مشاهیر

بیوگرافی کارگردان سینما، Stanley Kubrick (استنلی کوبریک)

نام: استنلی کوبریکStanley Kubrick
تاریخ و محل تولد: 26 جولای 1928- منهتن نیویورک
تاریخ و محل مرگ: 7 مارس 1999- هرتفورد شایر انگلستان

“زندگی نامه” (مختصر)

استنلی کوبریک، کارگردان، نویسنده، تهیه کننده و فیلم بردار یهودی تبار آمریکایی است که یکی از بزرگ ترین فیلم سازان آمریکا به شمار می رود. بیشتر فیلم های او اقتباسات ادبی از رمان ها و داستان های کوتاه معروف و شامل ژانرهای مختلفی از جمله: جنگ، کمدی سیاه، وحشت و علمی- تخیلی است. فیلم برداری منحصر به فرد او و توجه دقیق به جزئیات فیلم، باعث شده است که فیلم هایش مورد توجه منتقدان زیادی قرار گیرد؛ به همین سبب فیلم سازی او کند و طولانی بوده و گاهی میان دو فیلمش سال ها وقفه می افتاده است. همین امر باعث شده که او در طول ۴۸ سال فعالیت در حیطه سینما، تنها ۱۳ فیلم بلند بسازد. استنلی کوبریک یکی از معدود کارگردانان کمال گرا در تاریخ سینما محسوب می شود. او و اورسن ولز، به عنوان دو نابغه جهان سینما شناخته شده اند.

“زندگی ابتدایی”

استنلی کوبریک در سال 1928 در منهتن نیویورک به دنیا آمد. پدرش، ژاک کوبریک، و مادرش، سادی گرترود، هر دو از مهاجران یهودی ساکن اتریش بودند. پدرش، ژاک، پزشک بود. او در دوازده سالگی به فرزندش شطرنج آموخت که این بازی، در سراسر زندگی استنلی به عنوان یک علاقه باقی ماند و همواره آن را در صحنه های بسیاری از فیلم هایش نشان می دهد.
در تولد سیزده سالگی اش، پدرش به او یک دوربین گارفلکس هدیه داد که استنلی جوان را به سوی عکاسی سوق داد. او در نوجوانی به موسیقی جاز علاقمند شد و مدت کمی هم به عنوان نوازنده درام مشغول بود. در دوران دبیرستان، کوبریک با دوربین هدیه پدرش، به طور جدی به عکاسی پرداخت و بعدها عکاس رسمی مدرسه شد. در سال 1945 فارغ التحصیل شد اما تقاضای او برای پذیرش در دانشگاه به دلیل نمرات پایینش از سویی و بازگشت سربازان از جنگ جهانی دوم از سوی دیگر، مورد قبول واقع نشد. کوبریک پس از فارغ‌ التحصیلی، عکس‌های خود را برای مجله“لوک” فرستاد و در سال 1946 به عنوان یک خبرنگار تمام وقت در این مجله مشغول به کار شد. او در طول شش سال فعالیتش درمجله “لوک” عکس‌های بسیاری از مناظر و وقایع در آمریکا گرفت.
کوبریک در سال 1948 با همکلاسی خود، توبا متز، ازدواج کرد و به دهکده گرینویچ واقع در نیویورک نقل مکان نمود. او تحت تأثیر فیلم های مکس افیولز و الیا کازان قرار گرفت و به این ترتیب به کارگردانی علاقمند شد.

” زندگی حرفه ای”

استنلی کوبریک کارگردانی را با ساخت مستند آغاز کرد. در سال 1951 با هزینه شخصی خود فیلم “روز نبرد” را برای شرکت March of Time ساخت. سپس کار در مجله لوک را رها کرده و دومین مستند کوتاهش با نام “کشیش پرنده” را نیز در همان سال و با سرمایه گذاری شرکت RKO کارگردانی کرد. سومین فیلم او، “ملوان”، که اولین فیلم رنگی او نیز بود، تبلیغی برای اتحادیه جهانی ملوانان محسوب می شد. این چند فیلم کوتاه، تنها آثار او در ژانر فیلم های مستند است. او همچنین دستیار کارگردان یکی از قسمت‌های برنامه تلویزیونی “اتوبوس همگانی”، درباره زندگی آبراهام لینکلن بوده است.

هراس و هوس- Fear and Desire:

سرانجام کوبریک در سال 1953 اولین فیلم داستانی خود با نام “هراس و هوس” را کارگردانی کرد. کوبریک و همسرش، توبا متز، تنها عوامل این فیلم بودند. داستان فیلم را دوستش هاوارد ساکلر نوشته بود که بعدها به نویسنده موفقی تبدیل شد. زندگی مشترک کوبریک با توبا، دوست دوران مدرسه‌اش، هم زمان با ساخت “هراس و هوس” پایان یافت و در سال 1954 با روت سوبوتکا، رقاص اتریشی، ازدواج کرد.

بوسه قاتل- Killer’s Kiss:

فیلم بعدی کوبریک با نام “بوسهٔ قاتل”، ساخته شده در سال ۱۹۵۵، همانند فیلم اولش با موفقیت های تجاری بسیار و انتقادهای کمی همراه بود. این دو فیلم با هزینه شخصی خود کوبریک تهیه شده بودند.

قاتل-The Killing:

فیلم بعدی او، “قتل”، که اولین ساخته کوبریک با بازیگران و دست اندرکاران کاملا حرفه ای بود، به علت روایت غیرخطی و سبک داستان گویی خاص آن، تأثیر عمده ای بر کارگردانان دیگر از جمله کوئنتین تارانتینو گذاشت. همچنین سبک فیلم برداری آن که در دهه 50 نامتداول بود، موجب تحسین و توجه منتقدان زیادی قرار گرفت. با این حال “قتل” از نظر تجاری شکست خورد.

راه های افتخار- Paths of Gloria

کوبریک براساس رمان “ضد جنگ” نوشته “همفری کاب” فیلم “راه های افتخار” را ساخت. این فیلم نخستین فیلم کوبریک بود که هم با موفقیت تجاری خوبی رو به رو شد و هم تحسین منتقدان زیادی را برانگیخت. داستان این فیلم در مورد فساد و خیانت در رده های مختلف نظامی، در موقعیت حساس جنگ بود.

اسپارتاکوس – Spartacus:

استنلی کوبریک در سال 1960 فیلم پرهزینه و تاریخی “اسپارتاکوس” را کارگردانی کرد. این فیلم براساس داستان واقعی شورش برده های رومی ساخته شده که کوبریک در آن مهارت و قابلیتش در خلق صحنه های عظیم و دشوار را به خوبی نشان داد. کرک داگلاس، تهيه كننده فيلم، با فشارها و دخالت های خود کوبریک را به ستوه آورد تا جایی که کوبریک هیچ گاه این فیلم را متعلق به خود نمي داند؛ زيرا او کارگردانی است که هیچ گاه نمی تواند زیر سلطه کسی کار کند. اختلافات داگلاس و كوبريك در اين فيلم، روابط كاري خوب آنها كه حين ساخت “راه هاي افتخار” به وجود آمده بود را ‌از بين برد. سال ها بعد كرك داگلاس از استنلي كوبريك به عنوان آدمي مزخرف اما با استعداد ياد کرد.

لولیتا-Lolita :

كوبريك بعد از ورود به انگلستان بلافاصله ساخت فيلم جديدش، “لولیتا”، را آغاز كرد. “لولیتا” اولین فيلم کمدی و هم چنين اولين فيلم عاشقانه (عشقي نامتعارف) او نيز بود. كوبريك “لوليتا” را بر اساس کتابی از “ولادیمیر ناباکوف”، نویسنده مطرح روسی، ساخت. “لوليتا” درباره شیفتگی مردي میانسال نسبت به دختری نوجوان است و طنز تلخ و گزنده اي دارد، به طوری که خانم پائولین کیل، منتقد آمریکایی، درباره این فیلم گفته: “لولیتا، انسان را در عین خنداندن به نفس نفس می اندازد.”

دکتر استرنج لاو – Dr. Strangelove:

در سال ۱۹۶۴ کوبریک فیلم پر سر و صدای “دکتر استرنج لاو” را ساخت. “دكتر استرنج لاو” که نام دیگرش “چگونه یاد گرفتم نگران نباشم و بمب را دوست داشته باشم” بود، از بهترين و مطرح ترين آثار كوبريك و يكي از نمونه هاي درخشان در ژانر كمدي سياه است. كوبريك اين فيلم را بر اساس رمان “آژير قرمز” اثر “پيتر جرج” ساخت. اين فيلم در دوران اوج جنگ سرد ساخته شد. “دکتر استرنج لاو” درباره عقايد و برنامه هاي ديوانه وار و رعب انگيز سياست مداران دو كشور ابر قدرت، آمريكا و شوروي، است كه در اتاق هاي دربسته بر عليه يكديگر توطئه مي كنند و در راه نابودي يك ديگر حتي از نابودي بشريت و حيات در زمين نيز ابایی ندارند. “دكتر استرنج لاو” از نظر ساختار بي عيب و نقص است. تمامي اجزاي اين فيلم تحسين برانگيزند. همه چيز آن تدوين، موسيقي، طراحي صحنه، بازي ها و كار تمامي عوامل فيلم، واقعا ستودني است.

یک اودیسه فضایی – A Space Odyssey :

“يك اديسه فضايي” فيلمي درخشان و به اعتقاد بسياري از منتقدان و تحليل گران سينما، بهترين فيلم علمي- تخيلي است. كوبريك اين فيلم را نيز بر اساس رماني از “آرتور سي كلارك “، یکی از مطرح ترين نويسندگان داستان هاي علمی– تخيلي، ساخته است و برای نوشتن فیلم نامه آن نیز از خود کلارک کمک گرفته است. كوبريك ديدگاه تاريك خود درباره سرانجام انسان، عصر ماشيني و تكنولوژي را به خوبي در اين فيلم به تصوير مي كشد. کوبریک خود درباره این فیلم گفته: «این فیلم اساسا تجربه ای غیر کلامی است… و بر آن است تا بیشتر با ناخودآگاه و احساس های ما ارتباط برقرار کند تا با عقل ما.» او در ساخت اين فيلم، خصوصا جلوه هاي ويژه آن سنگ تمام گذاشت به طوری كه بعد از گذشت نزديك به چهار دهه از ساخت آن، هنوز هم تماشاي آن يك تجربه خيره كننده و منحصر به فرد محسوب می شود. كوبريك كه به ساخت و انتخاب موسيقي براي فيلم هايش نظارت و اشراف كامل دارد، در اين فيلم ترکیب درخشانی از موسیقی کلاسیک، موسیقی آوانگارد الکترونیکی و البته سکوت عمیق فضا را به کار برده است. “یک ادیسه فضایی” نقطه عطفی در ژانر سینمای علمی- تخیلی بوده و فیلم های بعدی این ژانر را بسیار تحت تأثیر قرار داده است. اين فيلم نامزد چهار جایزه اسکار برای بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه، بهترین جلوه های ویژه و بهترین طراحی صحنه شده و در نهایت اسکار بهترین جلوه های ویژه را کسب کرده است.

پرتغال کوکی-A Clockwork Orange:

“پرتقال کوکی” بر اساس داستانی از “آنتونی برجس” ساخته شد. اين فيلم اوج بدبینی كوبريك به انسان بود. انسانی که با خشونت افسار گسیخته اش، خود تهدیدی برای نسل بشر است. اگر در فیلم “یک ادیسه فضایی” انسان توانسته یک کامپیوتر هوشمند و سخن گو خلق کند و یا به عبارتی می بینیم که ماشین، انسان می شود؛ در پرتقال کوکی شاهد آن هستیم که انسان به راحتی در اثر شستشوی مغزی به ماشین بدل می شود. این فیلم به دلیل تصویر سازی بی پرده از خشونت و صراحت در بیان آلودگی های آشکار و نهان جامعه ای خشونت گرا، انتقادهای شدیدی را به ویژه در آمریکا به همراه داشت.

بری لیندون-Barry Lyndon:

کوبریک “بری لیندون” را با اقتباس از رمانی نوشته “ویلیام تاکری” ساخت. این فیلم ماجرایی عاشقانه و تلخ را در قرن هجدهم انگلستان روایت می کند. او و فیلم بردار همیشگی اش، جان آلکات، توانستند جلوه های بصری چشم گیری خلق کنند و به خوبی فضای قرن هجدهم انگلستان را به تصویر بکشند. “بری لیندون” در زمان خود چندان مورد استقبال واقع نشد ولی بعدها منتقدان توجه بیشتری به آن کردند.

درخشش – The Shining :

کوبریک دهه 1980 را با ساخت فیلمی در گونه وحشت آغاز کرد تا به این ترتیب فیلمی ترسناک را نیز به کارنامه کاری اش اضافه کند.این فیلم با اقتباس از رمانی نوشته “استیفن کینگ” ساخته شد. وسواس کوبریک در هنگام فیلم برداری و برداشت های متعدد او در برخی پلان ها، بسیار مفید بود و او توانست به خوبی فضای داستان کینگ را به تصویر بکشد. بازی خوب جک نیکلسون در نقش نویسنده نیز در این موفقیت بی تأثیر نبود.

غلاف تمام فلزی-Full Metal Jacket :

کوبریک با وجود هنر و مهارت فراواني كه در عرصه سینما داشت، فيلم سازي كم كار و يا به اصطلاح گزيده كار بود و در اواخر دوران کاری اش کم کارتر هم شد. او در سال 1987 فیلم جنجالي و تحسین برانگیز “غلاف تمام فلزی” را ساخت. “غلاف تمام فلزي” روايتي تلخ و گزنده از جنگ ويتنام بود. این فیلم ساختاري محكم و قدرتمند داشت. كارگرداني این فيلم، به ويژه در صحنه هاي جنگ به شدت واقعي، تأثيرگزار و هنرمندانه بود به طوری که با گذشت 20 سال هنوز يكي از بهترين فيلم ها در ژانر سينماي جنگي و به نوعي معياري براي فيلم هاي جنگي بعد از خود محسوب می شود.

چشمانه کاملا بسته_:Eyes Wide Shut

دوازده سال بعد کوبریک فیلم جنجالی و بحث برانگیز دیگری ساخت که آخرین فیلمش بود. “چشمان کاملا بسته” نیز انتقاداتی تند و گزنده درباره سستی ارزش ها و حریم ها و پایه های خانواده در جامعه امروز خصوصا جامعه آمریکایی را به همراه داشت. کوبریک پیش از آن که فیلمش به نمایش عمومی درآید در تاریخ 7 مارس 1999 درگذشت و اکران این فیلم مدت کوتاهی بعد از مرگش در آمریکا آغاز شد. “چشمان کاملا بسته” در شروع اکرانش فروش بالايي داشت اما در هفته هاي بعد فروشش به طور قابل توجهي كاهش يافت. منتقدان به این فیلم چندان روی خوش نشان ندادند و از روند كند و احساسي فيلم انتقاد كردند. به گفتهدوستان و خانواده كوبريك، چشمان کاملا بسته براي او محبوب ترين فيلمش بود.

“مرگ و پروژه های ناتمام”

سرانجام كوبريك بر اثر حمله قلبي در خواب، درگذشت. او را كنار درخت مورد علاقه اش در چيلدويك بري منور- هرتفورد شایر انگلستان به خاك سپردند.

كوبريك بسيار سخت گير بود و گاهي سال ها بر روي برنامه ريزي و تحقيقات پيش از توليد كار مي کرد؛ به همين خاطر در طول فعاليت هاي هنري اش چند پروژه ناتمام داشت که فقط يكي از آن ها كامل شده و براي طرفداران كوبريك كمي جالب است. يكي از مشهورترين مواردي كه هرگز فيلم برداري آن کامل نشد، فيلم زندگی نامه ناپلئون بناپارت است كه كوبريك بسيار در مورد آن تحقيق كرده بود و حتی تا انتخاب بازیگر نیز پیش رفته بود اما نهایتا به دلایل نامعلومي به نفع پروژه های کم هزینه تر و سود آورتر، كنار گذاشته شد. در سال 1987 كوبريك گفت كه از ساخت این پروژه نا اميد نشده است و ذكر كرد كه تقريباً 500 كتاب در مورد آن خوانده است. او عقيده داشت فيلمي كه شايسته اين موضوع باشد هنوز ساخته نشده است.

“فیلموگرافی”

1953- Fear and desire
1955- Killer’s Kiss
1956- The Killing
1957- Paths of Glory
1960- Spartacus
1962- Lolita
1964- Dr. Strangelove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb
1968- 2001: A Space Odyssey
1971- A Clockwork Orange
1975- Barry Lyndon
1980- The Shining
1987- Full Metal Jacket
1999- Eyes Wide Shut
جوایز و افتخارات:
۱۹۸۸- نامزد اسکار فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای فیلم غلاف تمام فلزی به همراه مایکل هر و گوستاو هاسفورد.
۱۹۷۶- نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم بری لیندون.
۱۹۷۶- نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم بری لیندون.
۱۹۷۶ – نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای فیلم بری لیندون.
۱۹۷۲- نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم یک پرتقال کوکی.
۱۹۷۲ – نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم یک پرتقال کوکی.
۱۹۷۲- نامزد اسکار فیلم‌نامه اقتباسی برای فیلم یک پرتقال کوکی.
۱۹۶۹- برنده اسکار جلوه‌های ویژه برای فیلم ۲۰۰۱: اودیسه فضایی.
۱۹۶۹- نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم ۲۰۰۱: اودیسه فضایی.
۱۹۶۹- نامزد اسکار فیلم‌نامه اقتباسی برای فیلم ۲۰۰۱: اودیسه فضایی به همراه آرتور سی کلارک.
۱۹۶۵ – نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم دکتر استرنجلاو
۱۹۶۵ – نامزد اسکار بهترین فیلم برای فیلم دکتر استرنجلاو
۱۹۶۵ – نامزد اسکار فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای فیلم دکتر استرنجلاو به همراه پیتر جرج و تری ساترن.

*امیدوارم لذت برده باشید؛ با زندگی نامه های بیشتر با ما همراه باشید*

Soroush_IR

سروش_آی آر متولد 30/8/1373 اهواز. دانشجو مهندسی الکترونیک. عاشقِ سینما هستم و خوره فیلم و سریال شدید. علاقه زیادی به فوتبال دارم و اخبار رو به روز دنبال میکنم، رئالی و پرسپولیسی سرسخت. موسیقی رو خیلی دوست دارم و گیتار میزنم البته دلی نه حرفه ای. کتاب خوندن رو دوست دارم خصوصا فلسفلی و سیاسی اجتماعی و تاریخی. ??⚽????

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.