فیلم سینمایی

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

آمریکا سرزمین فرصت‌هاست، مخصوصا برای دزدها

فیلم سینمایی گرگ وال استریت از آن دسته فیلم‌های کثیفی است که به خاطر صحنه‌های جنسی، نمایش مصرف مواد مخدر و ادبیات زننده خود مخاطب بسیاری را جذب کرده. این فیلم از نمونه‌های موفق کمدی‌های مبتذلی است که صرفاً با نمایش تجملات، نمایش جنسی زنان، نمایش کالاهای لوکس و زندگی پولداری، قصد دارند مخاطب جذب کنند. از این نمونه آثار در سینمای جهان و حتی سینمای ایران کم نیستند. فیلم‌هایی که هیچ هنری در داستان‌گویی ندارند و صرفاً با پرداخت افراطی به مسائل زرد، قصد دارند وارد گیشه شوند.

معمولاً چنین فیلم‌هایی به‌عنوان آثار موفق معرفی می‌شوند و به‌شدت روی قدرت سینمایی آن‌ها تأکید می‌شود. از طرفی این قبیل آثار الگوی سایر تولیدکنندگان نیز شده‌اند و حتی رد این الگوهای زرد و مبتذلشان را می‌توانید در کشور خودمان هم ببینیم. به همین دلیل در ادامه به‌نقد و تحلیل دقیق فیلم گرگ وال استریت خواهیم پرداخت تا مخاطب متوجه شود که چنین فیلمی با چه روش‌هایی قصد دارد یک کلاه‌بردار را تطهیر کند، زندگی لوکس کثیف وی را الگویی برای مخاطب قرار دهد و به شکلی نامطلوب سلیقه مخاطب را تغییر دهد.

 

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

ذات گرگ وال استریت

در فیلم گرگ وال استریت، لئوناردو دی کاپریو نقش جردن بلفروت را بازی می‌کند. جردن بلفورت نویسنده کتابی به همین نام است که فیلم گرگ وال استریت از روی همین کتاب ساخته‌شده. جردن بلفورت یک دلال سهام فاسد در وال استریت بوده که توانسته کم‌کم با اشراف به وضعیت بازار سهام و کلاه‌برداری، به درآمد بسیار بالایی برسد. درآمدی که صرف مصرف انواع مواد مخدر، خرید خوراکی‌ها و کالاهای لوکس، رابطه با زنان بدکاره و…، می‌شود. جردن بلفورت نمونه بارز یک تازه به دوران رسیده است که هیچ راهی برای خرج کردن پول جز فساد و تجمل بلد نیست.

در فیلم گرگ وال استریت می‌بینیم که بلفورت حداقل به 15 نوع مخدر اعتیاد دارد، سرمست یک زندگی لوکس است، با زنان زیادی حتی در وضعیت تأهل رابطه دارد و بسیار شخصیت بی‌اخلاقی است. جردن کسی است که حاضر است روی همه انسان‌ها پا بگذارد، آن‌ها را بدبخت کند، پول مردم را با کلاه‌برداری و دروغ بالا بکشد و حتی باعث از هم پاشیدن زندگی مردم شود تا خودش از یک زندگی مرفه و بی‌درد لذت ببرد.

lobo wallstreet نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

جردن نماد تمام رذیلت‌های اخلاقی است. پول را به کثیف‌ترین شکل ممکن به دست می‌آورد و باعث بیچاره شدن طیف زیادی از سرمایه‌گذاران می‌شود و سپس این پول را صرفاً خرج کثافت‌کاری می‌کند. این پول کثیف درمی‌آید و کثیف خرج می‌شود. این پول به‌هیچ‌عنوان به خیریه، چرخه تولید، چرخه توزیع، مغازه‌ها یا هر بنگاه اقتصادی دیگری تزریق نمی‌شود، فقط خرج کثافت‌کاری جردن می‌شود.  جردن تنها لطفی که می‌کند این است که کارمندانش را هم در کثافت‌کاری خود شریک می‌کند و یک محیط کاری پر از مواد مخدر، تفریحات جنسی و فساد مالی به وجود آورده. همین کار او نیز کثیف است، چون بقیه را هم درگیر کارهای کثیف کرده.

جردن یک مریض جنسی، یک معتاد به مواد مخدر و یک کلاه‌بردار است که تمام رذیلت‌های خودش را به بقیه هم صادر می‌کند، حالا فیلم گرگ وال استریت قرار است چه نمایشی از این آدم فاسد داشته باشد؟ آیا قرار است بلایی که جردن و امثال او بر سر مردم آمریکا آوردند که باعث رکود اقتصادی سال 2008 شد بپردازد؟ یا اینکه قرار است به زندگی اسفناک مردمی بپردازد که فریب جردن را خوردند و در زندگی خود به مشکلات زیادی برخورد کردند؟ یا شاید فیلم گرگ وال استریت می‌خواهد به عواقب مصرف مواد مخدر یا روابط جنسی خطرناکی بپردازد که جردن و کارمندانش به آن‌ها اعتیاد پیداکرده‌اند؟ هدف فیلم گرگ وال استریت هیچ‌کدام از این‌ها نیست! این فیلم در اوج فضاحت و بی‌شرافتی نه قرار است عواقب اقتصادی کارهای جردن را در جامعه آمریکا نمایش دهد، نه قرار است عواقب فسادهای اخلاقی که جردن درگیر آن‌هاست را نمایش دهد و نه قرار است یک دلسوزی کوچک باکسانی داشته باشد که تمام پس‌انداز و دارایی خود را به خاطر جردن از دست دادند. فیلم وال استریت می‌خواهد علاوه بر تطهیر چهره جردن و بی‌توجهی به تمام قربانیان اخلاقی و اقتصادی، سبک زندگی و زندگی لوکس حاصل از درآمدهای این‌چنینی را تبلیغ کند.

131212100730 04 golden globes 1212 horizontal large gallery نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

همسر اول جردن؛ نگاه ضد زن فیلم گرگ وال استریت

جردن در ابتدای فیلم یک جوان 22 ساله متأهل است. همسر او اصلی‌ترین منبع الهامش محسوب می‌شود. ما چند بار در فیلم شاهدیم که جردن به خاطر ایده‌های همسرش است که به موفقیت می‌رسد. در ابتدا جردن پس از بیکار شدن می‌خواهد کارگری کند اما همسرش یک آگهی استخدام مناسب برای او پیدا می‌کند و جردن با همان کار به درآمد 72 هزار دلاری در ماه می‌رسد. در ادامه ایده‌هایی جزئی توسط همسر جردن مطرح می‌شوند که اجرایی کردن آن‌ها باعث می‌شود تا جردن روزبه‌روز پولدارتر و موفق‌تر شود. همسر وی کسی است که در همه شرایط با جردن ساخت و پابه‌پای او برای زندگی‌اش جنگید. او در دوران بیکاری با جردن بود، در دوران سختی با جردن بود، در دوران موفقیت و ثروت هم با جردن بود. او کسی بود که از پشت پرده چنین زندگی را سامان داد و جردن به‌شدت مدیون اوست.

اما جردن چطور با همسرش برخورد می‌کند؟ او بارها با زنان بدکاره رابطه برقرار می‌کند و به همسرش خیانت می‌کند. در ادامه هم با یک مدل لباس‌زیر آشنا شده و بازهم به همسرش خیانت می‌کند. در آخر همسرش را طلاق می‌دهد و تمام. فیلم هم دیگر به همسر اول جردن نمی‌پردازد. اصلاً معلوم نمی‌شود سرنوشت این زن به کجا رسید. این فیلم هیچ دلسوزی برای زن جردن ندارد و او را شایسته ذره‌ای ترحم نمی‌داند (بااینکه جردن موفقیتش را مدیون این زن است). فیلم گرگ وال استریت به‌گونه‌ای روایت می‌شود که جردن چون حالا پولدار شده (مهم نیست با کمک چه کسی)، پس مشروعیت پیداکرده تا هر کاری دوست دارد انجام دهد، حتی رابطه با زنان بدکاره و حتی طلاق دادن همسرش.

فیلم گرگ وال استریت مثل دستمال توالت همسر اول جردن را دور می‌اندازد. این زن تلاش بسیاری برای ساختن زندگی‌اش کرد و درنهایت به او خیانت شد، پس قطعاً حق دارد شاکی باشد و متهم جردن است. منتها گرگ وال استریت هیچ دلسوزی با این زن نمی‌کند و به‌راحتی او را از داستان حذف می‌کند. اوج بی‌شرافتی فیلم آنجاست که ما هیچ رابطه صمیمانه یا عاطفی رمانتیکی هم بین جردن و همسر اولش نمی‌بینیم تا هنگام جدایی او از همسرش ناراحت شویم. فیلم تمام توانش را به کار گرفته تا مخاطب هیچ همذات‌پنداری با همسر اول جردن نداشته باشد. این نشان می‌دهد که گرگ وال استریت یک فیلم ضد زن است. تنها چیزی که باعث جذب مخاطب به زنان داستان می‌شود، فقط و فقط جذابیت جنسی زنان است. ما شاهد جذابیت جنسی هر زنی که باشیم جذب او می‌شویم و اگر هیچ جذابیت جنسی از یک زن نبینیم، به‌راحتی با حذفش از داستان کنار می‌آییم. جایی برای عاطفه، احساس، فداکاری، عشق دوطرفه و ترحم وجود ندارد و زنان مثل کالا خریداری و دور انداخته می‌شوند.

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار
فیلم چنین نمایش می دهد که همسر اول جردن چون زیبایی و جذابیت زنان دیگر را ندارد پس حقش است که دور انداخته شود

همسر دوم جردن؛ سقوط یک میلیونر

همسر دوم جردن یک زن بدکاره شیک است. وی مثل سایر زنان بدکاره قرار نیست با پول قابل‌دسترس باشد. او از آن دسته زنان بدکاره‌ای است که پولدارها را تور می‌کنند، مدتی با آن‌ها زندگی می‌کنند، از دارایی آن‌ها استفاده زیادی می‌کنند و درنهایت یا با طلاق صاحب نیمی از ثروتشان می‌شوند و یا با مرگ شخص ثروتمند صاحب ثروت آن‌ها می‌شوند.

جالب است از زمانی که جردن زن اولش را طلاق می‌دهد، چون پشتوانه یک زن خوب و یک زن زندگی را از دست می‌دهد، شروع به افت می‌کند. افتی که درنهایت منجر به نابودی او می‌شود. جردن با ازدواج با همسر دومش، دچار فروپاشی شد و عملاً سند نابودی خودش را امضا کرد. چون همسر دومش برای پول با او ازدواج کرد و هدفش کمک به جردن نبود، فقط می‌خواست از این ثروت استفاده و سهم ببرد. به همین دلیل جردن عملاً پشتوانه خود را خراب کرد و نبود همسر اولش باعث شد تا رفته‌رفته به سمت نابودی برود. از طرف دیگر همسر اول جردن چون در رسیدن جردن به ثروت سهیم بود، اهل حرام کردن و هدر دادن پول‌های همسرش نبود، اما همسر دوم جردن برای هدر دادن پول‌های جردن با او ازدواج کرد. همسر اول جردن در هر وضعیت خوش و ناخوشی با او بود اما همسر دومش زمانی که فهمید دیگر فاتحه جردن در بازار سهام خوانده‌شده، او را به‌راحتی ترک کرد، نیمی از اموالش را بالا کشید و حضانت فرزندش را هم گرفت. جالب است که وضعیت بقیه همکاران جردن که پس از ثروتمند شدن متأهل شدند نیز همین است. آن‌ها نیز با زنان زیبایی ازدواج کردند که هم ترکشان کردند و هم بهشان خیانت کردند.

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

حال چنین زنان بدکاره، فاسد و فرصت‌طلبی، چه جلوه‌ای در ذهن مخاطب دارند؟ فیلم گرگ وال استریت ذره‌ای از آن‌ها جلوه منفی بروز نمی‌دهد و ذره‌ای نگاه منفی مخاطب نسبت به آن‌ها را برنمی‌انگیزد. قبلاً گفتیم جذابیت جنسی در این فیلم به معنای ارزش زن است. هر زنی که ارزش جنسی بیشتری داشته باشد، زن خوب است و قرار نیست نسبت به این زنان احساس منفی داشته باشیم. همان‌طور که قرار نیست ذره‌ای حس ترحم نسبت به همسر اول جردن داشته باشیم، قرار هم نیست ذره‌ای احساس منفی نسبت به همسر دوم جردن داشته باشیم. چون جردن پولش را ازدست‌داده و دیگر مشروعیت مالی سابق را ندارد، پس همسر دومش حق دارد که از او جدا شود. مخاطب هم نباید احساس بدی نسبت به این زن داشته باشد.

اوج بی‌شرافتی فیلم گرگ وال استریت اینجاست. کسی که زن زندگی بود و کمک همسرش می‌داد به‌راحتی دور انداخته می‌شود اما زن فرصت‌طلبی که زندگی شخصیت اصلی را خراب کرد و بعد هم او را در بدترین شرایط ترک کرد تا سراغ سوژه بعدی برود، هیچ حس منفی به مخاطب منتقل نمی‌کند. جردن برای از دست دادن همسر اولش ذره‌ای احساس ناراحتی نمی‌کند اما با از دست دادن همسر بدکاره دومش به‌شدت شکسته می‌شود. چقدر این فیلم کثیف است که زنان بدکاره را بیشتر از زنان دیگر ارج می‌دهد. چقدر گرگ وال استریت کثیف است که هیچ اشاره‌ای به اعمال سوءاستفاده جویانه و فرصت‌طلبانه همسر دوم جردن نمی‌کند و حتی مخاطب نیز تا حدودی با این زن بدکاره همدردی می‌کند. انگارنه‌انگار که این زن عمداً وارد یک رابطه با مرد متأهل شد، زندگی زناشویی‌اش را خراب کرد، از ثروت او بیشترین استفاده را کرد و دقیقاً جایی که جردن به او نیاز داشت، جردن را ترک کرد.

photo 2026 02 23 14 36 47 نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

به‌راستی برایتان عجیب نیست که همسر اول جردن چگونه فقط از رابطه جردن با همین زن باخبر شد؟ چرا همسر اول جردن مچ وی را حین خیانت با هیچ زن دیگری نگرفته بود؟ مشخص است که خود نائومی (همسر دوم جردن) کاری کرده تا همسر اول جردن از خیانت وی باخبر شود و از جردن طلاق بگیرد. همان‌طور که اشاره می‌کند حاضر به پذیرش شرایط متأهلی جردن نیست و به یک دوستی ساده رضایت نمی‌دهد. نائومی تمام زندگی جردن را نابود کرد اما فیلم ذره‌ای به این ذات پلید نگاه منفی ندارد. جالب است که نائومی با هرزگی خودش را به جردن قالب می‌کند اما در ادامه با رابطه جردن با زنان دیگر مشکل دارد. برای مخاطب این سؤال ایجاد می‌شود که مگر خود نائومی همین‌گونه همسر جردن نشد، پس چرا با این کار جردن مشکل دارد؟ دلیلش این است که نائومی نمی‌خواهد زن دیگری مثل خودش پیدا شود تا جردن را تیغ بزند. برای نائومی اصلاً مهم نیست جردن با چه کسانی رابطه دارد (برعکس همسر اولش)، برای او حفظ موقعیتش مهم است و تمام. این حجم از هرزگی غیرقابل درک است.

photo 2026 02 23 14 29 44 نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

آدم‌های کثیف، شخصیت‌های جذاب گرگ وال استریت هستند

همان‌طور که گفتیم فیلم گرگ وال استریت قرار نیست هیچ دلسوزی برای قربانیانی که پولشان را ازدست‌داده‌اند داشته باشد. حتی قرار نیست افرادی را که کلاه‌برداری کرده‌اند و با پول زحمت کشی مردم فساد کرده‌اند به‌عنوان شخصیت‌های منفی داستان نمایش داده شوند. در این فیلم قرار است هرکس که بیشتر فساد می‌کند، جذاب‌تر باشد.

خود شخصیت جردن کلاه‌برداری معتاد به مواد مخدر، معتاد به رابطه جنسی (حتی با پیرزن هم می‌خواهد رابطه داشته باشد) و مادی‌گراست. از آن نوع شخصیت‌ها که به‌آسانی می‌توانست در جایگاه شخصیت شرور داستان قرار بگیرد. او از آن دسته مجرمین نظام مالی و اداری است که فعالیت‌هایش باعث فروپاشی اقتصادی سال 2008 شد و خیلی راحت می‌توانست داستانش را با ماجرای واقعی برنی مدوف (مالک بزرگ‌ترین شرکت کلاه‌برداری در سال 2008) مبادله کند. بااین‌وجود، اسکورسیزی (کارگردان فیلم گرگ وال استریت که فیلم‌های موهن و مبتذل زیادی ساخته) با شکل دادن فیلم به‌صورت حاضر، جردن را  پرجذبه و کاریزماتیک به تصویر می‌کشد. او شخصیتی پرجاذبه است که از ابتدا تا انتهای فیلم توجه تماشاگران را به خود معطوف می‌کند. پس در این فیلم هرکس رذل‌تر و فاسدتر باشد جذاب‌تر نمایش داده می‌شود و برای مخاطب الگو قرار می‌گیرد.

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار
نمایش شهوت بی پایان کسب ثروت

اصلاً مهم نیست چه بر سر خانواده‌ها می‌آید، اصلاً مهم نیست چه بر سر قربانیان کلاه‌برداری می‌آید، اصلاً مهم نیست به خاطر فساد گسترده کارمندان جردن به چه بیماری‌هایی مبتلا می‌شوند، اصلاً مهم نیست که یک کارمند جردن خودکشی می‌کند، اصلاً مهم نیست که نگاه به زن کاملاً جنسی است، اصلاً مهم نیست که این پول‌ها از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند، تنها چیزی که مهم است نمایش جذاب فساد و زندگی لوکس جردن است. او و دوستانش قرار است الگوی مخاطب باشند تا مخاطب نیز حسرت داشتن چنین زندگی را داشته باشد و برای رسیدن به پول همانند جردن هر کاری بکند.

جردن اعتراف می‌کند با انواع بیماری‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند و به انواع مواد مخدر اعتیاد دارد اما هیچ‌گاه فیلم عوارض این بیماری‌ها و مواد را نشان نمی‌دهد تا مبادا مخاطب ذره‌ای از این سبک زندگی بدش بیاید. حتی سعی می‌کند عوارض مواد مخدر را به‌صورت کمدی نمایش دهد تا مخاطب احساس ناجوری نداشته باشد و حتی به مصرف آن‌ها ترغیب شود. بااینکه جردن به عارضه شدید رابطه با زنان متعدد و فاحشه‌ها اشاره می‌کند اما هیچ‌گاه این عوارض چندش‌آور را نمی‌بینیم تا مبادا از این سبک زندگی زن‌بارگی بدمان بیاید.

photo 2026 02 23 14 36 27 نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

فیلم گرگ وال استریت می‌خواهد فقط خوشی‌های لحظه‌ای یک زندگی پر از فساد را به مخاطب نمایش دهد تا مخاطب حسرت این حجم از لذت را داشته باشد. هیچ اشاره‌ای به عوارض این سبک زندگی نمی‌شود تا مبادا مخاطبین ذره‌ای از این سبک زندگی احساس خطر کنند. نتیجه نهایی ساخته‌شدن این قبیل فیلم‌ها در ژانر کمدی مبتذل (به‌اشتباه ژانر این فیلم را کمدی سیاه معرفی کرده‌اند)، الگوسازی تمام رفتارهای مبتذلی است که در فیلم به جذاب‌ترین شکل ممکن به نمایش درآمده‌اند. مخاطب زیبایی‌ها را می‌بیند و جذب آن‌ها می‌شود غافل از اینکه این نوک کوه یخ است. مخاطبی که خواستار چنین سبک زندگی باشد، روانه بازارهای مواد مخدر، مشروبات الکلی، اجاره زنان بدکاره و… می‌شود. این‌گونه تمام دارایی‌های خود را برای خوشی‌های لحظه‌ای به باد می‌دهد و آن‌ها را به جیب یک‌مشت انسان رذل که صاحب این بازارها هستند می‌ریزند. درست است، فیلم‌هایی همانند گرگ وال استریت ساخته می‌شوند تا مردم برای چشیدن لذت‌های زودگذر، تمام دارایی خود را به صاحبان سرگرمی‌های کثیف بدهند و آن‌ها را پولدارتر کنند.

کثافت از سرتاپای گرگ وال استریت می‌بارد. هم از دیالوگ‌ها هم از رفتارها هم از داستان هم از سناریو هم از هدف فیلم‌ساز کثافت می‌بارد و نتیجه‌ای جز به تباهی کشیدن مخاطب نخواهد داشت. هدف صرفاً تبلیغ یک زندگی مصرف‌زده و پر از هرزگی است.

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

بار کج به منزل نمی‌رسد یا می‌رسد؟

درنهایت می‌بینیم که هیچ اتفاق ناگواری برای شخصیت‌های فاسد داستان رخ نمی‌دهد. این شخصیت‌ها باکارهای غیرقانونی مدتی زندگی پر از لذت داشتند و پس‌ازآن مقداری مجازات شدند و درنهایت به کار جدید مشغول شدند. فیلم گرگ وال استریت با قرار دادن دیالوگ مهم خاله نائومی با این مضمون که «من در دهه 60 زندگی کرده‌ام»، قرار است مخاطب را قانع کند که چنین زندگی ماندگار نیست اما برای همان زندگی گذرای پر از لذت هم می‌شود دست‌وپا زد.

دهه 60 میلادی دهه بی‌بندوباری مردم آمریکاست که تمام‌پرده‌های حیا و عفت در جامعه آمریکایی دریده شد. در این دهه فساد جنسی، همجنسبازی، سقط‌جنین و مصرف مواد مخدر به اوج خود رسید و تمام افراد درگیر این فسادها به خاطر عارضه‌های جسمی همچون ایدز، بیماری‌های مقاربتی، عوارض مصرف مواد مخدر و…، در سنین جوانی جان خود را از دست دادند.  حال فیلم گرگ وال استریت با نمایش یک خاله پیر که در دهه 60 عشق‌وحال کرده و هیچ عارضه‌ای گریبان گیر او نشده، تمام عواقبی که مخاطب ممکن است به خاطر آن از درگیر شدن به فسادها منصرف شود، انکار می‌کند و حتی از زبان خاله به مخاطب نصیحت می‌کند که از زندگی لذت ببرد.

photo 2026 02 23 14 43 57 نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار
فیلم گرگ وال استریت به وضوح در حال تبلیغ سبک زندگی لذت محور و بی‌بندوبار است

در آخر هم با سقوط جردن، او تاوان گناهان و فسادهایش را قرار نیست پس بدهد، بلکه به‌عنوان یک فروشنده موفق، شروع به برگزاری سمینارهای آموزش بازاریابی می‌کند. سمینارهایی که در آن هنرجوها، نماد همان مخاطبینی هستند که در حال تماشای فیلم هستند، مخاطبینی که با ولع نشسته‌اند تا از جردن یاد بگیرند چطور زندگی پر از لذت و فسادی همچون او داشته باشند.

پس به عبارتی فیلم گرگ وال استریت نه‌تنها مبلغ زندگی پر فساد است، بلکه منکر تمام عواقب جسمی، روحی، قانونی، اجتماعی و اخلاقی چنین سبک زندگی هم هست. تازه، علاوه بر این‌ها، عملاً در پایان داستان نشان می‌دهد که جردن قصد دارد این سبک زندگی را بیشتر از قبل گسترش دهد و مخاطب فیلم به‌صورت نمادین هنرجوی سمینار این مرد فاسد است.

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

گرگ وال استریت یک فیلم ضد زن است

فیلم گرگ وال استریت و آثار مشابه با نمایش زنان زیاد در حالت‌های نامناسب و برهنه، عملاً نگاه مردان را به زنان خراب می‌کنند. وقتی مخاطب فقط زنان بدکاره ببیند، قطعاً نگاهش به زنان چیزی جز این نخواهد بود. همچنین ترکیب شدن عناصر فراوان جذابیت جنسی و لذت به چنین نمایشی از زن، باعث می‌شود تا حدود زیادی این نگاه به زنان در ذهن مخاطب نهادینه شود.

شخصیت اصلی حتی در دیالوگ‌هایش نیز در حال مطرح کردن ملاک‌هایی برای سنجش زنان است که همگی جنسی هستند. ملاک‌هایی که ممکن است در ذهن مخاطب نیز نهادینه‌شده و نگاهش را نسبت به همسر فعلی یا آینده‌اش تغییر دهد. همچنین ما شاهدیم که زنان کارمند این فیلم هم بدکاره هستند و قرار نیست صرفاً زنانی که شغلشان فاحشگی است بدکاره باشند، تمام زنان حتی مادران و زنان کارمند نیز در این فیلم بدکاره هستند.

در کنار نمایش تمام زنان به‌عنوان موجوداتی بدکاره، زن موجود کثیفی هم هست. مثلاً می‌بینیم که چه همسر یکی از همکاران جردن به‌راحتی بارها به او خیانت می‌کند. کشمکش‌های آخر فیلم بین جردن و همسرش نیز قرار است ذاتاً زنان را فرصت‌طلب و خواهان ثروت نشان دهد و زمانی که این ثروت از میان می‌رود، زن هم همسرش را ترک می‌کند.

در آخر باید گفت که زن خوب از نگاه این فیلم فقط زنی است که حاضر می‌شود با هر قیمتی هرزگی کند و از هیچ‌چیز شکایت نکند. واضح می‌بینیم که همسر دوم جردن تا زمانی خوب است که به شب‌نشینی‌های جردن با زنان دیگر گیر نمی‌دهد و صرفاً نقش عروسک جنسی برای جردن بازی می‌کند. در کل این فیلم زن را چیزی جز اسباب‌بازی جنسی نمی‌بیند و انتظاری جز تأمین نیاز جنسی مردان از زن ندارد. ملاک ارزش‌گذاری زنان نیز فقط جذابیت جنسی آن‌هاست و بس.

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار

نوع نمایش قانون در گرگ وال استریت

یکی از نکات مهم فیلم گرگ وال استریت نمایش مأمورین قانونی است که بدون وسوسه شدن، قانون را اجرا می‌کنند، یک آدم گنده مثل جردن را به صلابه می‌کشند و درنهایت قانون است که برنده می‌شود. درست است که جردن تاوان گناهانش را پس نمی‌دهد اما در برابر قانون نیز ناتوان است و قانون آمریکا به او غلبه می‌کند. اینکه قانون در آمریکا حتی می‌تواند چنین مرد فاسدی را کنترل کند، یک نقطه قوت محتوایی فیلم است.

نقطه قوت ازآن‌جهت که برای مخاطب یک پلیس مقتدر به تصویر می‌کشد که درهرصورت مجرم را دستگیر کرده و قانون را اجرا می‌کند. نمایش مأمورین مقتدر قانون برای القای حس امنیت و آسایش به مخاطب ضروری است و حتی فیلم کثیفی مثل گرگ وال استریت به این مقوله پایبند است (برعکس انبوهی از فیلم‌های سینمای ایران). فیلم گرگ وال استریت در مقام‌های بالای مأمورین دولتی افراد فاسد و اهل رشوه نمایش نمی‌دهد و حتی دادگاه جردن بدون اینکه هیچ پولی روی رأی آن تأثیر بگذارد برگزار می‌شود تا اقتدار قانون آمریکا نمایش داده شود. ما فقط دو افسر پلیس جزء می‌بینیم که یک رشوه کوچک می‌گیرند و یک دعوا را ختم به خیر می‌کنند، چنین نمایشی کوچکی از فساد پلیس نمی‌تواند در مقابل اقتدار قانون و پلیس در انتهای داستان صف‌آرایی کند.

البته ناگفته نماند که این قانون یک قانون عالی هم نیست. جردن چند سال کلی فساد می‌کند اما هیچ‌کس جلوی او را نمی‌گیرد؛ یعنی ثروتمندان فاسد در آمریکا میزانی فرصت دارند تا هر غلطی که می‌خواهند بکنند. هیچ‌کس هم تا مدت‌ها به فسادها و رفتارهای غیراخلاقی که در جامعه مرتکب می‌شوند کاری ندارد. البته گویا این فرصت تا زمانی کوتاه است که ثروتمندان احزاب سیاسی را ازخودراضی نکرده باشند، گویا در آمریکا اگر ثروتمندان با پول خود وارد سیاست شوند یا حامی احزاب سیاسی شوند، این فرصت کوتاه به موقعیتی دائمی تبدیل می‌شود.

نقد و تحلیل گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)؛ تطهیر کثیف یک کلاهبردار
مرد قانون مقتدر است و پرچم آمریکا پشتش به احتزاز درآمده

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری فیلم گرگ وال استریت

فیلم گرگ وال استریت یکی از پر پتانسیل‌ترین شرورهای تاریخ سینما را تبدیل به شخصیت اصلی و جذاب داستان خود کرد تا سبک زندگی مدنظر خود را تبلیغ کند. این فیلم باور دارد محوریت زندگی لذت‌های زودگذر مادی هستند و هیچ عواقبی را هم در برندارند. این فیلم با ژانر کمدی مبتذل دوباره اثبات کرد آثار این ژانر هدفی جز گسترش فساد، جذاب نشان دادن فساد، نابودی بنیان خانواده، ارزش‌گذاری زنان برحسب جذابیت جنسی و مشروعیت بخشی به ثروت ندارند.

جردن حق دارد هر کاری بکند. او حق دارد سر مردم کلاه بگذارد، فساد مالی انجام دهد، دفتر کارش را به محله الواط تبدیل کند، همسرش را به‌راحتی رها کند، فساد جنسی را در بین کارمندانش گسترش دهد و با هر زنی که می‌خواهد رابطه داشته باشد (حتی حین تأهل)، چرا؟؟؟ چه چیزی به او چنین حقوقی می‌دهد؟ جواب یک کلمه است: پول.

پول و ثروت به هر نوع فسادی مشروعیت می‌بخشند و فیلم گرگ وال استریت این سمپاتی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که فرد ثروتمند حق دارد هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد. هیچ ملاک و معیار دینی، اخلاقی یا انسانی برای ثروتمندان جز نفس اماره آن‌ها وجود ندارد و پول به این نفس سرکش اماره مشروعیت کامل می‌بخشد. مخاطب در طول فیلم قانع می‌شود که اگر خودش نمی‌تواند این کارها را انجام دهد دلیلش این است که پول ندارد و اگر زمانی یک پولدار سرش کلاه گذاشت یا هر فسادی را در جامعه مرتکب شد، حقش است چون دارای ثروت است. این اوج سرکشی انسان فانی است که در فیلم گرگ وال استریت نمود پیداکرده.

آیا بعد از تولید فیلم گرگ وال استریت و نمایش این حجم از فساد و ناسزا، درز اخباری همچون جزیره اپستین مسئله‌ای تعجب‌آور است؟ آمریکا و غرب قرن‌هاست درگیر رفتارهای فاسد و ضد انسانی هستند، جالب است که همین افراد فاسد برای بقیه دنیا نسخه آزادی بیان و صلح جهانی می‌پیچند.

منبع
parsine

نوشته های مشابه

‫8 دیدگاه ها

  1. فیلمی که پر از صحنه های مستهجن بود و این صحنه ها مختص دی کاپریو نبود بلکه تقریبا تمام مردها رو در فیلم فاسد و عیاش و زن ها رو فاحشه و خودفروخته نشون داد حتی زن های متاهل رو!! درباره انگیزش و بازاریابی هم فقط راههای غیراخلاقی و غیرقانونی و ظلم به مردم رو نشون میداد که برا دزدها و اختلاس گرها خوب بود فقط

  2. این فیلم با وجود مشکل اخلاقی که داره جنبه مثبتش بیشتره یا منفی ؟

  3. سلام
    می دونید مسئله من چیه ؟ اینه که تو همین سینمای غرب و شرق هم آثاری ضد این جریانات ساخته می شوند مثل libertine جانی دپ ، moebius کیم کی دوک یا closer ولی متاسفانه به عمد به شهرت و محبوبیت گرگ وال استریت نمی رسند و پیامشون در خفا ماندگار میشه برای همین بهتره بگردیم و آثاری که جنبه انتقادی هم دارن معرفی کنیم نه فقط آثار با رویکرد تبلیغاتی و پروپاگاندا

    1. آثار خوب و انتقادی رو توی کانالمون معرفی میکنیم اما اینجا سایت نقده. قاعدتا سایت نقد قرار نیست فیلم انتقادی رو نقد کنه چون اون خودش انتقادیه. اتفاقا ما باید آثار پروپاگاندا و شدیدا معروف رو نقد کنیم تا محتواشون برای مخاطب مشخص بشه. اینا چیزایی هستن که مخاطبین درگیرشن و تنها خاکریزی که وجود داره تا یکم باهاش مقابله کنه ماییم.

      1. نقد فیلم پروپاگاندا یک امر سلبیه اما معرفی اثر انتقادی یک امر ایجابی و مثبته که میتونه مخاطب رو بیشتر به انتقاد تشویق کنه این آثار رو معرفی کنید تا مخاطب بهتر با انتقاد آشنا بشه

        1. گفتم خدمتتون که توی کانال این کار رو میکنیم. اونم آثاری که واقعا انتقادی هستن نه اینکه به انتقادی بودن معروفن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *