انیمیشن سریالی

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

انیمیشن آرکین از آثار پر طرفدار سال ۲۰۲۴ بود و در ایران هم خیلی دیده شد. مقالات نقد آرکین به شرح زیر است:
۱. سیری در قلمرو های لیگ آف لجندز 
۲. جنگ یا ضد جنگ؟ روایت جنگ به نفع سرمایه‌داری (مقاله قبلی)
۳. از پاودر تا جینکس، نسبیت اخلاقی و روان‌شناسی شخصیت‌ها (همین مقاله)
۴. آرکین چیست؟ نگاهی فلسفی بر جادو و جهان موازی در آرکین

در این یادداشت به نقد و بررسی شخصیت‌های انیمیشن آرکین، حالات روحی آن‌ها و جلوه‌ای از خودشان که به مخاطب نشان می‌دهند، خواهیم پرداخت. بررسی شخصیت‌ها به صورت جداگانه از این جهت مهم است که مخاطبین زیادی به دلیل هم‌ذات‌پنداری با این شخصیت‌ها، الگوی رفتاری و فکریشان را از این شخصیت‌ها تأمین می‌کنند.

۱. وایولت و کیتلین

وایولت از کودکی در فقر بزرگ شد. پدر و مادر او و پاودِر خواهرش، در جنگ کشته شدند. وایولت از همان نوجوانی رهبریِ گروهی از دوستانش را بر عهده گرفت و با همدیگر از شهر پیلتووِر دزدی می‌کردند. وای به دلیل کشته شدن پدر و مادرش توسط نیروهای پیلتوور، از این شهر کینه به دل دارد. حتی بار ها به وندر می‌گوید که باید به شهر پیلتوور حمله کنند. اما وندر که تبدیل به شخصیتی ضد جنگ شده است، او را از مبارزه علیه نظام سرمایه‌داری در پیلتوور، منصرف می‌سازد.

وایولت پس از کشته شدن وندر به زندان می‌افتد. ما نمی‌بینیم که در زندان چه بر سر وایولت می‌آید، اما نگهبان زندان می‌گوید که با عصایی آهنین او را ادب می‌کرده است. کِیتلین اینجا وارد ماجرا می‌شود و می‌خواهد در زندان با وایولت دیدار کند. پس از جدی شدن ارتباط کیتلین و وایولت، می‌بینیم که وای تبدیل به شخصیتی ضد مردم خودش شده است؛ چرا؟ چون وندر توسط سیلکو کشته شده است!

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
روحیهٔ عدالت‌طلبی در وایولت

اینکه چرا وایولت علیه مردم خودش و دوشادوش کیتلین به مبارزه با مردم زیرزمینی می‌پردازد، هیچ توجیه دقیقی در اثر ندارد. وای به زندانِ پیلتوور افتاده، اما می‌خواهد از سیلکو انتقام بگیرد. ما نیت درونی او را تا این حد می‌فهمیم. اما چرا حاضر است مردم شهر زیرزمینی را نابود کند و حتی با دشمنش رفیق شود؟ در شخصیت‌پردازی وایولت این مسأله پرداخت خوبی ندارد و متاسفانه شعارهای اثر در دفاع از نظام سرمایه‌داری، باعث شده است این شخصیت قربانی اهداف سیاسی اثر شود.

در فصل دوم انیمیشن آرکین هم وایولت جز بازوی اجرایی و مبارزی قدرتمند، هیچ کارکردی ندارد. درواقع شخصیت وایولت به شکلی کاملا مردانه و به دور از هر ظرافت زنانه‌ای ترسیم شده است. حتی در بین مردان، شخصیتی مثل جیس (که جلوتر به او خواهیم پرداخت) ظرائف شخصیتی بیشتری از وای دارد.
وای به عنوان یک زنِ مردنما و الگوی فمینیست‌های افراطی، هم به انحرافات جنسی دچار است، هم تمام کنش‌‌هایش مردانه است و هم جز زور بازو، وجههٔ خاصی از او برای ما بروز پیدا نمی‌کند. بنابراین در شخصیت پردازی وایولت، نوعی فمینیسم افراطی که می‌خواهد زنان را مردانه بار بیاورد و مرز بین وظایف مردانه و زنانه را بردارد، دیده می‌شود.
این نگاه به قدری غیر منطقی است که حتی در جوامعی مثل امریکا که همین نگاه‌های افراطی تا حدی جریان پیدا کرده است، زنان به هیچ وجه به اندازهٔ مردان، نقش‌های مردانه قبول نکرده‌اند. یعنی در جامعه‌ای که هیچ محدودیتی در زمینهٔ قبول کارهای مردانه از طرف زنان وجود ندارد و حتی بعضی آثار رسانه‌ای (مثل همین سریال آرکین) فمینیسم افراطی را پمپاژ می‌کنند، باز هم آمار مشارکت زنان در کارهای مردانه به اندازه مردان نیست.
به عنوان مثال از سال ۱۹۷۴ که ورود زنان به معادن زغال سنگ آزاد شد، تا امروز (یعنی حدود پنجاه سال) کم‌تر از بیست درصد کارگران این معادن، زنان هستند. (منبع)
این یک دادهٔ آماری به عنوان نمونه بود. بنابراین شعارهای فمینیستی در تساوی مرد و زن در همه چیز، حتی در بین خود زنان هم خواهان ندارد. آرکین سعی دارد با مرد کردن وایولت (که جنسیت مؤنث دارد) به فمینیسم افراطی دامن بزند که امری ضد فطرت است و خود زنان هم (مگر با زور رسانه و تخدیر دائمی با همین آثار) زیر بار چنین نگاه غیر عقلانی نرفته و نخواهند رفت.

کیتلین هم دختری سرمایه‌دار است که مادرش عضو شورای پیلتوور بوده و پس از کشته شدن مادرش در فیلم بروز بیشتری پیدا می‌کند. کیت با وای آشنا می‌شود و با سیر در جهان زیرزمینی، روی تاریک زندگی را می‌بیند. اما علی‌رغم این مسأله، هیچ سمپاتی با مردم فقیر زیرزمینی پیدا نمی‌کند و به خاطر انتقام گرفتن از جینکس و دستگیری او، گروهی ویژه را تشکیل می‌دهد که با گاز سمی به شهر زیرزمینی حمله کند! کیتلین نمونه‌ای واضح از یک دختر خودخواه است که جز خانواده و میل خودش چیزی برایش مهم نیست. او از کودکی دوست داشته تیرانداز شود، اما این تیراندازی در شخصیت کیتلین هیچ تأثیری ندارد.

تیراندازی کیت صرفا از بازی به انیمیشن آرکین آمده و هیچ کارکردی در شخصیت او ندارد.
در فصل دوم انیمیشن آرکین، کیتلین با تحریک اَمبِسا (مادر مِل که جنگ‌طلب بود) تبدیل به ملکه‌ای ستیزه جو می‌شود. اما این ستیزه‌جویی کم کم در ارتباط با وای تعدیل می‌شود. احساساتی بودن کیتلین توسط وایولت به عنوان شخصی که تعادل فکری بیشتری دارد (و البته خواهر جینکس است و نمی‌خواهد به خواهرش آسیب برسد) کنترل می‌شود. همین مسأله باعث می‌شود که مخاطب دوست داشته باشد این دو نفر را در کنار هم ببیند، تا اینکه کیتلینِ احساساتی و ستیزه‌جو را به تنهایی دنبال کند.

تا پایان اثر هم این دو نفر در کنار هم هستند و سکانس‌های پایانی هم با ملکه ماندن کیتلین و همراهی وای با او، تمام می‌شود.
هالیوود در آثار مختلفی در حال هنجارشکنی است. یکی از اقسام این هنجارشکنی‌ها در حیطهٔ رفتار، ترویج مؤنث‌گرایی افراطی است. به شکلی که حتی مردان لیاقت کارهای مردانه را هم ندارند! یعنی قبلا مدعی بودند که مردان و زنان مساوی هستند، اما در آثارژ مثل آرکین، مدیریت کشور که امری مردانه است، به عهدهٔ کیتلین قرار می‌گیرد و جیس هم تا وقتی حاکم بود، مِل به عنوان مغز متفکر او را راهبری می‌کرد.

سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که اگر مدیریت زنان در سطوح کلان سیاسی و راهبری جامعه، اینقدر مفید است، چرا در خود ایالات متحده تا به حال حتی یک رئیس جمهور زن با رأی های الکترال بالا نیامده است؟ این مسأله نشان می‌دهد که هالیوود می‌خواهد ذهن مردم را به سمتی جهت‌دهی کند که مردم احساس کنند اگر مدیر جامعه یک زن باشد، می‌توانند امیدی مضاعف داشته باشند و کشوری پیشرفته‌تر شوند. بنابراین کشور های جهان به این سمت بروند که سیاست امری زنانه شود. اما در خود ایالات متحده چنین الگویی اجرا نشده و به نظر می‌رسد صرفا الگویی برای کشورهای دیگر است. جنبش‌های زنانه را در کشور هایی از جمله ایران باید در همین فضا تحلیل کرد.

این در حالی است که در حرکت‌های مختلف سیاسی و دینی در ایرانِ معاصر، زنان همیشه نقش پر رنگی داشته‌اند. از انقلاب ۵۷ تا همین امروز، در مواقع ضروری، زنان با حفظ شأن زنانگی و بدون اینکه بخواهند خودشان را شبیه مردان بکنند، در ساحات مختلف اجتماعی حضور دارند. در عالی‌ترین سطوح سیاسی مثل وزارت، عالی‌ترین سطوح علمی مثل پژوهشگرهای ارشد موسسات علمی و بالاترین سطوح دینی مثل اجتهاد فقهی، زنان ایرانی درخشیده‌اند و نمونه‌های زیادی از این مفاخر ایرانی با جست و جوی ساده در اینترنت قابل مشاهده است.

اما هویت زنانهٔ خود را فراموش نکرده‌اند و برخلاف نگاه هالیوودی، لازم نیست زنان، مرد شوند تا بتوانند در جامعه مؤثر باشند. علاوه بر شئون مدیریتی، علمی و دینی، شأن تربیتی زن هم در جامعهٔ ما بی‌بدیل است. چیزی که اساسا در آرکین وجود ندارد. زیرا در آرکین خانواده وجود ندارد که بخواهد زن در این بستر ارزشمند به تربیت انسان‌های تراز بپردازد.

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711911410 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
وایولت که در دورانی به دنبال جنگ با پیلتوور بود، پشت به پشت جیس به مبارزه با اهالی شهر خودش می‌پردازد و حتی جنگ را به جیس توصیه می‌کند

۲. جینکس و سیلکو

پاودِر که بعدا تبدیل به جینکس می‌شود، خواهر وایولت است. او هم یتیم بزرگ می‌شود اما بر خلاف وای، شخصیتی وابسته دارد. پاودر به وای وابسته است و وقتی وای برای نجات وندر می‌رود، جینکس مخفیانه بمب‌های هکس تک را با خود می‌برد و با ابزار خاصی که ساخته است، انفجارهای عظیمی را ایجاد می‌کند. این انفجارها باعث کشته شدن دوستان پاودر و خود وندر می‌شود. به همین دلیل هم وایولت، پاودر را از خود می‌راند و باعث می‌شود پاودر تبدیل به جینکس شود.

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
وابستگی بیش از حد جینکس به وای و نیاز او به یک تکیه‌گاه

سیلکو جینکس را تربیت می‌کند، رفیق قدیمی وندر که به تبهکاری روی آورده، می‌خواهد با چنگ و دندان شهر زیرزمینی را حفظ کند و سرزمینی به نام زاوْن را بنیان‌گذاری نماید. این هدفِ سیلکو حقیقتا هدف معقولی است. تا وقتی زاون تشکیل نشود، پیلتوور حق و حقوق شهر زیرزمینی را نمی‌دهد و همیشه به عنوان حاشیه‌ای تاریک برای شهر نورانی پیلتوور باقی خواهد ماند. اینکه سیلکو با این هدف عالی، شخصیتی تبهکار ترسیم می‌شود، به این دلیل است که فیلمساز کاملا با پیلتوور و سرمایه‌دار ها همراه است و تنها کسی که می‌خواهد در مقابل پیلتوور بایستد، شخصیتی تبهکار و جانی است. وندر که انسانی شریف بود نمی‌خواست با پیلتوور بجنگد و به زندگی در فقر و فحشای شهر زیرزمینی راضی شده بود. بنابراین اثر هم از او تجلیل می‌کند و شخصیتی زیبا از وندر برای ما به تصویر می‌کشد!

اما سیلکو علی‌رغم اینکه شخصیتی جالب توجه است، هیچ وقت از جهت فکری مخاطب را با خود همراه نمی‌کند. یعنی مخاطب تفکرش با سیلکو جور نمی‌شود زیرا او شخصیتی تبهکار است که راه و روش مطلوبی ندارد. اما در بعضی سکانس‌ها گره قلبی ما با سیلکو تقویت می‌شود تا در پایان فصل اول، مخاطب را دچار شوک عاطفی کند.

سیلکو به عنوان رهبری قدرتمند و استقلال‌طلب، توسط جینکس به صورت اتفاقی کشته شده و تنها انسان زرنگ و مدیر در شهر زیرزمینی، این گونه توسط فیلمساز حذف می‌شود. البته این را باید در نظر بگیریم که آثار غربی پست مدرن هستند و التقاطی از افکار مختلف را به مخاطب معرفی می‌کنند. اما وقتی تصویر سیلکو با این تفکرات، همراه با جنایتش ترسیم می‌شود، عقل مخاطب را بر خلاف حسش، از سیلکو دور می‌کند‌.

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
طرد شدن جینکس و افتادن در دام سیلکو

جینکس در دامن سیلکو تربیت شده و او هم دختری تبهکار است. او وابستگی‌اش به وای را از دست داده و حالا نیاز به شخصی جدید دارد که به او تکیه کند. چه کسی بهتر از سیلکو. سیلکو هم مثل دخترش جینکس را دوست دارد. اما جینکس باید برای رضایت او، دست به جنایت‌های زیادی بزند. جینکس مبتلا به اختلال‌های روانی مختلفی است، خشونت زیادی علیه دیگران به خرج می‌دهد، به اطرافیانش پرخاش می‌کند و خلاصه نمی‌تواند غضبش را کنترل کند. حتی این حالات به جایی می‌رسد که نفس و روح او، برایش تصاویری از دوستانش را می‌سازد که باعث رنجش خاطر او می‌شود. وقتی انسان بر روی مسأله‌ای تمرکز زیادی داشته باشد، ممکن است تصویری از آن چیز را برای خودش بسازد و طبیعتا مبتلا به دیدن توهم شود. جینکس هم به دلیل احساس گناهی که نسبت به رفقایش دارد، دائم به آن‌ها فکر می‌کند و باعث می‌شود دوستانش را ببیند.

این اختلال در اثر حل نمی‌شود مگر پس از ارتباط جینکس با یک کودک و پیدا کردن شأن تربیتی. درواقع جینکس پس از اینکه خودش مسئول حفاظت از دیگری می‌شود، از آن موجود وابسته به انسانی مستقل تبدیل می‌شود.
پس از مرگ سیلکو و آشنایی جینکس با یک بچه، جینکس را می‌بینیم که دیگر دیوانه‌بازی در نمی‌آورد. پس ظاهرا همین کودک باعث شده جینکس شخصیتش تعدیل شود.

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
جینکس با مواظبت از یک بچه به شخصیتی متعادل تبدیل می‌شود

اما در فصل دوم انیمیشن آرکین این رابطهٔ شبه مادری، تقویت نمی‌شود و ما برخلاف اینکه جینکسِ تبهکار را دقیقا شناختیم، جینکسِ مادر را آنچنان که باید نمی‌بینیم. به همین دلیل اثر که اینجا می‌توانست با شخصیت‌پردازی قوی از جینکس، جنبهٔ مثبت وجود او را تقویت کند و به مخاطب خط بدهد که با شأن مادری می‌توان از مشکلات فکری در امان ماند، جینکسِ متعادل را خیلی به تصویر نمی‌کشد. در تمام فصل دوم هم جینکس ارتباط صمیمی خاصی با دیگران پیدا نمی‌کند. حتی به وای هم به دلیل نجات وندر برمی‌گردد و دوباره با خواهرش رفیق می‌شود. این در حالی است که از چشم مردم شهر زیرزمینی، جینکس یک قهرمان انقلابی است.

اما او تا زمانی که مردم چنین حسی دارند مشغول به زندگی با آن کودک است و وقتی دوباره جنگ می‌شود، آن کودک هم می‌میرد! یعنی فیلمساز این کودک را ابزار خود کرده، تا بهانه‌ای پیدا کند که جنبش انقلابی زاون شدت نگیرد و جینکس نخواهد به آنان بپیوندد. اما وقتی اثر نیاز به جینکسِ جنگجو دارد که در مقابل لشکریان ویکتور بایستد، کودک هم می‌میرد و جینکس تبدیل به جنگجو می‌شود!
دفاع از کیان نظام سرمایه‌داری به حدی پیش می‌رود که فیلمساز حاضر است اینگونه با شخصیت‌های اثر بازی کند. در فصل دوم هم جینکس مثل وای تبدیل به شخصیتی جنگجو می‌شود و کنش ویژه‌ای از او نمی‌بینیم. اساسا فصل دوم، فصل ویکتور است. اما در پایان فصل دوم، جینکس باز هم با وای همراه نمی‌شود و ما دو خواهری که دوشادوش هم بجنگند، نمی‌بینیم.

به نظر می‌رسد فیلمساز از خانواده متنفر است و نمی‌خواهد حتی دو خواهر را نشان دهد که پشت به پشت هم هستند و حامی یکدیگر. در پایان هم سکانسی را می‌بینیم که کمی همین حس را تقویت می‌کند و جینکس و وای با هم هستند. اما با افتادن جینکس و ظاهرا کشته شدن او، اثر پایان می‌یابد. به صورت کلی به جای اینکه اثر رابطهٔ خواهری را بسازد، به انحرافات جنسی دامن می‌زند.
جینکس چهره‌ای هم در جهان موازی دارد که با اِکو مشغول به کار در یک مغازه است. در اثر گفته می‌شود که اگر هکس تک کشف نمی‌شد، اکو و جینکس هم به زندگی معمولی و جذاب خود مشغول بودند و پاودر، جینکس نمی‌شد.

این در حالی است که در ابتدای فصل اول و پیش از گسترش هکس تک، اوضاع شهر زیرزمینی خراب بود! اما اثر می‌خواهد همهٔ مشکلات را به گردن هکس تک و جادو بیاندازد و نقش مهم پیلتوور در نابودی شهر زیرزمینی را انکار کند.
مجموعا جینکس می‌توانست شخصیت خوبی برای مخاطبینی باشد که با او احساس هم‌ذات‌پنداری دارند. اما در پایان‌بندی احمقانهٔ اثر، چنین شخصیت جذابی کشته می‌شود. در حالی که وقتی این شخصیت جذاب و مبتلا به مشکل روحی، کم کم بهبود می‌یابد، بایستی برای مخاطبینی که با اثر جلو می‌آیند و درواقع هنردرمانی می‌کنند، الگویی جذاب و کارآمد نشان دهد که در پایان به خوشی و رستگاری می‌رسد. نه اینکه در سوراخی تاریک بیافتد و نابود شود!

متاسفانه سوگیری‌های سیاسی انیمیشن آرکین باعث شده است تنها فیگور انقلابی انیمیشن آرکین، به این شکل غیرمنطقی کشته شود تا در ذهن مخاطب کاشته شود که جینکس، ماندنی نیست. از آن طرف وایِ وطن‌فروش، جایش کنار ملکه است!

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
اولین ورود سیلکو با خون‌ریزی و قتل عام همراه است تا این شخصیت استقلال‌طلب را جانی جلوه دهد

۳. هایمردینگر و اِکو

هایمِردینگِر از شخصیت‌های جذاب و منطقی انیمیشن آرکین است که بی‌خود تلف می‌شود. استادی کهنسال و نخبه که تمدن‌های مختلفی را دیده بود. هایمردینگر از همان ابتدا نابودی پیلتوور توسط جادو را پیشبینی می‌کند. زیرا در گذشته دیده بوده که یک جادوگر تمدنی را نابود کرده است. در شورا هم تنها شخصیت عاقل که به دنبال منفعت شخصی خودش نیست، همین هایمردینگر است. اما این شخصیت مهم که می‌توانست داستان را پیش ببرد، از شورا کنار گذاشته می‌شود و جز در بعضی بحث‌های علمی مثل اختراع ماشین زمان در اواخر فصل دوم، هیچ کنش سیاسی ندارد!
با اینکه فلاسفهٔ الهی معتقد بودند جامعه باید توسط عالم‌ترین انسان هدایت شود، آرکین با حذف هایمردینگر از سیاست و در پایان هم با حذف او از اثر، نشان می‌دهد که دانش و دانشمند برای او ارزشی ندارد.

هایمردینگر پس از خروج از شورا، مثل یک دوره‌گرد به شکلی بی‌هدف در شهر زیرزمینی می‌گردد تا اینکه با اِکو آشنا می‌شود. این در حالی است که او مدیر آکادمی بود و طبیعتا بایستی به امور علمی در آکادمی بپردازد! اما فیلمساز ترجیح می‌دهد به شخصیتی حاشیه‌ای تبدیل شود. متاسفانه در پایان اثر هم هایمردینگر خودش را فدای اِکو می‌کند و دیگر در اثر نقشی ندارد!
برخلاف نگاه واقع‌گرایانه که جوانان نیاز به آموزگاری مجرّب دارند تا رشد کنند، در آرکین به شکل مبتذلی شخصیت‌های جوان محور قرار می‌گیرند و ریش سفیدی مثل هایمردینگر، به بدترین شکل ممکن از اثر حذف می‌شود.

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
پیش‌گویی های دقیق هایمردینگر که اگر به آن گوش می‌دادند، چنین فجایعی رخ نمی‌داد. اما جالب توجه است که خود اثر هم به هایمردینگر وفادار نمانده، این شخصیت مهم را به حاشیه می‌راند تا جا برای جوانان خام باز شود

اِکو شخصیتی زائد در انیمیشن آرکین است که اگر از اثر حذف می‌شد، تا قسمت آخر هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتاد. چرا اکو باید در یک درخت بزرگ زندگی کند؟ این درخت چه تاثیری در کل فیلم دارد؟ چرا گروهی که اکو تشکیل داده است و با اسکیت‌های پروازی حرکت می‌کنند، با جینکس می‌جنگند نه با پیلتوور که به قول هایمردینگر بانی اصلی مشکلات شهر زیرزمینی است؟! چرا هایمردینگر با چنین شخصیتی که هیچ نبوغ علمی ندارد، رفیق می‌شود؟

اگر او به جینکس که خودش اختراعاتی داشت نزدیک می‌شد، توجیهی داشت، اما اکو هیچ مهارت خاصی ندارد. در پایان هم هایمردینگر فدای چنین شخصیت بی‌خودی می‌شود. البته در قسمت پایانی انیمیشن آرکین می‌بینیم که قدرت سفر در زمان را پیدا کرده است. در یادداشت بعدی به بحث سفر در زمان خواهیم پرداخت، اما اینکه اکو در آب نمک بخوابد تا اینکه ناگهان در سکانس پایانی اثر استفاده شود، نشان دهندهٔ ضعف فیلمنامه است.

photo17711894703 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711890455 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
جملات اکو در مورد آزادی. این در حالی است که اکو با جینکس و شهر زیرزمینی می‌جنگد نه پیلتوور! معلوم نیست آزادی یعنی چه که دشمن اصلی اکو به جای سربازان پیلتوور، هموطنان خودش است

۴. مِل و اَمبِسا

مِل دختری مهاجر است که توانسته با فراستش به عضوی از شورای پیلتوور تبدیل شود. او شخصیتی جاه‌طلب دارد که جیس را هم کنترل می‌کند. اما در دوگانهٔ جنگ یا صلح با شهر زیرزمینی، برخلاف مادرش که همه چیز را فدای قدرت کرده است، به دنبال درگیری و جنگ نیست. اَمبِسا برعکس مل، زنی بی‌حیا است که برای نابودی دشمنانش هر کاری می‌کند. اساسا سفر او از ناکسِس به پیلتوور هم برای این بوده که هکس تک را بدست آورد و با آن دشمنانش را نابود کند. باز هم زنی مدیر را می‌بینیم با بازوان کلفت به سبک ماچو های امریکایی که بیش و پیش از مردان مشغول به جنگ می‌شود.

امبسا حتی می‌خواهد از دخترش هم سوء استفاده کند. در پایان انیمیشن آرکین می‌فهمیم که مل جادوگر بوده و امبسا به دنبال فعال کردن قدرت جادوگری در مل بوده است تا از او به عنوان ابزار جنگ استفاده کند. در پایان سریال در مبارزهٔ بین مادر و دختر، مل امبسا را نمی‌کشد و این نشان می‌دهد که حداقل احترام بین خانواده در آرکین رعایت می‌شود. این در حالی است که یک دختر در فیلمی جشنواره‌ای، به صورت پدرش سیلی می‌زند و فیلمساز هم با دختر همراه است! اما هر چند در آرکین خانواده وجود ندارد، به هر حال ابتدائیات ادب رعایت می‌شود.

اینکه مل جادوگر بود در یادداشت بعدی مفصل باز می‌شود که اساسا کارکرد جادو در اثر چیست. اما مجموعا مل و مادرش شخصیتی جالب توجه هستند که یکی نماد همان زن مرد شده و دیگری زنی با فراست است که می‌تواند شخصیت مورد توجهی باشد. به نظر می‌رسد مل تبدیل به جادوگر شد تا در سریال‌های بعدی مبتنی بر جهان بازی لیگ آف لجندز، نقش خاصی ایفا کند.

photo17711918219 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711920130 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
امبسا، شخصیتی استیلاجو و جنگ‌طلب

۵. جیس

جِیس از ابتدای انیمیشن آرکین شخصیت مهمی دارد. هم نابغه است، هم خوش قیافه و خوش تیپ است و هم می‌تواند خوب سخنرانی کند. همین هم باعث می‌شود به شورا ورود کند و کم کم به مهم‌ترین شخصیت شورا تبدیل شود. البته دیگران مسیر زندگی او را تغییر می‌دهند. ابتدا مل است که با جهت دادن به مسیر سیاسی جیس، به او یاد می‌دهد که برای ماندن در قدرت بایستی به سرمایه‌دارها برسد و به آن‌ها باج بدهد. وایولت هم در برخورد با جیس، او را تبدیل به جنگجو می‌کند که در مقابل شهر زیرزمینی، چکش بزرگش را در دست بگیرد.
جیس شخصیتی منطقی دارد که بعدا با حضور در جهان موازی، به کلی تغییر می‌کند. برخلاف هایمردینگر و اکو، جیس به جهانی موازی می‌رود که به شکلی تاریک ترسیم شده است. در این جهان موازی همه چیز نابود شده است.

جیس پس از سیر و سفر در این جهان موازی، به قله می‌رسد و در آنجا با شخصی ملاقات می‌کند که بعدا می‌فهمیم همان ویکتور در جهان موازی است. این نسخه از ویکتور به جیس می‌گوید که باید ویکتورِ درون جهان جیس، نابود شود و جیس هم به دنبال حرف این شخص، پس از بازگشت به جهان خودش، می‌خواهد ویکتور را بکشد.
البته ما هیچ توجیه و دلیلی از جیس نمی‌شنویم و جیس هم ویکتور را می‌کشد. این در حالی است که ویکتور در حال شفا دادن دیگران است و به هیچ وجه به دنبال نابود کردن جهان نبوده است!
درواقع جیس با کشتن ویکتور بیشتر کار را خراب می‌کند که در مقاله بعدی به آن خواهیم پرداخت.
به صورت کلی جیس شخصیتی منفعل دارد که دیگران باید به او جهت دهند. مل، وایولت و ویکتورِ جهان موازی، همگی می‌توانند از جیس برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند.

در پایان انیمیشن آرکین هم جیس به آسمان‌های ویکتور وارد شده، به ویکتور گوشزد می‌کند که زندگی هدف خاصی ندارد و بحث‌هایی را مطرح می‌کند که در مقالهٔ بعدی باید باز شود. اما اینکه جیس که خودش شخصیتی سودجو است و برای در قدرت ماندن حاضر است با سیاستمداران تبانی کند، دم از بی‌هدفی زندگی بزند حقیقتا بی‌معنی است. اگر تکامل با شکوه ویکتور نباید هدف زندگی باشد، پس چرا جیس جوش هکس‌تک را می‌زد و دائم به دنبال رشد این تکنولوژی-جادو بود؟ اثر می‌خواهد با ترویج نگاه پوچ‌گرایی فلسفی، زندگی با رفاه در این جهان مادی را هدف زندگی انسان ترسیم کند.
به هر حال جیس مردی خوش فکر است که به دلیل سستی اراده‌اش، توسط افراد دیگر کنترل می‌شود.

photo17711936100 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711930068 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
جیس می‌گوید مجبور است ویکتور را بکشد اما همین کار او باعث نابودی بیشتر جهان می‌شود! مشخص نیست که چرا جیس بعدا از این کارش پشیمان نمی‌شود و باز هم مقصر را ویکتور می‌داند

۶. ویکتور

به نظر نگارنده پس از هایمردینگر، منطقی‌ترین شخصیت انیمیشن آرکین، ویکتور است. ویکتور از کودکی با نقص بدنیا آمد و یک پایش می‌لنگید. اما علی‌رغم نقص ظاهری، با نبوغ و پشت کاری که داشت به جیس کمک کرد تا هکس تک را با هم کشف و اختراع کنند. ویکتور اما راضی نشده، به دنبال کمالی بیشتر بتواند که بتواند بدن خودش را هم شفا دهد. به همین دلیل با هِکس کُر ارتباط می‌گیرد و کم کم در سیر داستان، با هِکس کُر یکی می‌شود. البته در این مسیر به صورت اتفاقی و ناخواسته، همکارش را هم قربانی می‌کند که ذات هکس تک را نشان می‌دهد. هکس کُر بدون قربانی انسانی و دادن خون، چیزی را به انسان نخواهد داد.

ویکتور پس از یکی شدن با هکس کُر، بدنی آهنین پیدا می‌کند و با قدرت شگرفی که دارد، همچون انبیاء، ردایی بر روی بدنش می‌اندازد و به نزد مردم می‌رود.

photo17711934365 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711932540 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
ویکتور به دنبال تکامل با شکوه است و حاضر نیست مردم را قربانی خودش بکند. اما با کشته شدن توسط جیس به کلی نگاهش تغییر می‌کند

حتی انیمیشن  آرکین پایش را جلوتر گذاشته، ویژگی‌های مسیح علیه السلام را به او نسبت می‌دهد. ویکتور به سراغ درماندگان و بیماران و معتادان رفته، آن‌ها را شفا می‌دهد. سپس مرکزی چشم‌گیر تاسیس می‌کند که خودش و همراهانش، کاری جز خدمت به دیگران ندارند. محیطی جذاب و گیرا که می‌تواند نمونه‌ای از آرمان‌شهر دینی باشد.

ناگهان جیس از آن سفر عجیب و غریبش به جهان موازی باز می‌گردد و ویکتور را می‌کشد! تا پایان اثر هم مشخص نمی‌شود که چرا جیس ویکتور را به قتل می‌رساند؟ طبیعتا هر عاقلی به جای جیس می‌بود، ابتدا رفتارهای رفیق قدیمی‌اش را بررسی می‌کرد و اگر رگه‌های خطرناکی می‌دید، او را می‌کشت. اما چون اثر نمی‌خواهد آرمانشهر الهی را تبلیغ کند، ویکتور را این‌گونه می‌کشد و سپس از ویکتور که ویژگی‌های شبه مسیح داشت، هیولایی می‌سازد که می‌خواهد همه را به نابودی بکشاند!

هدف ویکتور این بود که مردم را به تکاملِ با شکوه رسانده، خوشبختی را به آن‌ها هدیه دهد. همین کار را هم می‌کند و در شهری که می‌سازد، صلح و سلامتی و آبادی را شاهد هستیم. اما جیس ناگهان وارد می‌شود و همه چیز را به هم می‌ریزد تا داستان جوری پیش برود که فیلمساز می‌خواهد.
در پایان هم ویکتور که حالا به جای منجی، تبدیل به شخصیتی شیطانی شده است، تصمیم می‌گیرد همهٔ انسان‌ها را به بردگی بکشاند. جیس وارد ماجرا می‌شود و با چند جملهٔ نیهیلیستی و پوچ‌گرا، ویکتور را منصرف می‌کند و با هم غیب می‌شوند.

درواقع اثر با شخصیت‌پردازی ویکتور به این شکل که ابتدا یک منجی جذاب است و بعد تبدیل به شیطان می‌شود، نشان می‌دهد که رسیدن به تکامل ماورائی امری مذموم است و مردم باید به همین زندگی پیش پا افتادهٔ دنیوی خود را خلاصه کنند! منجی الهی هم در اثر تخریب می‌شود تا منجی‌گرایی دینی تخطئه شده، انسان‌ها دیگر منتظر منجی الهی که عدالت را برای آنان به ارمغان می‌آورد، نباشند.

photo17711953857 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711956318 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
ویکتور شعار های عدالت‌خواهانه می‌دهد که مطلوب مردم هم است، اما در عمل مردم را به بردگی روحی می‌کشاند. اثر با دقت تمام شعارهای منجی الهی را در دهان یک انسان شیطانی و ضد انسان گذاشته است. هاله قدسی ویکتور دور سرش قابل توجه است و به همین مساله اشاره دارد

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:

شخصیت‌های اصلی در انیمیشن آرکین حالات گوناگونی دارند.
آن افرادی که به دنبال انقلاب، رسیدن به یک هدف عالی و تحول هستند (وای، جینکس، سیلکو و ویکتور) یا کلا تغییر پیدا می‌کنند و به جبههٔ سرمایه‌داری می‌پیوندند (وای) یا کشته می‌شوند (سیلکو و جینکس) یا تبدیل به موجودی ضد انسانی می‌شوند تا ما از او بیزار شویم (ویکتور) که نشان می‌دهد اثر با هر نوع تحول بنیادین چه در حیطهٔ سیاسی و چه در حیطهٔ فلسفی، مخالف است.

از آن طرف شخصیت‌های اصلی که مدافع وضع موجود و نظام سرمایه‌داری هستند و ایدئولوژی مدرن را تبلیغ می‌کنند (وای، کیت و جیس) تا آخر اثر زنده می‌مانند و حتی در رأس قدرت قرار می‌گیرند. درواقع نگاه فلسفیِ ماده‌گرا، نگاه سیاسی سرمایه‌داری و سبک زندگی شیطانی متمرکز بر فساد جنسی و همجنس‌گرایی، در شخصیت‌ها به شکل دقیقی گنجانده شده است و داستان هم طوری پیش می‌رود که نتیجه به نفع همین اشخاص تمام شود.

یکی از مباحث مهم بصری اثر، نوع پوشش افراد است. زنان در آرکین به صورت نیمه برهنه ترسیم می‌شوند اما مردان، پوشیده و موقّر هستند. استفادهٔ ابزاری از زن برای جذب مخاطب، علاوه بر بازاریابی و فروش بیشتر اثر، به برهنگی در جوامع دامن می‌زند.
در آرکین خبری از خانواده نیست و تمام انسان‌ها به افراطی‌ترین شکل ممکن، تنها و فردگرایانه ترسیم می‌شوند. اگر هم کسی بخواهد رشد کند، نه با تشکیل خانواده که با پناه بردن به جادو یا ایجاد روابط نامشروع می‌تواند به آرامش روحی دست یابد.

این در حالی است که در جوامع غربی هم هنوز افراد زیادی هستند که مخالف روابط خارج از چارچوب بوده و منتقد این افسارگسیختگی جنسی هستند که می‌بینیم. اما آرکین در افراطی‌ترین شکل ممکن، به این هنجارشکنی در قالب پوشش، رفتارهای پرخطر جنسی، اعمال خشونت علیه دیگران و خلاصه رفتارهای نامطلوب و حتی غیرقانونی، دامن می‌زند.

photo17711923877 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711945162 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711946855 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711943869 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711948440 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711950255 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها

photo17711952074 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
نگاه منفی ویکتور به ذات انسانی که در اثر تأیید می‌شود. این دید منفی به انسان هدفی جز تخدیر مردم ندارد. زیرا عده‌ای دزد و تبهکار در دنیای سیاست غرب قدرت را برعهده دارند و با فرافکنی صفات منفی خود به تمام انسان‌ها، می‌خواهند جنایات خودشان را توجیه کنند. این در حالی است که اگر جیس ویکتور را نمی‌کشت، جهانی مملو از زیبایی و آرامش حاکم می‌شد ولی اثر دوست ندارد چنین منجی الهی را نشان دهد و مردم را به آمدن شخصی بزرگوار همچون مسیح علیه السلام، امیدوار سازد

از حیث فکری هم تمام شخصیت‌های اصلی سکولار هستند و به خدا یا یک دین الهی، اعتقاد ندارند. کوسوی ماورائی هم که ویکتور نشان می‌دهد، به فضایی شیطانی تبدیل شده، اساسا هر نوع کمال‌گرایی و امید به لذت‌های معنوی را در انسان می‌کشد. البته آرکین از آن طرف دائم نشان می‌دهد که جینکس و دیگران با مصرف شیمِر (نوعی مواد مخدر) قدرت می‌گیرند و چشمشان بنفش می‌شود! ترویج مصرف مواد در سکانس‌های زیادی وجود دارد که مکمّل ناهنجاری‌های جنسی و رفتارهای خشونت‌آمیز در اثر است.
منجی‌گرایی هم در اثر مورد نقد قرار می‌گیرد. ویکتور با شباهت زیادی که با مسیح علیه السلام دارد (شفا دادن، رسیدن به فقرا و درماندگان، هدفش نجات دادن مردم است و پس از کشته شدن دوباره زنده می‌شود که اشاره به باور مسیحیان در مورد عیسی علیه السلام دارد) تبدیل به یک شیطان می‌شود و این یعنی ای مردم، منتظر منجی نباشید که اگر بیاید بیشتر نابودتان می‌کند!

photo17711927414 نقد و بررسی انیمیشن آرکین (Arcane)؛ از پاودر تا جینکس، روان‌شناسی شخصیت‌ها
ویکتور در میان هوادارانش با عصای پیامبری و دستی که شفا می‌دهد. اثر به خوبی توانسته منجی‌گرایی دینی را بزند و مفهوم انتظار منجی را که در ادیان الهی وجود دارد، به شکلی مشمئز کننده و منفی جلوه دهد

با این دست و پا زدن هالیوود مشخص می‌شود که منجی‌گرایی دینی در جهان رو به رشد بوده و هالیوود سعی دارد با ساختن چنین آثاری، ذهن مردم را نسبت به ظهور و انتظار منجی، مسموم کند.
در قسمت بعدی و پایانی نقد انیمیشن آرکین، به نقد و بررسی مضامین فلسفی انیمیشن آرکین خواهیم پرداخت.

نوشته های مشابه

‫30 دیدگاه ها

  1. عرفان جان بلاخره ما نفهمیدم،مدیریت کشور و سیاست بازی یه کار مردونه است یا زنانی در جمهوری اسلامی با حفظ زنانگی(!) به عالی ترین سطوح اداره کشور مشغولند.(حالا کی منظورت هست برادر)
    بد نیست توضیح بدی که زنانه کشور رو اداره کردن یعنی چی(😂)
    اون دیوار سخت و محکمی که تصور می‌کنید بین شخصیت مردانه و زنانه وجود نداره همونطور که لطافت و مهربونی یک مرد رو از مرد بودن ساقط نمیکنه ،رفتار خشن هم یک زن رو به مرد تبدیل نمیکنه ،اینا بسته به تجربیات آدم داره نه فطرت،ولی از اونجا که باید حرف های اسلام تمام کمال همیشه درست باشه ،نمیخواید بپذیرید.
    من قبول دارم که تو جنگاوری زنان اغراق شده بود و حال آدمو بهم میزد، ولی همیشه استثنا وجود داشته،اشتباه اثر این بود که استثنائات رو از اصل پر رنگ تر کرده بود.

    1. مدیریت ذاتا کار مردونه‌ست، اما به اقتصائات زمونه‌ی ما زنان مدیرمون هم تا عالی‌ترین سطوح مثل وزارت رسیدن. شما اطلاع ندارین وزیر راه همین دولت یک خانومه؟ عجیبه
      بحث شخصیت مردونه و زنونه رو باید مفصل در روان‌شناسی بحث کنیم؛ اما در بسیاری از رویکردهای روان‌شناختی غرب هم کاملا جنس زنانه با مردانه تفاوت‌های اساسی داره. بله در گفتمان ال‌جی‌بی‌تی‌کیو برای تطهیر همجنس‌بازی می‌خوان بگن زن و مرد با هم تفاوتی ندارن. آرکین هم دقیقا در همین فضاست. اما این یه بحث روان‌شناختی نیست، بلکه به خاطر اهداف سیاسی می‌خوان سبک زندگی مردم رو به سمت کثافت‌کاری جنسی ببرن. حتی یه عده مدعی شدن که ما ژن همجنس‌بازی داریم ( پس فردا به ژن بچه‌بازی و تجاوز و قتل و اینام می‌رسن) که خود پژوهش‌گران غربی ردش کردن:
      https://www.scientificamerican.com/article/massive-study-finds-no-single-genetic-cause-of-same-sex-sexual-behavior/
      خلاصه که این بحثی که شما اشاره کردی که «بین جنس زن و مرد دیوار محکمی وجود نداره» تحت تاثیر همین فیلم و سریالاست و با واقعیت ماجرا متفاوته.
      بله ما محتوای تئوریک رو از اسلام و وحی می‌گیریم، اگر کسی اسلام رو قبول نداشته باشه راستش اینجا بحث نمی‌شه کرد چون جای بحث از مبانی نیست. اما ما هم مثل هر کس دیگه‌ای مبنای تئوریک داریم و البته در بحثای مفصل فلسفی هم اثبات کردیم که مبنامون صحیحه یا نه. اگر سوالی بود به ادمین پیام بدین تا در این موردم بیشتر توضیحات رو عرض کنم.

      1. که اینطور، پس میگی در اصل ۱۱۵ قانون اساسی (که باید از هر چیزی به حق و حقیقیت نزدیک تر باشه) به صورت ضمنی اجازه دادن مدیریت به کسایی داده بشه که توان مدیریت ندارند فقط چون دهن مردم را ببنده؟ البته جایی تعجبم نداره.
        نمیفهمم چطور ال جی بی تی رو به تفاوت روانشناختی شخصیتی ربط میدی بعد خودت جواب شو میدی و بعد از یک مقاله درباره نقد همجنسگراییه به این میرسی که به صورت بنیادین بین شخصیت زن و مرد تفاوته ، مبارزه برای حقوق زنان و برابری جنسی تاریخچه خیلی قدیمی تر از این حرفا داره (کار به خوب یا بدش ندارم) و ال جی بی تی هم از مبانی اون استنتاج میکنه ولی دست سازه ال جی بی تی نیست. نظرت چیه اثبات تفاوت رفتار زنان و مرد رو از تفاوت مدیریت جامعه تئوریزه کنی ،اینکه چطور میشه جامعه ای رو زنانه؟! مدیریت کرد.
        درباره مبانی هم باید بگم بله ،سر بنیان فکری که بی دلیل پذیرفته شده نمیشه بحث کرد.
        و در آخر جناب عالی به من گفتید که تحت تاثیرم و اینا، اوکی من رو رسانه جادو کرده ولی انگشت اتهام رو به سمت خود هم بگیر چون فکر نکنم بتونی خارج از اتمسفر ایدئولوژیک خودت فکر کنی‌.

        1. بنده به عنوان یک رهگذر به شما میگم که اولا شما یکسری تصورات شدیدا آرمانی و فانتزی از برابری دارید که تفاوت ها رو نمی تونید بپذیرید و ثانیا صرفا یکسری شعار و کلمه و جمله رو بلد هستید در بین مردم با درک و تجربه نبودید تا دریابید که بین دو جنس تفاوت های فیزیکی و روانی خاصی وجود داره و اگر جامعه ما مثل جوامع غربی به سمت کارگر ساختن از زن و تنزل از مقام مادری به کارگری رفته همین دلیل تناقضاتیه که بعضا در جامعه اسلامی ما وجود داره ولی با این وجود زنانی هم هستن که هم به وظیفه طبیعی خود می پردازه هم به اقتضا زمانه به کار می پردازه که میتونه خستگی کمرشکنی رو بر روح ظریف و لطیف زن قرار بده ولی شما یکسری غدبازی هایی و قدرت طلبی هایی در ذهن دارید که نمی خواهید آرامش و وقار زنانه رو بفهمید و تهش از قانون اساسی تفسیری من درآوردی صادر می کنید به جای توهمات آرمانی به سراغ واقعیت های تاریخی و فرهنگی قدم بگذارید

        2. علیرضا جان، اولا سلام!🖐
          این متن جواب شماست ولی نمیتونستم متن خودتو ریپلای بزنم ،بخونش.
          این از من داشت باش که بدترین روش بحث منطقی روشی که جنابتون دست گرفتید،اگر من خط فکریم مشکلی داره باید خط فکریم رو نقد کنی نه اینکه به خودم حمله کنی و بهم برچسب بزنی.
          از تنزل مقام زن از مادری به کارگری گفتی،برای حل این مسئله باید اقتصاد عادلانه تر ساخته بشه نه حق فعالیت اقتصادی از زن گرفته بشه ،مطمئن باش هیچ زنی انتخاب نکرده کارگر بشه.
          مادر بودن بخشی از زن بودنه نه همش ، چرا تصورتون اینکه یک زن صرفا برای مادری آفریده شده و هیچ علاقه و استعداد دیگه ای نداره؟ یک جامعه عادلانه مسیر رشد رو برای هم افراد فراهم میکنه.
          درباره شخصیت باید بگم ببین اونقدری که تفاوت درون یک جامعه جنسیتی وجود داره بین دو جنس وجود نداره.یعنی فرض کن اگر یک اتاق وجود داشته باشه پر از مرد و اتاق بغل پر از زن ،اینقدری که درهر اتاق بین افراد یک جنس تفاوت هست در مجموع بین دو جنس تفاوت نیست.
          این دیدی که شما داری اسمش کلیشه است مشابه این کلیشه تو مردا هم هست مثلا مرد گریه نمیکنه یا باید خیلی قوی و خشن باشه.

        3. در پاسخ به فرمایش دوستمون رهگذر همیشگی که در ۶:۰۴ ثبت شده
          در مورد مبانی شما فکر می‌کنین من بی‌دلیل پذیرفتم، در حالی‌که عرض کردم مباحث فلسفی و ریشه‌های تفکری من که نمی‌تونه تو یه مقاله همه‌ش بیاد. سوالی داشتین امر بفرمایید در شبکه‌های مجازی هستم در خدمتت که بحث مفصل کنیم. اینجا جای بحث روی مبانی که نیست.
          در مورد تفاوت مرد و زن هم عرض کردم ال‌جی‌بی‌تی مبانیش مورد خدشه‌ست حتی در خود روان‌شناسی غربی. پس من خودم مبنایی دارم اولا، ثانیا مبنای اونا هم بین خودشون اختلافیه.
          بله جا داره در مورد سیاست احساس‌زده و هیجانی (که معمولا بهش می‌گن سیاست زنانه و فمینین ) بحث کنیم، که چون بحث مفصلیه می‌تونیم در فضای مجازی بحث کنیم با هم. پس دعوای شما روی یک بحث خرد نیست دقت بفرمایید، دعوای شما پارادایمیه و با بحث کوتاه توی کامنتا حل نمی‌شه

      2. ۱- مشکل خط فکری همه از خودشون نشات میگیره نه برعکس پس ببخشید که صریح و روراست حرف می زنم

        ۲- فعالیت اقتصادی اگر از حدی بگذره همون کارگریه فرقی نمیکنه
        در ضمن فعالیت اقتصادی یه مسئولیت کمرشکنه نه حق مثبت

        ۳- مادرانگی مهم ترین جنبه از زنه که خودش شاخه ها و ریشه های مختلفی در زندگی پیدا میکنه حتی قبل از مادر شدن

        ۴- شما خواسته یا ناخواسته برده سیستم کارگری و سرمایه داری هستید که انسان را به موفقیت در مادیات می سنجه و برای جنبه های روحی زن و حتی خیلی وقت ها مرد ارزشی قائل نیست

        ۵- مرد و زن هر دو احساس دارن اما مرد توداره و آن را بروز نمیده و این براش در محل کار خوبه اما برای زن بروز احساسات و فعالیت عاطفی خوبه که با سختی و مصائب کار در تضاده به جای لفظ برابری به دنبال عدالتی باشید که تفاوت ها رو بفهمه

        ۶- در آخر هم میگم شما احتمالا یک دختر کم سن و سال هستید که هنوز فانتزی های خام در مورد انسان ها دارید و با واقعیات انسان مواجه نبودید

        1. سلام علیرضای عزیز، روز خوبی داشته باشی.
          در مورد ۵ که فرمودید : «مرد توداره و آن را بروز نمیده و این براش در محل کار خوبه اما برای زن بروز احساسات و فعالیت عاطفی خوبه که با سختی و مصائب کار در تضاده» ممنونتون میشم که منبع و استدلال این حرفتون رو ذکر کنید.
          در مورد مورد ۳ هم که فرمودید : «مادرانگی مهم ترین جنبه از زنه که خودش شاخه ها و ریشه های مختلفی
          در زندگی پیدا میکنه حتی قبل از مادر شدن» ممنون میشم استدلال و منبع این حرفتون رو ذکر کنید و بگید که چرا این مورد در مورد مرد ها و پدرانگی صدق نمیکنه.
          در مورد ۲ فرمودید :«در ضمن فعالیت اقتصادی یه مسئولیت کمرشکنه نه حق مثبت» ممنون اگه در منبع و استدلال این حرفتون رو هم بگید

        2. منابع این موضوعات تجربه و درک شهودی و فرهنگیه نه استدلالات خشک علمی که بیام صغرا کبرا بچینم و نتیجه بگیرم کسی مثل شما که بنده جملات قلمبه سلمبه و خشک منطقیه نه تجارب و اندیشه های سنت ها این چیز ها رو متوجه نمیشه اگر اسلام و فرهنگ ایرانی رو قبول داری برو تحقیق کن و دریاب که چرا مثلا بر مرد کار و نفقه واجبه اما بر زن نه و اتفاقا خیلی هم هوای زن ها رو داره اما شما فقط یه منطق خشک و سطحی رو بنده اید که در عمل پیرو فانتزی های غربی سیستم سرمایه داریه بنابراین بحث کردن با شما نتیجه ای نداره و شما درکی از زیست ایرانی اسلامی ندارید

        3. خوب همون تجربه ها رو لطفا بیان کنید که بدونیم از کدوم تجربه ها به این نتایج رسیدید.
          من شخص “همون رهگذر” نیستم و صرفا از شما سوال پرسیدم. شما با چه استدلالی میگید که تجربیات و استدلال های نگفته شما رو نمیفهمم؟
          در مورد جمله :” اگر اسلام و فرهنگ ایرانی رو قبول داری برو تحقیق کن ” هم باید بگم که شما حرفی که زدید رو باید درموردش تحقیق کنید و دلایل اون حرفتون رو بگید. من کلا در این بحث حرفی نزدم و اگر هم بخوام تحقیق کنم باید منابع حرف شما رو بدونم که درمورد اون منابع بیشتر تحقیق کنم و استدلال هاتون رو بشنوم که استدلال هاتون رو بتونم نقد کنم.
          در مورد جمله : “شما فقط یه منطق خشک و سطحی رو بنده اید” نیاز هست بگم که شما از کجا به این نتیجه رسیدید که من همچین ویژگی دارم؟ از صرفا سوال پرسیدن من در مورد استدلال ها و منابع حرف هاتون به این نتیجه رسیدید؟
          در مورد جمله : “شما درکی از زیست ایرانی اسلامی ندارید” هم نیاز هست بگم که شما این رو با چه استدلالی بهش رسیدید؟ (که من تجربه زیست ایرانی اسلامی ندارم)

        4. متاسفانه بحث کردن با شما که صرفا دنبال استدلالید و جان مایه صحبت من رو نمی فهمید فایده ای نداره شما اگه اسلام و فرهنگ ایرانی قبول داشته باشید و بهش عشق بورزید می فهمید هر چیز که در نحله های فرهنگی ضد آن در سرمایه داری و اومانیسم مطرح میشه اشتباهه فمینیسم و سرمایه داری جدید دنبال مرد ساختن از زنه دنبال سپردن کلی کار و مشقت به زنه که وقت نکنه به زنانگی خودش برسه یا اگه زنانگی باشه به مادی ترین و پست ترین شکل باشه ما که مادر هامون و دخترهامون رو دوست داریم و اونها رو غنچه های زندگی مون می بینیم نمی خوایم درگیر کلی کار و زحمت مدرنیته بکنیم که فقط آدم رو از خدا و فرهنگ اش دور میکنه ما خودمون هم خیلی وقت ها از این زندگی خسته می شیم چه برسه به زنامون ما به سبب تقلید از غرب و جهل و خامی خودمون همینطوری کلی نقص داریم حالا باید زن ها رو هم بیاریم تو این کار وقتی پیامبر به حضرت علی و حضرت فاطمه فرمودن حضرت علی بهتره به کار در بیرون از خانه بپردازن و حضرت فاطمه به کار در خانه یعنی چی ؟ بله کمی کار های خارج از منزل هم مشکل نداره برای زن ولی زیادش دقیقا از حدی که پیامبر برای حضرت فاطمه مشخص کرد دور میشه و زن باید کلی پدرش دربیاد تا تازه اندازه مرد کار کنه و بهش حقوق کمتری بدن حالا اگه حقوق بیشتر هم بشه باز اصل مسئله تغییر نمیکنه ولی دقیقا مشکل شما اینه که فقط استدلال خشک رو متوجه می شید و تفکرات غربی تو وجودتون رخنه کرده نمی آیید از نظر معرفتی و احساسی و فرهنگی به جمله نگاه کنید صرفا مثل یک ربات که البته مایل به دیگران و اجانب و غریبان است رفتار می کنید حالم رو افراد خشک صرفا منطق طلب و کتابی بهم می زنن

        5. نیاز هست نظر شما رو در چند قسمت جواب بدم:
          مورد اول. اینکه شما گفتید : “بحث کردن با شما که صرفا دنبال استدلالید و جان مایه صحبت من رو نمی فهمید فایده ای نداره”، در این مورد شاید مشکل از خود شما باشه که نمیتونید جان مایه صحبت هاتون رو منتقل کنید و شاید باید در کنار جان مایه صحبتتون یه استدلالی هم بیارید که لااقل خودتون بر چه اساس این چیزا رو بهش ایمان دارید. تا الان دو نفر از شما ایراد گرفتن، شاید مشکل از خودتون هست نه بقیه.

          مورد دوم. شما فرمودید که :”دنبال مرد ساختن از زنه دنبال سپردن کلی کار و مشقت به زنه که وقت نکنه به زنانگی خودش برسه یا اگه زنانگی باشه”، در این مورد خب همین چیز هایی که گفتید درباره مرد ها و مسئولیت های اونها به عنوان فرزند و حتی مسئولیت های اون ها به عنوان همسر و حتی پدر هم صدق میکنه و فقط مربوط به زنان نیست. ایده آل یک جامعه هست که چه مرد و چه زن همش درگیر کار نباشن و به جنبه های مهمتر زندگی هم بتونن فکر کنن.

          مورد سوم. شما فرمودید که : “وقتی پیامبر به حضرت علی و حضرت فاطمه فرمودن حضرت علی بهتره به کار در بیرون از خانه بپردازن و حضرت فاطمه به کار در خانه یعنی چی ؟”، ممنونتون میشم منبع این حرف رو ذکر کنید که کجا گفته شده؟ و اینکه خودتون بگید “یعنی چه”؟ و آیا این حرف وحی و امر مطلق هست و قابل انجام برای تمام سال ها هست یا اینکه صرفا مربوط به همون زمان و با توجه به اون دوران بوده؟

          مورد چهارم : شما در ادامه جمله بالایی گفتید که : “بله کمی کار های خارج از منزل هم مشکل نداره برای زن ولی زیادش دقیقا از حدی که پیامبر برای حضرت فاطمه مشخص کرد دور میشه” ، اینکه “کمی” رو شما با چه معیار هایی تعیین میکنید؟ و اون حدی که به فرض صحت خود جمله، محمد پیامبر گفته چی و چقدر بوده؟

          مورد پنجم: در مورد این جمله تون که فرمودید : “دقیقا مشکل شما اینه که فقط استدلال خشک رو متوجه می شید” قبلا یکبار هم این رو تکرار کرده بودید و من هم بهتون گفته بودم که با چه منظقی همچین حرفی رو میزنید منتهی بجای پاسخ باز همین رو تکرار کردید. در ضمن ممنون میشم منظورتون از “استدلال های خشک” رو بفرمایید. چون از نظر من ایمان و اعتقاد بدون استدلال، غیر قابل دفاع در مقابل دیگران هست. اگر کسی استدلال از شما میخواد به این معنی نیست که براش اثبات کنید و اون رو به اطمینان و یقیین برسونید، بلکه صرفا قراره که بگید بر چه اساسی همچین عقاید و ایمانی به یک موضوع دارید. (شاید اصلا عقاید غلطی داشته باشید و برای همون هم یه سری استدلال ها داشته باشید)

          مورد ششم: شما فرمودید که : “تفکرات غربی تو وجودتون رخنه کرده نمی آیید از نظر معرفتی و احساسی و فرهنگی به جمله نگاه کنید” ، لطفا بفرمایید که از کجا به این نتیجه رسیدید که تفکرات غربی در من رخته کرده؟ و چرا فکر میکنید که استدلال های حسی و معرفتی و فرهنگی شما برام قابل درک نیست؟ در حالی که تا قبل از این پیامتون حتی همون استدلال های حسی و اعتقادی خودتون رو بیان نمیکردید چون که فکر میکنید که اگه بگید من نمیفهمم.

          مورد هفتم: شما فرمودید که “حالم رو افراد خشک صرفا منطق طلب و کتابی بهم می زنن” ، در این مورد هم بگم که هیچ اجباری به گفتگو با من نیست و شما رو زور نکردن. اگه صرفا دنبال این هستید که صرفا یه حرفی زده باشید و به بقیه بگید “نفهم” که دیگه بحثی برای ادامه دادن نمیمونه، اما اگه دنبال ارزش افزوده هستید و فکر میکنید که درست فکر میکنید، لطفا این جملات رو تکرار نکنید؛ چون مستیقیم و غیر مستقیم دارید به طرف مقابل توهین میکنید و گفتگو از مسیر درستش خارج میشه و ادامه گفتگو، توهین به طرف مقابل هست. در همون قرآن هم که احتمالا بهش ایمان دارید اومده که محمد پیامبر به لطف نرم خویی ش بوده که بقیه باهاش هم صحبت میشدن و گرنه همه ازش فاصله میگرفتن.

        6. حدیثی که ذکر شد از روایت مشهور پیامبر اکرم در مورد ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه است که صحبت های پیامبر اکرم در این موارد مشخصه مطلق و کلی بوده است و چیزی که مشخص کنه نسبی یا محدود به اون زمانه است وجود نداره و همواره به عنوان یه حکم برای زنان و شوهران استفاده شده شما اگر به جای استدلال ورزی به سیره پیامبر و مومنین توجه کنید به سیره اسلامی بپردازید خود به خود متوجه حقایقی می شوید اما شما به اشتباه ایمان و تقوا الهی رو در حد استدلال و عقل تحلیلی تنزل می دهید بنده به استدلالات اعتقادی ندارم برای من جان مایه جمله و معنای معنوی و مذهبی آن مهم است که با عشق و شهود بدست می آید نه عقل به قول معروف :
          عقل در پیچاک اسباب و علل
          عشق چوگان باز میدان عمل
          یا
          پای استدلالیون چوبین بود
          پای چوبین سخت بی تمکین بود

          در آخر هم با وجود اینکه من امیدی به رحمت استدلالیون مسلمان نمایی چون شما ندارم که قبلا هم تفکرات ضد حکومتی و اسلامی از خود بروز دادید اما این لینک رو قرار می دهم
          https://fa.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_(%D9%81%D9%82%D9%87)

        7. در مورد لینک بالا ذکر می شود که ممکنه ننوشته باشه کار خارج از خانه بر زن واجب نیست و اگر زن می خواهد به کار بپردازد نباید با زنانگی و مادرانگی اش و اشتغال به امور منزل منافاتی داشته باشد این موارد قبلا در منابع شیعه ذکر شده

        8. مورد اول : در مورد این جمله :(حدیثی که ذکر شد از روایت مشهور پیامبر اکرم در مورد ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه است)، ممنون میشم همون منبعی که این روایت مشهور در اون ذکر شده رو دقیق بگید تا هم درمورد خود حدیث و درمورد منبع نقل کننده اون بیشتر تحقیق کنیم.

          مورد دوم: درباره یکسری مواردی که در مورد اون حدیث گفتید که دربارشون سوال دارم و قبل تر هم چند تا سوال کردم که بی پاسخ گذاشتید ولی پیش نیاز اونها بنظرم پاسخ به مورد اول هست؛ پس فعلا اون سوالات رو مطرح نمیکنم.

          مورد سوم: در مورد این جمله تون 🙁 بنده به استدلالات اعتقادی ندارم برای من جان مایه جمله و معنای معنوی و مذهبی آن مهم است که با عشق و شهود بدست می آید نه عقل)، نیاز هست بگم که وقتی شما در همین گفتگو، میگید که حرفی که میزنید به دلیل ایمان داشتن به فلان حدیث هست، پس برای اون حرفی که زدید یه دلیل و استدلال و منطق دارید. پس همون حرفی هم که میزنید بر پایه عقل هست. در ضمن شهود هم خودش یه استدلال محسوب میشه (استدلال شهودی). همچنین اگه یه حرفی رو بر اساس حس درونی خودتون دارید (با به قول شما عشق) اون هم باز یه استدلال و دلیل برای حرفی که میزنید هست و صرفا یه استدلال “منظقی” محسوب نمیشه.

          مورد چهارم: من مطلب لینکی که فرستادم رو خوندم و نقدی در مورد اون مطالب ندارم و سوالاتی که از شما پرسیدم، جوابش اونجا نبود دعوت میکنم یکبار دیگه سوالات من رو در پیام های اخیر بخونید.
          همچنین شما موارد دیگه ای که حتی متضاد با این مقاله بود رو مطرح کردید که بهشون پایین تر اشاره میکنم:
          1. در مورد شماره 2 در همون مقاله هم نوشته که اجباری در کار های منزل نیست که در تضاد با با نظر آخر شما درباره “منافات نداشتن با امور منزل” هست.
          2. قبل تر یه حرفی زده بودید که :(در ضمن فعالیت اقتصادی یه مسئولیت کمرشکنه نه حق مثبت) که با مورد شماره 7 که در این مقاله که فرستادید در تضاد هست.

        9. نیاز هست بگم که در مورد سوم اشتباهی بجای پرانتز از استیکر استفاده شده و اشتباه تایپی بوده و عمدی درش نیست

  2. سلام. خسته نباشین. به مسائلی اشاره کرده بودین که البته برای خودمم سوال شده بود و به پاسخ رسیدم. نمی‌دونم چرا با وجود اینکه می‌دونم یکسری حفره های داستانی، تناقضات در داستان و شخصیت ها و دیدگاه های ضد دینی در اثر وجود داره اما بازم جذابه.
    مقاله شماره ۵ (جدال معنویت شیطانی با پوچ‌گرایی، بررسی تکامل متعالی ویکتور و پوچ‌گرایی بی‌منطق جِیس با محوریت پایان‌بندی اثر ) رو از لیست نقدهای آینده حذف کردین یا همین بخش پایانی بود؟

    1. سلام ممنون سلامت باشین. نه قسمت پنجم با چهارم ادغام شده و بزودی منتشر می‌شه

  3. سلام خسته نباشید واقعا
    از این که همچین نقد هایی میبینم واقعا خوشحال میشم چون که کاملا با پیش زمینه داستان آشنا هستین(. چه خود باز لیگ آف لجندز، چه کتابش که تو قسمت قبل اشاره کردید و هم خود سریال) این نشون میده که واقعا اثر رو کامل تحلیل کردید و مثل بعضی ها فقط چند تا سکانس و قسمت رو ندیده نظر ندادید. همچین چیزی حتی تو خیلی از کانال‌های یوتیوب خارجی هم قفله و خیلیاشون مثل شما با تموم جوانب کار آشنا نیستن
    عرض خدا قوت فراوان

    1. سلام و ادب، خیلی ممنون از اظهار لطفتون انجام وظیفه می‌کنم
      بله متاسفانه تقریبا تمام نقدهای آرکین یا ترجمه و کپیه، یا یه سری حرفای سطحی. سعیم این بوده که بعد از چند دور دیدن اثرنواقص دیگران رو در و مطالعه جدی روی و مطالعه روی جهان بازی، اشتباهات دیگران رو تکرار نکنم. هر چند جا داره خیلی بیشتر روی آرکین کار بشه و یک کتاب جدا مختص جهان رون‌ترا بنویسیم.

  4. سلام بد ترین نقد عمرم که از یک انیمیشن و سریال بود رو دیدم صرفا دید شخصی خودتونو اعلام کردید نقاط قوت انمیشن رو فدای تک تک باور های مذهبی کردید البته که این نوع نقد برای این انیمیشن که بهترین ساخته نتفلیکسه و فروتیچه و رایوته به طور شرم آوری زننده بود مباحث فمینستی کمی نقدکردید جریان شناسی کثیف همجنسباز بودن رو بیان نکردید بعد اثر رو از دید روانشناسی شخصیت به هیچ وجه نگاه نکردید چون دید تک بعدی دارید میتونستید در سلسله مقالات شخصیت جیس و باور های القا شده در انیمیشن رو بیشتر تحقیق کنید و نقد صحیح تری به مخاطب بدبد میتونستید بعد افتضاح نقد اینکه یک عالمه مردمی که در یوتیوب و اینستا فن این سریالن به درستی ترکیب ایشا و تغییر جینکس بخاطر اون رو درک کردن شما یه طرفه یه چیزی گفتید که گفته باشید بعد اصلا به مقوله خودکشی و تاثیر مهم اکو در سریال اشاره نکردید که برای مخاطب غربی اکو و داشتن پارتنر باعث عدم خودکشی جینکس شد و به شخصیت پردازی سرپرست نویسندگان( آماندا اورتن) اصلا اشاره نکردید ووووو اشکالات دیگه ….ماشما رو دوست داریم و از نقد های سازنده و کاری که میکنید و دغدغه محصول انقلابی و نقد صحیح بر جریان فکری غرب دارید تشکر میکنیم اما روش نقد شما بسیار سطحی بود

    1. سلام من خیلی خوشحال می‌شم که نقد می‌کنین منو، اما خواهش می‌کنم یه دور قبل از ارسال کردن، پیام خودتونو بخونین. شما اولش نوشتین «نقاط قوت انیمیشن رو فدای تک تک باورهای مذهبی کردین» بعد آخرش نوشتین ما شما رو دوست داریم چون دغدغه محصول انقلابی داریم! به هر حال یا شما مبانی الهی مورد اشاره رو قبول دارین یا ندارین دیگه، اگر ندارین مشکل از من نیست، چون منم مثل هر کس دیگه‌ای طبق مبانی فکری خودم محتوای اثر رو نقد می‌کنم. اگر دارین هم اون جمله اولتون بی‌معنیه.
      در مورد اینکه بهترین ساخته نت فلیکسه و رایت گیمز و… خوب به نظر من اینطور نیست؛ چون در ارزیابی یه اثر باید فرم و محتوا رو با هم دید و اینکه بگیم یه اثر فرمش قویه و محتواش انجرافیه، ناشی از نفهمیدن رابطه فرم، محتوا، هنر و رسانه‌ست که من در کلاسام سعی کردم توضیح بدم.
      در مورد روان‌شناسی که کل مقاله همینه و بی‌انصافی کردین که فرمودین کلا نپرداختم. بله چیزایی که در اثر درنیومده و صرفا در محافل فن های آرکین پر رنگش کردن برای من بی‌ارزشه، از جمله اکو که کلا شخصیت بی‌خودی داشت اگر منقطع از بازی بیینیمش. بحث انحرافات جنسی رو هم بهش اشاره کردم اما چون در دوبله حذف شده بود با احتیاط نوشتم. بحث خودکشی هم هیچ ربطی به اکو نداشت، بلکه ریشه بدبختیا هکس تک بود.
      دید تک بعدی رو هم نفهمیدم، من نسبی‌گرا نیستم که بگم هر آدمی هر چیزی گفت درسته و مبانی فلسفی خودمو دارم. این تک بعدی نگریستن نیست دقت بفرمایید. مطالبی که فنای یوتوب و… هم گفتن ارزش تحلیلی نداره و برای همون فضای مدگلی مناسبه. نقد تخصصی باید به اثر بپردازه نه تئوری‌بافی فن‌ها.
      یه خواهشی هم دارم، به هر جای مقاله نقد دارین، اون بخش رو کپی کنین بیارین توی پیامتون، بعد پایینش اشکالش رو بنویسین. الآن ادعاهای زیادی کردین ولی چون مشخص نکردین به کجای مقاله مربوطه واقعا من نمی‌تونم از فرمایشتون استفاده کنم.

  5. حرف بدی زدم یا جوابی نداری که تائیدش نمیکنی؟😂

    1. شرمنده ادمین سایت نیستن خودم مجبور شدم تأیید کنم دیر شد

  6. واقعا با نقد وارد به داستان موافقم. به نظرم سیلکو منطقی ترین شخصیت کل انیمیشن بود. اون همه ظرفیت و عمق برای پیش برد داستان داشت ولی طی یه سکانس مسخره از داستان حذف شد! اون کاری که سازنده ها باهاش کردن در حد یه جنایت در حق فیلم بود. جینکس به طرز کلافه کننده ای غیر قابل کنترل بود و این اعصابم رو خرد می‌کرد. تازه بعد از اون همه ماجرا هنوزم دوست داشت برگرده پیش وای. انگار که سیلکو براش یه مسکن موقت بود که وقتی تاریخ مصرفش تموم شد برگشت پیش خواهرش.

  7. بنظرم اینکه بگید اثر میخواد بگه مقابل سرمایه داری و بی عدالتی نایستید دقیق نیست چون سیلکو با همین کاراش به یک قدمی استقلال زان رسید و استقلال نامه رو هم از جیس گرفت و اثر هم تایید می‌کنه اما چون سیلکو به همون درد وندر یعنی وابستگی عاطفی دچار شد تعلل کرد و جینکس رو انتخاب کرد. یعنی در آخر اثر شاید میخواد بگه که عشق به حفظ جان عزیزانمون از استقلال طلبی مهمتره ولی نمیاد بگه که افعال استقلال طلبانه تاثیری نداره و برای شما استقلال نمیاره و به کل ردش کنه. اگر تونستی مرگ نزدیکانت رو در راه هدف استقلال و انقلاب تحمل کنی که به استقلال می‌رسی اگه نه پس هیچ کاری نکن و سرت تو کار خودت باشه (یعنی استقلال طلبی تاوان داره از همین الآن بدون). البته شاید بشه گفت حتی اثر ضد سرمایه داریه چون اگر سیلکو روی آرمان های استقلال طلبانه و ضد سرمایه پاریس پایبند می موند و جیتکس رو تحویل میداد داستان آرکین توی همون فصل اول به پایان می رسید.

    1. دقت کنید که سیلکو شخصیت منفور و منفی انیمیشنه. پس وقتی ضدسرمایه‌دار داستان آدم بد داستاته، امکان نداره اون اثر رویکرد ضدسرمایه‌داری داشته باشه و قطعا هم بالاخره ی بهونه پیدا میکنه تا ضدسرمایه‌دار رو نابود کنه

      1. اگر شخصیت سیلکو رو خاکستری در نظر بگیریم چیزی که گفتم درست در میاد؟ یعنی آیا قبول دارید که روند داستان برای حمایت از سرمایه داری نیست و اگر سیلکو جینکس رو رها می کرد به استقلال می‌رسیدند و تمام اون اتفاقات دردناک نمی افتاد؟ یعنی اون اتفاقات دردناک اتفاق افتاد چون سیلکو تفکرات استقلال طلبانه اش رو رها کرد و خوب واضحه با توجه به اتفاقاتی که بعد از این تصمیم می افته ما متوجه میشیم که اثر نقد به فراموش کردن آرمان های استقلال طلبانه می تونه باشه

        1. با اما و اگر نمیشه نقد کرد. چیزی که در اثر وجود داشت سیلیکویی بود که شخصیت منفی بود و همون قسمتای اولم ما واقعا ازش بدمون میومد و ترسناک نشونمون میدادنش. چون منفیه پس آرمانش هم منفیه و مخاطب باهاش نزدیکی نمیکنه. نزدیکی نکردن مخاطب یعنی اون مسئله قرار نیست منتقل کننده محتوا باشه. اینایی که گفتید تئوریه نه تحلیل، بخاطر همین نمیشه نظر قطعی روشون داد

      2. چرا کامنتم رو تایید نکردید؟ یادم نیست چی نوشتم لطفاً تایید کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *