انیمیشن سینمایی
نقد انیمیشن برادران سوپر ماریو (Super Mario Bros)؛ نجات جهان با قدرت قارچی!

انیمیشن برادران سوپر ماریو یکی از مشهورترین و پرفروشترین انیمیشنهای تاریخ است. برادران سوپر ماریو توسط استودیوی ایلومینیشن (Illumination) که زیرمجموعهی کمپانی اختاپوسی یونیورسال (Universal) است ساخته شده است. انیمیشن برادران سوپر ماریو حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون دلار در جهان فروش داشته است که باعث شده جزو پرفروشترین انیمیشنهای تاریخ به حساب بیاید. ژانرهای این انیمیشن شامل اکشن، درام خانوادگی، عاشقانه، جنگی، آخرالزمانی و ماورائی است.
نقد و بررسی انیمیشن ماریو از آن جهت اهمیت دارد که این انیمیشن توانسته رسانه وفادار و بسیار خوبی در مسیر بازی مشهور سوپر ماریو باشد. بازیهای ماریو شهرت جهانی بالایی دارند و انیمیشن ماریو با اقتباسی بینقص و شدیدا جذاب سعی دارد جهان ماریو را برای ما بهتر از بازیهایش معرفی کند و بسیار هم در این امر موفق است. شناخت ساختار جهان ماریو به دلیل شهرت این بازی اهمیت زیادی دارد و یکی از بهترین محصولاتی که توانسته این جهان را به مخاطب به طور کامل معرفی کند همین انیمیشن ماریو است. در ادامه به نقد و بررسی محتوای این انیمیشن مهم خواهیم پرداخت.
جدال خیر و شر با چاشنی تمسخر!
سکانس افتتاحیهی انیمیشن برادران سوپر ماریو با جنگ بین نیروهای خیر و شر آغاز میشود. فیلمساز با رنگ پردازی مناسب، نیروهای شرور را با رنگ قرمز و زرد آتشین تصویر کرده و نیروهای خیر به شکل آبی یخی ترسیم شدهاند. برخلاف جهان مادی، لاکپشتها به جنگ با پنگوئنها رفته و در میزانسن عظیمی که فیلمساز میچیند شاهد جنگی در ماوراء ماده هستیم، اما نیروهای خیر برخلاف نگاه معمول، موجوداتی بیدست و پا هستند که در مقابل لشکر شروران حتی لحظهای نمیتوانند مقاومت کنند. به راحتی پنگوئنها شکست خورده و هیولایی که در جبههی شروران قرار دارد با یک حرکت با آتش قصر یخی پنگوئنها را آب کرده و به ستارهای جادویی و خاص دسترسی پیدا میکند که باعث قدرتمندتر شدن او خواهد شد. در این سکانس مخاطب به قدرت عظیم لاکپشتها پی برده درمییابد که در ماوراء ماده کسی توانایی مقابله با او این گروه خبیث را ندارد. مضمونی شرگرایانه که پیشینه ذهنی مخاطب پیرامون خیر و شر را تغییر میدهد. این سکانس مقدمهی مباحث آخرالزمانی انیمیشن ماریو خواهد بود.

برادران سوپر ماریو و درگیری با چاه فاضلاب!
همانطور که میدانیم برادران سوپر ماریو در بازیهای بسیار محبوبی که داشتند مشهور شدند. این دو برادر لوله کش هستند و در ابتدای انیمیشن نیز میبینیم که پس از انتشار تبلیغ تلویزیونی، بعد از مدتی طولانی بالاخره مشتری پیدا میکنند، اما به دلیل بیعرضگی، بیشتر از اینکه لولهها را تعمیر کنند به خانهی مشتری آسیب میزنند! شخصیتپردازی فیلمساز از این دو برادر با ضعیف بودن آنها حتی در کوچکترین امور شروع میشود. برادران سوپر ماریو در خانه هم دائم تحقیر میشوند و خانوادهیشان هم هیچ امیدی به آنها ندارند. در این سکانسها مخاطب متوجه میشود این افراد هیچ ویژگی خاصی ندارند، اما در سکانسهای بعدی فیلمساز به واسطهی ابزارهای جادویی همین افراد را تبدیل به منجی جهان میکند!

ورودی تاریک به جهانهای موازی
در یکی از محلهها آب گرفتگی شده و برادران سوپر ماریو از این موقعیت برای نشان دادن خودشان استفاده میکنند. آنها پس از ورود به سیستم لولهکشی زیرزمینی، لولهای که نشتی دارد را تعمیر میکنند اما ناگهان با لولهای قطور روبهرو میشوند. این لوله بسیار تاریک و نمور است. پس از ورود برادران به این لوله، ناگهان در ورطهای میافتند که نورهای عجیب و غریبی دارد و پس از آن وارد جهانی زیبا با ابرهای صورتی میشوند. تضاد بین رنگ و نور در لوله و انتقال آنها به جهانی جدید بسیار مهم است و حسی معنوی به مخاطب منتقل میکند.
برادران سوپر ماریو از چه طریقی به جهان موازی وارد میشوند؟ آنها به شکلی کاملا اتفاقی از درون لولههایی تاریک در زیر زمین وارد جهانهای ماورایی میشوند. فیلمساز به جای اینکه سلوک معنوی و ابزارهای خاص الهی را روشی برای ورود به جهانهای دیگر معرفی کند، در نگاهی عجیب لولههای تاریک و ترسناک را ابزار ورود به جهانهای دیگر نشان میدهد تا در ذهن مخاطب این محتوا شکل بگیرد که برای ورود به جهانهای موازی باید از مسیرهای تاریک گذشت. در واقعیت چنین نیست و در دورهی جهان موازی و سینما توضیح دادیم که ورود به جهانهای موازی بایستی با روشهای نورانی و رفتارهای ارادی باشد، نه به صورت شانسی و از طریق ابزارهای تاریک و مخفی و زیر زمینی.
ورود برادران سوپر ماریو به جهانهای ماورایی نقطهی عطف مهمی در داستان است و همین مساله اهمیت این سکانس را دو چندان میکند. فیلمساز به جای ترسیم مسیری منطقی و منطبق بر حکمت الهی، مسیری تاریک و مادی را طریقی برای سفر به جهان موازی ارائه میکند. برادران سوپر ماریو هم بدون هیچ شایستگی به شکلی اتفاقی و شانسی وارد این جهان میشوند که برخلاف جهانبینی توحیدی است. اتفاقات بزرگ نیازمند انسانها بزرگ و تلاشهای گسترده است، اما هالیوود با ترویج شانسگرایی برگزیدگان را افرادی رندوم نشان میدهد تا محتوای مادهگرایانه و به دور از توحید خودش را به مخاطب منتقل کند.




جهان های موازی و خدایان ثنوی
هر کدام از دو برادر در یکی از جهانهای موازی میافتند. ماریو به جهانی بسیار زیبا و رویاگونه وارد میشود و یک انسانِ قارچی او را راهنمایی میکند. ماریو دیالوگ مهمی بیان میکند و میگوید «آیا دارم خواب میبینم؟ نه قطعا خواب نیست!» این جمله به خوبی در این سکانس استفاده شده است تا به مخاطب القا کند ماریو در جهانی رویاگونه و ماورایی وارد شده است و با جهانی ساده و مادی روبهرو نیستیم. در مقابل، لوییجی برادر ماریو وارد جهانِ تاریک شده است.
مرد قارچی که راهنمای ماریو است میگوید جهان تاریک تحت کنترل شرورترین موجود است! جهان نورانی نیز تحت تسلط پرنسس پیچ بوده که به این موضوع هم خواهیم رسید. سپس لوییجی را میبینیم که درون جهانی تاریک، پر از مواد مذاب و محیطی جهنمگونه افتاده است. لوییجی با چند اسکلت شیطان صفت درگیر میشود و در نهایت توسط سربازان بازِر (همان موجود شرور) دستگیر میشود.
فیلمساز در این سکانسها رسما جهان را به بخشهای مختلفی تقسیم میکند و کاملا نگاهی الهیاتی به مخاطب منتقل میسازد. جهان نورانی تحت تسلط دختری جادوگر به نام پرنسس پیچ (پیچ در انگلیسی به معنای هلو است و به دلیل جذابیت او چنین اسمی برایش گذاشتهاند) است که قدرتهای خارقالعادهای دارد و تصاویرش همچون قدیسان مسیحی بر در و دیوار قصر درج شده است. او ارباب جهان نورانی است.
در مقابل بازر ارباب جهان تاریک است و بر این جهان تسلطی مطلق دارد. فیلمساز جهانهای موازی را با نگاهی اسطورهای بین خدایان مختلف تقسیم میکند. پرنسس پیچ خدای نیکی و بازر خدای شرارت است و هر کدام دامنهی قدرت خودشان را دارند. به خوبی نگاهی مشرکانه و غیرتوحیدی نسبت به جهانهای ماورایی به مخاطب منتقل میشود.

راهنمایی از جنس قارچ!
ماریو در این جهان قارچی نمیتواند مسیرش را پیدا کند، اما همان کسی که به شکل انسان/قارچ بود او را از موانع گذرانده و در نهایت به پرنسس میرساند. مرشد ماریو در جهانهای ماورایی نه فرشتگان و موجودات الهی، که یک انسان/قارچ است! فیلمساز مسیر قهرمان را به شکلی تخیلی و کاملا اومانیستی طرح ریزی کرده است. در ذهن مخاطب این محتوا ایجاد میشود که برای سیر در جهانهای دیگر حتی میتوان به یک قارچ اعتماد کرد و نیازی به مرشد الهی و… نیست.


پرنسس پیچ به مثابه خدای مؤنث
ماریو وارد قصر میشود و فیلمساز با چند نمای مهم از نقاشیهای قصر، عظمت شخصیت پرنسس را به ما نشان میدهد. او نه یک ملکهی ساده که فردی خداگونه است. اینکه تصاویر پرنسس به شکل شمایلنگاریهای مسیحی بر در و دیوار قصر نقش بسته نشان میدهد قارچها او را به عنوان نیرویی برتر و خداگونه پذیرفتهاند. به همین دلیل قارچ در گفت و گو با ماریو اذعان کرد که پرنسس پیچ «هر کاری» میتواند بکند، زیرا به او نگاهی خداگونه دارند.


تربیت ماریو تحت نظر ملکه
پرنسس پیچ میخواهد بازر را شکست دهد و ماریو نیز برای نجات برادرش به کمک ملکه نیاز دارد. بنابراین دو انسان با سفر به جهانهای دیگر، میخواهند جدال خیر و شر را سر و سامان بدهند. نیروهای ماورایی به شدت سست هستند و همانطور که در سکانس افتتاحیه دیدیم، نمیتوانند جلوی بازر را بگیرند. بنابراین انسانها در فضایی کاملا اومانیستی به جهان دیگر رفتهاند تا ناجی جهانهای موازی شوند. همیشه در ذهن ما معنویت چیره بر جهان مادی بود، اما در سوپر ماریو و آثار مشابه، انسان ها از جهان مادی به ماورا رفته و متافیزیک را نجات میدهند تا نگاه ماده گرایانه فیلمساز ترویج شود.
ماریو برای مبارزه نیاز به آموزش دارد. پرنسس پیچ او را تمرین نظامی میدهد تا نحوهی مبارزه را بیاموزد. پیچ ماریو را از جهت روحی و بدنی تربیت میکند تا بتواند در مقابل بازر ایستادگی کند. اینجا هم کارکردی خداگونه به پیچ نسبت داده میشود و اوست که قهرمان/منجی را تربیت میکند.
اینکه ماریو چگونه به قدرت میرسد نیز قابل توجه است. علاوه بر ممارست و پیگیری ماریو، قدرت اصلی او در مبارزه از قارچهایی خاص برمیآید. ماریو با خوردن قارچها به نوعی دوپینگ میکند و حالا میتواند کنشهای قهرمانانه داشته باشد. فیلمساز استفاده از مواد خاص جادویی برای رسیدن به قدرت را ترویج کرده و نگاه مبتذلش به تربیت قهرمان را به مخاطب منتقل میکند. قهرمان به جای تمرکز، مراقبه و فعال سازی قدرتهای معنوی ذیل نور خدای واحد، با خوردن قارچ مسیر قهرمان شدن را طی میکند تا به مخاطب محتوایی مادهگرایانه و ضد معنویت اصیل منتقل کند. در سکانسهای متعددی از جمله سکانس مبارزهی ماریو با دانکی کونگ همین محتوا منتقل میشود.


وقتی بازر سمپاتیک میشود!
فیلمساز اساسا خیر و شرّ را به شکلی مطلق نشان نمیدهد. بازر شرورترین موجود است، اما فیلمساز به جزئیات زندگیاش وارد شده و درونیات او را به ما معرفی میکند. در دورهی آموزش فرم سینمایی گفتیم که وقتی فیلمساز دغدغههای درونی شخصیت را نشان میدهد هدفش ایجاد علقه بین او و مخاطب است. فیلمساز نشان میدهد که هدف بازر رسیدن به پرنسس پیچ است و در عشق او میسوزد. سکانسهای متعددی در انیمیشن ماریو با محوریت عاشقانههای بازر شکل گرفته و حتی در بعضی سکانسها او در حال نوازندگی با پیانو است و فیلمساز کاملا عشق او به پیچ را جذاب نشان میدهد.
اینکه در انیمیشن برادران سوپر ماریو حتی شرورترین افراد نیز جنبههای انسانی و جذاب دارند به دلیل تفکر نسبیانگارانهی فیلمساز است. در انیمیشن ماریو هیچ خیر و شر مطلقی وجود ندارد که کاملا با جهانبینی الهی در تضاد است. در تفکر الهی جبههی خیر سراسر نور و جبههی شر سراسر تاریکی است، اما در ماریو هم مخاطب با جبهه شر همدلی پیدا میکند و هم با جبهه خیر. هر چند میزان همدلی با ماریو و دوستانش بیشتر است.

پادشاهی میمون ها!
یکی از مضامین پر تکرار در سینمای هالیوود، حیوانات انساننما هستند. در تفکرات فلسفی و دقیق، حیوانات موجوداتی پستتر از انسانها به حساب میآیند، چه اینکه از سنخ موجودات ماورایی باشند که به شکل حیوان درآمدهاند و چه اینکه ذاتا حیوان باشند. اما در هالیوود و همچنین انیمیشن برادران سوپر ماریو میبینیم که پادشاهِ میمونی (اقتباس شده از اسطورههای مشرکانهی شرقی) و میمونهای زیر دستش قدرت نظامی دارند و خود پادشاه نیز ارباب قلمروی جنگلی است. در این سکانسها که با محوریت دانکی کونگ (میمون مشهور سری ماریو) و دیگر میمونها شکل میگیرد، مضمون ضد انسانی که در ترویج انسانانگاری حیوانات یا ارتباط با موجودات حیواننمای معنوی است، رواج پیدا میکند. انسان اشرف مخلوقات نبوده و تنها یکی از موجودات هستی به حساب می آید.

قدرت مطلق بازر با استفاده از اَبَر ستاره
بازر به سرزمین قارچی حمله میکند و با قدرت عظیمی که ابر ستاره در اختیارش میگذارد میتواند همه را شکست دهد. او میخواهد با اجبار پرنسس پیچ را به عقد خود دربیاورد. ماریو و دانکی کونگ نیز درون یک مارماهی گیر افتادهاند اما توسط یک موشک از شکم ماهی بیرون میزنند. فیلمساز با هجو کهنالگوهای دینی، به جای اینکه شکم نهنگ را مرحلهای از تربیت قهرمان بداند، صرفا با مفاهیمی مثل کهن الگوی یونس علیه السلام و ماجرای نهنگ بازی میکند تا در ذهن مخاطب این مفاهیم متعالی را لوث کند. امر مقدس در سوپر ماریو به بازی کودکانه تنزل پیدا میکند.
بازر سر سفرهی عقد است که ناگهان ماریو از راه رسیده، مراسم را بر هم زده و پرنسس پیچ را نجات میدهد. پس از آن از دریچهی جهان موازی همگی وارد جهان مادی میشوند و مبارزات آنها وارد سطح جدیدی میشود. قدرتهای جادویی و خاص بازر با ابزارهای سادهی نظامی قابل دفع نیست و خطری آخرالزمانی بشریت را تهدید میکند.

اینجاست که ماریو با استفاده از اَبَرستاره، قدرت عظیمی پیدا میکند و بازر را شکست میدهد. منجی به واسطهی استفاده از قدرت جادویی یک ستاره میتواند تهدیدات ماورایی را دفع کند. در سکانسهای پایانی چند محتوای مهم منتقل میشود. اول اینکه جنگهای ماورایی به جنگی زمینی کشیده شده و فضای آخرالزمانی انیمیشن ماریو نشان میدهد که نیروهای شرور ماورایی بایستی نابود شوند زیرا تهدیدی برای همهی جهان به حساب میآیند. فیلمساز معنویت را امری خطرناک برای زمین معرفی کرده و به خطری آخرالزمانی با منشا ماورایی اشاره میکند.
دوم اینکه منجی جهان یک انسان عادی است که با استفاده از قدرت ستارهای خاص میتواند دشمن را شکست دهد. مجموع این دو نکته باعث میشود اولا نظم کنونی جهان معیار آسایش و آرامش باشد و ثانیا منجی نه فردی با قوای الهی که انسانی عادی است که پس از سیر در جهان های ماورایی و تربیت شدن توسط یک دختر جادوگر، به قدرت های معنوی خاصی دست پیدا کند.


مساله ابر ستاره هم قابل توجه است. نسبت دادن قدرتهای جادویی و خداگونه به ستارگان پیشینهای طولانی دارد و ادیان مشرکانهی مختلفی چنین نگاههای خرافی را رواج میدادند که گاهی منجر به ستارهپرستی میشد. در این انیمیشن نیز قدرتهای ماورایی دربست در اختیار ستاره است و البته هر کسی بتواند آن را تصاحب کند، میتواند به قدرتی عظیم دست پیدا کند که همان فضای اومانیستی را تداعی میکند. برادران سوپر ماریو ناگهان تبدیل به اَبَر انسانها و منجیهایی خاص میشوند و جهان را با قدرت جادوییشان نجات میدهند. خبری از منجی الهی نیست و انسان هایی مثل پیچ و ماریو جای خدا و منجی الهی را گرفته اند. در پایان نیز با شعر عاشقانهی بازر در مورد پرنسس پیچ انیمیشن برادران سوپر ماریو به پایان میرسد.






خسته نباشید برای نقدتون ولی فکر کنم برای این یکی کلا زیادی روی نکردید تو نقد تون؟؟؟
در کل خسته نباشید ، در انتظار نقد بیشتر از انیمیشن های ایرانی هستیم.