نقد و بررسی انیمه شهر اشباح (Spirited Away)؛ سفر اجباری چیهیرو برای رشد

انیمه شهر اشباح احتمالاً مشهورترین و پرافتخارترین انیمه هایائو میازاکی است. این انیمه تمام معیارهای یک اثر خوب را دارد؛ محبوبیت فوقالعاده، جوایز جهانی همچون اسکار، فضای هنری زیبا، فیلمنامه بسیار کامل، شخصیتهای جذاب و دلربا و… . شهر اشباح در زمان انتشارش چه در ژاپن و چه در خارج از ژاپن توجه زیادی را معطوف به خود کرد. در ژاپن فروش سرسامآوری به دست آورد و عنوان پرفروشترین فیلم سینمایی تاریخ ژاپن را تا زمان انتشار انیمه سینمایی شیطان کش حدود بیست سال بعد، در دست داشت. در خارج از ژاپن نیز هم جوایز بینالمللی و هم تشویق منتقدین را کسب کرد. قصه چیهیرو و سفر اجباریاش به جهان موازی، تقابل با یوبابا و نجات پدر و مادرش] یک انیمه بینقص و جذاب را ساختهاند که احتمالاً بتوان آن را بهترین اثر میازاکی دانست.
نقد محتوایی انیمه شهر اشباح
نخستین چیزی که در مورد شهر اشباح باید در نظر داشت نام اثر است. هرچند در ترجمه فارسی نام این انیمه شهر اشباح ترجمهشده و در انگلیسی Spirited Away ترجمهشده است، بااینحال عنوان اصلی اثر千と千尋の神隠し(سن تو چیهیرو کامیکاکوشی) یا ناپدید شدن سِن و چیهیرو است.
این نام و بهطور خاص اصطلاح کامیکاکوشی در عنوان این انیمه حائز اهمیت است. اصطلاح کامیکاکوشی در باور عامیانه به معنای “ناپدید شدن ناگهانی و مرموز افراد توسط موجودات فراطبیعی و خدایان خشمگین” است.[۱]
کوماتسو کازوهیکو، انسانشناس، مینویسد: حقیقت کامیکاکوشی میتواند یک فراری باشد که از زندگی روستایی متنفر است، آرزوی شهرنشینی دارد یا فرار میکند. حجاب کامیکاکوشی بهراحتی یک فراری را در قلمرو الوهیت قرار میدهد. کامیکاکوشی نهتنها یک شخص، بلکه حقیقت پشت فراری را نیز پنهان میکند. کامیکاکوشی حکم «مرگ اجتماعی» در این جهان است و بازگشت به این جهان از کامیکاکوشی به معنای «رستاخیز اجتماعی» است. میتوان گفت کامی کاکوشی یک تجربه وحشتناک از دنیای دیگر و درعینحال، زمانی برای استراحت بهعنوان یک “موجود اجتماعی” یا ورود به زندگی “دنیای دیگر” بهعنوان یک موجود اجتماعی جدید است.[۲]
در تحلیل مفهوم کامیکاکوشی چند نکته مهم وجود دارد: اول آنکه در کامیکاکوشی شخص به یک جهان دیگر میرود. این مسئله اهمیت زیادی دارد زیرا این مسئله کامیکاکوشی را به مفهوم جهان موازی پیوند میزند.
تجربه کامیکاکوشی و جهان موازی که در آن شخص به آن منتقل میشود ، تجربهای ترسناک است. تجاربی همچون مسخ شدن پدر و مادرش. این تجارب به خاطر اثری که بر چیهیرو میگذراند زمینه رشد و کمال او را فراهم میآورند. یعنی تجربه کامی کاکوشی ترسناک است اما درعینحال موجب تحول شخص میشود.
نکته مهم دیگر این است که این تجربه چیهیرو یک اتفاق واقعی است نه یک توهم یا رؤیا. چیهیرو حقیقتاً بعد از عبور از آن تونل به یک عالم دیگر منتقل شد. این امر ازآنجا برای ما اثبات میشود که پس از بازگشت پدر و مادر چیهیرو همهچیز در آنسوی تونل دچار تغیرت اساسی شده است.

جهان موازی از جنس شرقی
گفتیم که چیهیرو بهواسطه عبور از آن تونل به همراه والدینش به یک جهان موازی وارد شد. این عالم دیگر، ویژگیهای خاصی دارد ازجمله آنکه اگر از غذاهای آن بخوریم میتوانیم بدن و جسم خودمان را حفظ کنیم. درواقع میازاکی رابطه خاصی میان غذاهای عالم دیگر و سکونت در آنجا را مطرح میکند که این مسئله ریشه در برخی باورهای آیین شینتو دارد.
برای مثال: در اساطیر آفرینش ژاپن الهه زن ایزانامی پس از خوردن غذای عالم یومی(دوزخ در اساطیر شینتو) دچار تحولات جسمی شد و دیگر نتوانست از یومی خارج شود[۴].
الهامبخش ورود ارواح به شهر اشباح مراسم اُبن، اوُرابون یا بُن یا جشن فانوسها که مراسمی بودایی کنفوسیوسی است که در کرانه رودخانهها برگزار میشود و آیینی در جهت پاسداشت ارواح گذشتگان است. [۵].
درواقع جهان موازی که اثر به ما نشان میدهد دارای المانهایی شرقی و آمیخته با اسطورههای دینی شینتو است، ازجمله حمام یوبابا. خود میازاکی بیان جالبی در این مورد دارد و میگوید: اگر چنین حمامی وجود داشت، جالب میشد. مثل وقتیکه ما به چشمههای آب گرم میرویم، کامیهای ژاپنی نیز برای چند روز استراحت به آنجا میروند و سپس به خانههایشان بازمیگردند.[۶]

میازاکی چه در انیمه شهر اشباح و چه در مصاحبهاش به پیوند میانکامیها و حمام اشاره میکند. علت این ارتباط را میتوان در آیین شینتو یافت. در آیین شینتو مراسمهای بسیاری مرتبط با تطهیر با آب وجود دارد ازجمله میسوگی[۷]که در آن شخص تمام بدنش را به شکلی خاص و آیینی با آب تطهیر میکند. تقدس آب و مراسم تطهیر بدن نیز مثل مسئله غذاها دوباره ریشه در آیین شینتو دارد و بهطور خاص به داستان خلقت خدایان توسط ایزاناگی از طریق شست و شوی خود بازمیگردد.[۸]
درمجموع میازاکی جهان موازی شهر اشباح را بر اساس مراسمات و آیینهای مختلف شرقی(بهطور خاص آیین شینتو) بناکرده است. در این جهان موازی شورانگیز و رویاگونه موجوداتی با سروشکلی شبیه به آنچه کامیها در آیین شینتو توصیفشده حاضرند. میازاکی در ترسیم جهان موازی اثرش از الگوهای بصری مراسمات مختلف شرقی استفاده کرده. مراسماتی که بر پایه گرامیداشت گذشتگان و تطهیر خویشتن انسان هستند.
اما درعینحال این جهان موازی از جهاتی نیز وجهه منفی دارد. رخداد هولناک مسخ شدن پدر و مادر چیهیرو، قدرت بیشازحد یوبابا و آمیختگی عمیق این جهان موازی با وجهه اسطوره فرهنگ ژاپن بهجای وجهه توحیدی فرهنگ ژاپنی، نکات منفی انیمه شهر اشباح هستند.
مجموعاً میازاکی تصویری افسون کننده از جهان موازی به ما نشان میدهد. تصویری که در عین زیبایی و ارتباط با برخی آیینهای مثبت شرقی وجهه منفی و هولناکی نیز دارد.
چیهیرو در شهر اشباح
حال که به عالم موازی انیمه شهر اشباح پرداختیم باید بپرسیم چیهیرو چرا به این عالم موازی وارد شد و این وارد شدن چه تأثیراتی بر هویت او گذاشت؟
چیهیرو توسط پدر و مادرش به شهر اشباح آمد و بهواسطه خطای آنان مجبور به اقامت در آن شد. اقامت اجباری چیهیرو هرچند در آغاز آمیخته به هراس و وحشت است، اما رفتهرفته روابط او با اعضای حمام ، یوبابا و هاکو و… شکل میگیرد. پسازآن او رفتهرفته به آدم بهتری بدل میشود. چیهیرو به اعضای حمام کمک میکند تا یک مشتری بزرگ را پوشش دهند، جان هاکو را نجات میدهد، فرزند یوبابا را بازمیگرداند و خانوادهاش را نجات میدهد. چیهیرو از آدمی فردگرا رشد میکند و به آدمی تبدیل میشود که به دیگران کمک میکند.
سیری که چیهیرو طی میکند سیری شبیه به سفر قهرمان است. سفر قهرمان بهعنوان الگویی که جوزف کمبل ابداع کرده ارتباط جالب و دقیقی با آرکیتایپ های موجود در روانکاوی یونگی دارد. پیشازاین در نقد قلعه متحرک هاول نیز گفتیم که میازاکی از آرکیتایپ های موجود در مکتب یونگ برای شخصیتپردازی استفاده میکند، شهر اشباح نیز ازاینجهت شبیه به قلعه متحرک هاول است.

چیهیرو نمودی است از آرکیتایپ کودک الهی. ازنظر یونگ این آرکیتایپ نمودی است از سفر فرد برای کنار آمدن با بزرگ شدن. آرکیتایپ کودک الهی، کودکی است با پتانسیل خارقالعاده که اغلب قهرمان داستانها و افسانهها است. در مقابل این آرکیتایپ، یوبابا نمودی است از کهنالگوی روح. یونگ این کهنالگو را بهعنوان نیروهای مفید و شیطانی معرفی میکند که قهرمان را به سمت هدفش سوق میدهند.
آرکیتایپ روح معمولاً در دگرگونیهای روانی قهرمان دخیل است. جالب است بدانید که یوبابا یادآور ارواح اسطورهای دیگر است. وقتی یوبابا به شکل نیمه پرنده خود تبدیل میشود، شبیه یک هارپی به نظر میرسد. هارپیها در اساطیر یونان، موجوداتی ترسناک و دورگه نیمه پرنده-نیمه انسان هستند که غذا و انسان میدزدند.
یوبابا نام چیهیرو را به سن بدل میکند و با این کار او در حمام استخدام میشود. این کار میتواند نمادی از تقلیل شخصیت باشد.این تغییر اسم و تقلیل شخصیت نمادی از تغییر هویت کلی چیهیرو نیز هستند. البته نمادی از سلطه یوبابا هم میتواند باشد. چیهیرو هنگامیکه نام خود را بازیابی میکند دچار تحول شخصیتی میشود و رشد میکند. درنهایت نیز چیهیرو با آزاد کردن خودش و پدر و مادرش و پاسخ به پرسش یوبابا، به کمال میرسد و رشد خود را کامل میکند.[۹]
قصه چیهیرو قصه بزرگ شدن است. این را میتوان با نگاهی به اول انیمه نیز فهمید. در آغاز انیمه شهر اشباح، شاهد آن هستیم که چیهیرو به علت نقلمکان از وضع حاضر راضی نیست. او شرایط و محیط جدید را دوست ندارد و رفتار نادرستی در قبال دیگران دارد و به علت خطای پدر و مادرش ناچار به از سر گذراندن روزهایی سخت در شهر اشباح میشود.
چیهیرو با گذراندن این روزهای سخت است، یاد میگیرد با شرایط سازگار شود. این مسئله است که مقدمه رشد و بالندگی فکری او را فراهم میآورد و باعث میشود او معنای فداکاری و کمک به دیگران را بفهمد. میازاکی سفر رنج بار چیهیرو به جهان موازی را زمینهای برای رشد او میداند. جهان موازی که با مناسک و نمادهای معنوی آمیختهشده در حقیقت زمینهساز بلوغ دنیوی چیهیرو میشود.
تحلیل شخصیتها
در شهر اشباح اکثر شخصیتهای ریشههایی در اسطورهها و فولکلورهای شرقی دارند. بُعد هویتی و روانی این شخصیتهای اسطورهای نیز قابلتوجه است.

یوبابا
در داستانهای میازاکی یک قاعده جالبتوجه در مورد شخصیت منفی قصه وجود دارد. میازاکی شخصیت منفیهایی همچون جادوگر ویست و بانو آبوشی را خلق کرده که هر دو مرتکب اعمال بدی میشوند.
ابوشی طبیعت را به خطر میاندازد و زمینه پدیدار شدن یک نفرین را میسازد، جادوگر ویست سوفی را به یک پیرزن بدل میکند و موجب سختی او میشود. درعینحال هردوی این شخصیتها بُعد خوب و مفید هم دارند؛ ابوشی به زنان بیخانمان و جذامیها کمک میکند، جادوگر ویست پس از طلسم شدن به هاول و سوفی کمک میکند تا خود را از جنگ نجات دهند. انگار که میازاکی علاقهای به تصویرگری شر محض در ضدقهرمانهای خود ندارد.
در مورد یوبابا نیز این مسئله را به وجهی میبینیم. یوبابا در آغاز یک پیرزن طمعکار، جادوگری قوی و خطرناک است که زندگی چیهیرو و خانوادهاش را تهدید میکند. در نخستین ملاقات او و چیهیرو او وجههای شرارتآمیز دارد تا اینکه ناگهان فرزندش وارد داستان میشود. یوبابا جادوگر شرور و طماع ما یک مادر نیز هست. جالب آنکه در کشمکش میان دو وجهه جادوگر طماع و مادر بودن، میازاکی در پایان داستان توجه خاصی به مادر بودن یوبابا میکند و حتی به خاطر بازگرداندن فرزند توسط چیهیرو، یوبابا به چیهیرو فرصتی برای نجات پدر و مادرش میدهد.

زنیبا(خواهر یوبابا) همچون یوبابا در آغاز و اولین لحظه جادوگری پلید و قوی جلوه میکند که با طلسم خود جان هاکو را به خطر میاندازد؛ اما رفتهرفته ماهیتی خیر و مفید میابد. البته زنیبا بهواسطه برخوردی که با چیهیرو میکند و کمک به نو فیس، نسبت به یوبابا ماهیت مثبتتری در ذهن ما پیدا میکند.
یوبابا ازنظر ظاهری باشخصیتهای زیادی در فولکلورها و اسطورههای ملل متعدد شبیه است. مفهوم جادوگر پیرزن پلید که تغییر شکل میدهد را در اساطیر و فولکلورهای مختلف و متعددی میتوان یافت. با توجه به نگاه بومی میازاکی در آثارش شاید بتوان گفت؛ شخصیت یوبابا به یک یوکای ژاپنی به نام یامااوبا شبیه است. هردوی آنان پیرزنهایی هستند که در کوهستانها برای رهگذران دردسر درست کرده و شرور نیز هستند. این یوکای دارای ماهیت دوگانه از شرارت و مادرانگی است که در یوبابا نیز دیده میشود.
حمامی که یوبابا آن را اداره میکند دارای سلسله مراتبی است که مشابه با داستانهای یامااوبا شبیه به سلسلهمراتب اجتماعی در جامعه ژاپن قدیم است.[۱۰] یاما اوبا ها در فولکلورها عموماً ماهیت شرورانه و دردسر سازی دارند. بااینحال یک نمونه آنها یعنی یامااوبایی که در داستان فولکلور کینتارو وجود دارد قدری متفاوت است، این تفاوت بهاینعلت است که در آن داستان یاما اوبا یک مادر است و این ویژگی مادر بودن وجهه مثبتی به این شخصیت میدهد [۱۱]، درست همچون یوبابا که علیرغم طمع و جادوگری خود شخصیتی مادرانه دارد.

کاماجی
کاماجی در نگاه اول پیرمرد بداخلاق و بسیار سختکوشی است؛ اما رفتهرفته جایگاه این شخصیت در داستان برای ما مشخص میشود. کاماجی هرچند در برخورد اول با چیهیرو به نظر یک شخصیت دوستداشتنی نیست اما با ادامه اثر او به یک حامی بزرگ برای چیهیرو بدل میشود که در کنار لین و هاکو به چیهیرو در کار کردن در حمام کمک میکند.
کاماجی در حمام یوبابا نقش مهمی دارد. کاماجی مانند یک قلب آب را به سرتاسر حمام میرساند و موقعیت را آماده میکند تا مشتریها از حمام لذت برند. بااینحال علیرغم کارکرد مهم کاماجی او چندان ازنظر اجتماعی جایگاه والایی ندارد.
کاماجی بهواسطه ظاهر عنکبوت گونه خود تا حدی به اسطوره سوگوموچی در کوجیکی شبیه است. زیردستی این شخصیت در حمام و جایگاه اجتماعی پایینش در حمام نیز قابلتوجه است.[۱۲][۱۳]

بی چهره(نو فیس)
رازآلودترین شخصیت در بین تمام آثار هایائو میازاکی احتمالاً شخصیت بی چهره است. بی چهره نه نام دارد، نه شکل و صورت خاصی. او تنها بدن سیاه و نقابی بیهیچ حسی دارد. شخصیت بی چهره و تعاملش با چیهیرو، زمینهساز تئوری پردازیهایی از سوی طرفداران شده که جلوتر به آن خواهیم پرداخت. چیزی که واضح است آن است که بی چهره موجودی تنهاست. اولین باری که این موجود رازآلود را میبینیم، تنها و بیهیچ یار و یاوری بر روی پل ایستاده است. بعدها هنگامیکه چیهیرو وارد حمام شده میبینیم که این شخصیت در خارج از حمام تکوتنها ایستاده است.
تنهایی و عزلت بی چهره در انیمه شهر اشباح امری ملموس و واضح است. بی چهره علاوه بر چهره نداشتن، شخصیتی است بیهیچ اسم و هویتی. او حتی از خودش صدایی ندارد تا با آن سخن بگوید. بی چهره یک تنهای بیهویت است. این تنهایِ بیهویت عجیب، یک دوست پیدا میکند: چیهیرو. چیهیرو او را به حمام راه میدهد و از در دوستی با بی چهره تعامل میکند. بی چهره در پاسخ به لطف چیهیرو به او کمک میکند تا از پس مشتری غرق در کثافت خود بربیاید تا هم خودش و هم حمام را سرافراز کند.

در ادامه بی چهره پسازآنکه در حمام جایگاهی برای خود پیدا میکند رفتار عجیبی با چیهیرو میکند؛ او به چیهیرو طلا پیشنهاد میدهد.این اقدام بی چهره عجیب اما تا حدی قابلدرک است. بی چهره بهواسطه تنهاییاش هیچ تصوری از دوستی ندارد و فکر میکند رابطه دوستی بین او چیهیرو که با لطف چیهیرو و کمک بی چهره آغازشده، مانند رابطه با باقی افراد حمام، رابطهای بر پایه طلا است. چیهیرو طلا را رد میکند و بعدازآنکه بی چهره طی یک تعقیب و گریز دیوانهوار حمام را به هم میریزد با بی چهره از حمام خارج میشود.
پس از خروج از حمام و آنکه بی چهره هر چه بلعیده را پس میدهد دوباره رفتار بی چهره طبیعی میشود. رفتار دیوانهوار بی چهره یک رفتار لحظهای و تکانشی بود و نه یک رفتار پایدار. بی چهره همراه چیهیرو میشود تا بهپیش زنیبار برود. در پیش زنیبار است که بی چهره بالاخره خانه پیدا میکند. زنیبار بی چهره را میپذیرد و به او یک وظیفه میدهد تا به او در کارهایش کمک کند. بی چهره با همسفر شدن با چیهیرو از تنهایی درآمد و درعینحال بهعنوان کسی که به زنیبار کمک میکند هویت پیدا کرد. پس داستان نهتنها در مورد رشد و تعالی چیهیرو است، بلکه در حال روایت رشد پیدا کردن سایر افراد بهواسطه همراهی با چیهیرو هم هست.

هاکو
هاکو را میتوان یک راهنما برای چیهیرو و یک شاگرد برای یوبابا دانست. هاکو شخصیتی است که چرایی اعمالش برای ما واضح نیست؛ چرا دارد به چیهیرو کمک میکند؟ چرا پیش یوبابا شاگردی میکند؟ چرا سعی در آموختن جادو دارد؟
هاکو نقشی شبیه به یک راهنما و مرشد را برای چیهیرو دارد. او به چیهیرو کمک میکند تا در حمام یوبابا کار پیدا کند. او نام واقعی چیهیرو را به چیهیرو بازمیگرداند و حتی در کودکی نیز چیهیرو را از غرق شدن در رودخانه نجات داده است. گویا هاکو فرشتهای نگهبان برای چیهیرو است.
این حالت فرشته نگهبان هاکو باعث میشود که در نگاه به شخصیت او، ارزش ماهیت فولکلوری و اسطورهای وی افزایش پیدا کند. هاکو در حقیقت کامی رودخانهای است که چیهیرو در کودکی درون آن افتاده بود. شکل اژدها گونه او یادآور میزوچی، کامی و اژدهای مربوط به آب در نیهون شوکی است. البته ماهیت میزوچی برخلاف هاکو در اساطیر منفی و برای انسانها خطرناک است.[۱۴]

اینکه نام واقعی هاکو توسط چیهیرو به هاکو یادآوری میشود قابلتوجه است. نیگیهایامی کوهاکونوشی، نام واقعی هاکو است که ریشه در افسانههای ژاپنی و تواریخ کهنی مانند نیهون شوکی یا کوجیکی دارد. در تواریخ قدیم ژاپن نیگیهایامی شخصیتی است که باخیانت به یکشورشی محلی به امپراتور میپیوندد و با شکست این شورشی، زمینه فراهم آمدن صلح در آن ناحیه را فراهم میکند.[۱۵]
درمجموع هاکو یک کامی است و این کامی همچون فرشتهای نگهبان به انسانهایی چون چیهیرو کمک میکند تا از وضع بد خود خارج شوند، درعینحال هاکو بهعنوان یک کامی که موجود اسرارآمیز و قدرتمند است توسط یوبابا تغییر اسم دادهشده و توسط زنیبا تا پای مرگ کشانده میشود که این پیام مثبتی از سوی انیمه شهر اشباح نیست.

شهر اشباح و پیام میازاکی برای جامعه ژاپن
تا به اینجا به جهان سازی میازاکی و سیر شخصیتهای موجود در انیمه شهر اشباح پرداختیم. اکنون هنگام پرسیدن یک سؤال است، میازاکی چه منظوری از ساخت این انیمه داشته است؟
میدانیم میازاکی بهطور ویژه از پرنسس مونونوکه به بعد فضای بومی ژاپن را در آثارش بسیار به نمایش میگذارد؛ اما در مورد شهر اشباح به نظر میآید مسئله کمی متفاوت است. در شهر اشباح میازاکی داستانی را در زمان حاضر نقل میکند که در عالم موازی ارواح برای چیهیرو رخ میدهد. این عنصر اهمیت زیادی دارد، زیرا میازاکی کمتر در آثارش مخاطب را به زمان حال ارجاع میدهد.
از سوی دیگر برخی از رخدادهای درون شهر اشباح همچون رفتار بی چهره با چیهیرو در حمام یا فضا و نام خاص حمام، باعث برخی تئوری پردازیها حول پیام پنهان میازاکی شده است. چنانچه گفته میشود وی در قالب داستان چیهیرو سعی در کنایه زدن به معضلات اجتماعی همچون تنفروشی در سنین پایین داشته است. بااینحال اما میازاکی در مصاحبههایش چنانکه اشارهکردهایم با اشاره به ماهیت و منبع الهام انیمه شهر اشباح، تئوریهای حول حمام را رد کرده است.
میازاکی در اوایل مصاحبهاش اشاره میکند که انیمه شهر اشباح را برای دخترانی همسن هیراگی (صداپیشه ۱۳ ساله چیهیرو) ساخته است. او میگوید: احساس میکردم این کشور فقط چیزهایی مانند عشق و عاشقانه را به دختران ۱۰ ساله ارائه میدهد و با نگاه به دوستان جوانم، احساس کردم این چیزی نیست که آنها در قلب خود عزیز میدارند، نه چیزی که میخواهند؛ و بنابراین فکر کردم آیا میتوانم فیلمی بسازم که آنها بتوانند قهرمان زن آن باشند…[۱۶]
ازاینجا چند مسئله مشخص میشود؛ میازاکی درباره نسل جوان دختران ژاپنی دغدغهمند است و در تلاش است تا با خلق چیهیرو و داستانش الگویی برای آنان معرفی کند؛ اما ریشه این مسئله کجاست؟ چرا میازاکی معتقد است رسانه آنچه میبایست به دختران ژاپنی ارائه نمیدهد؟ از دید میازاکی، آنچه جوانان ژاپنی از طریق رسانهها میبینند سنخیتی با روح و روان آنان ندارد. همچنین در شهر اشباح شاهد آن هستیم، چیهیرو که نماینده این نسل جوان است، گیر پدر و مادری طماع و شکمپرست افتاده و مجبور است جور خلافی که آن دو مرتکب شدهاند را نیز بکشد.

درعینحال رجوع به یک عالم ماوراء و کسب فضیلت و تلاشهای چیهیرو برای کمک به دیگران، هم چیهیرو را رشد میدهد و هم چیهیرو را آدم بالغتری میکند و باعث میشود پدر و مادرش را نجات دهد. پس میازاکی دو پیام کلی برای مخاطبانش در اثرش نهاده است:
-
جامعه ژاپن ازجمله نسلهای پیشین شما، با طمع و خطاکاری خود، شما و جامعه را به وضع ناسازگاری انداختهاند و همچنین رسانهها تلاشی در جهت بالغتر کردن شما نمیکنند.
-
شما با رجوع به سنتهای معنوی گذشتگان و تلاش و سختکوشی میتوانید خطاهای آنان را جبران کرده تا خودتان و آنها را به سمت درستی ببرید.
این دغدغهمندی مثبت و هوش میازاکی که در عین تشر زدن به جامعه راه درست را برای جوانان ترسیم میکند، بزرگترین برتری میازاکی نسبت به سایر افرادی است که جامعه را نقد میکنند اما درنهایت راهکار درستی برای اصلاح ارائه نداده و مخاطب را در پوچی غرق میکنند.

جمعبندی و نتیجهگیری از انیمه شهر اشباح
شهر اشباح، پرافتخارترین اثر هایائو میازاکی است. انیمه فانتزی میازاکی سفری ناگهانی و پر پیچوخم چیهیرو را در دنیایی سرتاپا اسطورهای روایت میکند. سفری که هرچند اختیاری نبود و در آغاز با هراس و وحشت از جادوگری بیرحم شروع شد، اما با بلوغ چیهیرو و نجات خانوادهاش به پایان رسید.
میازاکی جهان موازی تشکیلشده از اسطورهها، فولکلورها و سنتهای شرقی را برای ما ترسیم میکند. جهانی که در آن کامیهایی دوستداشتنی مانند هاکو مواظب امثال چیهیرو هستند و موجودات ستمگری مانند یوبابا قدرت در هم شکست یک کامی همچون هاکو را دارند. میازاکی تصویری دوگانهای از جهان موازی میسازد و بهنوعی آن را آمیزهای از موجودات خوب مثل هاکو و موجودات خطرناک همچون یوبابا میداند. متأسفانه یوبابا چهرهای قویتر در اثر دارد. بااینحال اما میازاکی ارتباط با این جهان موازی را در عین خطر و ترس یوبابا، همراه باوجود کامی مفیدی همچون هاکو میداند و تعامل با موجوداتی هم چون هاکو را باعث بلوغ چیهیرو معرفی میکند.
میازاکی ضمن انتقاد نمادین از نسل گذشته و جامعه ژاپن با نمادین قرار دادن پدر و مادر چیهیرو، به فرهنگ طمع محور و مادیات محور ژاپن کنونی میتازد. او همچنین برای نسل جوان الگویی چون چیهیرو را خلق میکند که بهواسطه کوشش خود، کمک به دیگران و فضیلت مداری رشد کرده و مشکلات خود و دیگران را حل میکند.
میازاکی، در قالب سفر به عالم ارواح، معنویت را از نوع اسطورهای، میپذیرد و برای انسان مفید میداند. این مفید دانستن معنویت عالی است اما ابعاد اسطورهای آن نادرست و غلط است. درنهایت؛ شهر اشباح حماسه میازاکی است برای رشد نسل جوان، نسلی که میتواند با بازگشت به معنویت راه اشتباه گذشتگان را نرود و درراه اصلاح جامعه کوشش کند. میازاکی هرچند خود پیر است اما به راه کجی که همنسلانش رفتهاند اعتراف میکند و در تلاش است که در جایگاه پیر کهنسال، نسل جوان را به راه درستی هدایت کند تا راه گذشتگان توسط آیندگان در ژاپن تکرار نشود.

منابع و پاورقیها:
۱.از داستان تا فیلم سینمایی انیمیشن، شیوه اقتباس هایائو میازاکی از ادبیات داستانی ژاپن، نجم
الدین امیر شاه کرمی، صحفه ۷
۲.Spirited Away: Film of the
Fantastic and Evolving
Japanese Folk Symbols, Noriko T. Reider
page 6
۴.کوجیکی، ترجمه احسان مقدس صحفه ۵۰
۵.داستان تا فیلم سینمایی انیمیشن، شیوه اقتباس اقتباس هایائو میازاکی از ادبیات داستانی ژاپن، نجم
الدین امیر شاه کرمی،صحفه ۱۰
۶.Miyazaki on Sen to Chihiro no Kamikakushi
۷.میسوگی
۸.کوجیکی ،ترجمه احسان مقدس صحفه۵۲
۹.Psychosinematics: A Psychological Breakdown of the Magic of ‘Spirited Away’ – Sinema.SG
۱۰.Spirited Away: Film of the
Fantastic and Evolving
Japanese Folk Symbols, Noriko T. Reider, from page 8 to 11
۱۱.یاما-اوبا
۱۲.Spirited Away: Film of the
Fantastic and Evolving
Japanese Folk Symbols, Noriko T. Reider, page 12
۱۳.سوچیگومو
۱۴.میزوچی
۱۵.Spirited Away: Film of the
Fantastic and Evolving
Japanese Folk Symbols, Noriko T. Reider from page 16 to 18







سلام
یه خسته نباشید میگم به عوامل محترم که چنین مقاله خوب و کاملی را تهیه و تولید کردن
خداقوت🌹🌹🌹