انیمیشن سینمایی
نقد و رمزگشایی انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین (KPop Demon Hunters)

انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین محصول مشترک نتفلیکس و سونی میباشد که توسط سونی تولید و توسط نتفلیکس منتشرشده است. البته نقش نتفلیکس چیزی فراتر از توزیعکنندگی برای این اثر بوده و میتوان گفت تولیدکننده اصلی این محصول، نتفلیکس است. همکاری سونی پیکچرز در این انیمیشن به خاطر صاحب سبک بودنِ سونی صورت گرفته. سونی پیکچرز با انیمیشن مرد عنکبوتی در دنیای عنکبوتی، سبک تازهای در انیمیشن خلق کرد که ترکیبی از عناصر کمیک و انیمیشن و دوبعدی و سهبعدی بود. همین نوع طراحی را در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین را شاهد هستیم.
انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین ازنظر محتوایی و داستانی بیشتر به آثار نتفلیکس دارد شباهت دارد تا سونی. به عبارتی با بررسی و مقایسه این انیمیشن با سایر انیمیشنهای نتفلیکس و سونی میتوان فهمید که صرفاً تولید انیمیشن به سونی سپردهشده و سایر ارکان داستانی و محتوایی مختص آثار نتفلیکسی هستند.
نتفلیکس سابقه درخشانی در ساخت آثار با موسیقیهای جذاب دارد و قبلاً هم آثار مختلفی با محوریت صنعت موسیقی یا سلبریتی ها ساخته (مثل انیمیشن تلما اسب تک شاخ). در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین شاهد اوج گرفتن موسیقیهای نتفلیکس و محوریت آیدل های کی پاپ هستیم. گرچه این انیمیشن انتقاداتی به صنعت کی پاپ وارد میکند و افشاگریهایی را هم انجام میدهد اما مثل انیمیشن تلما اسب تک شاخ یک اثر انتقادی نیست و درنهایت هدفش تطهیر و سفیدشویی کی پاپ است. در ادامه با نقد و بررسی فرم و محتوای انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین همراهمان باشید.
نقد فرم انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین
داستان و درام عالی
نتفلیکس اثبات کرده که حتی با سوژههایی که در ظاهر سناریویی قابل حدس دارند، میتواند داستانی خلق کند که قابل پیشبینی نباشد. انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین هم به همین صورت تولیدشده. پس از معرفی اولیه گروه هانتریکس و ورود قهرمانانه آنها، کمی که از جو اولیه خارج شویم، حس میکنیم که ادامه داستان بهراحتی قابل حدس است (مخصوصاً اگر تریلرهای این اثر را دیده باشید). بااینحال داستان به نحوی پیچش پیدا میکند و به شکلی پیچیدگی شخصیتها را افشا میکند که کاملاً از چیزی که تصور میکردیم فاصله میگیرد.
شاید کلیات حدس ما در مورد داستان کی پاپ شکارچیان شیاطین درست باشد (مبارزه بین قهرمانان کی پاپ و گروه کی پاپ شیطانی) اما پیچشهای داستانی و ظرفیتهای شخصیتها به نحوی فعال و پرداخته میشوند که این قابل حدس بودن داستان، حس کلیشهای بودن را به مخاطب نمیدهد. برای مثال ما شاهد ارتباط خوب رومی و جینو هستیم و فکر میکنیم که این زوج قرار است مثل خیلی از داستانهای دیگر به هم کمک کنند و به نتیجه مطلوب برسند؛ اما اتفاقی که میافتد این است که رومی از جینو رکب میخورد. بااینحال دوباره داستان پیچ میخورد و جینو پس از به دست آوردن روحش آن را به رومی تقدیم میکند.

البته بعضی جاها انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین نمیتواند از کلیشهای شدن فرار کند. مثلاً نیمه شیطان بودن رومی و فروختن روح جینو به شیطان سوژههایی هستند که اتفاقاتی از داستان را برای ما قابل حدس میکند. ما مطمئنیم که قطعاً در حساسترین جای داستان هویت نیمه شیطان رومی لو میرود و دوستانش از او رانده خواهند شد. همین اتفاق هم میافتد اما انیمیشن باکمی پیچش سعی میکند تا مقداری تنوع به این سناریوی قابل حدس بدهد.
بهطورکلی انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین کلیشهای است اما با پیچشهای خاص و تغییرات سریع سعی دارد به مخاطب حس کلیشهای بودن را القا نکند که در برخی جاها به موفق هم بوده.

باگهای داستان کی پاپ شکارچیان شیاطین
پایانبندی این انیمیشن دچار مقداری ابهام است. نمایش حیوانات دستآموز جینو در انتها چه هدفی دارد؟ معمولاً چنین داستانهایی که حول موشکافی چند شخصیت میچرخند، در انتها یک تحول شخصیتی برای کاراکترهای خود در نظر میگیرند. در این انیمیشن هم سعی شده تا این تصور به مخاطب منتقل شود که گروه هانتریکس متحول شدند اما چندان تحول جدی یا خاصی در آنها دیده نمیشود. نمایش این سه نفر که در آخر داستان بین طرفداران خود در جامعه حضور پیدا کردند (قبلاً در جامعه حضور نداشتند یا بهصورت ناشناس حضور پیدا میکردند)، چندان تحول خاصی محسوب نمیشود.
بااینکه در ابتدای داستان شاهد لتوپار کردن چند شیطان در هواپیما هستیم (تیکه شون می کنن) ولی میبینیم که یکی از آنها علیرغم لتوپار شدن، سالم مانده و نزد پادشاه شیاطین بازگشته و سه تای دیگر هم همچنان در حال سقوط با هانتریکس درگیر هستند.
شیاطین روح مردم را به ارباب خود تقدیم میکنند و این باعث مرگ آنها میشود. احتمالاً شیاطین جدید از همین روحهای بلعیدهشده متولد میشوند. بااینکه هانتریکس بهعنوان یک تیم ابرقهرمان در حال نجات جان مردم است، اما چون ما مرگ مردم را به خاطر بلعیده شدن روح حس نمیکنیم و این مفهوم بهخوبی منتقل نمیشود، ارزش کارگروه هانتریکس هم درک نمیشود؛ یعنی مرگ مردم چندان ناراحتی یا احساسات مخاطب را برنمیانگیزد و بهقدری راحت نمایش داده میشود که انگارنهانگار که کسی کشتهشده. حتی هانتریکس هم به کشته شدن مردم واکنش احساسی خاصی نشان نمیدهد. لازم نیست حتماً صحنههای خشن یا دردآوری از مرگ مردم به نمایش دربیاید، اما بالاخره راهی باید وجود داشته باشد تا بلعیده شدن روح مردم حس ترحم یا انتقام به مخاطب منتقل کند.

مهمترین باگ داستان هم این است که چرا شخصیت اصلی یعنی رومی، یکنیمه شیطان است. جینو روح خود را به شیطان فروخته و مشخص است که چرا به نیمه شیطان تبدیلشده، اما در مورد رومی فقط گفته میشود که پدر او یک شیطان است. خب چه رخداده که مادر رومی بهعنوان یک شیطان کش، با یک شیطان وصلت کرده؟ آیا ماجرای مشابهی که بین رومی و جینو رخداده، بین مادر رومی و پدر او هم رخداده؟ داستان چنین سوژه مهمی را حیفومیل میکند. انیمیشن میتوانست چند جا از خاطرات پدر و مادر رومی، کتابچه اسرار بین پدر و مادر رومی یا حتی ارواح آنها استفاده کند تا رابطه بین رومی و جینو بهتر و احساسیتر توجیه شود.
همچنین شاهدیم که رومی از نابود شدن هون مون بعد از افشا شدن بُعد شیطانیاش احساس خرسندی میکند، اما درصحنه بعدی که او را میبینیم، به مبارزه با شیاطین میپردازد و بر آنها غلبه میکند. اینکه چگونه رومی متحول شد و توانست هم به بعد شیطانیاش غلبه کند و هم نگرشش را به مبارزه با شیاطین تغییر دهد، دچار ابهام است و اثر به آن نپرداخته. انیمیشن میتوانست در سکانسی رومی را تنها نشان دهد و با اضافه کردن پدر و مادر او و تأکید روی مسئله احساسی او با جینو، رومی را متحول کند و به مبارزه بفرستد. آنگاه هم ابهامات به وجود آمده حول والدین رومی و تحول او رفع میشد و هم دیدار نهایی رومی و جینو بسیار جذابتر میشد.

ریتم تند
از مهمترین جذابیتهایی که انیمیشنهای جدید سعی دارند رعایت کنند، ریتم تند داستان و متحرکسازی شخصیتهاست. ریتم تند انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین که با ریتم تند آهنگهای پاپ و رپ همخوانی دارد، ازنظر بصری هم برای مخاطب جذابیت دارد و هیجان را بهخوبی منتقل میکند. حجم شخصیتهای فرعی و اشیاء هم در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین بالاست. شلوغ بودن چنین انیمیشنی چه در طراحی لباسها و چه در طراحی محیط کار درستی بوده و مکمل خوبی در کنار ریتم تند این محصول شده.
طنزهای بهجا
در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین بیشترین چیزی که به چشم میآید طنز است. حتی میتوان گفت طنز این انیمیشن از موسیقیاش هم بیشتر دیده میشود. در این انیمیشن هیچ لحظهای نیست که پرت برود و اگر امکان کوچکترین شوخی وجود داشته باشد، از آن استفاده میشود. شوخیها تنوع خوبی هم دارند. هم شوخیهای اسلپ استیک (لودگی) را در این انیمیشن میبینیم و هم استفاده طنز از چهرههای کاراکترها.

ترکیب سبکهای شرقی و غربی
علاوه بر استفاده از سبک سونی (ترکیب دوبعدی و سهبعدی و ترکیب سبک کمیک و انیمیشن)، شاهد ترکیب سبک انیمیشنسازی شرقی و غربی بهصورت همزمان در چهرهپردازی، نمایش ماورا و مبارزه هستیم. ازآنجهت که قرار است انیمیشنی با موضوع کی پاپ (پاپ کرهای) ساخته شود و کشوری که در آن داستان رخ میدهد هم یک کشور شرقی باشد (کره جنوبی)، قطعاً لازم است تا سبک طراحی شرقی به نمایش گذاشته شود؛ اما خلاقیت جذاب این محصول آنجایی نمایان میشود که این سبک شرقی (که به مذاق طیف زیادی از مخاطبین خوش نمیآید) با سبک غربی ترکیب میشود تا مخاطب بینالمللی ارتباط بیشتری با آن برقرار کند.
در سبک مبارزات و نقشهای ابر قهرمانانه هم این ترکیب صورت گرفته. به عبارتی سبک شرقی علاوه بر جذابیتهایی که دارد، همچنان زهری دارد که باعث شده مخاطبین زیادی را از خود دور کند. جذابیتهای سبک شرقی جداشدهاند و نقاط خلأ آنها با سبک غربی پوشانده شده تا یک سبک جدیدِ ترکیبی به مخاطب ارائه شود که آن را پس نزند.
موسیقی کی پاپ
اصلیترین سوژه انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین، موسیقی کی پاپ است. در وهله اول هدف این انیمیشن نمایش و تبلیغ کی پاپ است. بالاخره نتفلیکس بهعنوان یک غول تولید و توزیع آثار نمایشی، قراردادی سنگین با شرکتهای کرهای بسته و انتظار میرفت تا بهزودی شاهد تولید و توزیع آثار نتفلیکس با محوریت کره جنوبی در مدیومهایی جز فیلم و سریال باشیم. از طرفی کی پاپ چند سالی است که جای خود را در موسیقی جهانی بازکرده و طرفداران زیادی را هم جذب کرده. پس قطعاً ساخت محصولات نمایشی با محوریت کی پاپ سود بالایی خواهد داشت.
در بخش محتوایی نقد انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین، به مسئله کی پاپ موشکافانهتر خواهیم پرداخت و بررسی خواهیم کرد که نمایش کی پاپ در این انیمیشن چقدر به واقعیت نزدیک است.
نقد محتوای انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین
سفیدسازی کی پاپ
احتمالاً اصلیترین رسالت انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین، رفع اتهامات کی پاپ کره جنوبی باشد. صنعت کی پاپ یک صنعت شبه بردهداری است که خوانندههای خود را در سختترین شرایط قرار میدهد(منبع). حجم منابع انگلیسی و کرهای که افشاگر فجایع صنعت کی پاپ هستند بهشدت بالاست(نمونه اول، نمونه دوم و نمونه سوم). قراردادهای بین کمپانیها و آیدلها، به طور رسمی به اسم قراردادهای بردهداری مشهور هستند(منبع اول و منبع دوم).
خوانندههای کی پاپ اعتراف میکنند که رژیمهای غذایی طاقتفرسا دارند (تا هیکل شدیداً لاغری داشته باشند)، عملاً در کمپانی زندانی هستند و اجازه رفتوآمد آزاد حتی با خانوادههای خود را ندارند، حق داشتن رابطه عاطفی یا عاشقانه بدون نظر کمپانی را ندارند، تحت نظارت شدید مدیر برنامههای خود هستند، باید از سنین بسیار پایین با گذراندن آزمونهای بسیار سخت وارد صنعت موسیقی کی پاپ شوند و تا مدت کوتاهی هم میتوانند روی بورس باشند، تمارین بسیار طولانیمدت و پیاپی را برای اجرای کنسرتها و اجراهای زنده انجام میدهند و حتی ممکن است ساعتها گرسنگی بکشند(منبع).
در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین تمام این موارد معکوس نمایش داده میشوند. شاهدیم که اعضای سهنفره گروه هانتریکس چندین بار حجم بالا و متنوعی از غذاها را تناول میکنند که برعکس قضیه رژیمهای طاقتفرسای واقعی خوانندگان کی پاپ است. در این انیمیشن میبینیم که اعضای گروه هر وقت که بخواهند هر جا که دوست داشته باشند میروند (چه برای گشتوگذار و چه برای شکار شیاطین)، بااینکه در واقعیت آیدل ها زندانی هستند و بدون اجازه کمپانیهایشان حق ندارند جایی بروند. ما میبینیم که اعضای هانتریکس از اعضای ساجا خوششان میآید و رومی (شخصیت اصلی) با جینو (خواننده اصلی گروه ساجا) یک رابطه دوستانه برقرار میکند، این هم برعکس واقعیت است چون کمپانیها روی روابط دوستانه، عاطفی، عاشقانه و حتی خانوادگی خوانندههایشان نظارت دارند.
هانتریکس برعکس واقعیت صنعت کی پاپ، تحت نظارت شدید مدیر برنامهاش نیست و میبینیم که مدیر برنامه آنها در خدمت هانتریکس قرار دارد، در واقعیت خوانندهها تحت شدیدترین نظارت کمپانیها و مدیران قرار دارند و نمیتوانند خارج از هیچ برنامهای عمل کنند، اما در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین، گروه هانتریکس هر کاری دلش بخواهد خارج از برنامه انجام میدهد (جلو انداختن پخش یک موسیقی یا لغو برخی رویدادها).

تمارین طاقتفرسا و طولانیمدت در این انیمیشن جایی ندارند و ما صرفاً شاهد چند تمرین ساده کوتاه هستیم. اتفاقاً بیشتر وقت گروه هانتریکس به کارهایی جز ترانهخوانی میگذرد. هیچ خبری هم از افسردگی و شرایط سخت روانی خوانندهها نیست. بااینکه در کی پاپ خوانندهها از شدت افسردگی، سختی کار و حتی مشکلات روانی، خودکشی میکنند، اما در کی پاپ شکارچیان شیاطین هیچ خبری از این موارد وجود ندارد.
البته که صنعت کی پاپ به جنسی سازی رقصها و مجبور کردن آیدل ها به انجام رفتارهای جنسی هم محکوم است(منبع اول و منبع دوم) و این تنها اتهامی است که انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین آن را رد نمیکند. ما شاهد هستیم که گروه هانتریکس و لباسهای نیمه برهنه به تن میکند که شدیداً هم چسبان هستند و رقصهایی که انجام میدهند، رنگ و بوی رقصهای جنسی دارد. گروه پسرانه ساجا هم همینطور است و ازنظر ظاهری شاهدیم که روی اندام اعضای این گروه تأکیداتی صورت میگیرد و حتی اعضای هانتریکس واکنشهای شدیدی به این مسائل جنسی میدهند.

در آخر اینکه خوانندههای کی پاپ به خاطر رژیمهای غذایی سخت و داشتن اندام نحیف، اصلاً توانایی مبارزه ندارند. مخصوصاً در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین شاهد هستیم که اعضای گروه هانتریکس، اندامی بهشدت ترکهای و لاغر دارند. چنین بدنی قدرت مبارزات سنگینی که در انیمیشن نمایش داده میشود را ندارد و ما شاهد یک اغراق شدید هستیم که نه به فیزیک شخصیتهای داخل انیمیشن میتوان آن را نسبت داد و نه میتوان به آیدل های واقعی چنین نگاهی داشت.
قهرمان سازی از کی پاپ
از قدیمالایام اشخاص مشهور توسط طرفداران به شکلهای اغراقشدهای مورد تحسین قرار میگرفتند. به دلیل شهرتی که کی پاپ در این چند سال پیداکرده، شاهد تحسینهای اغراقشده زیادی از سمت آرمیها برای آیدل ها هستیم. انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین پا را در اغراق کردن شدیداً فراتر گذاشته و عملاً جهانی را مختص کی پاپ خلق میکند که خوانندهها در آن قهرمان هستند. در این جهان دورانی تاریک وجود داشته که یک شیطان به اسم گوئی_ما از روح مردم تغذیه میکرده. گروههای خواننده و مبارز سهنفره برای مقابله با این شیطان پدید آمدند و علاوه بر کشتن شیاطین، با ترانههایشان حفاظی برای جلوگیری از نفوذ شیاطین ایجاد کردهاند.
چنین جهان سازی مختص تقدیر و بالا بردن ارزش کی پاپ است. شهرت کی پاپ باعث شده تا سوژهای پردرآمد برای کمپانی تولیدکننده باشد و اگر بالاترین سطح تقدیر را از کی پاپ انجام دهد، طرفداران کی پاپ استقبال بالایی از آن خواهند داشت.
اگر بخواهیم بهصورت نقادانه به این قهرمان سازی نگاه کنیم، بااینکه این انیمیشن سوژه جذابی دارد اما قهرمانهای خوبی به مخاطب معرفی نمیکند. محوریت قهرمانها ترانهخوانی آنهاست و هیچ جایی برای صفات اخلاقی مثبت یا هر ویژگی باطنی مثبتی نیست. معمولاً الگوها باید حداقل در اخلاق و رفتار دارای ویژگیهای مثبت باشند، اما گروه هانتریکس جز ترانهخوانی و وظیفهای که برای نابودی شیاطین بهشان محول شده هیچ ویژگی دیگری ندارد.
خوانندگان کی پاپ هرچقدر هم که در رقصیدن و ترانهخوانی خوب باشند، در آخر جز یک رقاصه یا خواننده چیز دیگری نیستند. الگوسازی و قهرمان سازی از این اشخاص در راستای ترویج و تبلیغ کی پاپ است. نتفلیکس قصد دارد با تبلیغ کی پاپ به گسترش هرچه بیشتر این صنعت کمک کند تا برای کمپانیهای سرمایهداری ازجمله خودش درآمد بیشتری داشته باشد. این وسط مخاطبینی که تحت تأثیر چنین محصولاتی سلبریتی های صنعت کی پاپ را بهعنوان الگو انتخاب کردهاند، درعینحالی که یک الگوی ناقص به خوردشان دادهشده، پولهایشان هم به جیب کمپانیهای سرمایهدار (که از خوانندههای بیچاره بهرهکشی حداکثری میکنند) سرازیر خواهد شد.

جهان موازی جن و انسان
سوژه اصلی انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین مبارزه بین انسانها و اجنه (همان شیاطین) است که بارها این سوژه را در انیمیشنها و انیمه های شرقی مشاهده کردهایم. شمایل شیاطین در این انیمیشن بسیار شبیه به شمایل فولکلور شرقی میباشد. شیاطین در این انیمیشن با نگاه اسطورهای و برگرفته از اساطیر شرقی به تصویر کشیده شدهاند. بااینکه ماجرای مبارزه انسانها و شیاطین سوژهای پرتکرار محسوب میشود، اما چون این سوژه با خوانندههای کی پاپ و سایر جذابیتهای داستانی و بصری همراه شده، برای مخاطب کلیشهای نیست.
در محصولات رسانهای، مبارزه بین شیاطین و انسانها معمولا وظیفه جادوگران، عارفان، روحانیون دینی یا جنگجویان بوده است. اکثر اوقات هم گروهی متشکل از تمام این اقشار به مبارزه علیه شیاطین میپردازند. مخصوصا زمانی که قرار باشد حفاظی برای مقابله با شیاطین درست شود، یک عارف، روحانی یا جادوگر باید حضور داشته باشد. منتها در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین میبینیم که این حفاظ توسط ترانهخوانی به وجود میآید و خبری از قدرتهای ماورایی مرسوم یا معنویت نیست.
هون مون طلایی و تأثیر موسیقی
هدف اصلی گروههای خواننده سهنفره، به وجود آوردن هون مون است. حفاظی در برابر شیاطین که با متصل کردن قلب و روح انسانها به وجود میآید. آوازخوانی این دختران باعث اتصال قلبها و روحها میشود و همین باعث به وجود آمدن حفاظ است. نهاییترین سطح این حفاظ هون مون طلایی است که شر شیاطین را برای همیشه کم میکند.
گروه هانتریکس به هون مون طلایی بسیار نزدیک شده و در بین تمام نسلهای خوانندههای پاپ، این گروه کی پاپ است که توانسته به چنین درجهای برسد. طرفداران زیاد هانتریکس و علاقهای که به این طرفداران به هانتریکس دارند عامل طلایی شدن و تکمیل شدن هون مون است؛ یعنی خوانندهها باید علاقهمندان و دوستداران هرچه بیشتری را جذب کنند. رابطه عاطفی بین هانتریکس و طرفداران عامل به وجود آمدن هون مون و درنتیجه عامل محافظت از مردم در برابر شیاطین است.

پس به عبارتی علاوه برجهان سازی قهرمانانه برای خوانندههای کی پاپ، شاهدیم که مخاطب هم به طرفداری از این گروهها ترغیب میشود. همچنین این انیمیشن در حال بالا بردن جایگاه طرفداران فعلی کی پاپ و آرمیها هم هست تا برای ادامه روند هواداری آنها، به آنها یک نقش قهرمانانه مهم برای ایجاد حفاظی در برابر شیاطین بدهد. موسیقی هم به ارج بسیاری دست پیدا میکند و شاهدیم که عامل حفاظت از انسانها در برابر جنیان معرفی میشود (بااینکه طبق گزارههای دینی و اسطورهای، یکسری اعمال مذهبی و معنوی مثبت یا منفی عامل دفع شیاطین هستند نه آواز خواندن).

نیمه شیطان
گوئی ما پادشاه شیاطین است و سایر شیاطین بردههای بیاختیار و حلقهبهگوش او هستند که وظیفه تغذیهاش رادارند. این شیاطین هدفی جز شکار انسانها ندارند و نمیتوان به هیچ طریقی با آنها مصالحه کرد؛ اما بین این موجودات اهریمنی، انسانهایی هم وجود دارند که علاوه بر رگ انسانی، رگ شیطانی هم دارند و نیمه شیطان هستند. رومی و جینو نیمه شیطان (یا نیمه انسان) هستند. چگونگی نیمه شیطان شدن رومی کاملاً نامشخص است اما جینو شخصی است که برای رفاه در دنیا روحش را به شیطان فروخته. حال رگ شیطانیاش به رگ انسانیاش غلبه کرده و مجبور است تا برای فراموش کردن گناهان خود، به شیطان خدمت کند.
مسئله فروختن روح به شیطان مسئلهای مشهور است که بحثهای گوناگونی حول محور آن وجود دارد. مشهورترین داستان فارسی در این حوزه مرتبط با ماجرای ضحاک ماردوش است. این مسئله تقریباً در تمام ملل وجود دارد و برای همه شناختهشده است. جینو برای زندگی دنیایی روحش را به شیطان فروخته، اما شیطان نامرد است و بهطور صددرصدی جینو را خوشبخت نکرده. جینو مجبور شده تا خانوادهاش را ترک کند و این عذاب وجدان تمام خوشیهای دنیایی را از او گرفته.

جدا از بررسی مسئله فروش روح به شیطان و آثار دیگری که به این مسئله پرداختهاند، نکتهی مهم شیوه آزادی روح جینو از چنگال شیطان است. جینو با شنیدن ترانه رومی و به خاطر رابطه احساسی که با رومی ایجاد کرده بود، روحش را پس میگیرد (واقعاً دلیل منطقی نیست) و با فداکاری برای رومی رستگار میشود. شاید اینجوری تمام کردن داستان (فراق رومی و جینو) داستان را از کلیشه پردازی دور کند، اما دلیلی منطقی برای آزاد شدن روح جینو نمایش داده نشد و به مسئله فروش روح به شیطان خیلی سادهانگارانه نگاه شد. به عبارتی نتفلیکس ادعا میکند که موسیقی با چاشنی عشق به یک خواننده، میتواند حتی روحهای فروختهشده به شیطان (بالاترین حد فلاکت) را آزاد کند! همچنین جینو انسانهای زیادی را خوراک گوئی ما کرده بود، او چگونه از زیر بار این گناه فرار کرد؟

واقعیت کی پاپ از زبان شیطان
نکته بسیار جالب انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین، بیان کردن هدف صنعت کی پاپ از زبان شیاطین است. در ترانه پایانی گروه ساجا این مسئله بهطور شفاف نمود پیدا میکند. البته که شیطنت نتفلیکس دقیقاً همینجاست و بابیان کردن این رفتار ناخوش آیند صنعت کی پاپ از زبان شیاطین، کاری میکند تا مخاطب توجهی به اهداف پلید این صنعت نداشته باشد. از آنسو که گروه ساجا شخصیت منفی داستان محسوب میشود و در اجرای آخر با ظاهری شیطانی و تاریک روی سن ظاهرشده، هر ترانهای هم که بخواند و محتوای ترانه هر چیزی هم که باشد، باعث روشنگری مخاطب نمیشود و قرار نیست مخاطب از زبان شخصیتهای منفی داستان حقیقت را بپذیرد.

به عبارتی نتفلیکس در ترانه پایانی گروه ساجا حقیقت شوم پشت پرده کی پاپ را برملا میکند، اما چون این افشاگری از زبان شیاطین صورت گرفته، باعث دفع مخاطب از این صنعت نمیشود. بااینکه میدانیم هدف از بیان واقعیت پشت پرده کی پاپ از زبان شیاطین، افشاگری علیه کی پاپ نیست و هدف همچنان تطهیر صنعت کی پاپ است، اما بررسی سکانس پایانی گروه ساجا اطلاعات جالبی در مورد پشت پرده کی پاپ ارائه خواهد داد. ترانه پایانی محتوایی دوپهلو دارد که هم آن را میتوان به صنعت موسیقی کی پاپ نسبت داد و هم بهگوئی ما. هردو برداشت صحیح هستند چراکه قرار است از زبان شیطان پشت پرده کی پاپ افشا شود. متن ترانه پایانی ساجا به شرح زیر است:

در این ترانه بهوضوح میبینیم که خوانندهها موسیقیهایشان را بهعنوان نوعی مخدر توصیف میکنند. مخدری که مخاطب باید بیوقفه از آن استفاده کند و تمام فکر و ذکرش را تسخیر کند. این مخدر باعث وابستگی مخاطب به خوانندهها میشود. حال این خوانندهها کسانی هستند که خود را پناهگاه و دوستدار مخاطب معرفی میکنند و حتی بیان میکنند که گناهان مخاطب را هم دوست دارند. منتها اینیک فریب است و هدف اصلی دزدیدن چیزی است که از طلا و قدرت هم ارزشمندتر است؛ روح. خوانندهها میخواهند روح مخاطبین را به دست آورند. در داستان منظور تصاحب ارواح مردم توسط گوئی ما است اما در واقعیت منظور همان تأثیری است که موسیقی روی روح مخاطب میگذارد. انگار که آیدل ها همانند شیطان روح مخاطبین را با مخدری به اسم کی پاپ تصاحب میکنند. مخدری که خیلی قویتر از مواد مخدر شناختهشده است چراکه مواد مخدر جسم و مغز انسان را تصاحب میکنند اما کی پاپ روح را تصاحب میکند.

سپس بیان میشود که مشکلات و دردهای مخاطب چندان اهمیتی هم برای آیدل ها ندارند. این موارد سوژههایی هستند که آیدل ها به کمک آن وایرال و ترند میشود و بهطورکلی مخاطب صرفاً ابزاری برای پیشرفت آیدلهاست نه بیشتر. در ادامه هواداران بهعنوان یک موجودی که به اسارت درآمده و تسلیم آیدل ها شده توصیف میشود. جالب است که حین خوانده شدن این ترانه، چند بار هواداران به نمایش درمیآیند که حالتی مسخشده دارند که تائید کننده محتوای ترانه باشد.

با بازگشت رومی، نقشه شیطان خراب میشود و طرفداران نجات پیدا میکنند. اینگونه آن نگاه منفی، شهرت طلبانه و هوس آلود در صنعت کی پاپ کاملاً پاک میشود و انیمیشن ادعا میکند که این نگاه نابودشده و دیگر وجود نخواهد داشت.

قربانگاه
گروه ساجا با کمک گوئی ما، در گوش مردم زمزمهای شیطانی میکنند که باعث میشوند مردم به سمت استادیوم اجرای آنها بروند. این زمزمهها از خلأهای درونی و عاطفی افراد سرچشمه میگیرد. به عبارتی شیطان از کمبودهای افراد استفاده میکند و با وعده حل مشکل درونی مردم، آنها را به سمت قربانگاه میکشاند. کی پاپ هم مثل شیطان ادعا دارد تا خلأهای درونی طرفدارانش را پر میکند و بسیاری از نوجوانان به دلیل خلأهای عاطفی یا هویتی به کی پاپ جذبشدهاند، اما درنهایت هیچچیز عاید هواداران نمیشود و فقط قرار است از آنها برای درآمدزایی استفاده شود.
جمعیت عظیم داخل استودیو برای آیدل های شیطانی هیچ اهمیتی ندارد و قربانیهایی هستند که باید بهگوئی ما تقدیم شوند. این نمادی از سواری گرفتن کمپانیها از هواداران است که با سرگرم کردن آنها به موسیقی و ترانه، در اصل در حال چپاول و سوءاستفاده از آنها هستند.
البته که در اساطیر قربانی کردن برای شیاطین مسئلهای بسیار خاص و پر از اطلاعات گوناگون است، اما چون مطرح کردن مباحث اساطیری در تحلیل محتوای این سکانس تأثیر چندانی ندارد از ارائه این اطلاعات صرفنظر میکنیم.
حدود نامشخص اخلاقی
در این انیمیشن جبهه خیر و شر از اول مشخص هستند و در کنار اینها ما دو شخصیت خاکستری (رومی متمایل به خیر و جینو متمایل به شر) داریم. پس قرار نیست با حدود اخلاقی خاص بین دو جبهه خیر و شر تمایز قائل شد و صرفاً از روی ظاهر (شیطان بودن یا انسان بودن) میتوان خوب و بد را تشخیص داد. هیچ انسان بدی وجود ندارد و هیچ شیطان خوبی هم وجود ندارد. نیمه انسانها هم درنهایت در مسیر درست فعالیت میکنند (حتی جینو که متمایل به شر بود)؛ یعنی نیمه انسانها هم چون یک رگ انسانی دارند درنهایت رستگار میشوند.
در انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین معیارها و ملاکهای اخلاقی تراز مطرح نمیشوند و این محصول سعی دارد تا ملاکها و معیارهای مدنظر خودش را اعمال کند. انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین در وهله اول میگوید که لازم نیست اعضای گروه هانتریکس بینقص باشند. آنها میتوانند عیب و زیبایی را باهم داشته باشند و نیازی به پنهان کردن عیبها نیست. همین پنهانکاری باعث اختلاف بین اعضای هانتریکس میشود. به عبارتی پنهانکاری یک معیار نادرست شناخته میشود.
نفرت و دروغ مفاهیم دیگری هستند که بهعنوان ملاکهای اخلاقی نادرست شناخته میشوند. چون درنهایت موسیقی سرنگونی که آهنگی پر از تنفر است، توسط دو شیطان تغییر شکل یافته خوانده میشود. نفرت حتی اگر نسبت به شیاطین هم باشد بد است.
بهطورکلی حدود و خطوط اخلاقی که این محصول مطرح میکند بهشدت سطحی و حداقلی هستند؛ یعنی تلاش چندانی برای جا انداختن چند فضیلت اخلاقی درستوحسابی و تقبیح چند رذیلت اخلاقی سطح بالاتر، انجامنشده و به همان مفاهیم حداقلی دروغ، نفرت، پنهانکاری و دوستی بسنده شده است. نهایت تلاش این انیمیشن در مباحث اخلاقی آنجایی است که قصد دارد عیبها و زیباییها را مکمل هم و در کنار هم معرفی کند. بهعبارتی اوج نبوغ تولیدکننده همین است که ایرادات یک شخص را در کنار کمالات او مهم جلوه دهد و بحث اخلاقی بالاتر از این در توانش نیست. گرچه همین مطلب را هم نمیتواند اثبات کند چراکه درنهایت بُعد شیطانی رومی محو میشود و قبل از آنهم بُعد شیطانی او خللی در نقش قهرمانانهاش ایجاد نکرده بود.

سبک زندگی غربی
انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیاطین پر است از المانهای معروفی که مروج سبک زندگی غربی هستند. لباسهای زیاد شخصیتها (چه خانگی و چه لباس رسمی)، مصرف بیشازاندازه خوراکی و غذا، رقصهای جنسی (هم مردان و هم زنان)، تجملگرایی، خانواده نداشتن شخصیتهای اصلی و نمایش سرگرمی محور بودن جامعه (ما مردم را فقط در حال تماشای نماهنگها و کنسرتها میبینیم و هیچوقت آنها را در حال کار روزمره نمیبینیم)، المانهایی هستند که نمایشدهنده سبک زندگی غربیاند. اصلیترین المان سرگرمیهای عبث و بیهوده هستند. در این انیمیشن مردم کره جنوبی، کشتهمرده کی پاپ هستند و همه مردم در همهجا پیگیر اخبار و اتفاقات این صنعت هستند.
گرچه انیمیشن این سرگرمی محوری را تبلیغ میکند و حتی آن را برای مقابله با شیطان ضروری نشان میدهد، اما واقعیت این است که سرگرمی بیشازاندازه باعث زوال عقل میشود. ملتی که تمام فکر و ذکرش سرگرمی باشد، به سرنوشت پینوکیو و دوستانش دچار خواهد شد که به خاطر بازی بیشازاندازه در شهربازی به الاغ تبدیل شدند. الاغهایی که بهترین نیروی کار برای سرمایهداران هستند. به همین دلیل سرمایهداران با گسترش هرچه بیشتر مراکز سرگرمی، به دنبال تسلط بیشتر روی جوامع هستند تا بهرهوری بیشتری از آنها داشته باشند.

دادن نقش قهرمانانه به فندوم
جمع شدن هواداران و همدلی آنها با موسیقی هانتریکس است که باعث میشود هون مون تقویت شود. در آخر هم پشتیبانی هواداری (ها ها کردن!) باعث میشود تا رومی قدرت گرفته و شیطان را نابود کند. به عبارتی نیازمندی صنایع سرگرمی به هواداران برای بقا مشخص است. در اینجا سعی شده با اعطای نقش قهرمانانه (هرچند محدود اما حساس) به فندوم، به طرفداران نقشآفرینی فعالانه داد تا طرفداری از خوانندههای صنعت کی پاپ جذابیت بیشتر و حس بهتری داشته باشد.


















و یه چیز دیگه✋️کمپانی های موسیقی کره جنوبی،هیچ ربطی به امریکا ندارن و تنها هدفشون پول دراوردنه و پولشون هم فقط میره تو جیب سهامداران و کارکنان همون کمپانی😐اگر هم امریکا باهاشون همکاری کنه،باز هم هدف آمریکا باز همون پوله😐💔کلا سیستم دنیا از اون چیزی که شما فکر میکنید خیلی ساده تره😐😐😐
نه متاسفانه اطلاعاتتون غلطه
همین نتفلیکس با کمپانی های کره ای قراداد گنده ای بسته و می تونید توی اخبار خبرش رو به راحتی پیدا کنید. بستر انتشار آثار فراوونی از کره جنوبی هم توسط توزیع کننده های آمریکایی تامین میشه که می تونن بیشتر سود رو برای خودشون کنن و به تولید کننده ندن. اینم در نظر داشته باشید که سهامدارای اصلی این کمپانی های کره ای آمریکایی هستن.
از طرف دیگه اینکه شما به صنعت موسیقی نگاه تک بعدی دارید درست نیست. بخشی از موسیقی حتما اقتصاد و پوله اما این تمام صنعت موسیقی نیست. خیلی از موسیقی های همین بی تی اس هست که کلی نمادگرایی های خاص داره یا حتی توی موسیقی paid piper مفهوم مشابهی مثل موسیقی your idol همین انیمیشن رو می رسونه.
کلی منبع کره ای و انگلیسی توی همین مقاله گذاشتیم از خبرگزاری ها و خبرنگاران معتبر گرفته تا ویکی پدیا. در مورد این مسائل منابع و مطالب خیلی زیاد هستن و اگر اهل تحقیق هستید توصیه می کنم حتما مطالعه کنید.
درک می کنم ممکنه به چیزی علاقه مند باشید ولی علایق ما نباید چشممون رو به روی حقیقت ببنده و باید با تحقیق و سند صحبت کنیم.
سلام و عرض تشکر بابت مطلب که ارزشمند بود این نکته هم باید اضافه کرد که اثر دنبال جا انداختن قهرمانانی است که یک رگه شان به عالم اجنه پیوند خورده و اثر ارتباط با عالم اجنه رو هم تبلیغ میکنه راستی صداپیشه نقش گوئی ما لی بیونگ هون است که بیشتر با همان نقش منفی بازی مرکب شناخته می شود ولی بازیگر برجسته ایه و در فیلم های منطقه امنیتی مشترک ، زندگی تلخ و شیرین ، خوب بد عجیب ، بالماسکه ، آرمان شهر بتنی و من شیطان را دیدم ایفای نقش کرده ایکاش به سراغ نقد این آثار هم می رفتید
باز هم تشکر
دوست عزیز یعنی شما میگی غربی ها اصلا به مسائل ماورالطبیعه اعتقاد دارن که اصلا بخوان عادیش کنن؟😐
سلام علیکم
برای این راحت می تونید تحقیق کنید. فراوون مکاتب انحرافی عرفانی توی غرب هست
تنها چیزی که بهش اعتقاد ندارن یا باهاش مقابله می کنن همین توحید و خداپرستیه مگرنه ماورا رو میشه به موجودات ماورایی دیگه هم ربط داد مثل اجنه و شیاطین
من یک عالمه کامنت گذاشتم چرا هیچکدومو انتشار نمیدید نامرد ها😭😭😭😭😭😭ترو خدا انتشار بدیییییید😭😭😭😭💔
خب یکم صبر کنید اون ساعتی که شما کامنت گذاشتید ما خواب بودیم تازه بیدار شدیم
حاجی نفستون حق
ان شاءالله همه کسایی که توی عرصه “جنگ” نرم فعالیت میکنن خصوصا تیم آینقد با قوت ادامه بدن و رشد کنن
🙂
.
.
.
༺ان تنصرالله ینصرکم༻
مغزم پوکید
هوف.
یالا یالا انیمه دوئل می کرای میخوایم 🗿🔪
ممنون از زحماتتون خسته نباشید واقعی
عام یه چیزی به ذهن من خطور کرد.
گروه هانتریکس سه نفر بود
یکی که لیریک نویس بود توی آمریکا بزرگ شده میشه گفت که یه جورایی داره بهمون میگه لیریک هاشون درون مایه این گروه از فرهنگ آمریکا هست نه کره
اون یکی که دنسر بود با خانواده اش مشکل داشت
اون حرکات رو براشون معلوم میکرد
میشه گفت میخواد غیر مستقیم بگه که کیپاپ شاید با خود کره هم مشکل داره خیلی تریاکی فضایی شد میدونم فقط تو دلم مونده بود
سلام علیکم
اینکه کی پاپ شدیدا شبیه به آمریکاست و فرهنگ اونا رو نشون میده بخاطر تقلید کره از آمریکاست. یعنی در رسانه و فرهنگ دنباله روی آمریکا شدن بخاطر همین بیشتر مروج فرهنگ آمریکان تا کره
سلام من قصد دارم یه داستان علمی تخیلی در مورد وقایع حال حاضر جهان و همینطور ظهور یک منجی که جهان رو تغییر میده بنویسم. شاید با این حرکت بشه ذهن آزادی خواهان جهان رو اندکی برای قبول کردن منجی عالم هستی آماده کنیم . میشه بهم کمک کنید. اگه بشه داستانم رو نقد کنید و همینطور در نوشتن جزییات داستان بهم کمک کنید واقعا ممنون میشم
سلام علیکم
تا الان برای 3 نویسنده چنین کمکی ارائه دادیم و کتاب یکیشون هم چاپ شده
به آیدی ایتای داخل بخش تماس با ما پیام بدید کمکتون میکنن
خسته نباشید تحلیل جالبی بود. کاش سراغ انیمه تاکوپی هم برید چون خیلی سر و صدا کرده و بنظرم جای بررسی داره … هر چند بنظرم کمی اوریتده که البته دلیش هم مشخصه ، اینطور آثار توی مانگا ها زیادن ولی به ندرت یکیشون انیمه میشه و وقتی یه همچین چیزی میسازن ملت کف و خون قاطی میکنن ، البته خودمم امیدوارم که محبوبیت این اثر باعث بشه مانگاهای این سبکی بیشتر انیمه بشن مخصوصا پون پون
سلام علیکم
تاکوپی همین امروز منتشر میشه و پون پون هم در حال نقده و به زودی اونم منتشر میشه
سلام و خسته نباشید، قبلا سایت آی نقد خیلی بیشتر روی نکات و پیام های مخفی، نماد ها، کابالا، فراماسونری و… یک انیمیشن یا فیلم تمرکز داشت، اما الان احساس میکنم خیلی کمتر شده و مثل سایت های نقد معمولی صرفا روی ساختار اثر تمرکز داره، نقد محتوایی هم نهایتا کمی چاشنی ضد استکباری داره. به طور کلی خیلی مثل قبل برسی نماد ها و نکات پنهان رو نمیبینیم نمیدونم علت این موضوع عوض شدن نویسنده ها هست یا نه. تنها اثر خوبی که به تازگی منتشر کردید و واقعا تخصصی کار شده بود نقد بازی allah)
41148) بود.
سلام علیکم
تمام اثار نمادگرایی های این مدلی ندارن و آثار زیادی هم هستند که توی مسائل دیگه ای مثلا توی حوزه سبک زندگی محتوا دارن. قرارم نیست چیزی به اثر بچسبونیم اگر یک انیمیشن چنین چیزی نداشته باشه نمیشه اینجوری نقدش کرد. البته که ماهی حدودا سه تا مقاله توی این حوزه ها داره منتشر میشه مثل بچه رزماری و حتی ریشه شناسی زامبی ها
بنظر من این انیمیشن خیلی جذاب بود طوری که از کوچک تا بزرگ جذب آهنگ های قشنگ و سکانس های رنگا رنگش میشن ولی در حقیقت یک سفید شویی الکی و بییخود از کیپاپ بود.
حدس میزنم خود خواننده های کیپاپ هم از دیدن این انیمیشن کلی حرص خوردن، چون تمام بلا ها و بدبختیایی که سرشون میاد رو برعکس نشون داده بودن😂
آهنگ خواندن برای نابودی شیاطین تو دنیای باربی ها شاید قابل قبول حساب بیاد ولی از یک اثر نتفیلیکسی دور از تصور بود.
در کل بعنوان یک کیپاپر از آهنگ ها و طراحی لباس های این اثر لذت بردم ولی واقعا محتوای ارزشمندی نداشت.
نقد شما هم بجا بود.
ببخشید فقط میخوام بدونم قسمت 2 ساخته میشه یا نه 17 سالمه عاشق این فیلم شدم 🗿🥲🫡
آی نقد نیوز رو دنبال کنید اگر خبری بشه می ذاریم: https://eitaa.com/inaghd_news
سلام
خیلی مطالب خوب و هوشیار کننده ای بود
اگه میشه در مورد فیلم زشت ها هم بنویسید
سلام خسته نباشید
در رابطه با کیپاپ میخواستم بپرسم ترجیحا بی تی اس
ایا به نظر شما این گروه شیطان پرستیو ترویج میکنه یا اهنگاشون چیز خاصی داره؟
چون من واقعا به خاطر استعدادشون دنبالشون میکنم
و همیشه هم معنی اهنگاشونو میخونم و چیز خاصی نمی بینم حتی تو موزیک ویدئو هاشون
اما من خیلی میشنوم که یه سریا همش میگن اینا شیطان پرستن و اهنگاشون ویورسش مطالب شیطانی رو دنبال میکنه و خیلی ذهنم رو درگیر کرده
سلام علیکم
کلا توی سبک هنری غربی که کی پاپ هم داره از همون تقلید می کنه، خواسته یا ناخواسته به دلایل خیلی مختلفی ممکنه مضامین شیطانی وجود داشته باشه. چون برخی مکاتب هنری ریشه شون چیزهایی مثل اومانیسم، ضدیت با کلیسا و ضدیت با دین بوده پس بدیهیه توشون مسائل شیطانی(چه شیطان رجیم چه شیطان نفس) وجود داشته باشه. اما اینکه خود پرستش شیطان رو بخوان تبلیغ کنن بعیده. یحتمل قضیه همون تقلید کورکورانه از غربه و همین تقلید باعث شده تا مضامین شیطانی و آسیب زا رو منتقل کنن. در اصل هم پرستش شیطان رجیم در آثارشون ترسیم نشده بیشتر پرستش نفس و شیطان درون دیده میشه
با توجه به سطح هوششون به احتمال 90 درصد اصلا خودشونم نمی فهمن چی میخونن و مثل موم توی دست طراحان نمایش ها و ترانه ها نرم هستن. این افراد عروسک های خیمه شب بازی سن نمایش هستن و اگر چیزی باشه پشت پرده باید دنبالش باشیم که دلیل نمایش چنین چیزهایی تقلید کورکورانه از غربه نه چیز دیگه