انیمیشن سینمایی

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

تا انتها بخوانید و صبور باشید. نقشه وقتی کامل می شود که با دقت تمام تکه های گمشده اش را کنار هم بچینید!!!

انیمیشن قرمز شدن اولین اثر سینمایی بلند والت دیزنی و پیکسار در سال 2022 است. در این انیمیشن برخی از اصول سابق والت دیزنی زیر پا گذاشته می شود و خط قرمز هایی که برای کودکان نباید شکسته شود، شکسته می شود.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

انیمیشن قرمز شدن یک اثر چند لایه است. از نظر اخلاقی، اجتماعی، هنری، رسانه ای و سیاسی. می توان آن را مهم ترین انیمیشن ساخته شده توسط والت دیزنی از نظر سیاسی دانست. هیچ کدام از انیمیشن های دیزنی تا الان بدین گونه به موضوعات سیاسی روز دنیا و ترفند های رسانه ای و هنری استعمارگرانه نپرداخته اند. در کنار انیمیشن بچه رئیس دو از کمپانی دریم ورکس که مطالب فراوانی نسبت به تاریخ قبل از قرن بیست و یکم را بیان کرد، انیمیشن قرمز شدن به بیان اتفاقات و برنامه های پس از آغاز قرن بیست و یکم اقدام می کند. حتی چندی از پیشبینی ها و برنامه های آینده دنیا را می توان در این انیمیشن مشاهده کرد.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

بسیار جالب است که این دو انیمیشن (بچه رئیس دو و قرمز شدن) به فاصله زمانی یک سال ساخته شد. شرکت توزیع کننده انیمیشن بچه رئیس دو فاکس قرن بیست و یکم بوده (اکثر سهام این شرکت در دست والت دیزنی است) و انیمیشن قرمز شدن هم توسط خود والت دیزنی ساخته شده، می توان حدس زد ساخت این دو پروژه مهم و اکران آنها طی دو سال متوالی برنامه ریزی شده و حساب شده بوده است. بچه رئیس در مورد تاریخ قبل از قرن فعلی و قرمز شدن در مورد قرنی که در آن حاضریم.

نقد و بررسی بُعد سیاسی انیمیشن قرمز شدن

مقدمه

تکه اول پازل

مردم و دولت چین برنامه ای بلند مدت ریخته بودند تا در سال 2020 رتبه اول اقتصاد و جزو برترین قدرت های علمی، سیاسی، نظامی و… دنیا شوند و موفق هم شدند. حال چه قدرت جهانی این میان متضرر می شود ؟ مسلما آمریکا. آمریکا در زمانی 50 درصد اقتصاد دنیا را در دست داشت. از زیر ساخت های فوق العاده و منابع مالی(طلا) زیادی به واسطه کمک رسانی به کشور های آسیب دیده جنگ جهانی در برخوردار بود. در آن دوره آنقدر ثروت و قدرت در دستان آمریکا بود که در وهله اول رفاه اجتماعی به شدت بالایی را برای مردم خود رقم زد. رفاه اجتماعی آنقدر بالا بود که خانواده ها تعداد بسیار زیادی فرزند (بیبی بمبر) و امکانات رفاهی و تفریحی فراوان داشتند. اصلا آمریکای دهه 40 50 و 60 میلادی بخاطر همین رفاه طبقه متوسط جامعه بود که یک کشور آرمانی شده بود. در وهله دوم از این قدرت و ثروت برای نفوذ و به دست گیری کشورهای دنیا استفاده کرد.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

اما در ابتدای قرن 21 زوال شدید آمریکا به عنوان ابر قدرت دنیا آغاز شد. زوال ابتدا دامن مردم خودش را گرفت. رویای آمریکایی که به کابوس آمریکایی بدل شد، باعث ورشکست شدن بسیاری از مردم آمریکا شد(فیلم در جستجوی خوشبختی). درگیر شدن آمریکا در جنگ های متعدد و هزینه بر، بدهی های مالی روز افزون، جاه طلبی های رئسای جمهور، انتقال تعداد بسیار بالایی از کارخانه های تولیدی به خارج از کشور و بیکار شدن قشر کارگر و… دست به دست هم دادند تا رقیب جدید آمریکا پس از شوروری، یعنی چین، بتواند به گفته برخی جایگاه آمریکا را نیز در اقتصاد دنیا تصاحب کند، تا جایی که آمریکا خودش از اصلی ترین وارد کننده محصولات چینی باشد.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

چین با سایر کشورهای مخالف و مقابل آمریکا اتحادی سه‌گانه تشکیل داد و در روابط اقتصادی، سیاسی و نظامی با روسیه و ایران هم‌پیمان شد. طوری که برخی تحلیلگران این ۳ کشور را ناتویی علیه ناتوی اروپا، آسیای غربی وعربی (که زیر نظر آمریکا هستند) می‌دانند.

اتفاقات اخیر نیز پیشروی چین و شکست های متعدد آمریکا را برای ما اثبات می کنند. برای مثال

1-عربستان تصمیم دارد آرامکو(شرکت ملی نفت عربستان) را به چین واگذار کند. این شرکت اکنون در دست آمریکاست. اما آمریکا نتوانسته در برابر حملات یمنی‌ها که از سوی ایران تغذیه نظامی می‌شوند از آن مراقبت کند.

2-پیمان های تجاری شانگهای بین کشورهایی که بازار های بکر برای صادرات و واردات دارند. چین شاید از بزرگترین صادر کننده های دنیا است اما از بزرگترین وارد کننده های دنیا نیز هست. قرار داد شانگهای قرار دادی برای تبادلات تجاری دو طرفه و برد برد برای چین و شرکایش خواهد بود.

3- تبادل شدن کالاها و محصولاتی اساسی و حیاتی مانند نفت به واحد پولی چین نه به دلار.

پس چین عملا یکی از خطرناک ترین کشور ها برای آمریکای ابرقدرت و کد خدایی انحصاری‌اش در دنیا است. زنگ خطر چین مدتهاست که برای آمریکا به صدا در آمده. آمریکا در زمان کنونی با رئسای جمهور احمق (ترامپ و بایدن) که حتی باد معده خود را نمی توانند کنترل کنند و با اقتصادی رو به زوال نه می تواند از نظر نظامی و نه از نظر سیاسی_اقتصادی اقدام خاصی علیه چین انجام دهد. حتی پروژه‌هایی مثل کرونا که تمام دنیا را درگیر کردند ولی به گفته برخی کارشناسان هدف اصلی چین بود هم در واقع شکست خوردند و چین سریع‌تر از دیگر کشورها توانست این ویروس منحوس و مرموز را مهار کند. با تمام این توضیحات تنها راه حل مقابله با این ابر قدرت نوظهور چه خواهد بود؟

نگاهی به سایر کشور های شرق آسیا | رسالت کیپاپ

تکه دوم پازل

کره جنوبی و ژاپن کشورهایی هستند که در فرهنگ غربی حتی از خود غرب هم جلو زده اند. این دو کشور قالب سنتی خود را همچون کیمانو و شکوفه های گیلاس و بناهای سنتی حفظ کرده اند. اما اینها فقط در مراسمات خاص خلاصه می شوند و اصلا در روزمرگی جایی ندارد. این دو کشور جزو مستعمرات نوین آمریکا به شمار می آیند. این مسئله را از زبان خود کره ای ها می شود شنید. آنجا که در سریال جنجالی بازی مرکب (اسکویید گیم) نشان داده می شود چند ثروتمند که ظاهر و لهجه غربی_آمریکایی دارند از پشت پرده مخاطب خاص وضعیت وخیم مردم کره جنوبی هستند. خودشان در بازی دست ندارند و افرادی کره ای بازی گردانی می کنند. کره ای هایی که برای سرگرم کردن مشتریان غربی خود این بازی را هر سال انجام می دهند. این سریال به خوبی نشان می دهد که کره جنوبی یک کشور مستعمره توسط غرب و مخصوصا آمریکا شده است.

ارتش آمریکا نیز به بهانه دفاع از کره جنوبی و حفاظت از ژاپن در این کشور ها حضور دارد و بابت این حضور پورسانت و خدمات رایگان فراوان دریافت می کند. همین سربازان آمریکایی و رسانه هایی از این دو کشور که توسط آمریکا تغذیه شدند نقش به سزایی در ترویج فرهنگ غربی در این دو کشور شرقی داشتند. مسئله به ژاپن و کره ختم نمی شود. تایوان عملا یکی از استراتژیک ترین پایگاه های آمریکا در شرق آسیاست. فیلیپین، ویتنام، تایلند، لائوس، کامبوج، میانمار و مالزی به شدت تحت تاثیر رسانه ها یا اشغال توسط آمریکا بوده اند و این کشور ها نیز کم و کسری از ژاپن و کره ندارند.

یکی از راه هایی که آمریکا برای نفوذ فرهنگی و کاشتن تخم انواع فساد، هنجار ها و فرهنگ ها در دل مردم آسیا انتخاب کرد، راهی بود که چندی قبل نقش به سزایی در سرنگونی شوروی داشت. “موسیقی”. زبیگنیِف برژینسکی مشاور امنیت ملی در دولت جیمی کارتر می گوید:”ما نه با قدرت نظامی و اقتصادی بلکه با استفاده از فرهنگ و رسانه ها توانستیم شوروی را از پای در بیاوریم.” موسیقی های راک و هیپ هاپی آن زمان، مک دونالد و… از این حربه های فرهنگی بودند.

 

حال نوبت شرق است. اما نه با سبک راک و هیپ هاپ که از مد افتاده اند. سبکی جدید در صنعت موسیقی برای شرق لازم است. پس آمریکا در کره جنوبی اقدام به تاسیس صنعت پاپ کره یا همان کیپاپ کرد. همچنین رفته رفته صنعت انیمه های ژاپنی و سینمای کره را هم در دست گرفت. آیدول های کره ای (خواننده های رقاص)، سینمای کره و انیمه های ژاپنی همگی غلام حلقه به گوش شرکت های توزیع کننده خود هستند. شرکت هایی که عملا برده داری می کنند و این را می توان از قوانین طاقت فرسای آیدول ها و حقوق به شدت پایین انیماتور های ژاپنی و اندک سود از کلان سود فیلم ها یا انیمه های سینمای کره و ژاپن فهمید. این صنایع به ابزار آمریکا برای نفوذ فرهنگی و درآمد زایی تبدیل شده اند. شرکت های ساخت انیمیشن و فیلم در شرق کمتر از 5 درصد سود حاصله از محصول خود را می گیرند و مابقی سود به جیب شرکت توزیع کننده مانند فانیمیشن، نتفلیکس، انیپلکس و… می رود. بیشترین دستمزد برای انیماتور های ژاپنی توسط استودیو توهو پرداخت می شود که 2050 دلار است. خط فقر در توکیو 3500 دلار است. یعنی سازندگان یک انیمه ژاپنی 1450 دلار زیر خط فقر محل زندگیشان هستند. با اینکه گاهی  محصولات ژاپنی و کره ای حتی از درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران هم بیشتر سود کرده می کند اما آنقدر درصد کمی از این سود به خود کره ای ها و ژاپنی ها می رسد که توان پرداخت حداقل دست مزد را هم به کارکنان خود ندارند.

پس رسالت سینمای شرق و کیپاپ (البته پاپ و آیدول های ژاپنی هم داریم) درآمد زایی برای سردمداران هالیوود و نفوذ در عمق وجود نسل جوان شرقی است. با نگاهی گذرا به تبلیغ همجنسگرایی، بی بند و باری، مصرف مشروبات الکلی، روابط نامشروع و هزاران چیز دیگر توسط انیمه ها (که به طور تقریبا کامل در مقاله ای جداگانه بررسی شداینجا کلیک کنید) و موسیقی کره ترویج می شوند، می توان به وضوح فهمید که اینها به ابزاری برای نفوذ هرچه بیشتر آمریکا در شرق بدل شده اند.

و حالا بررسی اصلی انیمیشن قرمز شدن

بررسی با توجه به تکه اول و دوم پازل

در انیمیشن قرمز شدن ما شاهد یک خانواده چینی هستیم. از لباس پوشیدنشان و معماری معبد به راحتی متوجه می شویم. فرزند این خانواده کمی بخاطر سخت گیری های مادر سنتی خود خسته شده. او می خواهد به کنسرت گروهی موسوم به فورتَون(4town) برود. گروهی که هم سبک اجرایشان، هم ظاهرشان، هم لباس پوشیدنشان، هم افراط عجیب طرفداران مخصوصا دختر ها به آنها، هم آرایش کردنشان، هم نوع رقصشان، هم فرشته نامیده شدنشان کاملا شبیه به گروها های کیپاپ کره ای است. هیچ شکی نیست. حتی کارگردان این انیمیشن تایید کرده که این گروه موسیقی را از BTS که یک گروه موسیقی کره ای است الهام گرفته است.

می می (شخصیت اصلی) دچار یک اتفاق عجیب می شود. در زمانی که احساسات او غلیان کند، او تبدیل به یک پاندای سرخ می شود. این اتفاق برای تمامی زنان خاندانش می افتاده است. راه حل خلاصی از آن یک مراسم در زیر ماه قرمز است. چین یک کشور کمونیستی بود اما با برخی سیاست ها در اقتصاد، فرهنگ و… تا حدود بسیار زیادی این سیستم را از خود جدا کرده. در اینجا نیز پاندای سرخ می تواند به معنای کمونیسم باشد. چیزی که زمانی موهبت بود اما اکنون باید در بند باشد. همچنین پاندای سرخ می تواند نمادی از بودیسم تبتی باشد. چینی ها این آیین را در درون چین خشکاندند و با اشغال تبت از ترویج آن به شدت جلوگیری کردند. گویا آن را اسیر کردند. اما کمونیسم یحتمل تر است. بخاطر سرخی پاندای سرخ.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

حال نسل جوان شرقی (می می) می خواهد به کنسرت آیدول های کره ای برود. اما مادر(در ادبیات سینما به معنای سرزمین و محل تولد است، در اینجا یعنی خود کشور چین) مخالفت می کند. این مخالفت دقیقا همان صیانت رسانه ای چین است. در چین و روسیه انیمه های ژاپنی و کیپاپ حق ابراز وجود ندارند و کاملا سانسور شده و از دسترس خارج می شوند. نسل جوان شروع به مبارزه می کند تا به هدف خودش برسد. به همین دلیل با دوستان خود شروع به تکاپو برای رسیدن به آرزوی کنسرت رفتن می کند.

می می که مانند انبار باروت است، با جرقه پدر منفجر می شود(دیالوگ پدر می می:” گاهی باید برای بدی هات جا باز کنی و بپذیریشون”). او کمونیسم را در خود قبول می کند. شاید چیز بدی باشد اما می توان از آن به شیوه خوب و درست هم استفاده کرد. (کمونیسم اروپایی که عملا برای نابودی شوروی مورد استفاده قرار گرفت). می می به کنسرت می رود. در همان ابتدای کنسرت روح پاندای سرخ مادر او هم آزاد شده و نظام دیکتاتور گونه و کمونیسم چینی در قالب مادر می می وارد ماجرا می شود و کنسرت را خراب می کند. اما نسل جوان کوتاه بیا نیست و با ضربه ای اساسی مادرش را بی هوش می کند. او تلاش می کند مادرش را وارد دایره ای خاصی کند تا روح پاندای سرخ را اسیر کند. تلمیحا نسل جوان باید این ریشه خطرناک چینی(کمونیسم) را کنترل کند. در این مسیر سایر زنان خاندان(نمادی از سایر کشور های شرق آسیا) همقدم با نسل جدید می شوند. در اوج داستان و در لحظه نا امیدی، گروه کیپاپ شروع به خواندن می کند. حماسه آفرینی آنها باعث می شود روح پاندای سرخ درون مادر می می (چین) شکست بخورد.

یعنی انیمشن قرمز شدن به صراحت می گوید، کیپاپ کره اولین جرقه برای مبارزه نسل جوان با سیاست های کنونی سرزمین خود است. چون همانطور که می بینیم این صنعت است که باعث و بانی سرکشی های می می از مادرش می شود. همچنین کیپاپ تا انتهای این مسیر، هم پای نسل جوان حرکت می کند. همانطور که در حساس ترین و حماسی ترین لحظه با آواز خواند به می می یاری می رسانند تا مادر خود را کنترل کند. یعنی خود هالیوود صراحتا اعلام می کند، کیپاپ ابزاری فرهنگی برای کنترل نسل جدید است. کیپاپ اولین جرقه است و قهرمانانه تا رسیدن به پیروزی از می می (نسل جوان) حمایت می کند. قاب مشابه با 5 سرباز آمریکایی که روی خرابه ها در حال برافراشتن پرچم آمریکا هستند، نشان می دهد کیپاپ در عرصه فرهنگ سرباز آمریکاست.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب
در یک قاب شاهد هستیم که گروه آیدول ها بر فراز خرابه ها و ۵ نفری اقدام به خواندن می کنند. کاملا شبیه به عکس معروف برافراشتن پرچم آمریکا توسط ۵ سرباز آمریکایی بر فراز خرابه ها. هر دو گروه پرچم آمریکا را بالا می برند. یکی پرچم استعمار نظامی و دیگری پرچم استعمار فرهنگی

در انتهای انیمیشن قرمز شدن، شاهد هستیم که همه شرقی ها مخصوصا مادر چینی مدرن شده اند. این مسئله در زیورآلات جدیدی که پاندا در آنها اسیر شده و شیوه جدید مدیریت معبد مشهود است. آمریکا همین را می خواهد. او می خواهد شما با محدود کردن فرهنگ و اعتقادات بومی در عقیده و ظواهر هم جهت با فرهنگ غربی باشید(گردنبند 4town به گردن مادربزرگ). درست مانند ژاپن. کیمانو فقط برای مراسمات و جشن های خاص است. در باقی اوقات فرهنگ غربی بر زندگی آنها غالب است. تازه این برای خودشان هم بهتر است. زیرا این مدرن شدن و پذیرش فرهنگ غربی باعث می شود معبد بیشتر بازدید کننده داشته باشد.

بسیار جالب است که در انتها می می شبیه به نیمه انسان های انیمه ها و آیدول های ژاپنی(لباس) می شود. پنجه، گوش و دم متعلق به یک حیوان و باقی اعضا متعلق به انسان. اِلمانی که به ما می فهماند صنعت انیمه و موسیقی ژاپن نیز در این وقایع نقش دارند. این نشان می دهد که شخصیت اصلی(نسل جوان) از آنها تاثیر پذیرفته و همانند آنها رفتار می کند. این همه کد دادن و استفاده از انواع اِلمان های کاملا واضح می خواهد به ما بفهماند که رسانه های مستعمره آمریکا در سدد تغییر و تحول در نسل جوان شرقی هستند و هدف نهایی و اصلی آنها هم استعمار نوین(فرهنگی) چین است. آمریکا نمی تواند با اقتصاد و جنگ چین را شکست دهد. پس راه حل استعمار فرهنگی است. ابزار هم که کاملا مشخص بیان می شوند و آن چیزی جز کیپاپ نیست.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

پدر نفوذی

آیا صرفا با هجمه رسانه ای می توان نسل جوانی که کاملا مطیع مادر(سرزمین) است را کنترل کرد؟ قطعا نمی شود. پس باید مسئولینی دست نشانده و افرادی نفوذی را در سیتسم فرهنگی آن کشور هم گذاشت. دقت کنید. جرقه اصلی انبار باروت می می، پدر او بود. با دیالوگی که به او گفت. پدر نمادی از حکومت و مسئولیت است. زیرا او حاکم و مسئول خانه است. پس از تیتراژ انیمیشن قرمز شدن شاهد هستیم که پدر می می در حال رقصیدن با آهنگ گروه کیپاپ است. کاملا پنهانی و در زیرزمین خانه(نفوذی). یعنی او مورد کنترل فرهنگ و سیاست غربی است. و همین پدری که متاثر از غرب است، استراتژیک ترین ابزار می شود برای به هدف رسیدن غرب.

تایوان یا هنگ کونگ(دو رگه شرقی و انگلیسی_آمریکایی)

می می ممکن است نمادی مناطق خود مختار نزدیک به چین باشد. مناطقی که تحت تسلط کامل چین بوده اند اما اکنون کمی سرکشی کرده اند. درست مانند می می که از مادر خود سرکشی می کند. دو منطقه هنگ کنگ و تایوان. تایوان تنها منطقه ای است در سال 1971 از چین مورد پذیرش کشور های غربی در سازمان ملل بود. این منطقه با آنکه مدت زیادی از سال 1949 تحت قیومت چین بوده اما سرکشی های بسیار کرده و مورد حمایت آمریکا قرار گرفته. حتی در سال 2021 چند ناو جنگی آمریکایی برای حمایت از تایوان در برابر چین راهی تایوان شدند[منبع اینجاست]. هنگ کنگ منطقه ای خودمختار است که پس از 99 سال از طرف انگلیس به چین واگذار شد. جدیدا نیز این منطقه دست به آشوب های بسیاری برای جدایی از چین زده است.

از آن سو که این دو منطقه مناطقی هستند که در زمان گذشته و حال دچار نفوذ بسیار زیاد آمریکا و انگلیس(سردمداران غربی) هستند و در چند سال اخیر از چین سرکشی کرده اند، می توان می می را نمادی از این دو منطقه دانست. اگر دقت کنید می می همانند هیچ کدام از اعضای خاندان خود چشم بادامی نیست. غلظت چشمان بادامی در او بسیار کم است. آن هم با وجود چشم بادامی بودن سایر زنان خاندان. پدر می می چشمان کوچکی دارد، اما همانند زنان خاندان بادامی نیست. پس می می دو رگه است. دو رگه از یک نژاد اصیلِ سنتی(مادرش) و یک نژاد نفوذی(پدرش). اگر تایوان مد نظر باشد، دورگه شرقی_آمریکایی و اگر هنگ کنگ مد نظر باشد دورگه شرقی_انگلیسی.

دوستان غربی می می جایگزین مادر شرقی

در کنار عوامل نفوذی داخلی(پدر) عوامل خارجی هم بسیار مهم هستند. می می سه دوست صمیمی دارد. او آنقدر با آنها رابطه خوبی دارد که با کمک آنها می تواند روح پاندای سرخ خود را کنترل کند. دوستان او میریام، پریا و ابی هستند. میریام که ظاهر دختران آمریکایی را دارد. حتی آن اورتودنسی کلیشه ای دختران راهنمایی و دبیرستانی فیلم های تینجری معاصر آمریکایی را نیز دارد. پریا هم پوششی غربی و بدنما دارد (در ناحیه سینه و باسن). با اینکه تقریبا هیچکدام از زنان دیگر داخل این انیمیشن چنین پوشش بدنمایی ندارند. ابی هم احتمالا کره ای یا ژاپنی باشد. این رنگ صورتی خاص و ژستی که هنگام معرفی می گیرد از کلیشه های صنعت انیمه به شمار می آیند. پس می می سه دوست صمیمی دارد که دو تا از آنها غربی و یکی هم شرقی (که البته ژاپن و کره در غربی بودن از خود غربی ها هم جلو زده اند) هستند. این دوستان عاملی مهم در علاقه اولیه و دنباله روی می می نسبت به کیپاپ هستند. این سه نفر آنقدر با می می صمیمی هستند که حتی جای مادر او را برایش گرفته اند.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

تور جهان گردی والت دیزنی

والت دیزنی در تور جهان گردی خود این بار به کانادا رسیده است. آن هم شهر تورنتو کانادا. دلیل انتخاب کانادا خیلی واضح است. کانادا به دلیل داشتن مهاجران بسیار زیاد می تواند نمادی از فرهنگ ها و ملل های مختلف باشد. ما در انیمیشن قرمز شدن شرقی ها، مسلمانان، هندی ها و اروپایی ها را به وضوح می بینیم. پس انیمیشن قرمز شدن قصد دارد جامعه جهانی را در دل خود جای دهد. این مسئله کمی جدید است. زیرا در اکثر انیمیشن های دیزنی یک قومیت خاص یا یک کشور خاص مد نظر هستند و همگی هم فرهنگی واحد دارند. اما در انیمیشن قرمز شدن شاهد فرهنگ های متنوع و نژاد های زیادی هستیم. یعنی تورنتو نمادی از کل دنیاست. این نظریه زمانی مستحکم تر می شود که تاکید زیاد این انیمیشن را در نام بردن از تورنتو می بینیم. کم پیش می آید که والت دیزنی اینقدر روی اسم شهرهایی که در آن داستان سرایی می کند تاکید کند(حتی بر شهر ها و مناطق خیالی هم نامی نمی گذارد). پس احتمالا قصد دارد همین منظور را برایمان تاکید کند.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

پس انیمیشن قرمز شدن با نمایش تورنتو سعی دارد تمام جامعه جهانی را در یک قاب نشان دهد. چین یک بخش از این جامعه جهانی است. بخشی که بر خلاف اکثریت جامعه جهانی بر سنت ها پایبند مانده. از نظر اقتصادی، علمی و فرهنگی زبان زد همه است. می می رتبه برتر مدرسه و خانواده او از اصیل ترین و ثروتمند ترین ها هستند. این انیمیشن سراسر کد گذاری شده که همه این کد ها می خواهد هدف اصلی این انیمیشن را بیان کنند.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

سال وقوع انمیشن قرمز شدن | مسلمانان

انیمیشن قرمز شدن در سال 2002 اتفاق می افتد. همینجا یکی از اصول پایه همیشگی دیزنی شکسته می شود. سابقه نداشته والت دیزنی سال وقوع داستان خود را فاش کند. همیشه با توجه به نوع معماری و طرز لباس پوشیدن مردم حدس هایی راجع به سال وقوع داستان های دیزنی می زدیم. مثلا در انیمیشن لوکا با توجه به طرز لباس پوشیدن مردم محلی که شباهت زیادی به نوع لباس پوشیدن پیکی بلایندرز دارد، حدس می زنیم که زمان وقوع این داستان اوایل قرن بیستم یا اواخر قرن نوزدهم باشد. تعداد زیادی از انیمیشن های دیزنی که اصلا قابل حدس زدن هم نیستند. مثلا انیمیشن موانا. اما در انیمیشن قرمز شدن نه تنها یک بار در ابتدای داستان روی قاب عکس سال 2002 را مشاهده می کنیم، بلکه در انتهای داستان شخصیت اصلی (می می) سال 2002 را به زبان هم می آورد. چرا این اصل رازگونه زمان در والت دیزنی شکسته شده؟

با آنکه این انیمیشن تاکید اصلی بر روی چین دارد، اما کد دهی زمانی آن هم باید حتما مورد بررسی قرار گیرد. چند چیز مهم هستد. سال 1989 که تولد می می است و سال 2002 که نشان دهنده اتفاقات جریان این داستان است. هر گونه نگاه کنیم چین در این سالها مورد نفوذ فرهنگی غرب به غلظت مطرح شده داخل انیمیشن قرار نگرفته. پس این سال یک کد در مورد چیز دیگری است. بیایید کمی با این کد بازی کنیم.

اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی بود که گروه سئو تایجی و گروه دبوی کار خود را آغاز کردند و آغاز گر کیپاپ بودند(سال تولد می می). سال 2003 سالی بود که کیپاپ واقعا محبوب شد و غوغا کرد. سال چسبیده و به شدت نزدیک به 2002. پس می توان این سال را به عنوان سال محبوبیت کیپاپ و آغاز هجمه های رسانه ای غرب در آسیا دانست. به همین دلیل این سال بیان شده و مد نظر قرار گرفته.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

همچنین 1989 همان سالی است که قدرتمند ترین رهبر عربی رو به زوال رفت. این فرد که صدام حسین(صدمه زننده به حسین که منظور امام حسین (ع) است) نام داشت. او پس از جنگی 8 ساله به هیچ نتیجه ای نرسید. از همین زمان زوال این فرد آغاز شد و چندی بعد هم کشور عراق خفت بار توسط آمریکا فتح شد(2003). آمریکا ناجی کشور کویت هم شد و وجه مثبتی برای خودش در میان کشورهای عربی همچون عربستان، امارات، کویت، قطر و بحرین ساخت. از همان زمان بود که نفوذ فرهنگی آمریکا در این کشور ها به شدت زیاد شد. به شکلی که امروزه در عربستان و امارات قمار خانه و مشروب خانه های مجلل وجود دارد. سال 2002 همان سال نفوذ فرهنگی آمریکا در اذهان عمومی است. در سال 2002 جرج دبلیو بوش از عراق (والبته ایران و کره شمالی) به عنوان محور شرارت یاد کرد و پروژه های پاپوش سازی برای ساخت بمب اتم برای عراق رقم خورد. پاپوشی که در فیلم سینمایی بازی سیاست به خوبی به آن پرداخته شده است. پس می توان احتمال داد که اشاره به این سال و نام بردن از آن به عنوان “سال فاجعه” در انیمیشن، برای بیان آغاز پروژه های جنگ است. در همین سال ها(1989 تا2002) شاهد ورود و هجمه های طوفانی رسانه های آمریکایی (مایکل جکسون، فیلم های مبتذل، ماهواره و…) به ایران و کشور های عربی بودیم. یعنی این سال آغاز پروژه حمله رسانه ای آمریکا بود. همانطور که در انیمیشن در این سال یک جنگ تمام عیار رسانه ای رخ می دهد.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

در انیمیشن قرمز شدن ما شاهد انواع نژاد ها و مذهب ها و نقش آفرینی آنها هستیم. مثل سیاه پوست ها، چشم بادامی ها(نژاد) و سیک ها(نوعی مذهب هندی که کلاه خاصی بر سر دارند). اما مسلمانان(زنان محجبه) نقش سیاهی لشکر را هم ندارند. فقط در چند صحنه به صورت گذرا نشان داده می شوند. یعنی بی اهمیت ترین انسان های موجود مسلمانان هستند که هیچ نقش آفرینی خاصی در جامعه جهانی ندارند و صرفا وجود خارجی دارند.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

سیبل هدف شلیک والت دیزنی کجا یا چه کسانی بودند؟

این انیمیشن به احتمال بالا بخاطر سانسور رسانه ای، در چین اکران و پخش نخواهد شد. پس نمی توان هدف والت دیزنی را مستقیما جوان های چینی دانست. این انیمیشن هنگ کونگ و تایوان هدف قرار داده و شخصیت اصلی را نمادی از این دو منطقه دانسته. همچنین یک کری خوانی برای چین انجام داده و گفته با چه روشی (رسانه، اللخصوص کیپاپ) قصد دارد در نسل جوان آنها نفوذ کرده و آنها را استعمار کند. همچنین همین شیوه را کلید نفوذ در سایر کشور های شرق آسیا جلوه می دهد. شاید هم بیان کننده یک آرمان یا آرزوی دست نیافتنی برای استعمار نوین چین با رسانه و اللخصوص کیپاپ باشد. شاید هم تمسخر چین باشد و هدفش این باشد که بگوید:”هرچقدر هم به نسل جوانت و هنگ کونگ و تایوان مسلط باشی باز هم درونت نفوذ می کنم و تو را استعمار می کنم. برای خودتم بهتره. همانطور که کشور های عربی را استعمار کردیم و الان ازشان شیردوشی می کنیم”. یعنی انیمیشن قرمز شدن بیشتر جامعه جهانی و مسئولین چین را هدف قرار داده تا آنها را از پروژه خود با خبر کند یا کری بخواند. هرچه باشد اصلی ترین و کلیدی ترین مهره خود را برای نفوذ فرهنگی، “کیپاپ” معرفی می کند.

ماه در پس زمینه قرمز پشت سر مادر می می، می تواند نمادی از پرچم چین باشد

نقد و بررسی بعد اخلاقی انیمیشن قرمز شدن

ابتذال اخلاقی برای کودکان و نوجوانان

قطعا آثار انیمیشنی صرفا برای کودکان و نوجوانان ساخته نمی شوند. طیف زیادی از سبک ها، استودیوها و ژانر ها کاملا و اختصارا برای بزرگسالان هستند. اما اکنون داریم در مورد والت دیزنی صحبت می کنیم. در مورد ابر کمپانی ساخت انیمیشن برای خانواده. نه صرفا بزرگسالان. انیمیشن قرمز شدن رده بندی سنی بالایی هم ندارد، اما شوخی های مبتذل زیادی در آن مشهود است. اصلا لزومی ندارد که ما این شوخی ها و سوء تفاهم های جنسی و مبتذل را بیان کنیم. خودتان با دیدن انیمیشن می توانید به آنها پی ببرید. این شوخی ها برای کودکان که اصلا مناسب نیست و می تواند باعث بلوغ زود رس شود. برای نوجوانانی هم که تازه پا به عرصه بلوغ گذاشته اند شوخی کردن و استفاده طنز از این مسائل پسندیده نیست و باعث قبح شکنی برای نوجوانان می شود. البته پرداختن به این قبیل مسائل اصلا بعید نبوده و به شدت منتظرش بودیم. دلیلش هم سند 2030 است.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

چه بر سر والت دیزنی آمده؟

همانطور که دیدید، انیمیشن قرمز شدن از شوخی های مبتذل استفاده کرده. همچنین قرار است در انیمیشن آینده دیزنی یعنی “لایتیر”، شاهد بوسه همجنسگرایانه باشیم. چه شده که والت دیزنی در حال اقدام به پخش چنین مسائل صریحی است؟ جواب ساده است. سند 2030. پروژه های آموزش پرورشی و برنامه ریزی های پیش نیاز انجام شده. نوبتی هم باشد نوبت آن است که رسانه ها صراحتا اقدام به اجرای این سند بکنند.

توجیه گناه و خطا در انیمیشن قرمز شدن

یکی از اصلی ترین مفاهیم انیمیشن که مخاطب حتما متوجه آن می شود، این است که نمی توانید بی نقص باشید. می توان هدف هنجاری انیمیشن قرمز شدن را این مسئله دانست که هیچ کس بی نقص نیست. باید نقص ها را پذیرفت و در جهت اصلاح آنها تلاش کرد. اما نه تلاشی طاقت فرسا که از علایق و لذت هایمان ما را دور کند. انیمیشن قرمز شدن می خواهد این مسئله را به والدین بفهماند که فرزندانتان آن موجود بی نقصی که شما دوست دارید نباید باشند. به شیوه های گوناگون این مسئله بیان می شود. در ابتدای شروع انیمیشن با صحبت های شخصیت اصلی (می می) و حتی در سکانسی که می می با گذشته مادر خود مواجه می شود. مادر می می هم از تلاش طاقت فرسا برای بی نقص بودن خسته شده و دارد گریه می کند.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

اما این مسئله یک توجیه یا حتی یک پوشش است. یک پوشش برای اثبات عرفی(یعنی با درگیر کردن مخاطب با احساسات و کشمکش ها یک مسئله غلط را در شرایطی نشان دهید که درست جلوه کند و در نهایت این درستی را به کل تعمیم دهید و آن را برای همه شرایط درست جلوه دهید) مسئله ای دیگر. توجیه آنکه هر کس نمی تواند بی نقص باشد با دیالوگ ها و اتفاقات دیگر به ما اثبات می کند که بیان این مسئله جز پوشش و اثبات عرفی چیز دیگری نیست. ما از زبان پدر شخصیت اصلی می شنویم: “نباید جنبه های بدت رو بریزی دور. باید براشون جا باز کنی و اونها رو بپذیری.” دقت کنید. انیمیشن جوری برای شما تداعی کرد که شما به سمت پذیرش نقص ها و کم و کاستی هایتان هدایت شوید. اما در نقطه ای خاص این مفهوم را به پذیرش “بدی ها” تغییر داد. حتی همین دیالوگ پدر باعث شد که می می نخواهد روح پاندای خود را از خود جدا کند.

مسئله کم و کاستی ها و نقص ها قابل پذیرش است. هیچ کس کامل نیست و نمی توان انتظار داشت تا در همه زمینه ها کامل شود. مخصوصا اگر قرار باشد بخاطر جبران این نقص ها از لذت بردن از زندگی اش دور شود. اما این مفهوم کاملا درست قرار نیست هدف هنجاری و اخلاقی این انیمیشن باشد. بلکه قرار است نقص ها جای خودشان را به بدی ها بدهند. این مفهوم قرار است ارائه شود: “اگر تو جنبه بدی داری، داشته باش. هیچ کس کامل نیست. پس تو حق داری که جنبه های بدت رو هم نگه داری. نه تنها برای رفعشون کاری نکنی، بلکه بپذیریشون.” استفاده از جمله “من همینی ام که هستم” در نقطه اوج داستان و مبارزه می می با مادرش تیر خلاصی است برای این مسئله.

اما آیا درست است؟ آیا واقعا جنبه های بد شخصیتی ما باید مورد پذیرش قرار گیرند نه اصلاح؟ آیا ما نباید این جنبه های بد را مورد اصلاح قرار دهیم؟ من همینی ام که هستم؟ (در مورد اخلاقیات و ویژگی های اکتسابی نه چیز هایی مانند نژاد، چهره و…). در مورد ایرادات و نقص ها می توان این حرف را قبول کرد. آن هم در شرایطی که ما برای جبران آنها تلاش می کنیم و صرفا تلاش های طاقت فرسا را کنار می گذاریم. انیمیشن قرمز شدن به ما گفت برای اصلاح نقص ها خودت را به آب و آتش نزن ولی برای اصلاحشان تلاش کن. مثلا مادر می می کسی بود که نقص داشت. آن هم این بود که متوجه احساسات حقیقی دخترش نبود و او را درک نمی کرد. او این نقص را در آخر اصلاح کرد. حال چه می شود که این انمیشن می گوید بدی های خود را بپذیر و هیچ تلاشی هم برای حذفشان نکن. نقص ها باید اصلاح شوند اما بدی ها خیر؟

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

حال این بدی ها دقیقا چه چیزی هستند؟ کافیست به سکانس همان دیالوگ پدر می می بازگردیم. پدر می می پس از دیدن فیلم های ضبط شده در دوربین این دیالوگ را بر زبان آورد. فیلم های ضبط شده کمی دور از ادب بودند. همچنین هدف اصلی می می رفتن به کنسرت است. در کنسرت قصد دارد چه کار کند؟ در ویدئوی پایین تماشا کنید. مادر نیز در چندین جا رفتن به این کنسرت و تیم خواننده را قباحت و بی عفتی می نامد. پس این بدی ها از نظر انیمیشن همان گناه و عیش و نوش های زود گذر از نظر مادر می می هستند. چیزی که برای ذهن کهنه و سنتی مادر می می گناه شناخته می شوند. اما در عصر کنونی تمام این گناهان و خوشی های زود گذر مورد پذیرش هستند(طبق گفته انیمیشن).

سناریویی باز هم تکراری (جنگ با مادر)

داستان سرایی های کلیشه ای و تکراری دیزنی را در انیمیشن قرمز شدن هم می توان دید. در انیمیشن لوکاو افسون که آخرین آثار والت دیزنی قبل از انیمیشن قرمز شدن هستند شخصیت های اصلی با یکی از سرپرستان مونث خود وارد کشمکش می شوند و این کشمکش تا انتهای داستان و پیروزی شخصیت اصلی ادامه دارد. با اینکه روابط خانوادگی آنچنان هم دچار اخلال نمی شود و صمیمیت بین آنها باقی می ماند. ساخت یک سناریو برای سه بار متوالی واقعا حوصله سر بر است.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب
انیمیشن قرمز شدن، افسون و لوکا، حتی در دیالوگ ها هم شباهت دارند. دیگر سناریو جای خود را دارد

در انیمیشن لوکا پسری جهان سومی (چوپان) با دنیای زیبا و پیشرفته غربی از طریق یک دختر آشنا می شود و خانواده خود را ترک می کند و برای تحصیل به به جنوا می رود. او از مادر خود (نمادی از سرزمین مادری) سرکشی می کند و پس از فعل و انفعالاتی برای پیشرفت به دنیایی غربی ها مهاجرت می کند. حق هم دارد. چون مادر او واقعا سخت گیرانه عمل می کند که صرفا بخاطر رفتن لوکا به جزیره ای متروکه قصد تنبیه شدید او را دارد.

در انیمیشن افسون دیدگاه های سنتی و پوسیده مادربزرگ است که باعث فروپاشی خانواده می شود. میرابل به عنوان نسل جوان از او سرکشی می کند و با دیدگاهی جدید باعث انسجام و ساخت دوباره خانه می شود.

در انیمیشن قرمز شدن می می از مادر خود سرکشی می کند و با وارد کردن دیدگاهی نوین باعث می شود معبد پر رونق تر و خانواده شاد تر شود. یک سناریو در سه انیمیشن متوالی. نکته مشترک هر سه سناریو این است که حق با نسل جوان است و نسل سنتی کاملا در اشتباه است و بلکل باید اصلاح شود. حرف والت دیزنی به نمایندگی غرب همین است. به جهان سومی ها، یهودیان سنتیِ مقید و شرقی ها. سنت های دیرینه خود را کنار بگذارید و مدرن شوید. اما آیا پیشرفت و ترقی صرفا با گرفتن ظاهر غربی ها رقم می خورد. خیر. لوکا به ما می گوید. این ترقی برای خود غرب است. جوانان مستعدی که مهاجرت به غرب را انتخاب می کنند و باعث پیشرفت غرب می شوند نه محل زندگی خود. پس مدرن شوید تا ما(غرب) پیشرفت کنیم.

پوشیدن لباس و دستبند غربی، رقصیدن، داشتن سبک زندگی غربی و… راه حل پیشرفت و ترقی نیست. اگر بود دوره های طلایی و شکوفایی علمی اسلامی، شرقی و آفریقایی که تاثیری از غرب قرون وسطایی و قبل از آن نگرفته بودند چگونه پدید آمدند؟ این یک توهم است. توهمی که حاکمان فعلی عربی (مصر و عربستان) آتاتورک و رضا شاه به آن باور داشتند. اما کشورشان از نظر علمی در دنیا اندک حرکتی نکرد. از نظر نظامی، فقط طی چند روز شکست خوردند(مصر و رضا شاه) یا از پس یک کشور کوچک پابرهنه هم برنیامدند(عربستان). از نظر اقتصادی هم هر روز به جیب ثروتمندان پول فراوان جاری می شود و جیب مردم عادی خالی تر می شود. پس غربی شدن لازمه پیشرفت و ترقی نیست. این توهم ایجاد شده تا استعمار نوین کشور های شرقی و خاورمیانه و آفریقایی میسر شود. مردم ابلهی که فریب می خورند و در منجلاب بردگی و استعمار فرو می روند.

نهادهای‌بین‌المللی از جمله بانک‌جهانی، آینده‌ای روشن را برای ایران در سال آتی پیش‌بینی می‌کنند. پایگاه اکونومیست و مرکز پژوهش‌های اتاق ایران؛ طی آخرین گزارش خود از رشدتولیدناخالص داخلی، کاهش نرخ بیکاری و کاهش نرخ تورم در سال آینده خبر دادند. (منبع)

نتیجه گیری از انیمیشن قرمز شدن

انیمیشن قرمز شدن قصد دارد تا خود را مخالف کمونیسم نشان دهد. المان های ضد کمونیسمی و در نهایت اسیر کردن روحیه کمونیسمی چین، این مسئله را به ما می فهماند. اما در حقیقت کمونیسم هدف این انیمیشن نیست. اصلا دلیلی برای این کار وجود ندارد. زیرا شوروی که نابود شده و چین هم آن روح کمونیسمی غالب سابق خود را کنار گذاشت و در های خود را برای صادرات و واردات به دنیا گشوده. پس کمونیسم هدف والت دیزنی نیست. خود چین است که هدف قرار گرفته. اسارت پاندا به معنای اسیر کردن سنت ها و اعتقادات شرقی است و می می نمادی از مدرنیزه شدن این سنت ها و عقیده ها است. چین باید غربی شود. در تفکر و در رفتار. اما می تواند ظاهر، لباس و معماری خود را حفظ کند.

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

در این انیمیشن هدف استعمارگونه غربی به خوبی بیان شد. زنگ خطر چین به صدا در آمده و راه متوقف کردن آن رسانه است. مهم ترین و کارآمد ترین ابزار رسانه ای غرب در شرق، کیپاپ است. پس باید یک درس بزرگ از این انیمیشن گرفت. این انیمیشن اصلی ترین مهره فعلی غرب و آمریکا را برای نفوذ در نسل جوان فاش کرده. مهم ترین و کارآمد ترین مهره رسانه امروز غرب و آمریکا طبق گفته خودشان “کیپاپ” است.

حال می دانیم که قرار است مورد هجمه رسانه ای قرار بگیریم. کلیدی ترین سربازان این هجمه فرهنگی آیدول ها و خواننده های کره ای هستند. پس باید از این صنعت دوری کرد. صنعت کیپاپ قرار است در راستای اهداف غربی باشد. حتی اگر چیز خوبی هم داشته باشد، پوششی برای اهداف غربی بیش نیست. پس با دوری کردن از این مدیوم و بر حذر داشتن هر آن کس که می شناسید (مخصوصا فرزندانتان) خود را در برابر این هجمه فرهنگی مصون کنید. شاید ظاهر استعمار زیبا باشد، همان گونه که خواننده های کره ای زیبا هستند، شاید نتیجه حاصله استعمار زیبا جلوه داده شود، اما در نهایت قرار است شما مستعمره باشید. مستعمره بودن یعنی بیشترین بهره برای استعمارگر با کمترین هزینه. یک برده. پس دو راهی آزاد بودن و برده بودن پیش روی ماست. به مالزی امارات، کره جنوبی و… نگاه کنید. در رسانه ها بسیار زیبا، ساختمان هایی بلند و لوکس ترین مراکز رفاهی را دارند. اما در پشت این همه شکوه، زاغه های انبوهی وجود دارد، که مردم غیر ثروتمند و عادی جامعه(99 درصدی ها) در آنها زندگی می کنند.(اسکویید گیم)

تصویری از "سئول" که احتمالاً ندیده اید

خوب است بخوانید: وضعیت ناخوش خوش نشینان دبی _ فقر و بی خانمانی در ثروتمند ترین شهر های دنیا

آیا فریب زیبایی شهربازی رویایی را می خوریم و مثل پینوکیو به الاغ باری تبدیل می شویم یا با زیرکی فریب نخورده و آزادانه مسیر پیشرفت خود را پیدا می کنیم؟

نقد و بررسی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red)؛ افشای مهره اصلی نفوذ فرهنگی غرب

نوشته های مشابه

‫25 دیدگاه ها

  1. وقتی شروع به حمله کردن به مادر در آخرای فیلم کردن ، فیلم نیت اصلی خودش را نشان داد !

  2. بسییییار عالی توضیح داده بودید ممنون
    یه چیز دیگم بود اینکه توی همون انیمیشن افسون شخصیت میرابل رو دوباره کپی کردن توی این انیمیشن
    همون پریا خیلی شبیه شخصیت میرابله قیافه اش
    اون نقد انیمیشن افسون رو هم که خوندم دیدم توی اون انیمیشن هم شخصیت‌های بقیه انیمیشنا رو کپی کردن که
    فکر کنم شخصیتاشون ته کشیده!

  3. سلام و عرض ادب؛خداقوت و خسته نباشید…عالی بود و جالب توجه برای مادر و پدران سرزمین ایران و کودکان و نوجوان هوشیار🌹🌹🌹🌹…منتظر نقد های بیشتر شما هستیم👏👏👏👏👏👏….تشکر از آقای عبداللهی

  4. به شخصه واقعا ناراحت میشم وقتی میبینم کشورهایی با سابقه ی تمدن بالا اینجوری فرهنگشون استعمار میشه

  5. به صورت کامل، حساب کردن آمریکا روی گروه نوجوان در کشور هایی که باهاش همکاری نمیکنن، نشون داده شد.

    همین الان توی نسل نوجوان خودمون نه تنها ظاهر، که تمایلات هم غربی شده!

    اون چیزی که توی افسون، دلیر و قرمز شدن تکرار شده اشتباهات مادران هست. توی انیمیشن های دیزنی_پیکسار معمولا یا مادر وجود نداره یا آدمیه که هرچی شخصیت اصلی داستان میکشه زیر سر اشتباهات مادره! نهایتا هم مادر باید اصلاح بشه.

  6. سلام…خیلی کامل با جزییات و منظم بود نقدتون….انشالله که مخاطباتون روز به روز بیشتر بشن…

    عجیب و بد ترین انیمیشنی بود که حداقل من تا حالا از پیکسار دیده بودم….حتی اگر از تمام مضامین فرهنگی که تو تک تک سکانسا و دیالوگای فیلم پنهان کرده بودن بگذریم،،،طراحی و شخصیت پردازی خیلی بدی داشت….برای مثال کافیه شخصیت های انیمیشن آپ ، ماشین ها،داستان اسباب بازی ها، وال ای ،زندگی یک حشره و…رو با این جدیده مقایسه کنید…خیلی واضحه که ساخت این انیمیشن تماما یه پروژه سیاسی و فرهنگی از طرف غربیا بوده که میخواستن یه سری مطالب رو طبق سنت قبل به صورت نامحسوس و پنهان شده بیان کنن متاسفانه این کارو تونستن بکنن…ولی اون ارتباط بین کاراکتر و بیننده رو نتونستن ایجاد کنن…البته به شخصه من خودم دوست داشتم بعضی از کاراکترای فیلمو خفه کنم ،مثل همون می می که اخرای فیلم دیگه چیزی از بی احترامی به والدین کم نذاشت و هرچی که میتونست گفت ، به همینجا هم ختم نشد و یه فس کتک مشتی هم به مامانش زد….چیز دیگه هم که اخیرا توی خیلی از فیلما و انیمیشن ها داره به وضوح نشون داده میشع ،سرکشی بچه ها نسبت به والدینشون هست و دارن به وضوح این موضوع رو نشون میدن…

  7. یک مسئله رو با شما در میون میذارم. من هرچه که تلاش کردم موفق به اقدام موثری نشدم اگر شما میتونید لطفا کاری بکنید! همون طور که مستحضرید کبپاپ و انیمه عملا تاثیرش رو روی سنین 10 تا 17 ساله ایرانی گذاشته. به قدری این قشر متعصبانه از کیپاپ و انیمه دفاع میکنن که ادم متعجب میمونه. اقدامی که شبکه مستند انجام داد تا حدودی ناشیانه بود و بیشتر اتیش اینهارو داغ کرد. باید روی ذهن ها کار کرد و نوجوان ها رو قانع کرد که به شکل منطقی جلوی اقدامات رسانه ای بایستند و فورا “مسخ” نشن!
    در اینستاگرام یک شبکه ی سازمان یافته از افراد تشکیل شده. باور نمی کنید اینها چه کارهایی میکنن!!! یکی از زیر شاخه هاشون یک دختر 17 ساله ست که وظیفه ش شکل دادن شبکه ی علاقه مندسازی مخاطب به انیمه, کیپاپ, موسیقی راک , و سبک پوششی گرانج استایل هست. شاید بتونم بگم حول و حوش 1000 تا یا بیشتر اکانت دارن که هرکدوم حداقل 2K ممبر فعال دارن!
    اینکه میگم سازمان یافته ست رو شخصا به یقین رسیدم. چون باهاشون صحبت کردم و این افراد کاملا اموزش دیده هستند. مسئله جالب تر اینکه این دختر خانوم سبک جدیدی از پوشش هم دارند به اسم حجاب تلفیق شده با گرانج! و حتی ترویج LGBT هم میکنن!
    به عنوان LGBT محجبه خودشونو معرفی میکنن و میگن که asexual هستند!
    هکرهای ایرانی که میتونن سایت فیفا و فیلا رو هک کنن چطور از پس هک کردن و مسدود کردن یک اکانت اینستاگرام برنمیان؟ شما اگر قادر به اقدام موثری هستید ازتون عاجزانه خواااااااااهش میکنم صفحه این خانوم رو ببندید.
    اکانت اینستاگرامش: @karolia_fuma

      1. سلام میشه انیمه موریارتی وطن پرست رو هم نقد کنید ؟ اگر اون چیز خاصی نداره انیمه شیطان کش هم می تونه مورد خوبی باشه

        1. سلام علیکم
          موریاتی وطن پرست به زودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت. شیطان کش تا به اتمام نرسه قابل نقد نیست. همین الانشم ما اطلاعات کافی در مورد شخصیت های داستان نداریم. پس حداقل الان نمی توانیم یک نقد مناسب در مورد این انیمه ارائه دهیم.

  8. خسته نباشید آقای عبداللهی
    خیلی عالی و موشکافانه انیمیشن رو بررسی کردید

  9. سلام. خدا قوت. متشکرم از تحلیلهای ارزشمند شما. موضوعی که در تحلیل انیمیشن قرمز شدن مورد غفلت قرار گرفته ، توجه به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است. این روش درمان توسط راس هریس پیشنهاد شده و بر مبنای ذهن آگاهی سعی می کند اضطراب و افسردگی و تنشهای فرد را مدیریت کند. بطور خلاصه می گوید تنشها و رنجها تمام نشدنی است. پس باید آنرا پذیرفت، به آن آکاه شد و خود را از آن جدا کرد. فقط در ذهن خود جایی برایش باز کرد. جمله ای که در اواخر کارتون هم بدان اشاره شده است. لازم نیست کس دیگری باشی، لازم نیست خودت را کنترل کنی، خودت را بپذیر ولی به ذهنیاتت نچسب. در حال زندگی کن. افکاری که به ذهنت می آید را آگاه باش، اگر مبتنی بر ارزشهایت بود، قبول کن و اگر نبود فقط اجازه بده در گوشه ای از ذهنت بماند. کتاب تله شادمانی به شرح همین مطلب پرداخته است.

  10. صدام حسین(صدمه زننده به حسین که منظور امام حسین (علیه السلام) است)
    کی گفته؟! صدام حسین اسمشه همین. اسم کاملش اینه: صَدّام حُسین عبد المجید تِکریتی
    خدا لعنتش کنه البته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *