مقالات و مطالب مفید

انواع نقش مخاطب در رسانه؛ رسانه ها به شما چه نقشی را می دهند؟

نقش شما در یک رسانه چیست؟

رسانه ها بر اساس اهدافی که در سناریو های خود دنبال می کنند، نقش خاصی به مخاطب خود می دهند. اینکه چه نقشی برای چه اثر یا محصول فرهنگی به مخاطب داده شود خود یکی از تاثیر گذار ترین عوامل در تاثیر پذیری مخاطب از رسانه است.

در این مقاله هدف اصلی بررسی نقش هایی را داریم که فیلم ها، انیمه ها و انیمیشن ها به مخاطب خود می دهند. اما در کنار آنها سایر ارکان رسانه را نیز بررسی می کنیم. پس از معرفی هر نقش چند مثال از حوزه فیلم، انیمیشن و انیمه ارائه خواهد شد. سعی می شود تا با کمک گیری از این مثال ها حالت های مختلف نقش مورد نظر را بهتر معرفی کنیم.

انواع نقش مخاطبین در رسانه ها

۱. تماشاچی: یک مسابقه ورزشی را تصور کنید که شما از تلویزیون آن را تماشا می کنید. شما نمی توانید در هیچ بخش این مسابقه یا نتیجه نهایی آن تاثیری بگذارید. شما فقط نظاره گر این بازی هستید. نقش تماشاچی دقیقا همین است. یک رسانه می آید، حرفش را می زند، نتیجه گیری می کند و می رود. در این قبیل رسانه ها هدف انتقال اطلاعات با لحن مورد پسند خود رسانه است. گویا هیچ نقشی به مخاطب داده نمی شود. آثار روایی، حکایات، اخبار، تبلیغات و اکثریت پیام رسان ها این نقش را به مخاطب اختصاص می دهند.

در پیام رسان ها مخاطب در اکثر اوقات نقش تماشاچی دارد. چون این رسانه ها محتوای مد نظرشان را ارائه می دهند و سپس دنبال بعدی می روند. بلاگر ها دائما چنین نقشی را به مخاطب خود می دهند. زیرا مخاطب تماشاچی زندگی این بلاگر ها هستند. یا کانال های طنز که لطیفه هایی هم سو با جهت دهی های فکری خود را در کانال منتشر می کنند. مخاطب صرفا تماشاچی این محتواست و اگر این لطیفه هدفی داشته باشد خودش بیان می کند. گاهی نیز میان انبوه لطیفه ها محتوا هایی خاص (مثلا سیاسی) توسط مدیر کانال ارائه می شود که حرفشان را صراحتا بیان می کنند.

اخبار نیز به همین شیوه عمل می کنند. شما صرفا تماشاچی محتوایی هستید که اخبار ارائه می دهند و نتیجه گیری خود را از آن می کنند.

نمونه سینمایی برای نقش تماشاچی: جانی انگلیش، پارک ژوراسیک، پدر خوانده، جنگ ستارگان و… . در این فیلم ها شما شاهد اتفاقاتی هستید که برای شخصیت ها به وقوع می پیوندد.

نمونه انیمیشنی: پت و مت، تام و جری، رامبل، لوکا، شکرستان، انیمیشن های کودک و… . در این آثار ممکن است علاوه بر اتفاقات حول شخصیت ها، نتیجه گیری های اخلاقی توسط خود اثر انجام بشود. یا مثلا راوی داستان در انتها نتیجه را ارائه می دهد. در این آثار از روایت داستان در جهت درک راحت تر نتیجه بهره برداری می شود. یعنی داستان روایت می شود تا تنیجه بهتر درک شود.

نمونه انیمه ای: قلعه ای در آسمان، پرنسس مونونوکه، جنگ های تابستانی و… . در این آثار شاهد روایت داستان هایی زندگی نامه محور هستیم. داستان هایی که در درون خویش آموزه هایی برای مخاطب دارند. یعنی داستان صراحتا از زبان یک شخصیت و راوی هدفش را بیان نمی کند. اما روایت داستان آنقدر خوب رقم خورده که فهم محتوای اثر برای تماشاچی کار چنان سختی نیست. گویا سبک روایی به خودی خود هدف خود را بیان کرده.

۲. چالش_ماجراجو: برخی رسانه ها سعی می کنند با چالش ها، لحظات احساسی، ماجراجویی، بیان خاطرات، قهرمان سازی و… یک مسیر پر پیچ و خم و منطقی را برای مخاطب خود بسازند. یعنی با درگیر کردن فکر و احساسات مخاطب با نقاط عطف و غافلگیری ها او را مجذوب داستان کنند. این آثار از تعلیق، معما و ابهام نیز بهره خوبی می برند. به گونه ای که حتی مخاطب را وادار به ورود به حل معما می کنند تا هنگام کشف معما مخاطب لذت زیادی ببرد. گاهی با یکسری کد دهی ها باعث می شوند تا مخاطبین برای فهم ادامه ماجرا سناریو سازی کنند. همچنین سعی دارند با اضافه کردن تمام تیپ های شخصیتی یا چند بعدی کردن شخصیت های اصلی از نظر روانشناسی، جلوه ای از تمام تیپ های شخصیتی تمام مخاطبین را در داستان بگنجانند تا مخاطب ارتباط عمیق تری با داستان برقرار کند و حس همدردی و درک را بین مخاطب و شخصیت های داستان بیشتر کنند. به طور کلی این آثار مخاطب خود را به چالش می کشند و او را در ماجراجویی ها شرکت می دهند. اینگونه است که مخاطب تاثیر پذیری و درک بهتری از داستان و محتوا خواهد داشت.

این آثار از نماد گرایی، ایدئولوژی ها و نظریه های مختلف استفاده می کنند تا نتیجه گیری خود را به مخاطب ارائه دهند. همچنین ایجاد سوال توسط شخصیت ها برای مخاطب صورت می گیرد. یعنی گاهی شخصیت ها سوالاتی را در حوزه های مختلف بیان می کنند و مخاطب را وادار به تفکر به جواب این سوال می کنند. اینگونه هم هدف خود را از داستانشان بیان می کنند و هم مخاطب را برای درک بهتر فیلم راهنمایی می کنند تا در چه حوزه ای تحقیق و تفحص کند. البته که تلمیحا یا صراحتا به سوالات مطرح شده در طول داستان پاسخ داده می شود و چیزی بی پاسخ نمی ماند تا مخاطب گیج نشود یا برداشت متناقض با روایت را نداشته باشد.

نمونه سینمایی و سریالی: ماتریکس، انتقام جویان: پایان بازی، جوکر، مختارنامه، اسکویید گیم، اخراجی ها و… . این آثار آثاری هستند که مخاطب را به شدت با خود درگیر می کنند. از تمامی تکنیک های ارائه محتوا به مخاطب بهره می برند. هم دیالوگ های صریح دارند، هم نمادین و تلمیحی عمل می کنند و هم در پشت پرده خود محتوایی برای ارائه دارند.

نمونه انیمیشنی: هتل ترانسیلوانیا، اسباب بازی ها، چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم، قرمز شدن و… . این آثار در ایدئولوژی و محتوای اصلی تلمیحی عمل می کنند. با این حال ریز محتوا های اخلاقی و اجتماعی خود را صراحتا بیان می کنند.

نمونه انیمه ای: شیطان کش، ناکجا آباد موعود، کیمیاگر تمام فلزی، دورورو و… . این آثار از یک یا چند ایدئولوژی، افسانه یا نظریه بهره می برند. این آثار قصد دامن زدن به دنیای داخل ایدئولوژی هایشان را دارند. در نهایت نتیجه گیری خود را صراحتا یا با اندکی تلمیح بیان می کنند. درک حقیقی نتیجه گیری نیازمند پیش نیاز های زیادی است که در طول داستان برای مخاطب ارائه می شود.

مستند ها را نیز می توان در دسته چالش_ماجراجو دسته بندی کرد. زیرا در طول مستند تلاش می شود اثبات های منطقی یا احساسی به مخاطب ارائه شود. در نهایت نیز نتیجه گیری نهایی تلمیحی یا صراحتا بیان می شود. برخی مستند ها یک خط داستانی را روایت می کنند. اما این روایت داستانی جدا از اثبات های حین پخش مستند و نتیجه گیری نهایی نیست.

انواع نقش مخاطب در رسانه؛ رسانه ها به شما چه نقشی را می دهند؟

۳. قاضی: در برخی آثار شاهد انبوهی از شخصیت های خاکستری هستیم. شخصیت هایی که به هیچ عنوان توانایی قضاوتشان را نداریم. نمی توانیم از شخصیتی تنفر کامل داشته باشیم یا طرفدار صد درصدی اش باشیم. بلکه قضاوت برخی از اعمال آنها در شرایط خاص به عهده مخاطب گذاشته می شود. در نهایت نیز خوب یا بد بودن نتیجه پایانی مشخص نیست. یعنی نمی توان گفت که پایان و نتیجه گیری مسئله ای خوب یا بد است. بلکه این نتیجه گیری ها قصد دارند تا مخاطب را به فکر وا دارند تا برای فهم این نتیجه تحقیق کنند و قضاوت کنند که آیا در فلان شرایط فلان ایدئولوژی درست است یا خیر؟ در فلان شرایط آیا می توان تبصره ای خلاف عرف یا شرع یا اخلاقیات اضافه کرد؟
۱. گاهی این آثار یک نتیجه خوب یا بد را در انتها نشان می دهند. حال بر عهده مخاطب است تا با قضاوت اعمال شخصیت ها تشخیص دهد که اعمال آنها چگونه و به درست یا غلط باعث این نتیجه شده اند. یعنی قضاوت درست یا غلط رسیدن به این نتیجه با توجه به خوب یا بد بودن نتیجه به عهده مخاطب است.
۲.گاهی مخاطب باید مسیر هایی که رسیدن به هدف را راحت تر می کردند جستجو و قضاوت کند.
۳. گاهی پیدا کردن دلیل عدم رسیدن به هدف به عهده مخاطب گذاشته می شود.

نمونه سینمایی: انتقام جویان: جنگ بی نهایت، شبکه اجتماعی، قصه های وحشی و… . این آثار عقیده و اعمال شخصیت ها، نتیجه نهایی، اشتباهاتی که برخی مرتکب شده اند یا کار هایی که می توانسته اند انجام دهند و انجام نداده اند را برای قضاوت به مخاطب واگذار می کنند.

نمونه انیمیشنی: رایا و آخرین اژدها، کوبو و دوتار، رنگو و… . در این آثار مخاطب با قضاوت اعمال شخصیت ها در طول داستان و تاثیر گذاری آن در وقوع نتیجه مواجه است.

نمونه انیمه ای: کد گیاس، دفترچه مرگ، اتک تایتان و… . در این آثار در انتها یک نتیجه رقم می خورد. حال مخاطب می ماند و قضاوت اعمال شخصیت ها از ابتدای داستان تا به اینجا. آیا اعمال این شخصیت ها درست بوده برای این نتیجه؟ راه بهتری بوده یا این تنها راه بوده؟ اگر برخی اعمال شخصیت ها از اصول اخلاقی و انسانی دور بوده، با نتیجه نهایی قابل توجیه است؟ و انبوهی از سوالات و قضاوت های دیگر.

کدام نقش مخاطب می تواند تاثیر گذاری بیشتری داشته باشد؟

از نظر منطقی هر چه نقش بیشتر و فعال تری به مخاطب بدهیم تاثیر محتوا بر روی مخاطب بیشتر خواهد بود. یعنی نقش قاضی بیشترین تاثیر گذاری را می تواند روی مخاطب داشته باشد.

البته به میزان درک و فهم مخاطب و سلیقه اش نیز وابستگی دارد. مخاطبین زیادی وجود دارن که آثاری با نقش قاضی را نمی توانند درک کنند و از نظر آنها این آثار بی سر و ته هستند. یا اینکه اصلا متوجه نمی شوند که چنین نقشی به آنها داده شده.

نا گفته نماند که هر سه این نقش دهی ها تاثیرات خاص خود را روی مخاطب دارند که بر اساس شرایط به مخاطب ایفا می شود. یعنی در برخی آثار نمی توان از نقش چالش_ماجراجو برای مخاطب بهره برد یا اگر اینکار را بکنیم تاثیر گذاری ضعیف تری داریم. گاهی هم بر عکس است. یعنی ممکن است این نقش برای مخاطب زیادی باشد و نتیجه گیری نا هم سو با صاحب رسانه صورت گیرد.

انواع نقش مخاطب در رسانه؛ رسانه ها به شما چه نقشی را می دهند؟

توهم نقش

هر چه باشد رسانه قصد القاء یک محتوای خاص را به مخاطب خود دارد. پس جهت دهی های فکری و کد گذاری های داستان را حتی در پیچیده ترین حالت ها جوری انجام می دهد که مخاطب به نتیجه مد نظر خود صاحب رسانه برسد.

در نقش تماشاچی هرچی خود صاحب رسانه بگوید نتیجه همان است.

در نقش چالش_ماجراجو نتیجه گیری نهایی به دست صاحب رسانه است. صاحب رسانه در طول مسیر رسیدن به پایان تمام توانش را برای اثبات کردن و منطقی جلوه دادن نتیجه انجام می دهد تا مخاطب نتیجه را قبول کند.

در نقش قاضی جهت دهی های فکری و کد گذاری های داستان حتی در پیچیده ترین حالت ها جوری انجام می شود که مخاطب به نتیجه مد نظر صاحب رسانه برسد. یعنی مخاطب در جایگاه قضاوت هست اما در نهایت باید به نتیجه مد نظر صاحب رسانه (هدف دراماتیک) برسد. البته در این قالب ممکن است مخاطب به نتیجه کاملا عکس مورد نظر صاحب رسانه برسد. برای مثال در انیمه دفترچه مرگ هدف صاحب رسانه فهم این مسئله بوده که نمی توان با کشتن و اعمال خشونت به جامعه آرمانی رسید. اما برخی مخاطبین نتیجه گرفتند که راه رسیدن به جامعه آرمانی همین است و اگر شخصیت اصلی بخاطر گاف یکی از همراهانش شکست نمی خورد می توانست به این آرمان برسد.

نوشته های مشابه

‫6 دیدگاه ها

  1. رسانه با ایجاد حس سمپاتی و همدل پذیری در شخصیت یا کاراکتر ، آن را تبدیل به نمونه ای برای هویت مخاطب میکند و آن را با مخاطب همراه می کند و بر اساس آن محتوایی که نیازمند و خواهان ترویج هست از صاحب رسانه را در ناخودآگاه مخاطب می نشاند این امر در گیم و بازی های رایانه ای که نیاز به فعالیت تعاملی مخاطب هست بیشتر است

  2. لطفاً بهترین انیمیشن سریالی نت فیلیکس یعنی آرکین رو هم نقد کنید وحشتناک درگیر کننده بود و می تونن توی بخش قاضی باشه

  3. سلام ممنون مقاله عالی
    لطفاً اگر امکانش هست در مقابل انحرافات رسانه ای تروریست های منافق مقاله بفرستید ‌‌
    مثل حجتیه و شیعیان انگلیسی که به ظاهر شیعه هستند اما باطنشان شیطان

    عده ای منافق صهیونیست تندرو که در کانال های مذهبی هدفشان فریب و کشتار شیعه توسط شیعه است. میخوان مخ برخی مذهبی ها رو با آب گل آلود شست و شو دهند
    فقط چند تا از انحرافات این ها :
    اول به اسم حمایت از اهل بیت و قرآن این ها در رسانه ها برای خودشون تبلیغ می‌کنند بعد شروع می‌کنند به اراجیف گفتن و تحریف و توهین و دروغ و هزاران تهمت
    که صدها روایت جعلی هم نوشتند

    2 – مثل این مورد : هر حکومتی قبل از ظهور باطل است!!! پس حکومت های اسلامی باید نابود شوند گناه و فحشا و فساد همه جا را بگیرد و جهاد معنایی ندارد پس باید کفار انگلیسی و فراماسون ها و صهیونیست ها بر شما حاکم باشند!

    3 – قیام امام حسین علیه السلام که باعث زنده ماندن دین اسلام هستش و حکومت مختار که آرامش بخش قلب اهل بیت است گفتند باطل است !!! و زبانم لال ادعا دارند امام حسین یک خوشگذران فاسد بود که برای خوشی و سفر به کوفه رفته بود! اصلاً قیام نداشت! مختار هم یک کذاب! خب از این حجتی های نادان و شیعیان انگلیسی فاسق بپرسید اگر امام حسین علیه السلام قیام نداشت پس مختار برای خونخواهی و زنده ماندن هدف چه کسی قیام داشت؟

    4 – هزار روایت جعلی هم نوشتند پر از سوتی و گاف امثال حکومت شیعه عراق بنی امیه هستش حکومت اسلامی پاکستان باطل و اهل سنت دروغگو و حکومت جمهوری اسلامی بنی عباس‌ و….. !!!! همه را نابود سازید و هیچ کاری با کفار انگلیسی و وهابی و صهیونیست نداشته باشید

    5 – این فرقه عاشق فیلم های هالیوود و چرندیات اربابان صهیونیست ها هستند مثل یوفو و جهان موازی و مثلث برمودا و زامبی و…..
    انتشار این خرافه ها و این توهمات سرگرمی شون هستش

    6 – کشتار سنی را به شدت تبلیغ می‌کنند مثل همون فیلم بانوی بهشت

    7 – ویدئو های اشتباه زیادی ساختند با اعداد کاملاً متناقض و تعداد کلمات قرآن رو با اشتباه تو ذهن مخاطب می‌فرستند. که تمام پیش بینی هاشون اشتباه از آب در اومد مثل نابودی امریکا در 2019 و نابودی اسرائیل تا 2021

    8 – توسل رو قبول ندارند و می‌گویند باید اهل بیت را بپرستیم! این چه فرقی با بت پرستی دوران جاهلیت داره؟ حتی مثل مسیحیت تحریف شده امام زمان را به عنوان خدایی در آخر الزمان تبلیغ دارند
    استغفرالله ربی و اتوب الیه

    و در آخرین مرحله گفتند گناه کاملاً حلال است امر به معروف و نهی از منكر باطل!

    9 – همون طور که میدونید هدف این مزدور های کافر حجتيه و شیعیان انگلیسی حذف اسلام است حالا چه با شبهه چه با تعریف از طاغوت و کفر چه دروغ چه تهمت چه…اما موفق نخواهند شد
    اللهم عجل لولیک الفرج

  4. حالا چرا این انگلیسی های کافر به ظاهر شیعه وعده دروغ می‌فرستن مثل همین 5 سال پیش در سال 2017 که گفتند نابودی اسرائیل تا 2020 حتمی است!
    اهداف مخرب زیادی وجود داره و تمام عقاید و باور های یک مسلمان رو هدف گرفته و اگر این انحرافات ریشه ای رفع شبهه نشود تمام باور های حق یک مسلمان رو نابود خواهد ساخت
    خب اینا چند تا مخاطب دارند؟ فوقش چندصدتا حالا اینجا بحثی نداریم که اینا مخاطب دارند یا نه

    خب بریم سر اصل مطلب
    مخاطب اینا رو نگاه میکنه و این حرف جعلی دروغین نابودی اسرائیل تا سال دو هزار و فلان رو در کنار اعتقادات خودش میپذیره
    بعد از پذیرش جهاد و دفاع رو هم باطل خواهد دانست چرا؟
    چون با این تفکر اشتباه که پس لازم نیست ما کاری انجام دهیم خودش نابود شدنی است
    بعد سال 2020 که رسید و رد شد 2021 هم اومد مخاطب می‌بینه هیچ اتفاقی نیفتاد رژیم صهیونیستی هم سالم و پابرجاست
    شک به وجود میاد نسبت به تمام اعتقادات و باور های پاک خودش
    که اگر همه مثل این وعده دروغین باطل باشه چی؟
    همین طور با پخش دروغ و شبهه یک کافر برای جامعه اسلامی می‌سازند
    بعد این سایبری های حجتی با گستاخی و تهمت زدن تمام
    عامل بی دینی مخاطب رو کشور های اسلامی معرفی می‌کنند
    تیر خلاص
    یک مسلمان پاک و مومن تبدیل خواهد شد به یک تروریست شبه داعشی قاتل فاسد که هدفش کشتار مسلمانان است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.