فیلم سینمایی
نقد فیلم مورتال کامبت ۲ (Mortal Kombat 2)؛ هجو امر قدسی

فیلم مورتال کامبت ۲ در سال ۲۰۲۶ توسط نیولاین سینما که زیرمجموعهی کمپانی اختاپوسی برادران وارنر است منتشر شد. این فیلم با بودجهی ۸۰ میلیون دلاری و فروش حدود ۱۳۰ میلیون دلار به اثری زیانده تبدیل نشد، اما فروش فوق العادهای هم نداشت. جالب توجه است که مورتال کامبت ۲ در ایران بازدید بسیار زیادی داشت و تنها در سایت آپ تیوی حدود ۱۴۰ هزار دانلود داشته. بنابراین نقد مورتال کامبت 2 از این جهت اهمیت مضاعف پیدا میکند. پیشنهاد میکنیم پیش از مطالعه این مقاله نقد قسمت اول مورتال کامبت را هم ملاحظه بفرمایید. ژانر فیلم مورتال کامبت ۲ شامل کمدی سیاه، ماورایی تاریک، درام سیاسی، سبک زندگی و اکشن است. در ادامه به نقد و بررسی این فیلم میپردازیم.
قهرمان شرقی
سکانس افتتاحیه مورتال کامبت ۲ با مبارزهی بین دو سرزمین ماورایی آغاز میشود. لشکریان اَوتوُرلد به رهبری شاو کان به اِدِنیا حمله کرده است و میخواهد این سرزمین را تصرف کند. پادشاه ادنیا توسط شاو کان کشته میشود و سرزمین و زن و بچهی پادشاه تبدیل به ملک شاو کان میشوند. فیلمساز با تأکید تصویری بر روی کیتانا دختر پادشاه و نماهای نزدیک از صورت وی، قهرمانی وی را نوید میدهد. در ادامه نیز خواهیم دید که منجی داستان کیتانا است و انگیزهی وی برای کشتن شاو کان، انتقام پدرش و بازگرداندن سلطنت سرزمین به خاندان خودش است. فیلمساز اینگونه با استفاده از مضامین عدالتخواهانه، مبارزات متعدد پیش رو را برای مخاطب جذاب و اخلاقی جلوه میدهد. میدانیم حتی در تاریکترین فیلمها نیز نویسنده اثر سعی میکند با استفاده از فضائل اخلاقی مخاطب را به خود جذب کرده و محتوای مد نظر خودش را به او منتقل کند. مورتال کامبت ۲ هم همین است و سکانس افتتاحیه نقش نوعی مخدر اخلاقی برای پذیرش محتوای سکانسهای آینده را بازی میکند. قلاب اولیه فیلم جذب مخاطب به واسطه روحیه عدالتطلبی است.


شاو کان به دنبال مقام خدایی
شاو کان، غاصب پادشاهی ادنیا، به دنبال طلسمی خاص است. مادرِ کیتانا در دیالوگی میگوید این طلسم میتواند انسان را تبدیل به خدا کند! در ادامه نیز میبینیم که وقتی شاو کان این طلسم را به کار میگیرد، به راحتی قهرمان قسمت اول را میکشد و خودش نیز به نوعی جاودانه میشود. تا وقتی جادوی این طلسم پابرجاست، شاو کان نیز جاودانه است. بنابراین فیلمساز با نگاهی سطحی و ماتریالیستی، جاودانگی را مساوی با خدا شدن میداند. در ادامه نیز طلسم توسط قهرمانان نابود شده و شاو کان کشته میشود. این در حالی است که مفهوم خدا در ادیان الهی به معنای وجود بینهایت است و صرف جاودانگی کیلومترها حتی با مقامات عالی انسانی فاصله دارد چه برسد به خدایی و الوهیت. تمام انسان ها به تعبیری جاودانه هستند و در زندگی های بعدی خود در جهانهای ماورایی حتی پس از مرگ به حیات ادامه خواهند داد.
در روند قصه، شاو کان به تعبیر فیلم تبدیل به خدا میشود و حالا قهرمانان باید با این موجود خداگونهی شرور بجنگند. فیلمساز مقامات معنوی را به جادوی سیاه و استفاده از طلسمات مادی تقلیل داده و اساسا هیچ تعالی و معنویتی به معنای دقیق در مورتال کامبت ۲ دیده نمیشود. در این سکانسها مفاهیم خاصی مثل خدا، مبتذل شده و این الفاظ مقدس به یک هیولای نیمه جاودانه تقلیل پیدا میکند.

جانی کیج و پروپاگاندای هالیوود
یکی از عوامل مهم جذابیت مورتال کامبت ۲ شخصیت جانی کیج و بازیگرش است. جانی کیج بازیگر بازنشسته هالیوود است که در اوج پوچی به سر میبرد، اما توسط معبد رایدِن دعوت میشود تا به عنوان ناجی زمین بجنگد! در نقد قبلی هم گفتیم که در مورتال کامبت اساسا هیچ معیار اخلاقی برای انتخاب قهرمانان زمین وجود ندارد. همچنین در منحنی شخصیتی جانی کیج به دلیل شوخ بودن و پس از آن قدرتهای ماوراییاش جذب او میشویم و سپس میبینیم که یک بازیگر هالیوودی چگونه به منجی زمین تبدیل میشود. این گونه فیلم به مخاطب منتقل میکند که نیازی نیست منجی آخرالزمانی شخصی الهی باشد، بلکه هر کسی حتی بازیگران هالیوود نیز میتوانند زمین را نجات دهند. همکاری کِینو به عنوان یک شخصیت فاسد و تبهکار با قهرمانان نیز با همین هدف است تا سیستم فکری مخاطب در مورد منجی را به هم بریزد.

جادوی سیاه و مسالهی قدرت
در بازیها و فیلمهای مورتال کامبت، بدون شک جذابترین گروه، قویترین گروه است. یعنی فیلمنامه طوری طراحی میشود که مخاطب با گروهی همسو شود که قدرت بیشتری دارند. در مقالهی قبلی نیز پیرامون آرکانا و قدرتهای ماورایی توضیح مفصلی ارائه کردیم. در مورتال کامبت ۲ چندین بار از جادوی سیاه استفاده میشود. یکی در ماجرای طلسم جاودانگی شاو کان بود که اشاره کردیم. اما در سکانسی عجیب میبینیم که جادوگری به نام کوآن چی با استفاده از جادو، دو نفر را زنده میکند. یکی کِینو است که در آینده به قهرمانان زمین ملحق میشود و دیگری کونگ لائو است که تبدیل به دشمن زمین میشود. فیلمساز نشان میدهد که با استفاده از قدرت تاریک میتوان مردگان را زنده کرد و حتی یکی از این افراد هم تبدیل به قهرمان زمین میشود. بنابراین جادوی سیاه را عادی سازی و تبلیغ میکند.
برخلاف واقعیت جهان، اجرای جادوی سیاه هیچ هزینهی خاصی برای کوآن چی نداشته و این گونه فیلمساز واقعیت شیطانی سحر را سانسور میکند.



قتل رایدن
دیدیم که شاو کان به دنبال جاودانه شدن است. اما لرد رِیدِن از ابتدا به عنوان خدای رعد و برق شناخته میشود. او در یک ترور آسیب میبیند و نزدیک است که کشته شود. باز هم بر روی کشته شدن یک خدا تأکید میشود تا مخاطب عملا مفهوم متعالی خدا را فراموش کرده، عدهای انسان کوچک و محدود را به عنوان خدایان مشرکانه در مورتال کامبت ۲ بپذیرد. فیلمساز تمرکز ویژهای بر تحریف اعتقادات الهی و تقلیل آن به امور مادی و محدود دارد.


لذت گرایی و هدف زندگی
کِینو زنده میشود تا به شاو کان خدمت کند، اما به ناجیان زمین میپیوندد. او در توضیح انگیزهاش صراحتا میگوید اِدِنیا (که یک جهان موازی است) به شدت حوصله سر بر است و دوست دارد در زمین بماند، مشروب بخورد و به فساد جنسی مشغول شود! قهرمان و ناجی زمین هدفش از نجات زمین کاملا فردگرایانه و اومانیستی است و فیلمساز با بالا بردن اهمیت حضور او در گروه ناجیان این دیالوگها را پر اهمیتتر میکند. اگر کِینو مسیرش را عوض نمیکرد کرهی زمین نابود میشد، بنابراین تغییر مسیر او در قصه حیاتی است. اما انگیزهی او از این تحول چیست؟ لذات حقیر مادی!




این گونه فیلمساز به خوبی هدف زندگی انسان را به سبک زندگی هالیوودی و فساد جنسی تقلیل میدهد. همچنین قابل توجه است که ادنیا به عنوان جهان موازی هیچ جذابیت بصری ندارد و با رنگهای تیره و مکانهای ساده در فیلم بازنمایی میشود، تا جایی که کینو هم دوست دارد به زمین برگردد! این نوع بازنمایی از جهان موازی با هدف کور کردن انگیزهی معنویتگرایی در مخاطبان و ترویج ماتریالیسم در مورتال کامبت 2 قرار گرفته است.


جهنم یا بهشت؟
قهرمانان برای نابودی شاو کان و دار و دستهاش به اسکورپیون نیاز دارند. قهرمان افسانهای سری مورتال کامبت که پس از مرگ در جهنم زندگی میکند! قهرمانان به جهنم میروند و بر خلاف تصورشان با یک باغ بسیار زیبا روبهرو میشوند. در ادامه متوجه میشویم که اسکورپیون با قدرت خودش واقعیتِ جهنم (Netherrealm/Hell) را تغییر داده و سختیهای آنجا را برای خودش به شیرینی تبدیل کرده است!
فیلمساز در این سکانس مهم نشان میدهد که اسکورپیون پس از مرگ به حاکم جهنم تبدیل شده است و علاوه بر تصویر پردازی سینمایی، در دیالوگها نیز مفهوم الهی جهنم را نابود میکند. کِینو ادبیات ادیان پیرامون جهنم و عذاب را تمسخر میکند و اسکورپیون نیز میگوید جهنم گوش به فرمان اوست. این گونه فیلمساز مفاهیم مقدس را دستمالی میکند و به جای خدای بینهایت، انسانهایی مثل اسکورپیون را میگذارد تا اومانیسم را در غلیظ ترین حالت ممکن تبلیغ کند.




نجات جهان و مساله منجی
یکی از مضامین اصلی مورتال کامبت مسائل آخرالزمانی است. شاو کان میخواهد به زمین حمله کند و آن را تصرف و یا نابود کند. پیشتر نیز گفتیم که آخرالزمان در سینما یعنی خطر و بحران مهلک جهانی. بنابراین فضای آخرالزمانی به دلیل خطر حملهی شاو کان در مورتال کامبت ۲ وجود دارد و کل جهان در معرض خطر است. ناجیان مختلفی نیز از زمین در مقابل شاو کان و لشکرش میایستند. اما منجی نهایی کیست؟ لیو کانگ قویترین قهرمان زمین است. در سکانسهای متعددی چه در این قسمت و چه در قسمت قبلی شاهد جادوهای بسیار جذاب و عظیم لیو کانگ هستیم. او با قدرت آتشینش به راحتی دشمنان را خاکستر میکند. اما وقتی توسط شاو کان شکست میخورد، میگوید او منجی زمین نیست و فرد دیگری شاو کان را میکشد.
منجی زمین کیتانا همان دختر شرقی است که در سکانس افتتاحیه او را شناختیم. کیتانا شاو کان را میکشد، ادنیا را آزاد میکند و زمین را نیز نجات میدهد. اینکه فیلمساز یک مبارز زن با چهرهی شرقی را به عنوان منجی معرفی میکند به دلیل تبعیت از افکار کابالیستی است. تخریب منجی ادیان الهی و معرفی منجیهای ساختارشکن مثل کینو و کیتانا از اهداف مهم سینمای هالیوود است. همچنین قابل توجه است که کیتانا تنها فردی است که متعلق به تمدنی ماورائی از جهان موازی است و همزمان برای زمین میجنگد. این گونه فیلمساز با تحریف مفهوم منجی، قهرمان نهایی را دختری شرقی از جهان موازی معرفی میکند تا هم به آرمانهای جهانیسازی هالیوود کمک کند، هم ادبیات ادیان الهی را تخریب کند و هم نوعی منجی ماورایی را به اثبات برساند. منجی مونث شرقی در آثار دیگری همچون سریال سایه و استخوان و انیمیشن آرکین نیز دیده میشود. در مباحث کابالیسم و جهانی سازی توضیح دادیم که بعضی فرقه ها به دنبال تبلیغ خدا/منجی مونث هستند و معمولا تمدن آینده مشرکانه را هم در شرق آسیا دنبال میکنند.







سلام و عرض ادب خدمت آقا مسیح
من با محتوای نقد مشکلی ندارم اما با اطلاعات ابتدایی نقد مشکل دارم فیلم نه فروش موفقی داشته نه نمره خوبی از منتقدین و مردم گرفته یک فیلم برای فروش موفق حداقل باید ۲ و نیم برابر بودجه اش بفروشه چون هزینه تبلیغات و خدمات هم به بودجه اضافه شده در حالی که فیلم ۱۲۰ میلیون دلار در برابر ۸۰ میلیون دلار بودجه فروش کرده که نشون میده زیان ده است علاوه بر این فیلم از منتقدین نمره زیر ۵۰ یعنی ۴۶ رو گرفته که اونو از یک اثر متوسط هم پایین تر میاره و نمره ۶/۳ آی ام دی بی هم نمره بالایی نیست پس فیلم صرفا یکم اکشن داشته مگرنه نه فروش خوبی داشته ، نه منتقدین تحویلش گرفتن نه مردم ازش به حد خوب راضی بودن
سلام وقت شما بخیر
اینکه می فرمایید فیلم باید دو برابر و نیم بفروشه اصلا صحیح نیست عزیز. تبلیغات حداکثر 15 یا 20 میلیون دلاره کدوم عاقلی صد میلیون دلار خرج تبلیغات میکنه؟! این اعداد رو دقیق تر باید بشناسیم وگرنه در تشخیص گیر میکنیم
نمرات مردمیش هم در آی ام دی بی متوسطه ضعیف نیست. زیر 6 میشه ضعیف. اما دقت بفرمایید که در ایران مثلا در سایت آپ تی وی با 140 هزار دانلود، 85 درصد رضایت داشتن. در مقدمه گفتیم که در ایران خیلی خوب دیده شده و ما هم داریم برای جامعه مخاطبان ایرانی تولید محتوا میکنیم
تو منابع رسمی معمولا اعلام میشه هر فیلم ۲ و نیم برابر باید فروش کنه تا سود ده باشه حتی یکی از کاربران این سایت هم این نکته رو متذکر شد چون خیلی هزینه ها دست تولیدکننده است پس حداقل فیلم سود ده نبوده در مورد نمره هم نمره ۶/۳ نمره متوسطیه حالا اینکه کاربران یک سایت ازش بازدید خوبی کردن دلیل نمیشه همه دنیا راضی باشن ازش البته متوجه شدم منظور شما ایرانه در هرصورت فیلم نمره ۴۶ از ۱۰۰ گرفته که نمره زیر ۵۰ هست و اثر رو متمایل به ضعیف میکنه اگه اقتباس قوی از گیم می خواید فیلم خروجی ۸ با نمره ۷۱ اقتباس به مراتب بهتریه از گیم تا این آثار سطحی و پاپ کورنی
این نکته رو هم فراموش کردم بگم اگه می خواید تو اینترنت یک سرچ کنید که نشون میده اثر یک box office flop یعنی شکست تجاری بوده به هر حال این اثر سود ده و مورد استقبال منتقدین نبوده