سریال
نقد و بررسی سریال قاضی جهنمی (The Judge from Hell)؛ لزوم اجرای عدالت شیطانی

پارک جین پیو کارگردان و فیلمنامهنویس برجسته کره جنوبی است که به داستانگویی تأثیرگذار و کشف مضامین پیچیده شناختهشده میشود. برخی از آثار شاخص او عبارتاند از: تو آفتاب من هستی، خیلی جوان برای مردن اگر تو بودی، پیشبینی عشق است. پارک جین پیو در طول زندگی حرفهای خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و در جشنوارههای مختلف فیلم شناختهشده است.
کارگردانی او در سریال قاضی جهنمی، توانایی او درآمیختن عناصر فرا طبیعی با روایتهای عاطفی عمیق را نشان میدهد و شهرت او را بهعنوان یک فیلمسازی قوی در سینمای معاصر تثبیت میکند. سریال قاضی جهنمی دارای خشونت بسیار زیادی است، اما این خشونت آزاردهنده با حس انتقام التیام مییابد. حسی که مخاطب ترجیح میدهد در جایجای فیلم خشونت را ببیند تا لذت انتقام و رهایی را درک کند.
خلاصه داستان قاضی جهنمی
«قاضی جهنمی» حول محور داستان «جاستیتیا»، قاضی شیطانی از جهنم است. او به سبب خطایی که در قضاوت «کانگ بیت نا» قاضی انسانی، در جهنم داشته بهعنوان مجازات، توسط «بائل»، شیطانی قدرتمندتر، مجبور میشود تا در بدن «کانگ بیت نا» بعد از مرگش حلول کند و برای جبران اشتباهش، ده قاتل را که از طریق سیستم قضایی مجازات کامل نشدند شناسایی و آنها را برای مجازات ابدی به جهنم بفرستد. جاستیتیا یک سال فرصت دارد تا این وظیفه را به پایان برساند، در غیر این صورت بائل زندگی او را خاتمه میدهد.
«جاستیتیا» در طول مدتی که بهعنوان یک قاضی انسانی فعالیت دارد با «هان دائون»، کارآگاه جنایات خشن روبرو میشود. «هان دائون» پسازاینکه میبیند بسیاری از افرادی که در حال بررسی پروندههای جناییشان با «کانگ بیت نا» هستند با مرگ نابهنگام روبرو شدهاند، به او مشکوک میشود و قصد دارد مانع کارش شود. در ادامه داستان شاهد رابطۀ عاطفی شیطان با «هان دائون» هستیم. بهطوریکه درنهایت جاستیتیا زندگی کردن بهعنوان یک انسان را به زندگی شیطانی ترجیح میدهد.

شرک و اسطورههای شیطانی در قاضی جهنمی
سریال قاضی جهنمی با ساختن جهانی ماوراءالطبیعه که توسط سلسلهمراتب شیطانی اداره میشود، بهجای یک قادر مطلق، با نشان دادن قدرت گستردۀ شیاطین چندخدایی را القاء میکند. شیاطین بهعنوان موجودات قدرتمندی، به تصویر کشیده شدهاند که بیشتر بر ساختار شرکآلود در دنیای زیرین تأکید دارد. توانایی شیطان در تسخیر و پنهان شدن در قالبهای انسانی (مانند جونگ جائه گول) پیچیدگی را به سلسلهمراتب شیطانی میافزاید.
وجود چندین شبکۀ قدرتمندی از موجودات شیطانی در هر دو قلمرو، منعکسکننده نگرش شرکآلود است که در آن هیچ خدای واحدِ مطلقی، قدرت تام ندارد. از نمونههای بارز آن را میتوان با ورود جاستیتیا بهعنوان شیطانی قدرتمند در کالبد انسانی کانگ بیت نا و قدرتنمایی او در دنیای انسانی و نقشآفرینی موجودات اساطیری مانند گریموری، بائل و… دانست.
همچنین اشاره به چهرههای فرشتهای مانند جبرئیل، بافت چندخدایی را غنیتر میکند و جهانی را نشان میدهد که مملو از طیف وسیعی از موجودات ماوراءالطبیعه با قلمروها متعدد است. جهانی که در آن خدا بهعنوان محور اصلی به تصویر کشیده نمیشود. به عبارتی در سریال قاضی جهنمی، وجود خدا یا حتی قدرت خدا انکار نمیشود (بلکه محدود میشود)، اما در کنار خدا موجودات فراوان دیگری هم نمایش داده میشوند که قدرتمند هستند و در کنار خدا در حال تدبر در نظام آفرینش و تقدیر آن هستند.
در سریال قاضی جهنمی وجود خدا، خالقیت خدا یا حتی تدبر خدا زیر سؤال نمیرود. اما در کنار خدا موجودات دیگری هم در حال تدبر هستند و این یعنی ربوبیت الهی دارای شرک است. توحید در ربوبیت به معنای تدبر و نظر دائمی خداوند یکتا در نظام آفرینش است. در سریال قاضی جهنمی گرچه خدا دارای ربوبیت است اما در کنار خدا نیز موجودات دیگری هستند که همین قدرت رادارند و این یعنی شرک در ربوبیت.
عدممداخله الهی
در قاضی جهنمی، تصویر قدرت الهی بهشدت از چارچوبهای سنتی توحیدی فاصله میگیرد و در عوض بر استقلال و نفوذ شیطان تأکید میکند و درعینحال از نمایش مستقیم قدرت مطلق خداوند صرفنظر میکند(شبیه به فیلم کنستانتین).
این مجموعه خدا را بهعنوان یک نیروی فعال در جهان به تصویر نمیکشد. برخلاف روایتهای مذهبی سنتی که در آنها قدرت مطلق خدا، شر را مهار میکند، در اینجا، اقتدار الهی بهوضوح غایب است. موجودات شیطانی گویا بدون نظارت آشکار الهی عمل میکنند که نشاندهنده جهانی است که در آن قدرت خدا یا محدودشده یا عمداً از آن جلوگیری شده است.
بوروکراسی شیطانی جهنم توسط یک ساختار سلسله مراتبی از شیاطین (مثلاً بائل بهعنوان نفر دوم، جاستیتیا بهعنوان قاضی) اداره میشود که بر ارواح و رویدادهای ماوراء طبیعی استوار است. این سیستم خودکفا دلالت بر این دارد که مدیریت جهنم بهصورت خودمختار و بدون اتکا به یک قدرت الهی بالاتر اداره میشود.
بهطور خلاصه، قاضی جهنم با به تصویر کشیدن سلسلهمراتب جهنمی چندوجهی با چندین شیطان قدرتمند که عدالت و مجازات را اداره میکنند و با یکدیگر و انسانها در تعامل هستند، بهجای تمرکز بر یک خدای قادر مطلق، مفاهیم شرکآمیز را منتقل میکند. این ساختار منعکسکننده اسطورههای سنتی شرکآمیز است که در آنها قدرت الهی متکثر است و بین بسیاری از موجودات ماوراء طبیعی توزیعشده است.

رستگاری شیاطین
از جنبههای قوی داستان، پرداختن به پتانسیل رستگاری در شیطان است. جاستیتیا (شیطان) هویت «کانگ بیت نا» را بهعنوان انسان میپذیرد و با پیچیدگیهای احساسی و روابط انسانی، بهویژه تعاملاتش با کارآگاه «هان دا اون» مواجهه میشود. این رابطه بهعنوان یک کاتالیزور برای تحول او عمل میکند و نشان میدهد که قرار گرفتن در معرض عشق و مهربانی حتی برای شیطان، میتواند منجر به رشد و بازنگری اخلاقی و درنهایت موجب رستگارش شود.
درنهایت شیطان بهعنوان قهرمان داستان معرفی میشود. لذا داستان توجه ویژه به بازنمایی شیطان دارد، شیطانی که در قالب دیدگاههای سنتی و دینی منفور است، اما در سریال قاضی جهنمی با چهرهای متفاوت ظاهر میشود. چهرهای که نخست با اِلمانهای مشهور از صفات شیطانی همراه است اما در ادامه به رشد و تکامل رسیده و در کنار تضعیف صفات رذیله، صفات رحمانی را که گویی در وجودش پنهان بوده را به نمایش میگذارد.
سؤال اینجاست که آیا این ادعا درست است؟ سریال قاضی جهنمی ادعا دارد که با مهربانی میتوان حتی شیطان را هم به راه راست هدایت کرد. همچنین با ترسیم متفاوت از شیطان این سؤال مطرح است که آیا شیطان و رفتارهای شیطانی ذاتاً بد هستند؟ یا بر اساس شرایط، بد بودن و شیطان بودن، معنای متفاوتی پیدا میکند؟
نگاه سریال قاضی جهنمی به خوب و بد بودن، شیطان و فرشته بودن یا حتی به رستگار شدن، یک نگاه کاملاً نسبی است. در قاضی جهنمی هیچ یقین و حقانیتی وجود ندارد و هر چیزی بر اساس شرایط امکان تغییر دارد. اینکه شیاطین در شرایط خاص میتوانند خوب باشند و حتی رستگار شوند، یعنی هیچ یقینی حول محور خیر و شر وجود ندارد. خیر و شر دو مفهوم خاکستری (نه سیاهوسفید) معرفی میشوند و با نمایش فرشتگان بد و خوب در کنار شیاطین بد و خوب، مرز میان خوب بودن و بد بودن به اخلاقیات سپرده میشود.

یعنی اینکه ما بگوییم موجودی خوب است یا نه به اعمالش برمیگردد و ذات آن موجود تعیینکننده خوب یا بد بودن آن بهصورت پیشفرض نیست. در ظاهر ادعای سریال قاضی جهنمی درست است. از روی ظاهر خوب یا بد یک شخص نمیتوان خوب یا بد بودن باطن او را هم تشخیص داد. اما نکته این فقط ظاهر ادعای این سریال است. در باطن دو سؤال بیپاسخ مهم بهجا میماند. اول اینکه مگر جاستیتیا انسان است که بخواهیم با سنجه انسانی او را بسنجیم؟ دوم اینکه دقیقا چه عملی باعث میشود تا ما موجود خوبی باشیم و چه عملی باعث میشود ما موجود بدی باشیم؟
سریال قاضی جهنمی قضاوت مخاطب نسبت به فرشتگان و شیاطین را بهشدت تقلیل میدهد. گویا شیاطین هم انساناند فقط ظاهرشان متفاوت است. این نگاه درست نیست و ما نباید برای شیاطین و فرشتگان صرفاً تفاوت ظاهری نسبت به انسان قائل باشیم. این موجودات ویژگیهای خاص خود را دارند و قابلمقایسه با انسان نیستند. همانطور که حیوانات را نمیتوان با انسان مقایسه کرد و با سنجههای انسانی آنها را مورد قضاوت قرارداد، موجودات ماورایی را هم نمیتوان با سنجههای مادی و انسانی مورد قضاوت قرارداد.
در ثانی، اینکه دقیقاً چه اعمالی و چه اخلاقیاتی باعث خوب بودن یک شخص و رستگاری او میشوند را ما نمیتوانیم تعیین کنیم. شاید در یک سریال با درامی جذاب و خاص این مرزبندی منطقی به نظر برسد، اما در واقعیت این مرزبندی به این راحتیها تعیین نمیشود. مرز بین حق و باطل یا خوب و بد و یا چیزی که باعث رستگاری یا عدم رستگاری میشود، توسط ما انسان قابلتعیین نیست.
ما انسانها دچار خطا و اشتباه میشویم پس نمیتوانیم چیزی به این حساسی را تعیین کنیم. تعیین این مرزبندی قطعاً کار یک قادر مطلق و آگاه از درونیات انسان است. یعنی این کار، فقط کار خود خداست و خدا این حدود و مرزها را در قالب دین برای ما مشخص میکند.
بهرهمندی از اساطیر و مفاهیم سنتی
قاضی جهنمی از اسطورههای تاریخی از منابع کتاب مقدس، اساطیر یونانی و فلسفی در بافت روایی خود بهره برده است. بهعنوانمثال، شخصیت جبرئیل (گابریل) که برگرفته از فرشته بزرگ از سنتهای یهودی-مسیحی است.
داستان همانطور که در افسسیان 6: 10-12 بیانشده است که نیروهای روحانی شر در قلمروهای آسمانی و در برزخ حکمرانی دارند همسو است. نمایش شیاطین بهعنوان موجودات سازمانیافتهای که بر امور انسانی تسلط دارند، بازتاب این باور است که آنها میتوانند جهان را کنترل کنند و رویدادها و وقایع مادی و معنوی را از پشتصحنه دستکاری کنند.
شیطان در سریال قاضی جهنمی بهعنوان شخصیت مرکزی در این سلسلهمراتب اهریمنی، شبیه به «شیاطین حاکم» ذکرشده در عهد جدید (متی 12:24) به تصویر کشیده شده است. در قاضی جهنمی شخصیت «بائل»، مظهر کهنالگوی یک نیروی شیطانی که منعکسکنندۀ دیدگاههای سنتی است بهعنوان صاحب قدرت بر قلمروهای زمینی، تأثیرگذار بر اعمال انسان و ساختارهای اجتماعی معرفی میشود.
استفاده از اصطلاح «geénna» که در یونانی به «جهنم» ترجمه میشود، اشاره مستقیمی به اساطیر یونانی و مفاهیم آن از جهان اموات دارد. در باورهای یونان باستان، عالم اموات توسط «هادس» اداره و به مکانی انتقال دادهشده که ارواح بر اساس اعمال زمینی خود قضاوت روبرو میشوند.
نمایش سریال قاضی جهنمی از جاستیتیا که این عبارت را بر پیشانی قربانیان خود میزند، بهعنوان نمادی قدرتمند از قضاوت و مجازات، مبین آن است که اعمال افراد عواقبی فراتر از این زندگی دارد زیرا درنهایت به عالم اموات خواهند رفت و توسط هادس مجازات خواهند شد. که درنهایت در این قسمت از داستان هم به شکل مستقیم اشاره میکند که اجراکنندگان عدالت در جهان غیرمادی هم شیاطین هستند و خداوند در این خصوص جایگاهی ندارد. بااینکه در اصل عدالت متعلق به خداست و خود اوست که عدالت را اجرا میکند، اما سریال قاضی جهنمی این وظیفه را به شیاطین محول کرده است.

عدالت، معجونی التقاطی از خیر و شر
سریال قاضی جهنمی توجه ویژهای به بحث بیعدالتی دارد. جامعهای که در آن افراد ضعیف مورد ظلم و ستم قرارگرفتهاند ولی به دلیل سیستم قضایی ناکارآمد، حقوقشان پایمال میشود. سریال قاضی جهنمی، دیدگاه متفاوتی از عدالت را از طریق شخصیت «جاستیتیا» (قاضی شیطانی) ارائه میدهد. شخصیت قاضی یک قطبنمای اخلاقی معیوب است، زیرا او اغلب با درک شیطانی، اعمال قربانیان را میسنجد که منعکسکننده رویکرد سودگرایانه اوست. رویکردی که رهایی خویش از دنیای مادی و رسیدن به جایگاهش در اولویت است. درنهایت مأموریت جاستیتیا برای مجازات قاتلان، به ایجاد این نگرش کمک میکند که اعمال شیطانی ذاتاً بد نیستند و ممکن است با ظاهر بد و قبیح جلوه کند ولی درنهایت ممکن است ثمرات خوبی داشته باشد.
این سریال دوگانگی واضحی را بین فرشتگان که نماینده عدالت و اخلاق و شیاطین که مظهر هرجومرج و بدخواهی هستند را تحریف میکند. در دیدگاه دینی که فرشتگان بهعنوان کارگذاران خدا دیده میشوند، شیاطین اغلب بهعنوان موجوداتی سقوط کرده که مخالف نظم الهی هستند، منفور دانسته میشوند. اما در سریال قاضی جهنمی (حتی اسم این سریال) میبینیم که شیاطین مظهر عدالت دانسته میشوند.
تضاد بین این دونیرو درصحنههایی ضعیف در داستان پرداختهشده اما بهعنوان یک موضوع اصلی در روایت دیده نمیشود. در برخی از سکانسهای سریال قاضی جهنمی، جاستیتیا شیطان راندهشده از قلمرو شیاطین تحت تأثیر جبرئیل (گابریل) قرار میگیرد و درنهایت با تکامل و رشد میرسد. رشدی که شیطان منهای صفات شیطانی نیست بلکه فقط جنبههای رحمانی در آن شکوفا شده است. یعنی هم مرزبندی بین جبهه شیاطین و فرشتگان وجود ندارد و هم اینکه موجودی جدید که صفات التقاطی رحمانی و شیطانی را باهم دارد بهعنوان الگو به مخاطب عرضه میشود. گویا باید خوب و بد را باهم داشت تا رستگار شویم.
در فراز و نشیب داستانی با چنین رویکردی خیر و شر از هم قابلتفکیک نیست. داستان خطوط بین خیر و شر را با رابطه بین گابریل و شیطان محو میکند زیرا جبرئیل (گابریل) بهعنوان شخصیتی هدایتگر در دیدارهای نخستین با شیطان در تنشهای سطحی قرار میگیرد ولی درنهایت با درک او و با اذن خداوند، سبب نجات و رستگاریاش میشود. بهطورکلی موفقیت جاستیتیا در اجرای عدالت با همان ظاهر قبیح و رستگار شدن وی بدون کنار گذاشتن رذایل شیطانی، تحریفی جدی در مفهوم خیر و شر در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
دینداری ظاهری
سریال قاضی جهنمی با کاوش در ابهامات اخلاقی در موقعیتهایی مختلف مفاهیم سنتی درست و غلط را به چالش میکشید و بیننده را وادار میکند تا در چارچوبهای اعتقادی خود تردید کنند. این چالش متعلق به مادری معتقد است که ساعتهایی از روز را در کلیسا سپری میکند. او زمانی که متوجه کشته شدن فجیع پسرش توسط قاتل سریالی میشود در دیالوگهای تأثیرگذار در مراسم ختم پسرش به کشیش مهمان، با اهانت به کتاب مقدس ابراز پشیمانی میکند و خدا را ناتوان نشان میدهد.
تصویری که شاید بر اساس یک اتفاق دلخراش احساسی تلقی شود اما درواقع اشارهای ظریف به نوع دینمداری ظاهری و ساختگی از برخی مسیحیان موجود در کره جنوبی است. دینمداری که برای کسب آرامش است، آرامشی که اگر مخدوش شود با اهانت و انکار اصل آن به پایان میرسد.
در مراسم ترحیم یی چان پسر به قتل رسیده شده در داستان گفتگوی زنی با مادر یی چان (که توسط قاتل زنجیرهای داستان کشتهشده) صورت میگیرد. زن خطاب به مادر ییچان میکند که: «خدا برای این یی چان را صدا زده که فرشتگان بهشت کافی نیستند» مادر در جواب پاسخ میدهد: «به خاطر اینکه فرشته کم دارند؟ پس باید پسر تو از دنیا میرفت و به بهشت میپیوست»

در ادامه مادر یی چان میگوید «پدر روحانی من یک سؤال دارم! من بهاندازه کافی پیشکش ندادم؟ چرا پروردگار یی چانم را برد؟» پدر روحانی میگوید: «این بخشی از برنامهی اوست!» مادر: «چه برنامهای؟ چرا پسر من؟ او زمانی که در شکم من بود به خدا ایمان داشت. ولی خدا زمانی که پسرم مرد کجا بود؟»
مادر درنهایت باحالت اعتراض گونه کتاب مقدس را پاره کرده و پرت میکند. باوجود دیالوگهای موجود این سکانس اما مادر درنهایت بعد از مدتی دوباره به کلیسا میرود و از خداوند درخواست میکند که قاتل پسرش به مجازات برسد.
درنهایت با مجازات قاتل پسر این مادر، ایمان او به خدا بیشتر میشود و به دامان کلیسا بازمیگردد. قبلتر دیده بودیم که گابریل با اجازه خدا باعث رشد جاستیتیا شد و همین جاستیتیا قاتل را مجازات میکند که درنهایت باعث ایمان بیشتر مادر به خدا میشود. به عبارتی به نفع خود خداست تا از شیاطین حمایت کند تا ایمان بندگانش تقویت شود. خود خدا در اجرای عدالت ناتوان است و مجبور است شیاطین را استخدام کند تا مجری عدالت شوند و بندگان از خدا راضی شوند!
جمعبندی سریال قاضی جهنمی
سریال قاضی جهنمی با پرداختن به داستان زندگی افراد مختلف که توسط قاتل زنجیرهای که از جهنم آمده بود تا با جمعآوری اعضای بدن افراد و جای دادن قلبی جهنمی و قدرتمند به جاودانگی برسد به مفهم نابرابری و بیعدالتی پرداخته است. این سریال بهوضوح بیان میکند که عقوبت افراد بابت اشتباهات و خطاهایی که در دنیا مرتکب میشوند به شکل کامل و درست پاسخ داده نمیشود لذا شیطان بهعنوان موجودی که فرمانروایی و حکمرانی در جهان مادی و برزخی را دارد با روش و سبک خود عدالت را اجرا کند.
مجازات و تقاصهای دنیایی بهگونهای بیارزش تلقی میشود که عملکرد شیطان در اجرای عدالت بهشدت موردپسند مخاطب قرار میگیرد بهگونهای که درصد خشونت بالای فیلم برایشان آزاردهنده نمیشود. بهرهمندی سریال قاضی جهنمی از المانهای سنتی و باستانی و همچنین توجه به قدرت شیاطین در کتاب مقدس و تنزیل ملائکه و جایگاه آنها در تعامل با شیاطین سبب میشود که در ذهن مخاطب تصویر جدید و متفاوتی از شیاطین و فرشتگان ایجاد شود.
بهویژه آنکه شیطان توسط گابریل از جانب خداوند مورد بخشش قرار میگیرد. درنهایت این ذهنیت ساخته میشود که اعمال بد شیاطین به ذات بد و مذموم نیست و ممکن است زمانی اعمال بهظاهر ناپسند شیطانی، خود موجب رستگاری آنها شود.
همچنین شاهد هستیم که در جهان داخل سریال قاضی جهنمی، بد بودن و ذات بد شیاطین نقطه قوت آنها در اجرای عدالت محسوب میشود. به عبارتی بااینکه مرزبندی بین خیر و شر در سریال قاضی جهنمی وجود ندارد، اجرای عدالت مرز بین خوب و بد تلقی شده و مخاطب طرفدار کسی است که مجری عدالت باشد. نقش عدالتخواهانه و اجرای عدالت نیز به یک شیطان دادهشده و ذات التقاطی شیطانی_رحمانی این موجود نقطه قوت او در اجرای عدالت معرفی میشود.
برخی آثار سینمایی و سریالی بهطور مستقیم به رد معاد، توحید، قدرت خداوند و مسائل مشابه نمیپردازند. این آثار به شکلی هنرمندانه و با داستانی جذاب به تحریف دست میزنند. یعنی بهجای اینکه بگویند خدا وجود ندارد یا اینکه خدا قدرت تدبر در کائنات را ندارد، در کنار خدا موجودات مدبر دیگری را هم قرار میدهند و خدا را بهعنوان یک قادر مطلق انکار میکنند. اینگونه مخاطب بدون اینکه علیه مواضع سریال گارد بگیرد، ازنظر اعتقادی تحت تأثیر تفکرات سریال قاضی جهنمی قرار میگیرد و این تغییر نگرش قطعاً در نگاه او به مسائل دینی تأثیرگذار خواهد بود.
نویسنده اول: سردبیر فصلنامه مطالعات راهبری سرکار خانم حیدری
نویسنده دوم: #حسین_عبداللهی_کرمانی









بسیاری آثار کره ای به همین شکل هستند خدا رو انکار نمی کنن
به نظر نوعی عقاید بودایی و فرهنگ غربی قاطی شده یه مخلوطی از خدایان یونانی رو با عقاید بودایی شرقی میشه در آثارشون دید طوری که هم در اسامی هم در تصویرسازی این ها درهم دیده میشه
البته لزوما همه ی سریال ها به این شکل نیست. بعضی هاشون بر عقاید مسیحیت تحریف شده و یونان باستان استواره. برخی از اونها بر عقاید شرقی و بودایی و اسطوره هاشون.
گاهی هم هر دو مخلوط میشه مثلا هم کشیش دیده میشه هم یه شمن بودایی در اثر ظاهر میشه.
اما به طور کلی در آثار مختلف کره ای شیطان نه به عنوان شخصیت منفی یا منفور بلکه به عنوان قهرمان داستان یا شخصیتی مثبت در کنار قهرمان ظاهر میشه. یا خدایانی تصویر میشن که برخی شیطانی و برخی آسمانی هستند اما در نهایت با هم صلح می کنند…حتی در برخی آثار که شیطان کمی منفی است باز هم با انسان دوست شده و در نهایت دست از شرارت می کشد و به قهرمان داستان کمک می کند
و حتی در صحنه هایی به خدا ایراد گرفته میشه که چرا عقده کرده و دست از دشمنی با شیطان برنمیداره و باهاش کنار نمیاد. یعنی شیطان از دشمنی خودش دست برمیداره و خسته شده از وسوسه انسان و دخالت در زندگیش اما خدا مثل یک موجود عقده ای به دنبال دعوا با شیطانه.
و یا دائما خدا در حال معامله با موجودات مختلفه که کارش راه بیافته. مثل همین قاضی شیطانی. در حقیقت خدا در این آثار قادر مطلق نیست فقط موجودی است که قدرت های زیادی داره مثل یک موجود فانتزی یا ابرقهرمان که کم میاره و نیاز به کمک داره. لجباز و عقده ایه. دست از کینه برنمی داره. محتاجه به دیگران…
ضمن اینکه قدرت خاصی برای شیطان قائل هستند طوری که بخشی از هستی در اختیار شیطان قرار گرفته. مثلا جهنم رو خدا اداره نمیکنه شیطان اداره میکنه.
اما بت پرستی در قدیم هم به همین شکل بوده. برای خدا شریک قائل می شدند برای همین بهشون میگفتند مشرکین.
خلاصه این نوع نگاه در آثار کره ای فراوانه
گاهی می بینم برخی نوجوان ها به شدت تحت تاثیر این نوع محتواها هستند و با هم بر سرش گفتگو می کنند وخیلی بهش باور پیدا کردند. در واقع این نوع آثار فاصله بین خوب و بد، خیر و شر… شیطان و فرشته رو انقدر کم میکنه و از بین می بره که مخاطب از اینکه شبیهشون بشه ابایی نداره.
آقای عبداللهی چند خط اول خوندم بقیش بعد نوشتم میخونم با نویسنده و کارگردان دعوا نکنید اونا مگه مسلمونن مسلمون ولش مگه خدایی که اهل کتاب قبول دارن میپرستن پس ازادم اون عقیده ی محلیشون و چاشنی شر که فیلمارو خفن تر میکنه بسازن دعوا نداشته باشید که من به عنوان طرفدار شما که میگیم من از اونا که نظام قبول نداریم مثلا دین قبول ندارم مثلا دوست دارم اول شما درون مایه فیلم توضیح بدید بعد با تفکر اسلامی مقایسه کنید نه اینکه همون اول بکوبید سیستم فیلم به سخره بگیرید اون یهودی پول خودش دوست عقاید خودشو تحمیل کنید اینا هم بودایی این نقد اصلا کلا میگم تو هرنقدی ازتون خوندم میگم من دوست دارم شما اول درونمایه فیلم توضیح بدید دون هیچ جانبداری بعدش با تفکر اسلامی مقایسه کنید بخدا اونا مسلمون نیستن که بخوان با عقاید ما فیلم بسازن
سلام علیکم
اولا که کلا توی متن دعوا نکردیم و صرفا محصول تحلیل شده
در ثانی، اونا مسلمون نیستن ما که هستیم، اگر محتوای اثر اونا برای مخاطب ایرانی تحلیل و واضح نشه، ممکنه به اشتباه بی افته و عقیده اش دچار اختلال و تغییر بشه. ما باید محتوای مضر آثار رسانه ای رو تبیین کنیم تا جهان بینی کامل اسلامی ما، به یک جهان بینی کهنه و غیر عقلی بدل نشه
در ادامه حرفم آقای عبداللهی من با ذوق و شوق میام تا نقد سازنده شمارو بخونم میدونم شما برای اون دسته از افرادی که از فیلما خو میگیرن(همه تاثیر میگیرن چه خودآگاه چه ناخوداگاه) دارید تحلیل میکنید من جوان جاهل که دیندار نیستم بهتر نیست اول درونمایه ما فیلم توضیح بدید مقدمه نوع سیستم جهانی فیلم سپس بیاید هرکدوم با دین اسلام مقایسه کنید که لذت ببریم از عقاید مختلف و نقص های دین مهندسی متوجه بشیم
بخدا قسم دیدن ما در ((ظاهر)) سودی نداره واسه اونا پس قرار نیست واسه ما فیلم بسازن که همه نقد های شمارو خوندم اون یهودی اون همه هزینه کرده نمیخواد بیاد عقاید اسلامی ترویج بده
سلامی دوباره
پیشنهادتون خوبه و سعی میکنیم سطح تحلیل هامونو بهتر کنیم. ولی اینجوریه که اون مدل هم چندباری نقد کردیم ولی مخاطب از طولانی شدن متن شاکی شده، یعنی در فرم نوشتار نقد هنوز به سلیقه واحدی نرسیدیم
سلام جناب عبدالهی خسته نباشید حالا که سریال های کره ای هم نقد می کنید حداقل به سراغ تماشای سریال متحرک می روید ؟
سلام حسین آقا الان که سریال کره ای هم نقد می کنید لطف کنید سریال متحرک هم ببینید