بازی
نقد و رمزگشایی اپیزود سوم بازی 41148؛ دشمن شناسی

دو اپیزود از بازی 41148 در سال 1393 منتشر شدند که اپیزود اول در خبر 20:30 و برنامه صرفا جهت اطلاع جنجال به پا کرد و اپیزود دوم این بازی هم بین گیمرها جنجالی شد. این دو اپیزود در مجموع قصد داشتند مخاطب را کنجکاو کنند و در دو اپیزود بعدی اصل داستان و اصل محتوا را به مخاطب ارائه دهند. گرچه در دو اپیزود اول هم بخش مهمی از داستان و محتوا افشا میشود، اما به قدری این دو قسمت مرموز هستند که کمتر مخاطبی میتوان متوجه اصل داستان یا محتوا شود. به همین دلیل بیشتر مخاطبین به تئوریها دامن میزنند و نیاز است تا بازی 41148 در دو قسمت بعدی خود داستان اصلی و محتوای قطعی را به مخاطب ارائه دهد.
به دلیل غنای محتوایی و نمادهای زیاد مجموعه بازی 41148، در چند مقاله به بررسی اپیزودهای مختلف بازی 41148 خواهیم پرداخت.
مقاله اول: نقد و رمزگشایی اپیزود اول و الهامات بازی 41148
مقاله دوم: نقد و رمزگشایی اپیزود دوم بازی 41148
مقاله سوم(همین مقاله): نقد و رمزگشایی اپیزود سوم بازی 41148
مقاله چهارم: نقد و رمزگشایی اپیزود چهارم بازی 41148
رمزگشایی تریلر اپیزود سوم بازی 41148
سکانس اول تریلر 41148 همان پایان اصلی اپیزود دوم هستش(سینا در حال کشتن یکی از شیاطین) و بعد گفته میشود “سیزده هزار سال پیش این جنگ شروع شد” و بعد از آن شاهد هبوط و یا سقوط سینا توسط یک شیطان هستیم(که اشاره به پایان دیگر اپیزود دوم دارد). از این مسئله ما متوجه میشویم منظور هبوط آدم(ع) است. در ادامه گفته میشود “و برای نجات باید نابود کرد و نابود شد”. هنگام گفتن “و برای نجات” سینا را در حال کمک کردن به یک پیرمردی که نور سبز دارد میبینیم که در حال رفتن به سمت دربی است که نور سبز از خود ساطع میکند و هنگام گفتن ” باید نابود کرد” انواع شیاطین از جنس انس و جن نشان داده میشوند و در آخر که گفته میشود “و نابود شد” افتادن سینا و درمان شدنش و بعد تلاش دوبارهاش و درگیریهایش را نشان میدهد که در اینجا منظور فداکاری در این راه است.
اما آیا مسئله ۱۳ هزار سال پیش و هبوط انسان حقیقت دارد؟ متاسفانه هیچ منبعی که به این مسئله اشاره کند را پیدا نکردیم. در مورد میزان زمان عمر زمین و مدت زمان پدید آمدن انسان از نظر علمی و دینی نمیتوان احضار نظر دقیقی کرد. در مسیحیت تلاش هایی برای تدوین تقویم و تاریخچه خلقت انسان انجام شده است، با این حال نمیتوان برای این تقویم نمیتوان اعتباری را در نظر گرفت زیرا مبنای دینی و مستند دقیقی برای آن وجود ندارد.
در علم زمین شناسی جدید و نگاه داروینی به انسان نیز فضا به همین شکل است. یعنی علی رغم ادعاها درمورد انسانهای نخستین، باز هم نمیتوان به صورت صد درصدی برای انسان تاریخچه و برای پدیدار شناسی انسان زمان معینی تعیین کرد. زیرا مستندات دقیقی برای آن وجود ندارد. در فضای اسلامی نیز اصلا مسائل این چنینی در قرآن و احادیث مطرح و مورد اهمیت نیست.
تنها جایی که اشاره به مسئله ۱۳ هزار سال وجود دارد، به انسان خردمند اولیه(نه هبوط) اشاره میشود که در کتاب “آفرینش گذشته انسان” نوشته “رابرت بدناریک” میتوان این مسئله را یافت.
خلاصه داستان اپیزود سوم 41148
سینا بعد از کشتن هیولا وارد خانه ۱۳۳ می شود. شروع به گشتن میکند و درآنجا دری پیدا میکند که با اثر انگشت سینا باز میشود. زمین هال این خانه شیشهای است و در زیرش آب وجود دارد که به دلیل درگیریهایی که قبلا رخ داده، شیشه شکسته و سیم برق تلویزیون داخل آب افتاده. سینا کارتی نصفه نیمهای را در آنجا پیدا میکند که به وسیله چیزی که درست کرده آن را بر میدارد. روی نصفه کارت عدد ۱۱۴۸ و زیرش فامیلی “میتین” نوشته شده. ما احتمال میدهیم اینجا خانه معشوقه سینا است و فامیل این زن “میتین” است.
در همان لحظه فردی از اعضای کلیسای خورشید(جایی که در اپیزود اول بودیم) به اسم آمادو ما را دستگیر میکند و به کلیسایی میبرد که در اپیزود اول از آن فرار کرده بودیم. در آنجا با رئیس کلیسا یعنی “فنوس نومد” آشنا میشویم. او میگوید که قرار بود اینجا مراسمی برگزار شود برای ارتقادرجه سینا به ۳۲ و فنوس به دلیل تاخیر هواپیما دیر به مراسم رسیده و وقتی هم به کلیسا رسیده، همه چیز تخریب شده و همه کشته شده بودند به جز سینا که زندهاس. فنوس نومد از سینا توضیح میخواهد اما سینا ادعا میکند که حافظهاش را از دست داده. فنوس برای اینکه مطمئن شود اسم فردی به نام چکمه قرمز را میآورد که در گذشته سینا از او متنفر بود، در حدی که میخواست چکمه قرمز را بکشد. همچنین فنوس ابلیسکی به دست سینا میدهد و به او میگوید اگر میخواهی حرفت را باور کنم پس با ابلیسک او را بکش. سینا قبول نمیکند. پس فنوس مطمئن میشود که سینا راست گفته.
فنوس سینا را به زیر زمین مخفی کلیسا میفرستد تا حافظهاش را بدست بیاورد. سینا راهی زیرزمین میشود و در مسیر با هیولایی(جن) به اسم “آسمودوس” آشنا میشود. آسمودوس باور نمیکند که سینا حافظهاش را از دست داده. برای همین به او هیچ اطلاعاتی از گذشته نمی دهد. کمی جلوتر با موجودی خفاشی به اسم “خخخ” آشنا میشویم. خخخ از بوی عطر سینا را شناخت و از او خواست چشمش که توسط اسمودوس دزدیده شده را به او برگردانیم. سینا با اشیاء اطراف سلاحی درست میکند و آسمادوس را با آن میکشد و چشم دزدیده شده را در میآورد و به خخخ میدهد. خخخ که حالا میتواند ببیند و وقتی که متوجه کشته شدن آسمادوس میشودُ به سینا میگوید با کشتن شدن آسمودوس دیگر نمیتواند برگردد و برای بازگشت جز یک راه، راه دیگری برای بازگشت وجود ندارد. راهی که فقط پدر(شیطان) حق رد شد از آن را دارد و نگهبانی هم آنجا هست که نگذارد کسی جز پدر رد شود. سینا گذشته خود را از او میپرسد و خخخ هم جواب داد که سینا یک مهندس است و بخاطر مجسمهسازیاش در کلیسا محبوب است.
سینا و خخخ با هم به راه خود ادامه میدهند تا به گالسیا لابولا میرسند. سینا با گالسیا معامله میکند که اگر اطلاعات کاملی راجب سینا تنتا به او بدهد، به گالسیا ۱۳گرم طلا میدهد. گالسیا قبول میکند و ناپدید میشود. جلوتر به اتاقی میرسیم که در آنجا نقاشی در حال کشیدن نقاشی دو زن برهنه است. سینا تنتا خوشش نمیآید و سریع بیرون میآید. در ادامه راه به فضای خالی در زیر زمین(مثل دره) می رسیم اما با حفاظی بسته شده و فقط افرادی توانایی وارد شدن دارند که اشیایی که پدر (شیطان) بهشان دست زده را داشته باشند. یکی از اشیاء همان قلم دست نقاش است! خخخ قلم را میگیرد و به سینا میدهد. سینا وارد حفره میشود اما سقوط میکند. خخخ برای اینکه جراحت کمر سینا خوب شود، ۱۴ تا دانه گیاه شفا دهنده پیدا میکند و به او میدهد. سینا خوب میشود و در ادامه را به یک پیرمرد (از نوع جن) میرسد.
پیرمرد افتاده و نمیتواند بلند شود. سینا به او کمک کرده و پیرمرد از او تشکر میکند و سینا میفهمد که فنوس کمک بزرگی به این پیرمرد کرده. ادامه راه به غولی نگهبان در خروجی به اسم گالو میرسیم. سینا برای مبارزه میرود پیش دانتالیونها تا شمشیر بگیرد و به آنها وعده دروغ میدهد که روحش را به پدر بفروشد! بعد از اینکه شمشیر را گرفت با گالو مبارزه میکند و او را شکست میدهد. سینا با طناب لباس گالو به جاه پدر میرود و در آنجا کلید در خروجی را برمیدارد و از در خروجی به کلیسا برمیگردد.
وقتی برگشتیم فنوس را در حال عبادت میبینیم. فنوس از اینکه ما از این در رد شدیم شوکه میشود. فنوس به ما میگوید که در این کلیسا فعالیتهای صلح و آزادی و… صورت میگیرد و اینجا همه پدر را میپرستند. اینجا قرار بود مراسم ارتقاع درجه سینا از ۳۱ به ۳۲ برگزار شود و در این مراسم فقط به مقداری خون زن نیاز بود. نصف دیگه کارتی که در خانه ۱۳۳ پیدا کردیم را فنوس به ما میدهد. دو تیکه کارت را کنار هم میگذاریم. فنوس به ما میگوید که این کارت متعلق به اعضای موسسه خیریه ۴۱۱۴۸ است. این موسسه به ظاهر خیریه است اما در اصل فعالیتهای ضد انسانی و تروریستی انجام میدهد و این کشتار کلیسا کار آنهاست.
سینا هنگام شنیدن حرفهای فنوس عصبانی میشود و میخواهد انتقام بگیرد. سینا برای گرفتن بمب برای نابودی ۴۱۱۴۸ پیش آمادو میرود. آمادو به او یک موبایل میدهد و میگوید موبایل را روی حالت تایمر بگذار و آن را در ساختمان ۴۱۱۴۸ قرار بده. انفجارش درحدی هست که ساختمان را نابود میکند. سینا تنتا اینکار را انجام میدهد.
پایان تریلر اپیزود سوم بازی 41148

شیطان
اول بازی 41148 هیولایی را میبینیم که سینا را گرفته و به درون زمین میبرد. در قسمت قبل ما دوتا پایان داشتیم، این صحنه مال پایان اول هست که سینا موفق نشد این موجود را شکست بدهد. این سکانس اشاره دارد به تابلوهای خانه سینا. در آنجا ما گفتیم که اگر انسان پیرو نفس خود باشد باعث سقوطش میشود و اگر پیرو الله باشد باعث عروجش میشود. حالا در اینجا موجود شیطانی را مشاهده میکنیم که سینا را به سمت پایین یعنی سقوط میکشد. در صحنه بعدی ادامه پایان دوم اپیزود دوم 41148(بریده شدن سر اهریمن) به ما نشان داده میشود که به معنی پیروزی سینا بر این شیطان است.

یک تابلوی دیگر باز به دو تابلوی داخل خانه سینا اشاره دارد. شیاطین وعدههای مادی یا دروغین میدهند تا اجازه ندهند کسی به عروج و به سمت نور حقیقی یعنی خداوند یکتا برود. کل اپیزود سوم 41148 میخواهد دشمن را معرفی کند(شیاطین).

خدا
بر روی دیوار راهرو سه حرف خ د ا وجود داره که حروف تشکیل دهنده کلمه “خدا” هستند.

نسخه قدیمی اپیزود ۳ در راه پله نوشتهای نستعلیق وجود دارد، در این نسخهها بیت زیر آمده است:
«بس که عادت کردهام بر قامت استادهات / (از اینجا به بعد نیست) روی تختی و همین عکس تو مرا میکُشد»
این شعر در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و بنا بر برخی شواهد، سرایش این بیت به زمانی بازمیگردد که امام خامنهای در بستر بیماری بودند و شاعر ارادت خود را به رهبری ابراز کرده. چون شخصیت رهبری به داستان این بازی ارتباطی ندارد، احتمالا لیلی این شعر را برای الهاشمی گذاشته باشد.

محمدالبرادعی یا محمدالهاشمی؟
در این اتاق تابلو بزرگی از شخصی که شبیه محمدالبرادعی هست، وجود دارد. تنها نکته مهمی که در رابطه با این شخص پیدا کردیم که به بازی 41148 ربط داشته باشد دو چیز است:
۱. این فرد شخص مهمی در “مصر” است.
۲. بارها از شیعیان دفاع کرده و حتی خودش را از نظر فکری شیعه میداند و حتی همسری که اختیار کرده شیعه است.

خورشید بالدار و حکومت مصر
خورشید بالدار نمادی مرتبط با الهیات، خاندان سلطنتی و همچنین به عنوان نمادی از قدرت در شرق نزدیک باستان شناخته شده است(در مصر، بینالنهرین، آناتولی و ایران).
نکته بعدی اشاره به مصر است. نکتهای که باید به آن توجه کنید ترکیبی از خورشید و عقاب(یا شاهین) هست که نماد مصر هم عقاب مصری هست و از آنجایی که در زیر تابلو محمدالبراعی است، میشود گفت یک نوع راهنمایی و اشاره به “حکومت مصر” را شاهدیم.

گل لیلی نماد پاکی
از آنجایی که این گل در بازی 41148 مفاهیم خوبی داشته و حس خوبی به کاراکتر میداد، به طوری که بیدلیل تا آخر بازی این آیتم نگه داشته شده، پس با دید مثبت بررسیاش میکنیم.
طبق کتاب مقدس، گلبرگ های نیلوفر سفید نشان دهنده باکرگی، پاکی و روح درخشان مریم باکره است. این مفهوم از خلوص از روزگاران باستان با گل سوسن وجود داشت. چینیها و یونانیها زنبق سفید را به خلوص پیوند داده بودند. برای مصریان باستان، زنبق به معنای رشد و باروری بود. برای چینیها، معنای نمادین زنبق تابستان، خوش شانسی و فراوانی است.

گل لیلی از نظر شر
در منو اپیزود سوم بازی 41148 و همچنین در اوایل بازی، داخل یک گلدان شیشه ای گلی به چشم میخورد که اسم این گل به زبان انگلیسی “Lily” میباشد که معادل آن نیز در زبان فارسی، گل سوسن است. البته گل Lily، انواع مختلفی دارد و کلاً سردهی لیلیوم یا سرده سوسن، سرده بسیار بزرگی از گل ها است، که انواع گونهها در آن واقع شدهاند. ضمن این که گل دیگری به نام “Water Lily” نیز وجود دارد که بسیار شبیه به گل “Lotus” یا نیلوفر آبی است و دقیقا در دسته گلهای داخل گلدان این گل است، اما در اصل Water Lily و Lotus، دو گونه متفاوت می باشند. جالب اینجاست که یکی از سه گل موجود گل در بازی Water Lily است.
اما نکته بسیار مهم این که کلمه Lily، مخفف عبارت Lilith بوده و Lilith نیز، یک الهه شیطانی است. در خصوص Lilith، چنین آمده است که Lilith یا Lily یا Lilitu، زن زیبای شیطانی، ملکهی زیبای آنوناکی، مادر اژدها و افعیها و ملکهی جغدها بوده و با گلهای سرده سوسن یا گل های Lily و نیز با گل Lotus یا نیلوفر آبی، ارتباط داده شده است. لیلیث را به عنوان یک زن زیبا و مادر اژدها و ملکه جغدها می شناسند و نماد آن، یک ماه متصل به صلیب می باشد. این زن زیبا، در افسانههای ملل باستان و اساطیر فرقههای الحادی بالاخص در منطقه بینالنهرین، به عنوان خدای باروری و مادر افعیها و اژدها، شناخته می شده است.
نکتهی دیگری که راجع به لیلیث وجود دارد این است که در برخی از افسانهها، به عنوان همسر اول حضرت آدم (ع) معرفی شده است. در حالی که چنین موضوعی در هیچ یک از کتب آسمانی ادیان الهی، اعم از تورات، انجیل و قرآن، وجود ندارد. این نوع ادعاهای کفر آمیز و باطل، تحریفهایی هستند که وارد برخی کتابهای عبری شده اند. ازجملهی این کتابهای باطل و کفرآلود، می توان به کتاب Alphabet of Ben Sira، یعنی الفبای بِن سیرا یا مبادی بِن سیرا اشاره کرد. در این کتاب، اشاره شده است که اولین همسر حضرت آدم ابوالبشر (ع)، شخص لیلیث بوده است و بعد از اینکه لیلیث در مقابل حضرت آدم (ع) تمکین نکرده و در مقابل خدا نیز طغیان کرده است، توسط خداوند از بهشت اخراج گردیده است.
طبق این ادعا، چون لیلیث، مادر افعیها و مادر اژدها بوده است، خودش را به صورت یک مار خوش خط و خال در آورده و سپس وارد بهشت شده و حضرت آدم و حوا را(خداوند حوا را جایگزین لیلیث کرده بود) اغوا نموده و ترغیب به خوردن سیب ممنوعه کرده است که طبق این عقاید تحریف شده، سیب مذکور، سیب دانش و آگاهی بوده است. پس از اینکه لیلیث موفق به فریب آدم و حوا گردید و موجب تناول آن ها از سیب ممنوعه شد، همگی مغضوب درگاه الهی شده و خداوند نیز آدم، حوا و لیلیث را از بهشت، اخراج نموده است.
نکتهی مهمی که وجود دارد، این است که شیطان یا بافومِت، همواره به صورت موجودی دوجنسه به نمایش درآمده است. به نحوی که بافومت هم دارای اندام تناسلی مردانه است و هم دارای برخی ویژگیهای زنانه مثل سینههای بزرگ، میباشد. پس شیطان هم وجه نرینگی دارد و هم وجه مادگی. با توجه به مطالب ذکر شده، به نظر می رسد که آنچه در عقاید تحریف شده برخی کتب عبری و افسانههای ملل باستانی ملحد در خصوص لیلیث اشاره شده است، به وجه مؤنث شیطان اشاره دارد که در قالب این وجه مؤنث، آدم و حوا را گول زده و به آنها گفته است که از میوهی ممنوعه بخورند و بدین ترتیب، موجبات اخراج آن ها از بهشت را فراهم نموده است. البته طبق همین افسانهها، بسیاری از اجنه و شیاطین کافر و عفریتها، حاصل تولید مثل لیلیث هستند.
این اتاق احتمال خیلی زیاد متعلق به همان زن اوایل اپیزود اول یا همان زنی که در رویاهای سینا در اپیزود دوم میباشد و ارتباط مهمی با این گل دارد. همچنین نکتهی دیگری که در برخی منابع در خصوص لیلیث ذکر شده است، ویژگی تخریبگر بودن لیلیث است. با بررسی کردن این اتاق متوجه سرسخت بودن و درگیری شدیدی با مالک اتاق میشوید.

مفاهیم کلی اتاق
تقریبا تمام مفاهیم در این تصویر (سه تابلو) جمع شده. به عنوان مثال همان طور که در عکس این موجود با دست گذاشتن روی سمت راست یعنی نور به خیر میرسد، شما هم با دست گذاشتن روی درب سمت راست، باعث باز شدن درب میشوید و دقیقا شما چراغ را از سمت چپ خاموش کرده و برمیدارید و چراغ را در اتاق سمت راست روشن میکنید.
یا به عنوان مثالی دیگر در سمت راست کلمه “خدا” در دیوار راهپله نوشته شده و همچنین کاغذی که در سمت راست پیدا میکنید فامیلی شخصی به نام Mittin نوشته شده که به لاتین به معنی “صبح” است.
همان طور که تمام راحلها و خوبیها در سمت راست پیدا میشوند، بدی در سمت چپ میآید. مثل آمادو که دشمنی است که به ما شلیک میکند و مارر دستگیر میکند.

مجسمه مشت
یک مجسمه در اتاق و همچنین در تیتراژ پایانی اپیزود سوم 41148(نسخه قدیمی و جداگانه) موجود است. این مجسمه شکل مشت گرهکرده یا مشت افراشته نمادی است از همبستگی اجتماعی و پشتیبانی. همچنین به عنوان درود نظامی برای بیان یگانگی و یکپارچگی، قدرت و توان، دفاع و جنبش های مقاومت بکار گرفته میشود. اولیور جیمز، روانشناس و نویسنده کتاب آفلوئنزا (مرض شکمسیری) میگوید که مشت افراشته از آن رو چنین نماد قدرتمندی است که در عین سادگی، همزمان معانی مقاومت، همبستگی، غرور و مبارزهجویی را در خود جای دادهاست. او میگوید: «این راهی است که شما نشان دهید آمادهاید با بسیج توان خود به مقابله با قدرتی عظیم، مستحکم و پلید بروید. شما فردی هستید که با افراد دیگر برای ستیز با وضعیتی ظالمانه متحد شدهاید».
پس وجود این مجسمه اشاره به این دارد که صاحب این خانه(همان زنی که معشوقه سینا است)، عضو یک جنبش اجتماعی یا مقاومتی علیه مسئلهای ظالمانه است. احتملا وی عضو سازمان 41148 است و علیه سیرکل مبارزه میکند.

زندگی باید کرد
این تابلو در بازی 41148 تکهای از شعری از سهراب سپهری است. کلیت معنی این شعر در مورد امید داشتن به خداوند، زندگی و مهربانیهاست. تشویق به زندگی و از دست ندادن امید دغدغه سهراب سپهری در این شعر زیبا می باشد. همچنین سینا میگوید یادگاری است که فراموش شده. احتمالا این تابلو یادگاری است برای صاحب اینجا از طرف کسی برای دوام آوردن در زندگی سخت و مبارزه ای که دارد(متن کامل شعر).

ماسک جادوگران آفریقایی
این ماسک و گیاهها(که در اصل گیاه های دارویی است) متعلق به جادوگران آفریقایی است. صاحب این خانه از این ماسک نمیتوانسته دل بکند. با اینکه مشخص است از مالک ماسک متنفر است. احتمالا اینها هدیهای از شخصی بوده که دوستش داشته اما از او متنفر هم بوده(برای فهمیدن اصل موضوع باید خاطرات لیلی را بخوانید تا متوجه بشوید. بههرحال در آخر خاطرات را هم بررسی میکنیم و به سوالات بیجواب پاسخ میدهیم).

میتین
معنی اسم میتین صبح است. اینکه عدد 1148 در نصفه کارت قابل مشاهدهاس، ما را به این نتیجه میرساند که خانم میتین هم عضوی از 41148 بوده. به همین دلیل سازمان 41148 قربانی شدن او را تحمل نکرده و به کلیسای خورشید در اپیزود اول بازی 41148 حمله کرده.

نمادهای بیرون کلیسا
بر روی کلیسا نمادهایی دیده میشود:
۱. صلیب شکسته: نمادی مرتبط با خدای خورشید
۲. صلیب های برعکس: نمادی شیطانی و ضدمسیحی
۳. نماد خورشید: مرتبط با خدای خورشید
۴. دایره
۵. ستاره پنج پر برعکس: ستاره پنج پر نمادی از تدین و دینداری است و پنچ پر برعکس معنیاش هم معکوس میشود.
۶. پنجره کلیسایی
در مجموع کلیسای خورشیدخدای خورشید(شیطان) را میپرستد.

اشعه خورشید کلیسا
اگه سه خط کلیسا را ادامه دهیم به راس خورشید میرسید که مارا یاد اشعه خورشید می اندازد(در مصر باستان این نماد را داریم).

اهرام ثلاثه و نماد ماسونی در معماری کلیسا
اگه دقت کنیم کلیسا سه لایه مثلثی شکل دارد که اگر امتدادشان دهیم به راس پنجره کلیسا میخورد که نمادی از خورشید است. نکته جالب این است در ساخت اهرام ثلاثه سعی شده است دقیقا زیر سه ستاره (کمربند صورت فلکی شکارچی) ساخته شوند. همچنین اگر دقت کنیم و خطوط محیطی کلسا را ادامه دهیم علامت معروف ماسونی(گونیا و پرگار) دیده میشود.

شخصیت Fonos Nomed
اگر اسم این کاراکتر را برعکس کنیم “Son of demon” میشود که به معنای پسر شیطان است. چهره اش بسیار شبیه آلیستر کرولی شیطان پرست معروف است(به سایه دقت کنید). لباس او بیشباهت به لباس های ماسون ها نیست.

برادری
مسئله برادری یکی از شعارهای لژهاست و ماسونها هم همچنین انجمنهایی به همین اسم در طول تاریخ داشتند.

شرک و پدر شیطانی
در اینجای بازی 41148 مشخص میشود اعتقادات شرک آمیزی در این کلیسا وجود دارد . در تثلیث مسیحیت سه گانه پدر پسر روح القدس داریم. در مقابل آیینهای شیطانی ضد دینی برای مقابله کردن با تثلیث مسیحی، تثلیث شیطانی آوردند و به شیطان یا بعضی از خدایان الحادی پدر میگویند. گرچه اصل تثلیث مسیحی طبق قرآن مشرکانه و غلط است اما آیینهای شیطانی برای این اصل مشرکانه هم نقطه مقابل تعریف کردهاند.

دیالوگ مرتبط با گذر از آتش، ما را یاد ماجرای حضرت ابراهیم(ع) می اندازد. کسی که آتش بر آن سرد شد و حقانیتش اثبات شد. البته در زمان قرون وسطی در اروپا فرد متهم باید از روی زغال داغ عبور میکرد یا یک تکه آهن گداخته را در دست میگرفت تا خود را اثبات کند. اگر دست یا پای او به سرعت بهبود مییافت، بیگناه شناخته میشد. همچنین در داستان های ایرانی ما سیاوش را داریم که برای اثبات بیگناهیاش از آتش رد شد.

در اروپا، بهویژه در قرون وسطی و دوران تفتیش عقاید، شکنجه برای گرفتن اعتراف یا اثبات گناه رایج بود. ابزارهایی مانند چرخ شکنجه، کشش بدن با Rack، صندلی میخدار، و ماسک شرم به کار میرفتند. افراد را با آتش، شلاق یا پر کردن معده با آب تحت فشار قرار میدادند. این روشها اغلب به اعترافات دروغین منجر میشد و با ظهور نظامهای حقوقی مدرن کنار گذاشته شد.

صحبت فونوس در مورد مهره اصلی اشاره به منجی آخرالزمان دارد. منجی آخرالزمانی به شخصیتی مقدس یا نجاتبخش در باورهای دینی گفته میشود که در پایان جهان یا دورهای بحرانی ظهور میکند تا عدالت را برقرار سازد، ظلم را نابود کند و بشریت را به سوی رستگاری هدایت نماید. این مفهوم در ادیان مختلف با نامهای متفاوتی شناخته میشود؛ مانند مهدی در اسلام، مسیح در مسیحیت، کالکی در آیین هندو و سوشیانت در زرتشتیگری. ظهور منجی معمولاً با نشانههای خاصی همراه است و نقش او پایاندهی به فساد و بازگرداندن تعادل به جهان است.
فونوس در این دیالوگ قصد دارد مخالفت خود را با منجی نشان دهد و برنامه شیطانپرستان برای مقابله با منجی الهی را افشا میکند.

فراماسونری مراسم ارتقای درجه دارد که بخشی از آیینها و سنتهای این انجمن است. این مراسمها بهصورت نمادین و با استفاده از سناریوها، سمبلها و نمایشهای رمزی برگزار میشوند. درجات اصلی شامل شاگرد (Entered Apprentice)، همکار (Fellow Craft) و استاد (Master Mason) هستند. هر ارتقا مستلزم انجام مراسم خاصی است که در آن فرد باید آزمونهایی را طی کند یا سوگند وفاداری یاد کند. هدف این مراسمها تقویت اصول اخلاقی، خودشناسی و وفاداری به برادری فراماسونری است.

در بازی 41148 قرمز نماد بدی است. طبق تابلوی سه تکه اول همین اپیزود، اینکه این شخصیت چکمه ای قرمز رنگ دارد نشانه منفی بودن این کاراکتر هست.

شکنجه سفید نوعی از شکنجه روانی است که بدون اعمال درد جسمانی مستقیم، فرد را تحت فشار شدید روحی و روانی قرار میدهند. این نوع شکنجه شامل محرومیت حسی، انزوای طولانیمدت، سکوت مطلق، یا قرار گرفتن در محیطهای کاملاً سفید و بدون محرکهای طبیعی است. هدف اصلی این روش، شکستن مقاومت روانی فرد و ایجاد اختلالات روانی مانند اضطراب، توهم یا از دست دادن حس زمان و مکان است. شکنجه سفید به دلیل نبود آثار فیزیکی، از خطرناکترین و پیچیدهترین روشهای شکنجه محسوب میشود.

طبق این قانون ممنوع بود حتی دست به جنازه ها بزنن!

طنز فنائی

اینکه نور ستاره شش پر دقیقا بر روی ورودی زیرزمین کلیسا هست نمادی از یکی شدن ابعاد (انس و جن) و ارتباط با آنهاست.

در نسخههای قدیمی بازی 41148 شمعدان یهودی وجود داشت. بوی عجیبی که سینا حس میکرد، در اصل روغن زیتون بودکه یک روز تمام شمعها را روشن نگه میداشت.

اگر به دیوار دقت کنید، خراشی شبیه به بز میبینید. در آیین میترائیسم، قوچ نمادی از قدرت، باروری و خورشید است. این نماد با ایزد مهر (میترا) و پیوند او با چرخه طبیعت و زندگی مرتبط است. قوچ همچنین به صورت نمادین به بهار و شروع دوباره حیات اشاره دارد، زیرا در این فصل طبیعت بارور میشود. در برخی تصاویر و نقوش، میترا در کنار قوچ یا در حال قربانی کردن گاو مقدس (Tauroctony) به تصویر کشیده میشود که این صحنه به پیروزی نور و زندگی بر تاریکی و مرگ تعبیر میشود. قوچ در این سنت میتواند تجلی قدرت آسمانی و ارتباط انسان با نیروهای الهی نیز باشد. که البته اینجا به ارتباط با شیاطین مرتبط است.
بز در میترائیسم میتواند علاوه بر باروری و قدرت، بهعنوان نماد نگهبانی نیز تعبیر شود. در برخی باورها و تفسیرهای آیین میترائیسم، به دلیل پیوندش با خورشید و عناصر مقدس طبیعت، تجلی قدرت محافظتی و همراهی با میترا است. حضور این نماد در کنار میترا میتواند نشاندهنده قدرت پاسداری از اسرار آیینی و محافظت در برابر نیروهای تاریک باشد. این مفهوم نگهبانی در بسیاری از اسطورهها و ادیان بهعنوان نماد مراقبت و قدرت دفاعی دیده میشود. جالب است که دقیقا بعد از این بز ما آسمودوس نگهبان یا دربان زیرزمین کلیسا را میبینیم.

آسمودوس
آسمودوس (Asmodeus) یکی از دیوهای مشهور در فرهنگهای یهودی و مسیحی است که بهویژه در متون تلمود و کتابهای اسطورهای آمده است. او یکی از ۷۲ دیوی است که در افسانههای یهودی به نام “آشماش” یا “آسمودای” شناخته میشود و معمولاً به عنوان دیوی از شرارت، شهوت و فساد جنسی معرفی میشود. در کتاب “طرد شیاطین” و متون دیگر، آسمودوس بهعنوان فرمانده شیاطین یا یکی از قدرتهای اهریمنی که انسانها را به گناه و فساد میکشاند، توصیف شده است. در برخی اسطورهها، او همچنین بهعنوان عامل ایجاد مشکلات در روابط زناشویی و زندگی انسانها شناخته میشود. آسمودوس در برخی نسخهها بهعنوان یکی از بزرگترین دشمنان خدا و انسانها در نظر گرفته شده است.

پس به دلیل کارهای بد آسمودوس، سینا همیشه برای انجام ندادن ماموریتهای آسمودوس بهانه میآورد.

مانتوس
مانتوس (Mantus) یک موجود اسطورهای است که در برخی از افسانههای روم باستان بهویژه در نوشتههای مرتبط با دنیای مرگ و سرنوشت آمده است. او در برخی منابع بهعنوان خدایی تاریک و مرگآور شناخته میشود که در دنیای زیرین حکمرانی میکند. مانتوس اغلب با ظاهری هراسانگیز و ویژگیهایی که به مرگ و نابودی مربوط میشود توصیف میشود. برخی روایتها او را بهعنوان یکی از فرمانروایان عالم مردگان معرفی میکنند که روحها را پس از مرگ به سرنوشت خود میفرستد. این موجود در برخی از اساطیر رومی با هادس، خدای دنیای زیرین یونان، همسان است. مانتوس بیشتر نماد پایان و عبور از مرگ بهسوی ناشناختههاست. پس هیولاهایی که به دنبال ما هستند را مانتوس فرستاده.

یک مبارز حتی پس از از دست دادن حافظه میتواند هنرهای رزمی را تا حدی حفظ کند، زیرا این مهارتها در حافظه عضلانی و ضمیر ناخودآگاه او ذخیره شدهاند. حافظه عضلانی نتیجه تمرینهای مکرر است که حرکات را در مغز (مخصوصاً مخچه) و اعصاب عضلانی تثبیت میکند. این فرآیند باعث میشود بدن بدون نیاز به فکر آگاهانه واکنش نشان دهد.
مطالعات در علوم عصبشناسی نشان دادهاند که مهارتهای فیزیکی پیچیده (مانند رقص، نوازندگی، یا هنرهای رزمی) پس از وقفههای طولانی یا حتی آسیب مغزی همچنان باقی میمانند، زیرا این مهارتها بیشتر به حافظه ضمنی و نه حافظه صریح وابستهاند.

اهریمن (Ahriman)؛ از اسطورههای ایران باستان تا فاینال فانتزی و ۴۱۱۴۸
اهریمن یکی از معروفترین نامهایی است که از اسطورههای ایران باستان وارد دنیای فانتزی شده است. در آیین زرتشتی، اهریمن یا اَنگرهمَینیو (Angra Mainyu) نماد تاریکی، دروغ، نابودی و دشمن اهورامزدا است؛ نیرویی که در برابر روشنایی و نظم جهان قرار دارد. سالها بعد، شرکت ژاپنی Square در مجموعهٔ معروف Final Fantasy از این نام استفاده کرد. اولین حضور آهریمان در Final Fantasy III (1990) بود. برخلاف اسطورهٔ ایرانی که یک نیروی روحانی است، در فاینال فانتزی به شکل یک هیولای چشمدار با بالهای خفاشی، جادوی سیاه و قدرتهای نفرینکننده طراحی شد. اهریمن در نسخههای مختلف فاینال فانتزی حضور داشته و تبدیل به یکی از هیولاهای نمادین این مجموعه شده است. نکتهٔ جالب اینجاست که موجودی در بازی ۴۱۱۴۸ ( به اسم خخخ!) شباهت زیادی به اهریمن فاینال فانتزی دارد؛ از چشم بزرگ و ظاهر بالدار گرفته تا حس یک موجود تاریک و ماورایی.
ایران باستان → اسطورهٔ آهریمان → فاینال فانتزی ژاپن → بازی ۴۱۱۴۸
حتی این موجود در ۴۱۱۴۸ به زبان ژاپنی صحبت می کند، موجودی با ریشهٔ ایرانی، طراحیشده در فرهنگ بازی ژاپنی و حضور دوباره در یک اثر ایرانی.

دلیل اینکه چرا فضای خانه سینا پر از مجسمههای یونانی بود از زبان خخخ افشا میشود.

در این بخش بازی 41148 موجوداتی در حال عبادت ابلیسک هستند که نمادی از شیطان است. خود برتربینی این موجودات نسبت به انسانها مارا یاد آیهای قرآن میاندازد که شیطان گفت من از آتشم ولی انسان از خاک پس من برترم.

گلاسیا لابولاس
گلاسیا لابولاس (Glasya-Labolas) یکی از ۷۲ دیو مشهور در افسانههای کابالا و اسطورهشناسی یهودی است. او معمولاً بهعنوان یکی از شیاطین قدرتمند و فرماندهان جهنم شناخته میشود. در برخی متون، گلاسیا لابولاس بهعنوان دیوی با ظاهری شبیه به یک سگ یا گرگ و پرندهای با بالهای بزرگ توصیف شده است. او به تواناییهایی چون تحریک و کنترل افکار انسانها، ایجاد آشوب و نفوذ به ذهن افراد برای انجام اعمال خشونتآمیز و گناهکارانه شناخته میشود. همچنین، این دیو در برخی متون بهعنوان موجودی که توانایی یادگیری و تدریس علوم و هنرهای ممنوعه را دارد، معرفی شده است. گلاسیا لابولاس بیشتر بهعنوان نمادی از فساد ذهنی و نفوذ اهریمنی در ذهن انسانها بهخصوص در زمینههای قدرت و کنترل شناخته میشود. این دیو دقیقا بعد از گفت و گو با سینا ناپدید و نامرئی شد.

حوروس
حوروس در اساطیر مصر باستان نماد مردانگی، قدرت و سلطنت مشروع است. او بهعنوان خدای آسمان و جنگ، حامی فراعنه و نگهبان نظم کیهانی (ماعت) شناخته میشود. رقابت او با ست برای تاج و تخت مصر، نماد پیروزی و عدالت مردانه است. همچنین نماد معروف چشم حوروس نشاندهنده قدرت، بینش و محافظت است. حوروس تجسم مردانگی و قدرت الهی در فرهنگ مصر باستان محسوب میشود.
نماد گوگرد و نماد لویاتان به دلیل شباهتهای مفهومی در کیمیاگری و فلسفههای رازآلود به نماد شیطانپرستی تبدیل شدهاند. گوگرد نمایانگر آتش، نافرمانی و نیروی فعال است، در حالی که لویاتان نمادی از عالم مادی، قدرت زمینی و شورش علیه نظم الهی است. هر دو نماد بر مفاهیمی چون شورش، آزادی فردی و طبیعت شهوانی تأکید دارند و در فلسفه شیطانپرستی، بهویژه توسط آنتوان لاوی، به عنوان تجسمی از قدرت دنیوی و طغیان علیه قدرت الهی پذیرفته شدهاند.
رنگ صورتی_بنفش بهعنوان نماد جنسی به دلیل ترکیب مفاهیم زیبایی، معصومیت و جذابیت شهوانی در فرهنگهای مدرن شناخته میشود. این رنگ بهویژه طیفهای روشن و گرم آن، تداعیکننده رنگ پوست انسان و نوعی صمیمیت فیزیکی است که میتواند احساساتی مانند نرمی، لطافت و جذابیت جنسی را برانگیزد. در روانشناسی رنگها، معمولاً با عشق، اشتیاق و میل مرتبط است و در تبلیغات و مد بهعنوان ابزاری برای اغواگری به کار میرود. این ارتباط نمادین بیشتر محصول فرهنگهای غربی مدرن است تا مفهومی ذاتی یا تاریخی.
در آخر نوشته سایفر که معنی اش F*ck you satan است و معلوم سینا این را نوشته و نوعی نشانه اعتراض این کاراکتر علیه مسائل انحرافی جنسی است.

نقاشی برهنه
در این بخش معلوم است که سینا با صحنه خوبی مواجه نشده و دوست ندارد بیشتر از این دچار گناه بشود. در اساطیر یهودی، ناماه (Naamah) یکی از شخصیتهای مرموز و پیچیده است که در برخی متون تلمود و کتب کابالا بهعنوان یک موجود اهریمنی یا روح شیطانی معرفی میشود. او اغلب بهعنوان یکی از همسران یا یاوران لوسیفر، فرشته سقوط کرده، شناخته میشود و برخی او را بهعنوان مادر شیاطین یا ارواح گناهکار میدانند. ناماه در برخی روایتها با وسوسه و فساد انسانها ارتباط دارد و بهویژه بهعنوان نمادی از شهوت و فساد جنسی در نظر گرفته میشود. در برخی دیگر از افسانهها، او بهعنوان یک موجود جادوگر و خبیث که توانایی اغوا و فریب انسانها را دارد، ظاهر میشود. ناماه در اساطیر یهودی نشاندهنده ارتباط نزدیک میان جادوگری، فساد اخلاقی و موجودات شیطانی است.

اینکه شیطان وسایلی که دستوراتش را با آنها انجام میدهند لمس کرده، یعنی شیطان در انجام این کار همدست بوده. شیاطین میتوانند به هنرمندان الهام کنند!. الهامات شیطانی.

این کاغذ در این قسمت در اصل اشاره به بازی ساخته شده توسط مهدی فنائی یعنی سرزمین رویایی دارد. این تصویر جارجاروس شیطان یا همان معادل پدر در ۴۱۱۴۸ است.

14 معصوم
۱۴ دانه نورانی سبز که شفا می دهند بدون شک اشاره به اهل بیت(ع) دارند. اینکه یک پیرمرد آفریقایی دانهها را کاشته، به این دلیل است که طبق برخی از عقاید غیر معتبر، حضرت آدم(ع) و حوا در آفریقا بودند. اما شاید منظور سازنده آدم و حوا نباشد. در خود بازی 41148 تنها فرد آفریقایی که میشناسیم که عکسش هم در خانه لیلی هم بود محمد الهاشمی است. شاید کاشت دانهها ربطی به این شخص یا افراد مشابه او داشته باشند. نکته بعدی اینکه ما برای گرفتن این دانهها باید یکی از ستونها (که کل ستونها ۱۱تاست و نما شیطانی محسوب میشود) و همچنین چهار تا از بتها را میشکستیم. بتها شامل دو فرعون و دو خدای سر شغال مصر باستان بودند. یعنی مسیر ایمان از نابودی شرک میگذرد.

همانطور که در نقد تریلر این اپیزود گفتیم، منظور “جنگ”، جنگی بین انسان و فرشتگان با شیاطین است. منظور از تتراگراماتون هم همان خداست که در تصویر زیر توضیح دادیم چرا.

دانتالیون
دانتالیون (Dantalion) یکی از ۷۲ دیو در اسطورهشناسی کابالا است که در متون مختلف بهعنوان یکی از فرماندهان جهنم شناخته میشود. او معمولاً بهعنوان دیوی با توانایی تغییر ذهن انسانها و تاثیرگذاری بر افکار و احساسات آنان توصیف میشود. دانتالیون قادر است ذهن افراد را بخواند و بهطور خاص در ایجاد تردید، سردرگمی و تغییر تصمیمات نقش دارد. برخی منابع او را بهعنوان یک استاد در علوم مختلف، از جمله فلسفه و روانشناسی، معرفی میکنند و بهویژه توانایی او در فریب و اغوا افراد از طریق منطق و استدلالهای پیچیده را برجسته میکنند. دانتالیون بهعنوان نمادی از فساد ذهنی و استثمار عقول بشری در اساطیر شناخته میشود.
این موجودات به حالت تمرکز درآمدهاند و شکل هرم به خود گرفتهاند، هرمی که داخلش هستند. برخی گفتهها حاکی از آن است که آلیستر کرولی همین کار در هرم انجام داد که شروع به نوشتن کتابش کرد. کتابهای وی از مشهورترین کتابهای مورد استفاده شیطان پرستان هستند.
پس این حرکات یوگا که شیاطین در بازی 41148 انجام میدهند نشان دهنده شیطانی بودن این کار است. یوگا ریشه در آیینهای هندویی دارد که در آن با بتپرستی و پرستش خدایان مرتبط بوده است. در ابتدا، یوگا برای اتحاد با خدایان و نیایش طراحی شده بود. در بازی 41148 افشا میشود که این حرکات ریشه تاریک معنوی دارند.

گالو
Gallu در اساطیر سومری و بابلی، نوعی دیو یا موجود اهریمنی است که ارواح را به جهان زیرین میبرد و اغلب بهعنوان نگهبان دروازههای دنیای مردگان شناخته میشود. اینجا هم گالو در حال حفاظت از درب خروجی است.

نمایش چاهی که پدر یا همان شیطان در آن حضور دارد، به این دلیل است که بارها در منابع دینی به این چاه اشاره شده.

باز هم در اینجا خدایان سه گانه مصری را مشاهده میکنیم که در مقاله رمزگشایی اپیزود اول بازی 41148 راجبشون توضیح دادیم.

در اینجا سینا و خخخ ژاپنی حرف میزنند!
خخخ: یه لحظه صبر کن سینا
سینا: چی؟
خخخ: خداحافظ سینا

در اینجا فونوس دروغ میگوید. ما یادمان هست در اپیزود اول 41148 سینا یادش آمد که بهش دستور داده شد تا دختر را بکشد. فونوس در حال تحریک سینا است تا به سازمان 41148 حمله کند و افراد شریر داخل مراسم را بیگناه خطاب میکند.

آزادی یا بیبند و باری؟
آزادی به معنای رهایی انسان از بند محدودیتها و رسیدن به بالاترین کمال و جذابترین لذتهاست. در نگاه اباحهگر و اومانیستی، زمانی که از آزادی سخن گفته میشود، منظور رسیدن به معنای واقعی آن نیست؛ بلکه بیشتر میخواهد انسان را در بند لذتهای سطحی دنیا و انحرافات اخلاقی و فکری گرفتار کند. این لیبرالیسم یا همان اباحهگری رفتاری، اخلاقی و سیاسی باعث میشود که در بلندمدت جامعه انسانی به انحطاط کشیده شود. چنانکه میبینیم، در دولتها و کشورهای بهاصطلاح توسعهیافته، اتفاقاً تعداد خودکشیها بسیار بیشتر است. در مقابل، امید به زندگی واقعی(نه آماری) در کشورهایی که دیندار هستند و در جوامعی با نگاه دینی و الهی زندگی میکنند، بسیار بالاتر از کشورها و جوامعی است که دارای نگاه ضدخدا و مادهگرا هستند. این نگاه الهی بر اساس تحقیقات گسترده جامعهشناسانه و روانشناسانه، باعث افزایش امید به زندگی و آرامش بیشتر میشود.

نسبیت گرایی
در اینجای بازی 41148 از نگاه جبهه شیطان گفته میشود که چیزی به نام خوب و بد در جهان وجود ندارد. سپس بیان میشود که «قبول دارم کشتن یک انسان کار درستی نیست!» این تناقض در همین دو جمله کاملاً آشکار است؛ چراکه در جمله اول، خوب و بد کاملاً نفی میشود، اما در جمله دوم گفته میشود که این کار درست نیست و پذیرفته نمیشود. این تناقض در عمل نیز بهوضوح دیده میشود؛ جبهه شیطان مدعی صلحطلبی میشود، اما بعداً انواع سلاحها را در اختیار شخصیت اصلی قرار میدهد.
شعاری که نسبیگرایان میدهند مبنی بر اینکه «چیزی به نام خوب و بد وجود ندارد»، یک توهم و اشتباه است؛ چراکه خودشان در عمل برخلاف آن رفتار میکنند. قطعاً خوب و بد در دنیا وجود دارد، اما کسانی که به نفعشان نیست، این حرفها را مطرح میکنند تا بتوانند هر رفتاری که دلشان میخواهد انجام دهند و این رفتارها را توجیه کنند.

در این بخش بازی 41148، تصویر مربوط به یک حادثه تروریستی در فرانسه وجود دارد. حادثه تروریستی مربوط به داعش است.

این تصویر گروه جهاد اسلامی است. اینکه در بین اخبار گروههای تروریستی تصویر جهاد اسلامی هم آورده شده، به خباثت فونوس برمیگردد تا سینا را به منفجر کردن ساختمان 41148 متقاعد کند. جهاد اسلامی هیچ عملیات تروریستی مانند داعش یا القاعده انجام نداده و تمرکزش آزادی فلسطین از شر رژیم صهیونیستی است.

تصویر یک حادثه تروریستی دیگر که توسط القاعده صورت گرفته.

و در آخر تصویر اعتراضات به کلیسا خورشید که متاسفانه عکس اصلی را نتوانستیم پیدا کنیم. فونوس معترضین به کلیسای خورشید که احتملا سازمان 41148 آنها را سازماندهی کرده، همانند تروریستها به سینا معرفی میکند.

تضاد حرف های فونوس و آمادو مشخص است. اول میگویند ما هیچ وقت خواستار کشتار انسانها نیستیم و اینجا یک مرکز عبادت انسان دوستانه است و بعد ناگهان مشاهده میکنیم چندین سلاح با پیشرفتهترین تکنولوژی در این کلیسا مخفی شده و سینا را به سمت یک عملیات تروریستی سوق میدهند.

نکته رنگها
در اول این اپیزود 41148 با تابلو سه تکه آشنا شدیم و توضیحاتی دادیم. سه تیکه و سه رنگ:
۱.قرمز نماد طمع و بدی
۲.زرد نماد کسانی که در وسط قرار دارند و دچار تضاد هایی اند و مسیر اصلیشان مشخص نشده
۳.سبز نماد رستگاری و رسیدن به نور الهی
طبق این تعاریف کسانی را که دیدیم همه به همین سه دسته تقسیم میشوند.
چشمان فونوس و امادو قرمز است و همچنین اجنهای مثل اسمودوس، گالسیا، دانتالیون ، گالو و… همه قرمز بودند و بد بودنشان مشخص است. اما چشم های خخخ زرد است. او به پدر اعتقاد دارد اما همچنان به ما کمک میکند و کارهایی خلاف اعتقاداتش انجام میدهد. پیرمرد تک پایی که در زیرزمین به او کمک کردیم تا بلند شود، آن هم نور زرد رنگ داشت.

آمادو
آمادو کراولی (1930-2010) نویسنده و جادوگر انگلیسی بود که ادعا میکرد فرزند نامشروع آلیستر کراولی است، اما این ادعا توسط محققان رد شده است. او از دهه 1970 به بعد کتابها و ضبطهای متعددی در زمینه جادوگری و غیبگویی منتشر کرد و ترکیبی از تکنیکهای غربی و روشهای شرقی مانند یوگا را آموزش میداد. کراولی معتقد بود که کتاب قانون، اثر معروف آلیستر، جعلی است و متنی دیگر به نام کتاب ویرانی را بهعنوان متن مقدس واقعی معرفی میکرد، اما این کتاب هرگز منتشر نشد. منتقدان معتقدند ادعاهای او فاقد شواهد مستند است. اسم این کاراکتر دقیقا آمادو است و در کلیسای شیطانی خورشید کار میکند.

رمزگشایی سایفر
در نسخه قدیمی اگر اپیزود سوم بازی 41148 را یک دور تمام کنید، یک بخش به منو اضافه میشود به اسم سایفر. در اینجا شما میتوانید کاغذ های سایفری که پیدا کردید را ببینید. همچنین روی دیوار اینجا هم نوشته های سایفر وجود دارد.
تیکه های سایفری که میتوانید در طول اپیزود سوم بازی 41148 پیدا کنید:
تیکه اول: در پشت قاب عکس مرد آفریقایی که باید ۱۳ بار ضربه بزنید و بعد بکشید به سمت پایین.
تیکه دوم: در پشت مجسمه مشت داخل اتاقی که اسکنر دست دارد که باید هفت بار ضربه بزنید و بعد به سمت چپ بکشید.
تیکه سوم: در کلیسا خورشید سمت چپ ستون جلوی آمادو بر روی زمین یک بار ضربه بزنید.
تیکه چهارم: در بالا سمت چپ اتاق مخفی سینا در زیر زمین کلیسا خورشید، داخل برگهای درخت است.

بر روی کاغد سایفر علاوه بر حروف الفبای سایفر، نوشته هایی دیده میشود:
این کلید سایفر برا اعضای اصلی است… ما انسان هستیم… ولی آنها اهریمن هستند… انسان ها برتر از تمام اهریمنها هستند… در آخر این جنگ پیروزی با ماست.
من یک انسان هستم نه یک جن… به فونوس نومد اعتماد نکنید… تتراگرامتون(اسم خدا در دین یهود) تنها خدای ما است… علامت اهریمن(اینجا وصل بهson of demon یعنی فرزند اهریمن و بعد بعد از جمله مربوط به فونوس قرار میگرفت).

همانطور که گفتیم در دیوارهای اتاق سایفر یک سری نوشتههای سایفر هست. آنها را ترجمه کردیم:
اون پیرمرد خیلی به من کمک کرد… اگه اون نبود منم اینجا نبودم!
مادر من برای یک شرکت بین المللی کار میکرد، بعد از مدتی مادرم با پدرم ملاقات کرد(آشنا شد). پدرم یکی از همکاران مادرم بود. پس شما میتوانید حدس بزنید که آنها یکسال بعد از آمدن به این کشور با هم ازدواج کردند.
کمپانی پدرم را به آفریقا فرستاد. کمپانی میگفت که ما میخواهیم به مردم کمک کنیم. اما من فکر میکنم این هدف(واقعی) آنها نبود.
دلم برایت تنگ شده، بسیار زیاد، کاش میتوانستم با تو باشم.
این بخشی از خاطرات کاراکتر مونث است. برای فهمیدن این مسئله پیشنهاد میکنم بخش خاطرات کاراکترها را مطالعه کنید. مشخص شد که آن اشیاء آفریقایی در خانه 133 که متعلق به یکی از عزیزان این زن بود، احتمالا سوغاتیهایی هستند که پدرش برایش آورده.

در اتاق سایفر یک مکعب قرمز که بر رویش نماد شیطانی کلیسا خورشید است وجود دارد. این مکعب اشاره به یکی دیگر از بازیهای سازنده 41148 دارد به اسم Greed که در آن رنگ سبز رنگ حقیقت الهی است که با آن دنیا را به وجود آورده، اما افرادی طمع کار میگویند رنگ حقیقی دنیا قرمز است. در این بازی یک مربع قرمز وجود دارد که میخواهد شمارا بکشد و شما باید از دست آن فرار کنید. این رنگها باز هم ما را به یاد تابلو سه تیکه همین اپیزود 41148 می اندازد.






خیلی خیلی فوق العاده . خسته نباشید . ممنون
سلام و عرض تشکر از جناب غفاری بابت این تحلیل
عالی
عالی بود واقعا لذت بردم، احسنت به قلم تواناتون