سریال
نقد و بررسی فصل اول سریال بازی مرکب (squid game)؛ همیشه مردم مقصراند
عالی بود؛ اما نه به عنوان یک اثر شاخص

فصل اول سریال بازی مرکب محصول سال 2021 توسط سایرن پیکچرز کرهجنوبی تولید شد و نتفلیکس توزیعکننده آن بود. این سریال با استقبال زیادی از سمت مخاطبین مواجه شد و توانست صنعت فیلمسازی و سریالسازی کرهای را ارتقاء ببخشد.
از زمان انتشار این سریال تئوریها و تحلیلهای گوناگونی در مورد محتوا و فرم این سریال ارائه شده. ترند شدن سریال بازی مرکب و جذابیت داستان آن باعث شده تا بررسی، تحلیل و تئوریسازی حول این سریال برای علاقهمندانِ سریال بازی مرکب جذاب بوده و تحلیلهای گوناگون و حتی گاهی متناقض نسبت به این سریال ارائه شود. همچنین بسیاری از مخاطبین به کشف شباهتهای سریال بازی مرکب با دیگر سریالها پرداختند.
در این مقاله قصد داریم با بررسی دقیق فرم و محتوای فصل اول سریال بازی مرکب، الگوگیریهای فرمی این سریال را کشف کنیم تا متوجه شویم که آیا این سریال واقعا یک محصول جذاب و خلاقانه بوده یا اینکه فقط بخاطر حمایتهای مالی و تبلیغات گسترده به موفقیت رسیده. سپس به سراغ محتوای این سریال خواهیم رفت تا مفاهیم پشت پرده و زیرلایهای بازی مرکب را کشف کنیم و هدف از ساخت این محصول را رمزگشایی کنیم.

خلاصه فصل اول بازی مرکب
در فصل اول بازی مرکب شاهد افراد فقیر یا بدهکاری هستیم که مشقتهای فراوانی را در زندگی خود تحمل میکنند. این افراد برای پول درآوردن وارد یک بازی میشوند و در مرحله اول بازی مشخص میشود که این بازی یک بازی مرگ است. گرچه یک فرصت رای گیری به بازیکنان داده میشود و آنها با اختلاف رای بسیار ناچیز بازی را ترک میکنند، اما حجم فلاکت و بدبختی زندگیشان در کره جنوبی به قدری زیاد است که به بازی برمیگردند.
به جز یک بازی، بازیهای ششگانه این مسابقه مرگ، بازیهای کودکانهای هستند که بازیکنان در بچگی تجربه کردهاند. در طول این بازیها شاهد شرایط بسیار سختی برای تصمیمگیری و انتخاب توسط بازیکنان هستیم که همگی برای سرگرمکنندهتر شدن بازیها برای افراد پشتپرده بازی طراحی شدهاند. بازیکنان فقط سر جانشان باهمدیگر بازی نمیکنند بلکه روانشان هم در بازیها، بازی داده میشود.
در طول این سریال ما صرفا شاهد اتفاقات درون بازیها نیستیم. بلکه با درونیات تک تک شخصیتهای مهم آشنا خواهیم شد و شاهد تلاش برخی بازیکنان و یک نیروی پلیس نفوذی برای کشف پشتپرده این بازی و خاتمه دادن به آن هستیم. به عبارتی علاوه بر داستان اصلی، شاهد چندین داستان موازی و فرعی هم هستیم که به جذابیت این سریال میافزایند.
در نهایت شخصیت اصلی سریال یعنی سونگ گی هون برنده بازی شده و تمام پول مسابقه به او میرسد. او میتواند تمام این پول را به جیب زده و زندگی شادی را آغاز کند. اما خون افرادی که برای این پول ریخته شده باعث میشود تا او از رفتن به آمریکا منصرف شده و برای خاتمه دادن به این بازی مرگ انگیزه پیدا کند.

تحلیل فرم سریال بازی مرکب
سریال بازی مرکب، یک محصول خلاقانه نیست. تقلیدهای بسیار زیادی از تعدادی فیلمها و انیمههای ژاپنی و کرهای در این سریال مشهود است. مجموعهای از سناریوهای فیلمهای غربی و شرقی را میتوان در این سریال مشاهده کرد. در کنار تقلید، سریال بازی مرکب از کلیشههای زیادی پیروی می کند. همین تقلید کردن سناریو و پیروی از کلیشههای ثابت باعث شده که داستان قابل حدس باشد و غافلگیری خاصی نصیب مخاطب حرفهای نکند.
سریال بازی مرکب از دو کلید واژه خاص استفاده کرده.
اولین کلید واژه: ثروتنمدان برای تفریح کردن خودشان دست به کشتن انسانهای فقیر می زنند.
دومین کلید واژه: یک سیستم ناشناخته و سرّی باعث کشته شدن گروهی منتخب میشود و در انتهای داستان نه تنها منحل یا کشف نمیشود، بلکه به روند قبلی خود ادامه می دهد.
بیایید در آثار غربی و آثار شرقی این دو کلید واژه را بررسی کنیم.
کلید واژه اول
در سریال وست ورلد یا دنیای غرب شاهد هستیم که مکانی را می سازند تا ثروتمندان بتوانند با کشتن تفریح کنند. همچنین در فیلم سینمایی the hunt افراد به خاطر پول به مبارزهای دعوت می شوند تا در آن هم دیگر را بکشند و شرایط را برای تفریح وی آی پی ها فراهم کنند. در انیمه آکامه گا کیل دوبار چنین کلیده واژهای دیده می شود. اول: خانوادهای ثروتمند که برای تفریح فقرا یا گمشدگان را به خانه میبرند و روی آنها انواع شکنجه و سموم را امتحان می کنند. دوم: ارباب خانهای که چلسی(یکی از شخصیت های مثبت) در آن کار می کرد، با دوستان خود انسانهایی را به محوطه باغ می آورند و برای تفریح شروع به شکار کردن آنها می کنند. همین فسادها دلیل انقلابی است که در انیمه آکامه گا کیل رخ می دهد.
آثار دیگری هم با این کلید واژه تولید شدهاند. مثل انیمه توداماچی گیم، وان اوت و سریال آنچه خدایان میخواهند. در این آثار شاهد یک بازی قمار، شرط بندی یا بازی مرگ هستیم که گروه خاصی از ثروتمندان یا حتی خدایان آن را برای سرگرمی ترتیب دادهاند. در آثار غربی دیگری همچون مسابقه مرگ، ارّه و… شاهد اتفاقات مشابهی هستیم.
به طور کلی ژانر “بازی مرگ” با اینکه یک ژانر فرعی محسوب میشود، اما آثار زیادی حول آن ساخته شده. در آثار زیادی هم شاهد هستیم که یک بازی توسط ثروتمندان تدارک دیده شده تا با تماشای مرگ بازیکنان یا حتی با کشتن بازیکنان، لذت ببرند.
گرچه تولیدکنندگان سریال بازی مرکب الگوگیری و کپیبرداری از هر محصول دیگری از جمله سریال آنچه خدایان میخواهند را رد کردهاند(منبع) اما شباهتهای سریال بازی مرکب با سایر آثار به قدری زیاد و واضح است که این تکذیبها بیشتر شبیه به بازار گرمی یا دروغگویی هستند. ناگفته نماند که تفاوتهایی جدی در سریال بازی مرکب با تمام آثار مذکور وجود دارد. یعنی بازی مرکب یک کپی نیست، اما قطعا از ژانر بازی مرگ و آثار مشابه الگوبرداری داشته.

کلید واژه دوم
در انیمه معروف “دیگری”، سیستمی ماورایی و کاملا ناشناخته وجود دارد که باعث مرگ بچه های یک کلاس و نزدیکان آنها می شود. همچنین در انیمه “بازی شاهی” نیز یک شاه وجود دارد که اگر به دستوراتش عمل نکنید، کشته خواهید شد. در هر دو انیمه پایان با تلفات بسیار بالا رقم می خورد. حتی گاهی اوقات خود افراد داخل این اتفاق دست به کشتن هم دیگر می زنند. در آخر مشکل به صورت بنیادی حل نمی شود و این روند برای گروه های دیگری شروع به رخ دادن می کند. قبل از اینکه این روند به سراغ گروه مد نظر داستان بیاید، برای گروه های دیگری هم رخ داده بود.
یعنی تقریبا تمام المانهای این آثار جز ماورایی بودن دستهای پشت پرده کشتار، با سریال بازی مرکب همخوانی دارد.

در مانگا ناکجا آباد موعود، ثروتمندان در دهکده ای به نام گلدی پند، کودکان را برای تفریح شکار می کنند. آنها می توانند به صورت معمولی گوشت انسان مصرف کنند، اما برای اینکه بیشتر لذت ببرند از این روش استفاده می کنند. فرق این سناریو با بازی مرکب در آنجاست که این گروه ثروتمندان منحل میشود.
کلیشههای ثابت سینمایی
سکانسی را تصور کنید که یک نفر در حال افتادن از دره است. دوست او نیز دستش را گرفته و او را معلق نگه داشته. معمولا چه اتفاقی می افتد؟ فرد معلق دست خود را رها می کند تا مبادا دوستش همراه او بی افتد. “فداکاری”. در بازی مرکب نیز چو سونگ وو (با بازی پارک هه سو) در نهایت خود را می کشد و اینگونه از دوست خود عذرخواهی کرده و در حقش فداکاری می کند.

کلیشه دیگر این است که در سکانس هایی که شخصیتها متوجه می شوند ممکن است کشته شوند، از دوستشان قول می گیرند. قول می گیرند که یک کار ناتمام را تمام کنند یا از شخص خاصی حمایت کنند. در بازی مرکب سی بیوک(با بازی هویون جونگ) به سیانگ گی هون(نقش اصلی) گفت بیا قول بدهیم اگر هر کدام زنده ماندیم، از خانواده دیگری حمایت کنیم.
از همان اول که از بازی حرف به میان آمد و پای پول وسط کشیده شد، مشخص بود داستان به کشت و کشتار کشیده می شود. اصلا مگر می شود چنین تشکیلاتی بازیای راه بیاندازد و برای حذف بازیکن از کشتن استفاده نکند؟ این هم کلیشهای است که در برخی آثار این چنینی شاهد آن بوده ایم. لحظه ای که اولین نفر کشته شد، مخاطب خیلی نباید جا خورده باشد.
پیرمردی که در نهایت مشخص شد میزبان این بازی خودش است، خیلی دارای تعلیق نبود. از اواسط داستان کاملا مشخص بود ریگی به کفش پیرمرد هست. سکانسی که قرار بود پیرمرد کشته شود و کشتن او با تفنگ نشان داده نشد، تیر خلاصی بود بر این فرضیه که پیرمرد، خودش همان میزبان است. قبل از آن هم شواهد زیادی وجود داشت. نظیر بسته نشدن دستش به طناب یا غیب شدنش وسط کشت و کشتار.

در انیمه هنر شمشیر زنی آنلاین که در کنار کیمیاگر تمام فلزی، دفترچه مرگ، شیطانکش، جوجوتسو کایسن و اتک تایتان، جزء انیمههای محبوب نیمه بلند به شمار می رود، دقیقا همین مقوله پیاده می شود. اینکه سازنده یا گرداننده اصلی خودش در حال بازی کردن است. هنر شمشیر زنی آنلاین نام یک بازی است. بازیای واقعیت مجازی که بازیکنان با به سر گذاشتن یک کلاه، به کمای مصنوعی میروند و به دنیای بازی اتصال پیدا می کنند. اما پس از چند ساعت مشخص می شود امکان خروج از بازی وجود ندارد. آکیهابا که سازنده این بازی است، ظاهر می شود و به همه اطلاع می دهد شما برای خارج شدن از این بازی باید هر صد مرحله آن را طی کنید. اگر هم در طول بازی کشته شوید، در واقعیت نیز با ارسال موجی خاص از طریق کلاه به مغزتان، خواهید مرد. یعنی یک بازی مرگ آغاز می شود.

در انتهای آرک اول انیمه، کیریتو(شخصیت اصلی) افشا می کند آکیهابا در ظاهر لیدر یکی از انجمن های معروف، در حال بازی کردن و نقش آفرینی در بازی است. یعنی خود گرداننده بازی در حال بازی کردن است. او نیز تقلب میکند و با کد تقلب کاری کرده که جانش از یک حد خاص کمتر نشود. به همین دلیل امکان مرگش در این بازی وجود ندارد. سازندگان سریال بازی مرکب، آکیهابای انیمه هنر شمشیر زنی آنلاین را کپی کرده و در سریال بازی مرکب قرار دادهاند. حتی کمترین جزئیات شخصیت او کپی شده. مثلا دیالوگ “وقتی بازی می کنی بیشتر کیف میده” به صورت مفهومی در عقاید آکیهابا نمود پیدا می کند. ناگفته نماند، ماهییت شخصیت آکیهابا تا لحظات آخر پنهان بود و دارای تعلیق و شوکی ده برابر بیشتر نسبت به پیرمرد(میزبان) در سریال بازی مرکب برای مخاطب بود.

در طول داستان فقط یک نفر به دنبال پیدا کردن بانیان این جنایت بود. آن هم پلیسی بود که به دلایل شخصی به این مکان نفوذ کرده بود. او به دنبال برادرش بود. اینکه خود پرچمدار برادر اوست، هم قابل حدس است و هم کلیشه ای. قابل حدس از آن جهت که مطمئن هستیم او اینجاست ولی مدرکی دال بر وجودش در هیچ کدام از ادوار بازیها نیست. فیلم هم که تا به ایجا کلیشهای عمل کرده. پس کلیشه بعدی یا به حساب خود سریال غافلگیری بعدی چیست؟ همین که برادرش پرچمدار است.
کلا اینکه شخصیت های منفی، گناهکاران یا رئسای باندهای مخفی، در نهایت کسی بشوند که فیلم وجه خوبی از آنها ساخته یا دوست شخصیت اصلی هستند، یک روند کلیشهای و پای ثابت فیلم و سریالهای جنایی و دارای تعلیق است. در سریال ایرانی بانوی عمارت، حضرت والا کسی نبود جز پسر عموی نحیف و دوست داشتنی ارسلان میرزا. در انیمیشن های زوتوپیا و خرگوش کیک پز هم دقیقا همین کلیشه وجود دارد. چه در سینمای غرب، چه در سینمای شرق و چه در سینمای ایران این شیوه یک کلیشه است. کلیشهای که دیگر خیلی تکراری شده.
با بررسی کلید واژهها و کلیشهها میتوان فهمید بازی مرکب، اثری قابل حدس و تکراری است. یک تقلید از تعدادی فیلم و انیمه و ترکیب کردن سناریوهای آنها در قالب یک سریال. از آن جهت که برخی از آثار مذکور با ژانر بازی مرگ که سریال بازی مرکب از آنها الگوگیری کرده خیلی معروف نیستند و هیچ کدام از آثار نام برده به اندازه بازی مرکب دیده نشده اند، بازی مرکب را میتوان یک اثر موفق دانست. اما از آن جهت که بالاخره یک اثر تقلیدی است و از کلیشه های زیادی پیروی می کند، نمیتوان آن را یک اثر شاخص و تراز اول دانست.

جالب است بدانید در دنیای علم، مقالات شما در سه صورت چاپ می شوند. اول: شما به کشف جدیدی رسیده باشید و مرز علم را جابه جا کنید. دوم: موضوع واحدی که به طور خلاصه و پراکنده در مقالات یا مطالب علمی منتشر شده را جمع آوری کرده و به عنوان یک مقاله جدید با محوریت همان موضوع، ارائه و بسط دهید. سوم: مطالب و موضوعات به هم مرتبط و پراکنده را جمع آوری کنید و در قالب یک موضوع و یک نتیجه مرتبط، آنها را ارائه دهید. در سریال بازی مرکب همان جمع آوری مطالب مختلف (سناریو) و ارائه آنها به شکل جامع را شاهد هستیم. یعنی هدف بازی مرکب اقتباس از آثار مختلف، به هم مرتبط کردن آنها و سپس ارائه نتیجه بوده است.
صحبت هایی راجع به اینکه فیلمنامه این اثر مربوط به قبل از سال 2010 است مطرح شده. این می تواند نظریه اقتباسی بودن این اثر را رد کند؟ فیلمنامه آماده شده هم میتواند تغییراتی زیادی کند. حتی دو دقیقه قبل از ساخته شدن. بعید نیست نویسنده بعد از دیدن برخی یا تمام آثار نام برده(یا شاید هم نام نبرده) کمی در فیلمنامه دستکاری کرده باشد. این هم بعید نیست که به سفارش کارگردان یا نتفلیکس بخشی از فیلمنامه تغییر کرده باشد. هرچه باشد آثاری که نام بردیم قبل از سریال بازی مرکب ساخته شده اند. پس بازی مرکب سناریوی آن چنان جدیدی را نمیتواند به مخاطب حرفهای ارائه دهد. شاید اگر این اثر همان نزدیکی های 2010 ساخته شده بود، از آن به عنوان یکی از سریال های تراز اول نام میبردیم. اما الان مجموعه ای از سناریو های قبلا دیده شده است.
تحلیل محتوای سریال بازی مرکب
ایده اولیه سریال بازی مرکب
در سال 2009 در کرهجنوبی یک کارخانه تعدیل نیرو انجام میدهد. به همین دلیل کارگرها در کارخانه تحصن میکنند. دولت نیروهای امنیتی و ضد شورش را به کارخانه میفرستد و کارگرها و با نیروهای دولتی درگیر میشوند. طی این درگیری با اینکه آسیبهایی به طرفین درگیری وارد میشود اما کسی کشته نمیشود. این ماجرا در اینجا به پایان نمیرسد و برخی کارگرها بخاطر اخراج شدن از کارخانه خودکشی میکنند. این خودکشی دستهجمعی باعث میشود تا این ماجرا به یک تراژدی تبدیل شود.
جالب است که شخصیت اصلی نیز در سریال بازی مرکب اعتراف میکند که جزوی از کارگران همان کارخانه بوده یا حداقل اتقافی مشابه در تحصنی کارگری برایش رخ داده است. این هم جالب است که کارگرهای کارخانه مذکور همانند بازیکنان گرمکن ورزشی متحدالشکل میپوشیدند. پس تقریبا به ما اثبات میشود که ایده بازی مرکب از همین جا نشات میگیرد با اینکه تفاوتهایی اساسی وجود دارد.
تفاوت اول این است که علارغم نظر برخی تئوری پردازان توطئه در یوتیوب، هیچ بازی مرگی در میان نبوده و کارگرها در درگیرها نیز کشته نشدهاند. همین که کسی در این درگیری کشته نشده و هیچ بازی مرگی در جریان نبوده یعنی سریال بازی مرکب صرفا از این واقعه ایده گرفته ولی قصد اقتباس یا بازسازی آن را نداشته.
این واقعه یک واقعه عدالت خواهانه توسط کارگران یک کارخانه و حتی یک اعتراض به سیستم سرمایهداری بوده. در ظاهر سریال بازی مرکب نیز یک اعتراض به سرمایهداران ثروتمندی است که از فلاکت و حتی مرگ طبقه فرودست لذت میبرند. اما این احتمال هم وجود دارد که سریال بازی مرکب با تکنکهایی این مفهوم را معکوس کرده باشد. چراکه بارها شاهد بودهایم که تولیدکنندگان محصولات رسانهای، در ظاهر منظور دیگری دارند اما در باطن مسئلهای کاملا متفاوت و حتی متضاد را در ذهن مخاطب میکارند. پس برای اینکه متوجه شویم که سریال بازی مرکب در اصل در حال نقد ثرتمندان و سرمایه داران است یا اینکه میخواهد مردم را مقصر جلوه دهد، با ادامه این نقد همراه باشید.
قدرت در دستان چه کسانی است؟
امپریالیسم به معنای قدرت طلبی است که از امپرور به معنای پادشاهی نشات میگیرد. امپریالیسم به نظامی گفته میشود که به دلیل مقاصد اقتصادی یا سیاسی میخواهد از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کند و سرزمینها و ملتها و اقوام دیگر را زیر سلطهٔ خود درآورد.
کاپیتالیسم یا “سرمایه داری” نوعی نظام اقتصادی است که در آن ثروتمندان در راس قرار می گیرند و از طریق تملک، بازی با قیمتهای بازار و بازار رقابتی، سعی میکنند اقتصاد را به جلو حرکت دهند. در سیستم کاپیتالیسم باقی افراد چیزی جز برده و کارمندان پول آفرین برای صاحبان ثروت و قدرت نیستند. معمولا کارگران و کارمندان چنین سیستمهایی با مورچههای کارگر مقایسه میشوند. حتی اگر دقت کنید، سیستم مدیریت سربازان سریال بازی مرکب، از روی کلنی مورچه ها الهام گرفته شده.
نکته جالب اینجاست که ثروت قدرت میآفریند و قدرت می تواند ثروت آفرین باشد. یعنی پول بیشتر قدرت بیشتر میآورد و قدرت بیشتر پول بیشتر می آورد. یک چرخه کاملا مطابق میل و ایدئولوژی امپریالیسم و کاپیتالیسم. آمریکا و اروپا(غرب) عملا مهد امپریالیسم و کاپیتالیسم محسوب می شوند. سیستم های دولتی، نظامی و اقتصادی آنها بر اساس همین امپریالیسم و کاپیتالیسم بنا شده است. یکی از دلایل استعمارگر بودن کشورهای غربی نیز همین است. حال می خواهد استعمار نظامی باشد یا استعمار نوین.
در سریال بازی مرکب، منفورترین شخصیتها وی آی پیها هستند. چند ثروتمند آمریکایی که روی بازیکانان بخت برگشته شرطبندی می کنند و از عملکرد یا شیوه کشته شدن آنها لذت می برند. از آن جهت که به زبان انگلیسی صحبت می کنند و مو های صورتشان بور است می توان حدس زد آنها آمریکایی یا اروپایی هستند. لهجه انگلیسی آنها هم به لهجه آمریکایی شباهت بیشتری دارد.
اما چرا منفور؟ چون تمام افراد این مکان، اعم از بازیکنان و سربازها، همگی صرفا برای سرگرم کردن آنها مجبور به جنایت می شوند. در ابتدا یک اختیار کاذب به بازیکنان داده می شود. اینکه شما خودتان با ما تماس بگیرید و یا با اکثریت آرا بازی را تمام کنید. اما شرایط واقعی به شکلی نیست که بازیکنان بتوانند اختیار چندانی داشته باشند. بازیکنان باید از روی اجساد دیگر بازیکنان عبور کنند تا برنده شوند. سربازان نیز مسئول کشتن و ایجاد اغتشاش بین بازیکان هستد.
وی آی پی ها می خندند، شراب می خورند و از تماشای بازی لذت می برند. در حالی که کوهی از انسان ها را مجبور به جنایت کرده اند. لذت می برند بدون اینکه دستان خود را آلوده کنند. توصیه میشود در این باره مقاله نقد و بررسی انیمه from the new world را با کلیک بر روی اسم مقاله مطالعه کنید. در این نقد در مورد جنایت بدون اینکه دستان رئسا آلوده شود صحبت شده است.

زمین گلادیاتورها
وی آی پی های ثروتمند نمادی از امپریالیسم و کاپیتالیسم هستند. برای تفریح به صورت غیر مستقیم آدم می کشند. تا حدودی شبیه به پادشاهان روم که از جنگ و کشتار گلادیاتور هایی که اختیاری برای مبارزه یا عدم مبارزه نداشتند لذت می بردند. جالب است که محیط بازیها و راهرو های ورودی، بسیار شاد طراحی شده اند. بازیها نیز بازی های کودکانه هستند. یعنی آن جنایت گلادیاتوری که ظاهر کریه و خشنی داشت، یک پوشش موجه و شاد دارد. اما باطن آن همان جنایت است. این عادت غرب است که با زیباییهای رسانهای و بصری روی جنایاتش سرپوش بگذارد.
وی آی پیها به شدت پولدار هستند و از ماسک های طلایی استفاده می کنند. حتی یک نفرشان ماسکی شبیه به گاو وال استریت بر چهره دارد. آنها در کشوری دیگر بدون اینکه ردی ازشان باقی بماند جنایت می کنند. همین دلایل کافی است تا ما وی آی پیها را نمادی از امپریالیسم و کاپیتالیسم بدانیم.
لُژ مخفی
نکته جالب دیگر این است که در بخشی از سریال، از زمین شطرنجی و برای روشنایی از شعله شمع استفاده می شود. وی آی پیها نیز از ماسک های خاصی برای پوشاندن چهره شان استفاده می کنند. آنها چهرههایشان را از همدیگر هم پنهان میکنند. به چه نتیجه ای می توان رسید؟ اگر کمی در مورد فرقه های انحرافی همچون ایلومیناتی و فراماسونی مطالعه کنید، متوجه می شوید که آنها جلسات و مراسم هایشان را در زمینی شطرنجی برگزار میکنند. تمام یا برخی از اعضا نیز برای شناسایی نشدن حتی توسط هم انجمنی های خود (برادران) ماسک می زنند. پس سریال می تواند به این موضوع هم اشاره داشته باشد که گردانندگان این سیستم، اعضای فرقه های انحرافی هستند. امپریالیسم هایِ کاپیتالیسمِ شیطان پرست.

انقلاب ناموفق
کلا یک نفر علیه این سیستم به پا می خیزد و انقلاب می کند. او هم به دلایل شخصی. خیلی خوب پیش می رود و با نفوذ زیرکانه به اطلاعات درجه یکی دست پیدا می کند. اما که چی؟ آخرش چه می شود؟ بدون هیچ دستاوردی از صخره به پایین پرتاب میشود. او نمیتواند این سیستم قدرتمند را سرنگون کند. حتی اگر فیلم و عکس ها را ارسال هم کرده باشد، فکر کردهاید سیستمی که کارش کشتن برای تفریح است و از چنین قدرتی برخوردار است، نمی تواند پلیس، گارد ساحلی یا حتی ارتش یک کشور را دست به سر کند؟ پس شاهد یک سیستم پنهانی هستیم که هیچ کس نه از آن خبر دارد و نه توانایی مقابله با آن را دارد. هر کس هم با خبر باشد، حذف فیزیکی می شود. دقیقا مانند یک لژ مخفی که در نمادهای فیلم هم میتوانیم اشارههایی به آن را ببینیم.
دموکراسی آمریکایی
از خود پرسیدهاید که اگر شخصیت اصلی به جای رنگ آبی، قرمز را انتخاب کرده بود چه می شد؟ یا اینکه سرباز ها را چطور به اینجا آورده اند و مجبور به جنایتشان کرده اند؟ احتمال زیاد اگر رنگ آبی را انتخاب کنید بازیکن می شوید و اگر رنگ قرمز را انتخاب کنید سرباز می شوید. البته که اینها همان اختیار هستند. شما اجازه انتخاب دارید. میتوانید بین قرمز و آبی انتخاب کنید. این شیوه انتخاب کردن همان دموکراسی غربی است. شما در ظاهر حق انتخاب دارید. اما باطنا خیر. جالب است که از دو زنگ و آن هم رنگ قرمز و آبی استفاده میشود. این شواهد ما را به یاد انتخابات آمریکا می اندازد. انتخابی بین دموکرات ها(آبی) و جمهوری خواه ها(قرمز).
در سریال بازی مرکب صرفا ادعای انتخابات سالم و دموکراتیک وجود دارد. این ادعا اصلا صحت ندارد و شاید هم سریال قصد دارد اینگونه پشت پرده دموکراسی را نمایش دهد. شاید به بازیکنان حق خروج از بازی با انتخابات داده میشود، اما زندگی واقعی بازیکنان که تجلیاش را در بازی شاهد هستیم، با همین بازی فرقی ندارد به همین دلیل بازیکنان به بازی برمیگردند. همچنین شاهد هستیم که حق انتخابها در شرایطی بسیار نامطوب و عذابآور به بازیکنان ارائه شده و بازیکنان در شرایط حاد روانی مجبور به تصمیمگیری هستند. این قطعا یک انتخاب سالم نیست.

جنایات سازمانیافته
در بخشی از سریال مشخص می شود که تعدادی از سربازان، اعضای بازیکنان را قاچاق می کنند. جالب است که پرچمدار از این کار خبر دارد. اما اصلا برایش مهم نیست. تا زمانی که مثلا عدالت برقرار باشد، از هر جرمی می توان چشم پوشی کرد. این به خوبی نشان می دهد جرم و جنایت های مختلف و افراد دخیل در آنها برای رئسای کشور ها پوشیده نیستند و کاملا شناخته شدهاند. اما اقتضای سیستم مبارزه با آنها نیست. اصلا چنین جنایتهای خُردی با جنایت خودشان قابل قیاس نیست. پس تا وقتی که جرمهایشان در کار گردانندگان ممانعتی ایجاد نکند، جانشان در امان است و می توانند پول پارو کنند.
پایان
سیستم رو به افول است. بالاخره یک نفر برای انقلاب به پا میخیزد. او سیستم را میشناسد. او عزمش را جذم کرده برای مبارزه با این سیستم. حتی رنگ موهایش را قرمز می کند. “قرمز تیره”. از نظر روانشناسی، رنگ قرمز تیره نماد قدرت، اراده، خشم، رهبری، شجاعت و اشتیاق است. در سینمای شرق مرسوم است با رنگ مو و رنگ چشم حالات درونی افراد را نشان دهند. برای مثال در انیمه ها ما شاهد چشمانی با رنگ ها ارغوانی، زرد، قرمز و صورتی هستیم. هیچ کس چنین رنگ چشمی ندارد. این رنگ ها قصد دارند حالات درونی و روحی شخصیت را نشان دهند. در بازی مرکب نیز این موضوع صادق است. شخصیت اصلی موهایش را قرمز تیره می کند. این از حالت درونی او خبر می دهد. او می خواهد بجنگد. علیه امپریالیسم، علیه کاپیتالیسم و علیه فرقههای شیطانی. همین که بالاخره یک نفر توانست در سیستم نفوذ کند و به آن ضربه وارد کند و شخص دیگری علیه این سیستم اعلان جنگ می کند، نشان دهنده افول و رو به نابودی رفتن این سیستم است. البته هنوز راه زیادی در پیش است.
راهحل سریال بازی مرکب برای مقابله با این سیستم چیست؟ هنوز هیچی. زندگیات را بکن و سعی کن خیلی نفهمی. نادانی مایه شادمانی است. هرکس زیادی بداند خواهد مرد. مثل یک مورچه کارگر ساده زندگیات را بکن و سرت توی کار خودت باشد. اگر هم درگیر بطن سیستم شدی، خدا بیامرزتت. یا کشته می شوی، یا به دلیل دانستن زیاد و دیدن جنایت های بسیار، از نظر روحی خواهی مرد. یعنی بازی مرکب چهره منفور فرقه های انحرافی، کاپیتالیسم و امپریالیسم را نشان می دهد، اما هیچ راه حلی برای مقابله با آن ندارد. باید منتظر فصل دوم ماند تا ببینیم آیا راهحلی در ادامه ارائه خواهد شد یا خیر.
البته این مضامین سریال شباهت زیادی به فیلم ماتریکس هم دارند. در فیلم ماتریکس هم شخصیت اصلی تا زمانی که از بطن سیستم بیخبر بود اقدامی علیه آن نکرد. اما بعد از آن همه چیز تغییر کرد. جالب است که ورود شخصیت اصلی ماتریکس به باطن تاریک جهان و شروع مبارزه او علیه سیستم با دو قرص قرمز و آبی و انتخاب کردن یکی از آنها شروع شد. همانطور که ورود شخصیت اصلی بازی مرکب به این بازی با انتخاب او بین دو کارت بازی قرمز و آبی رقم میخورد. در سریال از فیلم ماتریکس نیز اسم برده میشود و همین باعث میشود تا تقلید این سریال بازی مرکب از ماتریکس برای ما اثبات شود.
چرا کرهجنوبی؟
میزبان و پرچمدار بازی مرکب، کرهای هستند. یعنی خود ثروتمندان و صاحبان قدرت کرهای هم جرئی از این سیستم هستند. آمریکاییها از بازی لذت میبرند اما هیچ دخلی در آن ندارند. تمام این سیستم توسط خود کرهایها اداره می شود. کرهایهای داستان هم در سدد راضی نگه داشتن اربابان آمریکایی خود هستد. یعنی آمریکا عملا کره را اشغال کرده. اما ذرهای دخالت نمیکند و دست خودش را به خون آلوده نمیکند. این یعنی استعمار نوین.
کرهجنوبی یکی از شاخصترین نمونههای مطالعاتی درباره نتایج واقعی توسعه نامتوازن، موقتی شدن جامعه، جامعه طبقاتی و ساختار اجتماعی وابسته است. مسکن و مأوای یکی از ناراضیترین ملتهای دنیا، کشوری که از بیرون بسیار زیباست و شاید برای مردمانی دیگر، مثلا برای خیلیها در ایران خودمان، مایه حسرت یا حتی این نهیب باشد که ما چرا تبدیل به کره نشدهایم. اما کره واقعی، از درون چیز دیگری است. مردم کره حالشان خوب نیست و هر سال بین رتبه اول یا دوم خودکشی دنیا، در نوسان هستند. احساس خوشبختی در این جامعه آنچنان بالا نیست. تحقیقات علمی نشان میدهد که استرس شدید ناشی از شرایط رقابتی، کرهجنوبی را به جامعهای مضطرب تبدیل کرده است.
بهصورتی بلاغی راجعبه این جامعه میگویند اگر در آن یک هفته کار نکنید یا برای کارتان مشکلی پیش بیاید، چند پله در نظام طبقاتی سقوط میکنید. این باعث میشود حتی اگر کسی موقعیت مناسبی هم داشته باشد، آرامش نداشته باشد. یکی از مشکلات این جامعه تبعیض اقتصادی و اجتماعی و فاصله طبقاتی و رقابت برای کم کردن این شکافهاست. این معضل باعث شده که طبقات مختلف اجتماعی برای حل مشکلات خود به رقابتی کشنده با یکدیگر بپردازند. این رقابت کشنده از دوران تحصیل فرزندان آغاز شده و تا پایان دوره دانشگاه ادامه دارد(منبع).
مثلا دانشآموزان دوره متوسطه روزانه بهطور متوسط باید 16 ساعت از وقتشان را صرف حضور در دبیرستان یا امور مربوط به آن کنند. بعد از فارغالتحصیلی از دبیرستان هم رقابت برای ورود به بهترین دانشگاهها آغاز میشود. این رقابتها به یک معضل برای خانوادهها تبدیل شده. طوریکه آنها در رقابتی شدید، بسیاری از سرمایههای خود را صرف این کار میکنند. مثل بازندهای که برای نجات خود، به قماری کشندهتر دست میزند. برای درک موضوع، میتوان توجه کرد که در قسمت انتهایی سریال بازی مرکب، وقتی قهرمان قصه به آرایشگاه رفته تا موهایش را اصلاح کند، صدای مجری اخبار تلویزیون را میشنویم که به بحران بدهیهای مسکن در کره اشاره میکند: «دلیل بالا گرفتن چنین بحرانی، برداشته شدن سقف وامها در کره است… » یعنی کسانی که بهدلیل وام مسکن بدهکار شدهاند، برای برونرفت از این وضعیت، وامهای جدید میگیرند و بدهکارتر میشوند.
آشکار است که انتهای چنین وضعی، افراد را به کجا خواهد کشاند. قمار مجدد برای جبران ضرری که از باخت قبلی ایجاد شده، یعنی بازی با حریفی که خود این بازی را طراحی کرده و حتما شما را گرفتارتر میکند. در این میان کسانی که به لحاظ مالی ضعیف هستند، دچار مشکلاتی ازجمله افسردگی میشوند. علاوهبر اینها، تداوم سنتهای دیرین، مبنیبر مخفیکاری برای حفظ آبرو هم باعث شده در جامعه کره بسیاری بر این باور باشند که خودکشی باعث میشود آبروی آن طبقه یا خانواده حفظ شود و فرد با انجام این کار، درواقع جلوی بسیاری از گرفتاریهای بعدی را خواهد گرفت. پس بهطور رایج و طبیعی، کسی که در کره به کف هرم اجتماع سقوط کرده و دیگر راهی برای برونرفت نمیبیند، به حذف خود فکر میکند. هرچند هنوز زندگی را دوست دارد.
ویژگی های بیان شده از جامعه کره را می توان دلیلی خوبی برای این پرسش دانست که چرا کره برای سریال بازی مرکب انتخاب شده است. نظامی که کاملا تجلی نظام طبقاتی و ناعدالتی اجتماعی محسوب میشود و تمام اینها را با رسانه و ظواهر بصری پوشنانده(دقیقا مثل دکوراسیون بازی مرکب). همچنین کرهجنوبی عملا مستعمره آمریکا به شمار رفته و آمریکا حضور پررنگی در کرهجنوبی دارد. کره هم برای حضور آمریکا در کشورش هزینه میکند و حتی زنانش را برای تفریح سربازان آمریکایی پیشکش میکند(منبع). پس یعنی بازی مرکب نمونهای کوچک از خود کشور کرهجنوبی است. رئسای آن نمادی از مسئولین کرهای هستند که آرامش و سرگرمی را با عذاب مردمشان برای ارباب آمریکایی خود به ارمغان میآورند.

خدا، مسیحیت و شیعه
شبهات خیلی جزئی در مورد خدا در طول داستان مطرح می شود. شبهاتی که ما را به سمت دئیسم (خدای بازنشسته)، بی خدایی و خدای بی رحم یا ظالم سوق می دهند. در مورد این موارد در مقاله های نقد و بررسی انیمه ضربان فرشته و انیمه رژه مرگ صحبت کرده ایم.
مسئله دیگری که مطرح است، برخورد سریال با مسیحیت و کشیشهای مسیحی است. در آثار کره ای و ژاپنی زیادی همین شیوه پیش گرفته اند. بعضیها مسیحیت و کشیشهای آن را منفور جلوه میدهند و برخی بوداییها و عرفای بودایی را.
ما در سریال بازی مرکب، چهار بار دچار نفرت از مسیحیت می شویم. اولین بار و سومین بار بخاطر دعاهای یک کشیش مسیحی که در بین بازیکنان وجود دارد. دفعه دوم آنجایی است که متوجه می شویم پدر جی یونگ(با بازی لی یو می) یک کشیش بوده و مادر او را مورد آزار قرار می داده. در نهایت نیز مادر او را به قتل می رساند. دفعه آخر هم زمانی است که یک جوان کنار خیابان در حال تبلیغ مسیحیت است. او می بیند که سیانگ گی هون(نقش اصلی) دست و دهن بسته گوشه خیابان رها می شود، اما اصلا به او کمک نمی کند. حتی از آب گل آلود قصد ماهی گیری دارد. او بالای سر سیانگ میآید و او را تشویق به مسیحی شدن می کند.
اینکه سیانگ در ابتدا، مُبَلِغ بازی را با یک مبلغ مسیحی اشتباه می گیرد و در نهایت روبه روی یک مبلغ مسیحی پیاده می شود، در کنار اینکه میگوید من هفت پشتم بودایی است، این برداشت را میتواند داشته باشد که سریال بازی مرکب در سدد منفی نشان دادن دین غرب هم هست. غربی های منفور، مسیحی هستند و مسیحیت بد جلوه میکند. این ابزاری دیگر برای مقصر و منفور جلوه دادن سیستم غربی است. نه تنها عقاید شیطانی، امپریالیستی و کاپیتالیستی، بلکه دینشان هم در این شیوه عملکرد آنها دخیل است. با تمام این اوصاف سریال سعی داشته با استفاده از واژه های رستاخیز، از حفظ خواندن کتاب انجیل و دعا کردن خاص مسیحیان، پا روی دم صهیونیسم مسیحی نگذارد.
البته که مبلغان مسیحی در کرهجنوبی رفتار بسیار ناشاستی دارند. در کرهجنوبی مبلغان مسیحی با بلندگو به محلهای تفریحی یا توریستی رفته و مردم را تهدید میکنند که اگر مسیحی نشوند، در قیامت مورد عذاب الهی قرار خواهند گرفت. یعنی مبلغان مسیحی در کره کلا شیوه تبلیغاتی ناپسندی دارند. همین اعصاب خوردکن بودن مبلغان مسیحی میتواند دلیل دیگر یا حتی دلیل اصلی تولیدکننده برای جلوهنفرت انگیز از مسیحیت باشد. البته که با شبهاتی که نسبت به خدا مطرح میشود، رویکرد ضد دینی اثر هم دور از ذهن نیست.

تازگی ها در مورد این سریال خیلی حرف می زنند و چیزایی شنیده بودم. راستی خیلی خوشحال شدم که نقد فرم و محتوا رو با هم انجام داده بودید. از این مقاله ها در فضای ایران خیلی نیازه
سپاس از همراهی همیشگی تون. در صورت امکان در اشتراک این مقاله ما را همراهی کنید.
با کسب اجازه در ساخت ویدیوی تحلیلی از مطالب این مقاله استفاده کردیم:
https://aparat.com/v/9ARXs
در مورد سریال «بازی مرکب» نظرم اینه که این هم در ادامه جریان آثار ضد سرمایه داری که ترند شدن حرکت کرده و به همین خاطر اینقدر دیده و پرطرفدار شده پخش از نتفلیکس و حمایت غیرتمندانه مردم کره هم بی تاثیر نبوده
این فیلم روی موج فیلم های ضد سرمایه داری و ادامه فیلم هایی مثل انگل (parasite)، جوکر، پلتفرم، خانه کاغذی جلو آمده جالبیش اینه که کره جنوبی و اسپانیا دارن این آثار رو میسازن ولی در هر صورت سینمای این کشورا مثل ساخته های هالیوود یا انیمه های ژاپن نیست و به نظرم مستقل از جریان اصلی است و از دل فرهنگ این کشورا بیرون زده که بدبختی های مردم از مدل سرمایه داری رو داره نشون میده اما آیا جایگزینی هم ارائه میشه؟
چ توضیحات جذاب و کاملی بود!
مرسی🌸
من به شدت موافقم با چیزایی که ذکر شده و خیلی گشتم برای پیدا کردن چنین سایتی
خیلی از تحلیلگرای محترم ممنونم که این چیز ها رو در اختیارمون میذارید
سپاس از حسن نیت و نظر مثبتتون
لطفا ما را در اشتراک گذاری این مقاله همراهی کنید
لطفا یکجایی مشخص کنید در سایت که بگید تا حالا چند نفر از سایت یا از خوده همین پیج بازدید کردن
واقعا که نقداتون عالیه به امید تعجیل ظهور امام زمان💚💚💚
اول سایت مشخصه، پایین موضوع مقاله
“حتی مشاور انرژی رئیس جمهور کره در سال 89 در حضور آیت الله گلپایگانی و نوری همدانی شیعه شد.”
این چیزی که گفتید بنده در اینترنت سرچ کردم ولی هیچی دستگیرم نشد…!!؟
سلام علیکم
ممنون از حسن نیت شما
در بالای مقاله اطلاعاتی همچون تعداد بازدید و مدت مورد نیاز برای مطالعه مقاله موجوده
مطلب لینک زیر را مطالعه کنید. در آن از شیعه شدن مشاور و نماینده کره جنوبی از زبان خودش صحبت شده
http://serateshgh.com/62456/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4/
سلام. بهتر بود توی متنتون به این چندتا نکته هم اشاره میکردید:
1. آهنگی که توی قسمت 8 (و یکی از قسمت های 1یا2) پخش میشه به نظرم اتفاقی گذاشته نشده:
Fly me to the moon /And let me play among the stars /Let me see what spring is like on /Jupiter and Mars /In other words /Hold my hand /In other words, darling, kiss me /Fill my heart with song And let me sing forevermore /You are all I long for /All I worship and adore /In other words /Please be true /In other words/I love you
2. نحوه مرگ شخصیت های اصلی. به طور مثال جانگ دوک-سو برای فرار از روی پول داخل رودخانه پرید و در مرحله پل هم باخت. یا کانگ سه-بیوک که در یکی از بخش ها چاقو کنار گردن یکی گذاشت و تهدید به مرگش کرد، در آخر به همین روش کشته شد. افسر پلیس هم که یکی از راننده های ون را از کشتی پایین انداخته بود، در آخر با شلیک گلوله از روی صخره تو دریا افتاد.
3. فیلم نشانه های فراماسونری بیشتری داشت. مثلا شماره جانگ دوک-سو که 101 بود (البته نمیشه اینو با قطعیت گفت) . در آخر هم خوکی که داخلش پر از پول شده بود روی صفحه شطرنجی قرار گرفت.
4. تناقض های داستان: مثلا هنگام شروع بازی آخر، مامور به سونگ گی-هون گفت بین مثلث و دایره یکی را انتخاب کند. در صورتی که دو طرف سکه فقط مربع و مثلث بود. فیلم هم انگار می خواسته اینکه یک طرف مربع هست رو کامل به بیننده نشون بده. یا مثلا ایل-نام پیش وی آی پی ها نیامد تا در بازی شرکت کند. اما او در مرحله تیله، قبل از آمدن وی آی پی ها حذف شده بود.
نقد خوبی بود، از بقیه نقدهایی که خونده بودم به مراتب خیلی بهتر بود، فقط برای اینکه باز بهتر هم بشید یه انتقادی هم داشتم ازتون، وقتی من نقدی رو میخونم نباید متوجه شخصیت منتقد و عقاید شخصیش بشم، باید متوجه خلل و فرج اثر بشم، تاکید بیش از اندازه ای روی آمریکای جهانخوار، قدرت صهیونیسم (حتی ورژن مسیحیش)، مظلومیت شیعه و بهتر بودن شیعه نسبت به بقیه شده بود. من مخالف اینکه آمریکا و انگلیس نمادهای امپریالیسم امروز و دیروز حتی هستن یا اینکه یهودیا چه عملکردی داشتن نیستم، ولی تشیع هم نه مظلوم بوده نه بهتر، یه خرده فاز عرزشی بودن از نویسنده تراوش میکرد، حیفه وقتی سواد نقد رو دارین نذارید این اتفاق بیفته.
سلام علیکم
ممنون بابت تذکراتتون
انتقادتون کاملا وارده و سعی هم می کنیم عملی اش کنیم.
اما نکته اینجاست که بازی مرکب، عملا یک سریال ضد آمریکایی یا حداقل منتقد آمریکاییه. به همین دلیل در مقاله به آمریکا زیاد اشاره شد. در کنارش چون سریال عملکرد ضد سرمایه داری داره و به استعمار نوین اشاره میکنه، ما مجبور بودیم در این نقد از امپریالیسم یا به اصطلاح خودتون، از جهانخواری آمریکا نام ببرم.
انتقادتون وارده اما این مقاله به این موضوعات نیاز داشت. بنده هم سعی کردم تا میشه از زبون خود سریال صحبت کنم تا خودم. به شخصه این مقاله رو بیانات سریال می دونم تا اعتقادات خودم.
منظورتون از اینکه شیعه نه مظلوم بوده نه بهتر چیه؟
عالی بود خسته نباشید .
واقعا عالی بود . چند وقتی بود نقد به این کاملی نخونده بودم
سلام.نقد خوبی بود، بین نقدهایی که تا حالا خوندم و دیدم کامل ترین بود، ولی منم با نظر اون دوستی که گفته بود تاکید زیادی روی آمریکای جهانخوار شده بود تا حدودی موافقم.
در مورد پلیسه به نظر من زنده هست و تو فصل بعد میبینیمش.
و در کل فکر میکنم فیلم زیادی overrated شده و واقعا اونقدری که بهش پرداخته شده خفن نیست.
کماکان جسارتا منتظر نقد ارزشمند شما از wailing هستیم
سلام وخسته نباشید. مقاله خیلی خوبی بود. ممنون
یه نکته ای که تو صحنه مرگ پیرمرد بود، دستگاه مانیتورینگ پیرمرد خطای lead off رو نشون میداد، که یعنی به بدن بیمار وصل نیست. حالا یا سوتی هست یا هم که پیرمرده زنده هست و مرگش نمایشی بوده
سبحان الله
سلام به آی نقد عزیز؛
به نظر شما راه حل برای امپریالیسم چیه؟ همین جمهوری اسلامی میاد از دلار زدایی حرف میزنه ولی در عمل میبینیم وضعیت اقتصادی داره هی بد و بدتر میشه. وضعیت یه طوریه که انگار همه کشور های جهان مجبور هستن با آمریکا متحد باشن
دوست داشتم نظر شما رو بدونم
سلام علیکم
امپریالیسم یعنی استثمار یا استعمار کشورای ضعیف تر. راهش جنگیدن باهاشه که ما داریم نیم قرنه توی منطقه باهاش میجنگیم
اون چیزی که مد نظر شماست راه داره کلی کارشناسم راهکارشو گفتن، منتها برخی دولت مردان اصرار که لیس زدن کفش آمریکا دارن و فقط میخوان بشینن پای میز مذاکره. خیلی ها هم از نرخ بالای دلار نفع میبرن چون این چند وقته حق ماموریت های دولتی هارو دیگه به ریال نمیدن بلکه به دلار میدن. سر همین نه تنها اقدامی برای دلار زدایی نمیکنن بلکه وابستگی بیشترم درست میکنن
درد ما مسئول احمقه وگرنه در شرایط فعلی جهان کشورها دونه دونه دارن از آمریکا و دلارش دور میشن
ممنون از وقتی که گذاشتید؛
جسارت نباشه دوست دارم همون راه ها رو از زبون شما بشنوم.
مخصوصا اینکه در این وضعیت فعلی اتحادی بین کشور ها برای جلوگیری از این وابستگی نمیبینم. با وجود قرارداد هایی مثل بریکس، بازم میبینیم هیچ تفاوتی انگار ایجاد نشده و جمهوری اسلامی میخواد تنهایی با امپریالیسم مبارزه کنه (به قول فیلم قهرمان بازی دربیاره)
والا من تخصص ندارم توی اینچیزا
تنها چیزی که میدونم اینه که قرارداد تنهایی کفایت نمیکنه
مسئول باید کار رو درست انجام بده
الان شما بهترین قرارداد تاریخ رو ببند، فردا اگر خودت کم کاری کنی نتیجه میده؟
کلی ظرفیت اقتصادی توی ایران هست اما برای هر فعالیتی چند ستل فقس طول میکشه تا مجوز بدن. این خودش یکی از مهم ترین دلایل مشکلات اقتصادیه
ولی بازم اگر دقت کنید میبینید که روسیه زده به اوکراین و اروپا، چین هم دعوای سنگینی توی آمریکا درست کرده مخصوصا بعد فیلتر تیک تاک. خیلیم تنها نیستیم
یه مورد دیگه هم دوست دارم نظرتون رو دربارش بدونم.
اینکه آیا نوع مبارزه جمهوری اسلامی با امپریالیسم اصلا درسته؟
اوایل انقلاب که از در سفارت رفتن بالا و یک سری تحریم ها بوجود اومد. بعد هم که بدون اهمیت به قوانین آژانس بین المللی اتمی ( با فرض اینکه اون قوانین هم امپریالیسمی هست) یکسری کار ها انجام شد که تحریم ها شدید تر شد.
آیا راه حل بهتری برای مبارزه نمیشد پیدا کرد؟
طبق گفته خیلی ها و اعتراف خود آمریکایی ها، یکی از اصلی ترین دلایل عدم موفقیت انقلاب های مخملی در ایران، نبود سفارت آمریکا در ایرانه. فتح سفارت با اون همه سند جاسوسی و براندازی که از توش درومد عاقلانه ترین کار جمهوری اسلامی برای حفظ موجودیتش بود
بحث تحریم که که رئیس کمسیون اقتصادی قبلی مجلس صراحتا گفت ۲۰ درصد مشکلات ماست، ۸۰ درصد دیگه اش به داخل ربط داره. مشکلم همینه، مسئولین فعلی خودشون ناکارآمد هستن، ولی میخوان بندازن گردن تحریم
مگه توی همین تحریم ربات جراح و سانتریفیوژ و فضاپیما و موشک قاره پیما و ماهواره که ته تکنولوژی دنیا هستن رو نساختیم؟
اینم بدونید که دشمنی با آمریکا خیلی خطرناکه
ولی دوستی باهاش مرگ آوره
جالب بود و مجبورم کردید که درآینده نزدیک بیشتر تحقیق کنم درباره این موضوع و چیز هایی که گفتید.
با آرزوی بهترین ها برای شما
نقد قابل توجهی بود
یکی از آثاری که وقتی اسکوئید گیم را برای اولین بار دیدم برای من خاطراتش مجدد تداعی شد سه گانه بازی های گرسنگی بود. اگرچه بازی های گرسنگی و کتنیس اوردین و علامت ویژه او و حتی موسیقی متن فیلم خیلی بیشتر پتانسیل برای نمادگرایی جریان های انقلابی دارد
هانگر گیمز هم باید کنار بقیه فیلم ها و کتاب ها گذاشته میشد.
فیلم اول 2010 اکران شده
ولی کتاب اول سال 2008!