رمان و کتابمقالات و مطالب مفید
نقد و بررسی رمان زیبای گمشده(Making Faces)؛ تطهیر باطن زشت جنایتکاران

رمان زیبای گمشده (making faces) به قلم امی هارمن به تحریر درآمده. امی هارمن نويسنده هشت کتاب پرفروش ليست پرفروشهای نیویورکتایمز، ژورنال والاستریت و يواس اي تودي است. رمان زیبای گمشده مثل اکثر آثار امی هارمن قرار است یک روایت عاشقانه را در بر بگیرد. چاشنی مهم این داستان عاشقانه، جنگ عراق است. نویسنده این رمان از سوژه جنگ عراق استفاده کرده تا علاوه بر خریدن احساسات مخاطب، بعد از ده سال از گذشت جنگ عراق (این کتاب سال 2013 منتشر شد)، از سربازان جنگ عراق قهرمان بسازد. این کتاب اشاره خاصی برای دلیل آمریکا به حمله به عراق ندارد و فقط از این سوژه استفاده کرده تا قهرمان سازی خودش را در یک داستان عاطفی رقم بزند.
ترجمه نام این رمان از انگلیسی به فارسی بهطور دقیقتر، “چهرهسازی” میشود. چهرهسازی اسم بهتری برای این رمان است که با مفهوم این داستان همخوانی بیشتری دارد. بااینحال مترجمین بهاشتباه نام این رمان را زیبای گمشده ترجمه کردهاند.
رمان زیبای گمشده بهطورکلی یک داستان پر تبوتاب نیست. بیشتر قرار است با خیالبافیها و دیالوگهایی که بین شخصیتها ردوبدل میشود مواجه باشیم. در ادامه بهطور مفصل به بررسی فرم و محتوای رمان زیبای گمشده خواهیم پرداخت.

خلاصه داستان رمان زیبای گمشده
زیبای گمشده روایت سه شخصیت به نامهای بیلی، آمبروز و فرن است. بیلی یک پسر معلول است که همه تلاش میکنند با بالا نگهداشتن روحیه او طول عمرش را افزایش بدهند چون کسانی که معلولیت مشابه بیلی را دارند معمولاً 21 سال بیشتر عمر نمیکنند. فرن دختری بسیار احساساتی و سرخوش است که دختردایی بیلی هم هست. فرن فکر میکند که زیبا نیست و همیشه حسرت زیبایی دخترهای دیگر را میخورد. آمبروز قهرمان کشتی ایالت است و یکی از جذابترین پسرهای دبیرستانی محسوب میشود که بیلی و فرن هم در آن درس میخوانند. پدر بیلی مربی کشتی آمبروز است.
روزی از روزها یکی از دوستان فرن و بیلی به اسم ریتا، از فرن میخواهد تا جای او به آمبروز نامه داده و به او ابراز علاقه کند. فرن این کار را میکند و وارد نامه بازیهایی خاص با آمبروز میشود که جنبه احساسی ندارد و بیشتر شبیه کشف باطنی طرف مقابل است. آمبروز متوجه میشود نامهها کار فرن است به همین دلیل از ریتا جداشده و قصد دارد نظر فرن را جلب کند.
با وقوع حادثه یازده سپتامبر زمزمه حمله آمریکا به عراق شروع میشود و آمبروز هم تصمیم میگیرد با چهار دوست کشتیگیر خود به ارتش بپیوندد. آنها در عراق دچار کمین میشوند و به خاطر انفجار مین ضدتانک، دوستان آمبروز کشتهشده و آمبروز شدیداً زخمی میشود. جراحت آمبروز باعث میشود تا چهرهاش زیبایی خود را ازدستداده و ظاهری بهشدت کریه باشد.
آمبروز برمیگردد و کمکم میتواند رابطه صمیمانهای با بیلی و فرن ایجاد کند. بیلی توسط همسر ریتا کشته میشود و آمبروز با فرن ازدواج میکند. حاصل ازدواج فرن و آمبروز یک پسر به نام بیلی است.

بررسی فرمی داستان زیبای گمشده
صرفاً بامطالعه خلاصه این داستان میتوان متوجه شد که زیبای گمشده چندان یک اثر هنری و ادبی شاخصی نیست. داستان بهشدت قابل حدس است و در بیشتر مواقع ازنظر احساسی هم چندان مخاطب را درگیر خود نمیکند. حجم دیالوگها بسیار بالاست و نویسنده بسیار سعی میکند با دیالوگها مقصود محتوایی خود را انتقال دهد. رمانها باید با داستان خود محتوای مدنظر را به مخاطب انتقال دهند اما نویسنده رمان زیبای گمشده از این امر عاجز است و با دیالوگ این کار را انجام میدهد. به عبارتی بیشتر شاهد صحبت کردن نویسنده و بیان صریح نگاهش از طریق شخصیتهای داستانش هستیم.
امی هارمن سعی دارد توجه مخاطب را به زیبایی باطنی بیلی، آمبروز و فرن معطوف کند؛ یعنی در عاشقانهای که او نوشته قرار نیست ظاهر شخصیتها ملاک علاقه آنها به هم باشد. البته در ابتدای داستان اینگونه نیست و فرن واقعاً بهظاهر آمبروز علاقه پیداکرده. اینکه او آمبروز زشت را که ازجنگ برگشته میپذیرد، به خاطر این است که فکر میکند خودش زیبا نیست و حالا چون آمبروز هم زشت شده، آنها همسطح همدیگر شدهاند و میتواند بدون اینکه عذاب وجدان ظاهر زشت خودش را داشته باشد، با آمبروز معاشرت کند.
فلش بکهای داستان فقط برای کش دادن داستان هستند. وجود بیشتر آنها ضروری نیست و در جای درستی هم قرار ندارند. به خیالبافیهای فرن و بیلی که بهشدت فانتزی هستند و برای مخاطب مسخره جلوه میکنند، بیشازاندازه پرداختهشده و بسیاری از آنها بدون اینکه به داستان آسیبی وارد شود قابلحذف هستند.
در برخی موارد نویسنده بهخوبی کارکرده. مثلاً کشته شدن دوستان آمبروز ازنظر احساسی روی مخاطب تأثیرگذار است چون ما قبلاً مرام و معرفت این چهار نفر را در داستان دیدهایم. همچنین فضای غمآلود بازگشت آمبروز بدون دوستانش به شهر، بهخوبی در اثر پیداست. چهره کریه آمبروز و مشکلاتی که بهعنوان یک جانباز جنگی با آنها دستوپنجه نرم میکند هم از دیگر مواردی هستند که نویسنده بهخوبی به آنها پرداخته.
بسیار جالب است که نویسنده فقط در مواردی که مسائل احساسی به “جنگ” مرتبط بودهاند، بهخوبی داستان را پردازش کرده است. واقعه 11 سپتامبر و فشاری که به آمبروز و مردم به خاطر کشته شدگان در جنگ عراق بهخوبی در داستان ظهور و بروز داشتهاند. مثلاً بااینکه اصلاً مادر آمبروز در داستان حضور ندارد، نگرانی آمبروز که مادرش در برجهای دوقلو کار میکرده به شکلی ملموس (ولی ضعیف) به نگارش درآمده. همین نگرانی باعث میشود تا او با خودش فکر کند که به ارتش بپیوندد و به جنگ برود. یا در جای دیگر شاهد هستیم که شخصیتهایی مثل ریتا بااینکه رابطه نزدیکی با فرن و بیلی دارد، بهخوبی مورد موشکافی قرار نمیگیرند اما به دوستان آمبروز بهخوبی پرداخته میشود که قرار است در جنگ کشته شوند.
اشاره مستقیم به جنگ عراق و 11 سپتامبر در رمان زیبای گمشده خیلی کم است؛ اما همین اشارات محدود درجاهای بسیار حساس و نقاط عطف داستان وجود دارند. بهطورکلی امی هارمن قصد ندارد تا از فضای جنگ عراق بهعنوان پسزمینهای برای داستان خود استفاده کند. او قصد دارد صراحتاً به جنگ عراق بپردازد و از کشتهشدگان و جانبازان این جنگ تقدیر کند.

شخصیتها
فرن: شخصیت اصلی داستان که فکر میکند زشت است. وی با آمبروز ارتباط عمیقی از طریق نامههای ریتا برقرار میکند و باعث میشود آمبروز عاشق باطن زیبای فرن شود. درک باطن زیبای فرن باعث میشود تا ظاهر فرن هم برای آمبروز زیبا به نظر برسد.
فرن تیلور دختر نوجوانی که با ایماژی از حضرت یحیی نمایانده میشود (خود نویسنده صراحتاً این مسئله را بیان میکند). کسی که بهمثابه حضرت یحیی در زمان پیری به حضرت زکریا مرحمت شد و باعث خیر و سعادت در زندگی آنها گشت. به عبارتی نویسنده از داستان کتاب مقدس استفاده کرده و آن را در رمان زیبای گمشده نمایان کرده است. به این شکل فرن همانند یحیی قرار است باعث سعادت سایرین شود. مخصوصاً آمبروز و بیلی.
بیلی: پسرک معلول داستان که مشخص است قرار است بمیرد. شخصی که امید به زندگیاش در آن وضعیت ناجور قرار است راهنمای آمبروز باشد تا به خاطر وضعیتش (که از معلولیت بیلی خیلی بهتر است) ناامید نشود و به زندگی کردن ادامه دهد.
آمبروز: وی شخصیت اصلی داستان نیست اما همهچیز در مورد اوست. آمبروز یک وترن (کهنه سرباز) است که دوستانش را در جنگ ازدستداده و خودش هم به شکل فجیعی مجروح شده. این رمان با اضافه کردن فرن و بیلی به ماجرای آمبروز میخواهد توجه آمبروز را به زیبایی درونی جلب کند (نه زیبایی ظاهری) و کاری کند که آمبروز امیدوارانه به زندگی ادامه دهد. به عبارتی هدف رمان زیبای گمشده از اضافه کردن شخصیت آمبروز، امید دادن و خریدن حس همدلی برای وترن های آمریکایی است. کسانی که رمان زیبای گمشده ادعا میکند نیازمند حس همدلی و توجه دیگر مردم هستند.
ریتا: وی شخصیتی است که از زیبایی ظاهری و جنسی کم ندارد. سرنوشت او ورود به روابط نامشروع و باردارشدن در حین همین روابط است. درنهایت هم با شخص نامناسبی ازدواج میکند و وضعیت سلامتیاش اسفناک میشود. شوهر وی همان کسی است که دوست ریتا یعنی بیلی را میکشد. اضافه شدن ریتا در کنار فرن برای این است که مخاطب درک کند زیبایی ظاهری فقط دردسر به همراه دارد و زیبایی واقعی باید در درون انسانها باشد.
جمعبندی شخصیتها: رمان زیبای گمشده با چهار شخصیت اصلی سعی دارد وترن های آمریکایی را تطهیر کند و آنها را لایق همدردی نشان دهد. آمبروز بهعنوان وترن ظاهر زیبایی ندارد و مخاطب باید درک کند که ظاهر زشت وترن ها مهم نیست بلکه باطن آنها مهم است. چیزی که همدردی برای وترن ها را خریداری میکند همین مسئله است که وترن ها هم مثل بقیه مردم آمریکا هستند وزندگی مشابهی مثل آنها داشتهاند، اما جنگ ظاهر آنها را بههمریخته.
این ادعای امی هارمن در رمان زیبای گمشده بسیار ناجوانمردانه است. سربازان آمریکایی به معنای واقعی کلمه در باطن هم زشت هستند. اخبار رسمی جنایات، تجاوز به زنان، شکنجهها و… سربازان آمریکایی علیه مردم بیش از 40 کشور دنیا موجود است. چگونه این سربازهای وحشی که حتی در عراق هم جنایات متعدد و وحشتناکی داشتند (موضوع رمان جنگ عراق است)، میتوانند باطن زیبایی داشته باشند؟
مسئله افسردگی وترن های آمریکایی یک مسئله کلیشهای در آمریکا است. بسیاری از کهنه سربازان آمریکایی که از جنگ برمیگردند، به خاطر جنایاتی که در جبهه کردهاند دچار افسردگی و بیماریهای روانی میشوند. حال امی هارمن سعی دارد تا این جنایتکاران را با داستانش درمان کند و سایر مردم را به همدلی و همدردی با آنها تشویق کند. رمان زیبای گمشده وظیفه دارد تا با چشمپوشی از جنایات سربازان آمریکایی در جنگها، توجه مثبت مردم به آنها را جلب کند و وترن ها را هم از وضعیت نابسامانی که دارند نجات دهد.
هدف داستان زیبای گمشده
داستانهای زیادی با تم جنگ وجود دارند که به مسئله جنگ یا جبهههای نبرد نمیپردازند. زیبای گمشده هم هزاران کیلومتر از جنگ دور است و بهشدت کوتاه به وقایع عراق میپردازد. جالب است که واقعه 11 سپتامبر هم بهطور مستقیم در داستان پردازش نشده و این واقعه از طریق تلویزیون به شخصیتها و مخاطب رمان مخابره میشود.
پس بهراحتی میتوان گفت که رمان زیبای گمشده قصد ندارد به قهرمانان یا جنایتکاران جبهه نبرد بپردازد. البته این نکته هم حائز اهمیت است که چون آمبروز با صدمات روانی و شبهات ناشی از جنگ دستوپنجه نرم میکند، این رمان قصد این را هم ندارد که صرفاً از بهانه جنگ برای زشت کردن آمبروز استفاده کند.
ما شاهد هستیم که جنگ عراق و پیوستن آمبروز با دوستانش به ارتش به شکلی منطقی برای مخاطب جلوه میکند؛ یعنی شخصیتها اصلاً از خودشان نمیپرسند که به خاطر 11 سپتامبر چرا باید به عراق حمله کنند. آنها کاملاً و بهراحتی پذیرای جنگ هستند و به ارتش میپیوندند. این جنگ منطقی است و هیچ خبری هم از درگیری سربازان آمریکایی با سربازان یا مردم عراق نیست. حتی آمبروز و دوستانش هم مستقیماً باکسی درگیر نمیشوند و به خاطر یک مین دچار حادثه میشوند.
آمبروز دچار صدمات روانی شده که ازنظر نویسنده و مخاطب منطقی هستند. به نظر ما بدیهی است که یک نفر به خاطر از دست دادن دوستانش دچار این صدمات روانی شود؛ اما جالب است که آمبروز درنهایت از شر این شبهات و صدمات روانی رها میشود. در داستانهایی که تم جنگ در آنها وجود دارد، اگر یک کهنه سرباز به حضورش در جبهه نبرد افتخار کند و از آن جنگ بهخوبی یاد کند، یعنی این داستان در حال تقدیر از جنگ و قهرمان سازی از این سرباز است. برخی از داستانها هم دارای کهنه سربازانی هستند که به پوچی جنگ پی بردهاند و نمیتوانند از شر تأثیرات منفی و روانی جنگ خود را نجات دهند.
رمان زیبای گمشده یک کهنه سرباز را به تصویر میکشد که از جنگ متنفر نیست و به خاطر جنگیدن پشیمان نشده. وی دچار مشکلات روانی ناشی از جنگ شده و نیاز به درمان دارد. امی هارمن درمان این شخصیت را در روابط دوستانه او با فرن و بیلی قرار میدهد. رمان زیبای گمشده در حال مدح یا نکوهش جنگ نیست اما سعی دارد تا جنایتکاران جنگی را تطهیر کند و آنها را در کنار مردم عادی نمایش دهد. گویا این اشخاص هیچ کاری در منطقه جنگی علیه مردم بیگناه کشورهای جنگزده نکردهاند.
الهامات داستانی
بااینکه شخصیت فرن تصور میکند زیبا نیست و باید از زیبایی باطنی نمایندگی کند، اما نویسنده جوری او را توصیف میکند که متوجه میشویم فرن درواقع زیباست. او در نوجوانی و در دوره بلوغ زیبا نبوده اما پس از گذراندن این دوران زیبا شده. از طرفی آمبروز چهره قبیحی پیداکرده و رابطه این کهنه سرباز زشت با فرن زیبا، مشخصاً از داستان دیو و دلبر الگو گیری شده.
در داستان دیو و دلبر شاهد هستیم که هم شخصیت بل و هم دیو، به زیبایی درونی هم پی میبرد و همین باعث میشود که این دو عاشق هم شوند. همین روند در زیبای گمشده هم دنبال میشود.
از طرفی در داستان جوجه اردک زشت، شاهد هستیم که جوجه پسازاینکه به بلوغ میرسد، متوجه زیباییاش میشود. همانند فرن که تا قبل از اتمام دوره بلوغ زیبا نبود و پسازآن زیبا شد.
الگوهای دینی، ادبی و اساطیری
امی هارمن برای درگیر کردن مخاطب مذهبی آمریکایی با رمان خود، اشارات مستقیمی به کتاب مقدس دارد و حتی بهطور واضح فرن را تجلی حضرت یحیی معرفی میکند.
او برای اینکه مخاطب رمانش را یک اثر ادبی بداند و صرفاً به زیبای گمشده بهعنوان یک رمان ساده نگاه نکند، ابیات و جملات زیادی از شکسپیر را در این رمان جایداده است.
امی هارمن صرفاً قصد ندارد از سربازان آمریکایی قهرمانان ملی بسازد. او قصد دارد از آنها اسطورهسازی کند و به همین دلیل هم هست که داستانهای اساطیری زیادی از ابتدا تا انتهای داستان تعریف میشوند. حتی بعضی داستانها چند بار تکرار میشوند.
مسائل جنسی
در غرب، عشق بدون رابطه لمسی و جنسی معنا ندارد؛ یعنی حد نهایی عشق زمانی رخ میدهد که رابطه جنسی رخ دهد. به همین دلیل رمان زیبای گمشده و رمانهای مشابهی که سعی دارند یک ماجرای عاشقانه را به تصویر بکشند، از مسائل جنسی بهره میبرند. این نگاه حداقلی و حقیر به عشق یک آفت ادبیات غربی است و حتی در غرب هم مخالفین زیادی در بین منتقدین و مخاطبین دارد. رمان زیبای گمشده از همان ابتدا با توصیفات منکراتی از بدن ریتا، بیان مسائل جنسی را شروع میکند و بارها یک رابطه یا حداقل یک بوسه را برای مخاطب شبیهسازی میکند.
11 سپتامبر
اولین شوک رمان زیبای گمشده، حادثه 11 سپتامبر است. ماجراهای کشتی آمبروز و ذهنیت فرن یا حتی وضعیت جسمی بیلی چندان قوی پرداخته نشدهاند و تا رخ دادن حادثه 11 سپتامبر تقریباً هیچ شوک یا جذابیت خاصی در اثر وجود ندارد. نویسنده با قرار دادن مادر آمبروز در برجهای دوقلو این شوک را بیشتر تقویت میکند؛ اما خودمانیم، نویسنده در پرداخت به این حادثه بسیار ضعیفتر از حد انتظار عمل کرده. 11 سپتامبر انگیزه آمبروز برای رفتن به جنگ است اما بهقدری قوی پرداخته نشده و تأثیر جدی از آن روی آمبروز نمایش داده نشده تا برای خواننده اهمیت یا تأثیر این حادثه قابلدرک باشد. نویسنده زیبای گمشده صرفاً به ذهنیت قبلی مخاطبین آمریکایی خود از 11 سپتامبر بسنده کرده.
چرا حمله به عراق؟
آمبروز میخواهد به ارتش ملحق شود، اما چرا؟ چون در جنگ شرکت کند، اما در کدام جنگ؟ جالب است که خودش هم نمیداند. آمبروز میگوید احتمالاً این دفعه به عراق حمله کنند؛ یعنی حتی بهصورت قطعی نمیداند هدف بعدی حمله آمریکا چیست و صرفاً به خاطر حس وطنپرستی کاذبی که از 11 سپتامبر به او منتقلشده میخواهد چنین کار جوگیرانه ای انجام دهد.
جالب است که بهانه 11 سپتامبر برای حمله به عراق بهشدت مسخره است. چون طبق دادههای خود آمریکا، اگر 11 سپتامبر عملیاتی از پیش تعیینشده توسط خود آمریکا نبوده باشد، اشخاصی که این حادثه تروریستی را رقم زدند، یک عده سعودی، لبنانی و مصری بودند که با پول یک شخص سعودی ساکن افغانستان که بعداً پاکستان به او پناه داد (بنلادن) تأمین شدند. حال این وسط نقش عراق چه بوده که باید به خاطر 11 سپتامبر به آن حمله کرد؟
جالبتر آنجاست که حتی سلاحهای کشتارجمعی صدام هم بهانه بیخودی برای حمله به عراق است. چراکه خود آمریکا این سلاحهای شیمیایی را به عراق داده بود و درنهایت پس از فتح عراق هم هیچ سلاح هستهای یا اتمی در عراق پیدا نشد. فیلم Fair Game دقیقاً به همین مسئله میپردازد.
پس به عبارتی حمله به عراق بدون هیچ دلیل و بهانه موجهی انجامشده و افرادی مثل آمبروز یکمشت جو گیر احمق بودند که به خاطر بهانههای بیخود دست خود را به خون مردم عراق آلوده کردند. این اشخاص که بهراحتی بازیچه رسانههای آمریکا شدند، حقشان است که در عراق هر بلایی سرشان بیاید و نیروهای مبارز مردمی دمار از روزگارشان دربیاورند. همان بلایی که سر دوستان آمبروز آمد.

آیا سربازان آمریکایی قهرمان هستند؟
آمبروز نماینده تیپی از جوانان کشور آمریکا است که ادعا میشود از تعلقات فردی خود چون عشق، خانواده و عناوین قهرمانی در مسابقات ورزشی عبور کرده و به دفاع از حیثیت کشور خود میپردازند (بااینکه در واقعیت سربازان آمریکایی اینگونه نیستند). آمبروز به قهرمان تبدیل میشود. کسی که دچار کشمکشهای فرا فردی است و اغلب این کشمشها با جامعه درمیگیرد. آمبروز شخصیت سرگردان در جامعه آمریکا است فردی که از قهرمان پوشالی بودن خسته شده و رغبت بیحدی برای بدل گشتن به قهرمان واقعی از خود دارد. او اسطورهای است که درهرحال وظیفهشناسی در قبال جامعه را بر هر چیزی ولو عشق برتر میداند. کسی که ارجحیت زندگی فردی را در حفاظت از کشور خود قرار داده و در این راه از جان خود نیز مایه میگذارد.
آمبروز که با کنش حمایتگرانه خود، افراد ضعیفی همچون بیلی و فرن را در پناه خود نگه میدارد، همان ایماژ خامی است که سیاستمداران آمریکایی در قبال کشورهای منطقه آسیایی غرب از خوددارند. درحالیکه سیاست آمریکا تاکنون چیزی جز تعدی و تجاوز به کشورهای غرب آسیا نبوده است.
امی هارمن در زیبای گمشده به دنبال قهرمان سازی برای نسل جدید آمریکاست. قهرمانهای که نیاز کنونی جامعه آمریکا محسوب میشوند. در رمان او افراد معلول همچون بیلی نیز مستعد قهرمان شدن هستند. افرادی که در حد توانشان باید به کشورشان خدمت کنند و در مواقع لزوم از جان خود بگذرند. این رمان رویکرد کنونی جامعه آمریکا را به قهرمانپروری نشان میدهد. رویکردی که بر مبنای لزوم قهرمانهای ملی و فراملی است نه قهرمانهای پوشالی. جامعهای که از قهرمانهای همچون سوپرمن و بتمن با ویژگیهای خارقالعاده درآمده و به قهرمانهای عادی بازندگی و شرایط عادی پناه میآورد.
ذکر این مطلب در اینجا به نظر ضروری است، کشوری که از تمدن و قهرمانهای واقعی برخوردار نیست، با نوشتن رمانهای مانند زیبای گمشده به دنبال قهرمان سازی در اذهان عمومی خود برآمدهاند، درحالیکه کشوری همچون ایران با تمدنی چندین هزارساله و داشتن قهرمانهای در دوران پرافتخار دفاع مقدس این ضرورت را درنیافته که به تبیین و معرفی قهرمانهای واقعی کشور خود بپردازد. شخصیتهای قهرمانی که زیست و حیات خارجی داشتند اما از دید نویسندگان بهاصطلاح روشنفکر دورماندهاند.
تلاش برای بیطرف نشان دادن نویسنده
امی هارمن خاطرات آمبروز از عراق را طوری به تصویر کشیده که هیچ ردی از خشونت وجود ندارد. انگار آمبروز و دوستانش برای مسافرت به یک منطقه بد آبوهوا رفتهاند و هیچ خبری از جنگ نیست. حتی مرگ آنها هم بدون درگیری و به خاطر یک مین ضدتانک رقم میخورد. واقعاً این چهره واقعی جنگ عراق نیست و این شیوه پردازش داستان توسط امی هارمن، بوی مالهکشی میدهد.
از طرفی امی هارمن با قرار دادن یک شوهر بد برای ریتا که قاتل بیلی هم هست، سعی دارد بگوید شیطان همهجا هست و همهجا جنایت به بار میآورد. به عبارتی نویسنده با کشتن بیلی توسط شوهر ریتا میخواهد خود را تبرئه کند گرچه نویسنده به شوهر ریتا هم بهخوبی در داستان نپرداخته، اما نویسنده این مسئله را فراموش کرده که عراقیها نیروهای مهاجم به کشورشان را کشتند و شوهر ریتا یک پسربچه معلول بیگناه را کشت. اصلاً نمیتوان این دو مسئله را باهم مقایسه کرد. گویا نویسنده باور دارد هرکس که آمریکاییها را بکشد شیطان است و اصلاً متجاوز بودن سربازان آمریکایی و جنایاتی که انجام میدهند مهم نیست.

جنگ در خدمت احساسات مخاطب
جنگ با گرهای که با حادثه یازده سپتامبر شروع میشود اما در باب علل وقوع آن سخنی به میان آورده نمیشود. نویسنده در رمان خود قصد ندارد به تبیین علل حضور آمریکا در عراق بپردازد چراکه دغدغه اصلی نویسنده قهرمان سازی برای نسل نوجوان کشور خودش است ولو اگر تاریخ “تحریف” شود. جنگ موضوع بهعمد کمرنگ شده در رمان است چراکه بیم دور شدن خواننده از خط اصلی داستان وجود دارد. نویسنده زمانی به جنگ میپردازد که قصد تحقیر و تخریب فرهنگ کشورهای غرب آسیا را داشته باشد. هارمن تمایل ندارد ذهن مخاطب را با پرداختن به علل وقوع جنگ دچار تشویش کند او تنها به دنبال همراه کردن مخاطب و جلب احساس ترحم برای شخصیتهای رمانش است. این ترحم باید به وجود بیاید تا مخاطب با کهنه سربازان جنایتکار آمریکایی همدردی کند.
هیچکس دنبال علت جنگ نیست
نه هارمن و نه هیچکدام از شخصیتهایش نه به بررسی علت وقوع حادثه 11 سپتامبر میپردازند و نه به بررسی اینکه چرا باید به این بهانه به عراق حمله کرد. تصمیمگیری در مورد این مسائل به سیاستمداران واگذارشده و مردم عادی باید بدون فکر و تحقیق از این تصمیمها پیروی کنند تا به قهرمانان ملی تبدیل شوند.
حمله به ایران
پس از 11 سپتامبر مفهوم محور شرارت (ترجمه اصلی محور شیطانی است) مطرح شد و ایران هم یکی از کشورهای این محور معرفی شد. آمریکا قصد داشت به تمام کشورهای محور شرارت به بهانه 11 سپتامبر حمله کند. رمان زیبای گمشده با اشاره به شکست کشتیگیر ایرانی در المپیک 1922 بارسلون در مقابل جان اسمیت، او را قهرمان ملی کشورش معرفی میکند. امی هارمن با زیرکی یک مسابقه کشتی و برد در آن را به یک مسئله ملی و شکست کشور ایران پیوند میزند. بهطوریکه در معنای ضمنی غلبه بر ایران بهعنوان کشور بعدی که باید به آن حمله شود را یک آرزوی دستیافتنی برای مردمان آمریکا نشان میدهد.

جمعبندی و نتیجهگیری از رمان زیبای گمشده
رمان زیبای گمشده نثر سیال دارد بهنحویکه در جریان پرداخت داستان اصلی با پررنگ شدن کلمات مخاطب به گذشته ارجاع داده میشود و از گرهای که قبلاً برایش ایجادشده بود، پرده برمیدارد. هارمن با زاویه دانایی کل به بیان حالات و ویژگیهای فردی هرکدام از شخصیتهایش میپردازد تا بتواند خود را بدون موضع در داستان نشان دهد. او با توصیفات دقیق، پویا و عینی خود داستانی رئال را در قالب رمانتیک بیان میکند که در این کار نسبتاً موفق عمل کرده است.
رمان زیبای گمشده در کل یک عاشقانه معمول است که از زیبایی ظاهری فاصله گرفته و زیبایی باطن را هدف قرار میدهد. به 11 سپتامبر و جنگ عراق اشارات کوتاه اما حساسی میشود. نویسنده آمریکاییهای متجاوز را تطهیر کرده و آنها را قهرمانانی اسطورهای جلوه داده. زیبای گمشده بههیچعنوان قبول نکرده که آمریکا به عراق تجاوز کرده و آمریکا را تنها راه نجات عراق میداند.
زیبای گمشده ازنظر فرمی رمان جذابی نیست و افتخارات محدودش به خاطر شهرت نویسندهاش و اشارات زیاد به آثار رسانهای روز تلویزیون و اقتباسهایی واضح از شکسپیر، کتاب مقدس و اساطیر یونان، صورت گرفتهاند. البته که شاهد ترسیم بیاخلاقی، رفتارهای ناشایست و اروتیک هم در این رمان هستیم.
ناگفته نماند که بدیهی است آمریکاییها در چنین رمانهایی یا حتی فیلمهایی مثل سقوط شاهین سیاه، از ارتش تجاوزگر خود قهرمان بسازند و حتی شکستهایشان را هم قهرمانانه جلوه دهند. سوال اینجاست که چرا چنین آثاری در کشور ما حق چاپ و نشر دارند و چهره جنایتکاران آمریکایی را برای مخاطب ایرانی تطهیر می کنند؟
با تشکر از شیرین بیاتی






من این کار رو قبلا خوندم و بنظرم شما از اونجایی که با محتوای رمان مشکل داشتی سعی کردی یک رمان سطحی که بد نوشته شده جلوش بدی( با یک نگاه کلی به تمام نقد های شما از اول تا به الان هم میشه درک کرد که شما هر موقع از محتوای یک اثر ناراضی هستید سعی میکنید در سایر موارد هم اون رو ضعیف جلوه بدید) وگرنه من به هیچ وجه این حس که ضعیف به مسائل پرداخته شده باشه یا همچین چیزی رو هنگام خوندن این اثر نداشتم
هر چند که نسبت به باقی کار های امی هارمن ضعیف بود اما باز هم یک کار سطحی و مبتدی نبود