بازی
نقد و بررسی بازی دوم سه (Doom 3)؛ وقتی جز تاریکی چیزی را نمیبینیم!

سری بازیهای دوم (Doom) از جمله دوم سه، شروع کنندهی سبک شوتر اول شخص است و در میان گیمرهای دنیا با تمامی سلایق طرفداران زیادی دارد. اولین بازی دوم در سال ۱۹۹۳ منتشر شد که یکی از اولین بازیهای اول شخص شوتر در تاریخ بازیهای رایانهای است(منبع).
از آنجایی که این روزها نزدیک انتشار بازی Doom dark ages است، بهانهٔ خوبی داریم برای صحبت دربارهی یکی از پر طرفدارترین نسخههای این سری، یعنی دوم سه. بهطور کلی اگر بخواهیم دربارهی دنیای دوم صحبت کنیم باید بگوییم که گیم پلی و نحوهٔ بازی دوم در ژانر شوتر (تیراندازی) اول شخص، مبارزه برای بقاء، هراس، آخرالزمانی، ماورائی تاریک و اسطورهای است. البته این نسخه کمی متفاوت با نسخههای قبلی دوم است. یعنی به طور خاصی تاکتیکالتر (یعنی نیاز به تاکتیک چیدن دارد و فقط بزن و بکش نیست) و سختتر شده است.
بازی دارای خشونت زیاد، قطع اعضا و تصاویری مربوط به مراسمات شیطانی و ترسناک است. دنیای دوم سه در مریخ (Mars) و جهنم جریان دارد. بازی دوم سه، نمرات خوبی دریافت کرد و به همین علت از آثار شاخص این سری به حساب میآید(منبع).
بازی دوم 3 توسط کمپانی آیدی سافتور (id Software) ساخته و توسط بثسدا (Bethesda) منتشر شده است که ساخت آثار مهم و تاریخسازی همچون سری بازیهای الدر اسکرولز (Elder Scrolls) فالاَوت (Fallout) و همچنین دوم را در کارنامهٔ خود دارا است. در مقالهای مستقل به کمپانیهای بازیسازی مشهور خواهیم پرداخت، اما اجمالا میتوان گفت که کمپانی زِنیمکس کمپانی مادر مِشین گیمز (Machine Games) آیدی سافتور و بثسدا محسوب میشود که از غول های صنعت بازی های رایانه ای است(منبع). در ادامه به نقد و بررسی بازی دوم سه میپردازیم.

منجی گمنام در مقابل شیاطین
داستان بازی دوم سه از جایی شروع میشود که تکاوری گمنام ( به اسم کارکتر در بازی اشاره نشده و با نام Marine که به معنی تکاور است از او نام برده میشود) به مقرّ تحقیقات مریخ اعزام میشود تا جایگزین یکی از سربازان دیگر شود. در همین روز هم مشاور عالی سازمان UAC (سازمان اتحادیهی فضایی) به نام سوان و بادیگارد او جک هم به این مکان برای سرکشی و بازرسی آمدهاند. سوان به جک در یکی از کاتسینها (به سکانسهای سینمایی در بازی کاتسین میگویند) میگوید که از اینکه باید هر دفعه گندکاریهای دکتر بتروگر را جمع کند خسته است و این دفعه دیگر با دفعات دیگر فرق دارد.
دکتر بتروگر مسئول تمامی تحقیقات صورت گرفته در لابراتوارهای دلتا است و در این مدت هم اتفاقات عجیبی از آن گزارش شده است. در همین زمان است که به طور مرموزی موجی از شیاطین به کمک دریچههایی (Portal) از جهنم به مریخ حمله میکنند و در دقایق اول حمله، تقریبا چند هزار نفر دانشمند و نظامی، یا کشته شده و یا تبدیل به اشخاصی شبیه به زامبی میشوند.
تکاور (نقش اصلی بازی که ما با آن بازی میکنیم) و گروه براوو (Bravo) تنها گروه نظامی سالم در کل تاسیسات هستند. فرمانده کِلی (kelly) که فرماندهی تکاوران را بر عهده دارد ما را مأمور میکند که با گروه براوو ملاقات کنیم و همین مأموریت تقریبا نصف زمان بازی را شامل میشود. گروه براوو وظیفه دارند که در نهایت ناوگان فضایی-نظامی زمین را از اتفاقات اینجا خبردار کنند و از آنها کمک بگیرند. اما گروه براوو قبل از انجام مأموریت خود کشته میشوند و این کار به ما سپرده میشود.
فرمانده کِلی به تکاور(که ما هستیم) دستور میدهد تا نیروی پشتیبانی درخواست کند. ما همان زمان در ارتباط رادیویی برقرار شده توسط سوان متوجه میشویم که اگر نیروی کمکی ناوگان برسند، دیگر کار زمین هم تمام است. زیرا شیاطین به راحتی میتوانند از طریق فضاپیماها و خدمه به زمین حمله کرده و انسانها را منقرض کنند. از طرفی متوجه میشویم که فرمانده کِلی هم هدفی شوم در ذهن دارد و طرف دکتر بتروگر است. بعدها کِلی را که تبدیل به موجودی شیطانی شده و بادیگارد سوان (جک) را هم کشته بود، از بین میبریم. در یکی از کات سین های بازی میبینیم که سوان با دکتر بِتروگر در جلسهٔ آنلاین در حال بحث هستند، ولی دکتر با توجه به اتفاقات وحشتناکی که در مقر افتاده است خیلی آرام است و میگوید موقعیت تحت کنترل او است و جای نگرانی نیست.
سپس متوجه میشویم که دکتر بتروگر خود پشت این حملهی شیطانی بوده و میگوید وقتی نیروهای ناوگان فضایی برسند به راحتی به زمین حمله کرده و همه را نابود میکند. فضای آخرالزمانی بازی اینجا مشخص می شود. سوان سعی میکند که پیام کمک به ناوگان را قطع یا از بین ببرد و دکتر را متوقف کند. اما توسط فرمانده کِلی شیطانصفت کشته میشود. البته با کمک ما ناوگان فضایی به دام دکتر نمیافتد. در مسیر ما به یکی از همکاران دکتر بتروگر میرسیم که ماجرای کل اتفاقات و شروع آن را برایمان تعریف میکند.

اشیاء باستانی و ارتباط با شیاطین
داستان اینطور شروع میشود که در حفاری های مریخ، گروه تحقیقات به دستگاهی میرسند که برای تلپورت (teleport) و جابهجایی مکانی از این بُعد به بُعد دیگری ساخته شده است. به نظر میرسد این دستگاه متعلق به تمدنی منقرض شده در مریخ است. با تلاش های بسیار، تیم دکتر بتروگر موفق میشوند که این دستگاه را به کار بیاندازند و به بُعد دیگری (که بعدها مشخص میشود جهنم است) دسترسی پیدا کنند. محققان و سربازان زیادی در این بُعد جدید مفقود، دیوانه و یا کشته شدند، ولی دکتر تنها به هدف خود فکر میکرد. گویا جان افراد برایش هیچ ارزشی نداشت و بهطور مریض گونهای فقط به دنبال کشف کردن در بُعد جدید بود. همکارِ بتروگر میگوید که با توجه به اتفاقات و تلفات سنگین انسانی، رفتار دکتر بتروگر غیر منطقی بود.
بنابراین تمدنی باستانی در مرّیخ به قدری پیشرفته بوده که دستگاه تلپورت و جابهجایی بیناجهانیاش حتی پس از سالها قابل استفاده است. اما طبیعتا به دلیل کارکرد شیطانی این دستگاه، حس و نگاهی که به مخاطب منتقل میشود این است که تمدن باستانی مریخ، علاوه بر پیشرفته بودن، ربطی هم به شیاطین داشته است.
همکار دکتر بتروگر میگوید من تصمیم گرفتم بهطور مخفی از کار او سر در بیاورم و در فایل خاطرات روزمرهٔ او خواندم که دکتر بتروگر در رویا با شیاطین ارتباطی داشته و آنها در ازای بازپسگیری زمین، به او پیشنهاد قدرت نامتناهی دادهاند! او هم قبول کرده است. در اینجا شاهد مضمونی فاوستی هستیم. فروختن روح به شیطان و خدمت کردن به وی برای رسیدن به قدرت.
جلوتر در داستان به یکی از محققان گروه باستانشناسی میرسیم که مدعی است تنها راه جلوگیری از حملهی شیاطین استفاده از وسیلهای به نام مکعب روح یا soul cube است که در یکی از حفاری های تمدن کهن و منقرض شدهی مریخ پیدا شده است. زمانی که تمدن مریخ در برابر قدرت جهنمیان احساس عجز کردند، تصمیم گرفتند این سلاح را (که حاوی ارواح مریخیانِ فدا شده است) بسازند. یعنی برای ساخت این سلاح در تمدن باستانی مذکور، مریخیهای زیادی قربانی شدهاند تا این سلاح با استفاده از روح این افراد فعال شود. این سلاح توسط شخصی به نام قهرمان ( شخصی بدون نام مانند تکاور ما) استفاده شده تا نیروهای جهنمی را نابود کند و پُرتال جهنم را ببندد.
ما هم مکعب را میگیریم و راهی جهنم میشویم تا پورتال آن، که حفرهٔ جهنمی( Hell hole) نام دارد را ببندیم. در جهنم مکانهای ترسناک زیادی وجود دارد و صداهای وحشتناکی بهگوش میرسد که حتی در مقایسه با نسل جدید بازیها نیز جالب است، چه برسد به زمان عرضه بازی. تصاویر تکه تکه های انسانها که آویزان هستند، استفاده از صلیبهای برعکس به صورت سمبلیک و نمادین و قرار گرفتن بدنی مُثلِه شده بر روی دیوار (بدون دست و پا و سر) حس تاریک و شیطانی را به گیمر منتقل میکند. در بعضی مکانها هم ارواح سیاهی از سوراخی از ته جهنم به بالا میروند که خود جالب توجه است.
بعد از رسیدن به محل پورتال و کشتن شیطان بزرگی که از آن دریچه نگهبانی میکرد بوسیلهٔ مکعب (این باس فایت به همهی سلاحها ایمن بود و فقط امکان آسیب خوردن با مکعب را داشت) ما مکعب را به سمت پورتال هدایت میکنیم و مکعب پورتال را میبندد و داستان بازی به اتمام میرسد. گروه تکاوری در انتهای بازی به مقر تحقیقات میرسند و تکاور بینام ما را پیدا میکنند. اما دکتر بتروگر تا آخر این نسخه مفقود است. در ویدئویی نشان میدهد که دکتر تبدیل به یک اژدهای شیطانی شده و فرماندهیِ سپاهی از شیاطین جهنّم را بر عهده دارد که در بستهٔ الحاقی بازی با نام رستاخیز شیطان (Resurrection of evil) دوباره در صدد حمله به بُعد ماست.
در بازی دوم سه، بارها ضریب دادن به قدرتهای شیطانی و به تصویر کشیده شدن عناصر تاریک را شاهد هستیم. وقتی دکتر بتروگر روحش را به شیاطین میفروشد، هدفش این است که قدرت پیدا کند. شیاطین هم به او قدرت میدهند و در آخر تبدیل به اژدهایی عظیم میشود. از طرفی هیچ کس نمیتواند در این فضای آخرالزمانی با این شیاطین مقابله کند و آنها را ریشهکن نماید مگر اینکه از همین قدرت شیطانی بهره ببرد. بنابراین به صورت کلی قدرت در بازی دوم سه در گرو ارتباط با شیاطین است و اگر هم ما به مقابله با شیاطین میپردازیم، نهایتا بایستی از همین ابزارهای تاریک استفاده کنیم و از خداوند متعال، فرشتگان الهی یا موجودات پنهان نیک، هیچ خبری نیست. به هر حال بین خیر و شرّ همیشه جدال بوده است، اما دوم سه با حذف جبههٔ خیر که شامل فرشتگان و انسانهای الهی میشود و تقلیل دادن آن به یک تکاور بینام و نشان، انسانگرایی افراطی (اُمانیسم) و شیطانگرایی را تقویت میکند.
در عالم واقع جبههٔ خیر با کمک نیروهای الهی و توجه خداوند متعال با شیاطین در حال مبارزه است و اتفاقا از روشهای باطل استفاده نمیکند تا خودش سقوط نکند. بنابراین با نگاهی توحیدی و الهی، به دنبال جذب خیرات و قدرت و حیات و علم از وجود بینهایت خداست تا بدین وسیله با شیاطین مبارزه نماید.

رستاخیز شیطان
در بستهٔ الحاقی رستاخیز شیطان که دو سال پس از داستان اصلی بازی دوم سه است، ما باز هم نقش یک تکاور بی نام و نشان (شخص دیگری جز شخصیت اصلی دوم سه) را داریم. ما با تیم خود و به دستور مسئول جدید تحقیقات، به کاوش در حفاری های زیر زمینی مریخ میپردازیم که با پیدا کردن شیئی به نام آرتیفکت (Artifact) (به هر شئ یا وسیلهای که ساختهٔ دست موجودی مانند انسان باشد، از قدیم مانده باشد و معمولا قدرت روحانی یا حتی ماورایی خاصی دارد آرتیفکت میگویند) همهی تیم تکاور بهجز ما کشته میشوند. سپس دوباره پورتالی از جهنم باز میشود و دکتر بتروگر با شیاطین خود فرصتی دوباره برای حمله پیدا میکند.
تکاور ما دستور میگیرد که به وسیلهی آرتیفکت و سلاحهای خود به داخل جهنم برود و دستگاه تلپورت باقیمانده در آنجا را نابود کند. در این فضای آخرالزمانی، شیاطین دوباره به سرزمین انسانها حمله کردهاند و تکاور به عنوان منجی بایستی جلوی آنها بایستد. یعنی به جای رستاخیز و بازگشت مسیح علیه السلام به زمین در آخرالزمان که در نگاه مسیحیان وجود دارد و قرار است جهان را از هر ظلمی ریشهکن کند، در دوم سه شیاطین رستاخیز کرده، از جهان موازی آمده و میخواهند جهان را نابود کنند.
پس از آن هم در انتهای مرحله با اژدهایی که همان دکتر بتروگر است میجنگیم، اما شکست میخوریم. جالب توجه است که در ادامه با استفاده از آرتیفکت و داخل کردن آن به دهان اژدها، دکتر را نابود میکنیم و پورتال هم نابود میشود. یعنی باز هم همان شیئ باستانی به کمک ما میآید.
لازم به ذکر است که به احتمال زیاد تکاور ما در انتهای بازی میمیرد و شاید بتوان گفت به جهانی ماورائی مثل بهشت میرود. چون بعد از پایان بازی صدای رئیس خود (که به خاطر نبودن تجهیزات و اکسیژن در مقر تحقیقات مرده است) را میشنود که میگوید به خانه خوش آمدی! پس جهانی رحمانی پس از مرگ وجود دارد، اما اثر آنرا به تصویر نکشیده به چند دیالوگ اکتفاء میکند.

سلاح شیطانی برای پیروزی بر شیطان!
در دی ال سی (بسته الحاقی بازی که مراحل جدیدی را برای انجام دادن در اختیار گیمر میگذارد) و حتی بازی اصلی، میبینیم که تنها راه کشتن بعضی شیاطین قدرتمند، استفاده از تسلیحات شیطانی و یا با خوش بینانه ترین حالت، سلاحهای بیگانهها و فضاییها است.
در دوم 3، یک مکعب که حاصل فدا کردن هزاران نفر مریخی بود و در بسته الحاقی، آرتیفکت (Artifact)، که خودش وسیلهای شیطانی و بازمانده از جهنم است، مورد استفاده قرار میگیرند تا شیطانهای اصلی را از بین ببرند. یعنی در سیر بازی میبینیم که باید از سلاحهای شیطانی برای نابودی دشمن استفاده کرد. از قوانین گیمپلی این است که گیمر با استفاده از این سلاحهای بسیار قدرتمند، شیاطین را نابود کند. یعنی نابود کردن شیاطین جز با استفاده از ابزارهای شیطانی، ممکن نیست.
این مضمون با نگاه الهی در تضاد است. هیچ وقت نمیتوان تاریکی را با تاریکی از بین برد. بلکه بایستی با ابزار نورانی به جنگ تاریکی رفت. غرق شدن در تاریکی و استفاده از ابزارهای شیطانی، تنها به قدرت شیطان میافزاید و باعث سقوط شخصی خواهد شد که به این ابزارها دست زده است.
از طرفی هم خیلی جالب است که کاراکتر اصلی بازی که ما آنرا کنترل میکنیم حتی اسم هم ندارد. نه فقط در این نسخه بلکه در نسخههای بعدی هم او به نام Doomguy یا DoomSlayer شناخته میشود. در بستهٔ الحاقی هم میبینیم که یک تکاور دیگر (همچنان بدون اسم) با کمک این آرتیفکت توانست دنیا را از سر شیاطین نجات دهد.
پس شخص یا اشخاص اصلا در این بازی مهم نیستند، بلکه ابزاری در دست بازیساز و گیمر بودهاند که نشان میدهد دغدغهٔ بازیساز ایجاد یک منجی خاص نیست. بلکه همین که شخصی با استفاده از قدرتهای شیطانی و سلاحهای مرگبار در مقابل شیاطین بایستد، برای گیمر کافی است تا حس منجی بودن به او القاء شود.




