فیلم سینمایی

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

مجمع کاردینال ها یا ملاقات محرمانه، ساخته ادوارد برگر(کارگردان فیلم فوق العاده در جبهه غربی خبری نیست) می‌باشد. فیلم مجمع کاردینال ها جذابیت های خاص خودش را دارد. یک فیلمنامه کلاسیک با شخصیت‌های تقریبا سیاه و سفید که برایش جایزه گلدن گلوب را به ارمغان آورده است. کارگردان دوربینش را به فضاهایی برده است که برای عموم مردم دست نیافتنی است. او یکی از سری ترین مجامع بزرگ جهان را به تصویر  کشیده است. بازی‌ها نیز قابل قبول است. البته بازی رالف فاینز چشمگیرتر است. احتمالا مهمترین نقش اول عمرش را بازی کرده است. قاب بندی ها نیز زیبا و چشم نواز است. اما تمام این هنرنمایی‌ها در خدمت تقدس زدایی قرار گرفته است. تقدس زدایی از کاردینال ها، تقدس زدایی از کلیسا، تقدس زدایی از مسیحیت و در نهایت تقدس زدایی از دین! جالب است که این فیلم در لفافه سخن نمی‌گوید و تمام محتوای خود را صراحتا بیان می‌کند.

مجمع کاردینال ها از سوی انستیتوی فیلم آمریکا یکی از ده فیلم برتر سال ۲۰۲۴ نام گرفت. فیلم مجمع کاردینال ها تقریبا 8 ماه قبل از فوت پاپ فرانسیس ساخته شد و روایت‌گر مرگ پاپ و برگزاری مجمعی برای انتخاب پاپ جدید است. انتخاب این فیلم به عنوان یکی از ده فیلم برتر 2024 و فوت پاپ فرانسیس در آوریل 2025، باعث شده تا نقد فیلم مجمع کاردینال ها ضروری باشد.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

خلاصه داستان مجمع کاردینال ها

پاپ فوت می‌کند و به سرعت مجمع کاردینال ها برای انتخاب پاپ جدید برگزار می‌شود. نامزدهای اصلی کاردینال ترمبلی، کاردینال تدسکو، کاردینال بلینی، کاردینال لارنس، کاردینال آدیمی و کاردینال بنیتز هستند. ترمبلی شخصی است که توسط پاپ صلاحیتش رد شده و با مخفی کردن این قضیه تا آخرین دورهای رای گیری نفر اول انتخابات است. تدسکو شخصی سنت‌گرا است که خطر جدی برای لیبرالیسم‌ها تلقی می‌شود و کسی بوده که با پاپ متوفی مخالف بوده. بلینی نماینده لیبرال‌هاست. آدیمی با اینکه متحجر است و از تدسکو سخت گیرتر است، اما چون سیاه پوست است توسط لیبرال‌ها حمایت می‌شود، در نهایت بخاطر یک رسوایی(که نقشه پاپ متوفی بوده) رای‌هایش افت می‌کند. کاردینال لارنس یکی از مقامات واتیکان است و خودش قصد پاپ شدن ندارد. در نهایت شاهد کاردینال بنیتز هستیم که کاردینالی مخفی است و کم کم در طول داستان متوجه می‌شویم که گزینه اصلی پاپ متوفی برای پاپ بعدی شدن بوده. یک پاپِ ترنس! در نهایت همین کاردینال بنیتز به مقام پاپ می‌رسد.

به عبارتی پاپ متوفی، پاپ بعدی را خودش انتخاب می‌کند. پاپ از نزدیک بودن مرگش آگاه بوده. او آدیمی و ترمبلی را با برنامه و نقشه از پیش تعیین شده از رقابت حذف می‌کند. لارنس و بلینی نیز با اینکه از نظر اعتقادی طرفدار پاپ و همراه او هستند، اما رای چندانی ندارند و احتمال پاپ شدنشان کم است. تدسکو نیز رقیب اصلی پاپ متوفی است چون با تمام چیزهایی که پاپ متوفی طرفدار آنهاست، مخالف است. به همین دلیل پاپ آدیمی و ترمبلی را حذف کرده و کاردینال بنیتز را به صورت مخفیانه با رزومه‌ای غنی پرورش داده تا جانشین او شود. در نهایت همان چیزی رقم می‌خورد که پاپ متوفی می‌خواست.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

کاتولیسم نمادی از ادیان ابراهیمی

مسیحیت کاتولیک که به عنوان پرطرفدارترین مذهب و دین در جهان امروز و البته مذهبی که در میان مردمان غرب ریشه دارد، به خوبی می‌تواند ادیان آسمانی را در ذهن مخاطبان غربی فیلم نمایندگی کند. اصلا تکرار نام “ابراهیم” در نیایش های ابتدای فیلم مجمع کاردینال ها با هدف تعمیم کاتولیسم به دیگر ادیان ابراهیمی انجام می شود. بدیهی است که پاپ هم نزد مخاطبان کاتولیک، به عنوان نماینده مسیح در زمین بسیار و روحانی است.

حال اگر در فیلمی، اکثریت گزینه‌های تصدی مقام پاپ، ناسالم و به عبارت دیگر فاسد به نظر برسند، خود به خود، از تقدس این مقام و جایگاه دین در ذهن تماشاگران، کاسته می شود. اوج این نگاه منفی زمانی است که تعدادی از کاردینال ها در گفتگو با یکدیگر، از مفاسد و لغزش‌های پاپ‌های قبلی یاد می‌کنند و این گونه تصدی این مقام مهم را توسط فردی با سوءپیشینه در نزد خود عادی جلوه می‌دهند.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکانphoto 2025 05 08 10 21 37 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکانphoto 2025 05 08 10 21 40 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکاننقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکاننقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

انتخابات جناحی

ما شاهد گزینه‌های ناسالم برای جانشینی مقام پاپ هستیم. ترمبلی با رشوه سعی در جمع کردن رای داشته. آدیمی در گذشته به یک زن تجاوز کرده. بلینی یک شخصیت جاه‌طلب است. تدسکو شخصی تندرو و جنگ‌طلب نمایش داده می‌شود. لارنس هم که شخصیت سالمی دارد، علاقه‌ای به پاپ شدن ندارد.

فیلم مجمع کاردینال‌ ها نشان می‌دهد که کلیسا دور از گناه و فساد نیست و افراد زیادی قصد دارند برای منافع جناحی خود به مقام پاپ برسند. اتفاقا در طول تاریخ هم موفق بوده‌اند و پاپ‌های نازی، فاشیست و کمونیست، ظهور کرده‌اند. همین نگاه جناحی باعث می‌شود تا مراسم انتخاب پاپ بیشتر از اینکه بر مبنای صلاحیت دینی و اخلاقی افراد باشد، در آن نگاه سیاسی و جناحی حاکم شود. فیلم مشروعیت چنین مجمعی را زیر سوال می‌برد.

از منظر کاردینال‌ها نیز انتخاب شخص اصلح مهم نیست. اصلا اصلحیت کسی از نظر دینی و اخلاقی مهم نیست و همه نماینده جناح خودشان هستند. مهم این است که شخصی از جناح خودشان بالا برود و حتی گناهان و خطاهای کاندیدهای پاپ شدن اهمیتی ندارد. چون تاریخ به خودش پاپ‌های نازی، متجاوز، فاشیست و کمونیست دیده، پس الان هم می‌شود برای منافع جناحی، یک شخص گناهکار را زمامدار متدینین کاتولیک کرد.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
انتخاب پاپ جدید در فیلم مجمع کاردینال ها به قدری جناحی می‌شود که حتی آن را با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز مقایسه می‌کنند. چراکه کشف اطلاعات محرمانه و رازهای زندگی خصوصی افراد در انتخابات تاثیر گذار می‌شود.

سنتی‌ها در برابر لیبرال‌ها

یکی از اصلی‌ترین کاندیدها برای پاپ شدن، تدسکو است. وی شخصی سنت‌گرا است و باور دارد که سنت‌های پیشین برای جلوگیری از سقوط کلیسا باید احیا شوند. فیلم نگاه بدی به تدسکو دارد و وی عملا شخصیت منفی فیلم مجمع کاردینال ها است. از بدو ورود، تدسکو شخصی است که سر بقیه داد می‌زند و با عصبانیت صحبت می‌کند. نگاه منفی شخصیت‌های اصلی فیلم به او نیز باعث می‌شود تا تدسکو بیشتر از قبل برای مخاطب فیلم، منفور جلوه کند.

تدسکو باور دارد برابری نژادی، جنسیتی و دینی ممکن نیست. او پیروان سایر ادیان را دشمن خطاب کرده و وضعیت را جنگی اعلام می‌کند. او باور دارد در جنگی دینی قرار گرفته و سنت‌هایی از جمله صحبت به زبان لاتین، ایتالیایی بودن پاپ و… باید احیا شوند تا مسیحیت حفظ شود.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکاننقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکانphoto 2025 05 08 10 20 39 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکاننقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکاننقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکاننقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

لارنس، ترمبلی و بلینی لیبرال هستند و پاپ متوفی نیز لیبرال بوده. آنها اصلاحاتی را در آیین کاتولیسم اجرا کرده‌اند که سنتی‌ها خیلی به آنها علاقه ندارند. لیبرال‌ها می‌خواهند به هر قیمتی جلوی پاپ شدن تدسکو را بگیرند. بلینی با اینکه در  ابتدا شخصی دور از جاه طلبی و مقام دوستی خود را نشان می‌دهد، اما در اصل شخصی جاه طلب است و همین باعث می‌شود آرای خود را از دست بدهد. خطر پاپ شدن تدسکو باعث می‌شود تا لیبرال‌ها حاضر باشند برای منافع خودشان هم که شده از آدیمی(او هم سنت‌گراست و از تدسکو متحجرتر است، ولی چون سیاه پوست است لیبرال‌ها از او در برابر  تدسکو حمایت می‌کنند) و ترمبلی فاسد حمایت کنند. یعنی برای لیبرال‌ها جناحشان از لیاقت و اصلح بودن پاپ بعدی ارجح‌تر است.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکاننقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

در طول داستان ما تنها از لارنس به عنوان یک لیبرال خوشمان می‌آید و ناصالح بودن سایر لیبرال‌ها برایمان اثبات می‌شود. نفرت از سنتی‌ها و نالایق بودن لیبرال‌ها برای مقام پاپ، باعث می‌شود تا مخاطب در دوراهی انتخاب بد و بدتر قرار بگیرد. انتخابی که در نهایت به نفع لیبرال‌ها تمام می‌شود ولی فیلم مجمع کاردینال ها با تکنیکی خاص، به یک لیبرال لیاقت می‌بخشد و مخاطب و نگاه منفی به لیبرال‌ها را از دست می‌دهد.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
جناح مهم‌تر از انتخاب شخص شایسته است. البته با متحجر نشان دادن تدسکو، این نظریه اثبات می‌شود

انتخاب نهایی مجمع کاردینال ها

بعد از نمایش کاردینال‌های فاسد و حتی توجیهاتی که برای انتخاب اشخاص فاسد توسط کاردینال‌ها ارائه می‌شود، قطعا مخاطب دوست دارد فیلم مجمع کاردینال ها یک گزینه مناسب را برای مقام پاپ معرفی کند. کسی که دور از فساد و گناه است و جاه‌طلبی‌های جناحی برایش اهمیتی ندارد. نیاز به انتخاب چنین شخصی بعد از نمایش انبوه فسادهای کاردینال‌ها و الویت‌های جناحی، در ذهن مخاطب به شدت برجسته می‌شود.

در بین این همه گزینه که هیچکدام دارای صلاحیت برای مقامی به این مهمی نیستند و ذهنیت مخاطب که به دنبال بهترین انتخاب است(نه اینکه بین بد و بدتر انتخاب کند) شخصیتی به نام بنیتز ناگهان ظهور کرده و با یک سخنرانی به پاپ تبدیل می‌شود. بنیتز هیچ سوءسابقه‌ای یا جاه‌طلبی مثل بقیه ندارد و بخاطر منافع جناحی در رای دادن خود به لارنس تجدید نظر نمی‌کند. هچکدام از نقاط منفی سایر کاندیدها را در بنیتز نمی‌بینیم. همچنین او رزومه درخشانی دارد و هدف خودش را مسائل جناحی ندانسته و هدفش را خدمت به کلیسا بیان می‌کند.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
فیلم مجمع کاردینال ها آرام آرام و رازآلود بنیتز را وارد داستان می‌کنند و او را به مقام پاپ می‌رساند. کارگردان در مسیر باطل خود به خوبی از منطق روایی، فرم و درام استفاده کرده تا حرفش را برای مخاطب اثبات کند

بنیتز واقعا شخص لایقی برای پاپ شدن است و حتی اگر کاتولیک نباشید هم از چنین انتخابی توسط مجمع خوشحال می‌شوید. شخصی رنج کشیده و دور از فساد که در سخت‌ترین شرایط به مردم خدمت کرده و الان هم به دور از نگاه‌های جناحی دوست دارد تا صرفا یک خدمت گزار پاک باشد.

فیلم مجمع کاردینال ها با انتخاب بنیتز به عنوان پاپی پاک و دور از فساد می‌توانست فیلم شریفی باشد. اما زمانی که تماشای این فیلم به پایان می‌رسد، تنها صفتی که درباره فیلم در ذهن نمی ماند، شرافت است. فیلم مجمع کاردینال ها در ثانیه‌های پایانی خود با اینکه باور دارد پایانی خوش را رقم زده و نمای دوربینش را در فضای آزاد، با لبخند لارنس و شادی زنان در روزی دلنشین، به پایان می‌رساند، زهرش را می‌ریزد. پاپ جدید یک ترنس است!

بنیتز یک ترنس است و طرفدار لیبرال‌ها است. یعنی فیلم تا اواخر داستان خود، خودش را بی‌طرف نشان می‌دهد و سعی می‌کند خود را در دعوای بین لیبرال‌ها و سنتی‌ها بی‌طرف جلوه دهد. اما با هنر و تکنیک خود در نهایت نه تنها یک شخص لیبرال را پاپ می‌کند، بلکه پا را فراتر گذاشته و او را یک ترنس معرفی می‌کند.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
بنیتز هنگامی که پاپ می‌شود لقب معصوم را برای خود انتخاب می‌کند. اینگونه بیان می‌کند که از گناه و فساد سایر کاندیدها مبرا است و انتخاب اصلح برای مقام پاپ محسوب می‌شود

شک‌گرایی مقدمه بی‌دینی

فیلم مجمع کاردینال ها به دنبال نابودی جایگاه کلیسا نیست. بلکه مایل است کلیسا و یا به عبارت دیگر دین، به صورت تشریفاتی باقی بماند و به ارزش های جهان لیبرال خدمت کند. شاید لیبرال‌هایی وجود داشته باشند که فاسد باشند اما بین لیبرال‌ها قطعا شخصی سالم پیدا خواهد شد، اما بین سنتی‌ها به هیچ عنوان هیچ گزینه مناسبی وجود ندارد.

نکته کلیدی در ایفای چنین نقشی، بزرگداشت “شک” در ذهن مومنان است که البته فیلم برای آن سنگ تمام می گذارد. آنچنان که از زبان لارنس(نقش اول فیلم و از معدود شخصیت های مثبت داستان است) منعقد می‌شود، نظریه‌ای با این مضمون صادر می کند که ایمان تنها در جایی معنا دارد که شک وجود داشته باشد. این قدر آش شک در فیلم شور می شود که لارنس در ذهنش آن را به پاپ متوفی و حتی عیسی مسیح نیز نسبت می دهد. حتی پاپ متوفی به کلیسا شک داشته.

photo 2025 05 08 10 20 26 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
در این دیالوگ گفته می‌شود که پاپ متوفی هم دچار تردید در مورد حقانیت کلیسا شده بود. وقتی مرجعیت دینی به روند خود مشکوک باشد، آیا نباید فاتحه دین‌داری را خواند و منتظر گسترش فساد و فحشای شدید در اجماع شد؟ در حدی که یک ترنس پاپ شود

البته که این جمله لارنس کاملا شیطانی است و اصولا با ماهیت دین قابل جمع نخواهد بود. کارکرد شکی که لارنس از آن دم می زند، استحاله تدریجی دین است، تا جایی که منطبق بر هوای نفس انسان ها شود. در این صورت است که دین می تواند ابزاری باشد برای کمک به خواسته های نفسانی انسان ها (اومانیسم) و یا عبارت محترمانه‌اش ارزش‌های جهان لیبرال!

بدیهی است که در مکتب اسلام، این شک اصلا مقدس و متعالی نیست. ممکن است در مواقعی اجتناب ناپذیر و حتی راهگشا به سوی حقایق باشد، اما قطعا  شک دائمی به کلیه عقائد و احکام دین، گمراه کننده خواهد بود. کدام انسان عادی می تواند برای رفع شک های ناتمام خود وقت بگذارد تا حقانیت تک تک اجزاء دین را برای خود اثبات نماید؟ پس منطقی است که اگر انسان به دلایلی حقانیت اصل دین برایش اثبات شد و ایمان آورد، اجزاء و ملزومات آن را نیز بپذیرد. این شک نامبارک را خداوند در قرآن با واژه “ریب” توصیف کرده و درباره‌اش هشدار داده است.

اینچنین است که در اسلام، مراتب بالای عرفان همگی با مشتقات کلمه “یقین” توصیف می گردد(علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین) و امام علی علیه السلام در سخنانی، خود را به داشتن یقین حداکثری(که قابل افزایش نیست)، می‌ستاید. دینی که خوره شک به وجودش بیفتد، از درون تهی خواهد گردید و پوسته‌ای از آن باقی می‌ماند و خاصیتی برای پیروانش نخواهد داشت.

شاید تصور کنید که شک نکردن به برخی فروع یا اصول دینی، باعث پیروی بی‌قید و شرط و کورکورانه از دین شود و این اشتباه است. درست فکر می کنید. اما مسئله این است که انسان باید با پرسش و مطالعه جوابی برای شک هایش پیدا کند، نه اینکه با شک‌هایش زندگی کند و آن را مقدمه‌ای بر ایمان بداند(مثل دیالوگ لارنس در فیلم). شک زمانی ارزش دارد که مولد شده و باعث شود تا ما برای پیدا کردن پاسخ خود تلاش کنیم و در نهایت به یقین برسیم. وجود دائمی شک آن هم برای بلند پایه‌ترین روحانیون دینی در فیلم مجمع کاردینال ها، صرفا به این دلیل پدید آمده تا نگاه مخاطب را به صورت دائمی نسبت به دین داری و همچنین اصل و فرع دین، بدبین کند. یعنی این رویکرد واضحی برای دین گریز بار آوردن مخاطب است.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
لارنس برای انتخاب پاپ و انتخاب درست بارها از خدا کمک می‌خواهد. هنگامی که لارنس به خودش رای می‌دهد، یک انفجار صورت می‌گیرد. اینگونه فیلم قصد دارد تا بگوید حتی خدا هم دوست دارد تا بنیتز پاپ بعدی شود و اینگونه اشتباه مجمع کاردینال ها در انتخاب پاپ را بهشان گوشزد می‌کند. به عبارتی فیلم پا را فراتر از ادله معمولی گذاشته و خدا را هم حامی حقوق ترنس‌ها می‌داند

چگونه یک پاپ ترنس قابل پذیرش می‌شود؟

ضرباتی که فیلم مجمع کاردینال ها قرار است به دین وارد کند، به تجلیل از “شک” محدود نمی شود. فیلم در واقع سه شخصیت مثبت دارد. لارنس، خواهر اگنس(که آمده است بی توجهی دستگاه روحانیت مسیحی به زنان را فریاد بزند) و پاپ متوفی. لارنس تنها کاردینالی است که دنبال قدرت نیست و به فکر خدمت به مسیحیت است. زمانی که او می‌خواهد برای خود لقب انتخاب کند، لقب “یوحنا” را برمی گزیند که یادآور شاگرد ممتاز مسیح در میان حواریون است.

پاپ تازه درگذشته به این دلیل تبدیل به شخصیت مثبت داستان می شود که تماشاگر می‌بیند رفتارش برای لارنس حجیت دارد. حال این لارنس که فیلم او را به عنوان کاردینال تراز معرفی می کند و صحنه گردان انتخابات است، به دنبال پیروزی چه کسی است؟ کاردینال آلدو بلینی! کسی که به قول رقیبش کاردینال تدسکو به دنبال ارزش‌های لیبرالی است! یعنی پلورالیسم دینی و اعتقادی، حقوق اقلیت‌ها و گرایش‌های جنسی! اینجا به اصل مطلب رسیدیم! گرایش‌های جنسی!؟

شگفت انگیز است که فردی برای پاپ شدن، برنامه هایش را بر مبنای چنین مواردی تنظیم کند. یعنی عملا حقوق بشر غربی جایگزین خدمت به مسیحیت و احکام آن می‌شود. این مسئله همانی است که سازندگان فیلم مجمع کاردینال ها تمایل به آن دارند. خواسته آنها، استحاله دین است نه نابودی آن. در فیلم البته گام بزرگی برای این استحاله برداشته می شود. یک ترنس، پاپ می شود!

photo 2025 05 08 10 20 50 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
کاردینال بلینی صرفا برای اینکه تدسکو پاپ نشود وارد انتخابات شده و با اینکه در ابتدا می‌گوید علاقه‌ای به مقام پاپ ندارد، به شدت برای رسیدن به این منصب جاه‌طلب و طماع می‌شود. به جای اینکه شاهد باشیم کاندیدهای مقام پاپ از مباحث اعتقادی و دینی سخن بگویند و در کنار این مسائل به مسائل سیاسی و اجتماعی هم بپردازند، شاهدیم که آنها کاملا دین را کنار گذاشته و درگیر سیاست، مسائل اجتماعی و جناح‌گیری‌های حزبی شده‌اند

البته کاردینال بنیتز هم جزو شخصیت‌های مثبت هست. هر چند که در ابتدای فیلم مجمع کاردینال ها برای تماشاگر شخصیتی ناشناخته و مشکوک است، اما در انتها به لطف تشخیص درستی که از شایستگی لارنس دارد و سخنرانی کوتاه و شعاری‌اش، تبدیل به قهرمان داستان می شود. البته اینکه تنها با یک سخنرانی کوتاه توانست رای اکثریت کاردینال های ناهمسو را از آن خود کند، منطق روایی فیلم را زیر سوال می برد و این تغییر نظر ناگهانی کاردینال ها تبدیل به نقطه ضعف فیلم می‌شود. هر چند که در کلیت فیلم کارکرد مهمی دارد.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
قاب‌بندی بسیار جذاب پس از سخنرانی کلیشه‌ای بنیتز در حالی که وی کانون توجه دوربین و بازیگران داخل تصویر است. فیلم مجمع کاردینال ها به خوبی از هنر تصویربرداری و طراحی صحنه برای اثبات خود استفاده کرده

هنرهای نمایشی از دیرباز شاگرد اول این فرهنگ سازی مسموم بوده‌اند. کافی است نگاهی به سریال‌های پرطرفدار روز غربی بی‌اندازید. در بسیاری از آن‌ها به طور عجیبی حتما شخصیت های مثبت همجنسباز وجود دارند که احتمالا مظلوم هم واقع می شوند. آمار فیلم‌های سینمایی با موضوع ستایش همجنسبازان و حمایت از آنها که از دست در رفته است. این فضاسازی عظیم فرهنگی در کنار خدمات ویژه دولت‌ها به این افراد و آموزش های جهت داری که در مدارس غربی برای جا انداختن این انحراف به عنوان یک گرایش طبیعی ارائه می شود و کم کم این انحراف را به عنوان یک واقعیت موجود و طبیعی در ذهن مردمان تثبیت کرده است.

جالب است که تمدن غرب، ابتدا کار عادی سازی انحراف را، همان گونه که کاردینال بنیتز در فیلم طرح ریزی می‌کند، آغاز نموده است. آنها به دروغ و در چارچوب یافته‌های علمی، این انحراف را ناشی از ویژگی های فیزیولوژیکی جلوه دادند، که به قول کاردینال بنیتز، خدا در افراد خلق کرده است! دروغ بزرگی که همانند بسیاری دیگر از دروغ‌ها به زور رسانه به خورد مردمان دادند. در این فیلم نیز کاردینال بنیتز فداکار و صلح طلب، با مظلوم‌نمایی تمام موفق می شود، گرداننده مجمع کاردینال‌ ها را متقاعد کند که خدا خواسته او اینگونه باشد. او حتی لقب “معصوم” را برای خود بر می گزیند تا همه(به ویژه تماشاگران)، باور کنند که لغزش و گناهی مرتکب نشده است و از فسادهایی که کاردینال‌های رقیب داشته اند، نیز مبرا است.

بدیهی است که وجود استثناهای فیزیولوژیکی امکان پذیر است(مانند بسیاری از انواع معلولیت ها و بیماری های مادرزادی)، اما روش برخورد صحیح با این مسئله باید مشابه دیگر معلولیت‌ها و بیماری ها باشد. دقت کنید که کاردینال بنیتز از درمان روبر می‌گرداند، چون وضعیتش را خواست خدا می داند. آیا این رویکرد در قبال دیگر معلولیت‌ها و بیماری‌ها نیز پذیرفتنی و منطقی است؟ واقعا چرا کسی بررسی نمی کند، افرادی مانند کاردینال بنیتز که مشکل فیزیولوژیکی دارند، چند درصد انسان های متولد شده در زمین را تشکیل می دهند؟ در قبال آن چقدر از افرادی که در این ورطه گرایش‌های نامشروع دست و پا می‌زنند، صرفا به خاطر تنوع طلبی در لذت به این سو آمده اند؟ چقدر از آنها متأثر از این فضاسازی سنگین فرهنگی گمراه شدند و آمدن چقدر از آن ها به این سو، به خاطر لجبازی با سنت و مذهب است؟ پس مسئله، قطعا استثناهای فیزیولوژیک نیست، بلکه این استثناها، بهانه‌ای است برای مشروعیت بخشیدن به رفتاری که هیچ مبنایی نمی‌توان برایش یافت.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

به طور خلاصه فیلم مجمع کاردینال ها دغدغه انتخاب یک پاپ اصلح و مقید را برای مخاطب ایجاد می‌کند و بعد از حدود 2 ساعت یک پاپ با ملاک‌های مدنظر مخاطب را به او عرضه می‌کند. در نهایت با معرفی کردن پاپ صالح جدید به عنوان یک ترنس، این بذر را که با کمک شک‌گرایی از اول داستان در ذهن مخاطب کاشته، تقویت می‌کند که وجود یک ترنس حتی به عنوان بالاترین مقام در دین مسیحیت، ایرادی ندارد. فیلم مجمع کاردینال ها با درام جذاب خود به طوری جدی قصد دارد تا ترنس‌ها و حتی شاید همجنسبازان را شایسته تصدی‌گری مقامات دینی بداند. اینکه برخی متولیان سینما و فرهنگ تا این حد گستاخ شده و پیشروی کرده‌اند جای تعجب ندارد. در ابتدا تنها دغدغه سینما این بود که اقلیت‌های جنسی در اجتماع پذیرفته شوند، اما اکنون این اقلیت‌ها را زمامدار آینده معرفی می‌کند.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
حجم تحجر، جاه‌طلبی، فساد و گناه سایر کاندیدها به قدری بالا است که مخاطب یک ترنس را به آنها ترجیح خواهد داد

چرا پاپ باید یک ترنس باشد؟

مجمع کاردینال ها دلیلی برای توجیه وجود یک ترنس به عنوان مرجع دینی ندارد. صرفا شاهد یک سخنرانی از طرف بنیتز هستیم که خود را خادم کلیسا معرفی می‌کند، اما این سخنرانی به قدری کوتاه و کلیشه‌ای است که نمی‌تواند بنیتز را از نظر مرجعیت دینی به مخاطب اثبات کند. به همین دلیل خود فیلم مثل کاردینال‌ها شروع به جناح‌گیری حزبی می‌کند.

مسئله‌ای که در مجمع کاردینال ها بسیار مشهود است و بارها به آن اشاره می‌شود، برابری جنسیتی و مسئله زنان است. یعنی دستاویز فیلم مجمع کاردینال ها برای اثبات حقانیت کاردنیال بنیتز برای تصدی‌گری مقام پاپ، حمایت از زنان محسوب می‌شود. در این فیلم شاهدیم که تدسکو رویکردی ضد برابری ادیان، نژادها و جنسیت‌ها دارد و آدیمی هم در گذشته به یک زن تجاوز کرده. پس اینها گزینه‌های خوبی برای جناح‌گیری فیلم نیستند. بلینی نیز صرفا برای جلوگیری از پاپ شدن تدسکو از حقوق زنان طرفداری می‌کند و به صورت مبنایی و ریشه‌ای به اینکار علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. ترمبلی نیز کلا حرفی از حقوق زنان نمی‌زند پس او نیز از نظر این فیلم مشروعیتی برای پاپ شدن ندارد.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
قبل از ورود بنیتز فیلم مجمع کاردینال ها در حال اعلام شرایط مطلوب برای کسی است که قرار است پاپ شود. شاید این ملاک‌ها در ابتدا در وصف بلینی بیان می‌شوند، اما در نهایت این بنیتز است که این ملاک‌ها را داراست(مثلا بنیتز نمی‌خواهد پاپ شود و به لارنس رای می‌دهد که مصداق دیالوگ داخل این تصویر است)

رویکرد فیلم مجمع کاردینال ها برای بنیتز بسیار متفاوت است. او از بدو ورود به همراه لارنس حامی زنان نمایش داده می‌شود. بنیتز زمانی که قبل از غذا در جمع کاردینال‌ها دعا می‌کند، درست زمانی که همه قصد نشستن دارند، دعایش را ادامه داده و زنان کلیسا را مدح می‌کند. یعنی با اینکه بقیه برای زنان ارزش چندانی قائل نیستند اما بنیتز برای زنان ارزش قائل است.

همچنین شاهدیم که در حین کشف شدن رازهای نهفته کاردینال ترمبلی، یکی از زنان کلیسا در قالب عدالت‌طلبی بیان می‌کند که در کلیسا انتظار رفته می‌شود که راهبه‌ها و زنان نامرئی باشند و در امور دخالت نکنند، اما اکنون این دوره تمام شده و این زن اطلاعاتی را فاش می‌کند که ترمبلی را از دور انتخابات خارج می‌کند. یعنی زنان نیز از وضعیت سابق خود راضی نیستند و قصد دارند بهای بیشتری دریافت کنند. در آخر فیلم نیز با پاپ شدن یک ترنس، شاهدیم که فیلم مجمع کاردینال ها با نمایش چند دختر راهبه شاد در هوایی مطبوع به پایان می‌رسد. یعنی فیلم ابراز می‌کند که با انتخاب بنیتز(یک ترنس) به عنوان پاپ، دوره جدید و مطلوبی برای زنان آغاز شد.

گرچه مسائل مربوط به زنان از اهمیت خاصی برخوردار است، اما مسئله زنان به تنهایی برای مشروعیت بخشی به مقام بلند پایه‌ای همچون پاپ، کافی نیست. عجیب است که یک فیلم تمام مشکلات کاردینال‌ها را نمایش می‌دهد و لزوم انتخاب شخصی صالح را به مخاطب اثبات می‌کند، اما در آخر با چند مسئله حداقلی مثل مسئله زنان، اقلیت‌های جنسیتی، برابری نژادی و یک سخنرانی کوتاه، قصد دارد بنیتز را به عنوان پاپی صالح و انتخابی صحیح به مخاطب معرفی کند. تمام بازی‌های جذاب، درام تاثیرگذار و قاب‌بندی‌های زیبای فیلم مجمع کاردینال ها، در خدمت همین نگاه حداقلی به مقام بلند پایه‌ای مثل پاپ هستند.

photo 2025 05 08 10 20 35 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
اولین کنش بنیتز در فیلم مجمع کاردینال ها، دعایی است که در حق زنان راهبه(به همراه چند دعای دیگر) می‌کند درحالی که سایر کاردینال‌ها برای راهبه‌ها اهمیتی قائل نبودند و قصد داشتند غذا بخورند

ترنس‌ها ناجی زنان؟

مجمع کاردینال ها قصد دارد تا این مسئله را اثبات کند که چون یک ترنس موجودی بین زنانگی و مردانگی است، می‌تواند ناجی زنان باشد و مسائل زنان را درک کند. به عبارتی برای مقابله با مردسالاری، لازم نیست حتما یک زن یا فمینیست‌های رادیکال حضور پیدا کنند. کارگردان این فیلم به خوبی درک کرده که در اذهان عمومی نگاه مثبتی به فمینیست‌ها وجود ندارد، پس با قرار دادن یک ترنس قصد دارد چیزی بین زنانگی و مردانگی را به عنوان راه‌حلی برای نجات زنان معرفی کند.

اما آیا ترنس‌ها به صورت علمی یا تجربی، در جایگاهی هستند که بتوانند مشکلات اجتماعی زنان را حل کنند؟ آیا ترنس‌ها می‌توانند بخاطر هویت جنسی میانه خود، نقش رابط را بین زنان و مردان در اجتماع ایفا کنند؟ جواب به این سوالات از نظر منطق روایت فیلم مجمع کاردینال ها مثبت است اما از نظر تجربی در جهان پیرامون ما، جواب این سوالات کاملا منفی است.

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
تا قبل از ظهور کاردنیال بنیتز، سایر کاردینال‌ها با ناامیدی قرار است بین بد و بدتر یک انتخاب داشته باشند، اما با ظهور بنیتز، کاندیدی عالی روی میز قرار می‌گیرد و در نهایت این “بهترین گزینه” به عنوان یک ترنس معرفی می‌شود

اولا که چیزی به اسم هویت میانه نداریم. درواقع ترنس با جنسیت خودش سازگار نیست و خب چنین کسی چطور می‌تواند بین دو جنسیت نقش رابط را ایفا کند؟ در ثانی، اصلاً چرا باید فکر کنیم که دو جنسیت به رابط نیاز دارند؟ دو جنسیت متفاوت در کنار هم و مکمل هم هستند و با شناخت دقیق از همدیگر می‌توانند با هم تعامل سالم و کاربردی داشته باشند. گویا تمدن غرب به حدی زنان را به مرد بودن و انجام کارهای برابر با مردان تشویق کرده که شناخت متقابل و منطقی زن و مرد از همدیگر را به قدری دور می‌داند که در این بین وجود یک رابط را ضروری دیده.

ثالثا، چطور قرار است ترنس‌ها مشکلات اجتماعی زنان را حل کنند؟ اتفاقاً خود بحث ترنس، مشکلات اجتماعی تازه‌ای ایجاد کرده. مثل بردن زندانی مرد(ترنس) به زندان زنانه، تلاش برای عادی کردن رفتن مرد(ترنس) به حمام، رختکن و دستشویی زنانه یا شرکت در بخش مسابقات زنان توسط ترنس‌هایی که سابقا مرد بوده‌اند. طبیعتاً یک شخص ترنس چون سابقا مرد بوده، قدرت بدنی بیشتری دارد و در مسابقات زنان به راحتی برنده می‌شود(نمونه).

پس از نظر تجربی ترنس‌ها نتوانسته‌اند رابطی بین زنان و مردان باشند(البته که در شرایط طبیعی اصلا بین زن و مرد به هیچ رابطی نیاز نیست) و علاوه بر اینکه نتوانسته‌اند مشکلات زنان را حل کنند، حتی مشکلات اجتماعی، ورزشی و… زیادی را نیز برای زنان ایجاد کرده‌اند.

اصلا کسی ترنس‌ها را به عنوان رابط بین زنان و مردان نمی‌داند و مسئله ترنس را راهکاری برای مشکلات اجتماعی زنان قلمداد نمی‌کند. اما ناگهان فیلمی درمورد والامقام‌ترین شخصیت مسیحی جهان ساخته می‌شود و ادعا می‌شود که او چون یک ترنس است، می‌تواند مشکلات زنان را حل کند. به عبارتی احمقانه‌ترین و مضحک‌ترین ادعاها، به لطف هنر فیلمسازی و جذابیت بصری یک فیلم، در ذهن مخاطب طبیعی و منطقی جلوه خواهند کرد.

photo 2025 05 08 10 21 20 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

photo 2025 05 08 10 20 54 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکانphoto 2025 05 08 10 20 57 نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان

نقد و بررسی فیلم مجمع کاردینال ها (Conclave)؛ سایه شیطان بر سر واتیکان
جالب است که لارنس در ابتدای شروع مجمع کاردینال ها، سخنانی از پولس را منعقد می‌کند. پولس اصلی‌ترین شخصی در تاریخ مسیحیت است که در قالب یک قدیس، تحریفات زیادی را وارد آیین مسیحیت کرده. در اینجا می‌بینیم که سخنان پولس، سخنان خوب و حقی هستند اما در انتهای این سخنان خوب، بذر شک در دل شنوندگان کاشته می‌شود. یعنی اصلی‌ترین عامل انحراف مسیحیت و نبود یقین در این آیین که باعث ایجاد گناه و فساد حتی در بدنه واتیکان شده، پولس بوده. کاشت بذر شک توسط پولس در آیین مسیحیت باعث شده تا از دین داری جز پوسته ای تو خالی، چیز دیگری برای مسیحیان باقی نماند و گناه و فساد حتی در بدنه روحانیون دینی نفوذ کند. ایجاد این انحرافات و تحریف مسیحیت تا جایی پیش می‌رود که حتی وجود یک شخص ترنس به عنوان پاپ مورد پذیرش است چراکه هیچ یقینی برای ملاک‌های انتخاب یک شخص اصلح دینی، وجود ندارد

جمعبندی فیلم مجمع کاردینال ها

فیلم مجمع کاردینال ها ابتدا بذر شک گرایی را در ذهن مخاطب می‌کارد و سپس با نمایش روحانیون دینی فاسد در قلب مهم‌ترین مجمع مسیحی جهان، مخاطب را نسبت به صلاحیت پاپ ناامید می‌کند. در ادامه مخاطبی که شک در دلش کاشته شده با خوشحالی کاندید صالح مورد نظرش را که از ابتدای فیلم آرام آرام با او و اخلاق خوبش خو گرفته، پیدا می‌کند. اما حالا قرار است تا با ترنس بودن این شخص مواجه شود، واکنش مخاطب در پذیرش چنین پاپی چگونه خواهد بود؟

چون بذر شک در ذهن مخاطب کاشته شده و توجیهات دینی(خدا من را اینگونه آفریده) برای این مسئله بیان می‌شود و حامیان شخص ترنس همان معدود شخصیت‌های مثبت داستان هستند، مخاطب باید قبول کند که یک ترنس بهترین گزینه برای این منصب است. منصبی که قرار نیست برای مومنان و دین‌داری مردم تصمیم‌گیری کند، بلکه قرار است حقوق بشر غربی را با جناح‌گیری حزبی، رقم بزند. بخاطر جذابیت داستانی، بصری و هنری این فیلم، یک آشغال بدمزه به عنوان غذایی لذیذ به خورد مخاطب داده می‌شود و مخاطب مجبور است تا یک ترنس لیبرال را به عنوان بهترین گزینه برای مقام پاپ، بپذیرد.

متاسفانه شیاطینی که فضای فرهنگی جهان را مدیریت می کنند، خیلی قبل‌تر از تولید این فیلم نیز توانسته بودند، در عالم واقع به درون کلیساها نفوذ کنند. نشانه آن این است که در گوشه کنار جهان، شاهد همراهی ارباب کلیسا با این نواهای شیطانی که کاملا با تعالیم کتاب‌های مقدس مغایرت دارد، بوده ایم. آنقدر که در مواردی در پایان محصولات سینمایی مستهجن خود، جملاتی از پاپ وقت را در تأیید گرایش انحرافی خود نوشته اند!

اما فیلم مجمع کاردینال‌ها ظاهرا قرار است نسخه‌ای فراتر از این را برای جامعه و مومنان به دین بپیچد. انگار شیاطین دیگر به این عادی سازی ها بسنده نمی‌کنند و می‌خواهند همان طور که ارباب سیاست جهانی را در کنترل خود دارند، رهبری مذهبی جوامع را نیز به طور تمام و کمال در دست بگیرند تا با سرعت بیشتری بتوانند آلودگی های مدنظرشان را در میان مومنان به ادیان مختلف گسترش دهند.

قاعده دنیا همین است. اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، گناه و فساد هر روز بیشتر از قبل پیشروی می‌کند. تاجایی که افراد گناهکار و فاسد شروع می‌کنند به امر به منکر و نهی از معروف. در حدی که علاقه دارند حتی مهم‌ترین شخص دین مسیحیت را نیز به وادی خودشان وارد کنند.

 

با تشکر از #امین_ابراهیمی_خانکوک

نوشته های مشابه

‫13 دیدگاه ها

  1. انتخاب یک شخص ترنس به عنوان پاپ یا یک شخص والامقام چه ایرادی داره؟
    در جریان خطا هایی که شده و انحرافات هستم اما فکر می‌کنم حتی در کشور ما هم اشخاص ترنس دارای حق و حقوق هستن.
    مگر اینکه من کلا اشتباه متوجه شده باشم.

    1. معلومه متن رو اصلا نگاه هم نکردی
      جوری تو داری نیگی انگار ما هر روز اینجور آدم ها رو میبینم

    2. سلام علیکم
      این نگاهی که شما پیدا کردید دقیقا همون چیزیه که فیلم میخواد به شما بقبولانه و شما هم قبولش کردید. اول اینکه بی زحمت جلوی هر مسئله ای که سینما بهتون منتقل میکنه کمی مقاومت کنید و در ثانی اینکه ما کاملا به این مسئله پرداختیم توی متن. به جای این سوال بپرسید چرا یک ترنس باید پاپ بشه؟ جواب فیلم به این سوال اینه که یک ترنس میتونه مشکلات زنان رو حل کنه پس خوبه که پاپ بشه. این دلیل فیلمه که چندان هم برای مقام پاپ منطقی نیست اما جالبش اینه که ما توی همین مقاله اثبات کردیم که اصلا به یک ترنس برای حل مشکلات زنان نیازی وجود نداره

      پس به عبارتی فیلم با یک بهانه الکی قصد داره ترنس بودن پاپ رو توجیه کنه و شما اول باید فیلم رو مواخذه کنید که چرا همچین بهانه ای آورده و یک ترنس رو پاپ کرده نه ما. این رو هم در نظر بگیرید که جهش های ژنتیکی و مشکلات فیزیولوژی در حال حاضر قابل درمان هستند ولی شخصیت بنیتز در این فیلم از درمان صرف نظر کرده. بله قطعا حقوقی در کشور ما دارن(که البته ترنس ها 0.02 درصد یک جامعه رو تشکیل میدن که خیلی کمه) اما حقوقشون در غرب متفاوته که باعث آسیب های اجتماعی زیادی برای مردم عادی شده و این انگاره سازی در جهت همون آسیب هاست

      1. من کلا این فیلم رو تماشا نکردم و بیشتر فیلم هایی که بعدا دیدم رو از طریق سایت ای نقد آشناییت پیدا کردم.
        صرفا یک سوال پرسیدم …

  2. بر فرض که زیراب لیبرالیسم رو زدی. فکر می کنی در مقابلش چی قرار داره؟ قطعا محافظه کاری و بنیادگرایی
    با عرض معذرت تفکر شما و امثال شما جهان رو به جای تاریک تری تبدیل می کنه
    شما به عنوان یک مسلمان بنیادگرا خواهان این هستی که همه جهان مانند شما فکر کنند و بنیادگرایان مسیحی و یهودی نیز دقیقا خواستار همین هستند. نتیجه؟ جنگ جنگ و تا ابد جنگ
    نتیجه تقابل بنیادگرایانی مثل ج ا و شما با بنیادگرایانی چون جمهوری خواهان و صهیونیست ها مگه نشد نسل کشی در غزه؟؟؟
    چرا فکر می کنی اگر زیراب لیبرال ها رو بزنین که خواهان صلح و ارامش هستند با همه اشکالاتی که می تونن داشته باشن جهان جای امن تر و بهتری برای توی مسلمان بنیاد گرا و محافظه کار خواهد بود؟؟؟ چرا فکر نمی کنی اگر اون ها هم مثل تو فکر کنند و با لیبرال ها کنار نیان نتیجه این میشه که تا زمانی که همه شما رو مطیع خودشون کنند و بر شما مسلط بشن دست از تلاش برنمیدارن؟؟؟
    جسارتا این حماقت نیست؟؟؟

    1. متاسفانه شما فقط مغلطه کردی و برچسب زدی. شما نه از تفکر ما خبر داری نه می دونی نگاه ما چیه نه می دونی آرمان ما چجوره. صرفا تصورات خودت رو به ما نسبت دادی. در آخرم اینکه شما که میگی چنین تفکراتی باعث جنگ میشه بفرمایید دوتا جنگ جهانی با بالاترین آمار کشتار در تاریخ، دوران استعمار با حدود 300 میلیون کشته در سراسر جهان و جنگ های معاصر آمریکا در عراق، افغانستان، ویتنام، یمن، سودان، سوریه و… حاصل کدوم نگاهه؟ قطعا نگاه لیبرال. پس لطفا جنگ رو به نگاهی جز لیبرال های کودن نسبت ندید. حتی بدویان بربر هم از لیبرال ها عاقل تر بودن و کمتر خون ریختن. احمق اونیه که جنایات لیبرالیسم رو ندیده و مفاسدی رو که میلیون ها نفر رو تلف کرده، به نگاه های دیگه نسبت میده. این حماقت واضح و احمق بودن درجه یکه. صلح و آرامش لیبرال ها توی دوران قحطی بزرگ و کودتای 28 مرداد به اندازه کافی برامون روشن شده و فکر نکنید مثل خودتون از حافظه ضعیف تاریخی در حد ماهی قرمز کودن برخورداریم

      1. جالبه که خودش داره میگه که بنیادگرایی چیز بدی است اما همین متن خودش سرشار از ذات بنیادگرایی است:
        فقط یک بنیادگراست که به تفکرات بقیه می‌گوید “توهم” و “اراجیف” و ادعا می‌کند که بقیه تفکرات در یک جهان محدود قرار دارند که رو به انزوا هستند
        فقط یک بنیادگراست که می‌آید تاریخ رو براساس میل خودش تفسیر می‌کند و به هرکس که جور دیگر تاریخ رو تفسیر کند می‌گوید که:از نظر تاریخی بسیار شوت و پرت و بیسوادی
        فقط یک بنیادگراست که می‌گوید که تمام تفکرات غیر از تفکر او جهان را به جایی ترسناک تبدیل می‌کند و تنها تفکرات خودش را به عنوان تنها راه نجات معرفی می‌کند
        بنیادگرای عزیز لطفا دفعه بعد که خواستی یک نفر رو به چیزی متهم کنی اول از همه ببین که خودت درگیر اون همان چیز هستی یا نه

    2. عجب!!اینجوری دنبال تائید مکتب خودتان هستید:”چرا باید لیبرالیسم رو قبول کنیم؟”
      جواب خودش:چونکه هر تفکری غیر از لیبرالیسم جهان را به جای تاریکی تبدیل می‌کند،”خب حالا کی اینو گفته؟”خودش:)
      “نتیجه تقابل بنیادگرایانی مثل ج ا و شما با بنیادگرایانی چون جمهوری خواهان و صهیونیست ها مگه نشد نسل کشی در غزه”
      این تحلیل هارو از کجاتون در میارید؟یک کلمه کلا یاد گرفتی “بنیاد‌گرایی” که درباره اسلام هم تا حدی درسته و توجه داشته باشید که در اسلام دو نوع نیاز و اصل تعریف می‌شود:نیاز های ثابت و نیاز های متغیر!!در ضمن این تحلیل ها رو با چه مغزی انجام می‌دهید؟پس با این منطق نصف بیشتر دزدها و قاتلان رو هم باید مجازات نکرد وگرنه نشانه بنیادگرایی است،کی این کلمه رو به شما یاد داده؟کی به شما گفته که توی غزه جنگ فقط بخاطر عقاید است؟کی به شما چنین تحلیل مسخره‌ای رو ارائه داده است؟
      “چرا فکر می کنی اگر زیراب لیبرال ها رو بزنین که خواهان صلح و ارامش هستند با همه اشکالاتی که می تونن داشته باشن جهان جای امن تر و بهتری برای توی مسلمان بنیاد گرا و محافظه کار خواهد بود؟؟؟ چرا فکر نمی کنی اگر اون ها هم مثل تو فکر کنند و با لیبرال ها کنار نیان نتیجه این میشه که تا زمانی که همه شما رو مطیع خودشون کنند و بر شما مسلط بشن دست از تلاش برنمیدارن”
      البته از یک لیبرال که تو مغزش کردند که فقط تو خوبی و بقیه بد هستند این حرف ها بعید نبود ولی جالبه که اینقدر هار شده‌اید که حالا بی پرده این حرف هارو می‌زنید لاقل قدیما می‌گفتید که همه تفکرات خوب هستند و به همه عقاید احترام میگذارید الان که دیگه خیلی بی‌پرده دارید میگید که هیچ تفکری رو غیر از خودتان قبول ندارید و همه تفکرات غیر از خودتان را بد میدانید،البته خوبه که ذات خودتان رو بالاخره افشا کردید اونم توی این سایت،واقعا خوشحالم که اینجا اومدی و هرچی خواستی رو گفتی چونکه اگر خودمان اینا رو به کاربرانمان می‌گفتیم باور نمی‌کردند و می‌گفتند که ما فقط بدبین هستیم خداروشکر که خودتان اومدید و حرف های مارو اثبات کردید خیلی ممنون
      “بر فرض که زیراب لیبرالیسم رو زدی. فکر می کنی در مقابلش چی قرار داره؟ قطعا محافظه کاری و بنیادگرایی”
      این هم یک نکته دیگر که درباره لیبرالیسم گفته بودیم و شما نادانسته تائیدش کردید،دوستان عزیز دقت کنید لیبرال ها دقیقا همینجوری هستند،لیبرالیسم خودش یک تفکری است که توسط بنیانگذارانش ساخته شده است ولی این تفکر لعنتی اجازه نفس کشیدن به هیچ تفکر و فلسفه جدیدی را نمی‌دهد و توی نطفه خفه‌اش می‌کند ولی چرا؟عقایدشون رو نگاه کنید،داره میگه هرتفکری غیر از من،اینجوری است و بد هم هست و با همین منطق اصلا اجازه نمیده که هیچ تفکر جدیدی رشد کنه و بیاد جای خودش رو بگیره،لیبرالیسم چنین تفکری است که حالا قبلا خیلی خودشان رو بروز نمیدادند ولی الان خیلی قشنگ اومد خودش رو بروز داد
      “با عرض معذرت تفکر شما و امثال شما جهان رو به جای تاریک تری تبدیل می کنه
      شما به عنوان یک مسلمان بنیادگرا خواهان این هستی که همه جهان مانند شما فکر کنند و بنیادگرایان مسیحی و یهودی نیز دقیقا خواستار همین هستند. نتیجه؟ جنگ جنگ و تا ابد جنگ”
      چقدر تو پرروئی!!ببین دهن من رو باز نکن،بمب هسته‌ای رو همین شما ها ساختید،جنگ ويتنام رو خود همین شماها راه انداختید،استعمارگری های گسترده رو خود همین شما ها راه انداختید،فاجعه قحطی ایرلند توسط خود لیبرال های کلاسیک مدیریت شد که اونجوری شد،نصف بیشتر بدبختی های الان خاورمیانه رو شما راه انداختید،نصف بیشتر جنگ های انجام شده دنیا،قطعا حامی یک طرفش شما بوید و….ببین خفه شو،شما ها با اون نظام نئولیبرالیسمیتون که اصلا اصل و اساسش رو بدهی های مالی سوار است که روی گردن مردم بدبختتان انداختید و اگر نتوانند بدهی‌هایشان را بدهند میدازیدشون توی خیابان،اون نظام طبقاتی ظالمانه و فاسدی که طبقات زیرین جامعه هرروز برای پولدار شدن طبقات بالای جامعه تلاش می‌کنند و آخر سر هم پولدار ها پولدار تر می‌شوند و فقیران فقیر‌تر و…
      در پایان روی صحبت من با کاربران آی‌نقد است که این پیام را می‌خوانند،لیبرال ها و نظام طبقاتی سالهاست که همینجوری به بقای خود ادامه میدهد:تهدید!!می‌گوید که فقط اوست که میتواند همه چیز را درست کند و بقیه فقط همه چیز را بدتر می‌کنند و با همین منطق جلوی هرگونه انقلاب و اعتراض علیه خود را می‌گیرد و در نطفه خفه می‌کند

      1. اول اینکه اینقدر حرص نخور شیرت خشک میشه :))))))
        دوم اینکه فاصله طبقاتی رو کاپتیالیسم بوجود اورد نه لیبرالیسم
        سوم اینکه استعمار محصول امپریالیسم بود نه لیبرالیسم
        چهارم اینکه لااقل برو 4 تا اصطلاح درست یاد بگیر بعد بیا حرف بزنیم :)))))

        1. آها پس بگو کلا اومدی برای مسخره بازی،آخه داشتم با خودم فکر میکردم بابا چرا این یارو اینقدر داره چرت و پرت میگه پس بگو کلا قضیه مسخره‌بازی است،بیا برو الکی وقت مارو تلف نکن،یعنی با جدا کردن کاپیتالیسم و امپریالیسم از لیبرالیسم قشنگ مشخص شد که خودت هم هیچی از لیبرالیسم نمیدانی چون با این حرفت نه تنها نئولیبرالیسم،بلکه حتی لیبرالیسم کلاسیک رو هم نابود کردی،یعنی الان روح جان لاک و جان استورات میل و آدام اسمیت تو قبر لرزید،مارکس با خودش گفت که اگر لیبرالیسم بوجود آورنده کاپیتالیسم و امپریالیسم نبود پس من بیکار بودم رفتم مارکسیست رو ساختم؟
          در آخر اینکه ظاهرا خودت فقط چهار تا اسم یاد گرفتی و حتی خودمم نمیدونی که همان اسم ها چی هستند؟الکی وقت مارو تلف نکن،تو وقت زیاد داری برای اینکه دم به دقیقه بیای اینجا چرت و پرت بگی و بعد بری بخندی ما از این وقت ها نداریم

      2. نه من مثل تو علاف و بیکار نیستم دلقک بازی دربیارم
        اگه بخوام بحث کنم خیلی زیاد میشه. نه من حوصله ش رو دارم و نه بعید می دونم تو درکش رو داشته باشی
        من در مورد لیبرالیسم اجتماعی حرف زدم نه اقتصادی. اصل لیبرالیسم چیز بدی نیست و منصفانه ست، مشکل اونجاییه که مسابقه برای همه از خط شروع آغاز نمیشه و اکثر سرمایه دار ها از همون طبقه اشراف بودن که با ظلم و زور ثروتشون رو بدست اوردن و مشکل مارکس هم دقیقا همین بوده
        ثانیا نگاه اسلام در زمینه اقتصاد به لیبرالیسم نزدیکه برادر انقلابی
        حتی خود مارکس هم با اصل مالکیت خصوصی مشکلی نداشت
        مارکس با خود ایدهٔ آزادی یا مالکیت دشمن نبود،
        بلکه با شکل طبقاتی و تاریخی آن در سرمایه‌داری مخالف بود.
        مارکس می‌گفت:

        مشکل از جایی شروع می‌شه که وسایل تولید (زمین، کارخانه، ماشین، ابزار کار)
        فقط در دست یک طبقه‌ست — طبقهٔ بورژوازی (سرمایه‌داران).

        در نتیجه، طبقهٔ دیگر (پرولتاریا = کارگران) فقط نیروی کارش رو داره و باید اون رو بفروشه.

        این رابطه نابرابر باعث استثمار می‌شه:
        کارگر ارزش تولید می‌کنه، ولی سودش رو سرمایه‌دار برمی‌داره.

        به زبان ساده:

        مارکس نمی‌گفت مالکیت خصوصی نباید وجود داشته باشه،
        بلکه می‌گفت مالکیت خصوصیِ ابزار تولید باعث نابرابری ساختاری می‌شه

        1. آره همچی روی کاغذ و تئوری قشنگه ولی در عمل ما جز نیم میلیاد کشته در 300 سال و اختلاف طبقاتی و گرسنگی از لیبرالیسمی ندیدیم. هرجا پا گذاشت مردم بدبخت شدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *