فیلم سینمایی

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

ویدئوی نقد در انتهای مقاله اضافه شد

فیلم سینمایی رستگاری در شائوشنگ سال هاست که در صدر برترین فیلم های تاریخ قرار دارد. با اینکه در گیشه مورد استقبال چندانی قرار نگرفت، اما توانست در قالب ویدئوهای خانگی در دل مخاطبین سینما خود را جای دهد. این فیلم رتبه ای بالا تر از ماتریکس، مرد عنکبوتی، پدر خوانده، ارباب حلقه ها و… را در بین برترین فیلم های تاریخ سینما دارد. همه اینها در حالی است که این فیلم هیچکدام از جلوه های ویژه فیلم های نام برده را ندارد. یعنی شخصیت پردازی، درام داستانی، غافلگیری ها و… توانسته اند بر جلوه های پر هزینه آثار نام برده غلبه کنند و رستگاری در شائوشنگ را در صدر لیست برترین های تاریخ قرار دهند.

از آن سو که از نظر سینمایی، فلیمنامه، داستان و جلوه های بصری این فیلم به اندازه کافی بررسی شده است، مستقیم به سراغ محتوایش می رویم.

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

نقد و بررسی محتوای رستگاری در شائوشنگ

برداشت اول

شائوشنگ نام زندانی در آمریکا است که شخصیت اصلی به دلیل تهمت قتل همسر و معشوق همسرش در آن زندانی می شود و حکم حبس ابد می خورد. این زندان را می توان نمادی از سیستم حکومت آمریکا دانست. زندانی که زندانیان درگیر مشکلات و اتفاقات عدیده ای هستند و به سختی کار می کنند.

رئیس زندان نماد رئیس حکومت آمریکاست. او ریاست زندان را بر عهده دارد اما در اصل خواهان کسب ثروت از نفوذ و جایگاهش در زندان است. شخصیت اصلی (اندی دوفرین) نمادی از جامعه کارمند است. با آنکه چیزی به خودشان نمی رسد یا بهتر بگویم چیزی زیادی عایدش نمی شود اما در خدمت رئیس سیستم است تا باعث ثروتمند شدن او بشود.

کاپیتان بایرون هادلی که سرپرست نگهبانان زندان است می تواند نمادی از پلیس آمریکا باشد. پلیسی که در خدمت مردم نیست و در اصل نقش زندان بان مردمی که در سیستم زندگی می کنند را دارد. پلیسی که در خدمت رئیس این سیستم است و در کنار سودجویی او به نان و نوایی می رسد. حتی اگر لازم باشد با هماهنگی او دست به جنایت می زند. شباهت دیگر کاپیتان با پلیس آمریکا در برخورد به شدت خشن اوست. همانطور که در اخبار چند سال اخیر شنیده ایم پلیس آمریکا با خشونت بسیار زیادی با مردم آمریکا برخورد می کند. خشونتی که بارها جان مردم را گرفته است. کاپیتان نیز در سکانس های نه چندان کمی چنین خشونتی از خود نشان می دهد. خشونتی که در همان اوایل فیلم باعث کشته شدن مردی می شود که فقط گریه کرده بود.

سایر زندانی ها نماد سایر اقشار جامعه آمریکا می توانند باشند. اعم از مواد فروش، کارگر، پلیس معمولی و مشاغل جزء امثال کتابدار. در این جامعه خاص آمریکایی کار ها با رشوه پیش می رود، سیستم به فکر ثروت اندوزی خود است، زندانی ها نه از سمت نگهبانان و نه از سمت همدیگر امنیت ندارند، سیگار (نماد مواد مخدر) به شدت مصرف می شود (همانطور که آمریکا رتبه به شدت بالایی در مصرف مواد مخدر، روانگردان و دارو های افسردگی دارد).

ما در این فیلم فقط یکی دو شخصیت زن داریم که یکی از آنها هم مستقیما وارد داستان نمی شود و در فیلم روی پرده و پوستر داخل اتاق دیده می شود. این چنین نشان دادن زن می تواند گویای این باشد که زنان در جامعه صرفا نقش جنسی ایفا می کنند و برای لذت بردن وجود دارند. چون در هیچ جای دیگر ما یک زن را در حال کار مفیدی نمی بینیم. در حالی که همین پوستر مبتذل پوشاننده دریچه نجات اندی دوفرین است. یعنی تنها نقشی از زن که به آن بها داده می شود عشوه گری و جلوه گری جنسی است. حتی زن اندی در حال خیانت به وی بوده است. کلا در فیلم رستگاری در شائوشنگ نقشی جز نقش جنسی به زنان داده نمی شود.

زندان شائوشنگ اعتیاد آور است. هر کس داخلش است حتی بدون اینکه بداند به ماندن در آن وابسته است. دقیقا مثل آمریکا. در فیلم ایرانی نهنگ عنبر در سکانس های پایانی رضا عطاران از معشوقه اش سوال می پرسد که به چه دلیل می خواهد به آمریکا برگردد. آیا محصل است؟ کار درست و حسابی دارد؟ اصلا زبان بلد است؟ و جالب است که جوابی خاص عایدش می شود: “عادت کردم”. بله ترک عادت موجب مرض است. اما چه می شود که شخصیت ها با آنکه از ابتدا نمی خواستند در زندان باشند و در مصاحبه های تشخیص اصلاحشان ذکر می کردند که اصلاح شده اند و خواهان آزادی اند، پس از آزادی تحمل خروج از زندان را ندارند؟

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

در مستند های سه گانه میراث آلبرتا که در مورد دانشجو های مهاجر ایرانی به اروپا و آمریکا است سوال جالبی از ایرانی های مهاجری می شود که زندگی خوبی را برای خود دست و پا کرده اند. سوال می شود: “اگر به گذشته برگردی مهاجرت می کنی؟” بر خلاف تصور جواب مصاحبه شوندگان منفی است. در ابتدا تصور این است که دوری از خانواده و وطن باعث چنین پاسخی باشد. اما موشکافانه تر که به موضوع نگاه می شود مشخص می شود سیستم حکومت های غربی طوری چیده شده تا از اقشار جزء، کارمندان، کارگران، دانشجویان و مهاجران تا حد امکان بهره وری کند. یعنی سیستم کاری می کند که شما نتوانید آنجا را ترک کنید. یا اگر ترک کردید خواهان بازگشت باشید.

البته که رفاه عامل این به اصطلاح عادت نیست. به رستگاری در شائوشنگ نگاه کنید. چرا رئیس زندان شاگرد اندی را کشت؟ تا اندی آزاد نشود و همچنان به عنوان کارمند برای او کار کند. چرا زندانی ها در دوره سالمندی اجازه آزادی را دارند؟ چون دیگر فرسوده شده اند و به درد کار نمی خورند. یکی از اساتید دانشگاهی که زمانی در کانادا محصل بود تعریف می کرد: “در کانادا ما اجازه برداشت مازاد وجه داخل حسابمان را داشتیم. یعنی مثلا اگر در حسابمان 5000 دلار پول بود می توانستیم 5500 دلار برداشت کنیم و بعدا به صورت قسطی آن را بازپرداخت کنیم. در ظاهر طرح خوبی بود اما در اصل این کار پیش زمینه ذهنی مان از صرفه جویی را می شکست و باعث می شد روز به روز بدهکار تر شویم. به طوری که هنگامی که فارغ التحصیل شدم با بدهی مواجه شدم که از درآمد سه ماه من بیشتر بود.”

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

در کتاب های رابرت کیوساکی نیز به این مطلب اشاره می شود. این شخص سیستم اقتصادی آمریکا را بر پایه بدهکاری تا آخر عمر می داند. یعنی تا زمانی که مفید هستید به هر نحوی شما را برای خودمان نگه می داریم. هر وقت تاریخ انقضایتان تمام شد بروید. تعداد زیادی از دانشجویانی که قصد برگشت به کشورشان پس از تحصیل را داشته اند به همین دلیل یا تکمیل یکسری پروژه ها و پایان نامه ها تا سالها یا هیچ وقت نتوانستند بازگردند.

رستگاری در شائوشنگ از این نظر نیز به شدت شبیه به حکومت آمریکا است. در دیالوگی از کاپیتان هادلی می شنویم که حتی ارثیه ای که به او می رسد بیشتر برای او ضرر است تا سود. در جایی از فیلم اشاره می شود که سیستم برای کار های عام المنفعه و فرهنگی خرج چندانی نمی کند. اگر هم بکند با هزار بدبختی اینکار را می کند و در انتها همین را اهرم فشار قرار می دهد. همانند کتابخانه ای که اندی در زندان راه اندازی کرد. در انگلیس نیز چنین عملکردی را شاهد بودیم. دولت انگلیس برای جلوگیری از وقوع انقلاب امتیاز های زیادی به مردم داد. اعم از بیمه درمانی، تحصیل رایگان و… . اما مارگارت تاچر استارت حذف این امتیاز ها را به صورت پنهانی زد. بیمه شامل بیمارستان های دولتی می شد که امکانات خوبی درشان حاکم نبود. مدارس دولتی رایگان قابل قیاس با مدارس غیر انتفاعی نبودند. یعنی کم کم و به صورت زیر پوستی این امتیازات از مردم گرفته شد. در نهایت نیز در سال 2012 مردم لندن دوام نیاوردند و لندن را به آتش کشیدند.

شائوشنگ نمادی از زندانی واقعی با زندانی های واقعی نیست. نمادی از یک حکومت است. یک سیستم که به شیوه ای خاص اداره می شود.

چرا فقط اندی فرار کرد؟

اندی فردی بود که حقیقتا ضعف سیستم را درک کرد. اندی فهمید که در چه سیستم کثیفی حاضر شده. همچنین از ابتدا عرقی به وجود در این سیستم مثل بقیه نداشت اما مثل آنها هم بیکار ننشسته بود. او به دنبال نجات خود از این سیستم بود. نجاتی که به سختی رقم خواهد خورد.

در زندان همه گناه کار هستند(به صورت پیش فرض). گناه کاران هستند که به کفاره گناهشان در اینجا می پوسند. اما اندی گناه کار نیست. پس تنها کسی که لیاقت آزادی را دارد اوست. البته یک نفر دیگر هم هست. کسی که به گناه خود اعتراف کرده(مورگان فریمن در نقش رد).

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

آیا اصلاح حکومت ممکن است؟

در فیلم رستگاری در شائوشنگ اندی فقط مسیر فرار خودش را فراهم می کند. آن هم برای خواسته کوچکی که دارد. آیا واقعا حق او کم تر از یک متل کنار دریا و قایقی تفریحی است؟ اما مسیر فرارش از سیستم با قربانی شدن بهترین سالهای عمرش رقم می خورد. او در کنار فرار کاپیتان هادلی و رئیس زندان را لو می دهد و باعث خودکشی رئیس و دستگیری هادلی می شود. اما چه سود؟ اینها بروند کسان دیگری جایشان را می گیرند که اگر بدتر نباشند بهتر هم نیستند. یعنی سیستم قابل اصلاح نیست. تعویضش هم دردی را دوا نمی کند.

برداشت دوم

حکومت دینی حاکم در فیلم رستگاری در شائوشنگ

رستگاری در شائوشنگ در همان ابتدا عملی همانند غسل تمعید را نشان می دهد. رئیس زندان نیز رستگاری را با کتاب مقدس مقدر می داند و یک نسخه از آن را به همه می دهد. غسل تمعید یعنی تولد. گناهکار بودن می تواند به همان گناه اولیه آدم و حوا در انجیل اشاره داشته باشد. طبق نظر دین مسیحیت همه گناه کاریم و جای گناهکاران فقط در زندان است.

به همین دلیل سیستم شبیه به زندان است. در این زندان همه بنده کسی هستند که کتاب خدا را در دست دارد. پس احتمالا طبق نظر کارگردان این فیلم دین داری و حکومت دینی باعث شده که سیستم به این شکل باشد. خب پس احتمالا این دین باید کنار برود تا سیستم اصلاح شود. رستگاری واقعی وقتی رقم می خورد که اندی از پوشش ابتذال استفاده می کند، با ریاکاری و دورویی (قرار دادن چکش در کتاب مقدس) به طوری که تصور کنند او متدین است تونلی حفر می کند، از گند و کثافات مختلف که می توانند نماد گناه باشند عبور می کند و به رستگاری یا آزادی می رسد. بله او از قید و بند دین آزاد شد. در حالی که عمل به کتاب مقدس راه رستگاری معرفی شده بود اندی با پوشش کتاب مقدس رستگار شد. با پوشش دین علیه خود دین.

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

نماد شناسی اندی

اندی که یک کارمند بانک است می تواند نماد جریان سرمایه داری باشد. ساموئل نورتون یا همان رئیس بانک می تواند نماد سردم داران ادیان الهی باشد. زیرا هم به عقاید مسیحی پایبند است هم اسمش نام یکی از پیامبران قوم بنی اسرائیل است. زندان را نیز می توان نمادی از چهارچوبات دینی دانست. چهارچوب هایی که انسان ها را بخاطر گناه نکرده (گناه آدم و حوا) در آن نگه داری می کنند. اسم این فیلم نیز نمادین انتخاب شده است. ساموئل همانند یک پیامبر کتابی الهی را به اندی می دهد و می گوید نجات تو در این کتاب است. اما فیلم نشان می دهد که رستگاری واقعی در رهایی از قید و بند های دینی (زندان) است نه آن کتاب.

از آن جهت که رستگاری در شائوشنگ اندی را به عنوان نماد جریان سرمایه داری انتخاب کرده و هدف نهایی یا اصطلاحا رستگاری را در آزادی از قیدو بند های دینی نشان می دهد، می توان گفت این فیلم در حال ترسیم نقشه راه جریان لیبرال سرمایه داری است. این فیلم هم مدت کوتاهی بعد از کتاب مشهور فوکویاما به اسم “پایان تاریخ” که لیبرالیسم را آخرین پله تاریخ بشری می دانست ساخته شده است. البته که بعدا فوکویاما سوسیالیسم را قابل احیا خواند و گفت در کنار لیبرالیسم، سوسیالیسم باید احیا شود.

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

هنگامی که ساموئل نورتون کتاب انجیل اندی را باز می کند، در ابتدا جمله اندی را می خواند که در پاراگراف های قبل در موردش صحبت کردیم. سپس نخ کتاب را می کشد و به صفحه ای از کتاب می رسد که در آن فصل سفر خروج آغاز می شود. این فصل اشاره به شکافته شدن دریا و خروج بنی اسرائیل از مصر دارد. اندی نیز هنگام خروج از زندان از وسط آب عبور می کند و به آزادی می رسد. یعنی هم قوم بنی اسرائیل و هم اندی برای رسیدن به آزادی از میان آب عبور می کنند. همچنین اندی بانکدار است و این شغل از شغل های معروف یهودیان در تاریخ بوده. تمام این کد ها می تواند به ما بفهماند که اندی نمادی از قوم یهود هم می تواند باشد. که با سرمایه داری او نه تنها تناقض ندارد بلکه تفاهم هم دارد.

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

حال در ابتدای فیلم چه شده؟ همسر اندی به نحوی از او غصب شده است. بله مرد دیگری او را برای خودش برداشته با اینکه آن زن حق اندی بوده. از آن جهت که زن در ادبیات سینما به معنای سرزمین است می توان اینگونه برداشت کرد که این فیلم اشاره ای به سرزمین فلسطین هم دارد. رستگاری در شائوشنگ فلسطین را حق یهودیان می داند. این فیلم می گوید حقیقتا مالک اصلی این سرزمین یهودیان بی گناه هستند.

چگونه می توان رستگار شد؟

اگر زندان را چهارچوب دینی بدانیم و می دانیم که اندی با حفره ای که در این دین ایجاد کرده بود آزاد شد و اینکه اندی این حفره را با پوستر های نیمه برهنه زنان پوشانده بود. پس می توان برداشت کرد که این فیلم رهایی یا رستگاری از دین و چهارچوبش را انحرافات جنسی و ابتذال اخلاقی می داند. چیزی که خودش را در انقلاب جنسی آمریکا اثبات کرد و ملت خدا جوی آمریکا (اصطلاح رئسای جمهور وقت آمریکا) را به انواع انحرافات و فساد ها دچار کرد. یعنی انحرافات جنسی و ابتذال اخلاقی مسیر رهایی و رستگاری از بند دین است.

پخش کردن آواز خوانی زن در زندانی که نماد حکومت دینی است توسط اندی

اندی 20 سال زمان را صرف کندن دیوار زندان می کند. این یعنی انجام این پروژه مخلوط از لیبرالیسم، سرمایه داری و دین زدایی، امری زمان بر است و یکذهویی میسر نمی شود. این امر شباهت زیادی به قورباغه آبپز دارد. همچنین اندی برای فرار از زندان از داخل لوله فاضلاب می گذرد. این یعنی اینکه جریان سرمایه داری یهود برای تحقق آرمانش باید کثیف ترین مسیر ها را نیز پشت سر بگذارد. واقعیت هم همین است. آیا یهودی های صهیون هیچ پایبندی به حقوق انسانی و اخلاقی در سرزمین اشغالی دارند؟ یا اینکه خاندان های یهودی ثروتمند آمریکا چنین پایبندی هایی دارند؟ تا جایی که ما می دانیم در سرزمین های اشغالی هر گونه جنایت جنگی و بیولوژیکی در حال انجام است. همچنین صنعت رسانه های مبتذل و مستهجن آمریکا در دستان خاندان راکفلر یهودی است. پس حقیقتا یهودیان حاضرند برای تحقق آرمان خود از هر گند و کثافتی عبور کنند و از بیان آن هم ابایی ندارند.

پوشش فعالیت های پنهانی

نکته ریز دیگر این است که اندی از رعد و برق به عنوان پوشش برای صدای ترکاندن لوله فاضلاب استفاده می کند. یعنی برای پوشاندن پروژه سری خود وقتی را انتخاب می کند که سرو صدا زیاد است و حواس مردم به سرصدای دیگری مشغول است. جالب است که خیلی از پروژه های یهود در بازه زمانی المپیک یا جام جهانی اتفاق می افتد. درست هم زمان با فینال جام جهانی 2014 برزیل، اسرائیل در حال حمله به غزه بود. دقیقا زمانی که تمام شبکه های خبری در حال پوشش فینال بودند.

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

نکات ریز و مهم رستگاری در شائوشنگ

اندی با کمک به ساموئل در پولشویی و فساد مالی توانست مسیر فرار خود را هموار کند. یعنی اینکه برای تحقق آرمان باید در بالاترین لایه های مسئولین حکومت های دینی نفوذ کرد و با فاسد کردن آنها زمینه نابودی چهارچوب ها را فراهم کرد. همچنین اندی به رد می گوید که برای ساخت زندگی رویایی اش به یک همکار و نیروی کمکی نیاز دارد و به تنهایی نمی تواند. از آن سو که رد سیاه پوست است و باید تحت ریاست اندی زندگی کند، می شود برداشت کرد که جهان سومی ها متهم به خدمت به یهود هستند. آن دسته از جهان سومی ها که یهودیان را به عنوان رهبر پذیرفته اند.

جالب است که اندی به رد می گوید به جایی برود که یک درخت بلوط وجود دارد. اول آنکه ظاهر این درخت به شدت شبیه درخت مقدس یهودیان یعنی درخت کابالا است. در فیلم های آواتار و چشمه دقیقا این درخت را با همین ظاهر مشاهده کرده ایم. همچنین در نقد انیمیشن بچه رئیس دو در مورد فلسفه درخت بلوط صحبت کردیم.

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

در نهایت اندی به سیواتانهو که یک منطقه بکر، کنار دریا و خوش آب و هوا است می رود. سیواتانهو، الدورادو، انکانتو و پورترسو از نظر لغت اشاره به ارض موعود یهود دارند.

رستگاری در شائوشنگ؛ نقد و بررسی پشت پرده برترین فیلم IMDB

رد برای رسیدن به اندی از پولی که زیر یک سنگ سیاه پنهان شده استفاده می کند. اگر بخواهیم این مسئله را تفسیر کنیم به جز حجرالاسود به سنگ سیاه معروف دیگری نمی رسیم. پولی که زیر این سنگ پنهان شده می تواند این  مفهوم را داشته باشد که با پول آل سعود (حاکمان مکه) بردگی جهان سوم و در خدمت قرار گرفتن جهان سوم برای یهود میسر می شود. این مسئله با موضع گیری آل سعود نسبت به اسرائیل و تلاش این رژیم برای عادی سازی روابط سایر کشور های اسلامی به ضرب دیپلماسی یا اسلحه (حمله به یمن و کمک مالی فراوان به داعش با هدف نابودی کشور های ضد اسرائیلی) کاملا هم خوانی دارد.

حال حقیقتا سدی که جلوی راه اسرائیل و یهود را همانند سد ذوالقرنین برای رسیدن به آرمان های یهودی، لیبرالیسمی و سرمایه داری گرفته چیست؟ این را باید از دهن خودشان بشنویم:

سخن آخر در مورد رستگاری در شائوشنگ

فیلم از رستگاری در شائوشنگ دو برداشت مختلف را دریافت کردیم. هیچ کدام نمی توانند بعید باشند. ساخت این فیلم هم زمان با فیلم فارست گامپ و دوره ای که به حکومت آمریکا در سینما اعتراض می شد می تواند سندی برای درستی برداشت اول باشد.

اما از رسانه یهودی بعید نیست که بخواهد آرمان های خود را در فیلم ها نمایش دهد. چیزی که در سایر آثار هم سابقه ارائه آن را داشته اند. پس دور از انتظار نیست که برداشت دوم از رستگاری در شائوشنگ درست باشد. هر چه باشد کارگردان این اثر (فرانک دارابونت) یک یهودی مجاری تبار متولد شده در اردوگاه پناهندگان است.

هرچه باشد نتیجه گیری نهایی این است که رسانه ها بی طرف نیستند. خوب است مخاطب با کسب اطلاعات و سواد رسانه ای در مورد محتوای رسانه ها کنکاش کند و هدف نهفته در پشت پرده آنها را کشف کند.

نوشته های مشابه

‫6 دیدگاه ها

  1. پرفکت!
    عالی!
    محشر!
    دیگه نمیدونم این تحلیل ها رو چطور توصیف کنم!

  2. کلیت حرف نویسنده درست است. فصل «سفر خروج» از کتاب تورات، با ماجرای تولد حضرت موسی در مصر شروع می شود و کمی بعد با جدال او با فرعون ادامه می یابد و سپس به خروج پیروزمندانۀ بنی اسرائیل از مصر و مرگ فرعون ختم می شود. زیبایی فیلم در این است که این مسئله را به صورت گل درشت مطرح نکرده و لذا کسانی که با تورات آشنایی ندارند ممکن است این حقیقت را انکار کنند. مطالب دیگری نیز دال بر یهودی بودن اندی وجود دارد که نویسنده از قلم انداخته مانند بانک دار بودن او و همچنین کتابداری او در زندان؛ یهودیان همواره به همۀ ملل جهان فخر می فروشند که ما میراث دار تورات نخستین کتاب آسمانی هستیم. در حالیکه آنها تورات اصل موسی را که از کوه طور آورده بود از دست داده و حفظ نکرده اند

  3. جالبه دوستانی که اینها رو خیلی سطحی و ایتدایی رد می کنند و منفی می دن به اینجور تحلیل ها اطلاع ندارند که استیفن کینگ یکی از نخبه ترین و بهترین داستان پردازها هست که این همه اقتباس سینمایی بزرگ از آثارش به خاطر الگوهایی هست که تو داستان هاش استفاده میکنه و مالکان یهودی سینما هم خیلی بهش ارادت دارند. تو غرب خیلی از نویسنده هایی که حمایت هالیوود رو دارند و از آثارشون برای ساخت اقتباس سینمایی توسط کمپانی های بزرگ استفاده میشه در واقع تئوریسن مبانی سیاسی و ایدئولوژیک یهودیان مالک آمریکا هستند و بر طبق ساختاری که این مالکان رقم زدن یک چرخه و مسیر خیلی عالی رو تونستن ایجاد کنن که بهترین و موثرترین بازوی فرهنگی جهان رو بوجود آورده. در مورد این مفاهیم که خیلی جلو چشم نیستند هم توضیحش یکم پیچیده هست و صرفا به خاطر تاثیر روی مردمی که قالبا اینها به چشمشون نمیاد ساخته نمیشن و هدف از این مفاهیم چیز دیگه ای هست و یکجور مستند کردن مبانی استراتژیک هستند

    البته بگم که حق میدم به دوستانی که اینها رو نمیپزیرند چون معمولا خیلی بد گفته شده اینجور تحلیل های محتوایی

  4. در نگاه اول من هم چنین تحلیل هایی رو نمیپذیرفتم اما کنکاش کردن درمورد عوامل سازنده خیلی موضوعات رو مشخص میکنه

    خلاصه بعد از مدتی تفحص تو فیلم ها به این نتیجه میرسید که در فیلم های هالیوودی باید اصل رو بر این بذارید که محتوایی در پس داستان ظاهری فیلم

    حتی اگر مثل فیلم فوق خیلی مهم نباشه

  5. واقعا سایت عالیه . بیشتر نقد ها عالیه . به خصوص نقد فیلم رهایی از شاوشنک
    خیلی ممنون (:

  6. لطفا انیمه امیر ارسلان رو نقد کنید
    من کتابشو خوندم ولی هیچ ربطی به خلاصه فیلم نداره
    یجا هم خوندم مارو در حال برده داری! نشون دادن
    حتما یه فکری برا نقدش بکنین چون احتمالا خیلی نکات مخفی داره
    دلیل اصلیم اینه که توی کتاب قصه از صد فرسخی ایرانم رد نمیشه و داستان توی مصر و فرنگ(اروپا) اتفاق میوفته حالا چجوری توی ایرانه و امیر ارسلان یه شاهزاده ضعیفه (دقیقا برعکس کتاب) خدا میدونه
    این قضیه خیلی مشکوکه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.