انیمه سینمایی
نقد و بررسی انیمه آکیرا (Akira)؛ از فلسفه قدرت تا منجی اسطورهای

انیمه آکیرا (Akira) توسط کمپانی توکیو مووی شینشا ساخته شده است که خودش زیرمجموعهی کمپانی اختاپوسی سگا است. ژانرهای انیمه آکیرا شامل درام، سیاسی، علمی-تخیلی، ماورائی و اکشن است.
پرداختن به انیمه آکیرا از از این جهت ضرورت و اهمیت دارد که آکیرا یک انیمه کلاسیک است. کلاسیک نه از این جهت که انیمهای قدیمی است؛ بلکه از این جهت که در آثار بعد از خودش بسیار مورد اقتباس قرار گرفته است و تأثیر زیادی روی آثار بعد از خودش داشته است. این اثر گاهی از حیث محتوایی و گاهی از لحاظ فرمی است و آکیرا بیشتر از جنبه فرمی مورد اقتباس قرار گرفته است. یعنی انیمیت این اثر خاص و جذاب و نوآور بوده است. البته ما به این مباحث فرمی نخواهیم پرداخت، چرا که دیگران به این جنبه پرداختهاند.
انیمه آکیرا، به دلیل ریتم خاص تدوین، انیمه خاص و سختی است. انیمه آکیرا در این ریتم بالا میخواهد محتوای سنگینی را هم منتقل کند که طبیعتا جواب نمیدهد. معمولا فیلمهایی که میخواهند حرف سنگینی بزنند، سکانسهای خاص یا کل اثر را با ریتم پایین عرضه میکند تا بخوبی به دل مخاطب بنشیند. اما آکیرا به شدت ریتم بالایی دارد، این را تا آخر اثر حفظ میکند و اگر میخواهد حرف فلسفی بزند در همان ریتم بالا میزند که بزرگترین ضعف اثر است.

دیستوپیای سابرپانکی
اولین نکتهای که ما در انیمه آکیرا با آن مواجهیم، جهان سایبرپانکیِ اثر است. سایبرپانک زیرژانر علمی_تخیلی است. در سایبرپانک تکنولوژی بر بشر سوار شده است، که در عبارت علمی به آن تکنیگی یا سینگولاریتی (Singularity) یعنی یکی شدن ما و تکنولوژی میگویند. مفاهیمی مثل انسان-ماشین از همین تکینگی تولید میشود. مثلا فرد دستش قطع شده و دستی رباتیک را جایگزین میکند. این موارد در جهان سایبرپانک تعریف میشوند. معمولا آثاری که جهان سایبرپانک را ترسیم میکنند، یک جهانِ تاریک دیستوپیایی(پادآرمانشهر) است و نه یک جهان یوتوپیایی(آرمانشهر). این ترسیم آینده جهان واقعی مدرن در آیندهای نه چندان دور خواهد بود. امروز ما بسیار درگیر اینترنت و فضای مجازی هستیم و حالا فرض کنید، جسم ما هم وابسته به تکنولوژی باشد؛ طبیعتا کسی که تکنولوژی را کنترل میکند، راحتتر میتواند بشر را کنترل کند، و این دلیل دیستوپیایی شدن آثار سایبرپانکی است. آکیرا هم چنین فضای دیستوپیایی دارد.

از مصرفزدگی تا نارضایتی عمومی
از اول انیمه آکیرا شاهد درگیری مردم و پلیس هستیم. تا آخر آکیرا هم مردم ناراضیاند. این خاصیت و ویژگی جامعه پستمدرن است. مردم مدام با پلیس درگیرند، و پلیس با تفنگ و دودزا و… مردم را سرکوب میکند. آکیرا دائما روی مظاهر مصرفگرایی تأکید میکند. ابتدا که مدام تبلیغاتمختلف را جلوی چشم مخاطب میآورد که دقیقا منطبق بر مصرفگرایی است. مثلا یک خانم نیمهبرهنه دارد خوراکی تبلیغ میکند. اثر میخواهد یک تداعی انجام دهد که در این شهر و فرهنگ مصرفگراییاش، طبیعی است که چنین شرایط و آشوبی هم داشته باشد. با یک حمله شبهاتمی توکیو نابود شده است و شهر را از نو ساختهاند؛ اما باز هم مردم ناراضیاند. بنابرابن در آکیرا در اوج تکنولوژی باز هم مردم ناراضی هستند که این به ذات مصرف زدگی باز میگردد. انسانها ذاتا به دنبال بینهایت هستند و اگر گمان کنند این لذت بینهایت را باید در همین دنیا و نه در جهانهای دیگر بیابند، طبیعتا به طغیان واداشته میشوند. طغیانی که ریشه در ارضا نشدن نیازهای روحی انسان داشته و مصرفگرایی افراطی امروزی هم نتوانسته آن را پاسخ دهد.

بیقانونی، اصل اساسی دیستوپیا
سکانس اداره پلیس را داریم، که یک جای بسیار بههم ریخته با صدها بازداشتی است. و اینقدر آن جامعه دچار هرجومرج است که اینها خودشان اشخاص دیگری معرفی میکنند و به راحتی آزاد میشوند. حالا تتسوها و کندا و دوستانشان در چنین فضایی میخواهند کنش داشته باشند و با افرادی که اموال مردم را تخریب میکنند برخورد کنند. البته در حد یکسری لاتبازی، چون کار جدی نظامی که انجام نمیدهند.

همه به فکر خودشان و لذتهای خودشان هستند. یا عدهای مثل تتسوها و کاندا موتور سواری میکنند و انگار به شکلی لوتی و اوباش هستند و در مجموع قانونی وجود ندارد. این هم یکی از ویژگیهای جهان دیستوپیا است. دیستوپیا یا قانون ندارد یا اگر هست قابل اجرا نیست. این جهانی است که ما در چند سکانس اول میبینیم.

از فرینج تا استرنجر تینگز؛ آزمایش برای تولید ابرانسان
در ادامه میبینیم که تتسوئو توسط ارتش ژاپن دستگیر میشود. سپس به آزمایشگاهی مخفی منتقل شده و تحت نظر دانشمندان، کم کم تبدیل به یک انسان با تواناییهای خارقالعاده خواهد شد. این مضمون برگرفته از آزمایشهای مخفی دهههای هشتاد و نود میلادی در آمریکا است. در سریال استرنجر تینگز و فرینج هم به این آزمایشها اشاره شده و ما در نقد سریال استرنجر تینگز توضیح دادیم که بر اساس اسناد سازمان سیا، دولت آمریکا در این آزمایشها از ابزارهای ضد انسانی مثل شکنجه یا حتی جادوگری استفاده میکرده است.
در آکیرا نیز میبینیم که دولت ژاپن نیز دست به چنین کاری زده و به واسطهی آزمایشهای مخفی به دنبال ایجاد یک سلاح انسانی است. این مضمون با هدف تقلیل دادن قدرتهای ماورائی به فعالیتهای فیزیکی و روانشناختی در آثار قرار میگیرد. وقتی اَبَر انسان به واسطهی آزمایشهای علمی تولید شود، دیگر نیازی به منجی الهی و انسانهای دارای قوای معجزهگر نیست.

ضدیت با شینتو
در انیمهی آکیرا مردم به دلیل غوطهوری بیش از حد در لذات مادی و طغیان علیه دولت ژاپن، به یک منجی معتقدند که آنها را نجات دهد. شخصی به نام آکیرا که یک انسان با قوای خارقالعاده، محصول همان آزمایشهای مخفی است. در این بین بعضی از معتقدان به شینتو نیز بر اساس تفکرات دینی خودشان منجی را دنبال میکنند، اما در پایان میبینیم که منجی نه یک منجی الهی، که انسانی ویرانگر است. بنابراین محتوایی ضد دین شینتو در اثر شکل میگیرد. کودکان و نوجوانانی مثل تتسوئو و آکیرا تحت تاثیر آزمایشهای مخفی و با معیارهای علوم تجربی به قوای خاصی میرسند و اساسا ماوراء ماده به معنای دینی در اثر وجود ندارد.

تتسوئو و مسالهی اخلاق
در آکیرا میبینیم که ارتش ژاپن به دنبال دستیابی به سلاحی عظیم از طریق تتسوئو است. اینکه چرا تتسوئو برای این کار انتخاب شده، هیچ منطقی در فیلم ندارد. اما به هر حال ارتش بر روی تتسوئو آزمایشهایی انجام داده و قدرت ماورائی عظیمی بدست میآورد. پس از اینکه تتسوئو به قدرت میرسد، به دلیل عقدههای دوران کودکی، طغیان کرده و حتی دوستان خودش را به قتل میرساند. یعنی قدرت عظیم او به دلیل اینکه در چارچوب اخلاقی درستی قرار ندارد، طبیعتا نیتهای پلید تتسوئو در پیوند با این قدرت، نابودی بزرگی به بار میآورد. در مقابل، سه کودکی که اخلاقمدار هستند دارای قدرتهای ماورائی بوده و با عقلشان آن را کنترل میکنند. بنابراین در این سکانسها محتوایی بر ضد آزمایشهای مخفی به این شکل، ایجاد میشود.

یعنی آزمایشهای مخفی زمانی در فیلم مطلوب است که مثل سه کودک دیگر، ابر انسانهایی اخلاقمدار تربیت کند و نه شخصی عقدهای مثل تتسوئو که وقتی قدرتمند میشود، نابودی به بار میآورد. بنابراین آکیرا اولا این آزمایشها را تایید میکند، زیرا حقیقتا قدرت ماورائی در تتسوئو زنده میشود؛ اما در وهلهی بعد مساله ی اخلاق را پیش کشیده و قدرت بدون اخلاق را به نقد میگذارد. مجموعا اثر به دلیل تثبیت اینکه آزمایشها باعث قدرتمند شدن انسان شده و انسان میتواند ذاتا بدون ارتباط با موجودات ماورائی به قدرتهای خاص برسد، از اساس اومانیستی است.

آیا قدرت مشروعیت آور است؟
معمولا در فضای عینی سیاست در جهان مدرن، قدرت ذاتا مشروعیت آور است. یعنی هر انسان یا نهادی که قدرت دارد، صرف همین که قدرتمند است، مشروع هم است. در انیمه آکیرا این گزاره در دو سطح نقد میشود. سطح اول همان طغیان قدرت در تتسوئو بود که دیدیم علیرغم قدرتمندی تتسوئو، به دلیل فقدان اخلاق او به فساد و تباهی کشیده شد. سطح دوم نیز فضای سیاسی اثر است. در چندین سکانس میبینیم که سیاسیون از مردم جدا بوده، در برج عاج نشسته و برای رعیت تصمیم میگیرند. حتی یکی از آنها در سکانسهای پایانی که نئوتوکیو در حال نابودی است، تمام اموالش را جمع کرده و میخواهد فرار کند که توسط زیردست خودش کشته میشود. تنها کسی که در ساختار سیاسی مورد تأیید اثر است یک ژنرال نظامی است. او حقیقتا به دنبال آرامش است اما به دلیل قدرت دادن به تتسوئو، مغلوب وی میشود.
بنابراین انیمه آکیرا در دو سطح فردی و نهادی، این گزاره که قدرت ذاتا مشروعیتآور است را نقد کرده و به فسادهای انسانها و نهادهای قدرتمند میپردازد. این محتوای خوب و دقیقی است که در عمدهی آثار هالیوودی دیده نمیشود.

طغیان قدرت
در سکانسهای پایانی اثر میبینیم که تتسوئو حتی اگر بخواهد هم دیگر نمیتواند قدرتش را کنترل کند. بدن او بزرگ و بزرگتر شده و کم کم میخواهد همه چیز را ببلعد. درواقع قدرتش خود تتسوئو را هم تحت تسلط قرار میدهد. این سکانسها علاوه بر تقویت فضای اومانیستی که گفته شد، بر ضرورت قدرت تحت تسلط عقل و اخلاق تایید میکند. تتسوئو هر کاری که اراده کند را انجام میدهد و بروزترین قوای نظامی نیز نمیتواند او را نابود کند. اما خودش از درون سست بوده و همچون سه کودک دیگر نیست که بتواند بر خود تسلط داشته باشد. همین ضعف درونی تتسوئو باعث فروپاشی نئوتوکیو و نابودی چندین میلیون انسان میشود. در این سکانسهای اومانیستی، نوعی اخلاق فردی نیز تقویت میشود؛ بنابراین دو محتوای منفی (اومانیسم) و مثبت (اخلاق فردی) در این سکانسها محوریت دارد.

منجی حقیقی
تنها قدرتی که میتواند در مقابل تتسوئو بایستد، همان سه کودک خاص هستند. جامعه در حال فروپاشی بوده و سیاسیون نیز به فکر خودشان هستند. بنابراین این سه کودک با حمایت ژنرال وارد شده و تتسوئو را کنترل میکنند. در این سکانس علاوه بر تقویت اومانیسم به دلیل ترسیم منجی انسانی و نه الهی، راهکار دفع چنین قدرتی استفاده از همان قدرتی معرفی میشود که در آزمایشهای مخفی به دست آمده است. بنابراین اینگونه آزمایشهای ضد انسانی در اثر تبلیغ میشود. پس از اینکه آکیرا بیدار میشود، همین سه کودک جلوی او را میگیرند و نمیگذارند او تمام جهان را به نابودی بکشد. سپس در چند جملهی مبهم، مدعی میشوند که آکیرا تبدیل به یک موجود خداگونه شده است و انیمه به پایان میرسد. این سکانس در جهت تقویت فضای کابالیستی و مشرکانهی اثر است. انسانی که تبدیل به خدا شده و هیچ خدای بینهایتی در جهان وجود ندارد.




