فیلم سینمایی

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

فیلم سینمایی صیاد محصول نیروی زمینی ارتش و تولید بنیاد فارابی می‌باشد. یک سال قبل‌تر از صیاد، هوانیروز ارتش با همکاری بنیاد فارابی و سوره، فیلم آسمان غرب را تولید کرده بود. به نظر می‌رسد که همکاری بین فارابی و ارتش چندان جالب نیست و محصولاتی که توسط فارابی برای ارتش ساخته می‌شود از کیفیت کافی بهره نمی‌برند. گرچه ارتش از در اختیار گذاشتن هیچ امکاناتی دریغ نکرده اما بنیاد فارابی، هم در فیلم صیاد و هم در فیلم آسمان غرب درنهایت یک محصول درجه سه تحویل داده است. در ادامه این مقاله به ضعف‌های روایی، فرمی و محتوایی فیلم صیاد خواهیم پرداخت و مشکلات ساخت فیلم‌های سفارشی در ایران را بیان خواهیم کرد.

همچنین می‌توانید از طریق ویدئوی زیر نقد فیلم صیاد را تماشا کنید:

تقابل قهرمان و ضدقهرمان در صیاد

صیاد حتی نمی‌تواند به اسم فیلم خودش وفادار باشد و بیشتر از صیاد بودن خودش صید سازندگان این اثر ضعیف شده. فیلم صیاد در کل از یک بلاتکلیفی بزرگ رنج می‌برد و آن‌هم سردرگمی اثر در روایت داستانش است. صیاد بعد از پایان فیلم کاملاً در ذهن مخاطب یک اثر مجهول‌الهویه است، اما چرا؟!

چون سازندگان فیلم هم نمی‌توانند تکلیف خود را مشخص کنند که می‌خواهند فیلم شهید صیاد شیرازی را بسازند یا اثری که قرار است به تاریخ معاصر ما در سال‌های ۵۹ تا ۶۰ طی دوران فرماندهی کل قوای بنی‌صدر را روایت کند. همین اتفاق باعث شده هیچ‌کدام از این دو  روایت دارای پرداخت درستی نباشند و هر دو ناقص و خام باقی بمانند. درنتیجه به‌جای یک فیلم با روایت مشخص شاهد یک اثر چندپاره هستیم که حتی سازندگانش هم در پرداخت اینکه دنبال چه هستند، عاجزند.

فیلم صیاد قرار است روی محوریت دو قطب قهرمان و ضدقهرمان (پروتاگونیست و آنتاگونیست) مانور دهد. فیلم صیاد سعی کرده مثل فیلم “غریب“، ضدقهرمانی قدرتمند و کاریزماتیک را در برابر قهرمان قرار بدهد. اما اینجا برخلاف فیلم غریب، کنترل ضدقهرمان، از دست نویسنده دررفته و آن‌قدر ضدقهرمان قوی پرداخت‌شده که عملاً قهرمان به حاشیه رانده می‌شود.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

ضدقهرمان هم ازلحاظ استدلال فیلم‌نامه هم ازلحاظ بازیگری (بازی درخشان هومن برق‌نورد یکی از معدود نکات مثبت فیلم بود که متأسفانه از بهای زیادی نادرست به شخصیتش یعنی بنی‌صدر نشاءت می‌گرفت) برتر از قهرمان داستان به تصویر درآمده. به حدی که شخصیت صیاد در برابر استدلال‌های منطقی و قانع‌کننده بنی‌صدر، قوی عمل نمی‌کند یا کاملاً مقهور می‌شود. نقش صیاد در برابر بنی‌صدر به‌قدری ضعیف است (حتی ممکنه بزنه زیر گریه) که باعث از چشم افتادن یکی از اسطوره‌ای‌ترین شخصیت‌های نظامی تاریخ ایران می‌شود.

در ابتدا، صیاد شیرازی به‌وسیله بنی‌صدر ترفیع درجه می‌گیرد. بنی‌صدر به او پروبال می‌دهد تا صیاد بتواند ایده‌های خودش را در کردستان اجرایی کرده و طرح خودش را برای شکست نیروهای ضدانقلاب در سنندج اجرا کند. بنی‌صدر حتی به صیاد شیرازی اختیار تام هم می‌دهد. صیاد هم در این زمینه موفق ظاهر می‌شود. همین موضوع در ابتدای کار باعث می‌شود ذهنیت مخاطب نسبت به بنی‌صدر مثبت تلقی شده و حتی تصمیم بنی‌صدر را در انتخاب شخصی مثل صیاد تحسین کند. حتی نحوه استدلال‌های بنی‌صدر در عرصه‌های نظامی و پشتیبانی، باعث می‌شود مخاطب تصور کند که شاید ما راه را اشتباه رفتیم و بنی‌صدر انسان خوبی بوده!

فیلم حتی استدلال‌های بعدی بنی‌صدر را در ادامه تا حدی عاقلانه نشان می‌دهد تا جایی که استدلال بنی‌صدر مبنی به کار نبردن نیروهای پاسدار و بسیجی در ساختار نظام جنگی فارغ از بحث ایدئولوژیک، کاملاً مؤثر جلوه می‌کند (اینکه پاسدارها هنوز سازمان نظامی درستی ندارند و تجربه مؤثری در این حوزه ندارند).

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

اما اوج این مسئله زمانی صورت می‌گیرد که صیاد برای فتح شهر استراتژیک سردشت، درراه انجام عملیات کمین می‌خورد و باوجود فتح سردشت تلفات نسبتاً زیادی می‌دهد. پس از فتح در زمان رویارویی صیاد و بنی‌صدر در این سکانس، بنی‌صدر می‌گوید که چرا این میزان تلفات بالا دادید و جان سربازان ما مهم است و دلیل تمرد شما از دستورات چیه؟! صیاد در برابر این حرف عقلانی بنی‌صدر استدلال محکمی ندارد و اصولاً پس از فتح تحقیر هم می‌شود.

این اتفاق در حالی  رخ می‌دهد که بنی‌صدر با لحنی کاملاً مقتدرانه و حق‌به‌جانب صحبت می‌کند و صیاد اصولاً مقهور شده و حتی به کم مانده بود گریه کند. اینکه ضدقهرمان این‌قدر منطقی عمل می‌کند و قهرمان در برابر ضدقهرمان نمی‌تواند از خود دفاع کند و حتی فتوحات قهرمان هم زیرسوال می‌رود، باعث می‌شود قهرمان از بیخ و بن خورد و تحقیر شود. حتی کنش تمردی صیاد در جلسه فرماندهان، آن‌چنان دراماتیزه و قهرمانانه نیست که مخاطب لذت ببرد و بیشتر از جوابیه کوبنده، مرثیه‌ای است برای تحقیر شدن صیاد در سکانس قبلی.

بنی‌صدر به‌قدری در انجام امور جنگ بدعمل کرد که توسط مردم و سپس مجلس و سپس امام خمینی، از سمت ریاست جمهوری برکنار شد. عراق به‌خوبی ارتش ایران را آنالیز کرده بود و با محاسبات دقیق می‌دانست چطور از پس ارتش ایران بربیاید. به همین دلیل لازم بود تا از نیروهای مردمی و جنگ‌های نامنظم سپاه (علیرغم نداشتن تجربه جنگی) استفاده کرد. مدیریت بنی‌صدر فقط باعث از دست رفتن خاک سرزمینمان شد و عملیات نصر هم شکست مفتضحانه‌ای خورد. بنی‌صدر نه‌تنها از عقاید اشتباهش دست نکشید، بلکه زمانی که تصور کرد امام تا سه ماه دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند، به مجاهدین خلق گرایش پیدا کرد و عملاً به‌نظام و مردم خیانت کرد.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

جالب است که بعد از برکناری بنی‌صدر، ارتش و سپاه اختلافات نظامی خود را به‌خوبی حل کردند و با طرحی واحد که وظیفه هرکدام به‌خوبی مشخص‌شده بود، توانستند بیش‌ازپیش محاسبات دشمن بعثی را به هم بریزند و در عملیات‌های فتح المبین و بیت‌المقدس، فتح الفتوح کنند. فتوحات مهمی که باعث شد عراق تا سال 66 و تا زمانی که آمریکا مستقیماً در خلیج‌فارس وارد جنگ با ایران شد، از لاک تهاجمی به لاک دفاع برود. اتفاقاً همکاری ارتش و سپاه لاک دفاعی صدام را هم شکست و در عملیات والفجر 8 فاو فتح شد.

اینکه عراق نیت فتح یک‌هفته‌ای ایران را داشت ولی فقط یک ماه در خرمشهر زمین‌گیر شد، به خاطر رشادت‌های قهرمانانه مردم بود. نیروهای مردمی جلوی ارتش عراق ایستادند و گاهی هم با تک‌های محدود، از عراقی‌ها تلفات گرفتند. چیزی که محاسبات صدام را به هم ریخت مقاومت مردم بود. به همین دلیل استفاده از بسیج عمومی و سازمانی نامنظم به اسم سپاه، برای غافلگیر کردن صدام و به هم ریختن محاسبات بعثی‌ها واجب بود. چیزی که بنی‌صدر نمی‌پذیرفت و این لجبازی فقط باعث شد تا عراق بیشتر از قبل در خاک ما پیشروی کند.

در فیلم صیاد این موارد به‌خوبی مطرح نمی‌شوند و بنی‌صدری که هم به کشور خیانت کرد و هم در روش جنگیدن اشتباه کرده بود، شخصی منطقی نمایش داده‌شده و حتی درجاهایی به ذهن مخاطب این مفهوم را القا می‌کند که روش جنگیدن بنی‌صدر، درست‌تر از چیزی بود که در واقعیت توسط ارتش و سپاه اجرا شد. گزاره‌ای که تاریخ آن را رد می‌کند اما فیلم‌ساز به خاطر نابلدی در نمایش صحیح ضدقهرمان، آن را به مخاطب القا می‌کند.

گرچه بنی‌صدر بسیار رذیل است و قصد دارد صیاد را در برابر ارتش علم کند، اما فیلم به‌جای اینکه نشان دهد این نقشه بنی‌صدر درست عمل نکرد و صیاد به دوست سپاه تبدیل شد (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد)، این‌گونه نشان می‌دهد که بنی‌صدر هوشمندانه یک فرمانده انتخاب کرده و حتی به اشتباهات وی به‌خوبی واقف است.

photo 2025 06 09 14 03 22 نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

شخصیت‌پردازی فیلم صیاد

نکته بدتری که فیلم صیاد را ازلحاظ فیلم‌نامه‌ای سقوط می‌دهد، ضعف شدید فیلم‌نامه‌نویس (حسین تراب نژاد) در پرداخت شخصیت‌هاست. همه شخصیت‌های فیلم یا تیپ شخصیتی‌های معمول دفاع مقدس‌اند که اصلاً شکل نمی‌گیرند، یا در بهترین حالت مثل دو شخصیت محوری فیلم (صیاد و بنی‌صدر) کنترلش از دست نویسنده دررفته و نتوانسته توازن رابین آن‌ها برقرار کند.

مثلاً کاراکتر نادر سلیمانی (شهید اسفندیار مسعودی) قرار است نماد تسویه‌های ناعادلانه و ناجوانمردانه در ارتش در ابتدای انقلاب باشد، اما نه آن‌قدر وسعت داده می‌شود که مخاطب با او همزادپنداری کند و نه دقیقه توضیح می‌دهد که چرا به این میزان مورد فشار تعدیل قرارگرفته. به‌علاوه اینکه شخصیت‌پردازی وی در حد تیپ باقی‌مانده (بازهم شبیه تیپ داخل فیلم غریب یعنی شهید نصرت زاد که او هم درگیر همین مسئله بود)، باقی شخصیت‌های فیلم هم همین داستان را دارند و به‌درستی پرداخت نشدند. مثلاً شخصیت سردار رحیم صفوی یا حتی شهید رجایی در حد تیپ‌های معمول می‌مانند. آن‌هم در بدترین حالت ممکن که شاید مخاطب اصلاً حس خوبی از این افراد نگیرد.

اما عجیب‌ترینش کاراکتر احمدزاده (با بازی محمدرضا هدایتی) به‌عنوان یکی از فرماندهان ارتش است که معلوم نبود طرفدار بنی‌صدر بود یا مجبور به انجام دستورات بود یا اینکه یک خائن به وطن بود. البته همین موضوع برای یکی از مشاوران بنی‌صدر هم صدق می‌کند که بازهم باعث اعصاب خوردی مخاطب می‌شود و واقعاً این حجم از باگ در شخصیت‌پردازی عجیب و شگفت‌انگیز است. انگار حتی تکلیف فیلم‌نامه‌نویس هم با این قضایا معلوم نبوده.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

خانواده صیاد شیرازی

خانواده صیاد تا یک ساعت اول فیلم حضور فیزیکی ندارند هیچ، انگار وجود خارجی هم ندارند و انگارنه‌انگار که صیاد خانواده‌ای دارد. بعد هم که خانواده وارد داستان می‌شود، این اتفاق به کلیشه‌ای‌ترین شکل و محدودترین حالت ممکن اتفاق می‌افتد و اصلاً رابطه جذابی بین صیاد شیرازی و همسرش شکل نمی‌گیرد.

این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که یکی از نکات جذاب این فیلم قبل از پخش این بود که با استفاده از زوج علی سرابی و مارال بنی‌آدم که در زندگی واقعی زوج هستند و بازیگران توانمندی محسوب می‌شوند، انتظار می‌رفت نتیجه کار حداقل از این بخش به بعد خوب باشد. منتها این قضیه برعکس رخ می‌دهد و در کلیشه‌ای‌ترین حالت باقی‌مانده. دقیقاً مثل رابطه شهید شیرودی و همسرش در آسمان غرب که با دیالوگ‌های کلیشه‌ای بی‌هیچ دستاورد دراماتیک یا عاطفی به پایان رسید.

photo 2025 06 09 13 44 27 نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

به‌طورکلی هم استفاده از روابط لمسی و نمایش زندگی شخصی یک شهید تا این حد (در حد نمایش اتاق‌خواب) کار درستی نیست. باید به یاد آورد که در آمریکا هم نمایش صحنه‌های مبتذل از فیلم‌های تاریخ مقدسی شروع شد پس بعید نیست این جریان را از سینمای دفاع مقدس شروع کنند (گرچه نمونه‌هایی در نمایش خانگی به چشم می‌خورد اما این مسئله به سینما هنوز راه پیدا نکرده).

اول اینکه نمایش این نوع رابطه در فیلم صیاد اصلاً نتوانسته حس عطوفت و عشق را به‌خوبی به مخاطب منتقل کند که نشان می‌دهد ایراد ناتوانی تولیدکننده در نمایش روابط عاطفی و عاشقانه، به خاطر عدم نمایش روابط لمسی نیست. دوم هم اینکه نمایش عشق با مفهوم غربی در سینمای دفاع مقدس اصلاً درست نیست.

در سینمای غرب، عشق با روابط لمسی و بوسه معنا پیدا می‌کند و بدون این‌ها عشق شکوفا نمی‌شود. نباید این مسئله الگوی فیلم‌ساز ما قرار گیرد و با روابط لمسی به دنبال نمایش مفهوم عشق باشد. فیلم‌ساز خوب می‌تواند بدون چنین روابطی هم یک رابطه عاشقانه جذاب را به تصویر بکشد که هم لوس نشود و هم از دایره ابتذال خارج باشد. چیزی که مشابه آن را در فیلم قلب رقه دیدیدم.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

نمایش نادرست اختلافات سپاه و ارتش

اوج افتضاحات و سقوط آزاد فیلم از زمان برکناری بنی‌صدر رقم می‌خورد. جایی که انگار فیلم به سرگردانی کامل مبتلا می‌شود. فیلم باید سراغ نبوغ صیاد برود تا وحدت بین سپاه و ارتش را پدید بیاورد اما این سوژه را هم گم می‌کند و اختلافات خاص نظامی بین ارتش و سپاه، به اختلافات بچگانه‌ای مثل نام‌گذاری عملیات تقلیل پیدا می‌کنند. گویا فیلم‌ساز ژانر فیلم را هم اشتباه فهمیده و به کمدی‌ترین شکل ممکن اختلاف بین ارتش و سپاه را به نمایش درمی‌آورد. اختلاف بین ارتش و سپاه در حد به کار بردن بیژن و منیژه یا ثامن‌الائمه (ع) و طریق‌القدس هست و عملاً روی نام‌گذاری عملیات‌ها باهم اختلاف دارند.

این صحبت توهین مستقیمی به هر دو نهاد بزرگ کشور محسوب می‌شود. ارتش و سپاه سهم بزرگی در این جنگ داشتند ولی حالا یک مسئله تاریخی تا این حد بچگانه جلوه داده‌شده. فیلم صیاد بجای اینکه شرح دهد اختلافات ارتش و سپاه چیزی فراتر از این موضوعات بوده و در حقیقت اختلاف بین ارتش و سپاه در تفکر نظامی، در نحوه جنگیدن و اختلافات لجستیکی و عملیاتی بوده تا این حد مسئله را تقلیل می‌دهد.

photo 2025 06 09 13 44 21 نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

گویا این فرماندهان بزرگ در این سنگر، همگی بچه‌هایی هستند که هر دوی‌شان مرتکب یک خلافی شده‌اند و حالا صیاد و محسن رضایی در نقش پدران دو طرف برای ادب کردنشان و ترغیبشان به دوستی، هرکدام یکی را بیرون و بعد هم با یک صلوات معنادار قضیه را ختم می‌کنند. اگر این صحنه را خود رژیم بعث عراق در یک فیلم به نمایش می‌گذاشت، حرجی نبود ولی وقتی داخلی‌ها با بودجه خود ارتش چنین اشتباه استراتژیکی می‌کنند مثل تیری می‌ماند که به قلب سینمای دفاع مقدس خورده. البته با توجه به سابقه بنیاد فارابی مشخص است که این کار از قصد بوده یا حاصل سهل‌انگاری است.

اختلافات ارتش و سپاه بیشتر در امر نحوه جنگیدن و سازمان‌دهی نیروها بوده. یعنی نوع اجرای عملیات‌های آفندی و پدافندی موردبحث اصلی بوده. جاهایی که این اختلافات به‌خوبی حل شد شاهد پیروزی‌های بزرگی همچون والفجر8، بیت‌المقدس و فتح المبین بودیم.

درست است که جاهایی هم عملیات‌های مشترک شکست خوردند (رمضان به خاطر سنگرهای مثلثی عراقی‌ها، خیبر و بدر به خاطر بمباران شدید شیمیایی عراقی‌ها و کربلای 4 به خاطر لو رفتن عملیات به خاطر کمک پهپادهای جاسوسی آمریکایی) اما هر جا این اختلافات نظامی حل نشد و ارتش به‌تنهایی عمل کرد، شکست خورد و هیچ پیروزی نداشت. مثل عملیات قادر که در آن حتی شخص صیاد شیرازی هم زخمی شد. درست است که یک سری اختلافات بیهوده هم در سپاه و ارتش وجود داشته، اما اینکه هیچ اشاره‌ای به اختلافات اساسی نظامی این دو نهاد نشود و صرفاً به اختلافات بیهوده پرداخت شود، نشان کم‌اطلاعی یا غرض‌ورزی تولیدکننده است.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

فیلم صیاد بعدازاین سکانس توهین‌آمیز به سقوطش ادامه می‌دهد و در ادامه اتفاقات عجیب‌وغریب و بی‌منطق کم ندارد که روی مخ مخاطب رژه می‌روند. صیاد در پایان خودش هم سردرگم می‌ماند. مثلاً قصد دارد با پایان عملیات طریق‌القدس به اتمام برسد ولی دلش نمی‌آید نگوید صیاد باعث آزادسازی خرمشهر هم شده. تولیدکننده یا باید به این سوژه ادامه می‌داد یا کلاً این مسئله را بیان نمی‌کرد. مشخص است که هدف از ساخت فیلم توسط ارتش همین بوده که صیاد شیرازی را در فتح خرمشهر مؤثر نشان دهد اما متأسفانه بنیاد فارابی به این سوژه و این نتیجه‌گیری جذاب لگد محکمی زده و جوری این مسئله را بیان می‌کند که برای هیچ‌کس قابل‌پذیرش نباشد.

به‌علاوه اینکه فیلم صیاد شرح درستی از اقدامات بزرگ صیاد شیرازی در آزادسازی شهر بستان و دفاع در تنگه چزابه در برابر پاتک معروف صدام (النصر الحاکم) در همان منطقه و در همان عملیات طریق‌القدس ارائه نمی‌دهد که بازهم فقط منجر به تأسف بیشتر می‌شود. فیلم درنهایت در الکنی کامل به پایان می‌رسد و به پایان‌بندی ضعیف ماحصل یک فیلم کاملاً ضعیف می‌شود.

photo 2025 06 09 13 44 14 نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

ایرادات جدی در فرم فیلم صیاد

کارگردانی جواد افشار متأسفانه فوق‌العاده تلویزیونی هست. البته که سبک‌کار جواد افشار که اکثراً پروژه‌های تلویزیونی بوده غیرازاین انتظار نمی‌رفت. فیلم در امر کات دادن به برخی سکانس‌هایش هم ضعیف عمل کرد که نشان‌دهنده عمق فاجعه رخ‌داده در عرصه کارگردانی اثر هست. مثلاً سکانس افتتاحیه فیلم کاملاً تلویزیونی و تا حد زیادی مصنوعی بود بعد یک کات وحشتناک افتضاح و تغییر لنز و تغییر سبک از سیاه‌وسفید به رنگی. اتفاقی که بارها تکرار شد و تدوین ضعیف و اشتباهات کارگردان به‌وضوح دیده شد.

دوربین فیلم اصلاً توازن ندارد و سر هر سکانسی از یک سبک جدید پیروی می‌کند. حجم عظیم اختیارات ارتش باعث شده کارگردان در هر سکانسی دلش بنگ بنگ بخواهد و فیلم یک اکشن بی‌مغز توخالی آن‌هم از نوع تصنعی و ضعیف شده است. فیلم از پرداخت صحنه‌های دراماتیکش هم عاجز است و حتی صحنه‌های شهادت شخصیت‌های فیلم  فاقد حس‌آمیزی است. مثل سکانس شهادت مشاور صیاد شیرازی براثر اشتباه در ترور صیاد یا شهادت شهید اسفندیار مسعودی.

photo 2025 06 09 13 44 31 نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

اوج این قضیه در اختلاف نریشن (راوی) فیلم بود که ابتدا راوی فیلم یک مرد بود و بعد به‌طور عجیبی به همسر صیاد (مارال بنی‌آدم) تغییر پیدا کرد. انتخاب همسر صیاد که نقش چندانی در فیلم نداشت و تغییر نریشن از یک مرد به او، واقعاً ایده افتضاحی بود.

فیلم در سایر جلوه‌های فنی هم حرف چندانی برای گفتن ندارد. صدا پردازی فیلم که به‌وسیله هوش مصنوعی تغییراتی داده‌شده بود اثرگذاری خاصی ندارد و عملاً به‌جای اتفاقی مثبت نکته‌ای منفی شده. چون باعث شده تا حد زیادی صداها با بازی کاراکتر صیاد هماهنگ نباشند و این اتفاق برای محسن رضایی و شهید رجایی که سعی بر شبیه‌سازی صدای آن‌ها هم شده، تکرار شود.

سطح دیالوگ‌های فیلم صیاد فوق‌العاده پایین است و دیالوگ‌ها در سطح همان فیلم ضعیف آسمان غرب باقی‌مانده‌اند. دیالوگ‌های فیلم صیاد کلیشه‌ای‌ترین و شعاری‌ترین حالت ممکن را برای مخاطب دارند و اصلاً جذاب نیستند. در فیلم صیاد حتی برخی اصطلاحات نظامی هم به‌درستی بیان نمی‌شوند. افرادی که با اصطلاحات نظامی آشنا هستند متوجه می‌شوند ایرادت عجیبی در این فیلم وجود دارد که نشان می‌دهد که آقای نویسنده یک مشاور نظامی درست حسابی نداشته.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

تیم بازیگری قوی

بزرگ‌ترین نقطه مثبت فیلم گروه بازیگری فیلم بودند که بازی‌های استانداردی ارائه کردند. به‌ویژه هنرنمایی درخشان علی سرابی که نشان داد بازیگر خوب باید خاک تئاتر را خوب خورده باشد تا بتواند یک کاراکتر را باشخصیت پردازی ناقص، بازهم برای مخاطب قابل‌باور کند. البته مشخص بود که سرابی علاقه خاصی به این شهید داشته و بنا به گفته خودش تحقیقات مفصلی کرده. حیف که شخصیت‌پردازی ناقص فیلم و مسئله صداگذاری و باقی مشکلات فیلم نگذاشتند ظرفیت بازی به حد ماکزیممش برسد.

بعد از علی سرابی، هومن برق‌نورد هم نمایش درخشانی داشت و متأسفانه موفق شد یک بنی‌صدر سمپاتیک بسازد (چیزی که اصولاً نباید اتفاق می‌افتاد). تطهیر بنی‌صدر و غلبه او بر صیاد، چیزی از هنرنمایی تروتمیز برق‌نورد کم نکرده و این بازیگر تمام تجربه‌های قبلی‌اش را اینجا به میدان آورده. بقیه بازیگران هم عملکرد استانداردی دارند و حداقل در این حوزه فیلم موفق عمل کرد.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

چرا فیلم‌های سفارشی خوب ساخته نمی‌شوند

قبلاً در نقد فیلم آسمان غرب اثبات کردیم که برعکس تصور خیلی‌ها، می‌شود فیلم سفارشی خوب هم ساخت (اینجا). در نقد فیلم صیاد به این مسئله می‌پردازیم که مشکلات فیلم سفارشی ساختن در نهادهای ایرانی چیست؟

صیاد مثال خوبی برای سفارشی‌سازی نادرست است. در این فیلم حجم اختیارات کارگردان بسیار بالاست. درست است که دادن بودجه محدود و ندادن امکانات باعث می‌شود تا یک فیلم خوب درنیاید، اما امکانات و بودجه بیش‌ازاندازه هم باعث می‌شود تا کارگردان زیاده‌روی کند. بودجه، تجهیزات و تسلیحات باید حساب‌شده و به‌اندازه به یک فیلم تزریق شوند تا نتیجه نهایی مطلوب باشد. افراط‌وتفریط در دادن امکانات و بودجه، هردو باعث به وجود آمدن یک محصول ضعیف هستند. در فیلم صیاد انگار کارگردان وارد یک سوله شده و هر تسلیحات و تجهیزات نظامی که دیده را بار زده و سر صحنه فیلم برده. بدون اینکه در نظر بگیرد برخی از این امکانات در سال‌های اول جنگ مورداستفاده قرار نمی‌گرفتند.

انتخاب صحیح گروه تولید نکته دیگری است که توسط نهادها باید رعایت شود. هنرمند دغدغه‌مند می‌تواند زمخت‌ترین شعارها را هم به هنری‌ترین شکل ممکن برای مخاطب بیان کند (مثل فیلم رزم‌ناو پتمکین). به شکلی که این شعار زمخت برای مخاطب منطقی به نظر برسد. در فیلم صیاد می‌بینیم که شعارها حتی از حالت عادی هم زمخت‌تر هستند و کارگردان نتوانسته آن‌ها را به شکل هنری ارائه دهد. گرچه جواد افشار رزومه خوبی در تلویزیون دارد، اما انتخاب نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس دغدغه‌مند و کارگردانی آشنا با سینما، مهم‌تر از رزومه جواد افشار است. عدم توجه به توانایی و استعداد افراد باعث می‌شود تا محصول نهایی آن چیزی که باید باشد، نباشد.

photo 2025 06 09 14 03 32 نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

نظارت صحیح یکی دیگر از ارکانی است که باید رعایت شود. گاهی اوقات گروه تولید با بزک کردن مواردی مثل استفاده از هوش مصنوعی برای شبیه‌سازی صدای صیاد شیرازی، یک‌نهاد را برای بودجه دادن به آن فیلم قانع می‌کند. اتفاقی که می‌افتد این است که این کار انجام می‌شود اما مفهوم محصول نهایی چندان جذاب نیست. یعنی پیش می‌آید که برخی تولیدکننده‌ها با بودجه یک‌نهاد حاکمیتی علیه حاکمیت فیلم می‌سازند یا با بودجه یک‌نهاد نظامی، فیلم ضد جنگ می‌سازند. مثالش فیلم‌های پنجاه قدم آخر و پاداش سکوت هستند.

فیلم‌های ضد جنگی که از رمان در جبهه غرب خبری نیست و فیلم متولد چهارم جولای الگو گرفتند و با دوز بسیار بیشتری دفاع مقدس را تخریب می‌کنند. آثار ضد جنگ مختص همان اروپا و آمریکایی هستند که در جنگ‌های بیهوده تلفات بسیار بیشتری از تلفات ما در دفاع مقدس دادند، ذات دفاع مقدس ما با آثار ضد جنگ همخوانی ندارد. اما چون برخی مسئولین فرهنگی به‌اندازه کافی کتاب نخوانده‌اند و فیلم ندیده‌اند، متوجه کپی کاری تولیدکنندگان نمی‌شوند و محصول نهایی که یک فاجعه است را با خوشحالی تماشا می‌کنند.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

عدم استقبال مخاطب از فیلم صیاد نشانه تغییر ذائقه مخاطب ایرانی نیست. فیلم ضعیف قطعاً در امر جذب مخاطب هم ضعیف عمل خواهد کرد. متأسفانه اشتباه محاسباتی مسئول مربوطه باعث می‌شود تا به خاطر توهم تغییر ذائقه مخاطب به سمت ساخت آثاری رود که با ادعای جذب طیف خاکستری، برخی تابوها را بشکند و اثری هنجارشکن تولید کند.

در حین اکران فیلم صیاد شاهد اکران فیلم موسی کلیم‌الله هم بودیم که مخاطب از آن استقبال خوبی کرد و همچنین در جشنواره فجر 44 هم‌زمان با فیلم صیاد شاهد اکران فیلم‌های خدای جنگ و اسفند بودیم که در حوزه دفاع مقدس مورد استقبال مخاطبین و منتقدین قرار گرفتند. ازنظر شباهت کشمکش قهرمان و ضدقهرمان هم فیلم غریب (که مورد استقبال قرارگرفته بود) را داریم که آن‌هم می‌تواند الگوی خوبی باشد. قلب رقه نیز توانست ماجرایی عاشقانه را بدون روابط لمسی در خود جای دهد. پس می‌توان بدون این اشتباهات هم فیلم خوب ساخت و هم‌نظر مخاطب را جلب کرد. ذائقه مخاطب تغییر نکرده، فیلمی که ساخته‌شده، فیلم خوبی نیست.

نقد و بررسی فیلم صیاد؛ تکرار دوباره اشتباهات فیلم آسمان غرب

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری از فیلم صیاد

متأسفانه فیلم به‌جز بازی درخشان علی سرابی در نقش اصلی (باوجود کاستی فراوان فیلم‌نامه و کارگردانی) و هومن برق‌نورد در نقش مکمل، هیچ نقطه مثبت قابل‌توجهی ندارد و شاید فقط سازندگان و سفارش‌دهندگان را راضی کند. چیزی که دقیقاً بر سر ارتش و قهرمانانش در آسمان غرب هم آمد. متأسفانه به‌جای رفع مشکل فارابی، ارتش یک‌بار دیگر از این سوراخ گزیده شد. این فیلم حتی به شکوه پوسترش هم نمی‌رسد.

ما از نقد منفی خوشحال نمی‌شویم، از فیلم ضعیف ناراحت می‌شویم. چیزی که فارابی و حوزه هنری باید از اوج یاد بگیرند این است که در جشنواره فجر به‌جای ساخت پنج فیلم و دریافت بازخوردهای حداقلی، دو فیلم بسازند ولی بازخوردهای عالی دریافت کنند. اوج با همین رویکرد و با فیلم‌های خدای جنگ و اسفند، تحسین مخاطبان و منتقدان را دریافت کرد. به امید ساخت بهتر آثار در حوزه دفاع مقدس و اینکه این ژانر دوباره قدرت سابقش را باز یابد.

نویسنده اول: رضا محمدی

نویسنده دوم: حسین عبداللهی کرمانی

نوشته های مشابه

‫7 دیدگاه ها

  1. سلام. یه سوال داشتم
    فرض کنید ما خواستیم بازی داستانی بسازیم و یا فیلمی بسازیم تماما با ابزارهای کامپیوتری و بازیگر ها وجود خارجی نداشته باشند.
    به نظرتون اونجا هم لمس زن و مرد تاثیر بدی داره؟ ( در حد معقول و عاطفی منظورمه نه غیر اخلاقیش)

    1. سلام علیکم
      به طور کلی لمس احساسی و تماس بدنی با نیت های زناشویی مشکل داره. یعنی جاهایی که زن و مرد دست هم رو میگیرن، میبوسن، بغل میکنن و… . در بازی و انیمیشن چون با شخصیت واقعی طرف نیستیم تا حدی این مسائل تاثیرگذاری بازیگر واقعی رو نداره و اشکالی نداره. اما برخی موارد مثل برهنگی یا بدن نمایی، بوسیدن و… مشکل دارن چون یا باعث انحراف مخاطب میشن یا اینکه جزو روابط شخصی به حساب میان و نمایش روابط شخصی یا خصوصی بین زن و مرد، کلا ایراد داره.

      حتی توی سینما هم گاهی برخی لمس های غیر احساسی اتفاق افتاده که کسی ایراد نگرفته. مثل زدن روی شونه، پاک کردن بخشی از لباس، سیلی زدن، هل دادن و… . به طور کلی تا زمانی که از لمس برای روابط عاطفی استفاده نشه، به این حد ایراد نداره و نمایشش در بازی یا انیمیشن کلا ایرادی نداره. حتی توی انیمیشن و بازی میشه با استناد به روابط محرم و نامحرم، بیشتر از اینا هم پیش رفت ولی حدود باید رعایت بشه

  2. سلام روز بخیر حسین آقا
    من در به در دنبال یک فیلم یا سریال خوبم که محتوای اعتقادی خوبی داشته باشه از طرفی محتوای کیمیاگر تمام فلزی و برزرک هم تماما کابالیستی و یهودزده است شما آثار خوبی که تماشا نشده باشه سراغ ندارید که تماشا کنیم ؟
    راستی عیدتون هم مبارک باشه

    1. بین انیمه ها و مانگا ها نگرد علیرضا پیدا نمیکنی
      همشون یهود زده و شیطانی و پر از فلسفه های تاریک که روح آدمو نابود میکنه هستن
      اینو کسی داره میگه که از ۱۶سالگی و به مدت ۸ سال به عنوان سرگرمی فقط انیمه دیده و مانگا خونده و الان روح و روانش با مدفوع سگ یکسان شده
      مخصوصا مانگا!! باز انیمه یکم بهتره کمتر ضد حال میزنه ولی مانگا ها داغونن داغون

      1. حسین آقا من اینجا بازم بابت تمام رفتار های گذشته ام عذرخواهی میکنم و ان شا الله امیدوارم منو ببخشید و دوباره در ایتا با بنده هم کلام شوید
        راستی در مورد پیشنهاد تماشا خیلی وقته عنوانی رو در کانال نگذاشتید ولی من پیشنهاد میکنم سریال moving یا متحرک رو تماشا کنید چون میتونه به عنوان یه اثر ابرقهرمانی و سیاسی الگو قرار بگیره که در عین حال که کاراکتر های نوجوان داره ولی کاراکتر های بزرگسال محوری هم داره که به مسائل مهم سیاست کره در تقابل با کره شمالی و آزمایشات مخفی آمریکا می پردازه

  3. این جواد افشار کلا تو کار تولید زبالس
    اون از گاندو این از صیاد اونم از ناریا که اول فکر کردم خوبه الان دیگه اصن فازش معلوم نیست شده یه ترکیبی از فیلم ترکی و هندی تازه یه ده لول پایین تر از اونا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *