انیمه سینمایی
نقد انیمه پسرک و حواصیل (The Boy and the Heron)؛ میراث امپراتوری ژاپن

تا به امروز هایائو میازاکی آثار بسیاری را خلق کرده است که تقریبا همه آنان رویایی، زیبا و به شکل اغواگری شیرین و گرم بوده اند. میازاکی همواره در آثارش علیرغم آنکه گاهی حرف های تلخی زده اما لحن شیرینش را حفظ کرده. او در قلعه متحرک هاول ویرانی جنگ را با معجزه عشق خنثی کرد، در شاهزاده مونونوکه زیاده خواهی و طمع بشر را با فداکاری آشیتاکا از سر گذراند و در شهر اشباح چیهیرو با تلاشش پدر و مادرش را از گناهشان نجات داد، اما در مورد پسرک و حواصیل آیا قصه مانند قبل است؟
وقتی پسرک و حواصیل منتشر شد اسکار گرفت، ستایش منتقدان را کسب کرد و به نظر همه چیز خیلی خوب بود. اما طرفداران میازاکی چیزی را در این اثر متفاوت حس میکردند. آیا لحن میازاکی عوض شده؟ این داستان چرا شبیه باقی قصه های میازاکی نیست؟ و سوالاتی که خب طبیعی بود به ذهن مخاطبان بیایند. پسرک و حواصیل واقعا یک اثر متفاوت از میازاکی است.
بسیاری از عزیزان این اعتقاد را دارند که این شخصی ترین داستانی است که میازاکی تعریف کرده. خب این دور از ذهن نیست و مسئله ایست که در مکان خود به آن خواهیم پرداخت، اما آیا صرفا میازاکی چون داستان را شخصی کرده اینقدر پسرک و حواصیل عجیب شده است یا مسئله آن است که میازاکی حرف دیگری در این اثر دارد؟ حرفی که میازاکی تا به حال ناگفته نگهش داشته و اینبار میخواهد آن را بگوید؟ در ادامه مقاله سعی میکنیم با تحلیل پسرک و حواصیل به پاسخ این سوالات برسیم.

اثری پرفروش بدون تبلیغات
یکی از نکات جالب انیمه پسرک و حواصیل این بود که بدون بیرون دادن حتی یک تریلر توانست فروش بسیار بالایی داشته باشد. این انیمه با فروش حدودا 300 میلیون دلار(منبع) رتبه پنجم پرفروش ترین انیمههای جهان را در زمان خود کسب کرد. گرچه هنوز مشخص نیست که چرا این انیمه در لیست پرفروش های ژاپنی قرار نگرفته. میازاکی و شاگردش ماکوتو شینکای نیمی از 20 انیمه پرفروش ژاپن را ساختهاند و این نشان میدهد که میازاکی چه جایگاه مهمی در صنعت انیمه ژاپن(مخصوصا آثار بلند) دارد.
برای میازاکی هیچگاه فروش گیشه انیمه هایش مهم نبوده و به همین دلیل است که تبلیغات گسترده ای از آثار وی ندیده ایم. میازاکی با اینکه دوبار اسکار گرفته اما هیچکدام از آثارش را به شکل وسیع تبلیغ نکرده. مثلا شما با سرچ کردن در اینترنت متوجه تبلیغات گسترده آثاری مثل جوجوتسو کایسن یا شیطان کش خواهید شد و حتی ابتکارات عیجبی در تبلیغات از آنها خواهید دید(مثل تاسیس تاکسی خصوصی)، اما میازاکی حتی در شیوه مرسوم تبلیغات هم بیتفاوت عمل کرده.

دلیل این روند میازاکی را باید در انتقادات او جستجو کرد. میازاکی جز اینکه یکی از برترین انیمه سازان ژاپن است، یکی از بزرگ ترین منتقدین به صنعت انیمه ژاپن هم هست. او بر این باور است که هنر باید برای ذات هنری خود ستایش شود نه اینکه با هزینه های گزاف و به لطف تبلیغات به خورد مخاطب داده شود. میازاکی بارها از دور شدن انیمه از ساحت هنر و تبدیل شدن این صنعت به هنری مبتذل، فن سرویس و متکی به تبلیغات، اشاره کرده و احتمالا یکی از دلایل بازگشتش به چرخه تولید پس از ده سال(وی پس از ساخت انیمه باد برمی خیزد خود را بازنشسته اعلام کرده بود)، همین باشد که هنر از دست رفته را احیا کند. میازاکی پس از اکران انیمه پسربچه و حواصیل بدون اینکه حتی یک تریلر یا پوستر خاصی منتشر کند، رکودهای گیشه را جابه جا کرد و انیمه اش صرفا چون برچسب هنر میازاکی روی آن چسبیده بود به شدت دیده شد، تا حدی که جایزه اسکار را نیز از آن خود کرد.
میازاکی فارق از جهان بینی که دارد، از نظر هنری یک اسطوره است و کاری کرد که هنر واقعی و ارزشمند از هنر مبتذل و سرمایه محور متمایز شود. وی اثبات کرد که حتی در گیشه می توان با هنر اصیل پرفروش بود و نیاز نیست برای رسیدن به سود خوب حتما تبلیغات پرهزینه داشت. میازاکی به هنر ارزش بخشید و کاری کرد که فقط زمانی که اسمش روی یک پروژه باشد، مردم از درجه یک بودن و جذاب بودن آن پروژه اطمینان حاصل کنند و به قدری از آن استقبال کنند که جزو پرفروشترین انیمههای ژاپنی شده و آکادمی اسکار هم نتواند به آن جایزه ندهد.

تفاوت پسرک و حواصیل با دیگر آثار میازاکی
پسرک و حواصیل روایتگر ماهیتو است. پسری که مادرش را در آتش سوزی حاصل بمباران جنگ از دست میدهد. داستان شخصی که تجربه سوگ را پشت سر می گذارد احتمالا چیزی نیست که در آثار میازاکی بتوان زیاد دید. پسرک و حواصیل از نقطهای کاملا متفاوت با تمام آثار میازاکی آغاز میشود. نقطهای که ماهیتو که به تازگی مادرش را از دست داده باید با شرایط جدید زندگی اش مواجه شود. میازاکی چیزی نزدیک ۴۰ دقیقه اول اثر را به تمرکز بر روی وضعیت ماهیتو سوگ دیده میگذارد. به نحو احسن به ما نشان میدهد که ماهیتو نزدیک ترین فردش یعنی مادرش را از دست داده. این چنین فقدانی چیز جدیدی در آثار میازاکی محسوب میشود.
پس نخستین نقطه تمایز پسرک و حواصیل از آثار دیگر میازاکی، آغاز آن و لحن جدی و خاکستری آغازین آن است. میازاکی در آغاز اثرش فضایی غم آلود و غرق ماتم را برای ما خلق میکند، فضایی که در آن ما با ماهیتو و احساس سوگ و غم او مواجه میشویم. با این حال میازاکی تنها به این مورد بسنده نکرده است. در ادامه پسربچه و حواصیل شاهد جهانی موازی هستیم. جهان موازی را قبلا هم در شهر اشباح دیده بودیم. با این حال اینجا جهان موازی بر خلاف شهر اشباح حال و هوای دیگری دارد. شاید میازاکی موجودات بامزهای همچون واراوار را درون اثر قرار داده باشد، اما این جهان موازی پیوند عجیبی با مرگ و زندگی دارد، پیوندی که در شهر اشباح شاهدش نبودیم.

زبان میازاکی در پسرک و حواصیل زبانی به شدت نمادین است. استفاده میازاکی از سمبل ها در آثارش امر جدیدی نیست اما در اینجا نمادها و سمبل ها شکلی متفاوت با همیشه دارند. در آثار دیگر او نمادها در پس هر شخصیت پردازی نمایان میشوند، اما اینجا نمادها بر شخصیت ها اولویت دارند. البته که شخصیت پردازی ها همچنان قدرتشان را دارند اما به هیچ وجه به اندازه آثار دیگر میازاکی شخصیت ها برای ما ملموس و به یاد ماندنی نمیشوند.
با وجود تمام این تمایزات، پسرک و حواصیل همچون دیگر آثار میازاکی از انیمیت قدرتمند، فانتزی غافلگیر کننده و عمق محتوایی بالا بهره میبرد. میازاکی از نظر تکنیکی یکی از قوی ترین آثارش را ساخته است و به خوبی از فضا سازی اختصاصی خود بهره گرفته است.

نقد محتوایی پسرک و حواصیل بخش اول؛ وقتی ماهیتو همه چیزش را از دست داد
ماهیتو مادرش را به خاطر بمب باران های جنگ از دست میدهد. بی رحمی جنگ در آثار میازاکی چیزی است که بارها و بارها بر آن تاکید شده است. اینبار میازاکی بی رحمی جنگ را در ترومای روانی ماهیتو برای ما به نمایش میگذارد. برای پسری به سن ماهیتو هیچ چیزی مهم تر از مادر نیست. ماهیتو پسری نوجوان است که به تازگی دارد هویتش شکل میگیرد و ناگهان یکی از مهم ترین پیوندهای عاطفی، هویتی و روانی زندگی خود را که مادرش باشد از دست میدهد. سوگ از دست دادن مادر به خودی خود عذابی دهشتناک است. چه برسد به آنکه این مادر در نوجوانی و زمانی که فرزند هنوز رشد خود را کامل نکردهاست از دست برود.

مادر ماهیتو حکم همهچیز را برای ماهیتو دارد. محبت، حمایت، هویت و تقریبا هر آنچه ماهیتو داشت مادرش بود که با بمباران ها مرد. پس از مرگ مادر مشکلات جدیدی برای ماهیتو رخ میدهد که تنگناهای روانی او را بیشتر میکند. ازدواج پدرش با خواهر مادرش باعث انزوا طلبی ماهیتو میشود. انزوا طلبی که معنای واضحی دارد؛ ماهیتو هیچ ارتباطی نه با پدرش و نه مادرخاندهاش برقرار نمیکند. زیرا آنان را عملا خانواده خود نمیداند. هر چند خاله ماهیتو تلاش میکند دل ماهیتو را به دست بیاورد و با او رفتار مهربانانهای دارد، اما ماهیتو که در سوگ مادر نشسته طبیعتا توجه چندانی به حسن نیت خاله اش ندارد. این وضع تا آنجا ادامه پیدا میکند که ماهیتو در انزوای خودش به حالتی اجتماع گریز میرسد و حتی خودش را با ضربهای به سرش زخمی میکند. البته حتی این اتفاق هم پدر ابلهاش را سر عقل نمیآورد.
در نهایت یک اتفاق راهی برای عبور از این وضعیت برای ماهیتو فراهم میآورد؛ یک سفر به جهان موازی برای نجات مادر خوانده پا به ماه اش از دست حواصیلی که به نظر موجودی اسرار آمیز میرسد.

بخش دوم؛ سیری در جهان موازی برای رشد
زندگی روزانه ماهیتو در کنار مادرش به نظر طبیعی است، البته اگر حواصیلی که حرف میزند و دور و اطراف ماهیتو میگردد را نادیده بگیریم. شخصیت حواصیل در آغاز انیمه برای ما راز آلود و تا حدی مشکوک جلوه میکند، اما با سیر داستان وجهه راز آلود حواصیل از دست می رود و رفته رفته نقش راهنما گونه او برای ما مشخص میشود. حواصیل به دستور ارباب برج قرار است ماهیتو را در سفرش به جهانی دیگر همراهی کند. سفری که در ماهیتو موجب تحولات اخلاقی و روانی قابل توجهی میشود.
حواصیل به لحاظ نمادین در فرهنگ عمومی ژاپن جایگاه جالبی دارد. معنای ظاهر حواصیل مرموز است و با ارواح، خدایان، مرگ و پیوندی با دنیای دیگر گره خورده است. از نظرگاه ماریکو ناگای انواع مختلف حواصیل در فرهنگ و ادبیات ژاپن نقش ایفا کرده اند. ناگای حواصیل آبی(از نوع حواصیلی که در اثر میبینیم) را در فرهنگ ژاپن موجودی مالیخولیایی و ترسناک میداند. همچنین آنان را پیام آوران خدایان و مرتبط به عالم ارواح میداند.[۱] به طور کلی جایگاه حواصیل در اثر و فرهنگ ژاپنی مانند یکدیگر است.

جهان موازی میازاکی اینبار حالتی متفاوت از جهان موازی شهر اشباح دارد. شباهت انیمه شهر اشباح و انیمه پسرک و حواصیل، در این است که جهان های موازی که نمایش میدهند که واقعی بوده و حاصل خیالات و توهمات شخصیت ها نیستند. یعنی ما شاهد سفر واقعی چیهیرو و ماهیتو به جهان موازی هستیم نه اینکه بخاطر ترومای آنها شاهد رویابافی یا توهم آنها باشیم. سفری که در جهان بینی شرقی، قرار است هم باعث رشد معنوی شخصیت شود و هم باعث بالغ تر شدن شخصیت داستان بشود.
ماهیتو به واسطه حواصیل به برج پنهان شده در جنگل میرود و در آنجا با عموی مادرش مواجه میشود. عمویی که انگار برنامه هایی برای ماهیتو دارد. برای همین به حواصیل دستور میدهد تا ماهیتو را وارد جهان موازی کند. جهان موازی رسم شده درون اثر ویژگی خاصی دارد. گویا در این جهان موازی که به شکل جالبی جهانی پایین است ارواحی که هنوز متولد نشده اند در غالب واراوارا پرورش میابند تا به حرکت به سمت بالا متولد شوند.

با مراجعه به متون دینی شینتو همچون کوجیکی ونیهون سوگی با جهان های موازی قابل توجهی مواجه میشویم. در بخشی از کوجیکی که به کامی سوسانو میکوتو اختصاص داده شده به جهان موازی تحت عنوان Tokoyo no kuni اشاره میشود. این جهان موازی با ویژگی های مربوط به دریا توصیف شده و جهان آنسوی دریا نام گرفته است.همچنین این جهان منشاء حیات بوده و به این علت هیچ کس در آن هیچ وقت پیر نمیشود.[۲] به نظر توکیونوکونی شبیه ترین چیزی است که میتوان در ادبیات و فرهنگ ژاپن به جهان موازی اثر یافت همین است. همچنین در این جهان موازی ماهیتو با گذشتگان خویش از جمله مادر و عموی مادرش دیدار میکند که یادآور سرزمین مردگان یا همان یومی در ادبیات شینتو است.[۳]
البته جهان موازی درون انیمه پسربچه و حواصیل کاملا شرقی نیست. در جهان موازی این انیمه(به طور خاص دنیا و سرزمین طوطی ها) عناصر غربی مشاهده میشوند و معماری ها در بعضی موارد غربی است. از این جهت جهان موازی اثر به اندازه شهر اشباح به شکل خالصانه شرقی نیست، اما همچنان جوهره اصلی این جهان موازی به شینتوئیسم باز میگردد.

این جهان موازی نیز حالات عجیب کم ندارد. هجوم پلیکان ها به دسته واراوارا های متولد نشده و سپس گفتار آنان مبنی بر اینکه آنان از ناچاری به این عمل دست میزنند، میتواند وجهه منفی برای این جهان موازی باشد، آیا این جهان موازی خدایی یا خدایانی ندارد که امور آن را مدیریت کنند؟ البته که شخصیت های مثل هیمی یا عموی مادرش ماهیتو هستند که در جای خود به آنان خواهیم پرداخت.
در نهایت کارکرد این جهان موازی در اثر مثبت است. به واسطه سیر و سفر در این جهان است که ماهیتو از نظر شخصیتی رشد میکند و وقایعی چون مرگ مادرش را پشت سر میگذارد. اینجا درست مثل شهر اشباح جهان موازی نقشی مثبت دارد. اما یک مسئله وجود دارد، ماهیتو این جهان و آنچه عمویش برایش کنار گذاشته را رد میکند و به زندگی زمینی خود میچسبد. این مسئله به نظر پیچیده میآید و لازم است درباب آن تامل نسبتا عمیقی کنیم.

بخش سوم؛ بدل شدن انسان به کامی
عموی ماهیتو راز آلودترین موجود درون اثر است. انسانی که گویا به واسطه ارتباط با یک برج آسمانی دچار تحولات خاصی شده و حالا جایگاه مهمی در یک جهان موازی یافته است. پیش از پرداختن به این شخصیت شاید بهتر باشد به سراغ یک مفهوم مهم در فرهنگ ژاپنی برویم. پیش از این در مقاله نقد پرنسس مونونوکه بحث مختصری در باب مفهوم کامی در آیین شینتو داشتیم و از موتوری نورنیگا در تعریف کامی چنین نقل کردیم: همه چیز هایی که مستحق بزرگداشت و تقدیس هستند و بر خلاف معمول، آدمی را به هراس میافکنند و نیروهایی که آن ها را به وجود میآورند، کامی نامیده میشوند.
حال جای پرسش دارد که این مفهوم گسترده که لزوما هم به معنای خدای خالق و بی نهایت نیست آیا شامل انسان هم میشود؟ از نظر برخی از مفسرین شینتو انسان ها پتانسیل بدل شدن به کامی را دارا هستند. کوشینتو(شینتوی قدیم) به نوعی روح خالص و درستکار اشاره میکند که در وجود آدمی تحت عنوان نائوهینامیتاما اشاره میکنند که توسط کامی خالق به انسان داده شدهاند. و انسن میتواند با انجام آیین های ویژه در شینتو همچون میزوگی و… روح خود را خالص و کند و به یک کامی بدل شود.[۵] همچنین در فرهنگ ژاپنی امپراطور ژاپن به دلیل ارتباط معنوی که متون دینی برایش قائل میشدند به نوعی جانشین کامی های بزرگ بر روی زمین و یک نوع کامی محسوب میشده است.[۶] پس به طور کلی، انسان در نگاه دین و آیین شینتو میتواند با انجام اعمالی عبادی و دینی به جایگاه کامی، که در واقع یک موجود قدسی محسوب میشود برسد.

حال بیایید به پسرک و حواصیل بازگردیم؛ عموی ماهیتو شخصیتی رازآلود است که به دلیل ارتباط با سنگی که از آسمان سقوط کرده به قدرت بسیاری دست یافته است. در واقع گویی او آنقدر قوی و بلند مرتبه شده است که با چیدن چند مکعب روی هم میتواند ساختار یک جهان موازی را مدیریت کند و عملا حاکمی باشد که حتی پادشاه طوطی ها نیز روبه رویش سر تعظیم فرود بیاورد. این شخصیت که ظاهری شبیه به پیرمردان حکیم و خردمند دارد دنبال یک جانشین میگردد، جانشینی که در واقع همان ماهیتو است. وقایعی که برای ماهیتو رخ میدهد، از گم شدن خالهاش تا همسفر شد با حواصیل، موجب میشود که او با عموی مادرش دیدار کند و عمویش به او پیشنهاد بدهد که به جای او بر تخت حکمرانی و تدبیر امور جهان موازی تکیه بزند. این پیشنهاد هر چند وسوسه انگیز است، اما توسط ماهیتو رد میشود. ماهیتو به زخم روی سرش اشاره میکند و میگوید به خاطر آن زخم نمیتواند جایگزین عموی مادرش شود، زیرا این زخم روحش را ناپاک کرده.

میازاکی اینجا بدل شدن انسان به کامی را برای ما در قالب عموی ماهیتو طرح ریزی کرده است. البته که عمو به واسطه تاثیرات سنگ به این درجه رسیده است، ولی همچنان این گزاره که انسان میتواند به یک موجود قدسی قوی بدل شود در پسرک و حواصیل موجود است. عموی ماهیتو جانشینی از خون خود میخواهد تا او را نیز به یک کامی مثل خود بدل کند. چناچه میبینیم مادر ماهیتو نیز به یک درجه والا رسیده است و در آن جهان موازی قدرت های خاص و جایگاه بالایی دارد. اما ماهیتو این مسئله را نمیپذیرد، او نمیخواهد جا پای عموی مادرش گذارد و به یک کامی بدل شود. او صرفا میخواهد با دردهایش کنار بیاید و خالهاش را نجات دهد. سقف آرزو های ماهیتو این است.

بخش چهارم؛ مرگ مادر و امپراطوری آفتاب
تا به اینجا به عناصر فانتزی اثر میازاکی پرداختهایم. به تبیین ابعاد هستی شناسی و تا حدی انسان شناسی اثر میازاکی هم پرداختیم. اما پسرک و حواصیل میازاکی از نظراتی دیگر هم حائز توجه است؛ به طور خاص از نظر تاریخی و سیاسی. ما عناصر تاریخی را زیاد در آثار میازاکی و استودیو جیبیلی میبینیم و میتوانیم مثال های زیادی را در این مورد پیدا کنیم.
شخص میازاکی در انیمه پرنسس مونونوکه و البته انیمه باد برمیخیزد داستان هایی را در بستر تاریخی برای ما روایت کرده است و پسرک و حواصیل به واسطه بستر تاریخی خود که در دوران جنگ جهانی است به انیمه باد برمیخیزد شبیه است. البته شباهت شغلی پدر ماهیتو و جیرو(شخصیت اصلی باد برمیخیزد) نیز قابل توجه است.
فارق از میازاکی، ما قبلا هم داستان های مربوط به جنگ جهانی دوم را از زبان استودیو جیبیلی شنیدهایم. در انیمه مدفن کرم های شبتاب، ساخته ایسائو تاکاها ما شاهد روایت بلای خانمان سوز جنگ بر سر ژاپن بودیم. نکته جالبی که وجود دارد آن است که پسرک و حواصیل زمانی ساخته شد که تاکاها فوت نمود و به نوعی این اثر را میتوان نوعی ادای احترام به مرحوم تاکاها دانست. میازاکی در اثر خود جوانب منفی جنگ را به ما نشان میدهد، اما میازاکی همچون تاکاها و دیگران گویا چندان به این علاقهمند نیست که به طرف دیگر جنگ یعنی متفقین و… اشاره کند. به عبارتی میازاکی جنایت های جنگی را نمایش می دهد اما عوامل این جنایت را اصلا نمایش نمی دهد. این مسئله میتواند دلایل متعددی داشته باشد.

میازاکی به طور نمادین کنایه هایی به حکومت ژاپن در جنگ جهانی دوم میزند. چنانچه گفتیم شخصیت عمو در اثر به واسطه آنکه انسانی است که به درجه والایی رسیده است و میتوان آن را تقریبا یک کامی دانست، شباهت قابل توجهی با جایگاه امپراطور ژاپن دوران جنگ جهانی دوم پیدا میکند. امپراطور در آن زمان به واسطه جایگاه دینی که در آیین شینتو دارد یک حاکم الهی و یک کامی محسوب میشده است. جایگاهی که البته پس از شکست ژاپن در جنگ و تغییرات پساجنگ گویا اهمیت خود را در سیاست ژاپن از دست داد.[۸] میازاکی با نشان دادن مخالفت ماهیتو با عمویش برای جانشینی اشارهای به وضعیت جوانان آن زمان ژاپن میکند. جوانانی که مخالف راه رفته امپراطوری ژاپن در جنگ جهانی دوم بودند. البته که میازاکی این پیام را تا حد زیادی در زیر لایههای اثر خودش قرار داده است.
همچنین میازاکی در اینجا با تبدیل کردن پدر ماهیتو به یک شخصیت نسبتا دوست نداشتنی و یک پدر بد برای ماهیتو به نوعی وجه کارخانه دار و سرمایه دار آن را تخریب میکند. این تخریب شاید حرکتی خلاف آنچه که ما در اثر قبلی میازاکی(باد بر میخیزد) دیدهایم به نظر بیاید، اما مخالف آن نیست. میازاکی بیشتر به جنبه کارخانه دارد و سرمایه دار این شخصیت حمله میکند تا وجه تولید کننده هواپیما فلذا میتوانیم بگوییم میازاکی از نگاه شاعرانهاش به صنعت و هواپیما در باد برمیخیزد عقب ننشسته است. شاید بتوان گفت جیروی هواپیما ساز آدم بد و جنگ طلب نبوده بلکه این سرمایه داران و صاحب کارخانه ها کسانی بودند که از استعداد امثال جیرو جهت جنگ افروزی و فروش اسلحه استفاده کردند.

اتفاقا در انیمه باد برمی خیزد، چندبار جیرو با یک شخص آلمانی هم صحبت می شود و ما صراحتا از گفتگوی این دو نفر، نقد رویکرد ژاپن در جنگ های جهانی را می شنویم. میازاکی در انیمه باد برمی خیزد، صریح و بدون روتوش ژاپن را نقد می کند و آن را در وقایع ناگوار تاریخی مقصر می داند. البته که همچنان خبری از متفقین در نقدهای او به جنگ های جهانی نیست.
مجموعا پسربچه و حواصیل تا حد زیادی نقد تاریخی_سیاسی کشور خودش است. نقدی که در عین پذیرش برخی عناصر فرهنگی و دینی ژاپن برخی عناصر دیگر را سرزنش و تا حدی هم محکوم میکند. این نگاه گزینشی در انیمه میازاکی بسیار حائز توجه است.

بخش چهارم؛حدیث نفس میازاکی
پسرک و حواصیل به عنوان شخصی ترین فیلم میازاکی شناخته میشود. بین زندگی میازاکی و ماهیتو شباهتهایی از جمله شغل پدرشان(داشتن کارخانه ساخت قطعات هواپیما) دیده میشود.[۹] علاوه بر این میازاکی شخصا از نسلی است که جنگ و ویرانی های آن را دیده است و این احساس نفرت از جنگ موجود در اثر نیز به عواطف و گذشته شخصی او باز میگردد.
تاثیر زندگی میازاکی بر آثارش امری است که محدود به پسرک و حواصیل نمیشود، با این حال در این اثر تاثیر بسیار واضحتر است و همین امر اهمیت پسرک و حواصیل را زیاد میکند. همچنین جالب است که میازاکی در اوایل آغاز کارهایش چندان دیدگاه خوبی نسبت به فرهنگ و تاریخ ژاپن نداشت که ریشهاش به اعمال انجام شده در طول جنگ جهانی توسط ژاپن باز میگردد. این دیدگاه در طول آثار میازاکی کمی دگرگون شد و در نهایت در پسرک و حواصیل ما شاهد آن هستیم که میازاکی اینبار در اثر خود با این بخش تاریخ ملت خود روبه رو شده و به نقد و برسی نمادین و تمثیل وار آن پرداخته است.

جمع بندی و نتیجه گیری
پسرک و حواصیل را میتوان اثر عظیمی از نظر محتوایی قلمداد کرد. میازاکی در بستر یک اثر فانتزی در عین طرح مباحث هستی شناسی و انسان شناختی آیین شینتو ، به نقد تاریخی فرهنگ و سیاست ژاپن در دوران پساجنگ جهانی دوم میپردازد. پسرک و حواصیل بی شک یک اثر فانتزی است. با این حال میازاکی به اشکال مختلف و نمادین بسیاری به بیان مسائل و نقطه نظر های انتقادی خود نسبت به ژاپن دوران جنگ میپردازد.
در ادبیات سینما مادر نمادی از سرزمین مادری و وطن است. میازاکی با کشتن مادر ماهیتو، به روایتگری یک ترومای جمعی برای تمام ژاپنی ها در دوران پساجنگ میپردازد. او به نسلی که در آن زمان امپراطور ژاپن را کامی میدانستند زیر نقد میگیرد و از طرف خودش و نسل خودش در قالب ماهیتو با رویه آنان مخالفت میکند. پیام های ضد جنگ میازاکی همچون آثاری مثل مدفن کرم های شب تاب میماند که فارق از علل جنگ، پیامدهای ویرانگر آن را به تصویر میکشند و به نوعی جنگ را پدیدهای مستقل از طرفین ایجاد کننده آن در نظر میگیرند(یکی از دلایلی که میازاکی به متفقین نمی پردازد همین است).

در مجموع میازاکی یک تصویه حساب با مسئله ای قدیمی انجام میدهد، او یکبار برای همیشه پرونده نگاه به تاریخ و ژاپن دورانجنگ را میبندد وتعارض خود را با این مسئله حل میکند. تعارضی که نه فقط میازاکی بلکه بخش عظیمی از جامعه ژاپن با آن روبه رو هستند. در عین حال که میازاکی منتقد تاریخ است اما از انسان شناسی و هستی شناسی شینتویی در اثرش بهره میبرد. او جهانی موازی مطابق با توصیفات آیین شینتو را ترسیم میکند و برای انسان قابلیت رسیدن به مقامی بالا همچون یک کامی را قائل است. در عین ادای احترام به این سنت دینی را صرفا یک محرک معنوی برای زندگی بهتر میداند و نه یک مسیر لذت بخش بی نهایت و کمال. چنانچه ماهیتو با کامی شدن و جایگزین عمویش شدن مخالفت میکند. همچنین در جهان موازی اثر نیز شاهد رخدادهای عجیبی همچون خورده شدن واروار ها توسط پلیکان ها هستیم، که نشان از این دارد که جهان موازی هم عاری از شر و ناعدالتی نیست و حتی در آن جبر حاکم است.
پسرک و حواصیل شاید جزو پیچیده ترین آثارش میازاکی باشد. پیچیدگی که میتواند تا حدی مخاطب را زده کند. زیرا میازاکی بسیاری از شخصیت هایش را برای ما باز نمیکند و آنان در حد و اندازه نمادهای عجیب نگه میدارد. این اثر نه ضعیف است و نه چیزی مخالف روند همیشگی میازاکی، بلکه چیزیست بسیار پیچیده تر، که این پیچیدگی میتواند مخاطب را تا حدی آزار دهد. با همه این ها پرونده هایائو میازاکی تا این لحظه پر از آثاری است که به یاد ماندنی و عمیق هستند و مخاطب را افسون خود میکنند. با اینکه شاید پسرک و حواصیل علی رغم تمام تلاش های میازاکی به علت پیچیدگی هایش نتواند به اندازه آثار دیگرش برای طرفداران میازاکی ابدی و به یاد ماندنی باشد.

منابع و ارجاعات:
۱.How centuries of Japanese folklore inspired ‘The Boy and the Heron’ | National
۳.The Essence ofSHINTO;Japan’s Spiritual Heart , by Motohisa Yamakage ,page157 to 163
۴.تاریخ مختصر ادیان ژاپن ، نوشته جوزف میتسوئو کیتاگاوا، ترجمه سپیده افراشته ص۲۱
۵.The Essence ofSHINTO;Japan’s Spiritual Heart , by Motohisa Yamakage, page 132 to 133
۶. برای اطلاعات بیشتر در این رابطه بنگرید به :توحید و اسطوره در شرق؛ بررسی فلسفی ادیان و اساطیر ایرانی، ژاپنی و چینی
۷.بنگرید به: شناخت ژاپن، جلد اول، صحفه ۵۷۴ ، فیلیشا اولد فادر، ترجمه احمد بیرشک
۸. برای درک بهتر رابطه شینتو و سیاست بنگرید به:جان ژاپنی، ص ۲۳ تا ۴۰ ، ترجمه عسگری پاشایی
۹.Miyazaki Hayao | Biography, Movies, Films, & Facts | Britannica




سلام علیکم
مفید بود
خدا تکیه گاهتون
بنظرم بیشتر باید به شخصیتا و جایگاهشون توی اثر در نقد شما پرداخت میشد، درباره ارتباط با مادرش در دوران نوجوونیش توی اون دنیا و دلیل پشت نماد گرایی طوطی ها و یه روایت توی زمان مجزا از زمان دنیای اصلی و جایگاه مادرش و چگونگی و چرایی اثرگذاری این شخصیت مهم در روند اثر و شاید رشد ماهیتو خیلی جای خالی وجود داره،ممنون میشم که بیشتر به این مولفه ها بپردازید
سلام ممنون بابت کامنتتون
تا حد امکان تلاش کردیم که همون طور که گفتی تو مقاله به شخصیت ها و روابطشان بپردازیم.
با این حال اگر کم و کاستی داره عذر میخوام
اثر گنگ بود اولش واقعا آزاردهنده
اما واقعا بعدش به یه تجربه خوب برام تبدیل شد
هرچند دوبله خوبم توش بی تاثیر نبود
دم میازاکی گرم من واقعا انیمه ای نیستم و از انیمه متنفرم حتی یه دونه اش هم ندیدم
اما واقعا با دیدن آثار میازاکی کیف میکنم
به نظرم اثری بود که میازاکی سقوط خودش رو تایید کرد
چند وقت بعدش هم ویدیو اومد که میازاکی میگفت
کار جیبیلی دیگه تمومه