اما در ادامه، میان این دو گروه تعاملی برقرار شده و مشخص می شود که انسان آسمانی اولیه، در واقع دانشمندی بوده که اختراع وی موجب آرماگدون روی زمین شده و او برای جبران خسارات وارده، به زمین آمده تا از نابودی باقی نسل بشر جلوگیری کند و…
همانطور که مشاهده می کنید، این داستان کاملاً بر اساس دیدگاه رائلی و دنیکنی تولید شده و قصد دارد تا در قالب یک داستان جذاب و گیرا، باور خدایان فضایی (و یا انسان بودن این خدایان) را در میان نسل جوان نهادینه کند. اما همانطور که نظریه رائلی و دنیکنی دارای ایرادهای اساسی و بنیادین است، این سریال هم ایرادهای ساختاری عجیب و غریب دارد. ایرادهایی که توجه به آن ها، حتی تحلیل محتوای آن را بی معنی و غیر ضروری می نمایاند.

The 100 آی نقد
The 100 آی نقد

برای درک بیشتر، به گوشه ای از این ایرادها اشاره می کنم:
* مثلاً می بینیم که در این سریال، لباس های ساکنان آرک هنوز لباس های مدرن و به روز است و مشخص نمی شود که چطور این لباس ها طی این سال ها سالم مانده اند و به چه دلیل تا این حد به روز هستند! این در حالی است که هیچ اثری از خیاط خانه در آرک نمی بینیم یا اگر هم چنین بخشی در آرک وجود داشته باشد، مشخص نیست که پارچه و الیاف مورد نیاز برای تهیه لباس در این همه سال از کجا فراهم می شده؟!! شاید آن ها انباری غول آسا از البسه با خود به فضا برده بودند!! یا گوسفند پرورش می دهند و یا…!!

اما شاید تنها توجیهی که می توان برای این موضوع (پوشش مدرن و به روز) آورد، خواسته عامدانه کارگردان در متمدن نشان دادن انسان های آسمان به عنوان خدایان باشد.
* مورد بعد، مسئله کمبود اکسیژن در آرک است که به عنوان مشکل اصلی ساکنان آن در سریال مطرح می شود. با فرض اینکه منبع تولید اکسیژن در خود آرک قرار داشته، این سوال مطرح می شود که آیا ساکنان آرک برای تأمین آب آشامیدنی با مشکلی روبرو نبوده اند؟
این موضوع زمانی اهمیت پیدا می کند که می فهمیم منابع آبی در آرک بسیار محدود هستند و از آنجا که آب از ترکیب اکسیژن و هیدروژن به وجود می آید، باز این سوال مطرح می شود که چطور آرک با مشکل بی آبی روبرو نشده و فقط کمبود اکسیژن آن ها را به سطوح آورده؟!! زیرا وقتی آب وجود دارد، دیگر تولید اکسیژن نباید به معضل تبدیل شود…
* نکته بعدی، رفتار انسان های زمینی در این سال هاست. تصویری که از مردم زمینی به بیننده ارائه می شود، تصویری بدوی و به دور از تمدن است. سوالی که به طور جدی در این بین مطرح می شود، چرایی بازگشت بشر ساکن زمین به دوران ماقبل تمدن است.
با توجه به اینکه ایستگاه فضایی آرک در واقع تلفیقی از 12 ایستگاه فضایی از ملل مختلف است، می توان نتیجه گرفت که حداقل این 12 کشور به تکنولوژی بسیار بالایی دست پیدا کرده بودند که به واسطه آن عده ای از مردم خود را در فضا ساکن کرده بودند. حال باید به این سوال پاسخ داد که چطور این مردم، پس از انفجار اتمی، تمدن و پیشرفت خود را فراموش کردند و به دوره بدویت بازگشته اند؟

The 100 آی نقد
The 100 آی نقد

آیا این 12 کشور کاملاً نابود شده اند و افراد باقی مانده روی زمین از این 12 کشور نیستند؟ آیا افراد باقی مانده دچار زوال عقلی شده اند که با دیدن یک فضانورد او را به عنوان ناجی یا خدا پذیرفته و از آن پس مکتبی بر پایه زندگی به سبک وی را برگزیده اند؟ آیا این موضوع، توهینی به شعور بشریت نیست؟ یا شاید کارگردان به شکلی زیرکانه امر پرستش و خدا باوری را عملی به دور از شعور و تمدن معرفی می کند؟
* نکته بعد، عدم وجود اثر یا حتی ردپایی از مذاهب شناخته شده در دوران پسا آرماگدون است! کارگردان به گونه ای اقدام به روایت داستان و صحنه پردازی می کند که گویا انفجارهای اتمی، همانند ویروسی به جان مذهب و طرفداران آن ها افتاده و همه را یکجا به شکلی ریشه کن کرده که حتی یک نماد مذهبی هم در دوران جدید دیده نمی شود. این در شرایطی است که مردم همچنان به مذهب باور دارند و موجودات فضایی را به عنوان موجودات برتر یا همان خدا می پرستند!
* اختراع زبان توسط زمینی ها هم خود بحث مفصلی را می طلبد. اینکه چرا باید بشر بازمانده زبانی جدید را به وجود بیاورد و چه بلایی سر زبان های رایج افتاده، سوال بی جوابی است که برای آن پاسخی منطقی وجود ندارد و به نظر می رسد که عامل ایجاد جذابیت، پرداختن به بعد منطقی این رویداد را تحت شعاع خود قرار داده است.
البته این ها تمام ایرادهای فنی محتوایی این اثر نیستند و می توان ساعت ها در مورد این گونه مسائل بحث و گفتگو کرد. اما نکته مهم این است که چطور با کمک جذابیت های بصری و تبلیغات، اثری این چنین بی منطق را به عنوان اثری شاهکار و جذاب به جهان عرضه می کنند و جالب اینکه همه مخاطبان آن را کاملاً منطقی پذیرفته و هیچکس حتی برای لحظه ای به آن نمی اندیشد. مهمتر اینکه چطور استادانه و به دور از علنی گویی، خرافه ها و نظریات کفرآمیزی مانند رائلیان و دنیکنی ها را به خورد نسل جوان داده و به مرور و بسیار نرم، باورهای آن ها را دستخوش تغییر می کنند.


برخی از نظرات کاربرها در سایت های مختلف:

– این نکته هم میتونه مطرح بشه که در نهایت همون خدایی که بازماندگان زمینی به اون اعتقاد داشتند بازم انسان بود! تکرار هزارباره و تهوع آور اومانیسم تو محصولات رسانه ای.

– من این سریال رو بخاطر موضوعی که داره و شبیه بودن به بازی فال اوت تا اواسط فصل سه دیدم ولی افسوس… یه سریال که فقط از نظر محتوای کلی شبیه شاهکار فال اوت هست که دنیا براثر جنگ هسته ای نابود شده اما این کجا ان کجا تاکید فوق العاده زیاد فمنیسمی فیلم هم خیلی حال بهم زنش کرده

– … میخوان بگن امریکا خوبه اون تو امنه، بلاخره یه راهی پیدا میکنن، وحشی ها از سلاح بیولوژیکی استفاده میکنن پس ماهم باید بمب داشته باشیم…

– کدوم جنگ هسته ای 97 سال طول میکشه؟

– به نظر من سریال فوق العاده قشنگیه اما بصورت آشکار داره همجنسگرایی رو ترویج میده

منبع
vgpostmortemزومجی
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫25 نظرها

  1. این متن به هیچ عنوان نقد یک اثر هنری نیست، فقط تخریب یک اثر فقط و فقط به خاطر باور های مذهبی و سیاسی هست. در صورتی که سریال اصلا تم مذهبی (به قصد تاثیر گذاشتن روی مخاطب) نداره . در مورد “تناقض” های مطرح شده،the 100یک فرنچاز تخیلی هست،نکاتی مثل این رو توی تمام سریال های تخیلی میشه پیدا کرد، اگه از همون اول هدف تخریب باشه !

    1. متوجه شدم که مو به مو فیلم رو دیدی…خیلی بحثا میشه در مورد فیلم کرد…با اینکه حتی ضد خدا توش صحبت نشده و حتی در بعضی از از دیالوگ ها از خدا نام برده شده اما اون تصویری که از قیامت تو ذهنمون رو داریم به تصویر کشیده…تفکر آدم تغییر میکنه…ولی در کل سریال خیلی خوبیه

  2. واقعا متاسفم برای کسی که این مقاله رو نوشته و میخواد طرفدارای سریال 100 رو ازش برگردونه‌کاملا معلومه شما اصلا سریال رو دقیق نگاه نکردین.
    کی گفته به فضایی ها و اونایی که تو آسمون بودن خدا می گفتن؟ :/ به اونا می گفتن مردم اسمان.
    کی گفته اون شخصی که از آسمون اومد و اونا رو هدایت کرد به عنوان خدا میشناختن؟اونو به عنوان فرمانده می‌شناختن نه خدا .
    در خصوص کمبود اکسیژن و آبی که فرمودید هم مگه نمیشه از ترکیب هیدروژن و اکسیژن آب درست کرد 😐 اینو حتی یه نوجوون دوم دبیرستانی هم میدونه و همون طور که فرمودید ۱۲ کشور پیشرفته پس انقدر پیشرفته بودن که تونستن اکسیژن رو داخل سفینه تولید کنن ( که بازهم بر میگرده به واکنش های شیمیایی)و همچنین قربانی کردن آدم ها هم به این امر کمک میکرد.
    درخصوص لباس هایی که داخل سفینه داشتند فرمودید باید بگم که در یکی از فصل ها بلامی یک خاطره به یاد میاره، که در اون مادرش در حال دوختن لباس با چرخ خیاطیه و اینکه فرمودید در سریال اثری از خیاطی و اینجور چیز میزا نبود کاملا اشتباهه ثانیا مگه نمیشه یه لباس رو ۱۰۰ سال نگه داشت :/ ( با تمیز نگه داشتن و مراقب کردن حتما میشه )
    در مورد این که نوشتین چرا به دوران قبل تمدن برگشتن دلیلش این بوده که بعد از اون انفجار به صورت گروهی و قبیله ای شروع به زندگی دوباره کردن و برای محافظت از خود دربرابر حمله ی گروه های دیگه برای به دست آوردن امکانات و غذا مجبور به یاد گیری استفاده از سلاح سرد شدن و به مرور زمان تقریبا وحشی شدن.درخصوص اختراع زبان جدید هم باید بگم در سریال لحن و کلمات از قبیله ای به قبیله ی دیگر فرق داشت و دلیلش هم این بود که هرکدام برای خود زبان هایی اختراع کردن که همدیگر را از هم دیگه تشخیص بدن . از کسی که این مقاله رو نوشته درخواست میکنم قبل نوشتن مقاله ی دیگه و نقد کردن سریال دیگه اول خوب سریال و نگاه کنن و تجزیه و تحلیل کنن بعد بیان بنویسن. با تشکر 🙏

    1. تازه اگر دقت کنین لباساشونم پاره است و سالم نیس..مصلن لباس مادر کلارک یکم زده داره و سوراخه جلوش..حتی تو مردان کوهستانم لباساشون خراب شدن

    2. دوست عزیز من خودم طرفدار سریالم ولی منظور نویسنده شخصیت بکا بوده اگه سریالو درست حسابی دیده باشی اون موقعی که هوش مصنوعی بکا داستان بکا رو میگه کاملا اون رو به صورت یک خدا یا فرد خاص نشون میداده ، و البته اینم به نویسنده بگم که دلیل اینکه بکا رو مثل خدا میپرسدیدن اصلا از قضا اومدنش نبود همش به خاطر نوع خونش و اینکه میتونست در برابر تشع ششعات زنده بمونه بود، ولی چیزی که باعث میشه حرف شمارو کمی تایید کنم اینه که چرا همه رو با دادن خون مثل خودش نکرده و مثل امام و پیامبرای ما نسل خودشو نسل به نسل چرخونده تا بعدا نسل بکا برتر در نظر گرفته شه،
      چرت ترین قسمتش هم همین بوده که بکا به خاطر کم کردن جمعیت زده همرو نابود کرده از طرفی بعدا معلوم میشه اینا یه سیاره پیدا کردن که میشه توش زندگی کرد و یعنی بقیه مردم رو گذاشتن بمیرن رو زمین (کاملا تبعیض رو میشه دید) و اینکه بکا در عرض یک دقیقه بعد از فرستادن بمب های اتمی عذاب وجدان میگیره و ورژن دوم رو برای هوش مصنوعی میسازه و با خودش میبره روی زمین :|||| کلا یکم در این ضمینه ها خراب کردن ولی باز اگه سیاسیش نکنیم (xD) و خیلی تعصبیانه نگاه نکنیم جز بهترین سریال های این ژانره !

  3. به نام خدا.
    شما طوری نقد کردید که یا خودتون سریال رو ندیدید یا فکر میکنید بقیه ندیدن‌.
    اولا مشکل ایستگاه فضایی کمبود اکسیژن نبوده بلکه خراب شدن دستگاههای تبدیل دی اکسید کربن به اکسیژن بوده.
    ثانیا ایستگاه آرک یه محیط بستست که قابلیت تبدیل اکسیژن به آب یا برعکس بدون پرت وجود داره و در ایستگاههای فضایی مانند کشتی های جنگی از فیلترهای تصفیه برای تولید آب از فاضلاب استفاده میشه.
    ثالثا من فصل یک رو دیدم ولی توی صحنه انفجار ایستگاه فضایی مشخص شد که یکی از شخصیتهای مهم و مثبت فیلم اعتقاد محکمی به مسیحیت داره و قسمتهایی از انجیل رو میخونه. البته من اطلاعی در مورد موضوع اون قسمت خاص و ارتباطش ندارم.
    و رابعا انسانهای زمینی دچار جنگ و هرج و مرج در طول صد سال شدن که البته کاملا طبیعیه.پس امکان بوجود اومدن فرهنگها و ایرادات حقوق بشری برای انسانهای جنگ زده وجود داره. همونطور که این ایرادات برای آدمهای دینی رده بالا وجود داره و همیشه و همه جا میبینیم و میشنویم مثل قاریان قرآن.
    و ار اونجایی که توی یکی از قسمتها فرمانده زن مردم زمینی صحبت از فصضاپیما و موشک کرد پس معلومه که بعد از صد سال به اقتضای زندگی سخت عقب افتادن وگرنه هم سواد خوندن و نوشتن دارن هم از گذشته خبر دارن.
    ازتون خواهش میکنم هر خرافه دینی ای رو با یه داستان و سریال آزاد قاطی نکنید.
    و نقد خودتون رو هنرمندانه و به دور از سواستفاده های سیاسی از دین مطرح کنید.

  4. من هنوز با ا ل ی مشکل دارم
    نفهمیدم چجوری بعد از انفجار اتمی اون خونه شیک و مواد غذایی میتونه صحیح و سالم برای صد سال بمونه
    شاید درست نگاه نکردم
    لطفا روشنم کنید

    1. سلام
      هر بمب اتم ی محدوده تخریب بر اثر انفجار داره، که شعاع این محدوده را قدرت بمب مشخص میکنه. خارج از این محدوده فقط از توسط مواد رادیواکتیو باقی مانده آسیب میبینه.
      ال‌ی بمبها را جوری پرتاب کرده بود که شهرها از بین برن و با کمترین آسیب به طبیعت بیشترین جمعیت از بین بره. و ویلای خودش را هم در نظر گرفته بود که بمبی نزدیکش منفجر نشه.

    2. a.l.iیک خوش مصنوعی ساخته ی بکا بوده.
      در سریال اینجور روایت شده که به دست اون بمب اتم زمین رو نابود کرده. و جواب سوال شما در فصل ۶ مشخص شده. a.l.i یک قمر قابل سکونت برای انسان ها ساخته که مهاجران زمین در فصل ۶ برای ادامه خیلی به اونجا میرن. پس سالم بودن خانه ی او و لباس تمیز و آراسته ی او که دیگه چیزی نیست.

  5. چرا از سریال لذت نمیبرین؟من خودم سریال های زیادی رو دیدم و این سریال یکی از خوب‌اش بوده.
    دوستای هم که میخوان این سریال رو بببنن این مقاله رو نادیده بگیرن . و سریال رو تا پایان ببینن . نقطه اوج این سریال هم سکانس آخر قسمت آخر فصل پنجه که واقعا تحت تاثیر قرارتون میده

  6. سلام
    نقد جالبی بود، اما حس کردم که کل سریال را ندیدید، بعد که تاریخ مقاله را که چک کردم، مشخص شد که قبل از اتمام سریال نقد را نوشتید.
    کل سریال داره خوی پست انسانها را نشون میده که با تقسیم بقیه انسانها به «ما و آنها» دست به هر جنایتی بزنن، تا حدی که کل سیاره نابود میشه و فقط دو منطقه برای زندگی باقی میماند. در ادامه انسانها که درس عبرت نمیگیرند، هر دو این مناطق را نابود میکنند و مجبور میشن که زمین را ترک کنند.
    فیلم نقطه مقابل اومانسیم است. در این فیلم نشان داده میشود که انسانها چقدر پست هستند. نویسنده فیلم امیدش را به انسانها از دست داده.

  7. سلام من سریال رو تازه شروع کردم الان فصل ۴ ام جالبه که هیچ کدوم از این نقد های مذهبی که بهش وارد میکنید درش دیده نمیشه
    مسائلی مثل هم جنس گرایی و فمنیسم درش دیده میشه که خب من باهاشون مشکلی ندارم و صد البته تا حدی از جنبه فمنیسمش ممنون هم هستم شاید در مسئله تقابلش با مسائل دینی بشه روی قضیه سیتی او لایت بحث کرد و خودمم تا حدی قبول دارم که عملا بهشت و دنیای پس از مرگ و زنده بودن روح رو به تصویر کشیده و بعد زیر سوال بردتش…
    ولی خب سوال اصلی اینجاست که ایراد مطرح شدن این قضیه و به چالش کشیدنش چیه؟؟
    یعنی چرا نباید باورهای دینی رو به چالش کشید؟؟
    چرا نباید دنبال جواب برای همچین سوالایی بود؟؟
    و یک مسئله دیگه که من بارها با دوستان راجعش حرف زدم اینه که
    فیلم و سریالهای آخرالزمانی قصد ندارن با جذاب کردن ماجرا به تخریب عقاید بپردازن
    بلکه قصد دارن با تخریب عقاید (از جنبه سورپرایز مخاطب) به جذاب کردن سریالشون بپردازن و این کار رو بدون قصد و غرض و از جنبه افزایش مخاطب و سود مالی انجام میدن و محکوم کردنشون چندان جالب نیست
    اگه قرار باشه اعتقادات یک نسل جوان با یک سریال یا فیلم که از همون اول مخاطب میدونه تخیلی متزلزل بشه باید فاتحه اون اعتقادو خوند

    1. اتفاقا کاملا با نظر شما که میگید باید عقاید دینی به چالش کشیده بشن موافقم چون درست همین جاست که آدم با پیدا کردن جواب های سوالاتش به آرامش میرسه و جالب اینه که این اتفاق یه اتفاق حتمیه . یعنی اگه همه با یه دید منطقی و با هدف به چالش کشیدن دین (به تعبیر شما) دنبال جواب سوالاتشون برن دین هم چون کاملا با منطق و فطرت انسان سازگاره هیچوقت ناامیدشون نمیکنه و همیشه از خودش دفاع میکنه همون طور که همیشه در طول تاریخ این کار رو کرده (البته دین واقعی که همون اسلامه منظورمه). اما این که با ساختن چنین فیلم هایی سعی در خرافی نشون دادن مسایل دینی داشته باشن و اسمش رو بذارید به چالش کشیدن دین بدون این که حتی فرصت دفاع کردن بهش بدن و این که شما در کمال تعجب میگید ساخت اون ها بدون غرض ورزی بوده رو اصلا نمیشه قبول کرد. حتی توی دادگاه هم به متهم اجازه دفاع میدن اما متاسفانه فضای سینما به سمتی رفته که این فرصت در حال حاضر خیلی خیلی نادر و تقریبا صفر به نظر میرسه. من بهتون پیشنهاد نمیکنم چشم و گوش بسته هر چیزی رو که شنیدید باور کنید یا دیدی رو که شاید خانواده یا فضای اطرافتون یا هر چیز دیگری نسبت به دین به شما داده و دید خوبی نیست، رو قبول کنید اما حداقل به چیز ها یا کسایی که حقیقت رو بهتون میگن فرصت بدید و از این فضای یک جانبه گرایی که تو سینمای دنیا یا فضاهای دیگه هست دوری کنید.

  8. این که کاربر (ن.ق) گفتن ساخت فیلم هایی که تخریب عقاید میکنن رو نباید محکوم کرد و این که غرضی در کار نبوده حرف قابل تامل و خیلی عجیبیه. بستگی به این داره که ما غرض ورزی رو چی تعریف کنیم. همه مون تو کتابای تاریخ دبستان و بعد از اون خوندیم که کسایی که با دین مخالف بودن به خاطر حفظ منافعشون این کار رو میکردن. مشکل این جاست که ما فکر میکنیم آدمای بد تو طول تاریخ یه مشت دیوونه بودن که با هدف عاقبت به شر شدن رذالت میکردن! اون ها هم به فکر پول و حفظ اون بودن اما خب در جهت اشتباه. جالب اینه که اگه کسی در دوره ما این کار رو بکنه کارش قابل توجیهه! به هر حال آینده بر خلاف چیزی که تو فیلمای علمی تخیلی یا فیلمای دیگه نشون میدن روشن تر از اون چیزیه که خیلی از ما فکرش رو میکنیم فقط خوبه هر از چندگاهی به این فکر کنیم که آیندگان راجع به ما و تاثیراتی که تو دنیا گذاشتیم (مثلا فیلمایی که ساخت دوره ماست!) چه خواهند گفت…

  9. فیلم جذابی ه . من با کلی مشغله در هفته چند ساعت وقتم رو خالی کردم که فیلم رو ببینم. من در حال مطالعه و تحقیق در علوم اسلامی هستم. دلم میخواست فیلم رو به خاطر تم اصلی ش ببینم. یعنی زندگی در فضا و تقابل انسان هایی از فضا و انسانهایی که روی زمین زندگی میکنند. به این دلیل که این اعتقاداتی که تو این نقد هم بهشون اشاره شده شدیدا در دنیای غرب وجود داره. و بله واقعا سینمای غرب و به خصوص آمریکا در حال گسترش این اعتقادات ه. سریال و فیلم های زیادی ساخته شدن که تم اصلی شون اینه که همه ی چیزهای ماورائی که بهشون اعتقاد داریم در حقیقبت مادی هستند و از نادونی ماست که فکر می کنیم ما ورائی هستند. همون اندیشه های مادی گرایانه. و نظرات افرادی مثل اریک ون دنیکن ( که خودم دوران نوجوونی طرفدار سرسخت کتاباش بودم) داره اون ها رو از نظر فکری تغذیه میکنه.
    در حال حاضر در ایران اینچین نظراتی زیاد طرفدار جدی و واقعی نداره و افراد فقط به عنوان سرگرمی چنین چیزهایی رو میبینند. ولی جای شک نیست که اینها تاثیرات خودش رو خواهد گذاشت و اعتقادات مردم رو تکون خواهد داد. نسل نوجوون حاضر که به لطف سیستم های ضعیف آموزش و پرورش و رسانه های رسمی آشنایی چندانی با باورهای دینی ندارند و در بهترین حالتش یک سری احکام باید و نباید بلد هستن، به شدت مستعد جذب چنین اعتقاداتی هستند.
    اگه حقیقتش رو بخواین خود من با سابقه ده سال تحقیق در علوم اسلامی بعد از دیدن ین سریال و انتقال شعله از یک کامندر به کامندر بعدی ، دقیقا یاد اعتقادات شیعیان در مورد امامهاشون افتادم. انگار که اون علم ازلی فقط تو یه چیزی مثل شعله ست که از پدر به پسر رسیده و در امام دوازدهم بر طبق پیشبینی ها دیگه قابل انتقال نیست و ….
    حالا پیش زمینه های فکری ای که این سریال به یک نوجوون میده بزارین کنار اطلاعات ناقص و سطحی ای که سیستم آموزشی ( شامل خانواده و آ. پ و صدا و سیما و رسانه های رسمی و…) . ببینید از توش چه اعتقاداتی در میاد.
    به نظر میاد تبلیغ فمنیسم و همجنسگرایی و روابط بی اندازه آزاد جنسی که تو فیلم اومده فقط برای جذاب کردنش باشه. و میخواد اون تفکر مادی گرایانه رو بکنه تو مغز مخاطب به خصوص تینیجر .
    ظاهرا به سیستم آموزشی امیدی نیست؛ خانواده ها اگه براشون مهمه که فرزندشون در آینده چه سبک زندگی ای داشته باشه باید مراقب ورودی های ذهنی بچه باشن. و قبل از سن طغیان بلوغ اونقدر در باورهای دینی ( و نه احکام) روش کار کرده باشن که با دیدن اینچنین سریال هایی چون متوجه ه که مخالف اعتقاداتش ه خیلی جذبش نشه و براش اسطوره نشه و رو اعتقاداتش اثر نزاره. (البته که دیدن صحنه و اتفاقات جنسی اثر تربیتی خودش رو داره ولی حداقل رو اعتقادات و باورهای اصلی فرد اثر نزاره.) چون به نظر من نمیشه گفت خانواده ها مراقب باشن بچه شون همچین چیزی هایی رو نبینه ! (این کار نظام اسلامی و سیستم آموزشی هست که محیط رو سالم کنه.) به خانواده فقط میشه گفت بچه رو واکسینه کنن.

  10. با سلام قابل توجه دوستانی که فرمودند این نقد ها همش بی راه و…
    توسریال کاملا و چند بار تکرار میشه که نماد بی نهایت که روی شعله حک شده ی نشان تجاری ولی از طرف شعله بان ی نماد مقدس خوانده میشه
    اونجایی که از جان مورفی برای اولین بار اون تراشه گرفته میشه و شکنجش میکنن که بگه از کجا آوردش حتی محلی که سفینه مکا قرار داره به معبد تبدیل شده

  11. من معذرت میخوام قصد توهین ندارم ولی این آقا یا خانوم نیمه محترم تو این متن میخواستن بما بفهمونن خیلی در مورد ادیان مختلف اطلاعات داری.دوما به این اشاره کردن که لباس های مردم آرک مدرن بودن باید به عرضتون برسونم که از نظر شما اونا مدرنن شاید تو روستا زندگی میکنی ندیدی ولی آرک در اون زمان توی سال 2052 تقریبا هست و با این تکنولوژی کهالان هست لباس ها برای اون زمان خیلی هم مدرن نیس و همچنین اگه بخوان خیاط خونه یا تولید پارچه رو هم به تصویر بکشن فیلم طولانی،مزخرف و تبدیل به یجور ناشی گری میشد پحالا بقیه اشتباهاتو نمیگم پس برو نقدتو بزار کوزه آبشو بخور و سریال بیشتری ببین بعد بیا کسشعر تحویل ما بده با تشکر
    هوادار the 100

  12. سلام خسته نباشید،بنده یک یوفولوژیت هستم،و این سریال واقعا منو تکون داد و خیلی کنجکاو شدم.در مورد این سریال خیلی چیز ها میشه گفت ولی در مورد بکا و آلی و قبل از واقعه هسته میخوام اطلاعات دقیقی بدونم و من رو خیلی کنجکاو کرد ک خیلی جای خالی تو ذهنم به وجود آورد از فصل ۳ به بعد و شهر نور خیلی کنجکاو شدم و واقعا عاشقش شدم.اگر کسی میتونه برام توضیح دقیق بده ممنونش میشم.

  13. من وارد این سایت شدم تا نقدی بخونم ک چرا اینقدر این فیلم بر فرمانده های زن تاکید کرده ک مواجه شدم با ایراد های فیلم خیلی هاشم غیر منطقی بودن…درباره لباسا ک مشخصا همشون لباساشون داغون بود توی ارک و قطعا ی سری لباس بردن و همونا رو هی پوشیدن نسل ب نسل…چون همچین پیشرفتی هم نکرده بود…درباره اب هم احتمالا منبع تامین ابشون اکسیژن و جلبک ها بوده …ک وقتی اکسیژن نباشه دیگه مشکلاتی این‌جنین هم داره و درباره دین و مذهبم باید بگم ک :(((((اگه ب نظرتون ی‌بچه ب دنیا بیاد و ما هیچی درباره دین بهش نگیم و نذاریم‌چیزی ببینه و بشونه اون بچه چ دینی داره؟ این چندین سال بعد رو نشون میده ک علت اینگونه بودن زمینی ها اینه ک((من ب این فک کردم ک‌چرا اینطورین))و مجبور شدم ب این فک کنم ک چجوری زنده موندن!ددیته زنده موندن نیاز ب‌تکنولوژی داشته ولی دیدید ک پناهگاهی ک فین و کلاک میدا کرده بودن با تلکنولوژی زنده نمونده بودن و حتی‌مردمم نتونسته بودن در اون زیر زمینو باز کنن و اینقد این مسئله نابودی زمین ترسونده بودتشون ک حتی دینشون هم تغییر کرده بوده و برای زنده موندن دین ساخته بودن…قضیه همون نشان ۱۲ و اینا…اونایی ک زنده بودن ب نظرم تعداد کمی …خیلی کم ادم بودن مخصوصا بچه ک یجوری ب خاطر دفاع بدنشون زنده بودن و قطعاا وقتی زنده موندن طی این همه سال و سختیای زندگیه روی زمین اینطوری تغییر کردن…ک حتی زبانشونم شبیه انگلیسیه…ینی همونان و ی تغییری طی شرایط توش ب وجود اومده…فیلم غیر از تخیلی شدن رفتار ی عدشون و تصمیمات مزخرفشون بعضی وقتا….هیچ ایراد دیگه ای نداره….

  14. دقت کردید که جاها تو یه تیکه از فیلم میگه ما سفینه 12 بودیم ک وقتی اومدیم دنیارو کامل میکنیم بنظرتون منظورش از 12 چیه؟
    امام زمان(عج)

    1. 😐 البته تا جایی که من یادمه قرار بود سفینه بکا 13امین باشه ولی به زمین رفت، اگه اشتباه نکنم
      ولی خب کلا a.l.i و داستانای بکا یکم چالش برانگیز بود
      علی (ع) 🙂 XDD

  15. کل این سریال میخواد اینو بگه یکبار دیگه باید برای ساختن تمدن جدید از روی جنازه افرادی شبیه سرخپوستها گذشت همچنین داره میگه اونموقع سرخپوستها مقصر اصلی بودن.این سریال اساسا سرخپوست کشی گذشتکان آمریکای شمالی رو داره تطهیر میکنه.توجیه برای هر کشتار و قتل عام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید