رمان و کتابمقالات و مطالب مفید
نقد و بررسی رمان کاندید (Candide)؛ نقدی بر مکتب کلاسیسیسم

رمان کاندید اثر ولتر یکی از رمانهای کلاسیک جهان محسوب میشود که چندان معروف نیست اما دارای محتوای بسیار خاصی هم در حوزه تاریخ و اخلاق و هم در حوزه مکاتب ادبی و هنر است. این رمان مخصوصاً جایی اهمیت پیدا میکند که یک اثر انتقادی به فرهنگ، مذهب و عرف اروپا محسوب شده و نویسندهاش کلاسیسیزم را موردانتقاد و هجو قرار میدهد.
در این مقاله ابتدا به معرفی نویسنده این رمان میپردازیم و سپس به بررسی مؤلفههای کلاسیک در این رمان پرداخته و پسازآن فرم و محتوای رمان کاندید را بررسی خواهیم کرد.

ولتر کیست
در بررسی تئوریسینهای رویکرد ادبی نوکلاسیک در غرب مدرن و ادبیات فرانسه، به فرانسوا ماری و ولتر برمیخوریم. او هم نویسنده و هم تئوریسین رویکردهای ادبی بود. ولتر را میتوان تجسم جهاننگری سکولار-بورژوایی عصر روشنگری و از اجداد معنوی لیبرالیسم زرسالار دانست. ولتر دارای آثاری فلسفی با مایههای آشکارا ضد دینی و حتی کفر آلود نظیر «فرهنگ فلسفی» منتشرشده به سال ١٧٦٤ م (رسالهای درباره تسامح) و آثار ادبی یا به قول خودش قصههای فلسفیای نظیر «کاندید» و «زادیگ» میباشد. او را از جهاتی حتی میتوان از پایهگذاران تاریخنگاری و تحلیل تاریخ بر پایه مشهورات مدرنیستی و بورژوایی دانست[1].
فرانسوا ماری ولتر (۱۷۷۸ میلادی) نویسنده سکولاری است و «دئیست» عصر روشنگری و در زمره نخستین چهرههای ادبیات و ژورنالیسم روشنفکرانه در فرانسه و غرب مدرن است. ولتر به لحاظ مذهبی فردی «دئیست» بود به این معنا که بهنوعی تفسیر یهودی مدرن از خدا تحت عنوان «خدای ساعتساز» معتقد بود. وی به ارسال پیامبران و شرایع آسمانی و زندگی پس از مرگ اعتقادی نداشت. دئیسم، صورتی از دینداری تحریفشده ذیل نفسانیت مداری اومانیستی است که بهویژه در میان نویسندگان عصر روشنگری فرانسه (موسوم به اصحاب دائرةالمعارف) شیوع داشته است. ولتر وابسته به تشکیلات فراماسونری بود و به لحاظ شخصی و مالی فردی سرمایهدار و صاحب کارخانههای مختلف و بسیار عیاش و هوسباز و هرزهگرد بود. ولتر مدافع عقلگرایی اومانیستی [راسیونالیسم] و دشمن ادیان الهی بود. او در پایاننامههایش با ذکر عبارت: این رسوا را درهم کوبیده مخاطبان را به مبارزه با ادیان وحیانی فرامیخواند[2].

ولتر را میتوان بهترین نماینده اواخر دوران نئوکلاسیسم دانست. او به شعار فراماسونری «تسامح و تساهل» که مبتنی برفرض عدم وجود و یا عدم شناخت حق و اعتقاد به معرفتشناسی نسبی انگارانه است پایبندی داشت. این شعار درواقع بیان فرموله نهیلیسم مدرن عصر روشنگری در ستیز با میراث کلیسا و قرونوسطی و زمینهسازی برای بسط سیطره سكولاريسم بود. ولتر معتقد بود که ادبیات باید مروج و مدافع تساهل و تسامح و سکولاریسم باشد. ولتر به وجود ذوق واحد و نیز استانداردهای ثابت و جهانشمول زیبایی شناسانه اعتقاد داشت و اساس این ذوق واحد و عام و استانداردهای جهانشمول زیبایی شناسانه را در قواعد نئوکلاسیسم جستجو میکرد. ولتــر اعتقاد داشت که ملتهای پس از رنسانس باید ادبیات ملی خود را مستقل از میراث یونان و روم کلاسیک پدیدآورند(این یعنی رویکرد انتقادی به کلاسیسیسم داشت).
ولتر از ستایشگران دوران سلطنت مطلقة لوئی چهاردهم و شکوفایی رویکرد نئوکلاسیک بود. ولتر به همراه دیدرو، دالامبر، روسو، هلوسیوس و جمعی دیگر از روشنفکران فرانسوی به تدوین یک دائرۃ المعارف پرداختند. این دائرةالمعارف بیان چکیده و فرموله آراء و جهانبینی و باورهای عصر روشنگری بود. اصحاب دائرةالمعارف را میتوان در زمره نسل آغازین روشنفکران مدرن دانست که مروج سکولاریسم و دینستیزی و پدیدآورنده زیربناهای بسیاری از ایدئولوژیهای مهم مدرن مثل ليبراليسم، سوسیالیسم و فمینیسم بودهاند. ولتر در جمع روشنفکران اصحاب دائرةالمعارف بیشتر مدافع نئوکلاسیسم بود[3].

سیروس شمیسا نیز به دینستیز بودن ولتر معتقد بود و این جمله را از ولتر نقل میکند: “به آزادی نمیرسیم مگر آنکه اجرهای آخرین کلیسا را بر سر آخرین کشیش خراب کنیم”. البته برخی معتقدند که ولتر صرفاً با یهودیت و مسیحیت مشکل داشته و با دین اسلام ضدیت نداشته. بااینکه ولتر حتی یک نمایشنامه با توهین به پیامبر اسلام دارد، اما محققین زیادی بر این باور هستند که وی تحت تأثیر نگاه مسیحی چنین توهینی به پیامبر اسلام کرده و اصلاً چیزی از اسلام محمدی و حقیقت پیامبر اسلام در این اثر وجود ندارد. جواد حدیدی در کتاب اسلام ازنظر ولتر نوشته: یکی از نقاط عطف در زندگی ولتر نمایشنامه موهن فناتیسم (۱۷۳۹) بود که به گمان خودش بزرگترین شاهکارهای ادبی او بود. این نمایشنامه اولین اثر ولتر درباره اسلام بود که تحت تأثیر القائات کشیشها و بر اساس داستانی ساختگی نوشتهشده بود که در آن چهرهای زننده از پیامبر اسلام به تصویر میکشد. هرچند بعدها اصلاحاتی در آن به وجود آورد و نظرش بهکلی درباره ایشان تغییر کرد و آنقدر مجذوب و درگیر مطالعه زندگی حضرت محمد (ص) شد که او را چنین توصیف کرد: این محمد (ص) دوست گرامیام مرا نسبت به شما تنبل کرده است زیرا فرصت نوشتن نامه را از من گرفته است. (مکاتبات، ح ۱۲ ، ص101) بههرحال، ولتر پس از رسوایی نمایشنامهاش خود را با این پرسشها مواجه میدید که راز گسترش اسلام چیست و پیروان محمد (ص) تا چه حد از مزایای تمدن و پیشرفت علوم بشری برخوردارند؟
ولتر شخصی است که ویکتور هوگو در رمان بینوایان چند بار از او اسم میبرد و او را صراحتاً نقد کرده و رویکردی ضد ولتر اتخاذ میکند. ویکتور هوگو در رمان بینوایان صراحتاً میگوید که با اصل دین و خدا مشکلی ندارد اما با رویکرد کلیسا مخالف است، سر همین ولتر را که با اصل دین مشکل دارد، موردنقد شدیدی قرار میدهد.

بهطورکلی شکی نیست که ولتر یکی از سکولارهای دوره خود بوده و با دین مسیحیت و روحانیون دینی مشکلات زیادی داشته. البته که چنین مخالفتی با کلیسا در آن عصر به خاطر دلایل مختلفی ازجمله کاسبی کلیسا از دین، غیرعقلانی بودن بسیاری از عقاید کلیسا، درگیریهای کلیسا در سیاست، جنگهایی که کلیسا به راه انداخت(مثل جنگهای صلیبی) و نمونههایی از این قبیل بوده. مسیحیت تحریفشده به مشکلات زیادی دچار شد و همین مشکلات باعث شدند تا امثال ولتر با کلیسا چپ بی افتند. برخی از منتقدین دین و مذهب تمام ادیان و ماهیت دین و خدا را زیر سؤال بردند که نشان میدهد بااینکه حق داشتند علیه کلیسا اعتراض کنند، اما نتوانستند مسیر درست را هم پیدا کنند. ولتر نیز مخالفت خود را با کلیسا و یهودیان در رمان کاندید ابراز میکند اما در اینکه آیا این شخص برای اسلام و کشورهای شرقی احترام قائل بوده یا اینکه حداقل وضعیت آنها را جدا از اروپا میدیده، بین محققین اختلافنظر وجود دارد.
در چند گزاره در مورد ولتر شکی وجود ندارد. او قطعاً شخصی سکولار بوده که رویکرد ضد دینی علیه مسیحیت داشته و نگاهش به اسلام التقاطی مثبت و منفی است که در این خصوص بین محققین اختلاف وجود دارد. همچنین ولتر رویکرد انتقادی نسبت به مکتب کلاسیسیزم داشت و با استفاده از مؤلفههای کلاسیسیسم بهنقد این مکتب میپرداخت. بااینحال مسائلی نیز در مورد ولتر وجود دارد که نمیتوان بهصورت قطعی در مورد آنها نظر داد و حتی ممکن است ولتر زمانی این عقاید را داشته اما بعداً در آنها تجدیدنظر کرده باشد. برای مثال ما در همین رمان کاندید یک نظر نسبی دئیسمی از او میبینیم اما رگههای واضحی نیز از تقدیر یک رب در داستان دیده میشود که با دئیسم در تضاد است.

خلاصه داستان کاندید
رمان کاندید یک داستان پرفرازونشیب و پرحادثه است. داستانی از اخراج کاندید عاشق از قصر یک بارون که باعث میشود او بالاجبار برای بلغارها سربازی کند، زلزله لیسبون را درک کند، فرمانده یک کشتی نظامی شود، به آمریکای جنوبی سفر کند، یک فرمانده ارشد و یک یهودی و یک اسقف را بکشد، توسط آدمخوارها ابتدا اسیرشده و سپس عزیز آنها شود، به سرزمین رؤیایی ال دورادو برسد، بارها آشنایان خود را پیدا کند و آنها را از دست بدهد، با ثروت به اروپا بازگردد و درنهایت در کاخی با دوستان خود دچار روزمرگی شود. در حین گذراندن این داستان، سرگذشت شخصیتهای دیگری را نیز خواهیم شنید و سفری پر از تلخی و شیرینی را خواهیم گذراند. البته داستان کاندید اصلاً به شیرینی و راحتی خلاصهای که عرض کردم نیست و انبوهی از اتفاقات بهشدت زجرآور را در بر دارد. اتفاقات این رمان بهقدری زجرآور هستند که خواندن این رمان برای مخاطب را طاقتفرسا میکند و مطالعه آنیک شکنجه محسوب میشود.
این داستان پر است از اتفاقات شدیداً ناگوار و تهوعآور مخصوصاً تجاوز. در این داستان شکلهای گوناگون و چندشی برای تجاوز توصیف میشود و حتی میمونها به انسانها تجاوز میکنند. شکنجهها و فساد نیز به شکل گسترده و متنوعی در این رمان وجود دارند.

جهانشناسی رمان کاندید
جهانی که ولتر از آن گذر میکند اروپا و آمریکای مرکزی در قرن 18 میلادی است. وی داستانهایی نیز از شمال آفریقا از اطرافیان و همراهان خویش میشنود. تعدادی داستان و واقعه خیالی بهصورت نمادین در داستان گنجاندهشده. مثلاً زلزله لیسبون یک حادثه بزرگ و واقعی بوده که در این رمان شاهدش هستیم، اما در این دوره جنگی بین بلغارها و آبارها به این وسعت وجود نداشته و ولتر جنگهای هفتساله اروپا را در این قالب در داستانش گنجانده. البته توالی وقایع نیز در این رمان گاهی رعایت نشده و بااینکه جنگهای هفتساله بعد از زلزله لیسبون به وقوع پیوستند، در این رمان(که خود رمان در حین این جنگها نگارشش تمامشده) زلزله لیسبون در هیاهوی جنگ رخ میدهد.
پس بهطورکلی ما با دنیایی نیمه خیالی طرف هستیم که مستقیماً نمیتوان از آن توالی و ترتیب و حتی کیفیت وقایع تاریخی را استخراج کرد، اما وقایعی که در این رمان رخ میدهند، برگرفته از وقایع تاریخی نزدیکی هستند که بهصورت نمادین و با توالی مدنظر نویسنده در رمان کاندید نگارش شدهاند. ولتر قصد داشته تا با نمایش نمادین و نامرتب وقایع شناختهشده تاریخی، ارتباط عمیقتری با مخاطب ایجاد کرده و نقد بهتری نسبت به وضعیتی ارائه دهد که مخاطب آن را حس کرده و میشناسد.

نقد مکتب کلاسیسیزم در رمان کاندید
کلاسیسیزم یک مکتب هنری نامعلوم و عجیب است. این مکتب هنری واقعاً نه تعریف دقیقی دارد، نه مؤلفههای دقیقی دارد و نه حدود مشخصی برای آن تعیینشده. از کلاسیسیزم در دانشنامههای مختلف تعاریف گوناگونی ذکرشده. بهطورکلی کلاسیسیسم عبارت است از عقیده طرفداران تقلید از نویسندگان و هنرمندان یونان باستان یا روم، و نویسندگان قرن هفدهم فرانسه. این مکتب در مقابل باروک و رمانتیسم قرار میگیرد.
ولتر شخصی بود که با هنر کلاسیک، مکتب کلاسیسیزم را نقد میکرد و در این زمینه بسیار مشهور است. کلاً شخصیت ولتر با نقد و انتقاد گره عمیقی خورده و رمان کاندید یکی از مشهورترین انتقادات وی است. اولین قدم ولتر برای نقد کلاسیسیسم ادبی، ترکیب عجیب ژانر کمدی و تراژدی کلاسیک است. در این مکتب گفتهشده که آثار تراژدی،، آثاری هستند در وصف افراد بلندمرتبه و نجیبزادهها که اکثراً پایان تلخ دارند. همچنین کمدی به آثاری گفته میشود که به توصیف ماجراهایی که در طبقات اجتماعی متوسط یا پایین رخ میدهد میپردازد و هدف اصلی آن نمایاندن نقصهای جامعه است. کمدی بر اساس خنده و بهمنظور سرگرمی اجرا میشود و معمولاً با پایانی خوش همراه است. ولتر در رمان کاندید ارکان کمدی و تراژدی را باهم مخلوط کرده و به هیچکدام پایبندی کامل نداشته. ما در کاندید هم شاهد روایت کشمکشهای افراد طبقات متوسط جامعه هستیم و هم شاهزادگان و نجیبزادهها. از طرفی وقایع تلخ و شیرین، غمانگیز و طنز و خوب و بد بهصورت ترکیبی در این داستان به وقوع میپیوندند.
بهوضوح مشخص است که ولتر با بینظمی در سبک ادبی خود، مکتب کلاسیسیزم را نقد کرده. همچنین این ترکیب سبک او شباهتی به ژانر تراژدی کمدی یا خوشسوگنامه هم دارد چراکه روند داستان تراژیک است و در میانه این تراژدیهای تلخ، شاهد اتفاقات محدود طنز و کمیک هم هستیم. اینکه ولتر تمرکز بیشتر خود را روی اشخاص طبقه متوسط میگذارد یعنی 70-30 به سمت کمدی گرایش دارد و اینکه بیشتر داستانهای تلخ تعریف میکند تا سرگرمکننده و کمدی، یعنی 70-30 به تراژدی گرایش دارد و پایان داستان نیز تلخ است که به همان تراژدی نزدیک میشود. به عبارتی ولتر یک تراژدی 70 درصدی را برای طبقه متوسط تعریف کرده که یک ترکیب عجیبوغریب و البته انتقادی محسوب میشود. چراکه انحصار چنین داستانهایی را برای افراد بلندمرتبه جامعه زیر سؤال برده و در کنار نمایاندن نقصهای جامعه متوسط، نقصهای طبقههای بالاتر را نیز بیان میکند.

مؤلفههای کلاسیسیزم در کتاب کاندید
مکتب کلاسیسیزم مؤلفههای مشخص و ثابتی ندارد به همین دلیل با فاکتور گرفتن مؤلفههایی که مختص به تئاتر هستند، سایر مؤلفهها را از منابع مختلف جمعآوری کرده و در رمان کاندید بررسی خواهیم کرد. لازم به ذکر است که رمان کاندید، یک کتاب تصویری است پس مؤلفههای نقاشی را نیز در ادامه ذکر کردهام:
-
محاکات و سجایای عالی بشری: ولتر بااینکه صفات خوب و بد را باهم بیان میکند، اما ال دورادویی ها با صفات خاص بهعنوان الگویی آرمانی برای تعالی بشر معرفی میشوند.
-
عقلگرایی: گرچه در رمان ولتر شاهد صحبتهای بیخود و مزخرف زیادی هستیم، ولی بالاخره فکر کردن و فلسفیدن جزو عقلگرایی محسوب میشود و مخالفت با خرافه گرایی را هم در این رمان شاهدیم که بازم در راستای عقلگرایی است.
-
آموزنده و خوشایند بودن: کتاب کاندید اگر با نگاه انتقادی و پیشزمینه فرهنگی خوانده نشود نه خوشایند است و نه آموزنده. شاید فقط برای افراد دارای مازوخیسم خوشایند باشد. منتها کسانی که نگاه انتقادی قوی و دانش نسبتاً خوبی نسبت به وقایع قرن 18 دارند، میتوانند درسهای خوبی از این رمان بگیرند و پس از تحمل شکنجههای این داستانسرایی، به نتایج جالبی میرسند که اکثر آنها را در این نقد برایتان آرشیو کردهام.
-
حقیقتنمایی: ولتر حقایق را بهصورت نمادین و به شکلی نیمه خیالی در داستانش بیان کرده است.
-
قانون سه وحدت: این قانون بیشتر برای نمایش و تئاتر صادق است و نمیتوان انتظار داشت ولتر آن را کامل رعایت کرده باشد(مخصوصاً قانون مکان).
-
قصار نویسی: استفاده از کلمات و جملات قصار و خفن چندان در ترجمه فارسی این رمان دیده نشد و چون این رمان را به زباناصلی نخواندهام در این موردنظری ندارم، ولی اکثر محققین بر این باورند که کاندید اثر ادبی ضعیفی محسوب میشود.
-
فخامت: برخی بر این عقیده بودند کتاب خواندن برای اشراف است پس از دید اشرافی نوشت. قاعدتاً ولتر به این مؤلفه گفته زکی.
-
نزاکت: من خودم هرچه مطالعه کردم نفهمیدم حدود نزاکت و ادب در کلاسیسیزم چیست. برداشت شخصیام این است که شخصیت اصلی داستان باید آداب اجتماعی را بلد باشد و متین و باوقار برخورد کند. تا حدود زیادی چنین چیزی را در کاندید میبینیم. منتها اگر نزاکت به معنای به کار نبردن کلمههای ناپسند و صحنههای مبتذل باشد، با توجه به فرهنگ کنونی و شناخت مختص به قرن 21 از ادبیات و کلمات، نمیتوانم قضاوت دقیقی در مورد این قضیه داشته باشم چون کلمهها و اتفاقات بیتربیتی نسبتاً زیادی در این رمان هست.
-
زیبایی بهعنوان حقیقی جاویدان: رمان کاندید واقعاً زیبا نیست و به خاطر نیمه تخیلی بودن، حقیقت هم نیست، حتی خیلی جاودانه هم نیست و رمان کلاسیک کمتر شناختهشدهای محسوب میشود. ولی خب چون تا الآن این داستان زنده مانده، نمیتوان ادعا کرد این مؤلفه اصلاً رعایت نشده.
-
سادگی و وضوح: به خاطر چاپی بودن تصاویر این رمان روی وضوح نمیتوان خیلی دقیق نظر داد ولی اصل سادگی بهخوبی در آن رعایت شده(تصاویر کتاب منظورمه).
-
تقلید از یونان و روم: تقلیدهای زیادی برای کتاب کاندید توسط اشخاص مختلفی بیان شده. مثل مؤلفههای جدایی و وصال عاشقان، سفرهای پرحادثه، تصادفهای غیرمنتظره و ماجراجوییهای قهرمانانه. ولتر مثل یک مخلوطکن این عناصر را داخل رمانش ریخته، بهنحویکه مکرراً کاندید از دیدن آشنایی که حتماً یک یا دو بار مرده، تعجب میکند و چند بار وصال و فراق کونه گند(معشوقهاش) را تجربه میکند و یا اینکه دو سفر دریایی و چند سفر زمینی عجیب را پشت سر میگذارد. همچنین گفتهشده که ولتر از آثار یونانی خاصی نیز الهام گرفته که به دلیل مطالعه نکردن آن آثار، نظر دقیقی نمیتوانم بدهم.
-
نظم نویسی: کتاب کاندید به شعر نوشتهنشده و کاملاً به نثر نوشتهشده. ولتر به برتری نثر بر نظم و شعر اعتقاد داشت و میگفت که یک اثر منظوم در وضوح و خلوص (ملهم از تعابیر دکارتی) باید از قاعدهمندترین صور نثر الگوبرداری نماید[4].
مشاهده میکنید که ولتر علاوه بر رعایت بخشی از اصول کلاسیسیزم، بخشی دیگر را کلاً رعایت نکرده و گاهی اوقات آن را به هجو هم کشیده. همچنین میبینیم که به دلیل مشخص نبودن حدود دقیق این مکتب، کلاً قضاوت دقیقی هم نمیشود در مورد آثار کلاسیک داشت.

روند کسینوسی
تقریباً در تمام رمان کاندید یک روند کسینوسی از اتفاقات خوب و بد را شاهد هستیم. ما مدام شاهد اتفاقات متوالی بد و خوب هستیم. به شکلی که معمولاً بعد از یک اتفاق بد، قطعاً یک اتفاق خوب هم رخ میدهد و حتی بعد از اتفاقات خیلی بد، اتفاقات خیلی خوب رخ میدهند. این روند تا انتها هم حفظ میشود و همانطور که آغاز داستان در خوشی بود، پایان داستان در بدی است.
برای مثال در اوایل شاهدیم که بعد از شلاق خوردن کاندید پس از زلزله، او بهواسطه همین اتفاق دوباره کونه گند را پیدا میکند و بعدازاین اتفاق خوب، دچار دو قتل میشود که اتفاقی بد است. در ادامه او بهعنوان فرمانده برای نیروهای اعزامی به آمریکای جنوبی انتخاب میشود که دوباره اتفاقی خوب است و سپس فرماندار بوینوس ایرس به کونه گند چشم میدوزد که برای کاندید اتفاقی بد است. این روند تناوبی اتفاقات خوب و بد را در سراسر رمان شاهدیم و استثناءهای خیلی محدودی داریم.

فلسفه اصلی
فلسفه و جمله فلسفی اصلی داستان کاندید این است که همهچیز در بهترین حالت ممکن قرار دارند. داستان نیز سعی میکند بارها این جمله را به چالش بکش. تا اواخر داستان پانگلوس(معلم فلسفه کاندید و کونه گند) بر این باور میماند و هر بار با روشی خاص هر اتفاقی را بر مبنای همین فلسفه توجیه میکند. بر اساس این نگاه حتی فجایع و مصیبتها نیز بخشی از طرح و خیر بزرگتری هستند و درنهایت به بهترین نتیجه ممکن میانجامند.
این جمله بازتابی از فلسفه لایب نیتس است که معتقد بود خداوند بهترین جهان ممکن را آفریده و هر نقص ظاهری در نگاه هستی، به کمال میانجامد. ولتر این نگاه را تا آخر رمان به چالش می کشد و کاندید با انواع مصیبتها مثل خیانت، تجاوزُ شکنجه، بی عدالتی، زلزله، قتل، فقر و… روبه رو می شود.
در انتها کاندید این نظر را رد می کند و با جمله بیا باغ خود را کشت کنیم دست از هر توجیه فلسفی برای زندگی بر میدارد. چون روزگار در انتهای رمان به کاندید نساخته، این جمله را با تلخی بیان میکند و نشان از این دارد که کاندید با انجام کارهای روزمره خود، قصد دارد خود را از فکر کردن به علت و معلولها رها کند و هیچ معنای سازندگی یا بهتر کردن زندگی در وی یافت نمی شود. پس ولتر در انتهای رمان قصد دارد این خوشبینی فلسفی را رد کند و قبول نکند که جهان در بهترین حالت ممکن خلق شده.

به عبارتی رمان کاندید منکر این فلسفه نیست، چون بارها در طول همین داستان دیده ایم که یک اتفاق بد، عامل یک اتفاق خوب دیگر است و در کل خیری را در بر گرفته. مثلا اگر کاندید در تلاطم رودخانه گیر نمی افتاد، به ال دورادو نیز نمی رسید، یا اگر در اتفاقی تلخ از قصر بارون بیرون انداخته نمی شد و در ارتش بلغارها شکنجه نمی شد، در حمله بلغارها به قصر بارون کشته می شد. اتفاقا در نهایت خداوند در این مسیر سرسام آور، خیر بزرگی برای کاندید در نظر گرفته بود و او را به جامعه آرمانی ال دورادو رسانید، اما طمع و عشق کاندید باعث شد تا او از این بهشت زمینی خارج شود و به هوس یک زندگی بی درد به اروپا باز گردد. یعنی خود او بود که عامل تمام مصیب های بعدی است، خداوند بهترین را برای او رقم زده بود. همین باعث می شود تا در انتهای رمان کاندید دیگر نتواند وضعیتی که خودش مسبب آن است را تحمل کند و دیگر نخواهد به فلسفیدن ادامه دهد.
پس در نهایت در میابیم که خداوند اتفاقا بهترین جهان ممکن را خلق کرده اما تمایلات نفسانی انسان مختار، باعث بار آمدن مصیبت برای خود او و دیگران می شوند، ولی این نگاه که جهان در بهترین حالت خود است، چون بیشتر حالتی توجیهی دارد تا حالتی اعتقادی، کاندید از آن دست می کشد و سعی می کند دیگر برای مصیبت هایی که خود مقصر آنهاست، توجیه فلسفی نتراشد.

بدترم میشه
یکی از رویکردهای ولتر در رمان کاندید این است که همیشه بدتر از این هم خواهد شد. اگر الآن اتفاق بدی را شاهد هستید، قطعاً جلوتر و در آینده بدتر از آن را هم خواهید دید. حتی ممکن است باکسی مواجه شوید که اتفاقاتی بدتر از اتفاقاتی که برای شما رخداده، برایش رخداده باشد. این مسئله میتوانست به سپاسگزاری انسان در هر وضعیتی ختم شود و این نصیحت به مخاطب ارائه شود که هر اتفاقی هم که برایت رخ داد، برای اینکه بدتر از این سرت نیامده شکرگزار باش. منتها چنین چیزی در این رمان جا ندارد و بدتر شدن شرایط برای این رخداده تا مخاطب هرچه جلوتر میرود بیشتر از وضعیت فاسد اروپا و حتی بشریت متنفر شود.

اروپای فاسد
از حق نگذریم بسیاری از اعتراضات و نقدهای ولتر به جامعه اروپا درست هستند. ولتر فرانسه، هلند، ایتالیا، آلمان و انگلستان را درمینوردد و حتی به برخی از مستعمرات آنها نیز میرود و کل اروپا را مورد کنکاش قرار میدهد. ولتر به دادگاههای تفتیش عقاید، قربانی کردن انسان برای جلوگیری از زلزله، روحانیون دینی فاسد، نیروهای نظامی وحشی، غارتگری راهزنان و دزدان دریایی، محور قرار گرفتن نفسانیت، تعصبات خانوادگی، نظام ناعادلانه اجتماعی و… میپردازد. تمام این موارد در اروپا وجود داشته و بسیاری از آنها هنوز نیز وجود دارند.
مثلاً آیا جنگ بوسنی چیزی جز وحشیگریهای بلغارهای این رمان است؟ یا اینکه الآن جامعه اروپایی بر پایه نفسانیت و هوسهای جنسی بنا نشده؟ یا مثلاً به خاطر نا عدالتی اجتماعی، بیخانمانی و مرگ مردم به خاطر سرما و گرما به دلیل هزینه بالای انرژی در اروپا وجود ندارد؟ یا اینکه آیا هنوز در اروپا دزدی دریایی وجود ندارد[5]؟ هنوز چیزی تغییر نکرده. ولتر صرفاً توانسته حقیقت جامعه اروپایی را در قرن استعمارگری و جلوهنمایی اروپا با رمان خود به نمایش بگذارد.
اروپا در آن دوره در نگاه مردم مستعمرات قاره پیشرفته ای بود و هنوز هم نگاه مردم سایر کشورها به اروپا چنین است. اما ولتر با رمان خود بیان میکند که قضیه آنطور که تصور میشود نیست و اروپا اصلاً مثل آنجایی که در ذهن مردم سایر نقاط دنیا ترسیمشده نیست. احتمالاً ولتر اگر در زمان حال زندگی میکرد نیز دوباره چنین رمانی مینوشت و ذات ناپاک اروپا را به نمایش میگذاشت.

انواع فسادهایی که ولتر به تصویر کشید
بعد از زلزله لیسبون، عمق فاجعه فرهنگ و نفسانیت پرستی اروپایی را میبینیم. اروپاییها حتی بعد از چنین حادثهای، بهجای اینکه به بازماندگان و مجروحان و کسانی که زیر آوار ماندهاند کمک کنند، در حال دزدی، زنا، بازی با فاحشهها و انواع دیگر فسادها هستند(حتی به کسی که مستقیماً آنها را از این کار منع میکند بیتوجهی میکنند) یا اینکه دنبال فلسفهبافی برای توجیه این اتفاق هستند و برای آن رابطه علی و معلولی علمی یا فلسفی تعریف میکنند و یا اینکه در همین اوضاع به بهانه رخ ندادن مجدد عذاب(همان زلزله)، دادگاه تفتیش عقاید و مجازات گناهکاران برگزار کرده و برای مردم نمایش خون و مرگ و شکنجه اجرا میکنند. البته دوباره زلزله میآید و این خرافات توسط نویسنده رد میشوند.
در آمریکای لاتین نیز، هم روحانیون دینی و هم افراد معمولی سر کاندید کلاه میگذارند یا او را میچاپند و زمانی که ولتر به اروپا میرسد هم مجدداً توسط مردم عادی، نظامیها و روحانیون دینی چاپیده میشود. جالب است که کاندید پس از بازگشت به اروپا، یک تازه به دوران رسیده است و ثروت زیادی را در قمار و کلاهبرداری از دست میدهد. یعنی ثروت ال دورادو نیز نتوانست این موجود کمعقل را خوشبخت کند.
پسازاین میفهمیم که اروپاییهای ثروتمند چقدر زنباره بودند و پیرزن(در دوران جوانی) و کونه گند را بارها دستبهدست کردهاند و حتی کونه گند همسر تفریحی یک یهودی و یک اسقف بهصورت مشترک است. در طول داستان تمام کشیشان و اسقفها بدون استثناء گناهی را مرتکب خواهند شد، مخصوصاً زنا و دزدی. حتی یک پیشوا اسبهای ولتر را مفت میخرد و ما از این بیانصافی هم متنفریم. پس ولتر نگاه بهشدت منفی به کلیسا و روحانیون دینی مسیحی داشته و کاندید حتی دو روحانی دینی را میکشد. البته درجایی از رمان گفته میشود که 300 فرسخ آنسوتر هم مردم چنین جنگهایی به راه انداختهاند بدون اینکه یکی از نمازهای محمد را فراموش کنند. احتمالاً منظور ولتر جنگهایی است که عثمانیهای به راه انداختهاند و دینداری آنها را نیز ساختگی خطاب میکند.

ال دورادو و پشت پا زدن به بخت
کاندید ال دورادو را تعالی بشریت میداند و بارها شاهدیم که او از ال دورادو و مردمش تعریف میکند. مردم ال دورادو مردمی یکتاپرست هستند که دائماً خدا را بابت نعماتشان شکر میکنند، باورهای خرافی عجیب ندارند، مهماننواز هستند، بسیار بخشندهاند، دارای علوم و فناوری پیشرفته هستند، باهم نمیجنگند و فقیری بینشان وجود ندارد. کاندید حتی بهصراحت بارها بیان میکند که تنها جای خوب دنیا ال دورادو است و جز در ال دورادو در جای دیگر نمیتوان چنین مردم و خوشبختی را یافت. متأسفانه کاندید طمع میکند. کاندید عاشقپیشه، خوشبختی و زندگی راحت در ال دورادو را رها میکند و با ثروت زیادی که از شاه هدیه میگیرد قصد ازدواج با کونه گند و بازگشت به اروپا را دارد تا زندگی بیغمی داشته باشد. او در ال دورادو همهچیز داشت، مثل زندگی بیغم و حتی شرایط ازدواج با زنان زیبایی که قطعاً از کونه گند آخر داستان عفیفتر و زیباتر بودند. کاندید داشتههایش را برای اینکه مجدداً در جای دیگر به دستشان آورد، رها کرد و دیگر به آنها نرسید. ازنظر ولتر انسان حتی اگر به بهشت هم برسد بازهم میخواهد به خواستههای نفسانی و درونی خود برسد و از این رفاه هم راضی نخواهد شد.
دلیل خوشبختی در ال دورادو ثروت است. ولتر باور دارد زمانی که تمام جامعه از ثروت و نعمت فراوان بهرهمند باشند بشریت به خوشبختی میرسد. ما شاهدیم که بارون ثروتمند است و کاندید هم با ثروت گزاف به اروپا بر میگردد اما مصیبتها برای سایر مردم و حتی این اشخاص ثروتمند هم رخ میدهند. یعنی ثروت انحصاری باعث خوشبختی ثروتمندان هم نمیشود و فقط زمانی که تمام مردم باهم از ثروت و نعمت زیاد بهرهمند شود جامعه به خوشبختی میرسد.
ما شاهدیم که دینداران و روحانیون دینی اروپایی همه انسانهای فاسد و جنایتکاری هستند، اما در ال دورادو، ثروت باعث شده تا مردم موحدانی پاک، مهربان و دیندارانی متعالی باشند. یعنی حتی کیفیت دینداری مردم در گرو ثروتمند شدن تمام مردم شناخته میشود. جامعه آرمانی ولتر چنین چیزی است و قرار دادن چنین جامعه آرمانی در این رمان بسیار سنجیده و جذاب است، چراکه نویسنده در کنار تمام جوامع فاسد و مصیبتزده، نظر خود را برای رسیدن به یک آرمانشهر و تعالی بشری نیز ابراز کرده.

مارتین
کاندید یک همسفر به اسم مارتین دارد که مانوی است و اعتقاد دارد تمام دنیا در سیطره شیطان است. او نگاه متقابل نگاه پانگلوس را دارد(جهان در بهترین حالت خود قرار دارد) و حتی حین غرق شدن کشتی مردی که بخشی از ثروت کاندید را بالا کشیده بود، با کاندید درگیری فلسفی پیدا میکند. در اینجا کاندید باور دارد که این مرد غرق شد چون سرش کلاه گذاشته بود و این حکمت نظام کائنات است، از طرفی مارتین میگوید صد نفر دیگر که بیگناه بودند با او غرق شدند پس این کار شیطان است که صد بیگناه را به خاطر یک گناهکار غرق کرد. جالب است که هردو اشتباه میگویند و این اتفاق یک درگیری دریایی است و در آخر به جنگهای ناتمام بین خود اروپاییها و فساد نفسانی آنها برمیگردد و نه به خدا و کائنات ربطی دارد و نه به شیطان. چون اینها عادت کردهاند همهچیز را توجیه کنند به این فلسفیدن ها روی میآورند و واقعیت را نمیبینند.
کاندید فقط به خاطر امیدی که به وصال کونه گند دارد سرپا است و امثال مارتین و تعداد زیادی از مردم دیگر چون هیچ امیدی ندارند، یا بیحس شدهاند و یا مشغول فلسفهبافی برای اثبات هرچه بدبختتر بودن خود هستند. امید تنها چیزی است که جامعه را میتواند سرپا نگه دارد و در انتهای رمان وقتی خود کاندید دیگر امیدی ندارد، حتی او هم بیحس میشود. مارتین نیز تا آخر رمان وظیفه دارد که مخاطب را قانع کند که همه مردم بدبخت هستند و هیچ خوشبختی وجود ندارد.

پول خوشبختی نمیآورد
ما میبینیم که کاندید و افرادی که به آنها پول میبخشد، هیچکدام خوشبخت نمیشود و این افراد حتی به خاطر پولی که از کاندید گرفتهاند، دچار بدبختی بیشتری هم شدهاند. مارتین و کاندید حتی شخصی به نام پوکوکورانته را ملاقات میکنند که یک ثروتمند ونیزی است و بااینکه همهچیز دارد، نهتنها احساس خوشبختی نمیکند که حتی لذتی هم از زندگی نمیبرد.
جالب است که مردم ال دورادو همهچیز داشتند و خوشبخت بودند اما همین ثروت اگر در اروپا باشد یا باعث بدبختی است یا عامل لذت نبردن از زندگی. تنها فرق مردم ال دورادو با اروپاییهایی مثل پوکوکورانته آنجاست که پادشاه ال دورادو اعتراف میکند که موحد است و هرروز به خاطر نعماتی که به او دادهشده، همراه با ملتش خدا را ستایش میکند. یعنی ثروت خالی عامل خوشبختی نیست، تقسیم مساوی این ثروت و وجود معنویت یا قدردانی از این نعمات هم مهم هستند تا به جامعهای آرمانی برسیم. ثروت بدون معنویت و بدون شعورِ درکِ اهمیت و ارزش این نعمت، موجب میشود تا پوکوکورانته بازهم خوشبخت نشود.
در کتاب کاندید، پوکوکورانته نقدهای بسیار جدی و جذابی به تمدن، تاریخ، اساطیر، موسیقی، تابلوهای نقاشی و آثار ادبی اروپایی وارد میکند که میتوان آنها را آخرین انتقادات ولتر در این رمان دانست، منتها چون این موارد از دهان شخصی خارج میشوند که مخاطب دید خوبی به وی ندارد و او را یک شخص بدون لذت بردن از زندگی و خودخواه میداند، بعید است که نقدهای پوکوکورانته توسط مخاطب جدی گرفته شوند(ولی بازم پوکو زد کل اروپا رو با غلتک آسفالت کرد). از طرفی همین اشرافی که به مرحلهای رسیدند که نمیتوانند چیزی را دوست بدارند هستند که در اروپا به مسند قدرت رسیدهاند و مردم را به فلاکت و بدبختی کشاندهاند.

عامل فساد چیست؟
ریشه مشکلات اروپا در کتاب کاندید، صرفاً دین نیست. بارها دیدهایم که نویسندهها یا فیلمسازها ریشه تمام مشکلات را در تعصبات مذهبی و باورهای دینی خلاصه کردهاند، اما ولتر جدای از اینکه باورهای مسیحی را نقد میکند، ریشههای بسیار دیگری نیز برای وضعیت اسفناک اروپا قائل است و در این زمینه انصاف دارد. برای مثال همانطور که ما کشیش و اسقف زناکار میبینیم، راهزنان، دزدان دریایی، فرماندهان نظامی و حتی مقامات سیاسی زناکار نیز میبینیم.
بهطورکلی در رمان کاندید قدرت عامل فساد شناخته میشود. روحانیون، فرماندهان، سیاسیون و راهزنانی که عدهای را اسیر کردهاند، همه اینها بر عده دیگری قدرت دارند و همین قدرت عامل فساد و جنایت آنهاست. حتی یک یهودی که به خاطر ثروت خود بر عده دیگری برتری دارد، به کونه گند ظلم میکند و جالب است که چون اسقف بر این یهودی برتری دارد، هم به کونه گند و هم به این یهودی ظلم میکند. دلیل نبود فساد در ال دورادو هم همین است. به دلیل وفور نعمت در ال دورادو، مردم حتی با پادشاه هم برابر هستند و این برابری باعث شده تاکسی صاحب قدرت نباشد و دچار فساد نشود.

تعصب
برادر کونه گند نماد تعصب این داستان است. مردی که بعد از کلی بلا و اتفاق فقط چون خواهرش 72 پشت دارد، حاضر نشد ابراز علاقه کاندید به خواهرش را تحمل کند و با او درگیر شد و کاندید او را کشت. در ادامه کاندید میفهمد وی زنده است و از کار برده مانند در کشتی نجاتش میدهد اما این احمق بازهم با ازدواج کاندید با خواهرش(که زشت و نکبت شده) مخالفت میکند و کاندید دوباره ترتیبش را میدهد. برادر کونه گند نماد صریح تعصبات کورکورانه و نمکنشناسی است که توسط احمقی مثل کاندید کشته میشود. پس ولتر مخالف تعصبات کورکورانه چه ازنظر ژنتیکی و چه ازنظر دینی است. جالب است که علاوه بر برادر متعصب کونه گند، تعدادی از روحانیون زناکار و دزد که نماد تعصبات مذهبی هستند هم در حین داستان مجازات میشوند.

نتیجهگیری و جمعبندی
بهشخصه اصلاً و ابداً فرم و داستان ولتر را دوست ندارم. بااینحال ولتر محتوای بسیار جالبی را در این داستان نسبتاً کوتاه گنجانده. به همین دلیل نمیتوان رمان کاندید را برای عموم مردم مناسب دانست. چراکه مخاطب عام بیشتر درگیر بخشهای مبتذل و فسادهای این داستان خواهد شد و قطعاً از همینها تأثیر خواهد پذیرفت. حتی خود من تا زمانی که بهصورت اصولی پای نقد محتوای این اثر ننشستم، نگاه مثبتی به آن نداشتم و آماده تخریب صددرصدی این رمان در نقدم بودم، اما زمانی که اصولی و دقیق به موشکافی محتوای کتاب کاندید پرداختم، فهمیدم که ولتر نیز خودش درگیر همین فسادهاست اما از درون به شکلی خیلی خاص و جذاب اعتراض خود را اعلام کرده.
رمان کاندید یک شکنجه عذابآور برای مخاطب خود است ولی به نظر من محتوای خاص و جذابی در نقد اروپا و تعیین علل و ریشه مصیبتهای اروپا دارد. البته من کاملاً با نظر آقای جواد حدیدی مبنی بر اسلامی بودن این رمان کاملاً مخالفم و برخی از مسائلی که آقای زرشناس در مورد کاندید بیان کرده نیز در این رمان به چشم نمیخورند. همین نشان میدهد که واقعاً ولتر شخصیت مرموزی بوده و البته اعتقاداتش دچار تغییر و تحول میشده و جهانبینی یکتایی را در آثارش بروز نمیداده.

منابع:
1: کتاب پیش درآمدی بر رویکردها و مکاتب ادبی شهریار زرشناس ص 116
2: همان ص 117
3: همان ص 118
4: رنه ولکف، تاریخ نقد جدید، جلد اول، صص ۸۷ – ۷۱



