انیمیشن سینمایی
نقد و بررسی انیمیشن فرمانروای آب؛ بدترین انیمیشن تاریخ ایران

سال 1401 را میتوان سالی طلایی، برای صنعت انیمیشن ایران دانست. مردم ایران بعد از انتظاری طولانی بالاخره میتوانستند آثاری را تماشا کنند که حداقل از لحاظ فرمی و تکنیکی شبیه آثار شرکت های متوسط یا بزرگ انیمیشنسازی جهانی بود. انیمیشنهای پسر دلفینی و لوپتو در سینماها اکران شدند و انیمیشن بچه زرنگ در همین سال سیمرغ بلورین جشنواره فجر را برنده شد. اما آثار انیمیشنی ایران بعد از آن سال، شروع به افت کیفیت چه در فرم و چه در محتوا کردند. آثاری مانند مسافری از گانورا، ببعی قهرمان یا حتی رویاشهر نتوانستند مانند آثار قبلی، آن کیفیت را به مخاطب عرضه کنند.
انیمیشن فرمانروای آب یک تفاوت اصلی با گزینههای بالا دارد و آنهم این است که این انیمیشن درواقع محصول سال 95 هست و اکران آن به دلایلی به عقبافتاده و به سال 1404 موکول شده است. هرچند در وهله اول، این اتفاق میتواند میمون و مبارک باشد که دقیقاً بعد از جنگ ایران با رژیم صهیونیستی میتوانیم در سینما اثری جنگی یا بهتر بگویم، اثری دفاع مقدسی داشته باشیم، ولی این مورد را هم باید پذیرفت که نمیتوان از این محصول، انتظاراتی چون انیمیشنهای جدید را داشت.
ناگفته نماند که متأسفانه انیمیشن فرمانروای آب ازنظر گرافیکی حتی در حد و اندازه انیمیشنهای دهه 90 هم نیست. آثاری همچون شاهزاده روم، نبرد خلیجفارس، فیل شاه، بنیامین، پیام راشل کوری، داستان سامرا و فهرست مقدس بااینکه ازنظر فیلمنامه و محتوا دارای ضعفهای جدی هستند، اما چندین برابر از فرمانروای آب گرافیک بهتری دارند. فرمانروای آب حتی در حد و اندازه آثار دهه 90 هم نیست و در کنار این موضوع دچار ضعفهای بسیار شدیدتری نسبت به آثار همدوره خود در داستان و محتوا هم هست. به عبارتی فرمانروای آب چه در مقایسه با آثار جدیدتر انیمیشن ایران و چه در مقایسه با آثار قدیمیتر، یک اثر ضعیف محسوب میشود.

سازندگان فرمانروای آب
«گروه آوین رسانه فیلم» که پیشتر انیمیشنی مثل داستان سامرا یا کمیک موشن شاهنامه را در کارنامه خود ثبت کرده بود، فرمانروای آب را به تولید کرده. فرمانروای آب از لحاظ فرمی و تکنیکی شباهت بسیاری با انیمیشن داستان سامرا دارد. جالب است که داستان سامرا بااینکه قبل از فرمانروای آب تولیدشده، اما کیفیت نسبتاً بهتری دارد و حتی داستان جذابتری به مخاطب ارائه میدهد.
گویا نگارش فیلمنامه فرمانروای آب در سال ۱۳۹۱ پایان یافت؛ پروسه فنی ساخت انیمیشن تا سال ۱۳۹۵ طول کشید و در همان سال در جشنواره فیلم فجر اکران شد. صدور پروانه نمایش عمومی تا ۱۳۹۶ به تعویق افتاد اما به دلایلی اکران عمومی آن تا سال 1404 به تأخیر افتاد. این انیمیشن با بودجهای عمدتاً شخصی ساختهشده است. به گفتهی مجید اسماعیلی، کارگردان اثر، تنها بخشی از هزینه صداگذاری از سوی دولت پرداختشده.
مشخصاً این تمام حقیقت نیست و علاوه بر بودجه تولید، هزینههای گزافی برای تبلیغ انیمیشن فرمانروای آب پرداختشده که بعید است بدون حمایت و از بودجه شخصی بوده باشند. به نظر میرسد که تبلیغات گسترده شهری و اینترنتی، هزینهای بیشتر از بودجه تولید انیمیشن فرمانروای آب داشته باشند.
نقد فرم انیمیشن فرمانروای آب
انیمیشن فرمانروای آب ازنظر گرافیکی بسیار ضعیف است و این مسئله برای هیچکس پوشیده نیست. حتی افرادی که فرمانروای آب را تبلیغ کردهاند به این ضعف گرافیکی اغراق کردهاند. ازنظر فیلمنامهنویسی اگر دنبال روایتی کلاسیک با مقدمه، گرهافکنی، نقطه اوج و گرهگشایی هستید، این انیمیشن احتمالاً شما را گیج خواهد کرد. ساختار داستانی فرمانروای آب پر از قطعاتی است که باید خود مخاطب آنها را کنار هم بچیند. داستان ممکن است برخی جاها منطق روایی و اصولی خود را از دست بدهد که این، خود باعث دور شدن از مفاهیم و محتوای انیمیشن میشود.
بهعنوانمثال در اواخر فیلم تروریستها متوجه میشوند که مفتی آنها را آمریکا دزدیده و آنها را در همان پایگاهی که تروریستها درش مستقر بودند پنهان کرده. اینجا برای مخاطب سؤال پیش میآید که چرا آمریکا چنین حماقتی کرده است؟ میتوانست آنها را در جای دیگری پنهان کند. درواقع در این قسمت فیلمنامه برای گرهگشایی، میبایست زمان بیشتری صرف شود تا راهکاری منطقی برای افشای راز آمریکا صورت گیرد. از این قبیل اشتباهات داستانی در انیمیشن فرمانروای آب کم نیستند.
مهم است یک فیلم یا انیمیشن منظور خود را با تصویر بیان کند بهجای اینکه بخواهد همه مفاهیم خود را در قالب دیالوگ مطرح کند. متأسفانه فرمانروای آب اثری دیالوگ محور بوده و خیلی از مفاهیم و تفکرات خود را در قالب گفتوگو بیان میکند. جالب است که فرمانروای آب قصد دارد با برخی نمادگراییهای ناآشنا این ضعف را پوشش دهد اما موفق نیست. قرار دادن نیروگاه دیمونا در پایگاه آمریکاییها که مخاطب کودک و نوجوان چندان آشنایی با شمایل آن ندارند، تأثیر خاصی روی مخاطب نخواهد گذاشت.
دوبله شخصیتها با لب زنی کاراکترهای همخوانی ندارد، افکتهای محیطی بهشدت ضعیف کار شدهاند، طرحی محیط و طبیعت بهقدری ضعیف است که گویا با نرمافزارهای مهندسی این انیمیشن تولیدشده و سیر داستان مشخص نیست و مخاطب نمیتواند فلش بکها را تشخیص دهد. محتوای ایدئولوژیک از طریق فرم استاندارد به مخاطب منتقل میشود. تولیدکنندگان فرمانروای آب قصد تولید یک اثر تمدنی و ایدئولوژیک را داشتهاند اما این هدف بدون رعایت اصول فرمی میسر نمیشود. بهطور خلاصه، انیمیشن فرمانروای آب ازنظر فرمی در تمام ارکان ضعیف عمل کرده و حداقلیترین استانداردها را هم رعایت نکرده.

سربازان گمنام امام زمان
قاعدتاً وقتی در مورد نیروهای نظامی و امنیتی فیلم یا انیمیشن میسازیم، آنها باید شخصیتهایی کاریزماتیک، مرموز، جدی و حتی معنوی داشته باشند. اگر قرار است کمی این شخصیتها باهم شوخی کنند تا کاملاً خشک نمایش داده نشوند، باید حد و حدودی برای این شوخیها قائل بود تا وجهه جدی و کاریزماتیک آنها از بین نرود.
در انیمیشن فرمانروای آب نیروهای امنیتی اصلاً آمادگی کافی ندارند. فرید طبق گفته فرمانده و پدرش آماده نیست پس چطور وارد نیروهای امنیتی شده و در عملیاتها شرکت میکند؟ جالب است که در سیر داستان شاهد تغییر و تحول کاراکتر فرید هم نیستیم. او بهقدری چشمچران است که با دیدن ماریا روی پرده پروژکتور واکنشی میدهد که باعث میشود تمام افراد داخل سالن او را شماتت کنند. دوستان فرید هم بهجای کمک کردن به او و بالا بردن توان فرید، دائماً در حال تمسخر فرید هستند.
پدر فرید ظاهراً شهید شده و بقیه از او انتظار دارند که مانند پدر خود یک قهرمان شود. او در آغاز فیلمی شخصیت متعادلی ندارد. از طرفی شجاع است و حاضر است برای انجام مأموریت جان خود را فدا کند و از طرفی بهشدت از سمت دوستانش مسخره میشود و شخصیت او در نگاه ما در طول فیلم تضعیفشده و بههیچعنوان شایستگی را برای قهرمان شدن تصور نمیکنیم. البته به لحاظ داستانی مشخص است که او درنهایت قهرمان داستان است ولی ضمیر ناخودآگاه ما او را قهرمان نمیبیند. او درنهایت شهید شده و در آخر فیلم با امام زمان (عج) رجعت مینماید، ولی متأسفانه در طول فیلم آنقدر برای ما عزیز نشده که بخواهیم باور کنیم او یکی از همان 313 یاز امام زمان است.
نمایش عملیاتهای نظامی و امنیتی سربازان گمنام بهقدری ضعیف و بهدوراز اطلاعات دقیق نظامی است که نمیتوانند حتی وجه نظامی قوی به این قهرمانان ملی بدهند. بهطورکلی انیمیشن فرمانروای آب بهقدری در نمایش فرید بهعنوان نماینده سربازان گمنام امام زمان بد عمل کرده که ابداً هیچ تصویر مقتدرانهای از این اشخاص در ذهن مخاطب کاشته نمیشود.
ماریای مسیحی
دومین نقش کلیدی داستان دختر جوان ناشنوایی به نام ماریا هست. او از کارکنان سازمان ملل هست که توسط تروریستها گروگان گرفته میشود. ماریا نمادی از تغییر و کشمکش درونی ـ اعتقادی داستان است. او مسیحی است ولی معجزاتی را در حرم سامرا تجربه کرده که همین امر باعث تجدیدنظر او در مورد مسلمانان و بهویژه امام شیعیان یعنی حضرت حجت (عج) شده است. او حضرت مسیح (ع) را دوست دارد ولی از انحرافات کلیسا دوری میکند. در طول داستان او با برادر خود و همکارانی دیگر در مورد مسلمانان بحث کرده و از آنان دفاع میکند. فیلم تأکید زیادی روی تشابه رجعت حضرت عیسی (ع) و امام زمان (عج) دارد. میخواهد این دو اعتقاد را به همدیگر نزدیک کرده و پلی میان ادیان توحیدی باز کند. اینکه راه حضرت عیسی (ع) و امام زمان (عج) درواقع یکی است و کلیسا مسئول تحریف دین مسیحیت بوده و مسیحیان نیز باید به حقانیت دین اسلام و ظهور منجی اصلی پی ببرند و اینکه درنهایت امام زمان (عج) منجی تمامی عالم اعم از مسیحی و مسلمان است و همه به او خواهند پیوست.
این ایده مثبتی برای فیلمنامه به شمار آمده و در آثاری مانند شاهزاده روم نیز، شاهد اینچنین ارتباطی نیز بودیم. اما همانگونه که در شاهزاده روم بهجای محتوای اسلامی بیشتر شاهد مسیحیت زدگی بودیم(سند)، در فرمانروای آب نیز ماریا بعضی وقتها در دیالوگ و عمل، ضد دین عمل میکند و نه ضد انحرافات مسیحی. مثلاً در فلش بکی او را که کودک است کنار مادرش در کلیسا میبینیم که مشغول عبادت هستند. ناگهان پروانهای آبیرنگ (در این انیمیشن همانند شاهزاده روم پروانه نشانه امام زمان یا یادآور ایشان است) از پنجره کلیسا داخل میشود و حواس ماریا را از عبادت پرت میکند. مادرش سعی دارد حواس او را جمع کند ولی ماریا نگاهش به سمت آن پروانه زیبا هست. در اینجا باید بگویم ماریای کودک از کجا فهمیده آن پروانه امام زمان هست؟ در ظاهر مادرش در حال عبادت است و کار شایستهای است اما ماریا انگار حواسش خیلی به عبادت نیست و انگار ارزش عبادت برایش مهم نیست. اگر این صحنه را در فیلمی خارجی میدیدیم، یقین پیدا میکردیم که ماریا شخصی روشنفکر است و بهحساب خودش از افکار سنتی (مثلاً دین) دوری میکند و میخواهد آزاد باشد. اما چون فرمانروای آب انیمیشنی مهدوی هست، مثلاً او فهمیده که آن پروانه امام زمان است! انگار امام زمان دارد حواس او را از عبادت پرت کرده و فقط به یک پروانه جلب میکند!
درنهایت ماریا از امام زمان (عج) شفا گرفته (احتمالاً به خاطر شجاعت و فداکاری در پریدن داخل آب) و شنوایی خود را به دست میآورد. این شفا گرفتن هم بسیار غیرمنطقی است و مخاطب بدون مقدمه یکهو نمیتواند بپذیرد که ماریا شفا گرفته درحالیکه حتی یک موسیقی احساسی پخش نشده.

رابطه نامشروع ماریا و فرید
درصحنهای فرید ادعا میکند که یک روسری را برای ماریا فرستاده است و ماریا زمانی که آن را پوشیده بوده گروگان گرفته میشود. برای مخاطب سؤال پیش میآید که چطور فرید برای ماریا روسری فرستاده است؟ ارتباط میان این دو شخص مگر در چه حد بوده است؟ یا در اواخر فیلم، آمریکاییها بمبی را به بدن ماریا وصل کردهاند و او و همکارش (سازمان مللی) داخل هلیکوپتر هستند. ماریا برای اینکه به کسی آسیبی نرسد خود را از هلیکوپتر به پایین پرت کرده و (با دستان باز به شکل صلیب) داخل آب میافتد. ناگهان فرید را میبینیم که او نیز خود را داخل آب پرت کرده تا ماریا را نجات دهد. صحنه بعدی صحنه انفجار داخل آب است. گویا فرید موفق نشده و بمب جان هردوی آنان را گرفته است. اما درصحنه بعد بهصورت معجزهآسایی میانیم که ماریا داخل هلیکوپتر است و فقط فرید شهید شده است! مگر ممکن است؟ فرید داشت بمب را روی بدن ماریا خنثی میکرد و اگر منفجر میشد بایستی هردوی آنها میمردند! اگر هم این سناریو را فرض کنیم که مثلاً فرید بمب را از ماریا جدا کرده و بعد میخواسته آن را خنثی کند، باید بگوییم که در این صورت اصلاً نیاز به خنثی کردن بمب نبود! چون هردوی آنها بمب را جاگذاشته و فرار میکردند و سالم میماندند! اما گویا در اثر اصراری بر شهادت فرید وجود داشته است که متأسفانه منطقی برآورده نشده است.
جدا از تمام این مسائل، نمایش ماریا و فرید بهصورت معلق در آب اصلاً معنای خوبی ندارد. نمایش یک زن و مرد در آب بهصورت معلق به معنای عشق ممنوعه و رابطه پنهان است. در پوستر فیلم شکل آب ما یک زن و موجود دریایی را میبینیم که با همین حالت به تصویر کشیده شدهاند که نمادی از عشق ممنوعه این دو کاراکتر است. این نمادگرایی حتی در ایران هم شناختهشده است و میبینیم که در پوستر انیمیشن زال و رودابه، چنین تصویری به نمایش درآمده تا رابطه ممنوعه و عشق پنهان این دو شخصیت را بیان کند(این انیمیشن حتی روابط +18 را هم نمایش میدهد). چنین نمادگذاری در انیمیشن فرمانروای آب به این معناست که تولیدکننده دانسته یا ندانسته یک عشق ممنوعه و رابطه حرامی را برای فرید و ماریا قائل است. در اوایل داستان هم دیدهایم که فرید به ماریا نگاهی عاشقانه دارد و حتی برایش روسری فرستاده پس این نظریه تقویت میشود.

این نما در سینمای ایران و جهان به معنای عشق ممنوعه، رابطه پنهان و حتی رابطه حرام است که در انیمیشن فرمانروای آب هم نمایش داده میشودمهدویت ناملموس
مسئله مهدویت یکی از بنیادیترین تفکرات و ایدئولوژی ما ایرانیهای شیعه محسوب میشود. به همین دلیل تولید آثار رسانهای حول این محور لازم و ضروری به نظر میرسد. البته که این مفهوم مهم و بنیادی باید بهصورت تخصصی بررسیشده و بهصورت داستان به مخاطب ارائه شود. یعنی نگاه و برداشت شخصی تولیدکننده نباید در مسئله مهدویت ورود کند و متخصصین حوزه مهدویت باید روی تولید آثار مهدوی نظارت دقیق داشته باشند.
در ابتدای انیمیشن میبینیم که باستانشناس انگلیسی سیگاری روی زمین میاندازد و سیگار باعث شعلهور شدن یک خار خشک میشود، امام زمان روی این آتش پا میگذارد و از گسترش آتش جلوگیری میکند. در اینجا شاهد تلاش انیمیشن برای نمایش حفاظت حضرت حجت از منطقه در برابر بلایا هستیم. در جای دیگر فرید خواب امام زمان را میبیند که امام با هدایت آب دیواری دور حرم سامرا میکشند تا در برابر طوفان از حرم سامرا محافظت کنند. در سکانسی دیگر فرید به حرم سامرا که غرق در آب است میرود و عبادت امام زمان را مشاهده میکند. در آخر انیمیشن هم شاهد حرکت امام به سمت کعبه برای اعلام ظهور هستیم.
تمام این موارد ظاهری مهدوی دارند و با نمایش امام زمان قصد دارند محتوای انیمیشن را مهدوی نمایش دهند. منتها جز آتش کوچکی که امام خاموش میکند دیگر هیچ کنشگری خاصی از امام را شاهد نیستیم و مسئله حفاظت امام را در عمل دیگر نخواهیم دید. انیمیشن صرفاً با دیالوگ کاراکترها که باور دارند کسی از آنها محافظت میکند قصد دارد امام را حافظ و نگهدارندِ معرفی کند که اصلاً روش درستی برای انتقال این مفهوم نیست. همچنین مسئله انتظار، فراهم کردن مقدمه ظهور، وظایف شیعیان در دوران غیبت و خودسازی در جهت رسیدن به مقام یار امام زمان شدن، اصلاً در این انیمیشن وجود ندارند.
هنگام عملیات محراب که باعث بازگشت موشکهای آمریکایی به پایگاه خودشان میشود شاهد نمایش نمادین یک پروانه و عدد 313 روی دم یک هلیکوپتر هستیم. انیمیشن در اینجا قصد دارد که بگوید امام زمان این پایگاه را نابود کرد اما تا زمانی که تولیدکننده توسل نیروهای امنیتی به امام زمان را نشان نداده و در عملیات محراب هیچ امداد غیبی را به تصویر نکشیده، نمایش چند تصویر نمادین بهتنهایی نمیتواند این مفهوم را به مخاطب منتقل کند. البته این سؤال هم بیجواب میماند که وقتیکه هیچ موشکی از ایران علیه پایگاه آمریکایی شلیک نشده، دلیل نمایش دادن موشک سجیل با یک پروانه(که نمادی از حمایت معنوی امام زمان است) چیست؟
یعنی فرمانروای آب از مهدویت فقط به نمایش امام زمان و بیان حفاظت معنوی امام زمان در دیالوگها، بسنده کرده. مسائلی که در انیماتوری و کلام بسیار ضعیف نمایش دادهشدهاند و اصلاً رنگ و بوی معنوی به خود نگرفتهاند. بهطور خلاصه میتوان گفت که انیمیشن فرمانروای آب در نمایش مهدویت شکستخورده و بهصورت ایدئولوژیک به این مسئله مهم نپرداخته.
معماری نامتعارف ایرانی_اسلامی
نمایش معماری ایرانی_اسلامی بهشدت در آثار ایرانی لازم است و روی هویتسازی تأثیر مثبتی دارد. منتها باید اصول و استانداردها در نمایش این معماری رعایت شود که فرمانروای آب این اصول را رعایت نکرده. مقر سازمان امنیتی ایران بهقدری با شمایل معماری ایرانی_اسلامی تزئین شده که بیشتر شبیه مسجد است تا یک ساختمان نظامی. همچنین خانه پدر فرید که بهعنوان یک نیروی نظامی که ازنظر منطقی نباید شخصیت خیلی ثروتمندی باشد، یکخانه ویلایی دوبلکس بسیار بزرگ با حیاطی بهاندازه یک زمین فوتسال است که فقط در یک اتاق آن حجم بالایی از کاشیکاری، شیشههای رنگی سنتی، گچبری و… را میتوانیم ببینیم که بهشدت غیرمنطقی است. غیرمنطقی ازآنجهت که اولاً چنین خانهای اصلاً در شهرهای ما وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد یک نیروی نظامی توان تهیه آن را ندارد. نمایش چنین خانهای نهتنها نمایش معماری ایرانی_اسلامی نیست، بلکه تجملگرایی محسوب شده و تصویر نادرستی از زیست شهری ایرانی نمایش میدهد.

تطهیر آمریکا
دو فرمانده آمریکایی در انیمیشن فرمانروای آب حضور دارند که در ابتدا هردو قصد دارند از یک ویدئوی گروگانگیری توسط تروریستها سوءاستفاده کرده و در خاورمیانه آشوب به پا کنند. اما ویدئو ضبط نمیشود و عملیات شکست میخورد. یکی از فرماندهان، فرمانده دیگری را میکشد و سپس دستور خودسرانه حمله موشکی به کشورهای خاورمیانه را صادر میکند. یکی از سربازان پایگاه به این تصمیم اعتراض میکند و توسط فرمانده کشته میشود. همین زهرهچشم گرفتن فرمانده باعث میشود تا بقیه نیروهای پایگاه عملیات را آغاز کنند. درنهایت عملیات به خاطر هک سیستم موشکها توسط سیستم محراب ناکام میماند و پایگاه آمریکاییها با موشکهای خودشان نابود میشود. در اینجا میفهمیم که یکی از سازمان مللیهای انگلیسی که در ظاهر کشتهشده بود پشت دسیسه جنگ در خاورمیانه است. درنهایت این شخص انگلیسی و فرمانده آمریکایی توسط خود آمریکاییها با موشک سرنگون میشوند.
نمایش آمریکاییها در این انیمیشن افتضاح است. فرمانروای آب نشان میدهد که بخشی از آمریکاییها خودسرانه در خاورمیانه جنگافروزی میکنند و خبری از دستور رؤسای جمهور ایالاتمتحده نیست. همچنین این جنگافروزی کار ارتش آمریکا هم نیست چراکه فرمانده آمریکایی با کشتن یک فرمانده و یک سرباز بقیه را مجبور به انجام عملیات نظامی کرده بود. در آخر هم آمریکاییهای بد توسط آمریکاییهایی که با پدر فرید مذاکره کردهاند، سرنگون میشوند. یعنی مذاکره با آمریکاییهای خوب یا خاکستری باعث میشود تا خود آمریکاییها، آمریکاییهای بد را نابود کنند و از جنگ جلوگیری کنند!
فرمانروای آب به شکل نامتعارفی عدهای از آمریکاییها را تطهیر میکند و خباثتهای دولتی آمریکا را گردن عده محدودی میاندازد. جالب است که خباثتهای دولتی انگلیس را هم گردن یک باستانشناس میاندازد. همچنین بهزور سعی دارد با ترکیب پرچم آمریکا و اسرائیل و نمایش نمادین پرچم اسرائیل در اتاق فرماندهی پایگاه آمریکا، به اسرائیل نیمچه اشارهای داشته باشد. بهتر بود این اشاره مستقیمتر باشد و نقش مستقیم اسرائیل در این جنگافروزی نمایش داده شود اما انیمیشن به نمادگراییهای بیفایده بسنده کرده و ارتش آمریکا را هم تطهیر کرده و حتی آن را پایان دهنده به جنگها معرفی میکند.

تروریستهای فریبخورده
طبق اعتراف خود آمریکاییها، گروهکهای تروریستی همچون داعش و طالبان توسط آمریکا تولیدشدهاند. به عبارتی تروریستهای تکفیری غرب آسیا با حمایت آمریکا به وجود آمدهاند و تفکرات آنها هم توسط همین آمریکاییها چیده شده. تروریستهای تکفیری نوعی اسلام آمریکایی را عرضه کردهاند. این تروریستها تا زمانی که به حاکمیت نرسیده باشند به کشتار بیرحمانه مردم بیگناه دست میزنند و زمانی که به حکومت میرسند یک ظاهر دوستانه میگیرند و در کنار کشتار بیصدای مردم بیگناه، روابط دوستانهای با اسرائیل و آمریکا آغاز میکنند.
اما متأسفانه در فرمانروای آب داستان طوری روایتشده است که انگار آمریکا تروریستها را فریب داده. در این انیمیشن تروریستهایی که به گفته مجید اسماعیلی نماد داعش هستند، فقط میخواستند مفتی خود را پس بگیرند. درحالیکه آمریکا خود سازنده و ارباب تروریستهای منطقه و جهان است و نیازی به فریب و دسیسه برای انجام اهداف کثیف خود لااقل در مورد تروریستهای نا محترم ندارد! شاید این موضوع برای سربازان تروریستها صدق کند که بگویم آنها را فریب دادهاند و به جبهه باطل فرستادند، اما این مهم بههیچعنوان برای سران تروریستها که خود کاملاً از کرده و جنایات خویش آگاهی دارند و کاملاً خود را مزدور آمریکا میدانند، بههیچعنوان صدق نمیکند.
جالب اینکه وقتی داعشی ها میفهمند گول خوردند، مجاهدانه با آمریکاییها میجنگند! درحالیکه همانطور که اشاره شد سران داعش کاملاً مزدور هستند نه فریبخورده. یکی از همین تروریستها در آخر بهحق بودن شیعیان پی برده و هدایتشده و توسط ارباب خود شهید میشود. بهتر بود نگارنده فیلمنامه برای رساندن این مفهوم که «آری تروریستها هم گولخوردهاند و ممکن است هدایت شوند» از گروهی غیر از داعش استفاده میکرد. مثلاً از یک گروه افراطی اهل سنت که بعد بتوانیم بگویم سران آن گروه نیز فریب و نیرنگ آمریکا را خوردهاند ولی در مورد داعش که خود آمریکا زبان به اعتراف گشوده و مدعی تولید داعش است، نمیتوان چنین داستانی را راحت پذیرفت. مخصوصاً اینکه این تروریست صرفاً با یک گفتگوی بسیار کوتاه متحول میشود. این تحول برای مخاطب اصلاً و ابداً منطقی نیست.

عدم نمایش صحیح سیستم نظامی
محوریت انیمیشن فرمانروای آب عملیات محراب است. عملیاتی که در آن با هک سیستم موشک میتوان آن را به نقطهای که از آن شلیکشده برگرداند. در جنگ 12 روزه دیدیم که پدافندهای اسرائیلی خودزنی میکردند و این میتواند صحهای بر این مسئله باشد که ایران توانسته پروژه مشابهی با عملیات محراب داخل انیمیشن را به ثمر برساند.
منتها جز این مسئله مابقی نمایشهای انیمیشن فرمانروای آب از تجهیزات و سیستم نظامی املا غلط هستند. ما مانورهای هوایی متعددی در این انیمیشن با هواپیما، پهپاد و هلیکوپتر میبینیم که تعداد، نوع پرواز و فاصله پروازی بین هواگردها غیرمنطقی است. همچنین شبیهسازی موشکهای آمریکایی بسیار ضعیف بوده و موشکهای آمریکایی بیشتر شبیه به فضاپیما هستند تا موشکهای نظامی.
آموزشهای نظامی سربازان ایرانی ازجمله فرید بهشدت گیجکننده هستند. فرید یک متخصص سایبری است ولی در مانور هوایی چتربازی میکند و سپس در حال خنثی کردن بمب دیده میشود، در جای دیگر هم میبینیم که در یک عملیات دستگیری تروریستها شرکت میکند. یعنی فرید هم نیروی سایبری است، هم عملیات خنثیسازی انجام میدهد، هم نیروی عملیاتی است و هم کار اطلاعاتی میکند.
حمله همهجانبه آمریکا به تعداد زیادی از کشورهای خاورمیانه هم بسیار غیرمنطقی است. چطور ممکن است عملیاتی که قرار بود با انتشار یک ویدئو انجام شود، بدون بروکراسی و با نظر شخصی توسط یک فرمانده انجام شود و به این شدت گسترده باشد؟ پایگاه نظامی آمریکایی هم بیشتر یک شبیهسازی مهندسی از یک ماکت تخیلی است تا یک پایگاه واقعی. تولیدکننده حتی تصاویر ماهوارهای پایگاههای آمریکا را برای شبیهسازی این پایگاهها تماشا نکرده.
علاوه بر مانور غیرواقعی هواپیماهای ایرانی و ترسیم محراب با دود بهصورت نمادین، تجهیزات و ادوات نظامی ازنظر گرافیکی بهشدت ضعیف طراحیشدهاند و جز چند پهپاد ایرانی عملکرد هیچ سیستم نظامی دیگری از ایران را نمیبینیم. توجه کنید که فرمانروای آب ادعا دارد که اقتدار نظامی ایران را نمایش داده، چگونه بدون نمایش عملکرد انواع تجهیزات نظامی این اقتدار قابلنمایش است؟
ماجرای فلسطین در درگیری حشرات
در اول انیمیشن میبینیم که زنبوری مشغول نوشیدن شهد یک گل است. ناگهان سوسکی وارد میشود و زنبور را از روی گل فراری میدهد. سوسک با حرکاتی که انجام میدهد باعث ریختن گلبرگهای گل میشود. ناگهان پرندهای تیزپر، سوسک را شکار کرده و از روی گل میقاپد. این میتواند نمادی از اسرائیل باشد که سرزمین فلسطین را غصب کرده و یک پرنده شکارچی بهزودی او را از بین میبرد. این نمادگرایی به داستان فرمانروای آب ربطی ندارد چون ما قرار نیست با داستانی مواجه شویم که مبارزه مستقیم ایران و اسرائیل را به نمایش بگذارد. ما شاهد درگیری نیروهای امنیتی با آمریکاییها و تروریستها هستیم نه اسرائیلیها.
فرمانروای آب
درصحنهای خواب فرید را میبینیم. او در بیابانی خشک است و در حرم سامرا به سویش بسته است. ناگهان طوفانی آتشین بهسوی فرید میآید. یک موج بزرگی از آب جلوی آتش را میگیرد و درواقع امام زمان (عج) فرید را از آتش نجات میدهد. فرمانروای آب درواقع همان امام زمان (عج) هستند. جالب است که افسر آمریکایی که قصد حمله به ایران را دارد، اسم مستعار عملیاتی خود را فرمانروای آتش مینامد. درنهایت در عملیات شکست میخورد و انگار فرمانروای آب بر فرمانروای آتش پیروز میشود.
اسرائیل فقط بهصورت نمادین حضور دارد
نمادهایی از ستاره داوود (ستاره پرچم اسرائیل) در قسمتهایی از فیلم دیده میشود که جا داشت روی آن تأکید بیشتری شود. ضدقهرمان اصلی نیز که یک افسر آمریکایی هست، بهصورت یهودیها دعا میخواند و اذعان دارد که ما حضرت عیسی (ع) را شهید کردیم. ولی همانطور که گفته شد این سطح از نمادهای یهودی و اسرائیلی کافی نبوده و بایستی بیشتر روی این داستان کار میشده تا در داستان هم بهصورت حضوری شاهد اسرائیلیها باشیم.
همچنین شاهد ترکیب پرچم آمریکا و اسرائیل هستیم که کار چندان هوشمندانهای نیست. چون ترکیب این دو پرچم باعث نمیشود تا مخاطب کودک حقیقت لابی صهیونیستی در آمریکا و همکاری بین اسرائیل و آمریکا را درک کند. همچنین چون در این داستان کشورهای جدیدی بهصورت فانتزی تولید نشدهاند، تولید پرچم جدید کار عاقلانهای نیست و حاوی محتوا نخواهد بود.

تروریستهای مسلمان یا مسلمانان تروریست؟
یکی از صحنههایی که ممکن است به مخاطب پیام منفی برساند، آنجایی است که داعشی ها میخواهند سر ماریا و همکارش را ببرند. ماریا و همکارش دوباره دارند در مورد مسلمانان بحث میکنند و ماریا مشغول دفاع از مسلمین خوب است. اما بالای سرشان داعشی ها مشغول خواندن قرآن هستند و این تضاد بین حرف ماریا و کار داعشی ها، تمام حرفهای ماریا را خراب میکند. درست است که اینها داعشی هستند و قرآن را اشتباهی تفسیر کردند، اما وقتی مخاطب صحبتهای زیبای ماریا را در مورد مسلمانان خوب میشوند و تصویر داعشی های مسلمان را در بالای سر ماریا میبیند، ممکن است اثری منفی روی ذهنش بگذارد. بهتر بود در فیلمنامه، اینجا داعشی ها قرآن نمیخواندند و توجه فقط روی حرفهای ماریا معطوف میماند.
امداد غیبی نمادین
انیمیشن قصد دارد امام زمان را عامل نابودی پایگاه آمریکایی معرفی کند. نکته منفی در اینجا وجود شماره 313 روی هلیکوپتر دشمن است که با توجه به ارتباط این عدد به یاران امام زمان بهتر بود یا از شماره دیگری استفاده میشد یا عدد 313 را جور دیگری به نمایش میگذاشتند تا روی ادوات نظامی دشمن نباشد. انیمیشن فرمانروای آب اینگونه نمیتواند چنین پیام مفهومی را منتقل کند چون یک نماد مرتبط با امام زمان روی هلیکوپتر دشمن است.
کما اینکه نمایش امداد غیبی صرفاً نباید در نمادها خلاصه شود، زیرا اینگونه نه برای مخاطب ملموس است و نه باورپذیر. در انیمیشن لو پتو دیدهایم که چطور یک امداد غیبی به شکلی ملموس و حیاتی به نمایش درآمده و بهخوبی مخاطب را برای درک بهتر از این مفهوم با امداد مواجه غیبی مواجه میکند. فرمانروای آب صرفاً با نمادهایی که بهغلط بهکاربرده قصد دارد مخاطب را با امداد غیبی مواجه کند که ازنظر داستانی و محتوایی رویکردی افتضاحی است.
آیا فرمانروای آب نماینده تفکر مهدوی و انقلابی است؟
ظاهر مذهبی انیمیشن فرمانروای آب باعث شده تا مخاطب ایرانی بر این باور باشد که این انیمیشن نماینده این طیف از جامعه است. منتها انیمیشن فرمانروای آب نه کیفیت مطلوبی در گرافیک و داستان خود دارد تا نماینده قدرتمندی از این طیف جامعه باشد نه در محتوا توانسته به مذهبی بودن و مهدوی بودن وفادار باشد تا روی مخاطب تأثیر مثبت بگذارد. به عبارتی انیمیشن فرمانروای آب بیشتر مایه آبروریزی برای مذهبیها است تا اینکه نماینده تفکر آنها روی پرده نقرهای باشد. دلیل بایکوت نسبی این انیمیشن هم همین است و فروش شدیداً پایین این انیمیشن نسبت به سایر انیمیشنهای ایرانی نشان میدهد که مردم از فرمانروای آب بهقدری استقبال نکردهاند که فرمانروای آب کمفروش ترین انیمیشن تاریخ سینمای ایران لقب گرفته.

تبلیغات دروغ
سازندگان فرمانروای آب ادعاهایی در بُعد محتوایی انیمیشن خود دارند که همگی دروغ هستند. آنها ادعا میکنند که قصد داشتند محتواهایی همچون دشمنشناسی، نمایش اقتدار موشکی ایران، جنگ با اسرائیل، مهدویت، هویت ملی، رابطه سالم خانوادگی، ارتباطات معنوی و انتظار ظهور را نمایش دهند. جالب است که این انیمیشن در نمایش تکتک این مفاهیم ناکام مانده.
دشمنشناسی: پیشتر بهتفصیل بیان کردیم که نگاه انیمیشن به دشمن اسرائیلی در حد نماد است، انگلیس خبیث را صرفاً در قالب یک باستانشناس معمولی معرفی میکند، آمریکا را تطهیر کرده و اتهام جنگافروزی را از دولت آمریکا برداشته و به عدهای خودسر نسبت میدهد، آمریکا را پایان دهنده به جنگ نمایش میدهد و تروریستها را افرادی فریبخورده نمایش داده که هیچ رگهای از اسلام آمریکایی ندارند. این نگاه دشمن شناسانه نیست بلکه یک نگاه کاملا غلط و ضد حقیقت است.
نمایش اقتدار موشکی: اصلاً هیچ موشکی از ایران علیه دشمن شلیک نشد که ما اقتدار موشکی ایران را ببینیم. زمانی اقتدار موشکی به چشم میآید که ما عملکرد موشکها را ببینیم نه اینکه صرفاً در یک مکان سرسبز و آرام ماکت یک موشک به نمایش گذاشته شود.
جنگ با اسرائیل: اصلاً اسرائیل در این فیلم بهصورت مستقیم حضور ندارد که شاهد نبرد ایران با اسرائیل باشیم.
مهدویت: مفصلاً بیان کردیم که صرف نمایش رجعت، ظهور بیمقدمه، راه رفتن و نمازخواندن امام زمان آنهم بدون اینکه سکانسی احساسی و معنوی نمایش داده شود، به معنای مهدوی بودن یک انیمیشن نیست. در این زمینه توصیه میشود تا کتب افراد سرشناسی همچون آقای مصطفی رضایی که فوق دکترای مهدویت دارند و توانستهاند محتوای مهدوی را در قالب رمان ارائه دهند، مطالعه شود(لیست کتابهای ایشان) و از نگاههای غیرتخصصی در حوزه مهدویت و تبدیل آنها به داستان اجتناب شود.
هویت ملی: مؤلفه خاصی از ایران در این فیلم دیده نمیشود. داستان بیشتر حول شخصیت فرید میچرخد که قصد دارد خودش را ارتقاء دهد و هیچ دغدغه ملی خاصی از خود بروز نمیدهد.
رابطه سالم خانوادگی: پدر فرید که بارها او را شماتت میکند و اصلاً در داستان بالای سر فرزندش حضور ندارد. مادر فرید صرفاً در یک سکانس نمایش دادهشده و اصلاً رابطهای بین او و فرید نمیبینیم. فرید هم که تکفرزند است و خواهر و برادری ندارد. برای سایر شخصیتهای داستان همخانواده ترسیم نشده. دقیقاً در کجای این انیمیشن خانواده وجود دارد که تولیدکننده ادعا دارد یک اثر خانواده محور تولید کرده؟
ارتباطات معنوی: اینکه ماریا بیمقدمه و ناگهانی شفا بگیرد، اینکه شخصیتها دائماً با دیالوگ ادعا کنند که مراقبت امام زمان را حس میکنند، اینکه ماریا با دیالوگ به امام زمان احساس نزدیکی کند، اینکه پدر فرید او را نصیحت کند یا اینکه فرید در رؤیا خواب امام زمان را ببیند، هیچکدام نشان از ارتباطات خاص معنوی نیستند. این موارد تلاشهای ناکامی هستند که به خاطر فیلمنامه سطحی صورت گرفتهاند و بههیچعنوان نمیتوانند مفاهیم معنوی به مخاطب انتقال دهند.
انتظار: در انیمیشن فرمانروای آب از امام زمان صحبت زیاد میشود اما واقعاً انتظار برای ظهور یا تلاش برای فراهم کردن مقدمات ظهور را شاهد نیستیم. درنهایت هم امام زمان بیمقدمه ظهور میکند و هیچ مفهوم انتظاری برای مخاطب در انتهای انیمیشن گنجانده نمیشود. همچنین با توجه به اینکه تمام مشکلات حل میشوند، اصلاً نیازی به وجود امام زمان برای سروسامان دادن به جهان حس نمیشود.

جمعبندی و نتیجهگیری
درمجموع «فرمانروای آب» را میتوان اثری دانست که بیش از آنکه به فرم و تکنیک روز متکی باشد، بر ایده، پیام و بار نمادین خود تکیه کرده است. این انیمیشن، باوجود ضعفهای آشکار در شخصیتپردازی، منطق روایی و اجرای فنی، تلاش کرده روایتی مهدوی، ضد استکباری و بینالادیانی ارائه دهد و پیوندی میان ادیان توحیدی برقرار کند. پرداخت به تقابل «فرمانروای آب» و «فرمانروای آتش»، استفاده از نمادهایی چون پروانه آبی و معماری تمدنی و طرح عملیات محراب بهعنوان جنگی سایبری، میتوانستند نقاط قوتی باشند که به اثر هویت ببخشند. بااینحال، انتخابهای داستانی، استفاده نادرست از نمادها، ضعف در روایت، دیالوگ محور بودن داستان و عدم دانش کافی تولیدکننده در حوزه مهدویت، از تأثیرگذاری عاطفی و دراماتیک فرمانروای آب آن بهقدری کاستهاند که دیگر نمیتوان این انیمیشن را حتی یک انیمیشن مذهبی معمولی دانست.
از سوی دیگر، کهنه بودن تاریخ تولید، ساده بودن داستان و فقدان برخی ظرافتهای روایی باعث شده «فرمانروای آب» در مقایسه با آثار جدیدتر انیمیشن ایران، در سطحی پایینتر ازنظر کیفی قرار گیرد. تولیدکنندگان این انیمیشن میتوانستند با ساخت آثار کوتاه مناسب فضای مجازی در کیفیتی بسیار بالاتر و با داستانهای جذابتر، تأثیرگذاری و جذب مخاطب بسیار بالاتری داشته باشند. همچنین ایکاش گروه تولید این انیمیشن به دانش سطحی خود در حوزه مهدویت اتکا نمیکرد و از اساتید این حوزه که با داستاننویسی و انیمیشن هم آشنایی دارند، مشورت میگرفت.
با تشکر از #محمد_مهدی_فرهودی












این انیمیشن به نوعی ادامه ی انیمشین سینمایی داستان سامرا هست لطفا نقد اونم رو بسازید لطفا
داستان سامرا مشکل محتوایی نداره فرمشم برای سال ساختش بد نیست. خیلیم محتواش واضحه الحمدالله
خسته نباشید بری نقد
ممنون از نقد قوی و دقیق تون، لطفا از نقاط قوت فیلم های مذهبی بیشتر بگید، در سایتی، نقد شاهزاده روم با لحن تندی گفته شده بود، مثلا زمان حرکت کاروان ها، موقع شنیدن خبر مرگ پدربزرگ بانو، نقد کننده اینطور مادر امام رو توصیف میکردن: برای ایشان مرگ خانواده اش مهم نیست، میخواستم درخواست کنم که نقد فیلم های مذهبی با لحن آرام تری باشه، به هر حال افراد خوب و محب اهل بیت برای این فیلم ها زحمت کشیدن، حالا ایراداتی هم دارد(البته از نقد “عشق ممنوعه” نمیتوان چشم پوشی کرد)
سلام علیکم
فیلم باید خوب باشه. من بعید میدونم حتی عشقی در کار باشه اما اگرم باشه هیچ توجیهی برای ساخت اثر بد نمیشه. اگر خوب باشه مثل بچه زرنگ معلومه که ازش تمجید می کنیم اما اگر بد باشه فرقی نداره مذهبیه یا نه. البته لحنمون تند نیست ولی ایرادات رو جدی میگیریم و مذهبی بودن فیلم دلیل بر این نمیشه که فقط روی نقاط قوت خیلی جزئی و کوچیکش تمرکز کنیم. اتفاقا آثار مذهبی باید جدی تر نقد بشن چون میتونن تغییر نگرش های شدیدا بدی نسبت به مذهب ایجاد کنن
سلام
نقدتون خیلی بدبینانه بود
طوری که اصلا دیدگاهم به اثر تغییر کرد
و این که معلق بودن در آب رو برای این فیلم مهدوی نماد رابطه ی نامشروع دونستید هم خیلی جسورانه بود
چیزی که من فهمیدم فرید اول فیلم با دیدن عکس ماریا شوکه میشه چون روسری رو پوشیده که فرید بهش هدیه داده ولی دوستاش که نمیدونستند فکر میکنن قصد دیگری داشته و شما جسورانه از کلمه ی چشم چرانی استفاده کردید
در ضمن گفتید سرباز امام زمان نیاز به خودسازی داره و این فیلم اصلا به این نپرداخته !
چطور توصیه های پویش به فرید رو در مورد اهمیت نماز شب و نزدیک شدن با نماز شب به امام زمان و نماز شب خوندن فرید(عمل به توصیه پدر) رو نادیده گرفتید؟
ما بدبین هستیم یا اینکه سازنده بی سواده؟ مشخصا مورد دوم. فرید دقیقا از کجا با ماریا آشنا شده که بهش روسری هدیه داده؟ نماز شب شد رشد اخلاقی یکی از 313 یار امام زمان؟ تصوراتتون همینقدر فانتزیه واقعا؟ اصلا دقت نمی کنید که فرید یک آدم دست و پا چلفتی خرابکاره که رفقاشم مسخره اش می کنن؟ برای چیزی که شما گفتید جسورانه من دوتا سند آووردم، متاسفانه سازنده های ما اینقدر بی سوادن که حتی بلد نیستن از چه نمادی استفاده کنن. اینقدر سطحی و ساده نگر نباشید لطفا. کل گندکاری های فرید رو گذاشتید کنار یدونه نماز شب رو قاب بستید طرفم کردید یار امام زمان رجعت یافته. خنده داره این نگاه تقلیل گرایانه و سطحی به مهدویت