انیمه سریالی

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

انیمه کابوی بیباپ یا کاوشگر فضایی، توسط بندای ویژوال که زیرمجموعه‌ی کمپانی اختاپوسی بندای نمکو (Bandai Namco) است ساخته شده است. ژانرهای این انیمه شامل پسا آخرالزمانی، درام عاشقانه، خانوادگی، اکشن، علمی-تخیلی و هرزه‌نگاری است. کابوی بیباپ یکی از انیمه‌های شاخص سریالی است که در سایت‌های انیمه نمره‌ی بالایی دارد و در ایران نیز در فضای انیمه‌بین ها، نسبتاً خوب دیده شده است. در ادامه به نقد و بررسی این انیمه خواهیم پرداخت.

دانلود صوت

آخرالزمان چیست؟

گفتیم که انیمه کابوی بیباپ پسا-آخرالزمانی است. ابتدا باید روشن کنیم که «پسا-آخرالزمان» در هالیوود به چه معناست. ما در ادبیات دینی مفهومی به نام آپوکالیپس(Apocalypse) داریم که به معنای آخرالزمان است. مثلاً آخرالزمان مسیحی، یهودی، اسلامی، بودیستی یا هر آیین دیگر. در مورد اخرالزمانِ مسیحی بیشتر فیلم ساخته شده، در مورد آخرالزمانِ اسلامی تقریباً تنها فیلمی که هست «ملک سلیمان» است که آن هم دقیقاً آخرالزمان اسلامی نیست و صرفاً اشاره‌ای به آخر الزمان اسلامی دارد. در مورد یهودیت نیز ما تقریباً آخرالزمان یهودی به آن معنای خاص سنتی‌اش را در سینما نمی‌بینیم. در مورد هندوئیسم نیز آثاری هستند، اما جریان اصلی سینمای غرب، چون بر اساس تفکر پاگانیستی(مشرکانه) و کابالیستی است، طبیعتاً آخرالزمانش نیز بر همان اساس پیش می‌رود.

آخرالزمان در ادبیات و سینمای غرب، یعنی یک اتفاق عجیب و غریب که باعث به خطر افتادن حیات بشری می‌شود؛ یک فاجعه‌ی بزرگ. این فاجعه‌ی بزرگ معمولاً «اتفاقات آخرالزمانی» نامیده می‌شود، اما این آخرالزمان، آخرالزمانِ دینی نیست. بلکه به معنای واقعیِ پایان دنیا است، نه شروع فصل جدیدی برای ظهور منجی.

IMG 20260202 174125 125 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

پسا-آخرالزمان چیست؟

مفهوم دیگری داریم به نام «پسا-آخرالزمان»(Post-Apocalypse). یعنی آن فاجعه‌ی عجیب و غریب اتفاق افتاده و حالا در این مرحله، مردم آمده‌اند و جهان جدیدی تشکیل داده‌اند و دور هم زندگی می‌کنند و حیات جدیدی دوباره شکل گرفته است. یعنی زندگی در جهان پسا-فاجعه که انواع و اقسامی دارد؛ در بعضی فیلم‌ها کلاً جهان نابود شده و انسان‌ها به زندگی بدوی برگشته‌اند؛ در بعضی فیلم‌ها یا بازی‌ها می‌بینیم که فضای تکنولوژی غالب شد و مثلاً ربات‌ها علیه انسان‌ها شورش کرده‌اند(مانند بازی آرک ریدرز که بسیار جذاب و پرفروش بوده است). فیلم‌های ماتریکس نیز همین فضا را دارد. از آن طرف، یک سری آثار پسا-جنگ هسته‌ای داریم مثل «فال اوت» که فاجعه‌ی هسته‌ای اتفاق افتاده و مردم بعد از آن دوباره شروع کرده‌اند به ادامه‌ی زندگی. بنابراین به فراخور فاجعه، وضعیت پسا آخرالزمانی نیز تغییر می‌کند.

یکی از این جهان‌های پسا-آخرالزمانی، «سایبرپانک» است. در انیمه کابوی بیباپ همین فضا را می‌بینیم که یک فاجعه اتفاق افتاده، دیگر زمین قابل سکونت نیست، دائماً سیاره‌ها یا شهاب‌سنگ‌ها به زمین برخورد می‌کنند، شکل زمین تغییر کرده و جای سکونت خوبی در زمین وجود ندارد، اما انسان‌ها به واسطه‌ی تکنولوژی توانسته‌اند به فضا رفته و سیاره‌های مختلف را مسکونی کنند. این یک جهان پسا-آخرالزمانیِ سایبرپانک است.Screenshot ۲۰۲۶ ۰۲ ۰۲ ۱۷ ۳۵ ۰۳ ۷۲۷ com.mxtech.videoplayer.ad edit نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

سبک زندگی پوچ هالیوودی

اولین محور و پررنگ‌ترین مسئله‌ای که در کابوی بیباپ وجود دارد، «سبک زندگی هالیوودی» و زندگی پوچ و روزمره است. قماربازی، کلاب، مشروب‌خوری، رقاصی و امثال آن را به عنوان لذت‌های زودگذر و روزمره به شدت در کابوی بیباپ پررنگ می‌بینیم. در طراحی شخصیت‌ها(به خصوص شخصیت‌های زن) به شدت روی مسائل جنسی تأکید می‌شود و این به خاطر همین مسئله است که در پازل بزرگ سبک زندگی هالیوودی، زن ارزشش به نگاه جنسی است که به او می‌شود و هر چقدر خوش‌تیپ‌تر و زیباتر باشد، آن زن تراز بالاتری دارد. دقیقاً شخصیت فی همین است؛ فی، دختر جوانی که تقریباً نیمه‌برهنه است، کنشگر است و آدم باعرضه‌ای هم است و دائم بر روی اندامش هم تأکید می‌شود. همچنین می‌بینیم که هدف زندگی اسپایک و جت و بقیه این است که روزمره‌شان را بگذرانند. مهم‌ترین مفهومی که در فیلم وجود دارد، «زندگی روزمره» است؛ اینکه حالا که پسا-آخرالزمان است و فجایع اتفاق افتاده و در شرایط جدیدی زندگی می‌کنیم، اما زندگی‌مان با قبل از آن فرقی ندارد و سبک زندگی همان سبک زندگی هالیوودی است.

IMG 20260202 174239 324 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

چرخه کار و تفریح؛ وقتی فیلم‌نامه در یک خط نوشته میشود!

برای اینکه شخصیت‌های انیمه پول دربیاورند، سیستمی ایجاد شده تا آدم‌های تبهکار چون در کل فضا پخش هستند توسط مردم عادی دستگیر شوند و در ازایش پول بگیرند. پلیس هم طبیعتاً نمی‌تواند همه را دستگیر کند و مجبور است به جایزه‌بگیرها متوسل شود و از آن‌ها کمک بخواهد. شخصیت‌های اصلی جایزه‌بگیر هستند و کل جهان کابوی بیباپ پر از جایزه‌بگیر است. هدف اصلی آن‌ها هم این است که پول دربیاورند و زندگی عادی‌شان را بگذرانند: غذا بخورند، تفریح کنند کار کنند، همین. این چرخه‌ی باطل کار و تفریح را دقیقاً در کابوی بیباپ می‌بینیم. البته انیمه شغل جایزه بگیری را جذاب نشان می‌دهد؛ یعنی کار خودش برای ما نوعی تفریح است: می‌روند، می‌کشند، می‌دزدند و مجرم را تحویل پلیس می‌دهند تا جایزه‌شان را بگیرند. همیشه هم اوضاع مالیشان خراب است؛ دائماً می‌نالند که پول ندارند و باید بروند یکی دیگر پیدا کنند تا جایزه‌اش را بگیرند. این مهم‌ترین مضمونی است که در تمام قسمت‌های فیلم پخش است. گویا همین یک خط را جلویشان گذاشته‌اند و فیلم‌نامه‌نویس‌ها دائم همین مضمون را پرورانده‌اند. با توجه به اینکه هدف آن‌ها گذراندن زندگی روزمره است، مخاطب هم دائم با همین زندگی مدرن امروزی(همین چرخه‌ی کار و تفریح) در جهان سایبرپانکی روبه رو می‌شود. یعنی جهان پسا-آخرالزمانی فرقی با جهان پیشا-آخرالزمان ندارد.

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

گلوبالیسم و جهانی شدن

یک مفهوم دیگر که در کل کابوی بیباپ پخش است، مفهوم «گلوبالیزه شدن جهان» است. گلوبالیسم یا جهانی‌سازی هدفش این است که یک تفکر و فرهنگ خاص بر تمام ملل و کشورهای جهان مستولی شود. یک سبک زندگی خاص که یک تفریح خاص و کار خاص و پوشش خاصی را دنبال دارد. اما در کابوی بیباپ ما هیچ ژاپنی سنتی را نمی‌بینیم، هیچ مسیحی را هم در فیلم نمی‌بینیم. نژادهای مختلف، افراد مختلف، رنگ پوست‌های مختلف در کنار هم جمع شده و نشان می‌دهد که همه دقیقاً مثل اسپایک و دوستان به دنبال همان پول درآوردن و لذت مادی هستند. کابوی بیباپ یک جهان گلوبالیزه‌شده را به ما نشان می‌دهد. البته خیلی زیبا و جذاب هم است و تکنولوژی هم خیلی رشد کرده است. پس در فیلم، آن آرمان جهانی‌سازی که مد نظر بعضی از سیاستمداران بزرگ جهان است، کاملاً ترسیم می‌شود، جذاب نشان داده شده و به عنوان آینده بشری تأیید هم می‌شود.

اما مسائله اصلی که در کابوی بیباپ خیلی پررنگ هستند، همین دو مسئله‌اند: یکی مسئله‌ی سبک زندگی هالییوودی، و دیگری آن جهان گلوبالیزه‌شده‌ای که فیلم به ما نشان می‌دهد. تمام قسمت‌ها همین مفهوم را منتقل می‌کند. بنابراین به به جزئیات هر قسمت نمی‌پردازیم. اگر کسی کابوی بیباپ را دیده باشد برایش واضح است که اولاً انسان‌های مختلف، نژادهای مختلف، فرهنگ‌های مختلف با همدیگر هستند و دقیقاً یک کار را انجام می‌دهند و یک هدف مادی دارند. ثانیاً هدفشان هم جز همان سبک زندگی هالیوودی و اهداف ماتریالیستی که در سبک زندگی هالیوود وجود دارد، نیست.

IMG 20260202 165203 350 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

داستان‌هایِ اپیزودیک؛ نقص فرمی کابوی بیباپ

تمام داستانی که در کابوی بیباپ اتفاق می‌افتد، اپیزودیک است؛ یعنی هر اپیزود داستان مستقل خود را دارد و یک داستانِ کلی هم به صورت مستمر در مورد این شخصیت‌ها وجود دارد که کم‌کم شکل می‌گیرد. ولی نسبت به فیلم‌های امروزی، این خط داستانی ضعیف است؛ یعنی مخاطب تا ۲۰ قسمت نمی‌داند کین چیست و کم‌کم می‌فهمد یک گروه مافیا است، فی مرده بوده و دوباره زنده شده و دیگر شخصیت‌ها به همین ترتیب. داستان‌های کناره در فیلم تحمیلی است؛ یعنی اگر ما بک‌گراند این شخصیت‌ها را تا آخر سریال نمی‌دانستیم، هیچ فرقی نمی‌کرد. این‌طور نیست که در کنار آن داستان‌های مستقل، داستان مرتبط با شخصیت‌ها را به عنوان مکمل داشته باشیم، بلکه داستان مستقل است و در کنارش یک روایت جدا برای شخصیت‌ها دارد. یکی از نواقص فرمی فیلم همین نقص داستانی است؛ باید اپیزودها را طوری به هم ربط می‌داد که خود شخصیت هم ساخته شود، ولی این کار را نمی‌کند و به همین دلیل پیشینه شخصیت‌ها تا اواخر اثر دقیقا مشحص نیست.

IMG 20260202 165158 379 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

تئوری توطئه؛ از توهم تا واقعیت

در قسمت نهم یک شخصیت دیوانه و نظریه‌پرداز توطئه وجود دارد که ادعا می‌کند عده‌ای جهان را مدیریت می‌کنند. البته دیوانه است و کسی حرفش را قبول نمی‌کند. کابوی بیباپ نشان می‌دهد که فعالیت‌های سازمان‌یافته پشت پرده وجود ندارد و جهان توسط گروه‌های خاص اداره نمی‌شود. در حالی که در واقعیت، جهان توسط قدرت‌ها و ثروتمندان هدایت می‌شود. می‌بینیم که مثلا در بحث رسانه، مولتی میلیاردرها صاحب رسانه بوده و اذهان مردم جهان را به صورت هدفمند رهبری می‌کنند، اما در کابوی بیباپ چه‌کسی حرف از تئوری توطئه می‌زند؟ یک فرد نامتعادل و دیوانه و چون دیوانه است هیچ‌کس هم روی حرف‌هایش حساب نمی‌کند. بنابراین نظریات عمیق پیرامون شناخت پشت پرده سیاست به توهم تقلیل می‌یابد.

سرمایه‌دارها طبیعتاً با اهداف خاصی پول‌شان را خرج می‌کنند. پس این نگاه توطئه‌آمیز به سیاستمداران و سرمایه‌داران اصلاً چیز عجیبی نیست. کسی که قدرت دارد(حال چه پول دارد، چه قدرت سیاسی دارد، چه نفوذ اجتماعی) بر اساس اهدافش از آن استفاده می‌کند که آن اهداف می‌تواند خوب یا بد باشد. هرجا که قدرت باشد، طبیعتاً یک عده هم هستند که می‌خواهند از آن قدرت به نفع خودشان استفاده کنند، ولی می‌بینیم که در این قسمت کابوی بیباپ ماجرای دست‌های پشت‌پرده کاملا رد می‌شود که مضمون درستی نیست.

IMG 20260202 165201 597 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

گلوبالیزیشن و توهین به زبان فارسی

در قسمت نهم کابوی بیباپ، یک جا به زبان فارسی متنی نوشته شده است. گلوبالیزاسیون به قدری پررنگ است که کابوی بیباپ مدعی است در آینده همه فرهنگ‌ها ذیل آن سبک زندگی هالیوودی قرار گرفته‌اند.  البته جایی هم که زبان فارسی را نشان می‌دهد که اتفاقا مردم بدبخت هستند و مردم فقیر با این زبان تداعی ایجاد می‌کنند. متاسفانه پروپاگاندای رسانه‌های غربی علیه تمدن ایرانی در کشورهای خودباخته‌ای همچون ژاپن نیز راه یافته است.

IMG 20260202 165201 556 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

پایبندی به قانون

در قسمت دهم ما دوباره همان سبک زندگی هالیوودی را می‌بینیم. یکی از مثال‌هایش جایی است که می‌بینیم جت قبلاً یک دوست‌دختری داشته و بعد از او جدا شده است. حال این دختر با یک پسر دیگر رفیق است و این پسر هم چون مجرم است، جت می‌خواهد او را گیر بی‌اندازد تا جایزه‌اش را بگیرد. جت در دوگانه‌ احساس و قانون گیر می‌افتد و نمی‌داند به‌خاطر اینکه این دختر را قبلاً دوست داشته، آیا باید قانون را زیر پا بگذارد یا خیر؟ اگر پسر را تحویل بدهد رابطه‌شان بدتر از قبل می‌شود. اما اتفاقا پسر را تحویل می‌دهد و دقیقاً طبق قانون عمل می‌کند. در کابوی بیباپ ما کاملاً طرفدار قانون هستیم.

خود جت قبلاً جزو ISSP (پلیس بین‌سیاره‌ای) بوده که همان پلیس جهانی فیلم است. اما بعداً به دلایلی دستش قطع شده، به او خیانت می‌شود و استعفا می‌دهد، ولی کاملاً جت و اسپایک باز هم همان کار پلیس را انجام می‌دهند، اما به شکل مستقل و در قالب جایزه بگیری. انیمه اصلاً ضد قانون نیست و کاملاً طرفدار قانون است و حتی جت یک رفیقی هم دارد که پلیس است و به او زنگ می‌زند و اطلاعات می‌دهد. پس با بدنه پلیس هم کاملاً در ارتباط هستند.

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

دیالوگ های شبه فلسفی

کابوی بیباپ بیشتر از اینکه اینکه فلسفی باشد، فلسفه‌زده است. مثلاً شخصیت ویشس(Vicious) که همان بی‌رحم، رقیب اسپایک در مافیا است، دیالوگ های زیادی دارد. مثلاً یک جا در قسمت سیزدهم می‌گوید:«نیازی به باور نداریم و کلاً باور یک چیز بی‌فایده است و ما اصلاً چیزی نداریم که بخواهیم به آن باور داشته باشیم.» این دیالوگ می‌تواند خیلی پرمغز باشد، ولی در فیلم هیچ جایگاهی ندارد؛ یعنی هیچ توضیحی داده نمی‌شود، هیچ امتداد تصویری ندارد و صرفاً یک دیالوگ است. به همین دلیل این دیالوگ می‌تواند هزار طور تفسیر شود.

البته اثر به شدت پوچ‌گرا است و جلوتر بیشتر مباحث پوچ‌گرایی اشاره می‌کنیم. همین که سبک زندگی هالیوودی محور جهانش پوچ است، یعنی هیچ اُفق ماورایی در فیلم وجود ندارد. ولی این دیالوگ در سکانس خودش معنادار نیست و در نگاهی کلی به اثر معنادار می‌شود که از نواقص فرمی انیمه است.

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

چگونه بی‌هویت شوم؟ گذشته‌‌ات را فراموش کن!

در قسمت پانزدهم مباحثی در مورد هویت انسانی مطرح می‌شود. فی به دنبال این است که ببیند کی بوده، چی بوده و بعد می‌فهمد که اول جسمش یخ‌زده بوده و بعد در قسمت بعدی هم هویت‌اش را پیدا می‌کند و می‌فهمد که متعلق به کجاست، اطرافیانش چه کسانی بوده‌اندو… . از آن طرف، اسپایک هم وقتی با فی گفتگو می‌کند، به او می‌گوید:« چرا چسبیده‌ای به گذشته‌ات؟ گذشته را ول کن، آینده را بچسب. کسی که تو بودی مهم نیست؛ چیزی که الان هستی مهم است.» و کاملاً این با همان تفکر گلوبالیزیشن که در فیلم وجود دارد همسو است.

در گلوبالیزیشن باید مرزهای هویتی نابود شود؛ یعنی من نباید ایرانی باشم، باید یک شهروند جهانی باشم با مقررات جهانی. من نباید یک ژاپنی باشم، مثلاً یک شینتوئیست باشم؛ باید کسی باشم که به یک دین نوین جهانی باور دارد. دقیقاً این مسائلی که در فیلم مطرح می‌شود، مثل اینکه باور مهم نیست، در راستای ترویج نگاهی نسبی‌گرا است. یا این مسئله که اسپایک به فی می‌گوید:«رفتن پی گذشته‌ات هیچ فایده‌ای ندارد، ولش کن.» و دقیقاً فی وقتی برمی‌گردد به آنجا که قبل از این زندگی کرده، پشیمان می‌شود، دوباره می‌آید در همین سفینه و می‌گوید:«خب که چی؟ مثلاً من آنجا بودم که بودم، الانم مهم است.» در واقع آن پیشینه که هویت شخص را می‌سازد در کابوی بیباپ تخریب می‌شود می‌گوید اصلاً این‌ها مهم نیست؛ به همین زندگی‌ات بچسب، هر چی هستی همین خوب است. این در کنار پوچ‌گرایی که در کل کابوی بیباپ هست، نشان می‌دهد که فیلم کاملاً ضد هویت ملی و حتی بیشتر، ضد هویت فلسفی انسان ها است. انیمه مدعی است لازم نیست تو به چیزی باور داشته باشی، بلکه یک زندگی روزمره، روتین، کار و تفریح را جلو ببر، که بهترین شعار برای تربیت انسان های ماشینی برای خدمت به نظام سرمایه داری است.

IMG 20260202 165158 539 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

کابوی بیباپ نه دین را برمی‌تابد و نه ماوراء را

در قسمت هفدهم رگه‌های ضد دینی‌ انیمه بیشتر مشخص می‌شود. در قسمت هفدهم می‌بینیم که اسپایک و دوستان قارچ‌های سمی را مثل مواد مخدر مصرف می‌کنند. سپس هر کسی خودش را در یک توهمی می‌بیند. مثلاً یک نفر می‌بیند که دارد با یک هیولا می‌جنگد. اما مشاهده اسپایک جالب است، وقتی ماشروم (قارچ) سمی را می‌خورد، ناگهان می‌بیند به سمت آسمان و بهشت یک راه‌پله ایجاد شده و یک صدا هم می‌آید که «تو به سمت بهشت باید بری» و اسپایک شروع می‌کند از این پله بالا رفتن. بعد یک دفعه کات می‌زند به ادوارد (ادوارد یک دختربچه است که اسمش مردانه است) که خودش قارچ نخورده و چون نخورده، می‌بیند که این‌ها در توهم هستند. ادوارد می‌بیند که اسپایک دارد ثابت برای خودش راه می‌رود روی یک پله، ایستاده اما دائم پایش را می‌کوبد و فکر می‌کند که دارد به سمت آسمان و بهشت می‌رود. یعنی کابوب بیباپ این ادراکات ماورایی به ادراکات عجیب و غریبی که آدم‌های معتاد در اعتیادشان به آن دست پیدا می‌کنند را تقلیل می‌دهد.

این مساله با واقعیت تجربیات دینی سازگار نیست. در فرقه‌های معنوی(چه معنویت‌گراهای شیطانی، چه معنویت‌گراهای الهی) بدون استفاده از مواد مخدر و با یک سری ریاضت و سلوک، واقعاً افراد یک سری ادراکاتی پیدا می‌کنند. بنابراین اینکه در فیلم فقط این ادراکات را زمانی می‌بینیم که افراد تحت تاثیر مواد هستند. این همان رویکرد ضد دینی کابوی بیباپ و نگاه ماتریالیستی افراطی است که در فیلم وجود دارد. علی‌رغم اینکه انیمه در مورد فضا و تکنولوژی و… است، باز در سیاره‌های دیگر هم همان سبک زندگی هالیوودی جریان دارد، یعنی اثر هیچ ارتقایی نسبت به پوچ انگاری امروز تمدن مدرن ندارد. تخریب تجربه دینی هم به این مسئله برمی‌گردد. البته این نوع بازنمایی از دین علمی نیست و ما در تجربیات دینی مکرر می‌بینیم که افراد با سلوک، پرده‌هایی از چشم‌شان کنار می‌رود و ماورا ماده را می بیند. پیش از این در دوره «جهان موازی در سینما» گفتیم که از جهت فلسفی و معرفت‌شناسانه، آنچه که ادراک کنیم، واقعیت دارد. امکان ندارد ما چیزی را ادراک کنیم اما واقعیت نداشته باشد. پس این نوع بازنمایی از تجربه دینی مغرضانه و ضد فلسفی است.

IMG 20260202 165157 914 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

چگونه ابرانسان تولید کنیم؟

در قسمت بیستم می‌بینیم که یک کودک از بچگی تحت آزمایش‌های عجیب‌وغریب مخفی بوده و حالا قدرت ماورایی خاصی پیدا کرده و با اینکه سن و سالش کم است، تبدیل به یک قاتل وحشی شده است. این کودک حتی خود اسپایک را هم شکست می‌دهد، ولی بعداً اسپایک می‌تواند او را بکشد. ظاهرش یک کودک است، اما تحت تأثیر آزمایش‌های مخفی قدرت‌های عجیب‌وغریب ماورایی پیدا کرده است. دقیقاً همان مضمونی که در «استرنجر تینگز»(Stranger Things) و «آکیرا» می‌بینیم. این مضمون تحت تأثیر آزمایش‌های مخفی که در آمریکا وجود داشت و دنبال انسان‌های جهش‌یافته بود، شکل گرفت. حکومت آمریکا نیز کاملاً به صورت رسمی دنبال رسیدن به یک ابرانسان بوده و در اسناد CIA هم آمده که امور ماورایی، جادو، مواد و… در این آزمایش‌ها استفاده شده است تا انسان‌هایی با قوای ماورایی به دست آید. این مسئله نیز باز برمی‌گردد به همان نگاه ماتریالیستی افراطی که در تمدن غرب محوریت دارد و در کابوی بیباپ نیز جریان پیدا کرده است. اگر هم کسی قدرت ماورایی دارد، فیلم چگونه آن را توجیه می‌کند؟ می‌گوید این‌ها هم نتیجه آزمایش‌های مادی است. در نهایت نیز این کودک توسط اسپایک کشته می‌شود و قوای خاصش در مقابل قهرمان داستان، توان رقابت ندارد. در این سکانس‌ها نیز تفکر ماده‌گرای افراطی و تقلیل دادن ماوراء ماده به مادیات تبلیغ می‌شود.

IMG 20260202 165201 308 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

نگاه تاریک به انسان

انیمه کابوی بیباپ نگاه بسیار تاریکی به انسان دارد. انیمه کابوی بیباپ می‌گوید این کودک با اینکه بچه است، ولی چون قدرت پیدا کرده، دارد جهان را نابود می‌کند. این نشان می‌دهد که انسان ذاتاً وجودش تاریک است. حتی در دیالوگ نیز جت می‌گوید:«چون بچه‌ی انسان است، احمق و وحشی است و این کار را دارد انجام می‌دهد.» یعنی گویا این طبیعی است که بچه‌ی انسان، به عنوان موجودی تاریک و خون‌ریز، چنین کارهایی انجام بدهد. البته چون بچه‌های دیگری که قدرت ندارند، این کارها را نمی‌کنند. اما اگر قدرت داشتند، مثل این کودک این کارهای مجرمانه را انجام می‌دادند.

این نگاه بسیار تاریک نسبت به حقیقت انسان، توجیه‌گر رذالت‌های انسان‌های دیگر است. یعنی این انسان‌شناسی تاریک، به مجرمان کمک می‌کند که هر جنایتی دلشان بخواهد می‌کنند و بعد بگویند طبیعت انسان جز این نیست! در حالی که ما در طول تاریخ انسان‌هایی را می‌بینیم که هم قدرت دارند و هم به دیگران ظلم نمی‌کنند. بنابراین اگر بخواهیم بررسی آماری داشته باشیم، می‌بینیم که همیشه هم انسان‌های نیک وجود داشتند و هم انسان‌های بدکردار. اگر بخواهیم بر پایه‌ی وجود انسان‌های خبیث، ذات تمام انسان‌ها را تاریک بدانیم، مبتلا به مغالطه تعمیم بی‌جا شده‌ایم.

از طرفی ما در ادیان الهی می‌خوانیم که انسان بر اساس نوعی فطرت الهی شکل می‌گیرد. بله تاریکی هم در وجود انسان‌ها (حال به دلیل کارهایی که نسلشان داده یا خودشان انجام داده‌اند یا دلایل دیگری) وجود دارد، اما این تاریکی قابل رفع شدن است و باید هم رفع بشود. پس اینکه بعضی تاریکی انسان را پذیرفته و می‌گویند:« همینی که هستی باش، همینه دیگه، انسان یعنی همین.» به مغالطه‌ای بزرگ دچار شده‌اند که نتیجه‌ای جز نابودی اخلاق و فردگرایی افراطی نخواهد داشت.

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

معنویت‌های کاذب در سایبر اسپیس

در قسمت بیست‌وسوم، شخصیتی را می‌بینیم که پس از مرگ مغزی، به «سایبراسپیس»(Cyberspace) رفته است. به جای واژهٔ «سایبراسپیس» می‌توان از معادل «رایاسپهر» استفاده کرد؛ یعنی «سپهرِ رایانه‌ای» یا جهان رایانه‌ای. این معادل بسیار گویا و دقیق است، برخلاف اصطلاح «فضای مجازی» که بار معنایی مناسبی ندارد. به هر حال، این شخصیت در آن جهان رایانه‌ای هویتی جدید یافته و حالا خود را بنیانگذار یک دین نوساخته معرفی می‌کند. او پیام‌هایی دربارهٔ «به سوی خدا رفتن» و «معنویت» انتشار می‌دهد، اما در عمل موجب کشتار و خودکشی افراد می‌شود. این موضوع، اشاره‌ای مستقیم به پدیدهٔ «ادیان جدید» در ژاپن و دیگر جوامع است؛ فرقه‌هایی که با ادعاهای معنوی عجیب، پیروان را جذب می‌کنند و گاه به فجایع انسانی مانند حملهٔ گاز در متروی توکیو یا خودکشی‌های دسته‌جمعی در برخی فرقه‌های آمریکایی، منجر می‌شوند.

کابوی بیباپ با نمایش این شخصیت، نقدی بر این گونه جریان‌های معنوی کاذب وارد می‌کند. اما نکتهٔ کلیدی اینجاست که کابوی بیباپ، در نهایت هرگونه باور به امر ماورایی را رد می‌کند. وقتی اسپایک این شیاد را پیدا می‌کند، او به صراحت اعتراف می‌کند که «خدایی وجود ندارد» و می‌گوید: «ما انسان‌ها خدا را می‌آفرینیم چون به او نیاز داریم.» این جمله، تبلور نگاه ماتریالیستی افراطی حاکم بر کابوی بیباپ است. فیلم نه‌تنها ادیان ساختگی، بلکه هر گونه باور به امر متعالی را به عنوان توهمی ناشی از نیازهای روانی انسان تقلیل می‌دهد. این شخصیت، خود، دروغین بودن معنویتش را فاش می‌کند. او در جهان واقعی نوجوانی بیش نیست، اما در سایبراسپیس خود را به شکل پیرمردی عارف جلوه داده است. از دید فیلم، هیچ نیروی ماورایی، چه الهی و چه شیطانی، وجود ندارد.

این رویکرد، برپایهٔ پیش‌فرض ماتریالیسم فلسفی بنا شده است: فقط ماده وجود دارد و آنچه «خدا» نامیده می‌شود، ساختهٔ ذهن بشر است. نقد ما به این دیدگاه (در چارچوب پارادایم عرفانی و فلسفی که دنبال می‌کنیم) این است که ماتریالیسم خود، یک فرض بی‌پایه است. جهان‌های معنوی و ماورایی، بر اساس براهین فلسفی متقن امکان‌پذیر و اثبات شده هستند. بنابراین، تبیین ماتریالیستیِ امر معنوی، نه تنها قانع‌کننده نیست، بلکه ناشی از انکار نظام‌های معرفتی معتبر دیگر است. ماتریالیسم زمانی موجه خواهد بود که نظامی فلسفی ارائه کند و بتواند نظامات فلسفی رقیب خودش را رد کند. امری که تا به حال در آن توفیقی نداشته و به همین علت این انیمه هم به دلیل پیروی از این مکتب سست، از جهت فلسفی، ضعف جدی پیدا می‌کند.

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

وقتی شرقی‌ها غربی‌تر از غرب می‌شوند!

در قسمت بیست‌وچهارم، برای چندمین بار شاهد همان درون‌مایهٔ بازگشت به خویشتن و زندگی روزمره هستیم. شخصیت‌هایی مانند فی، پس از کشمکش‌های هویتی، دوباره به همان چرخهٔ کار و گذران زندگی باز می‌گردند. حتی شعارهای به ظاهر متعالی (مانند ضرورتِ داشتن هدفی بزرگ) در کابوی بیباپ از زبان شخصیت‌های حاشیه‌ای بیان می‌شود. برای مثال، در یکی از قسمت‌ها، یک تروریست ضد نظام سرمایه‌داری، در حالی که می‌خواهد دربارهٔ نقد نظام حاکم بر جهان سخن بگوید، مدام حرفش توسط قهرمانان انیمه قطع می‌شود و هیچ‌کس جدی‌اش نمی‌گیرد! این نشان می‌دهد که کابوی بیباپ تا چه حد جانب‌دارانه از نظام سرمایه‌داری و سبک زندگی هالیوودی دفاع می‌کند که حتی صدای معترض نیز به حاشیه رانده شده و مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

نکتهٔ جالب این است که این نگاهِ ماتریالیستیِ افراطی، در سینمای غربِ معاصر تا حد زیادی جای خود را به گرایش‌های پسامدرن، کابالیستی و معنویت‌گرا داده است. اما ژاپن (به عنوان کشوری که مدرنیزاسیون را دیرتر و به صورت تحمیلی تجربه کرده) گاه در برخی آثار هنری خود، حتی از خاستگاه غربی مدرنیته نیز افراطی‌تر عمل کرده و ماتریالیسم را با شدت بیشتری بازتولید می‌کند. معمولا کشورهایی که به صورت تدریجی مدرن نشدند، کاتولیک‌تر از پاپ هستند و افراطی‌تر از خود کشورهای غربی به مدرنیته و مبانی فلسفی‌اش عمل می‌کنند.

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

چرا تاریکی؟ چون نوری وجود ندارد

در قسمت بیست‌وپنجم، کودتایی در درون مافیا رخ می‌دهد و ویشس(Vicious) قدرت را به دست می‌گیرد. در این موقعیت، ناتوانی نهادهای قانونی(مانند پلیس) در مقابله با تاریکی، آشکار می‌شود. راه‌حلی که فیلم ارائه می‌دهد، «مقابلهٔ تاریکی با تاریکی» است: اسپایک که خود زمانی عضو مافیا بوده، باید برگردد و مافیا را از درون نابود کند. این مضمون که در سینمای غرب بسیار تکرار شده، ریشه در جهان‌بینی‌ای دارد که هستی را یکسره تاریک یا خاکستری می‌بیند(مانند برخی برداشت‌های کابالیستی). در این نگاه، نور اصیل و متعالی وجود ندارد تا در برابر تاریکی بایستد؛ بنابراین، برای مقابله با تاریکی ناچار باید از همان ابزارهای تاریک استفاده کرد و تاریک شد. این، در تضاد کامل با رویکرد ادیان الهی است که به مبارزهٔ «نور با تاریکی» باور دارند.

نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

پوچ زندگی کرد و پوچ مُرد

در قسمت پایانی انیمه کابوی بیباپ، مضمونی شبه‌معنوی مطرح می‌شود. جت نزد اخترشناسی می‌رود که معتقد است هر انسان ستاره‌ای مرتبط با خود دارد و نابودی آن ستاره، به معنای مرگ فرد است. ستارهٔ اسپایک در حال نابودی است و منجم بدین وسیله، مرگ او را پیش‌بینی می‌کند. اما در این سکانس‌ها، هیچ‌گونه معنویتی در خود ندارد. صرفاً نوعی ستاره‌شناسی و برداشتی مادی از مفاهیم معنوی( مانند ستارهٔ بخت یا همزاد)را شاهد هستیم.

در نهایت، اسپایک می‌داند که خواهد مُرد، اما با روحیه‌ای سامورایی‌وار و بدون هراس به استقبال مرگ می‌رود. این پایان، بازتاب همان پوچ‌گرایی حاکم بر اثر است. زندگی چرخه‌ای بی‌معنا از کار و تفریح و گذران روزمره است و مرگ نیز پایان سادهٔ همین چرخه است، بدون هیچ اُفق ماورایی یا زندگی پس از مرگی. این سکانس‌ها هیچ ربطی به شینتوئیسم دین سنتی ژاپنی نداشته و همان ماتریالیسم و ماده‌گرایی را ترویج می‌کند. نکته اساسی این است ماتریالیسم را نمی‌شود از پوچی گرفت و پوچی را نیز نمی‌شود از ماتریالیسم ستاند. ماتریالیسم همیشه پوچی به بار می‌آورد و مخاطب با مرگ اسپایک، به نوعی پوچ‌گرایی فلسفی دچار خواهد شد که ریشه در همان دوری از تفکر الهی و معنوی دارد.

IMG 20260202 165158 024 نقد انیمه کابوی بیباپ (cowboy Bebop)؛ وقتی همه چیز پوچ‌ و ماتریالیستی می‌شود!

جمع‌بندی

در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت کابوی بیباپ جهانی پسا-آخرالزمانی را ترسیم می‌کند که در آن گلوبالیسم و سبک زندگی هالیوودی به طور کامل حاکم شده است. این جهان، بر پایهٔ ماتریالیسم فلسفی بنا شده و هرگونه بُعد ماورایی برای انسان را انکار می‌کند. از این رو، ذات انسان تاریک، زندگی او پوچ و مرگ پایان بی‌امتیاز قلمداد می‌شود. قهرمان داستان نه جهان را نجات می‌دهد و نه به تحولی معنوی می‌رسد؛ بلکه صرفاً در چرخه‌ای تکراری و پوچ قرار داشته و در نهایت، در اقدامی نمادین اما بی‌ثمر، جان می‌سپارد.

کابوی بیباپ از لحاظ فرم و روایت‌پردازی اپیزودیک و شخصیت‌پردازی، نسبتا موفق است؛ اما جهان‌بینی حاکم بر آن بر اساس پیش‌فرض‌های ماتریالیستی و پوچ‌گرایانه‌ای استوار است که در تقابل با دیدگاه‌های الهی و معنوی قرار دارد. همان جریان فلسفی مهم در غرب که در رأس آن جهان‌بینی کابالیستی قرار دارد. این در حالی است که در مقاله‌ی توحید و اسطوره در شرق گفتیم که در ژاپن جریان‌های فکری توحیدی متعددی وجود داشته و دارد و تقلید هنرمندان ژاپنی از تفکرات مشرکانه، اومانیستی و ماتریالیستی غربی نتیجه‌ی تقلید کورکورانه‌ی این افراد و خودباختگی هویتی آنان است.

نوشته های مشابه

‫2 دیدگاه ها

  1. بابا دهنتون سرویس چرا همش عنیمه نقد میکنید. خب یه سایت بزنید مخصوص نقد انیمه دیگه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *