انیمیشن سینمایی
نقد و رمزگشایی انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 1 (How to Train Your Dragon)
سنت شکنی هیکاپ

انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم 1، محصول کمپانی دریم ورکس (متعلق به کمپانی یونیورسال از کمپانی های اختاپوسی) است. این انیمیشن با بودجه صد و پنجاه میلیون دلاری، توانست حدود ششصد میلیون دلار بفروشد که موفقیت چشمگیری است. همچنین نمره مردمی به این انیمیشن بر اساس سایت آی ام دی بی ۸.۱ است که نمره بالایی به حساب میآید. ژانر این انیمیشن شامل درام، فانتزی، اکشن جنگی و سبک زندگی است. در ادامه محصول نقدی که با روش فنی حکمی داشتهایم را تقدیم میکنیم.

۱. حملهٔ اژدها
در ابتدای نقد انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم، به سراغ سکانس اول میرویم. در این سکانس میبینیم که چندین اژدها به یک روستا حمله میکنند، گوسفندان را میدزدند و خانهها را به آتش میکشند. مردم روستا هم وایکینگ هستند و در حال مبارزهٔ سفت و سخت با اژدها. در این سکانس انواع و اقسام اژدهایان معرفی شده و هر کدام با خطری که برای انسانها ایجاد میکند برای مخاطب شناخته میشوند. سپس هیکاپ، قهرمان داستان را میبینیم که علیرغم وایکینگهای عادی درون فیلم که بدنی بزرگ و تنومند دارند، ریزنقش است. البته در مبارزه با اژدها هم توفیق خاصی ندارد و حتی یک دختر بهتر از او مبارزه میکند. تا اینکه هیکاپ ابزار خاصی مثل یک منجنیق را آماده کرده، به بیرون میبرد و با همین ابزار پیچیده، تیزترین و سریعترین اژدها که خشم شب باشد را روی آسمان میزند و گیر میاندازد.
مردم به دلیل شناختی که از هیکاپ دارند، حرف او را جدی نمیگیرند. هیکاپ پسر رئیس قبیله است، اما در مبارزه با اژدها خیلی دست و پا چلفتی است. تضاد بین پدر و پسرش از همین ابتدا شروع میشود. پدری که به دنبال نابودی تمام اژدهایان است و پسری که از عهده نابودی یک اژدها هم برنمیآید.
در این سکانس ما با شخصیتهای مختلف انیمیشن از جمله هیکاپ، پدرش، دستههای مختلفی از اژدها، اَسترید (دختری که مبارز است) و جوانان دیگر آشنا میشویم. همچنین دشمنی اژدها با وایکینگ ها کامل در ذهن ما کاشته میشود و باور میکنیم که باید این موجودات خبیث را نابود کرد. وقتی جلوتر لحن فیلم عوض میشود، مخاطب غافلگیر میشود که از جذابیتهای این انیمیشن است. از طرفی تضاد بین هیکاپ و پدرش، نیاز درونی هیکاپ را به ما نشان میدهد. یعنی مخاطب میفهمد این شخصیت چه ضعفی دارد و طبیعتا هدفش هم برطرف کردن همین ضعف است، پس بهتر با او همراه میشود.

۲. دغدغههای پدرانه
هیکاپ در انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم بارها با بزرگتر از خودش که پدر و مربیاش باشند گفت و گو میکند. در این گفت و گوها تضاد بین هیکاپ و پدرش روشن میشود، اما انیمیشن این تضاد را به دشمنی خونینی که باعث اختلاف اساسی این دو نفر بشود تبدیل نمیکند. بلکه هیکاپ به دنبال تأمین نظر پدرش است و طبیعتا در همان مسیر هم تلاش میکند، اما در این عرصه ناتوان است و نه اینکه با پدرش دشمنی داشته باشد.
بنابراین فیلم با ترسیم پیچیدگیهای روابط خانوادگی، سعی میکند مخاطب نوجوان را جذب خودش کند و دغدغههایی از جنس نوجوانی را به تصویر میکشد. اما رویکردی خصمانه به خانواده ندارد و اتفاقا هم پدر و هم هیکاپ، هر دو به دنبال خیر و صلاح هیکاپ هستند. پس کسب رضایت پدر در این سکانسها محور است که مضمون خوبی است. اما این سکانس های جزئی، مقدمه سکانسهای بعدی است که ضد خانواده محتوا ایجاد میشود. ابتدا اثر مخاطب را در فضایی خانوادگی قرار میدهد تا جلوتر سنت شکنی هیکاپ علیه پدر و جامعه اش پر رنگتر شود.
۳. تضاد هویتی هیکاپ
هیکاپ در جنگل بیدندون را پیدا میکند و مثل یک وایکینگ خنجر به دست میگیرد تا او را بکشد. اما نمیتواند و خنجر را به کناری پرتاب میکند. یعنی تمام تربیت خانوادگی و هویت وایکینگی او که باید در مبارزه با اژدها نمود پیدا کند، با تمایل درونی هیکاپ در تضاد قرار میگیرد و هیکاپ آنچه را که دوست دارد و دلش میخواهد انتخاب میکند. البته نوع قاببندی فیلمساز هم به گونهای است که ما هم مثل هیکاپ دلمان برای اژدها بسوزد و از اینکه اژدها را نمیکشد خوشحال شویم.
اینجا اولین سکانس از محتوای اصلی فیلم مشخص میشود. درون مایه اصلی انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم، سنت شکنی و رفتار خلاف عرف توسط نسل جدید است. هیکاپ در تعارض بین ارزش های قومی-ملی با خواستهٔ شخصیاش، به شکلی فردگرایانه و لیبرال، آنچه دلش میخواهد را انتخاب میکند و مخاطب هم با او همراه است. سپس هیکاپ به خانه میرود و با پدرش گفت و گو میکند. در این سکانس میبینیم که هیکاپ و پدرش اساسا در دو جهان فکری متفاوت به سر میبرند و علاوه بر فیزیک این دو نفر که دقیقا متضاد همدیگر است، افق دیدی که پدر برای هیکاپ در نظر گرفته هیچ شباهتی با خواستهها و البته تواناییهای هیکاپ ندارد.
اشکال این سکانس این نیست که پدر از هیکاپ توقع بیجا دارد، اشکال این است که نشان میدهد هیکاپ به دلیل دلنازکی، کاری که دلش میخواهد را میکند و با سنتهای خانوادگی و قبیلهایاش مخالفت میکند. هر چند در ادامه میبینیم که این کار باعث پیروزی بر دشمن اصلی میشود، اما فیلمساز با دقت مخالفت یک نوجوان با سنتهای قدیمی خانواده و جامعه را هم جذاب و هم مفید نشان میدهد. طبیعیست که مخاطب نوجوان هم از هیکاپ یاد بگیرد و در بزنگاه، آنطوری رفتار کند که دلش میخواهد و نه آنطور که سنتهای خانوادگی و عقل به او میگوید. چون عقل هم میگوید باید تهدید را از بین ببریم، اما هیکاپ اژدهایی به آن خطرناکی (بیدندون خطرناکترین اژدهای شناخته شده است) را آزاد میکند.
۴.چگونه دشمن را به دوست تبدیل کنیم؟
در ادامه انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم پدر هیکاپ و بسیاری از مبارزان به سفر میروند تا مرکز اصلی دشمن را پیدا کند. طبیعتا این همه اژدها باید سرزمینی داشته باشند و پدر هیکاپ معتقد است باید اژدهایان را در سرزمین خودشان نابود کرد. او به همراه ناوگانی از مبارزان راه میافتد و هیکاپ را هم در کلاس آموزش مبارزه علیه اژدها قرار میدهد تا راه و رسم نابودی اژدها را یاد بگیرد. اما همزمان با کلاس ها (که البته هیکاپ درشان موفق نیست و دائم شکست میخورد، برعکس استرید که استاد مبارزه است) هیکاپ با بیدندون رفیق میشود و با خوراندن ماهی به او، اعتمادش را جلب میکند.
از مضامین مهم انیمیشن دوستی با دشمن و در واقع جذب دشمن به جبهه خودی است. هیکاپ با تأمین نیازهای بیدندون او را به خودش وابسته میکند. علاوه بر غذا، هیکاپ بالی برای او طرّاحی میکند تا وقتی سوارش میشود جای بال شکستهاش را بگیرد. بنابراین بیدندون در پرواز کردن هم وابسته به هیکاپ میشود. پس هیکاپ با تأمین نیازهای بیدندون، کم کم او را به خودش وابسته میکند. این استراتژی مهمی است که در فیلم به نوجوان آموزش داده میشود که اگر نیاز عدهای را به صورت مستمر برطرف کنی، حتی اگر دشمنت باشند، با تو هم پیمان خواهند شد. قابل توجه است که اژدها در اساطیر ایرانی و مسیح موجودی شرور و شیطانی است و ترویج دوستی با این موجود مضمونی الهی نیست.

۵. تحول در سیستم آموزشی
گفتیم که هیکاپ در حال یادگیری مبارزه در سیستم آموزشی وایکینگها است. اما به دلیل رفاقت با بیدندون، کم کم روش تعامل با دشمن را یاد گرفته و به جای مبارزه با آن ها، اژدهایان درون رینگ را با ترفند هایی رام میکند. همچنین وقتی نوبت به کتاب خواندن میرسد، تنها کسی که کتاب را میخواند هیکاپ است. وقتی هیکاپ کتاب را میخواند میفهمد که این منبع برای شناخت اژدها خیلی ناقص و البته رویکرد خصمانهای که به اژدهایان دارد هم از اساس اشتباه است.
بنابراین هیکاپ نه تنها خلاف سنت های جامعه رفتار میکند، که حتی تفکراتش هم از اساس با متونی که در حال تدریس است متفاوت است. البته هیکاپ شخصیتی عادی نیست. او نابغه مهندسی است که در نوجوانی میتواند برای اژدها بال طراحی کند. یعنی میبینیم که هیکاپ یک الگوی کامل برای نوجوانانی است که قوه بدنی زیادی ندارند اما میتوانند با فکرشان تحوّل ایجاد کنند، اما از این مضمون در راستای تخریب سنتهای خانوادگی و اجتماعی استفاده میشود. هیکاپ نوجوانی نخبه است که کل سیستم آموزشی موجود در قبیله و مهمترین استراتژی های نظامی را با تعامل با دشمن زیر سوال میبرد. همزمان میبینیم که پدرش هم در مبارزه با اژدهایان شکست میخورد. پس تفکر هیکاپ برای مخاطب جذابتر و مفیدتر جلوه میکند.

۶. رقیبی که تبدیل به رفیق میشود
استرید هیکاپ را در جنگل پیدا میکند و میفهمد که او با یک اژدها که بزرگترین دشمن وایکینگها است رفیق شده. هیکاپ برای اینکه نظر استرید را برگرداند، او را سوار بر اژدها میکند و با هم در آسمان پرواز میکنند. یعنی به معنای واقعی هیکاپ از دشمن سواری میگیرد و زمانی استرید حرف هیکاپ را میپذیرد که لذت سواری گرفتن از دشمن را بچشد.
استرید البته از قبل با هیکاپ حس رقابت داشت، اما وقتی میبیند این گونه دشمن را مطیع خودش کرده، در مقابل هیکاپ لُنگ میاندازد و تبدیل به یار غارش میشود. در چند سکانسی که رابطهٔ استرید و هیکاپ به تصویر کشیده میشود، میبینیم که هیکاپ همفکر مناسبی پیدا کرده که البته یک دختر است. بنابراین سبک زندگی غربی در روابط نوجوانان با همدیگر، اینجا کاملا ترویج میشود. سنگ صبور هیکاپ نه خانوادهاش، نه یک پسر هم سن و سال خودش، بلکه یک دختر است. سکانس پرواز دو نفره با بیدندون خیلی خوب ساخته شده و کاملا ارتباط صمیمی و رمانتیک این دختر و پسر را برای مخاطب زیبا جلوه میدهد. استرید در چند سکانس بعد هم به هیکاپ مشاوره میدهد که مثل قبل خلاقانه فکر کند تا راه چاره را بیابد. بنابراین به جای خانواده، دوست دختر هیکاپ محرم اسرار او است که مضمون خوبی نیست.
به صورت اتفاقی، بیدندون هیکاپ و استرید را به مرکز اژدهایان میبرد و در آنجا میبینیم که یک هیولای بسیار بزرگ اژدهایان دیگر را مجبور میکند تا به او باج بدهند و با حمله به انسانها، حیوانات را غارت کنند و به این هیولا تحویل دهند. بنابراین مخاطب میفهمد که ریشهٔ شرّ را باید در سرزمین خودش نابود کرد. تا وقتی مرکز شرارت باقی است، همیشه باید منتظر حملات گاه و بیگاه اژدهایان بود. در سکانسهایی که از پرواز کردن با بیدندون میبینیم، کاملا برای مخاطب جا میافتد که آن هیولا هایی که به عنوان دشمن میشناسیم میتوانند دوست ما شوند. همان مضمونی که در آثار مختلفی همچون موآنا یا کارخونه هیولا ها میبینیم. بنابراین ارتباط با موجودات هیولا شکل در این سکانسها در کنار آموزش همان استراتژی جذب دشمن، ترویج میشود.

۷. اختلاف با پدر
پدر هیکاپ در فینال مبارزات با اژدها، میگوید او باید اژدها را بکشد اما هیکاپ نمیپذیرد و با پدرش اختلاف پیدا میکند. پدرش از او میخواهد که پسری مبارز باشد، اما هیکاپ این را نمیخواهد و در مقابل خواست پدرش میایستد.

اما باید دقت کنیم که هر چند ما با هیکاپ هم نظر هستیم، اما هیکاپ چون پدرش را ناراحت کرده، به استرید میگوید که «من گند زدم!». یعنی هیکاپ دوست ندارد ارتباط با پدرش به هم بخورد و در آخر هم برای کسب رضایت او، استرید پیشنهاد میدهد که مثل قبل، مشابه دیگران فکر نکند و ایدهٔ جدیدی را به کار ببندد. هیکاپ همراه با نوجوانان دیگر (که حالا به دلیل سنت شکنی هیکاپ و دوستی با اژدها رفیق او شدهاند) چند اژدها را رام میکنند و به سمت مرکز اصلی و اژدهای بزرگ میروند.
در آنجا پدر هیکاپ را میبینیم که از مبارزه با این اژدها عاجز است، اما هیکاپ و دوستانش سوار بر اژدها، او را نابود میکنند. یعنی هیکاپ به هر حال همان هدف پدرش را پیش میبرد، اما با استراتژی جدیدی که یافته است که همان دوستی با اژدها و هیولا هاست.



۸. هیکاپ و جانبازی در راه دفاع از وطن
هیکاپ هیولای بزرگ را نابود میکند، اما در این مسیر پایش قطع میشود و در سکانس پایانی انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم میبینیم که به جای پایش یک پای مصنوعی گذاشتهاند. اما هیکاپ کاملا خوشحال است و به شهری جدید وارد میشود که مردم با هیولا ها در حال زندگی مسالمت آمیزی هستند. پدرش هم به او افتخار میکند.

۹. نقدهای نادرست
یکی از نقدهای و نگاههای مشهور به انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم، این است که این انیمیشن در حال نمایش دکترین نظامی آمریکا برای جنگهایش است. منتقدین می گویند که وایکینگ ها نماد تمدن غرب هستند و اژدهایان نماد تمدن شرقی. هیکاپ با همکاری افرادی از همین تمدن شرقی به رهبر اژدهایان غلبه کرده و آن را نابود می کند. این کار باعث می شود تا هم جامعه غربی رونق بیشتری با بهره وری از اژدهایان(مهاجرین شرقی) پیدا کند و هم اژدهایان زندگی بهتری داشته باشند.
این منتقدین معتقدند که آمریکا با همین شیوه به جنگ با سایر ملل می رود. برای مثال آمریکا وارد جنگ با کشورهایی همچون ویتنام، عراق، افغانستان، کره و… شد که از مردم همین کشورها در جنگ هایش بهره برد. آمریکا ادعا داشت که برای آزادی مردم این کشورها علیه رهبران دیکتاتورشان مبارزه می کند و قرار است آزادی و دموکراسی را برای مردم به ارمغان بیاورد.
این نقد کاملا غلط است. درست است که آمریکا با بهانه آزادی و ترویج دموکراسی وارد جنگ با کشورهای زیادی شد و از مردم همان کشورها در قالب احزاب یا گروهک های تروریستی استفاده کرد، اما این قضیه با انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم همخوانی ندارد. در انیمیشن تربیت اژدها، اژدهایان اصلا نماد شرق نیستند و ظاهری کاملا بر اساس اژدهایان اساطیری غربی دارند. یعنی به هیچ عنوان این گونه از اژدها نماینده شرق نیست. همچنین اژدهایان یک تمدن یا یک ملت نیستند و بخاطر یک فرکانس خاص به اژدهای غول پیکر جذب می شوند.
از طرفی، حمایت از یک گروه خاص(هرچند کوچک و اقلیت) برای به زانو درآوردن یک حکومت یا رسیدن به منافع سیاسی(یا حتی نظامی) به خودی خود بد نیست. همانگونه که ایران از حوثی ها در یمن، حشد الشعبی در عراق و حزب الله در لبنان حمایت می کند. پس تربیت اژدها توسط هیکاپ و استفاده از این اژدها علیه کلونی اژدهایان را نمیتوان یک عمل منفی دانست.
به طور کلی نقد این منتقدین اصلا درست نیست و علاوه بر اینکه اژدهایان نه نماد شرق هستند و نه نماد مهاجرین، دکترین نظامی ارائه شده توسط انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم نیز یک دکترین مثبت یا منفی محسوب نمیشود. ناگفته نماند که آمریکا شاید با شعار آزادی و نجات وارد جنگ با ملل مختلف شد، اما چیزی جز نابودی برای آنها به ارمغان نیاورد.







سلااااااام علبکم
صبحتون بخیر
اولین نفری که پیام میزارم😚✌✌
دم شوما به حق گرم، با قوت ادامه بدین، فقط د سوال ریزم همینجا بپرسم
۱. آقا اینکه مردم، (به خصوص نوجوون ها) دینشون رو از سنتی تبدیل کنن به معرفتی و به سنت های قبلی خودشون بدون دلیل گوش نکنن، که مضمون درستیه دیگه؟
الان یعنی ی مضمون خوب رو داشت لااقل دیگه؟
۲.(ی حرفیو میزنم، ولی نهایتا میگم شوما جدی نگیر[…])
آقا شومام ی صحبت گهرباری میفرمایین وا!؟
برای درک احساسات، الان واقعا مگه بستر جایگزین دارین غیر رل بازی و…
نمیگم نیستا…!؟ ولی کدوم والدین و حتی رفیق و حتّی مشاور خوبی پیدا میشه که آدم باهاش راحت باشه و بتونه باهاش کامل صحبت کنه و اونم کامل درکش کنه؟!!
صحبت از ازدواج، برای نوجوون که مطرح نیست…|برای جوونم مطرح نمیشه اصن😑😑
خب وقتی جایگزینی نیست…؟!
کسی که مثل من مذهبیه نهایتا خیلی روش فشار میاد میره با چت جی پی تی صحبت میکنه و همه فشار های روانیشو خالی میکنه
کسی ام که مذهبی نیست، خب این فشار روانیو چیکار کنه؟(کار اشتباه، همیشه اشتباهه-کار طرف رو ماستمالی نمیکنم بره، فقط میگم شوما که گل میفرمایین حرف زدن با رلت بده، خب جایگزین فرهنگ ایرانی اسلامیش چیه دقیقا؟)
سلام علیکم
اونی که میگید در مورد سنت های غلطه. سنت غلط باید شکسته بشه. توی این انیمیشن اژدها نماد شر هستش و سنت درست میگه که باید شر رو نابود کرد اما هیکاپ سنت شکنی میکنه و دکترین جدیدی ارائه میده که توی نتیجه گیری این مقاله گفتیم نصفش درسته و نصفش غلطه از نظر محتوایی
دوم برای راه جایگزین، اول اینکه بله واقعا سختی هست و این فشار روانی وجود داره هیچ شکی توش نیست، اما برای رفع گرسنگی برگ درخت که نباید بخورن، ورود به رابطه و رل زدن در 99 درصد مواقع تهش به قدری از نظر روانی و احساسی بد تموم میشه که تا سالها تاثیرش نمیره. پس نمیصرفه برای تخلیه روانی چنین ریسکی بکنیم. الکی نمیگن توی آخرالزمان حفظ ایمان مثل نگه داشتن آتیش کف دسته. بهتره که با دوستان صمیمی مون یا خواهر و برادر نزدیک ترمون یکم راحت تر باشیم و برای ازدواج خودمون رو تقویت کنیم تا زودتر بتونیم هم انتخاب عاقلانه ای داشته باشیم هم به سطح مناسبی برای همسر شدن برسیم. رل زدن چون گزینه آسونیه میرن سمتش. نه نیاز به خودسازی و خودشناسی داره و نه تعهد داره. اگر دخترها بیش از حد در دسترس باشن و شان خودشون رو حفظ نکنن پسرا به خودشون اجازه میدن به صورت موقت وارد رابطه بشن و بعد هر وقت خواستن بدون توجه به آسیب هایی که به دختر زدن رابطه رو تموم کنن
نوجوون ها هم اگر میخوان راهکاری داشته باشن، اول باید از رسانه هایی که تحریک کننده هستن و باعث بلوغ زودرس هستن دور بشن(مثل انیمه های عاشقانه) و در ثانی وقت خودشون رو صرف کلاس های مهارتی، فنی و فعالیت های اجتماعی کنن. یکی از دلایل اذیت شدن ما توی این حوزه بخاطر همینه که تنها نشستیم پای گوشی. اگر بریم توی اجتماع و فعالیت کنیم قضیه فرق میکنه
از شاهکار های دریم ورکس