کمیک و مانگامقالات و مطالب مفید
نقد و بررسی مانگای شب بخیر پون پون (oyasumi punpun)؛ شب بخیر انسان بیمار

هر اثر هنری در هر مدیومی، یکی از کارکردهایش برانگیختن احساسات مخاطب است. یک داستان تراژدی، غم مخاطب و یک داستان کمدی، شادی مخاطب را برمیانگیزد. بدون هیچ شکی “شب بخیر پون پون ” بهعنوان یک مانگای سینن در برانگیختن غم، حُزن و اندوه مخاطبش شهرت بسیاری دارد.
آسانو اینو از مانگاکاهای پرکار و معروف ژاپنی است. از میان آثار او مانگای سولانین یک اقتباس لایو اکشن دارد و مانگای Dead Dead Demon’s Dededede Destruction نیز دارای یک انیمه اقتباسی است؛ اما مشهورترین مانگای او یعنی شب بخیر پون پون، هیچگاه اقتباس انیمهای نگرفته و شاید هم هرگز نگیرد. شب بخیر پون پون مثل بسیاری از مانگاهای سینن داستانی بزرگسالانه دارد. فرزند طلاقی که افسردگی واضحی دارد و در ارتباطات اجتماعیاش به شکلی واضح ناتوان است. هنر آسانو اینو این است که این داستان را که ظاهری ساده دارد به شکلی فوقالعاده روایت میکند.
آسانو اینو چندی از ماندگارترین صفحات عالم مانگا را در پون پون خلق میکند، مثل صحنه ستارهباران در پایان مانگا یا صحنه کهکشان راه شیری در آغاز مانگا یا لحظاتی که شخصیتها در میان جمعیت بهتنهایی قرار میگیرند. تمام این طراحیهای بینظیر گواهی بر این امرند که آسانو اینو بهخوبی از طراحی تکنیکی خود در روایت اثر بهره میبرد.

درعینحال آسانو اینو تنها به روایت بصری بیرون شخصیتها اکتفا نمیکند. اینو با کمک مونولوگهای نسبتاً زیاد و طراحی قوی خود، تمام تلاشش را به کار میگیرد تا راوی روان شخصیتها نیز باشد. اینجاست که تفاوت اصلی شب بخیر پون پون با دیگر آثار روانشناختی سینن مشخص میشود. داستان پون پون نیز بهواسطه سیر روایی خوبی که آسانو اینو اجرا میکند و البته سادگی و درعینحال عمقی که خود داستان دارد، داستان خوبی است. البته که آسانو اینو داستانی را روایت میکند که فوقالعاده در حق شخصیتهایش بیرحم است.
هر جور نگاه کنیم، فرم مانگای پون پون در شخصیتپردازی، داستانپردازی و طراحی، قوی است. حالا باید بررسی کنیم در دل این فرم قوی چه محتوایی قرار دارد.


پون پون؛ داستان یک انسان بیمار
شب بخیر پون پون در وهله اول روایت زندگی شخصی و اجتماعی پون پون است. پسری که در طول داستان (از حدود ۶ سالگی تا بزرگسالی) کشمکشها و ضربات روانی بسیاری را متحمل شده است. اولین ضربهای که پون پون در زندگیاش میخورد طلاق والدینش است؛ بااینحال اما قبل از طلاق، محیط زندگی پون پون بهواسطه رابطه پرتشنج پدر و مادر پون پون بهشدت آسیبزا بوده است.

پدر و مادر پون پون انسانهایی نیستند که برای پدر و مادر بودن آماده باشند. مادر او زنی است که از ازدواجش ناراضی است و فکر میکند آزادیاش را پس از ازدواج ازدستداده است. پدر پون پون باآنکه حضور زیادی در داستان ندارد اما در همان برخوردهای اول چندان آدم مسئولیتپذیری به نظر نمیرسد. باید اشاره کرد که رشد روان کودک، چگونگی رشد او و اینکه درنهایت به چه نوع فردی تبدیل خواهد شد، به والدین، شخصیت، رفتار و محیط خانواده بستگی دارد.
محیط خانه پون پون بسیار پرتنش بود. پدرش از کارش اخراج شد و او مشتاق پیدا کردن شغل جدیدی نبود، زیرا معتقد بود که برای کار کردن با پول خرد خیلی خوب است. در عوض، او به الکل اعتیاد داشت و اوقات فراغت خود را صرف تماشای کانالهای ورزشی میکرد. مادر پون پون اغلب به دلیل موقعیتی که در آن قرار داشت، دچار هیستریک میشد. شوهرش مشروب میخورد، رابطهاش با پسرش سرد است و او به آنچه در زندگی میخواست نرسیده است.

رد پای این محیط تنشزا و آسیبدیده در سرتاسر زندگی پون پون دیده میشود. خشونت خانگی قطعاً بر پون پون تأثیر گذاشته. در سراسر مانگا، او با اضطراب و سردرگمی در مورد اینکه چه باید بکند و چگونه زندگی کند، دستوپنجه نرم میکند. بعد از طلاق مادر پون پون نیز اوضاع همچنان ناخوشایند است. بزرگترین مشکل پون پون آن است که پون پون در شناخت رفتارها و نیات اشخاص ناکام است و اغلب در قبال آنها گیج میشود. نمود این امر را میتوان در یک مسئله جالب یعنی طراحی شخصیتها دید.
شخصیتها بهطورکلی ازنظر طراحی به چهار قسمت تقسیم میشوند: شخصیتهای آشنا (دایی، پدر و مادر)، شخصیتهای قابلفهم (میدوری، آیکو و شخصیتهایی که چهرهای معمولی و درعینحال زیبا دارند) شخصیتهای غیرقابل فهم (معلم دبستان پون پون و بعضی شخصیتهای کودکی او) و شخصیت خدا (موجود تخیلی که به شکل یک مرد با پون پون حرف میزند). علت طراحی مینیمالیستی شخصیتهای آشنای پون پون این است که پون پون در درک رفتارهای آنان موفقیتی حاصل نکرده. برای همین آنها از نگاه پون پون چهرهای مشخص ندارند. این امر در مورد درک خود پون پون از خودش هم صادق است.

علت این ادراکهای عجیب پون پون از رفتارها و نیات افراد چیست؟ در پاسخ باید گفت پون پون نمیتواند به شکل درستی فرایند ذهنی سازی را انجام دهد. ذهنی سازی بهطور مختصر یعنی درک وضعیت روانی خود یا دیگران، این امر بهعنوان زیربنای رفتار مشهود اشخاص شناخته میشود. علت ناکامی پون پون در ذهنی سازی و درک رفتار دیگران نیز به شکل جالبی ریشه در مسائل خانوادگی او دارد. مهارت ذهنی سازی در فرد ارتباط بسیاری با رابطه مادر و فرزند دارد. رابطهای که بین پون پون و مادرش بسیار بد پیش میرود. مادر پون پون هرچند که سرپرستی پون پون را بر عهده دارد اما در قبال او رفتار مسئولانهای ندارد.
مادر پون پون زنی بود که فکر میکرد پس از ازدواج آزادی شخصیاش از او صلب شده. ازاینرو پس از طلاق بهجای آنکه توجه خود را حول پسرش قرار دهد، با مردی آشنا شده و هنگامیکه پسرش در خانه نیست با او اوقات میگذراند. در مواقعی نیز شاهد تلاشهای مادر پون پون برای برقراری ارتباط با فرزندش هستیم؛ اما مشکل آن است که مادر پون پون درک درستی از فرزند خودش هم ندارد! او بهجای آنکه سعی کند همدلانه و صمیمی با فرزند درونگرایش ارتباط برقرار کند، بلافاصله هنگامیکه پسرش با او حرف نمیزند رو به رفتارهای تکانشی و هیستریک میآورد. این وضعیت باعث میشود پون پون نتواند با مادرش درست ارتباط برقرار کند. اینجاست که ریشه ضعف ارتباطی پون پون با دیگران مشخص میشود.

میراث این رابطه ناسالم مادر_فرزندی علاوه بر تأثیرات شناختی که بر پون پون گذاشت تأثیرات عاطفی قابلتوجهی هم داشت. پون پون هیچگاه احساس دلبستگی و صمیمت زیادی نسبت به مادرش نداشت و این عدم دلبستگی عاطفی تأثیرات ویرانگری بر شخصیت پون پون گذاشت.
میتوان گفت که روان کودک عمدتاً تحت تأثیر تعامل او با مادرش شکل میگیرد. اگر مادر بهاندازه کافی در این رابطه سرمایهگذاری نکرده باشد، اگر عوامل حواسپرتی مانند خشونت خانگی وجود داشته باشد، نمیتواند کودک را منعکس کند، نمیتواند خواستههای او را فرموله کند، احساسات او را درک کند و درنتیجه فرآیند شکلگیری ذهنی سازی بهدرستی پیش نمیرود. بهطورکلی کودک بدون درک آنچه میخواهد و آنچه دیگران فکر میکنند، بزرگ میشود. با توجه به دلبستگی شدید کودکان خردسال به بزرگسالان، میتوان نتیجه گرفت که تجربیات اولیه روابط نامطلوب والدین و فرزند در مراحل بعدی زندگی، کودک را در برابر اضطراب جدایی و مشکلات روانی مرتبط، ازجمله احساسات عمیق تنهایی و بیگانگی، آسیبپذیر میکند.
پون پون در مانگا با تنهایی و مشکلات عاطفی و روانی بسیاری کلنجار میرود. مشکلاتی که میراث والدین او هستند. پون پون پس از مرگ مادرش تنها یک فامیل نزدیک دارد؛ دایی یواچی. یواچی شباهت رفتاری و روانی وحشتناکی به پون پون دارد. پون پون چه ازنظر افسردگی که دارد و چه ازنظر آنکه آدمی درونگراست شباهت زیادی به داییاش دارد؛ اما بااینحال پس از مرگ مادرش علاقهای به زندگی همراه داییاش ندارد، علت این رفتار پون پون هرچه باشد نشاندهنده آن است که پون پون در حال فرار از گذشتهاش است.

پس از نقلمکان و مرگ مادرش است که پون پون هرچند ناقص، اولین روابطش با دیگران را شکل میدهد. البته پون پون در روابط اجتماعیاش بهطورکلی انسانی منفعل است (علت این امر عدم دلبستگی است که پیشتر پرداخته شد). تنها رابطهای که پون پون در آن همواره فعال بود رابطه باشخصیت آیکو است که جلوتر به آن خواهیم پرداخت.

پس از مرگ مادر پونپون با شخصیتهای زیادی آشنا میشود که مهمترینشان نامجو سازی است، دختری مانگاکا که ازنظر سنی از پون پون بزرگتر است. نانجو انسان خاصی است. او آدمی است که هرچند گذشتهای سخت داشته بااینحال بهواسطه مهارتی که در طراحی و نقاشی دارد در زندگیاش موفقیتی نسبی داشته است. نانجو به شخصیت پون پون توجه نشان میدهد چراکه پون پون به نقاشی او توجه نشان داده است. این توجه نانجو به پون پون رفتهرفته به علاقه و دوستی پیچیده این دو میانجامد. این در حالی است که پون پون شرط خاصی با خود گذاشته است و آن این است که طی دو سال آیکو را پیدا کند. دوستی با نانجو تأثیرات مثبتی بر اخلاقیات پون پون دارد هرچند که این دوستی به خاطر ذهنیت پون پون که از کودکی تحت تأثیر رابطه او و والدینش شکلگرفته چندان پایدار نیست و دلبستگی در آن وجود ندارد. نانجو هرچند خودش هم شخصیت پر عیبی دارد اما کمکهایش به پونپون و گسترده کردن دایره روابط پونپون باعث میشود زندگی پون پون کمی از رکود دربیاید.

پس از نزول رابطه پون پون و نانجو است که پون پون برای آخرین بار با آیکو ملاقات میکند. ملاقاتی که شروعی بر افول پون پون است. آیکو شخصیتی بسیار مهم و تأثیرگذار بر داستان و زندگی پونپون است. چرا آیکو اینقدر برای پون پون مهم است؟ اهمیت عاطفی آیکو برای زندگی پون پون چیست؟ جایگاه آیکو در ذهن پون پون به طرز بیمارگونهای بالاست، به حدی که برنامهریزی دو سال کامل از زندگی پون پون صرف آن میشود که آیکو را پیدا کند. این محوریت آیکو در ذهن پون پون شاید ریشه در آن داشته باشد که آیکو در دوران کودکی پون پون دوست خوبی برای او بود. البته این امر را در صورتی میتوان گفت که تهدید به قتل پون پون را در کودکی از سوی آیکو نادیده بگیریم.

از طرف دیگر پونپون و آیکو هر دو از خانوادههایی پرتنش و بیمار با مادرانی بهشدت بد میآیند. شاید این تشابه پیشینه است که موجب جذب شدن آنها به یکدیگر میشود. به هر صورت دیدگاه پون پون به آیکو در سومین ملاقات آنان یک تفاوت مهم با دفعات قبل دارد. آنهم این است که این بار پون پون این رابطه را به شکلی مخرب جلو میبرد.
پس از خودکشی آیکو و مرگ وی، پون پون سرانجام به کارخانهای بازمیگردد که در آغاز مانگا با دوستانش به آنجا رفته بود. پون پون در آنجا برای آخرین بار با بزرگترین نمود مشکلات روانیاش مواجه میشود: شخصیت خدا.

از دیدگاه روانکاوی، “تخیل ” یک دنیای درونی ذهنی ایجاد میکند که فرد (آگاهانه و ناخودآگاهانه) آن را با دنیای عینی و قابلاعتماد یکی میداند. تخیل برای ایجاد یک فضای درونی استفاده میشود که در آن سوژه قادر به تحقق هویت خود است. در مورد پون پون، عمویش به او طلسمی را پیشنهاد کرد که خدایی را فرامیخواند که به همه سؤالات پاسخ میدهد؛ اما متأسفانه برای پون پون، خدای او پاسخ نمیدهد. او فقط افکار ناخودآگاه خود پون پون را بیان میکند.
درواقع تصویر خدا در ابتدا یک خیال از تخیل پون پون بود، اما بعداً به توهم او تبدیل شد. بااینحال، اینیک توهم روانپریشانه نیست. خدا همیشه به او میگفت که در ناخودآگاه پون پون چیست. افکار، آرزوها و ترسهای پنهان. اغلب خداوند، پون پون را فرامیخواند تا کسی را بکشد، وقتیکه نمیتواند با اضطراب مربوط به این شخص کنار بیاید، یا اگر قادر به غلبه بر مشکل نیست، خودکشی کند.
توهمی که پون پون تحت عنوان خدا از آن یاد میکند در حقیقت بیانگر آن چیزی است که در ناخودآگاه پونپون میگذرد. خدا یک توهم همیشگی نیست و در مواقع تنهایی و اضطراب شدید پونپون ظاهر میشود و امیال و خواستههای ناخودآگاه پونپون را برونریزی میکند. ازاینرو نمیتوان بهطورقطع پونپون را یک انسان روانپریش و مبتلا اسکیزوفرنی تلقی کرد.

درنهایت اما پونپون با ضربهای که به چشمش میزند و تا مرز کور شدن میرود به نظر میرسد از شر توهم خدا خلاص میشود. او در حالتی نیمه هوشیار توسط نانجو در کارخانه پیدا میشود و پسازآنکه به بیمارستان رفته و دستگیرشده و دوران محکومیتش را گذرانده دوباره به جامعه بازگشته است. در چپتر یکی مانده به پایان داستان، پونپون حرفهای جالبتوجهی خطاب به آیکوی مرحوم میزند. از لحن پونپون و دیالوگها میتوان این امر را تشخیص داد که وضع روانی پونپون روبه بهبودی است و موفق شده که در کمترین زمان با مشکلات روانیاش کنار بیاید[منبع].

معنویت و دین؛ نیازهایی بیمارگونه
معنویت مفهوم بسیار وسیع و بزرگی برای بررسی است. هرچند معنویت لزوماً خداباوری یا دینی نیست اما ارتباطی سخت با مفهوم دین و خداباوری دارد. شب بخیر پون پون در داستان اصلی که روایتگر یک انسان درگیر با مشکلات روانی است بهطور حاشیهای به معنویت و خداباوری در ژاپن نیز میپردازد. در متن اصلی زندگی پونپون تنها شخصیتی که بحث از خدا میکند دایی پونپون است که البته بهطور واضح اعتقاد چندانی به وجود خدا ندارد؛ اما در حاشیه زندگی پونپون و بهطور خاص در شخصیتهای دیگر مانگا بحثهایی در مورد خداباوری و معنویت مطرح است.
مانگای شب بخیر پون پون در وهله اول بهطور واضح به نفی وجود خدا از زبان شخصیتهایی مثل دایی یواچی میپردازد؛ اما آسانو اینو تنها با خداباوری زاویه ندارد و مسئله او بزرگتر از خداباوری صرف است. در طول داستان اینو شخصیتهایی را به ما نشان میدهد که جذب گروهها یا فرقههایی معنویتگرا شدهاند. گروههایی همچون گروهی که شخصیت پگاسوس به راه انداخته یا گروهی مثل گروهی که مادر آیکو در آن عضو است.

پیش از پرداختن به این گروهها و نوع نگاه آسانو اینو به این گروهها بهتر است اول نگاهی به جامعه ژاپن و وضع معنوی و دینی آن بی اندازیم. ژاپن در نگاه اول شاید کشوری بیدینی به نظر بیاید. بنا بر تحقیقاتی که اکثراً انجام شده است، عده بسیاری از ژاپنیها از آنکه خود را جزو دین خاصی اعلام کنند یا در سازمان دینی خاصی عضو باشند بیزارند. بااینحال با دقتی کم در رفتارهای آنان میتوان متوجه چیزهای جالبی شد. هرچند در ظاهر ژاپن کشوری نهچندان دینی به نظر میرسد اما برگزاری جشنهای دینی تحت عنوان ماتسوریها در ژاپن چشمگیر است.
تازهترین آمار رسمی «سالنامۀ آمار» حکومت ژاپن نشان میدهد که تعداد «سازمانهای دینی» ثبتشده در ژاپن بسیار زیاد است. ازجمله ۸۱۰۹۷ زیارتگاه شینتویی و ۷۵۹۲۲ معبد بودایی. همچنین، این ارقام نشان میدهند که تقریباً ۷۲ درصد جمعیت ژاپن از پیروان آیین شینتو هستند و ۶۸ درصد از آنها پیروان آیین بودا. گرچه مجموع این دو رقم از ۱۰۰ درصد بالاتر میشود، این رقم اشتباه محاسباتی نیست. ارقام نشان میدهند که در ژاپن وابستگی دینی یک امر انحصاری نیست. بسیاری از ژاپنیها هر دو دین را دارند: گاهی شینتویی هستند و گاهی بودایی. ژاپنیها بسیار التقاطیاند و عناصر هر یک از این سنتها را با یکدیگر ترکیب و تلفیق میکنند[منبع].

در حقیقت ژاپنیها ازنظر دینی تکثرگرا و دارای پولارالیسم فرهنگی هستند. خود ژاپنیها بیان جالبی دراینباره دارند: شینتو متولد میشوند، مسیحی ازدواج میکنند و بودایی از دنیا میروند.
اما در عین این پولارالیسم به شکل جالبی از آنکه خود را منسوب به فرقه یا مکتب دینی خاصی کنند فراریاند. علت این فراری بودن را شاید بتوان در سابقه بد فرقههای دینی ژاپنی همچون اوم شینریکیو (Aum Shinrikyo) که به طرز دیوانه باری میخواست با عملیات تروریستی در متروهای توکیو جلوی آخرالزمان را بگیرد دانست. معنویتهای نوظهوری مثل اوم شینریکیو در ژاپن نمودهای بسیاری دارند. پس از جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن و البته بهطور خاص دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی فرقههای گوناگون از ادیان و معنویتهای نوظهور در ژاپن سروکلهشان پیدا شد. فرقههایی که بعضاً با ادیان و مذاهب قبلی ژاپن مثل بودیسم نیچیرن مرتبط بودند یا بازخوانی عجیب و غیرمنطقی از مسیحیت و یهودیت بودند.
در اکثر این جنبشهای دینی عناصری همچون آخرالزمان گرایی و البته رهبر دینی با رفتارهای شبهه کاریزماتیک چشمگیر است[منبع]. در مانگای شب بخیر پون پون نیز پگاسوس یا گروه آب فروشی که مادر آیکو عضو آن بودند، شباهتهای قابلتوجهی با این موارد دارند. پگاسوس مدعی است که از عالم غیب مأمور شده تا جلوی به پایان رسیدن جهان بهوسیله تاریکی را بگیرد و برای این کار باید از نوسانات خوب استفاده کند. فرقه مادر آیکو نیز اینچنین رویهای دارد و با تأکید بر اینکه وضعیت محیطزیست انسان نامطلوب است مدعی است که باید با مصرف آب کذایی که میفروشند از این وضعیت اجتناب کرد.

آسانو اینو به شکل واضحی با این معنویتهای نوپدید مخالف است و در مانگا با تمام قدرت بر آنها میتازد. او پگاسوس را یک روانی بالفطره که بازیچه دوست ریاضی دانش است نشان میدهد. در تصویری که اینو ترسیم میکند پگاسوس یک روانی تمامعیار است که تعادل روانی ندارد و با رفتارهای جنون آمیزش زندگی کسانی که در گروه او هستند را نیز به خطر میاندازد. درنهایت با مرگ پگاسوس در آتشسوزی، آسانو اینو ثابت میکند که این معنویتهای نوظهور پدیدهای آسیبزا برای ژاپنیهاست؛ اما مشکل دیدگاه آسانو اینو آنجاست که وی همه اقسام معنویت و دین را اینگونه مینگرد.
آسانو اینو در گفتوگویی که میان سکی و دوست پگاسوس رخ میدهد از نظرگاه دوست پگاسوس این حقیقت را مطرح میکند که انسان نیازمند پرستش چیزی است، اما با ترسیم سیر وقایعی که در اثر برای پگاسوس و یا هر گروهی در اثر که رنگ و بوی معنوی یا مذهبی دارد به ما اینگونه نشان میدهد که این نیاز به پرستش بیش از آنکه یک نیاز درست باشد نیازی بیمارگونه است. نیازی بیمارگونه که درنهایت انسان را نابود میکند. قاعدتاً این مسئله اشتباه است و وجود فرقههای کلاهبرداری که معنویتهای کاذب ارائه میدهند را نمیتوان بهانهای برای نامطلوب بودن کل ادیان و مذاهب دانست.

پایانبندی نگاه و نوع نگاه به زندگی انسان
احتمالاً یکی از مهمترین نکات در شب بخیر پون پون پایانبندی آن است. آسانو اینو در طول داستان از منظر پونپون و با لحنی بدبینانه مشکلاتی از رکود اقتصادی ژاپن و مشکلات نسل هزاره تا بحران معنا و معنویت را در مانگایش مطرح میکند.
در طول مانگا و بهطور خاص در سومین ملاقات آیکو و پونپون، مانگا روایتی تاریک و تیره و سرد دارد و خیلی کم پیش میآید که بخشی از زندگی پونپون را شیرین یا جذاب نشان دهد. این نکته در مورد باقی شخصیتها مثل سکی، شیزومو، نانجو و… نیز صادق است. مانگای شب بخیر پون پون پدر دائمالخمر سکی، مشکلات و ترومای روانی شیزومو و خودخواهیهای نانجو را به ما نشان میدهد و کمتر کسی انتظار دارد که در این داستان ما شاهد آدمهایی سالم باشیم. در طول مانگا بارها با این نظرگاه مواجه میشویم که انسان موجودی بیمارگونه است که با انواع بیماریهای شناختی عاطفی و… مواجه است.

بااینحال آسانو اینو پایان مانگا را طوری میبندد که ما این حکم را حکمی کلی ندانیم و احساس خوبی داشته باشیم اما چطور؟ وی به کمک شخصیت هارومی موفق میشود در عین روایت یک داستان تاریک با منفی نگری، با به تصور کشیدن پونپون در کنار دوستانش که به زندگی ادامه میدهد، پایان خوبی را به ما نشان دهد و یک پایان شیرین را برای پون پون روایت کند.
شخصیت هارومی سه بار در داستان حاضر میشود؛ یکبار در کودکی پونپون، یکبار در نوجوانی و آخرین بار در بزرگسالی. آسانو اینو در عین اینکه کمال تیرگی را در داستان پونپون نشانی میدهد و با نگاهی به پونپون این نگاه وسوسهبرانگیز را به ما منتقل میکند که “انسان حیوانیست بیمار ” اما باشخصیت هارومی، کلی بودن این حکم را نفی میکند و رای به یک پایان خوش میدهد. این امر نشان میدهد آسانو اینو علیرغم نگاه منفی نگرش در قبال مخاطب خود را مسئول میداند.

جمعبندی و نتیجهگیری
شب بخیر پونپون اثر آسانو اینو در کنار روایت زندگی و زخمهای پونپون و پرداختن به معنویتهای نوظهور در ژاپن اثری اجتماعی است که مشکلات نسل هزاره را بازتاب میدهد. نسل هزاره که بنا به نظر برخی صاحبنظران از اواخر دهه ۱۹۷۰ یا اوایل دهه ۱۹۸۰ آغازشده و در اوایل دهه ۲۰۰۰ به پایان رسیده است. این اصل در حقیقتبین نسلهای ایکس و زد قرار میگیرد. هزارهها در سراسر جهان از زمان شروع زندگی کاری خود دچار اختلالات اقتصادی قابلتوجهی شدهاند و بسیاری از آنها در پی رکود بزرگ و رکود کووید-۱۹ با سطوح بالای بیکاری جوانان مواجه شدهاند. ازاینرو برخی آنان را بدشانسترین نسل تلقی میکنند[منبع].
آسانو اینو از دید بسیاری در آثارش روایتگر نسل هزاره در ژاپن است. این مورد را نهفقط در شب بخیر پون پون بلکه در دیگر آثار او نظیر Dead Dead Demon ‘s Dededede Destruction میتوان دید. آسانو اینو داستانی اجتماعی و روانشناختی را با لحنی تاریک و بدبینانه جلو میبرد و پایانی جالبتوجه برای آن رقم میزند. خود اینو در باب پایان اثرش چنین میگوید: من با این موضوع کلنجار رفتم که آیا پونپون را در پایان زنده نگهدارم یا نه اما من برای خودِ سفر بیشتر از پایان شب بخیر پون پون ارزش قائلم. میدانم که خوانندگانی هستند که دوست داشتند پونپون در پایان جان خودش را بگیرد. پونپون شخصیتی است که برخی از خوانندگان او را دوست داشتند و برخی دیگر از او متنفر بودند، بنابراین بهجای اینکه با مرگ بخشیده شود و پایان داستان آسان باشد، میخواستم پایانی را انتخاب کنم که خوانندگان با دانستن اینکه پونپون هنوز آنجاست و زندگی خود را میکند، احساس ناراحتی کنند[منبع].

آسانو اینو پایانی را برای پونپون انتخاب میکند که از دید خودش بسیار ناراحتکننده است. بااینحال اما این پایان به خاطر آنکه یک رستگاری برای پون پون رقم خورده پایان بدی نیست. مانگاکای شب بخیر پون پون نیتش خیر نبوده و همین باعث شده تا پایانی نسبتاً مطلوب ارائه دهد. به نحو دقیقتر و با در نظر گرفتن کلیت آثار آسانو اینو باید گفت: اگر یک عنصر تعریفکننده نهایی در آثار آسانو اینو وجود داشته باشد، این است که همیشه آیندهای وجود دارد، به هر طریقی. شخصیتهای جوانتر او ممکن است به این ایده متمایل شوند که لزوماً آیندهای وجود نخواهد داشت، اما هر پایان ملموس (معمولاً مرگ) بهاحتمال دیگری منجر میشود. برای برخی از شخصیتها پایانهای ملموسی وجود دارد، اما کسانی که باقی میمانند مجبور میشوند تشخیص دهند که فقط یک پیچ پنهان در جاده وجود دارد نه یک بنبست. دختر در ساحل پیدا میشود، گروه موسیقی به نواختن ادامه میدهد و سفینه فضایی بر فراز همهچیز معلق است. در داستانهای آسانو، آینده فقط برای مدت کوتاهی وجود دارد، درحالیکه همه شخصیتها تمام تلاش خود را میکنند تا به روش خود به سمت آن حرکت کنند.[منبع]
آسانو اینو باآنکه دوست دارد پونپون زنده بماند تا رنج بکشد اما درعینحال رحمت وجود آینده را از پونپون نمیگیرد. این نکته است که مانگای شب بخیر پون پون را از یک اثر غمانگیز معمولی جدا میکند. این مانگا باآنکه بدبین، ضد معنویت است و منتقد جامعه است، با در نظر گرفتن یک آینده ممکن امید را در اثرش نابود نمیکند. از دید آسانو اینو محکومیت پونپون به زندگی در یک جهان بیروح که معنویت و خدا در آن وجود ندارد، مشکلات اقتصادی کمرشکن هستند و مصائب از همهجا بر انسان هجوم میآورند در صورت وجود آیندهای هرچند نامعلوم، بازهم ارزشمند است. گرچه باور شخصی او این است که زندگی در چنین جهانی از مرگ هم عذابآورتر است، اما باطناً نمیتواند زندگی را بیارزش و بدون امید به تصویر بکشد.
